|
تغيير جغرافياى مالى از غرب به شرق
منبع: الحيات طبق گزارش شاخص هاى توسعه ۲۰۰۸ بانك جهانى كه در ماه آوريل منتشر شد توليد ناخالص داخلى كشورهاى در حال توسعه ۴۱ درصد از توليد ناخالص ملى در ميان تمام كشورهاى دنيا را تشكيل مى دهد در حالى كه اين رقم در سال ،۲۰۰۱ فقط ۳۶ درصد بود. با توجه به افزايش نرخ رشد در كشورهاى در حال توسعه و كاهش اين نرخ در كشورهاى پيشرفته انتظار مى رفت كه اين رقم به ۵۰ درصد برسد. طبق اين گزارش و براساس استانداردهاى جديد جهانى، چين به دومين اقتصاد بزرگ دنيا مبدل شده و ۵ كشور در حال توسعه نيز در ميان ۱۲ كشور بزرگ اقتصادى قرار گرفته اند. براساس نوشته هاى «كيشور مهبوبانى» در كتاب «نيمكره جديد آسيايى: انتقال اجتناب ناپذير قدرت جهانى به شرق»، اين تحول غيرقابل جلوگيرى است زيرا گرايش اقتصادى و سياسى به سمت شرق سريع تر و عظيم تر از آن چيزى است كه بسيارى از سياستگذاران غربى مى پندارند.تقريباً از يك دهه پيش، خاور دور، آمريكاى لاتين و روسيه اين مسير را تغيير داده اند. صدها ميليون چينى و هندى با خروج از بيكارى و مشكلات اقتصادى به رشد بى سابقه اى دست يافته اند. اين در حالى است كه آسيا فقط توليد مى كند و غرب مصرف مى كند. بدين ترتيب، عدم توازن گسترده اى در تراز تجارى ميان دو منطقه به وجود آمده است. اما هنوز كسى قدرت عظيم مالى آسيا را درك نكرده است. آسيا هرچه بيشتر كار مى كند ثروتمندتر مى شود. بانك مركزى چين ذخاير فراوان ارز خارجى را گرد آورده كه ارزش آن به بيش از ۱۶۵۰ ميليارد دلار رسيده است. از آنجا كه اين ذخاير صرف اوراق قرضه آمريكايى مى شود اين پديده چندان به چشم نمى آيد. با اين همه، بحران رهنى آمريكا نمايان ساخت كه جغرافياى مالى دنيا تا چه اندازه تغيير كرده است. بر پايه استانداردهاى جديد بانك جهانى چين درست پس از آمريكا به دومين قطب اقتصادى دنيا مبدل شده و آلمان را كه انتظار مى رفت در رده دوم قرار گيرد پشت سر نهاده است. اين كشور كه تا ۸ سال پيش از بانك جهانى كمك دريافت مى كرد اينك يكى از ۴۵ كشورى است كه به كشورهاى فقير دنيا كمك مى كند. بحران رهنى آمريكا حقايق جديدى را از جغرافياى مالى دنيا آشكار كرد. ۱۹ دسامبر ۲۰۰۷ هنگامى كه صندوق دولتى چين (صندوق سرمايه گذارى چينى ها) به بانك آمريكايى مورگان استنلى كه متحمل ضررهاى فراوان ناشى از بحران رهنى شده بود، ۵ ميليارد دلار پول داد، بدين ترتيب بسيارى از شاخصه ها و استانداردها را دچار تغيير كرد. نكته جالب آن كه، قرار است اين پول كمونيست ها يكى از مطرح ترين نمادهاى پولى وال استريت را نجات دهد. ماجرا در مورگان استنلى پايان نيافت: پول سنگاپور هم مريل لينچ و UBS را نجات داد؛ پول چينى ها «بير استرنز» را سرپا نگه داشت؛ و ميليونها دلار از ابوظبى نيز به «سيتى گروپ» آمريكا سرازير شد، نشانه هاى قدرت مالى جديد آسيا زمانى آشكارتر مى شود كه بدانيم ۴ شركت چينى در ميان ۱۰ كمپانى برتر در بازارهاى جهان سوم قرار دارند: پترو چاينا نخستين و برترين شركت در ميان اين چهار كمپانى چينى است كه با ارزشى معادل ۷۲۴ ميليارد دلار قبل از اكسون موبيل آمريكا (۵۱۹ ميليارد دلار) و جنرال الكتريك (۳۷۷ ميليارد دلار) قرار دارد. به راستى چگونه ممكن است كه كشورهاى در حال توسعه فريادرس كشورهاى «شمال» باشند اما از نظر انتقالات مستقيم پولى، كشورهاى شمال سير پولى فراوانى به سوى جنوب دارند. در سال ،۲۰۰۶ كشورهاى صنعتى در سرمايه گذارى هاى مستقيم ۸۵۷ ميليارد دلار دريافت كردند اما ۱۰۲۲ ميليارد دلار صادر كردند. از سوى ديگر كشورهاى در حال توسعه ۳۷۹ ميليارد دلار دريافت و تنها ۱۷۴ ميليارد دلار سرمايه گذارى كردند. آخرين سمبل تغيير قدرت مالى از غرب به شرق در پكن نهفته است. پايتخت چين اينك يك ركن اصلى مالى در دنياست كه مى تواند درباره برابرى دو ارز مهم دنيا يعنى دلار و يورو تصميم گيرى كند. در يك كلام، رئيس بانك مركزى چين اگر اراده كند مى تواند با تبديل بخش زيادى از ذخاير بانكى به يورو، دلار را نابود كند، بدون اين كه از واشنگتن يا فرانكفورت با اعتراضى مواجه شود. چشم انداز رشد ذخاير آسيايى، پيشرفت سريع كشورهاى حوزه خليج فارس و روسيه و توان بالاى اقتصادهاى آرژانتين و برزيل اين واقعيت را روشن مى سازد كه كشورهاى در حال توسعه، اقتصاد كشورهاى پيشرفته را تغذيه كرده و بقاى آنها را تضمين مى كنند.
|