محسن ميرزايى
در شماره پيش پيرامون سقوط كرمانشاه و همدان و بازتاب نگران كننده اين رويداد در محافل سياسى تهران، شرح كاملى از نظر خوانندگان گرامى گذشت، اينك به شهرآزاد شده همدان مى رويم تا ببينيم با عقب نشينى روس ها و افتادن آن شهر به دست عثمانى ها و عوامل طرفدار آلمان، در آنجا چه مى گذرد.
تهديد اعدام براى طرفداران روس ها
دنباله خاطرات منشى اول سفارت امپراتورى آلمان در جنگ جهانى اول امروز ۱۳ اوت ۱۹۱۶ - ۱۳ شوال ۱۳۳۴ امروز دو اعلان از طرف رئيس نظميه همدان منتشر شد و طرفداران و حمايت كنندگان از روس ها به تيرباران تهديد شدند.
اطلاعيه شماره يك نظميه همدان
به عموم اهالى شهر همدان و دهات اعلان مى شود كليه مال بگيرى (مصادره چهارپايان) براى اسباب و غيره، قدغن و متروك است و احدى مزاحم مكارى و «الاغ دار» نخواهد شد. در كمال خاطر جمعى و اطمينان هركسى بار گندم و جو و مال التجاره و غيره به شهر آورد يا به اطراف حمل نمايد در خريد و فروش آزاد است. از طرف جناب اجل آقاى كماندان (فرمانده) اردو، قدغن شده است كه مزاحم بار و مال (چهارپا) نشوند. چنانچه كسى متعرض مال (چهارپا)ى مكارى و الاغ دار شد، صاحب مال (چهارپا) به اداره نظميه اطلاع دهد، «مال» گرفته و به صاحبش داده مى شود. حسب الامر حضرت كماندان كل، آقاى على احسان بيك دامت شوكته، اخطار شد. ۱۴ شوال ۱۳۳۴
انتظام الملك رئيس نظميه همدان
اطلاعيه شماره ۲- نظميه همدان
به عموم اهالى شهر همدان و دهات اطراف شهر، با كمال توقير اعلام مى شود: چون رؤساى بانك شاهنشاهى (بانك انگليس) و بانك استقراضى (بانك روس) و بعد از حركت آنها اهالى شهر همدان و دهات اطراف، از دست افراد قشون روس اسب و تفنگ و لباس و پوتين و قند و چاى و غيره و غيره از هر قبيل به دست آوردند و همچنين اشخاصى كه از منازل صاحب منصبان روس يا از بانك هاى استقراضى و شاهنشاهى اسباب از قبيل تفنگ و فشنگ، اسب، ملبوس، اسباب خانه، كاه، يونجه و غيره برده اند، هرچه باشد ولو يكدانه قوطى كبريت، تماماً بدون كسر و نقصان بايد از تاريخ اين اعلان تا چهار روز در محل «بانك شاهنشاهى» كه در نزديكى «قلعه كاظم سلطان» واقع است حاضر نموده از روى ثبت و سياهه، تسليم مأمورى كه از طرف آقاى «كماندان كل اردوى اعزامى» براى همين كار معين فرموده اند رد نمايند و قبض رسيد بگيرند و رسيد را به نظميه ارائه دهند.بعد از چهار روز در هر خانه و شهر و دهات كه كاملاً تفتيش (بازرسى) خواهد شد يك اصله اسباب يا تفنگ ، فشنگ و غيره هرچه پيدا شود يا بعدها معلوم شود پيش اشخاصى كه اسباب بوده و نداده اند اين اشخاص در شمار جاسوس محسوب و بدون تأخير وقت، تيرباران خواهند شد. همچنين در هرخانه از افراد قشون روس، مريض يا سالم مخفى هستند. بايد به مأمور مزبور تسليم نمايد. اگر تا روز چهارم ابراز ننمايند، به اشد مجازات گرفتار خواهند شد و هر گاه از اسباب هاى منزل قونسولين روس و انگليس و دواير نظامى آنها يا رؤساى بانك ها و غيره از هر قبيل به رسم امانت، پيشكشى و چيزى از هر قبيل از خود روس خريده باشند، هرگاه ثابت نمود كه چه نوع جنس خريده و به چه مقدار بوده، در صورتى كه آنچه خريده، خوراكى و به قدر لزوم خودش بود، معاف است و اگر بيش از احتياج بود، بايد پس بدهد. در صورتى كه آنچه را كه برده اند، ببرند و تسليم نمايند، به هيچ وجه متعرض آنها نخواهند شد و خيلى هم مورد تمجيد خواهند شد.
حسب الامر حضرت كماندان (فرمانده)، آقاى على احسان بيك دامت شوكته، اخطار شد.
۱۳ شوال ۱۳۳۴
انتظام الملك رئيس نظميه همدان
دنباله خاطرات احمد على خان مورخ الدوله منشى اول سفارت امپراتورى آلمان در ايران
۱۴ شوال ۱۳۳۴ - ۱۴ اوت ۱۹۱۶
امروز صبح وثوق الدوله رئيس الوزرا، بعضى از رؤساى ادارات از قبيل مدير بلژيكى خزانه دارى كل و رئيس امنيه (ژاندارمرى) را احضار و دستوراتى صادر كرد.عصر امروز، مترجم سفارت روس در «دز آشوب» به ملاقات «علاء السلطنه» رفته، در ضمن صحبت گفته بود؛ قرار شده است وزراى كابينه را شاه شخصاً معين فرمايند، بعد از نيم ساعت عباسقلى خان نواب نايب سفارت انگليس نيز از علاء السلطنه ديدن كرده و مدتى مذاكرات محرمانه به عمل آوردند. سپهسالار اعظم رئيس الوزراى پيشين از شاهزادگان ظل السطان (پسر ناصرالدين شاه) كامران ميرزا نايب السلطنه (پسر ناصرالدين شاه و پدربزرگ احمدشاه) به ناهار دعوت كرده و آنها را به مخالفت با وثوق الدوله تشويق نمود. ضمناً اصرار ورزيده است كه به هر نوع شده، بايد شاه را به عزيمت از تهران وادار ساخت.
(خوانندگان گرامى در شماره هاى پيشين خواندند كه در جريان نهضت مهاجرت، سپهسالار و نايب السلطنه كامران ميرزا، از جمله كسانى بودند كه با مهاجرت و تغيير پايتخت كه به سود آلمان ها بود، جلوگيرى كردند و اين بار همان اشخاص با تغيير پايتخت كه به ضرر روس ها و انگليس هاست، بناى مخالفت گذاشتند.)
ديدار با شاهزاده صارم الدوله
دنباله خاطرات احمد على خان سپهر:
«امروز سه شنبه ۱۵ شوال ۱۳۳۴ - ۱۵ اوت ۱۹۱۶ - با شاهزاده صارم الدوله پسر ظل السطان در قيطريه ملاقات كردم، اظهار داشت:
«تصور نمى كنم كابينه وثوق الدوله تشكيل شود، چون كه جمع بين ضدين محال است. مثلاً وقتى آدم با وزيرمختار اتريش مذاكره مى كند، مى بيند او مى خواهد لا اقل در ايران داراى همان اختيارات و نفوذ كلمه اى باشد كه وزيرمختار روس و انگليس دارند، وقتى با وزيرمختار روس گفت و گو مى كنيم، ملاحظه مى نماييم او ايران را مثل لهستان و قفقاز مى داند، خاصه بعد از اقتدارى كه سپهسالار اعظم به كميسيون مختلط ماليه داد و در واقع خاتمه استقلال و سلطنت ايران را امضا كرده است.
چنانچه عثمانى ها هم به تهران بيايند، آنها نيز همين نوع رفتار خواهند كرد و ايران را خواهى نخواهى وادار به اعلان جنگ با متفقين خواهند كرد.»
هجوم مردم به بانك استقراض روس
افرادى كه به بانك استقراض روس مقروض هستند به خاطر بحران پيش آمده، درصدد بيرون آوردن اشياى رهنى خود از بانك برآمده، جمعيت كثيرى در بانك ازدحام نموده و اعضاى بانك تا دو ساعت از شب گذشته مشغول كار بودند و به واسطه كثرت جمعيت و ازدحام مردم چند زن زير دست و پا رفته و آسيب ديده اند. امروز «مادام مارلينگ» زن وزير مختار انگلستان نيز به سفارت اسپانيا رفته جواهرات خود را نزد مادام «زمر» امانت گذاشت. خانم مارلينگ با خانم ساير ديپلمات هاى سفراى دول متفق عازم اروپا هستند.»
اطلاعيه سفارت كبراى عثمانى
اين اعلاميه در روز پنجشنبه ۱۷ شوال ۱۳۳۴ ، ۱۷ اوت ۱۹۱۶ در تهران انتشار يافت و به در و ديوار پايتخت چسبانده شد.
متن اطلاعيه
در اين چند روز كه به عون الله تعالى، نظام فتح فرجام عثمانى در محال مختلفه، موفق به فتح و فيروزى گرديده اند، شنيده مى شود كه از طرف دشمنان اسلام در شهر تهران، پاره اى تحريكات به عمل آمده و مردم را به واسطه انتشارات كاذبه دچار وحشت و دهشت نموده اند، لذا سفارت كبراى دولت قوى شوكت عثمانى به تمام اهالى اطمينان كامل مى دهد كه از طرف اردوى مظفر و منصور عثمانى به هيچ وجه به كسى اذيت و آسيبى نخواهد رسيد و حتى نخواهند گذارد كه از طرف ديگران هم به يك فرد واحد صدمه برسد، چنانچه اهالى تهران از وضع رفتار آنها در كرمانشاهان و همدان مستحضر گرديده اند كه به اهالى آن سامان به قدر ذره اى هم آسيب و اذيتى نرسيده است، لذا، كليه اهالى در نهايت اطمينان آسوده و راحت باشند.
سفارت كبراى دولت عليه عثمانى
سارژ وافر عثمانى (نزهت بيك)
۱۷ شهر شوال المكرم ۱۳۳۴
دنباله خاطرات احمدعلى خان منشى اول سفارت امپراتورى آلمان در تهران
جمعه ۱۸ شوال ۱۳۳۴ - ۱۸ اوت ۱۹۱۶
نزديك نيمه شب، امين الوزارة (حسين علاء نخست وزير سال هاى بعد) به منزل نگارنده (احمدعلى خان) آمده اطلاع داد كه تا چند ساعت ديگر جناب صدراعظم به طرف رشت حركت خواهد كرد و تصميم گرفته است عمارت خود را به حاجى كاظم دادگران كه از آزادى خواهان است، اجاره بدهد تا از تعرض مصون بماند.در همين روز «كلنل نيسترم» سوئدى رئيس امنيه (ژاندارمرى) از راه استرآباد به طرف روسيه عزيمت كرد و به جاى او ماژور(سرگرد) گلروپ سوئدى برقرار گرديد.
در همين روز ژنرال قنسول روس تهران را ترك كرد، در همين روز قزاق هاى روسى كاشان را تخليه كرده و به قم رفتند و در همين روز رئيس بريگاد سواره قزاق همايونى كه فرماندهى قزاقخانه را بر عهده داشت، حقوق ماه گذشته بريگاد را پرداخته و عازم قزوين شد و نيز در همين روز وزير مختار روس و انگليس يادداشتى به دولت ايران تسليم كردند مبنى بر اين كه چون ايران نسبت به ما رويه «بيطرفى متمايل» را اختيار نموده، اكنون كه ما در شرف حركت از تهران هستيم خوب است موكب همايونى هم از پايتخت عزيمت نمايد. قرار شد به منظور تهيه پاسخ سفارتين ، مجلسى در دربار تشكيل شود.
و در مورد جواب نامه دو سفير، رايزنى شود.
رايزنى در كاخ صاحبقرانيه
امروز شنبه ۱۹ شوال ۱۳۳۴- ۱۹ اوت ۱۹۱۶ هيأتى به تعداد ۳۵ نفر مركب از علما و شاهزادگان و اعيان در دربار صاحبقرانيه تشكيل جلسه داد تا راجع به لزوم يا عدم لزوم حركت شاه از تهران اظهار عقيده نمايند، ابتدا «سعدالدوله» اظهار داشت به طورى كه به وزير مختار روس هم گفته ام، من به عزيمت اعليحضرت همايونى از پايتخت معتقد نيستم. خارج شدن، اعليحضرت را از تهران نه تنها براى ايران بلكه براى دولتين روس و انگليس نيز مضر مى دانم. شاهزاده شعاع السلطنه پسر مظفرالدين شاه هم شرحى در تأييد اين بيانات تقريرنمود و بعد با ورقه رأى مخفى گرفته شد. ۳۳ نفر رأى به عدم حركت شاه داده و فقط دو نفر تشريف فرمايى همايونى را به خارج از تهران لازم شمرده بودند.
در نتيجه قرار شد شرحى از طرف دولت به طورى كه مشيرالدوله ديكته نمايد در جواب سفارتين نوشته، توضيح داده شود كه مجلس عام، مركب از اركان مملكت حركت همايونى را تصويب نكرد، در اين صورت خوب است كه نمايندگان ديپلماسى، نمايندگان روس و انگليس و ساير متفقين نيز از تهران خارج نشده، ايران را بيطرف بدانند، نظير اين مضمون نيز به سفارتخانه ها نوشته شود و تلگراف متحدالمآلى (بخشنامه) به مأمورين ايران در دربارهاى خارجى مخابره گردد.
احمدعلى خان منشى اول سفارت امپراتورى آلمان در دنباله اين خاطره مى نويسد: «ناظرين سياسى با كنجكاوى غريبى مى خواستند بدانند آن دو نفرى كه رأى به لزوم حركت شاه داده اند چه كسانى بوده اند
امشب وزير مختار روس براى مدعوين خود در سر ميز شام گفته بود كه تا اين ساعت ۱۱ نفر به من مراجعه نموده و گفته اند كه آن دونفرى كه رأى به تغيير پايتخت داده اند ما بوديم !
در آن شرايط بحرانى كه سرنوشت جنگ و برنده و بازنده رقيبان معلوم نبود، از رجال ايرانى كمتر كسى بود كه قبول مسئوليت كند و در يك كابينه طرفدار آلمان و عثمانى شركت كند از اين رو در ۲۶ شوال ۱۳۳۴ - ۲۲ اوت ۱۹۱۶ اعلام شد كه وثوق الدوله موفق به تعيين وزراى كابينه نگرديده و استعفا داده است. شاه بلافاصله علاءالسلطنه پير را كه بارها پيش از آغاز جنگ و در آغاز جنگ نخست وزير شده بود احضار و مأمور تشكيل كابينه كرد.
فرداى آن روز اعلام شد كه «علاءالسلطنه» نيز قادر به تشكيل كابينه وزرا نيست و دليل آن را عدم قبول مسئوليت از سوى عين الدوله اعلام نمودند.
اعلاميه ژنرال على احسان بيك در همدان
در همين روز على احسان بيك كه قهرمان جنگ و فاتح «كوت العماره» بود و اينك نيروهاى عثمانى به فرماندهى او بود، اعلاميه اى به شرح زير در شهر همدان انتشار داد.
متن اعلاميه:
دولت عليّه اسلاميه عثمانيه براى استخلاص دولت همسايه اسلاميه خود ايران از ظلم روس ها و تخليص اعليحضرت سلطان احمدشاه از قيد اسارت و تأمين استقلال ايران و براى معاونت با اهالى ايران، يك اردوى اسلامى كه تحت كماندانى (فرماندهى) خود من است به ايران فرستاد. اين اردوى منصور (پيروز) تاكنون در كوت العماره، انگليس ها را محصور و در شهر (ماه) نيسان رومى كه مطابق با برج ثور است آنها را مغلوب و مجبور به تسليم نمود. ما ۵ ژنرال و ۴۰۰ صاحب منصب (افسر) و ۱۳ هزار نفر سرباز انگليسى را اسير گرفتيم. اردوى انگليسى مدت ۵ ماه در قلعه كوة العماره مدافعه كرد و حكومت انگليس براى تخليص آنها از هر طرف كوشش نمود ولى باز هم عافيت، آنها تمام اسير و گرفتار شدند. در اين مدت روس ها با كمال شتاب و به حسب ظاهر براى معاونت با انگليس ها به خانتين آمدند. ولى در باطن آرزوى اشغال بغداد را داشتند.
اين اردوى اسلامى كه در تحت فرماندارى خردس است پس از ايفاى اين فتح عظيم به طرف خانقين آمده و در ۲۱ماه كه مطابق ۱۲جوزا است روس ها را در خانقين مغلوب و پريشان كرد.
و در ۲۷ مارس، مطابق ۱۸ جوزا قصر شيرين را گرفته و در ۱۰ سرطان كه مطابق اول روز رمضان المبارك است كرمانشاهان را ضبط و از لوث وجود روس ها پاك و تخليص كرديم. در اين محاربات، اين اردوى مظفر در هر موقع يك ضربه جديدى به روس ها رساند و از اول روز رمضان المبارك كه به كرمانشاهان وارد شديم تا عيد رمضان براى استراحت در آنجا مانديم، در اين مدت استراحت، كردستان را فتح كرده و طرف يسار (چپ) اردو را تأمين نموديم. روس هاى عاجز، از مدت توقف ما، استفاده كرده بعضى شايعات در روزنامه هاى تهران نشر دادند. روس ها همچنين تصور كردند كه ما ديگر نمى توانيم فرونت (جبهه) آنها را بشكافيم و از ترس آنها اين مدت مشغول سنگر بندى شده ايم. اين يكصد و چهل هزار تومانى كه اشاعه داده اند كه از اهالى كرمانشاهان با ظلم و تعدى گرفته ايم يك شايعه كذب و مخصوص روس هاست كه براى اغفال «صافدلان» ايران بوده و براى ممانعت كردن از معاونت ايرانيان با ما بوده است.
اهالى كرمانشاهان حاضرند هر كس كه با او به صورت ظالمانه رفتار شده بيايد ادعا كند، ولى چند نفرى كه به روس ها و به ما خيانت كرده بودند جزاى خود را ديده و اينها جمعاً پنج، شش خائن جاهل بودند. ما چند نفر از آنها را به حبس و جريمه، مجازات كرديم و يك نفرشان محكوم به اعدام گرديد و يك نفر ديگر هم كه از اطراف روس ها براى تفتيش اردو آمده بود اعدام شد. مجازاتى كه به اهالى كرمانشاهان داده شده غير از نفرات فوق نيست. درباره پول، وجهى از كسى گرفته نشده فقط دو هزار ليره با تمام تجار كرمانشاهان، اسكناس مبادله شد آنهم براى اين بود كه پول خرد براى اردو نرسيده بود و براى اينكه اسباب زحمت كسبه نشود اين مبلغ را با تجار مبادله كرديم. اهالى مى خواستند به خواهش خودشان پول بدهند من قبول نكردم ولى به صورت اعانه، خودشان به طيب خاطر براى مريضخانه دادند و ما موافقت كرديم.