|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
فشار خون بالا، در جهان سوم بيشتر قربانى مى گيرد
بيش از ۸۰ درصد افرادى كه به علت فشار خون بالا مى ميرند در كشورهاى در حال توسعه هستند.براساس مطالعه جديد دانشمندان نيوزيلندى، در سال ۲۰۰۱ ، ۷/۶ ميليون نفر در جهان به علت فشار خون بالا جان خود را از دست داده اند كه در ۵۰ درصد اين موارد، سكته مغزى منجر به مرگ شده است. بيش از يك سوم همه مرگ هاى حادث شده در كشورهاى كم درآمد اروپا و آسيا به علت فشار خون بالا گزارش شده است كه در اين ميان افراد ۴۵ تا ۶۹ سال بيشتر در معرض خطر هستند. اين در حالى است كه در كشورهايى با درآمد متوسط، مرگ هاى ناشى از سكته مغزى در سال ۲۰۰۱ ، ۲/۵ ميليون و مرگ هاى ناشى از فشار خون بالا ۶۰۰ هزار مورد بوده است.
|
|
|
|
|
نخستين پيوند كليه گروه هاى خونى غيرهمسان در آسيا
براى نخستين بار در جنوب شرق آسيا، عمل پيوند كليه بين دو فرد با گروه هاى خونى متفاوت انجام خواهد شد.يك بيمار كليوى در سنگاپور نخستين نفر در جنوب شرق آسياست كه از فردى با گروه خونى متفاوت، كليه دريافت مى كند. اين بيمار ۴۶ ساله داراى گروه خونى O+ بوده و قرار است از همسرش با گروه خونى A+ كليه دريافت كند. اين عمل كه به پيوند كليه ناسازگار ABO معروف است، امكان پيوند اعضاى بدن بين افرادى با گروه هاى خونى غيرهمسان را فراهم مى كند. اين عمل براى نخستين بار در جهان، در سوئد و پس از آن در ژاپن انجام شد. آمريكا و اروپا نيز در سال ۲۰۰۰ اين عمل را با موفقيت انجام دادند. در عمل هاى پيوند كليه بين افراد با گروه هاى خونى مشابه، شانس موفقيت ۹۸ درصد است، اما در عمل هاى ABO اين ميزان ۸۵ تا ۹۰ درصد تخمين زده شده است.
|
|
|
|
|
كمبود ويتامين D افسردگى مى آورد
نتايج يك مطالعه پزشكى نشان مى دهد، كمبود ويتامين D در افراد بزرگسال مى تواند موجب تشديد افسردگى و ديگر مشكلات روانى در آنها شود.دانشمندان هلندى اعلام كرده اند يكى از علل اصلى بروز افسردگى در افراد، كمبود ويتامين D در بدن آنهاست كه با كمى مصرف ميوه هاى حاوى اين ويتامين و قرار گرفتن در برابر نور آفتاب، مى توان از شدت آن كاست.علاوه بر آن، كمبود ويتامين D مى تواند به افزايش ميزان هورمون هاى ترشح شده از غده پاراتيروئيد منجر شود كه از عمده علل بروز افسردگى است. اين مطالعه حاكى است به طور متوسط ۳۹ درصد مردان و ۵۷ درصد زنان از كمبود ويتامين D رنج مى برند.
|
|
|
|
|
«هيدرو سفالى» دشمن مايع مغزى - نخاعى
|
|
|
پرستو رفيعى «هيدروسفالى» واژه اى لاتين است كه از واژه هاى «هيدر» به معناى آب، «و» حرف ربط و «سفالى» به معناى سر تشكيل شده است و به افزايش غيرطبيعى «مايع مغزى - نخاعى» در بطن ها گفته مى شود. «مايع مغزى - نخاعى» به طور مرتب در اطراف مغز و نخاع در حال چرخش است و مواد مغذى را در اختيار سلول هاى عصبى قرار مى دهد و مواد حاصل از سوخت و ساز را دور مى كند.اين مايع در ساختمان مغز درون حفره هاى كيسه اى شكل به نام بطن مغزى قرار دارد. بطن هاى مغزى (مانند بالشتك) به عنوان سپر حفاظتى براى مغز عمل مى كنند. اگر گردش اين مايع به عللى دچار وقفه شود يا بيشتر از مقدار نياز توليد شود، تجمع بيش از اندازه آن موجب افزايش فشار درون مغز مى شود كه در نتيجه آن استخوان هاى جمجمه براى سازگارى به اطراف كشيده مى شوند و سر از حد طبيعى بزرگ تر مى شود در اين شرايط بافت مغزى نيز نازك تر مى شود و فشار زياد، به آن آسيب مى رساند و اگر بيمار مداوا نشود بيش از ۵۰ درصد از كودكان مبتلا را از بين مى برد. به طور كلى هيدروسفالى به دو علت ايجاد مى شود. در نوع اول به علت افزايش ترشح مايع مغزى - نخاعى بوجود مى آيد كه شيوع كمترى دارد و در نوع دوم نيز انسدادى در مسير طبيعى حركت مايع مغزى - نخاعى ايجاد يا محل جذب اين مايع، دچار مشكل مى شود. اين بيمارى در كودكان به صورت مادرزادى يا اكتسابى بروز مى كند، علت بروز بيمارى در نوع مادرزادى مربوط به قبل از تولد است از جمله عفونت هاى داخل رحم و بيمارى هاى ارثى. عامل اصلى ايجاد كننده در نوع اكتسابى همچون ضربات وارده به سيستم عصبى، خونريزى مغزى، تومور و عفونت هايى نظير مننژيت است كه بعد از تولد عارض مى شود.علائم هيدروسفالى در كودكان به سن آنها بستگى دارد. اگر كودك هنگام تولد به بيمارى مبتلا شده باشد، سر به شكل غيرطبيعى بزرگ است يا هنگام تولد اندازه سر نوزاد طبيعى است، اما در ماه هاى بعد به سرعت رشد مى كند. برجسته شدن مويرگ هاى پوست سر، برجسته شدن ملاج سر، استفراغ هاى مكرر، بى قرارى و خواب آلودگى از علائم ديگر بيمارى است. اين بيمارى در سنين بالاتر (معمولاً ۳سالگى به بعد) علائمى چون استفراغ هاى مكرر، سردردهاى دائمى، اختلال در سطح هوشيارى، كاهش بينايى و انحراف چشم را به دنبال دارد.در موارد خفيف بيمارى، براى درمان، پزشك متخصص تركيبات دارويى را كه موجب كاهش مايع مغزى - نخاعى مى شود، تجويز مى كند، اما در موارد پيشرفته روش هاى دارويى كمك چندانى نمى كند و درمان اصلى جراحى است كه در آن عامل ايجادكننده بيمارى حذف مى شود. مثلاً اگر تومورى موجب انسداد و ايجاد هيدروسفالى شده باشد، آن را حذف مى كنند. گاهى نيز نمى توان عامل ايجادكننده را حذف كرد، به همين علت با ايجاد سوراخى در كف بطن سوم مغزى، بيمارى را از بين مى برند. كاربردى ترين روش درمان، قرار دادن «شنت» (لوله اى ظريف) در جمجمه است كه مايع اضافى را از مغز به حفره ديگرى در بدن منتقل مى كند و بدين ترتيب سر به تدريج به حالت طبيعى بر مى گردد. چنانچه بيمارى كه از روش «شنت گذارى» استفاده كرده است، دچار حادثه اى مانند تصادف شود، «شنت» از كار مى افتد. براين اساس با بروز علائمى مانند تحريك پذيرى و استفراغ هاى مكرر، اختلال در هوشيارى و بينايى، بايد بيمار را به سرعت به مركز درمانى منتقل كرد، زيرا عدم اصلاح «شنت» خطرات جبران ناپذيرى براى بيمار دارد.اما به طور كلى با درمان به موقع، بيماران مبتلا به هيدروسفالى قادر به زندگى عادى و طبيعى خواهند بود.
|
|
|
|
|
فاصله مهره هاى دندانپزشكان را كسى پرنمى كند
|
|
|
دكتر حسين حيدر بيشتر دندانپزشكان در طول فعاليت حرفه اى خود دردهاى اسكلتى عضلانى را تجربه مى كنند.اگرچه ممكن است ابتدا يك كمردرد يا گردن درد موقتى چندان مورد توجه قرار نگيرد، اما در صورت ناديده گرفتن دردهاى مكرر، احتمال بروز ناتوانى پايدار وجود دارد و در صورتى كه بيمارى پيشرفت كند ممكن است حتى مانع فعاليت حرفه اى پزشكان شود.حرفه دندانپزشكى به علت همراه بودن با حركات مداوم و تكرارى، فعاليت طولانى و بدون وقفه در وضعيت هايى ثابت، نادرست بودن حالت هاى انجام كار، ضرورت دقت در كار و محدود بودن محيط كار، همواره ممكن است با دردهاى عضلانى اسكلتى همراه باشد. خم كردن سر به جلو در هنگام كار به مدت طولانى براى داشتن ديد بهتر به دندان هاى بيمار، شايع ترين حركت بدن در دندانپزشكان است و انجام اين كار در طول مدت فعاليت موجب مى شود گردن و سينه براى تحمل وزن سر مرتب منقبض شوند و اين كار موجب ضعف ديسك هاى مهره اى شود.پيشگيرى از اين ناراحتى ها مستلزم اصلاح نوع ديد دندانپزشك در هنگام كار و استفاده از روش درست براى ديدن دندان بيماران است.
تحقيقات مختلف نشان مى دهد كه حتى با استفاده از تجهيزات ارگونوميك، ۸۱ درصد دندانپزشكان از درد نواحى مختلف بدن، رنج مى برند كه وضعيت هاى نامناسب و كار در شرايطى بى تحرك مهمترين علت اين دردها است. در حرفه دندانپزشكى روزانه بيش از ۵ هزار حركت پيچيده انجام مى شود و با وجود اين كه در تقسيم بندى مشاغل، دندانپزشكى جزو مشاغل سبك محسوب مى شود، اما وضعيت هاى خاص شغلى بروز ناراحتى هاى ستون فقرات را در اين حرفه بيشتر مى كند. فعاليت هاى شغلى خطرآفرين چون بلندكردن اجسام، خم شدن، چرخيدن، دراز شدن براى گرفتن اجسام، كاركردن مداوم با اجسام نه چندان سنگين، نگه داشتن بدن در وضعيتى خاص وثابت، يكنواختى و خم شدن طولانى در همه مشاغل اتفاق مى افتد، اما به نظر مى رسد تعداد و دفعات اين حركات در حرفه دندانپزشكى به مراتب بيشتر باشد و همچنين عوامل خطرناك در محل كار مثل فشارهاى غيرقابل قبول، وظايف دستى سريع و مكرر، ارتفاع نامناسب ميزكار، صندلى نامناسب، كار در جاى تنگ، ميدان ديد كم، دقت زياد در محيط كار، در همه مشاغل وجود دارد اما اين مشكلات در حرفه دندانپزشكى تأثيرگذارتر است. اگرچه تغييرات ستون فقرات مانند افزايش انحناى كمرى و گردنى لزوماً موجب درد، ناراحتى و نشانه هايى براى فرد مبتلا نمى شود، اما وقتى اين ناهنجارى ها به مرور موجب تغيير شكل شديد و واضح ستون فقرات مى شود، درد و ناراحتى و نشانه هايى براى فرد مبتلا ايجاد مى كند، بنابراين دندانپزشكان با آگاهى از نشانه هاى آرتروز مى توانند جلوى تشديد بيمارى و اختلالات ستون فقرات خود را بگيرند. در اين زمينه شناخت وضعيت هاى كارى مناسب و وسايل ارگونوميكى براى دندانپزشك اهميت بسيارى دارد و در كنار آن توجه به نشانه هاى هشدار دهنده مى تواند كمك زيادى به دندانپزشكان براى پيگيرى، توجه، بازنگرى و اصلاح شرايط كارى خود كند. مسلم است كه بين علائم بيمارى آرتروز گردن و نحوه ديد دندانپزشك هنگام كار، همبستگى زيادى وجود داشته و اين موضوع با شايع ترين علامت اختلالات عضلانى رابطه دارد. دندانپزشكى كه از آيينه براى دست يافتن به ديد مستقيم استفاده نمى كند، قادر به رعايت ايستگاههاى كار مناسب نخواهد بود، در صورتى مى توان به اين مقوله به صورت مؤثر پرداخت كه دندانپزشكان عادت كنند وضعيت گردن را در موقعيت مناسب و تمركز خود را در ناحيه عمل به كمك آيينه انجام دهند تا در به كارگيرى مسائل ارگونوميكى موفق شوند. به عقيده بسيارى از محققان بهتر است دندانپزشكان تا حد ممكن فاصله خود تا محل كار را حفظ كنند و براى كار در مناطقى از دهان بيمار كه در ميدان ديد مستقيم آنها نيست، به كمك آيينه و با ديد غيرمستقيم كار كنند، چرا كه به نظر مى رسد تكرارى ترين وضعيت غلط زمانى اتفاق مى افتد كه دندانپزشك به صورت روزمره براى تنظيم نگاه خود به محيط كار، وضعيت هاى غلط به خود مى گيرد. در نهايت استفاده از ديد غيرمستقيم، ميدان ديد دندانپزشك را به طرز نامحسوس زياد مى كند و اگر دندانپزشكان از محاسن اين كار مطلع باشند و در اجراى آن بكوشند، حوزه بينايى خود را دوچندان مى كنند. البته فقط اين موضوع در پيشگيرى از ابتلاى دندانپزشك به اختلالات اسكلتى عضلانى اهميت ندارد بلكه ضررهاى اقتصادى ناشى از افت كمى و كيفى كار در بروز اختلالات اسكلتى عضلانى نه فقط موجب كاهش عمر كارى و بازنشستگى زودرس دندانپزشك مى شود، حتى در ايام فعاليت نيز موجب كاهش شديد بازده كارى شده و در نتيجه فرد مبتلا به علت درد و ناراحتى ستون فقرات سرعت و دقت لازم را نخواهد داشت. همچنين نبود درمان قطعى براى بسيارى از اختلالات اسكلتى عضلانى و روى آوردن افراد به درمان هاى علامتى و مصرف دارو در مدتى طولانى، علاوه بر ايجاد عوارض خطرناك به خصوص روى كليه، موجب تحميل هزينه هاى روزافزون نيز مى شود.تحقيقات نشان مى دهد ۴۴ درصد دندانپزشكان كشور از درد مداوم حتى در حين استراحت رنج مى برند و ۲۲ درصد دندانپزشكان دردهايى دارند كه هنگام خواب مزاحم آنها است و ۳۶ درصد دندانپزشكان اعلام كرده اند كه اين دردها موجب شده است در طول روز بيمار كمترى را پذيرش كنند و ۳۲ درصد عنوان كرده اند درد گردن دارند. رعايت استراتژى هاى ارگونوميكى از سوى دندانپزشكان، قرار گرفتن در وضعيتى مناسب و حفظ آن در طول كار، تنظيم وضعيت بيمار و برقرارى ارتباط مناسب به نحوى كه دسترسى و ديدى خوب براى انجام كار وجود داشته باشد، رعايت اصول ارگونوميكى نحوه استفاده از ابزار دندانپزشكى، استفاده از تجهيزات مناسب از نظر ارگونوميكى از جمله مهم ترين عواملى هستند كه به دندانپزشكان براى انجام كارى مناسب در وضعيتى متعادل و سالم كمك مى كنند. براى اين كه دندانپزشكى بتواند به راحتى كار خود را انجام دهد، اولين مسئله نشستن در وضعيتى صحيح است، پس از آن بايد در حفظ اين موقعيت تلاش شود براى حفظ وضعيت نشستن، دندانپزشك بايد تا حد امكان به بيمار نزديك شود و سر بيمار در نقطه اى كه دندانپزشك ترجيح مى دهد در آن كار كند، قرار گيرد همچنين تنظيم زاويه فك بالاى بيمار از مهمترين عواملى است كه دندانپزشك بايد به آن توجه كند، تنظيم نكردن صحيح اين زاويه موجب خم شدن تنه دندانپزشك به جلو مى شود. همچنين قرار گرفتن وسايل دندانپزشكى در محلى صحيح در پيشگيرى از بروز مشكلات براى دندانپزشك بايد در محل ثابت و تا حد ممكن به دهان بيمار نزديك باشند در صورتى كه نياز به چرخش به سمت وسايل وجود دارد بايد چرخش بدن دندانپزشك به صورت كامل انجام شود. به علاوه صندلى دندانپزشك نيز بايد ارتفاع قابل تنظيم هيدروليك داشته باشد، نشيمنگاه آن با Tilt ۱۰ تا ۱۵ به سمت جلو و پشتى آن قابل تنظيم از نظر ارتفاع و زاويه به سمت جلو و عقب باشد و تكيه گاه بازو براى كاهش فشار بر عضلات گردن و شانه داشته باشد.در نهايت نحوه كنترل وسايل دستى دندانپزشك، روشنايى و ديد كافى و مناسب، ديد غيرمستقيم به وسيله آيينه، استفاده از لنز بزرگ نمايى و اهميت دادن به ورزش و استراحت هاى دوره اى ازجمله عواملى هستند كه در پيشگيرى از ابتلاى دندانپزشكان به اختلالات عضلانى نقش مؤثرى خواهند داشت. عضو هيأت علمى جراحى فك و صورت دانشگاه تهران
|
|
|
|
|
آكنه، شايع ترين بيمارى پوستى
|
|
|
آكنه يك اختلال التهابى ناشى از غدد چربى و عرق است كه به دنبال افزايش توليد كراتين و چربى درون غدد ظاهر مى شود و هورمون ها ، آلرژ ن ها، اصطكاك پوست به هنگام پوشيدن لباس، تميز كردن بيش از اندازه پوست و تحريك آن از عوامل دخيل در ايجاد و يا تشديد اين بيمارى است. آكنه مى تواند سطحى باشد، كه شامل جوش سرسياه يا «كومدون» سرسفيد است، اما آكنه عميق، به صورت كيست يا جوش چركى نمايان مى شود و بدترين نوع جوش هنگامى است كه حاوى باكترى باشد و در اين صورت جاى آن تا آخر عمر روى پوست باقى مى ماند.افراد ۱۲ تا ۲۴ سال در ۸۵ درصد موارد بيشترين مبتلايان به اين بيمارى هستند كه علت آن افزايش توليد هورمون ها در دوران بلوغ است و در بيشتر موارد، مشكل آكنه در دهه سوم زندگى حل مى شود. * نشانه هاى آكنه آكنه معمولى ترين مشكل پوستى است كه معمولاً روى صورت نمايان مى شود، اما گاهى در پشت، شانه ها و قفسه سينه هم بروز مى كند و انواع مختلفى دارد. كومدون باز:جوش سرسياه نيز ناميده مى شود و فوليكول هاى بزرگ شده اى است كه به وسيله توده هاى سياهى، پر شده اند. كومدون بسته:در صورتى كه التهاب وجود نداشته باشد، كومدون، سرسفيد نام دارد، اما در صورت وجود التهاب، پاپول (قرمزى) ناميده مى شود. ندول:به تجمع عميقى از چرك در لايه درم كه سفت و محكم است، ناميده مى شود. كيست: ندول هايى است كه ترشحات آن خارج نمى شود. تاول هاى چرك دار عميق بزرگ:ندول هايى است كه به علت تخريب بافت هاى نزديك به هم ايجاد مى شوند. * درمان معمول درمان آكنه معمولاً شامل درمان هاى خوراكى و موضعى آنتى بيوتيك ها و رتينوئيك اسيد است. آنتى بيوتيك هاى موضعى مثل «كليندامايسين» و «اريترومايسين» براى فرم هاى سطحى آكنه مؤثرند و به كار مى روند. بنزوئيل پروكسيد، درمان معمول ديگرى است كه به منظور جلوگيرى از بروز آكنه ، به صورت موضعى يا به صورت خوراكى به فرم «ايزوترتيونين» مصرف مى شود، اما بايد توجه كرد مصرف طولانى مدت آنتى بيوتيك و رتينوئيك اسيدعوارض جانبى به همراه دارد. * درمان گياهى روغن درخت چاى و روغن ريحان دو مكمل گياهى مؤثر در درمان موضعى آكنه هستند. روغن درخت چاى (Tee tree oil) : از برگ اين درختان در استراليا به دست مى آيد و خاصيت ضدعفونى دارد. اين روغن در مبارزه با طيف وسيعى از ارگانيسم ها، شامل اغلب باكترى هاى طبيعى پوست كه در آكنه شديد دخالت دارند نيز مؤثر است. روغن درخت چاى داراى خاصيت ضد قارچ است و به عنوان بند آورنده خون هم استفاده مى شود. اين روغن با غلظت پنج درصد مؤثرترين درمان براى آكنه هاى سطحى و با غلظت ۱۵ درصد براى جوش هاى عميق مفيد است. مطالعات حاكى است، روغن درخت چاى با غلظت پنج درصد همچون بنزوئيل پروكسيد پنج درصد مؤثر است، اگرچه تحقيقات قبلى نشان داده بود كه روغن درخت چاى با سرعت كندترى از بنزوئيل پروكسيد نتايج مثبت را نشان مى دهد، اما اين مطالعه مشخص كرد كه مشكلات پوستى با مصرف روغن درخت چاى در مقايسه با بنزوئيل پروكسيد، كاهش بيشترى داشته است. اين روغن همچنين در كاهش التهاب ناشى از رها شدن هيستامين در پوست نيز بسيار مؤثر است. اين مطالعه همچنين مشخص كرد كه روغن درخت چاى در كاهش قرمزى ناشى از استخراج كومدون يا ندول بسيار مفيد است. روغن ريحان (Oil of basil) : اين روغن نيز داروى گياهى ديگرى است كه براى درمان آكنه مفيد است. اين روغن خاصيتى مشابه روغن درخت چاى دارد. جالب توجه اين كه اين محلول با درصد غلظت كمتر نيز مؤثر است، اما اين مشكل وجود دارد كه استفاده منظم از محلول پنج درصد روغن ريحان منجر به تحريك پوست مى شود. * مكمل يارى در درمان آكنه مصرف ويتامينA براى درمان آكنه بسيار مفيد و ضرورى است. رتينول ، تركيب فعال ويتامين A است كه كراتين و چربى ايجاد شده از غدد عرق را كاهش مى دهد. طبق مطالعات بالينى مشخص شد كه ويتامين A در دوز خوراكى ۴۰۰ هزار تا ۱۵۰ هزار واحد در روز، در درمان آكنه مؤثر است. اين دوز مى تواند موجب ايجاد مسموميت شود، بنابراين بايد با نظر پزشك مصرف شود. زنان نيز بايد از مصرف اين ميزان از ويتامين A خوددارى كنند، چون در صورت باردارى براى جنين بسيار مضر است. ويتامين A يك آنتى اكسيدان قوى است و خاصيت ضدالتهابى دارد. هنگامى كه صورت به مدت طولانى در برابر نور خورشيد قرار مى گيرد، سطوح بالايى از ROS(اكسيژن واكنش پذير) ايجاد و منجر به پراكسيداسيون چربى پوست مى شود. ويتامين A از طريق فعاليت آنتى اكسيدانى خود سطوح ROS سطح پوست را كاهش مى دهد و موجب كاهش التهاب مى شود. ويتامين B3 نياسين، نيكوتين آميد، نياسين آميد NADH درمانى معقول براى آكنه به شمار مى رود. به اندازه يك آنتى اكسيدان قوى از غشاى سلولى محافظت مى كند و از تجزيه سلولى به وسيله راديكال هاى آزاد و پراكسيداسيون ليپيد، جلوگيرى مى كند. در يك مطالعه، كرم حاوى نياسين آميد با غلظت چهار درصد به صورت دو بار در هفته روى محل موردنظر مصرف و مشخص شد كه نياسين آميد به اندازه كليندامايسين در درمان انواع آكنه مؤثر است. ويتامين B6 (پيرودوكسين) در متابوليسم هورمون هاى بدن نقش دارد. كمبود آن موجب افزايش جذب آندروژن ها مى شود و به همان مقدار، حساسيت پوست بالا مى رود. ويتامين B6 در پيشرفت متابوليسم و ترشح آندروژن ها و ديگر هورمون هاى استروئيدى از بدن لازم است. در مطالعه اى كه روى زنانى كه از آكنه شديد در دوران قاعدگى رنج مى برند، انجام شده است، مشخص شد كه ويتامين B6 به طور مؤثرى ايجاد و تشديد بيمارى را كاهش مى دهد. دوز استعمال شده در اين مطالعه، ۵۰ تا ۲۰۰ ميلى گرم در روز بود كه براى استفاده در طول عادت ماهيانه توصيه مى شود. روى نيز يك ماده معدنى مهم است كه به متابوليسم رتينول در بدن كمك مى كند. روى همچنين در احياى بافت و ترميم زخم ها نقش بسزايى دارد. اين عنصر يك كوفاكتور مهم در فرآيند هاى بيوشيميايى بدن بوده و براى عملكرد صحيح سيستم ايمنى و سلامت پوست ضرورى است. «سنتلا آسياتيكا» يا چاى سبز، يك آنتى اكسيدان بسيار قوى است. تركيب ويژه چاى سبز، كاتچين نام دارد كه توانايى آنتى اكسيدانى آن به خوبى شناخته شده است. طبق مطالعه اى كه اخيراً صورت گرفته است مشخص شد كه كاتچين، توليد و فعاليت آندروژن ها را تعديل مى كند و بر اين اساس هنگامى كه عدم تعادل هورمونى ايجاد مى شود، چاى سبز در درمان آكنه بسيار مؤثر خواهد بود.
|
|
|
|