|
احضار پدر به دادسراى اطفال
فاطمه وثوقى
پدرى به اتهام جلوگيرى از بازى كودكانه دختر خردسالش و زندانى كردن او در محل كارش به دادسراى جرائم اطفال احضار شد. چند روز قبل زن جوانى به همراه دختربچه پنج ساله اش با مراجعه به شعبه دوم بازپرسى دادسراى جرائم اطفال در حالى كه بدن كبود دختر كوچولويش را به بازپرس طاهرى نشان مى داد، با تسليم شكايتى عليه شوهر سابقش گفت: حدود ۱۰ سال قبل با وجود مخالفت هاى شديد خانواده ام با سعيد ازدواج كردم اما پس از شروع زندگى مشترك اختلاف هايمان آغاز شد تا جايى كه سرانجام به دليل مشكلات اساسى با حكم دادگاه خانواده از هم جدا شديم. دادگاه حضانت شبنم را به من داد اما مدتى بعد به خاطر مزاحمت هاى همسر سابقم از سر ناچارى سرپرستى او را به پدرش سپردم. وى در ادامه گفت: در اين مدت هرازگاهى دخترم را ملاقات مى كردم تا اين كه چند روز قبل يكى از بستگان شوهر سابقم تلفن زد و گفت: «اگر مى خواهى دختر كوچولويت را از دست ندهى، هرچه زودتر او را نزد خودت ببر!» با شنيدن اين خبر در حالى كه بشدت نگران سرنوشت و سلامتى دختر خردسالم شده بودم، عصر همان روز با سعيد تماس گرفتم و از او خواستم شبنم را نزد من بياورد. وقتى دخترم را به خانه بردم، هنگام عوض كردن لباس هايش متوجه زخم ها و كبودى هايى روى بدن دخترم شدم. وقتى از او علت را پرسيدم، با زبان كودكانه اش گفت: «بابا هر روز مرا به كارگاهش مى برد و كتكم مى زند، اجازه هيچ كارى هم به من نمى دهد اگر هم حرف او را گوش نكنم دست ها و پاهايم را با طناب مى بندد و زندانى ام مى كند. براى اين كه كسى هم صداى گريه ام را نشنود، دهانم را با چسب نوارى محكم مى بندد و مرا در اتاقكى تاريك زندانى مى كند.»طاهرى، بازپرس پرونده پس از مشاهده بدن زخمى و كبود شبنم كوچولو در حالى كه بشدت متأثر شده بود، از او پرسيد: - چه كسى تو را كتك زد دخترك هم بدون اين كه جوابى بدهد دفترچه نقاشى خود را به بازپرس نشان داد. در يكى از صفحات يك هيولاى سياه رنگ به چشم مى خورد. او با زبان كودكانه اش گفت: -اين بابا است! او خيلى بده، هميشه منو كتك مى زنه و زندانى ام مى كنه! بازپرس در ادامه پرسيد: چرا تو را مى زد. حتماً شلوغ مى كردى شبنم هم سرش را پائين انداخت و به آغوش مادرش پناه برد.بار ديگر بازپرس از او پرسيد: ـ بابا را دوست دارى دختر كوچولو در حالى كه دستهاى مادرش را به سختى مى فشرد، هيچ حرفى نزد. فقط گفت: «من مى خواهم پيش مامانم باشم.» بازپرس پرونده پس از نخستين بررسى ها دختربچه را به پزشكى قانونى فرستاد تا درباره سلامت روانى او و علت جراحات وارده بر بدنش اعلام نظر شود.وى همچنين از مأموران خواست، پدر كودك خردسال را براى تحقيق و بازجويى به دادگاه منتقل كنند.
|