|
گفت و گوى «ايران» با استفان زونز روزنامه نگار برجسته آمريكا
آخرين تكاپوى بوش در خاورميانه
|
|
|
مهردخت مهاجرانى اغلب سران دو جناح حاكم بر ايالات متحده پس از ناكام ماندن طرح خاورميانه نوين و مواجهه با واقعيات موجود اجتماعى، سياسى منطقه، سخن از رويكرد جديد به خاورميانه مى رانند. در صحنه داخلى، دولت جورج بوش و تيم نومحافظه كاران پيرامون وى، با آشكار شدن ناكامى هاى سياست هاى منطقه اى آمريكا در خاورميانه، با انتقادات فزاينده داخلى مواجه شده و براى عبور از اين موج نارضايتى بحث سياست هاى تازه در اين منطقه را به ميان كشيده اند. فضاى سياسى در آمريكا هم اكنون كاملاً تحت الشعاع برگزارى انتخابات رياست جمهورى سال آينده قرار دارد. موضوع سياست خارجى و بخصوص ناكامى آمريكا در عراق مهمترين و اصلى ترين برگه اى مى باشد كه در اختيار دموكرات هاى مخالف دولت بوش افتاده است. اوضاع امنيتى در عراق پس از گذشت پنچ سال از اشغال آن كشور، همچنان نامطلوب است و آمريكا در برخورد با معادله پيچيده عراق دچار سردرگمى بيشترى است. ناآرامى ها وجدال هاى سياسى در لبنان ادامه دارد و موضوع هسته اى ايران همچنان در كانون مناقشه ايالات متحده قرار دارد. در سرزمين هاى اشغالى پس از تسلط حماس بر غزه شرايط تازه اى پيش آمده و دولت اسرائيل، متحد اصلى آمريكا در منطقه، دو سال پس از پايان جنگ با حزب الله، در حالتى متزلزل و شكننده قرار گرفته است. در آخرين روزهاى زمامدارى بوش كاخ سفيد به اتخاذ يك رشته سياست هاى پرشتاب دست زده است. سياست هايى كه ممكن است دولت آينده اين كشور را در زمينه بويژه خاورميانه برابر كارى انجام شده قرار دهد. دراين راستا است كه آنها به امضاى مجموعه اى از پيمان ها در افغانستان يا عراق و ... روى آورده اند . اين كار به صورت بارز از سوى وزراى خارجه و دفاع آمريكا به منطقه خاورميانه در قالب انعقاد قراردادهاى نظامى وسياسى و نيز در قالب سفر جديد بوش به منطقه به عنوان تعهدى به حفظ برترى نظامى اسرائيل دنبال مى شود. اما سؤال اين است كه آيا به راستى با اين حركت هاى پرشتاب امكان تغيير مسير سياست خارجى آينده آمريكا وجود دارد و كدام بخش از سوداهاى بوش دراين مدت چند ماهه قابل تحقق است. اين موضوع را در گفت وگويى با استفان زونز روزنامه نگار برجسته آمريكا به بحث گذاشتيم كه از نظر گراميتان مى گذرد. * آيا در مدت باقيمانده از دوران بوش ممكن است در سياست آمريكا بويژه در دو بحران عراق و افغانستان تغييرى صورت بگيرد نبايد انتظار تغييرات زيادى داشته باشيد. در مجموع ايدئولوگهاى حاكم بر دولت بوش خيلى قدرتمند و قادر به تغيير سياست ها به نظر نمى رسند و گويا تمايل دارند آشفتگى موجود را كه خود به وجود آورده اند به دولت بعد، كه احتمالاً تحت كنترل حزب دموكرات اپوزيسيون خواهد بود، منتقل كنند. * تغييرات گسترده در تركيب فرماندهان نظامى پنتاگون مانند رفتن فالون يا جابه جايى پترائوس نشانه چيست تعداد روبه افزايشى از رهبران نظامى ايالات متحده با سياست هاى اين كشور در منطقه، بخصوص در قبال ايران و عراق، مخالفند. در نتيجه بوش حاميان سياست هايش را ارتقا داده و مخالفانشان را وادار به استعفا كرده است. استعفاى فالون و ترفيع ژنرال پترائوس نيز پيرو همين الگو بود. * به طور خاص در پروژه عراق آمريكايى ها اكنون دنبال چه هدفى هستند : كسب يك پيروزى نظامى آنى، ايجاد يك آشتى ملى يا بستن قراردادهاى اقتصادى ونظامى كه آينده حضورشان را تضمين كند در اين مورد مى توان گفت دولت بوش از برنامه هاى بزرگ پيروزى كامل و ايجاد عراقى باثبات و حامى مقاصد اقتصادى و استراتژيك آمريكا در منطقه دست برداشته است. كاهش نسبى سطح خشونت و ايجاد دست كم چهار پايگاه نظامى اصلى به منظور مداخله آمريكا در نقاط ديگر منطقه، بالاترين اميد آنهاست. آنها خواهان حكومت بر نظام متحدى با دولت مركزى ضعيف هستند، به شكلى كه استقلال محلى ايجاد كنند ولى مانع از تفكيك كشور به ۳ منطقه شوند. چرا كه اين جدايى طلبى مى تواند منجر به افزايش خشونت شود. * آنچه راجع به اختلاف رايس و گيتس با چنى بويژه در برخورد با ايران و عراق گفته مى شود چه ميزان صحت دارد گرچه همگى آنها معتقدند ايالات متحده حق حكومت بر منطقه دارد، اما هنگامى كه سخن از محدوديت هاى قدرت آمريكا به ميان مى آيد، موضع رايس و گيتس تا حدى واقع گرايانه تر است. چنى هنوز به قدرت آمريكا براى تحقق خواسته هايش اعتقاد بى اساسى دارد. اما هيچ يك از آنها به خواسته مردم اين كشورها در خصوص خودمختارى بدون سلطه بيگانه اهميتى نمى دهند. * چرا پروژه خروج از عراق كه ماه هاى گذشته با شدت توسط كنگره و افكارعمومى آمريكا پيگيرى مى شد اكنون دوباره متوقف شده است دولت بوش به پشتوانه رسانه ها توانست بسيارى از آمريكايى ها را متقاعد كند كه افزايش نيروها در سال گذشته باعث كاهش خشونت در برخى از نقاط عراق شد. به علاوه حزب دموكرات، كه بر كنگره نظارت دارد و احتمال مى رود در انتخابات رياست جمهورى در ماه نوامبر پيروز شود، همچون گذشته ها در مبارزه با حزب جمهوريخواه در امور نظامى محكم برخورد نمى كند. در اين نظام خشك دو حزبى تمايلات ضدجنگ در قانون بازتابى ندارند. * بر حسب تجربه دولت هاى پيشين آمريكا فكر مى كنيد كدام بخش از سياست ها با جابه جايى سياسى در كاخ سفيد تغيير خواهد كرد و سؤال ديگر اينكه آيا اين فرض را قبول داريد كه انتخاب مك كين تداوم كامل انديشه هاى دوران بوش خواهد بود ولى انتخاب هيلارى و اوباما تغيير ساختارى اين سياست ها شايد جان مك كين در عمل حتى از بوش هم سلطه جوتر باشد. هيلارى كلينتون احتمالاً اكثر سربازان آمريكايى را از عراق خارج خواهد كرد و به احتمال زياد حمايت متحدان ايالات متحده را جلب خواهد كرد اما سياست كلى وى در قبال ايران، افغانستان، اسرائيل و ديگر كشورهاى منطقه شبيه به سياست بوش خواهد بود. تنها باراك اوباما تغييرات واقعى ترى را به همراه خواهد آورد. حكومت او مانند حكومت هاى پيشين، خواهان حفظ و افزايش قدرت نظامى و سلطه جويى آمريكا است. اگرچه، بعيد به نظر مى رسد عملكردى يك جانبه اتخاذ كند و درگير حمله نظامى شود. در عوض بسيار محتمل است كه توجه خود را بر موارد زير متمركز كند: حل درگيرى ها، انجام مذاكراتى با ايران و ديگر كشورها، خروج اكثر سربازان از عراق، وادار كردن اسرائيل به مصالحه در اشغال سرزمين هاى فلسطين و سوريه و پى گيرى جدى تعهدات آمريكا در چارچوب قوانين بين المللى .
|