سه شنبه ۲۴ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۷ جمادى الاول ۱۴۲۹
Tue, May 13, 2008
ماجرا
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سياست۱
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
اينترنت
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ماجرا
كودك بادبادك
خانواده
زنگ اول
دزدى كه با جهيزيه آمد
363915.jpg
خسرو مبشر
سرنوشت دزد سابقه دار كه نيمه هاى شب براى سرقت وارد خانه اى در جنوب تهران شده بود بر اثر يك اتفاق ناخواسته تغيير كرد.
مرد زندانى دستبند به دست همراه دو مأمور زندان پشت در اتاق شعبه چهارم دادگاه تجديد نظر استان تهران نشسته بود.
كمى آن سوتر نيز دو زن ميانسال و يك دختر ۱۹ ساله بى قرار قدم مى زدند.
قاضى عبداللهى- رئيس دادگاه- در حال مطالعه اوراق پرونده بود. دادگاه بدوى متهم را به هفت ماه زندان محكوم كرده بود. لحظه اى بعد او سرش را بالا گرفت و نگاهى به حاضران در جلسه انداخت. سپس به جمال - متهم- گفت: براساس اوراق پرونده شما يك متهم سابقه دار هستيد كه تاكنون به اتهام هاى سرقت از چند خانه و مغازه و كيف قاپى چندبار زندانى شده ايد. آخرين بار نيز به اتهام سرقت از يك خانه در خيابان پيروزى به ۱۸ ماه زندان محكوم وتحمل كيفر كرده ايد.
با اين حال پس از آزادى از زندان هنگام دزدى در يك جشن عروسى دستگير شديد. اين شواهد نشان مى دهد شما هنوز متنبه نشده ايد.
ناگهان متهم گفت: آقاى قاضى به خدا من به خاطر دزدى به جشن عروسى نرفته بودم بلكه مرا به آن مراسم دعوت كرده بودند. اين مسئله را بارها و بارها به مأموران و بازپرس و قاضى دادگاه قبلى گفته ام. اما هيچ كس به حرف هايم توجهى نكرد.
درست است كه خطاهاى زيادى مرتكب شده ام اما بامجازات تاوان اشتباه هايم را نيز داده ام. به همين خاطر با خود عهد كردم ديگر دنبال كار خلاف نروم. به دادگاه هم تعهد مى دهم ديگر كار خلافى انجام ندهم.
قاضى: در مراحل بازجويى به مأموران گفته بوديد از نزديكان خانواده عروس هستيد. اما پس از تحقيق مشخص شد هيچ نسبتى با آنها نداشتيد چرا دروغ گفتيد
جمال كه پاسخى براى دادگاه نداشت سكوت كرد و سرش را پائين انداخت.
قاضى: براساس محتويات پرونده شما سه ميليون تومان به اين مادر و دختر- اشاره به دو تن از حاضران- پرداخته ايد. علت اين كار چه بوده است
متهم: چند سال پيش مبلغ سه ميليون تومان از حسين- پدر دختر- قرض كرده بودم. بنابراين بدهى خود را به خانواده اش بازگرداندم.
قاضى: مى دانيد پدر دختر خانم كجاست
متهم: خير براى من فرقى نمى كند كه او كجاست. مبلغى بدهى داشتم و آن را پرداختم. البته سه ميليون تومان را از فردى به عنوان قرض دريافت كرده ام كه قرار شد به طور قسطى آن را بازگردانم.
قاضى : دفاع شما قانع كننده نيست. شما در روز عروسى اين دختر- اشاره به دختر جوان- به محل برگزارى جشن رفتيد كه گفته شده تصميم به سرقت پول و اشياى با ارزش ميهمانان داشته ايد. در اين لحظه متهم به قاضى گفت: از اين به بعد در صورتى حرف مى زنم كه در دادگاه تنها باشم. چرا كه مى خواهم مسائلى را به صورت خصوصى بگويم.
بدين ترتيب به دستور قاضى محكمه حاضران در جلسه براى دقايقى بيرون رفتند. سپس مرد ميانسال گفت مى دانم كه سابقه خوبى ندارم اما مى خواهم با شما رازى را در ميان بگذارم و بدانيد كه مردانه حرف مى زنم و هيچ دروغى نمى گويم.
من به اتهام سرقت از يك خانه به ۱۸ ماه زندان محكوم و پس از تحمل كيفر نيز آزاد شدم. دو هفته اى بيكار در شهر پرسه مى زدم و دنبال طعمه مى گشتم. سرانجام يك شب در حوالى خيابان پيروزى وارد خانه اى شدم. در يكى از اتاق هاى طبقه پائين مشغول جمع آورى يك فرش كهنه ومقدارى از وسايل بودم كه ناگهان صداى گريه و هق هق دخترى را شنيدم. وقتى كمى دقت كردم متوجه شدم دختر دم بخت گريان، با مادرش درد و دل مى كند. مادر با صداى بغض آلودى دخترش را نصيحت مى كرد و به او مى گفت: «غصه نخور. خدا بزرگ است. به من فرصت بده، همين روزها واقعيت را به نامزدت و خانواده اش مى گويم. شايد آنها شرايط ما را درك كنند و حرف هايمان را بپذيرند.»
دختر جوان هم در جواب گفت: «تو كه به خانواده شوهرم گفتى پدرم براى كار به ژاپن رفته است. در حالى كه او به اتهام فروش مواد مخدر در زندان است و بايد ۵ سال هم آنجا بماند. گذشته از اين من كه جهيزيه اى ندارم كه به خانه بخت بروم» و ...
باشنيدن حرف هاى سوزناك دختر و مادر، منقلب شدم و بدون اين كه چيزى بردارم به آرامى آنجا را ترك كردم. تا صبح در خيابان ها پرسه زدم و فكر كردم. دلم به حال دختر بى پناه مى سوخت. بنابراين با خود عهد بستم با يك عمل خير، كفاره دوران سياه زندگى ام را بدهم. شايد خداوند مرا به خاطر اين كار مورد عفو قرار دهد. سپس تصميم گرفتم به هر شكل ممكن مقدارى پول تهيه كنم. روز بعد به خانه مادرم رفته و ماجرا را برايش شرح دادم. از او كمك خواستم و قول دادم ديگر سراغ خلاف نروم. اما مادرم حرف هايم را قبول نداشت. بعد هم گفت در اين باره تحقيق مى كند. او حتى براى اطمينان از حرف هايم به بهانه اى با مادر و عروس جوان هم صحبت كرد. وقتى پى برد واقعيت را گفته ام بسيار خوشحال شد. بعد هم به كمك آشنايان و دوستان حدود سه ميليون تومان تهيه كرد. من هم قول دادم بدهى خود را به صورت اقساطى به او برگردانم. يك روز با پول ها به خانه دختر جوان رفتم. خودم را از دوستان قديمى پدرش معرفى كرده و به او و مادرش گفتم: براى بازگرداندن بدهى ام به دوستم آمده ام. در نتيجه سه ميليون تومان را به دختر جوان دادم و بلافاصله خانه آنها را ترك كردم. چند روزى كه آنها را تحت نظر داشتم شادى مادر و دختر را هنگام خريد جهيزيه ديدم.
يك ماهى از اين ماجرا گذشته بود كه همراه مادرم به خانه آنها رفتم. مادر عروس خانم هم ما را به عروسى دعوت كرد. اما متأسفانه شب عروسى يكى از ميهمانان مرا شناخت و جار و جنجال به پا كرد. من هم ناچار فرار كردم، اما از بدشانسى در كوچه دستگير شدم.
البته من در مراحل بازجويى نزد بازپرس و مأموران درباره مبلغ سه ميليون تومان چيزى نگفتم و اين راز را براى اولين بار براى شما بازگو مى كنم. آقاى قاضى قسم مى خورم و تعهد مى دهم كه ديگر دنبال كار خلاف نروم و از طريق راه درست و كارگرى نان حلال به خانه ببرم. من همسر و فرزندى ندارم اما اگر فرصتى به من بدهيد قول مى دهم براى خودم خانه و زندگى تشكيل دهم.
قاضى دادگاه پس از شنيدن اظهارات جمال - متهم - عروس جوان و مادرش را به همراه مادر متهم به اتاق فرا خواند. دختر بدون مقدمه به قاضى گفت: از زمانى كه خودم را شناختم از مهر و محبت پدرى محروم بودم. فقط مادرم حامى من بود. اين مرد كه يكى از دوستان پدرم است، مسير زندگى من و خانواده ام را تغيير داد. آقاى قاضى او دزد نيست بلكه بهترين باباى دنيا است خواهش مى كنم او را آزاد كنيد. مأموران او را اشتباهى دستگير كرده اند. او شاكى ندارد و فقط به خاطر يك سوءتفاهم و سوءظن دستگير شده است.
مادر متهم نيز گفت: چند سال پيش شوهرم در يك سانحه تصادف كشته شد. مرگ او ضربه روحى شديدى براى من و خانواده ام بود. پسرم جمال به دليل مشكلات روحى اغلب اوقات شب ها به خانه نمى آمد. تا اين كه متوجه شدم به اتفاق چند دوست نابابش به راه خلاف روى آورده است. وقتى دريافتم به اتفاق دوستان نااهلش دزدى هم مى كند او را به خانه ام راه ندادم. باور كنيد پسرم راست مى گويد.
قاضى عبداللهى پس از شنيدن اظهارات متهم و شاهدان پرونده لبخندى زد و گفت: بسيار خوشحالم كه يك فرد خطاكار پس از سال ها بيراهه رفتن بر اثر يك اتفاق اين گونه متنبه شده و مسير اصلى زندگى اش را پيدا كرده است. بنابراين به دليل اين كه شاكى خصوصى نداريد به استناد ماده ۲۲ قانون مجازات اسلامى هفت ماه زندان نقض شده و دادگاه شما را از اتهام هاى وارده تبرئه مى كند.
افشاى زندگى يك مرد با زن دوم
363840.jpg
يك مرد با مراجعه به دادگاه خانواده تقاضا كرد نفقه ماهيانه همسر و فرزندانش از سوى كارشناس تعيين شود تا با واريز اين مبلغ به حساب آنها مدركى براى جلوگيرى از بهانه جويى هاى همسرش داشته باشد.
به گزارش خبرنگار ما، همسر اين مرد كه با مراجعه به دادسرا از شوهرش به خاطر نپرداختن نفقه خود و فرزندانش شكايت كرده بود در دادخواستى نوشت: ۲۳ سال پيش با مهريه اى ناچيز به عقد همسرم در آمدم چرا كه انتظار داشتم بناى زندگيمان بر اساس تفاهم و محبت باشد. اما او از همان سال اول بناى ناسازگارى را گذاشت و حتى با وجود ۴ فرزند نيز شرايط زندگى مان را بهتر نكرد. همسرم از خانه فرارى بود و هر وقت هم مى آمد، از پرداخت هزينه هاى زندگى فرار مى كرد. تا اين كه چندى قبل لابلاى وسايل شخصى اش صيغه نامه اى پيدا كردم و متوجه شدم او از مدتى پيش زندگى ديگرى تشكيل داده است. با پى بردن به اين موضوع به حالت قهر خانه را ترك كردم و به خانه پدر رفتم. اميدوار بودم شوهرم به خاطر فرزندانمان به سراغم بيايد، اما انتظار بى فايده بود. حال آنكه متأسفانه متوجه شدم شوهرم با سوء استفاده از اين فرصت، دادخواست عدم تمكين داده و به خاطر حاضر نشدن من در دادگاه و اين كه دفاعى از خودم نكرده ام ، دادگاه به شوهرم اجازه داده تا با رعايت عدالت ازدواج مجدد كند. اما با اين حال او نه تنها حاضر به پرداخت خرجى نيست، بلكه با زور و تهديد من و فرزندانمان را دائم تحت فشارهاى روحى و روانى قرار داده و از فرزندانم مى خواهد تا با بيرون كردن من از خانه به امكانات رفاهى بيشترى دست پيدا كنند. او از چهارده ماه قبل بى دليل خرجى فرزندانم را نداده و اگر در اين مدت درآمد حاصل از كار خياطى ام نبود نمى دانستم بچه هايم چه وضعى داشتند. همزمان با شكايت اين زن چهار فرزندش در دادگاه حاضر شدند و اظهارات مادرشان را تأييد و از بى مهرى و بى مسئوليتى پدرشان شكايت كردند. بازپرس پرونده نيز اين مرد را به دادسرا احضار كرد. او پس از شنيدن اظهارات همسرش گفت: «من يك شغل دولتى و يك شغل آزاد دارم. به همين خاطر از وضعيت مالى نسبتاً خوبى بهره مندم و توانايى اداره دو زندگى را دارم . اما همسر اولم با بداخلاقى ها و بدرفتارى هايش آسايشم را سلب كرده است. او دائم فرزندانم را عليه من تحريك مى كند و هر چه براى خانه خريد مى كنم، بيرون مى ريزد. با اين حال انبارى آپارتمان را پر از آذوقه و وسايل خانه كرده ام بطورى كه مواد غذايى آنها تا يك سال تأمين است و هيچ كم و كسرى هم ندارند. همسرم با طرح اين شكايت قصد آزارم را دارد و در حالى كه از ۶ سال پيش حاضر به تمكين نيست، تقاضاى دريافت نفقه را دارد. با اين حال همانطور كه تا به حال نفقه زنم را داده ام، حاضرم طبق قانون و پس از تعيين ميزان نفقه از سوى كارشناسان هر ماه، خرجى آنها را به حساب بانكى واريز كنم تا در آينده اگر زنم ادعا كرد نفقه نداده ام، دليل و مدرك كافى داشته باشم. چرا كه هر لحظه ممكن است او دست به شكايتى ديگرى بزند. او به خاطر ازدواج مجدد من دلخور و مكدر است و به بهانه نپرداختن نفقه قصد انتقامجويى دارد.
در حالى كه شوهر براى اثبات ادعايش، سرايدار ساختمان و يكى از كارگران مغازه اش را به دادسرا معرفى كرده بود هر دو شاهد ادعا كردند وى نهايت تلاش خود را براى تأمين هزينه هاى زندگى همسر و فرزندانش به كار بسته است. با اين وجود بازپرس پرونده قرار مجرميت شوهر را به خاطر ترك انفاق همسر و چهار فرزندش صادر كرد و پرونده براى صدور حكم در اختيار شعبه ۱۱۴۳ دادگاه عمومى تهران قرار گرفت. قاضى دادگاه پس از مرور پرونده و شنيدن اظهارات طرفين، از آنجا كه همسايگان اين زوج بر خوشرفتارى مرد و فراهم كردن امكانات رفاهى و روزانه خانواده اش شهادت دادند، وى را در آخرين جلسه رسيدگى از اتهام ترك نفقه و مجازات حبس تبرئه كرد، اما قرار شد وى ماهيانه خرجى همسر و فرزندانش را به حساب بانكى آنها واريز كند.
شكايت پزشك متخصص از همسرش
گروه حوادث ـ پزشك متخصص پس از ۶ سال زندگى مشترك از همسرش به اتهام سرقت ۱۲۵ سكه طلا و ۴۵ ميليون تومان تراول چك شكايت كرد.
به گزارش خبرنگار ما، چندى قبل، مسعود با مراجعه به بازپرس شعبه هشتم دادسراى ناحيه ۵ ـ صادقيه ـ با تسليم شكايتى به قاضى گلى پور، گفت: حدود هفت سال پيش از طريق يكى از آشنايان خانوادگى با سوگل آشنا شدم. او فارغ التحصيل مهندسى بود. سرانجام پس از طى يك سال دوران نامزدى ازدواج كرديم. اوايل زندگى خوبى داشتيم تا اين كه رفته رفته با تغيير رفتار همسرم متوجه شدم او زن خانه دارى نيست و نمى تواند كارهاى خانه را به خوبى انجام دهد. حتى او قادر نبود از چند ميهمان پذيرايى كند. بدين ترتيب اختلاف هاى جزئى ما رنگ جدى گرفت. هر از گاهى به خاطر مسائل مربوط به آشپزى، پذيرايى از ميهمانان، نظافت خانه و دقت نكردن در انجام كارهاى خانه، كارمان به جنجال مى كشيد. حتى چند بار تصميم گرفتيم به طور توافقى از هم جدا شويم، اما با پادرميانى آشنايان و اقوام از طلاق منصرف شديم.
وى در ادامه گفت: مدتى قبل تمام پس اندازم كه ۱۲۵ سكه طلا و ۴۵ ميليون تومان تراول چك بود را در يك صندوقچه گذاشتم و آن را در كمد لباس ها پنهان كردم. چند روز بعد كه براى خريد نياز به پول داشتم سراغ صندوقچه رفتم، اما اثرى از آن نبود. در حالى كه بشدت دستپاچه بودم موضوع مفقود شدن صندوقچه را با همسرم در ميان گذاشتم اما او ابراز بى اطلاعى كرد. سرانجام پس از يك هفته صندوقچه خالى را در كمد همسرم پيدا كردم. او هم وقتى فهميد از سرقت صندوقچه مطلع شده ام اعتراف كرد صندوقچه طلا و پول را در قبال شش سال زندگى مشترك پراضطراب و زحماتش در خانه برداشته است.
بازپرس پرونده پس از شنيدن شكايت مرد پزشك، طى احضاريه اى همسر او را براى اداى توضيحات به بازپرسى فراخواند تا پاسخگوى شكايت شوهرش باشد.
رابطه باورهاى مذهبى و كاهش جرم
363831.jpg
دلدارى ‎/ داديار شعبه اظهار نظر دادسراى جنايى تهران
همه انسان ها داراى فطرت خداجو هستند و حس خداپرستى در ذات تمامى افراد وجود دارد بنابراين وجود چنين حسى را به هيچ عنوان نمى توان انكار كرد.
انسان خداباور و موحد، خداوند متعال را مولاى خويش مى داند و فرمايشات حضرت حق را مى پذيرد و اجرا مى كند.
زمانى كه انسان اوامر الهى را مولوى بداند در كنارش، از نواهى خداوند نيز اجتناب مى كند و همين نواهى الهى را اگر تك تك بتوانيم بررسى كنيم درمى يابيم كه نواهى خداوند متعال كه از طريق وحى به بشريت رسيده است، همين جرايمى هستند كه در قوانين موضوعه آمده اند يا زمينه ساز وقوع جرايم به شمار مى روند و از قبيل سرقت، قتل، خيانت در امانت و موارد مشابه اند.
حركت در مسير تعيين شده از سوى خداوند متعال همانند حركت در شاهراهى است كه هيچ گم شدن و بدبختى در آن نيست. همانا انحراف از اين شاهراه عبارت است از بيراهه رفتن، به مقصد نرسيدن، شكست و ناكامى، خودباختگى و سقوط در منجلاب رذايل اخلاقى.
بنابراين پرورش صحيح مذهبى يكى از بزرگترين عوامل بازدارنده است و اين مدار جرائم و جنايات عبارت است از خير و شر، حق و باطل، حلال و حرام و كسى كه بداند و بتواند به خير و حق و حلال الهى عمل كند و از شر و حرام و امور باطل اجتناب ورزد همان كسى است كه مرتكب جرم نمى شود و هنجار شكنى نمى كند.
در مطالعات جرم شناسى و جامعه شناسى در ايران و ساير كشورها از باورهاى مذهبى بعنوان يكى از عوامل كاهش جرائم ياد مى شود و فرزندان خانواده هاى مذهبى در كنار والدين خود همواره از كودكى مى آموزند كه حقوق ديگران را نبايد پايمال كرد. به حريم حدود الهى نبايد تجاوز كرد و البته بايد توجه داشت كه در كنار مذهب، خانواده نيز نقش بسزايى در تحقق همين بازدارنده بر عهده دارند و طبيعى است كه نبايد در اين وادى جوان و نوجوان برسر دو راهى قرار گيرد.مثلاً پدر و مادر با وجود مذهبى بودن مرتكب برخى جرائم نيز بشوند يا به حقوق ديگران بى توجه باشند، چرا كه چنين تعارضى موجب بروز حالت خطرناكى مى شود كه كودك و نوجوان ديگر به مسائل شرعى و مذهبى به عنوان يك عامل بازدارنده نگاه نمى كند و ممكن است برحسب عادت نمازى بخواند يا روزه بگيرد كه چنين نماز و روزه اى فاقد آثار دنيوى و اخروى است.
بنابراين اگر فردى اعتقادات قلبى داشته باشد در مخيله خود نيز احتمال ارتكاب جرم را نمى گنجاند.
حال با نگاهى به پرونده هاى رسيدگى شده و جرائم ارتكابى عمدى صورت گرفته به صراحت مى توان گفت: بيش از ۹۵ درصد مجرمين يا معتقد به مسائل و باورهاى مذهبى نبوده اند يا اعتقادشان ظاهرى و بر اساس عادت بوده است.
از سوى ديگر اعتقاد راسخ داريم دين اسلام دين كامل و جهانى و ابدى است و پيروى از تعاليم شريعت مقدس اسلام عامل سعادت دنيوى و اخروى انسان هاست.
اسلام برنامه جامع و كاملى براى زندگى ارائه كرده است كه عمل به آنها موجب مى شود افراد بشر در كنار هم بدون اصطكاك حقوق به راحتى زندگى كنند.
به هر حال با بررسى آمار وقوع جرائم در ماه مبارك رمضان و مقايسه آن با ماه هاى ديگر به اين نتيجه مى رسيم كه در حوزه جرائم اخلاقى و مالى و تجاوز به حريم و حقوق ديگران با كاهش بسيار زيادى مواجه هستيم و در حوزه جرائم جنايى نيز كاهش نسبى داشتيم.
بدون ترديد مى توان گفت كه افراد جنايتكار انسان هاى معتقدى نيستند. بنابراين اميدواريم با تقويت باورهاى مذهبى شاهد كاهش جرائم در تمام ايام سال باشيم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |