سه شنبه ۲۴ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۷ جمادى الاول ۱۴۲۹
Tue, May 13, 2008
سياست۱
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سياست۱
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
اينترنت
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ماجرا
كودك بادبادك
خانواده
زنگ اول
دكتر على ذبيحى، مشاور رئيس جمهور
در گفت و گو با «ايران» عنوان كرد
انحصار تكنولوژى هسته اى را شكستيم
364098.jpg

دكتر على ذبيحى استاد دانشگاه صنعت آب و برق ، دكترا در مهندسى مكانيك كاربردى و از اولين گروه اساتيد مديريت و بهينه سازى مصرف انرژى در كشور است. وى و همكاران او از سال ۱۳۷۴ در راستاى اجرايى كردن بند «و» تبصره ۱۹ برنامه پنج ساله دوم كشور، دوره هاى متعدد تخصصى مديريت انرژى، برنامه ريزى انرژى و ... را كه در نهايت منجر به تعريف ايجاد رسمى كارشناسى ارشد مديريت انرژى در كشور در سال ۱۳۸۰ شد راه اندازى كرده اند. وى همچنين از بنيانگذاران انجمن علمى نگهدارى و تعميرات( نت ايران) و دبير اجرايى و علمى در كنفرانس هاى متعدد ملى و بين المللى است كه بيش از سى و پنج مقاله تخصصى در داخل و خارج از كشور منتشر نموده است.

ذبيحى علاوه بر فعاليت هاى علمى،يكى از فعالان انجمن هاى اسلامى دانشجويان ايرانى خارج از كشور، عضو حزب جمهورى اسلامى، عضو شوراى مركزى جامعه اسلامى مهندسين، عضو شوراى مركزى جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامى، عضو هيأت اجرايى و امور استان هاى شوراى هماهنگى نيروهاى انقلاب اسلامى (آبادگران)، عضو بسيج اساتيد كشور و مسئول امور استان هاى ستادهاى مردمى دكتر احمدى نژاد در انتخابات نهم رياست جمهورى بوده است.
آنچه در پى مى آيد گفت وگوى خبرنگار «ايران» با مشاور رئيس جمهورى در مديريت منابع انسانى است:
* آقاى دكتر! چرا دستيابى ايران به فناورى هسته اى اينقدر در سطح بين الملل بويژه كشورهاى غربى موجب حساسيت گشته، به گونه اى كه آنها را به تلاش واداشته تا به هر قيمت مانع پيشرفت و موجب توقف فعاليت هسته اى ايران شوند. در حالى كه در داخل براى تثبيت آن فضا كاملاً متفاوت است و تقريباً همه حاضرند سختى هاى آن منجمله تهديد ، تحريم اقتصادى و ... را تحمل نمايند.
در اين رابطه مسائل و نكات فراوانى بيان شده كه ضرورتى به تكرار آنها نمى باشد، فقط يادآور مى شوم كه بعد از جنگ دوم جهانى، چند كشور پيروز، راهبرد اصلى خود براى ادامه مديريت استعمارى در جهان را استفاده ابزارى از علم و تكنولوژى قرار دادند. آنها دريافته بودند كه اداره جهان با شيوه هاى سنتى و تنها تكيه بر جنگ و قدرت نظامى امكانپذير و مفيد نمى باشد در حالى كه استفاده از ابزارهاى علمى، اقتصادى، فرهنگى و ... كارسازتر و كم هزينه تر است. اگر چه توسعه ماشين جنگى هم نياز به علم و تكنولوژى دارد. لذا با برنامه ريزى حساب شده، با انحصار علم و تكنولوژى كه ماهيت شكيل و پرجاذبه در بين تحصيلكرده ها و مردم عادى دارد، اهداف خود را دنبال نمودند.
در پنج الى شش دهه گذشته ۷ الى ۸ كشور پيشرفته صنعتى كه هيچگاه ۹ نشدند، به وسيله انحصارى نمودن علم و فن آورى، بيشترين بهره بردارى مادى را از منابع موجود جهان در عرصه هاى گوناگون اقتصادى، نظامى، سياسى، فرهنگى، علمى، اجتماعى، صنعتى، كشاورزى و ... به نفع خود و دوستان نزديك شان نمودند. آنها با انحصارى نمودن علم و تكنولوژى و استفاده ابزارى از آن روز بروز موجب فقر بيشتر، ايجاد فاصله طبقاتى، جنگ و كشتارهاى فراوان و شكست و انحراف در انقلاب هاى مردمى در كشورهاى مختلف جهان شدند. اين در حالى بود كه در اين مدت بيشترين استفاده را از انحصارى نمودن علم در توسعه علمى و پيشرفت خود با استفاده از ظرفيت هاى داخلى و نخبگان جهان نمودند. آنها همواره توسط حاكمان دست نشانده خود در ديگركشورها، تلاش نمودند با فعاليت هاى علمى و روحيه خود باورى مبارزه پنهانى را داشته باشند.
از سوى ديگر با ثروت فراوان به يغما رفته و نيروى كار ارزان قيمت كشورهاى تحت سيطره خود، به سرعت موجب توسعه و پيشرفت علمى در كشورهاى خود با ظواهرى زيبا و علمى شدند. همچنين دانشگاه ها و مراكز علمى و تحقيقاتى را با ارائه بورس به نخبگان ديگر كشورها در قالب كمك هاى بشر دوستانه و ... رونق دادند. صنعت خود را با انبوه مهندسين خوش فكر ديگر كشورها روز به روز توسعه دادند. اين در حالى بود كه سياست حساب شده آنها اقتضا مى نمود كه ديگر كشورها را عقب مانده نگه دارند. در نهايت فاصله زياد علمى و توسعه در كشورهاى پيشرفته غربى در مقايسه با كشورهاى عقب نگه داشته شده، بيشترين تأثير را در گرايش نخبگان علمى كشورهاى عقب نگه داشته به سمت غرب داشته است. لذا اغلب مردم در ديگر كشورها شيفته و شيداى غرب شدند و به اشتباه تصور نمودند عقب ماندگى آنها ناشى از اعتقاد به فرهنگ و باورهاى دينى خودشان است.
روند گرايش به غرب تا جايى پيش رفت كه گاهى برخى از عالمان كم اطلاع كشورهاى در حال توسعه وقتى صحبت از غرب مى شد آب از لب و لوچه آنها سرازير مى شد. مثل برخى از منورالفكرهاى دروغين كشورمان كه در دهه هاى اخير چوب حراج را به باورها و اعتقادات دينى، فرهنگى و ... زدند و مبلغ سياست دنباله روى از غرب و ترويج فرهنگ «ما نمى توانيم» شدند.
اما بايد گفت اصلى ترين دستاورد انقلاب اسلامى و امام بزرگوار (رحمة الله عليه ) شكستن اين تابوى شكست ناپذير بود كه موجب شد روحيه استقلال و خودباورى در ايران قوت بگيرد. مقاومت در هشت سال دفاع مقدس، موجب تثبيت و امنيت كشور شد و زمينه را براى شكوفايى علمى در كشور فراهم نمود. لذا دستيابى به فناورى هسته اى يكى از دستاوردهاى ارزشمند جوانان اين مرز و بوم است كه موجب خلع سلاح شدن آمريكا و استكبار غرب در افكار عمومى جهان شده و طبيعى است كه اين همه سر و صدا داشته باشند.
ببينيد اصل قصه اين است، در دهه هاى اخير اكثر فارغ التحصيلان كشورهاى در حال توسعه كه در غرب تحصيل كرده اند، در فضاى فكرى يكسويه و زرق و برق هاى آنجا، طرفدار غرب شدند و بهترين مبلغان و مرجع قضاوت افكار عمومى كشورهاى خود مى باشند. در حال حاضر اغلب كارشناسان، مديران، اساتيد دانشگاه ها و مسئولان كشورهاى در حال توسعه فارغ التحصيلان دانشگاه هاى غرب هستند كه بهترين پياده نظام غرب در كشورهاى در حال توسعه مى باشند. شايد بشود گفت كه اين افراد بزرگترين سد در ايجاد تحول و استقلال واقعى در كشورهاى مختلف جهان هستند. براى مثال مى توان اشاره نمود به چالش هاى بزرگ بعد از انقلاب اسلامى در ايران و مشكلاتى كه ملت ما با اين جماعت داشته و هنوز هم داريم. ملت ما اوج اين چالش ها را در زمان بنى صدر و همچنين دولت به اصطلاح اصلاحات تجربه كرده است.
خب اين مقدمه بيان شد تا عمق استراتژيك اهميت دستيابى به چرخه سوخت و انرژى هسته اى براى داخل و خارج كشور به خوبى روشن شود. واقعيت اين است كه امروز جهان شاهد آن است، كه نهمين كشور صنعتى على رغم ميل هشت كشور پيشرفته صنعتى نه تنها متولد شده است، بلكه دارد روى پاى خود راه مى رود. مهمتر اين كه دنيا ماهيت اين قدرت جديد نهم كه ارتباط با فطرت انسانها دارد را متوجه شده است و مى داند كه كاملاً با ماهيت ۸ قدرت قبلى متفاوت است. دروغ بودن ربع قرن تبليغات غرب در مورد ايران آشكار شده است. لذا استقبال مردم در ديگر كشورها از گروه هايى كه مخالف سياست هاى آمريكا مى باشند و خوشحالى آنها از رابطه داشتن با ايران نمونه اين رويكرد در جهان است. خوشبختانه چون در عصر ارتباطات قرار داريم نه تنها مردم خودمان بلكه مردم جهان هم متوجه اين واقعيت شده اند «كه خواستن توانستن است» و از اين بابت خوشحال هم هستند. از طرفى هم با توجه به شرايط بين المللى و منطقه اى امكان اينكه بتوانند مثل گذشته سر اين طفل نو پا را زير آب نمايند هم وجود ندارد. لذا دستيابى به اين دستاورد بزرگ علمى علاوه بر فوايد بسيار در عرصه هاى گوناگون كشور، شكسته شدن انحصار علم در جهان و در نتيجه خلع سلاح غرب متكبر و ايجاد روحيه خودباورى در دانشمندان ديگر كشورها را به دنبال دارد. در اين رويارويى علمى، غرب بويژه آمريكا مرگ خود را شاهد است و طبيعى است كه جار و جنجال نمايد. اغلب مردم بويژه دانشگاهيان مى دانند، كشورى كه قادر به دستيابى به اين تكنولوژى پيچيده و مهم شده است، طبيعى است كه دسترسى به تكنولوژى هاى ديگر، كار دشوارى نمى باشد. لذا آنچه كه موجب نگرانى شديد و مات و مبهوت شدن غرب شده فقط دستيابى ايران به اين فناورى نيست، بلكه مهمتر از آن تزلزل و فروپاشى در ساختار فكرى و فرهنگى طراحى شده در جهان است كه زنگ خطرى براى سلطه غرب است. شروع اين تزلزل را به خوبى در برخى همپيمانان سنتى غرب مشاهده مى كنيم.
نكته مهم ديگر كه بايد به آن توجه نمود، پيش بينى شوراى جهانى انرژى است كه از دو دهه قبل پيش بينى نموده كه شروع بحران انرژى در جهان از سال ۲۰۲۰ ميلادى آغاز مى شود. افزايش قيمت نفت در جهان كه دو سالى است آغاز شده در همين راستا مى باشد. براين اساس آمريكا براى دستيابى به انرژى مطمئن از قبل از سال ۲۰۰۰ ميلادى تصميم گرفت حداكثر تا سال ۲۰۱۳ طرح هاى خود را جهت در اختيار داشتن انرژى مطمئن نهايى نمايد. لذا با به اجرا در آوردن سناريوى ساختگى برج هاى دوقلو و طرح خاورميانه بزرگ در فكر مديريت مستقيم منطقه خاورميانه و قفقاز و انرژى آن بود. او در فكر تسلط داشتن بر بيش از هفتاد درصد انرژى جهان كه در شمال و جنوب ايران و خود ايران قرار دارد بوده است. در اين راستا با توجه به حضور دولت به اصطلاح اصلاحات در ايران و اميدوارى از انقلابات مخملى در گرجستان، بلاروس و ... پيش بينى كرده بود كه تا سال ۲۰۰۸ به اين مهم دست يابد. ناكامى و شكست آمريكا و عوامل آن در لبنان، افغانستان، عراق و هوشيارى مردم ايران در انتخاب سوم تير ۸۴ و تشكيل دولت انقلابى نهم و چالش تاريخى در انرژى هسته اى و دستيابى به فناورى هاى گوناگون در ايران، موجب شد كه آمريكا نه تنها به اهداف از پيش طراحى شده خود دست نيافت، بلكه در منطقه به بن بستى گرفتار شد كه امروز براى نجات خود دست به دامان ايران شده است.
نكته مهمتر ديگر كه موجب شده غرب بويژه آمريكا از آن بسيار عصبانى باشد، خارج شدن انحصار تكنولوژى هسته اى از دست چند كشور است. آمريكا و همپيمانان او در فكر استفاده انحصارى از تكنولوژى هسته اى و فوايد آن در تأمين انرژى مورد نياز خود و دوستانش از سال ۲۰۲۰ به بعد بوده و به همين خاطر سالها توانستند اين انحصار و آپارتايد هسته اى را در اختيار خودشان داشته باشند. طبيعى است كه شكسته شدن اين انحصار، شكست بزرگى براى آنها با آن افكار استعمارى خواهد بود. ضمن اين كه دستيابى ايران كه خارج از آن حلقه بسته مى باشد و خواستار برقرارى عدالت در جهان بوده و تقسيم بندى هاى موجود در جهان را كه موجب تبعيض و نابرابرى شديد گرديده را قبول ندارد، پيروزى بزرگى براى بشريت و آزاد انديشان جهان مى باشد.
*آيا مواضع كشورهايى همانند چين و روسيه هم مثل آمريكا است
اكثر كشورهاى دنيا به مرور زمان مواضع متفاوتى داشته اند. در سالهاى اخير نظر خيلى از كشورها تغيير كرده و با نظر جمهورى اسلامى ايران يكى شده است. اگر فشار سياسى، اقتصادى و تهديدات آمريكا برداشته شود دو الى سه كشور بيشتر نيستند كه با آمريكا هم نظرند.
نكته مهمى كه بايد توجه داشت كشورها بيشتر روى قدرت داخلى كشور مذاكره كننده و مسئولى كه در سطح بين الملل موضوعى را دنبال مى كند، حساب باز مى كنند. اين موضوع را در همكارى و مواضع رئيس جمهور روسيه و سفر به ايران و تحويل كامل سوخت نيروگاه بوشهر در موعد مقرر شاهد بوديم. آنها دريافتند ايران و رئيس جمهور آن از قدرت و پشتوانه لازم بر خوردار است.
* قبل از انتخابات مجلس هشتم تبليغات گسترده اى در خارج از كشور و حتى در داخل وجود داشت كه شركت مردم در انتخابات را كمرنگ نمايند. آيا رابطه اى با موضوع هسته اى و دولت نهم داشت
363954.jpg
بحث شركت يا شركت نكردن در انتخابات در طى سال هاى بعد از انقلاب از نگاه دشمنان نظام متفاوت بوده و در مقاطع مختلف فرق داشته است. در انتخابات اخير مجلس شوراى اسلامى در اسفند ۸۶ از يك طرف
براساس تجربه هاى گذشته، دوست و دشمن مى دانستند كه برآيند كلى افكار عمومى و رأى مردم به سمت متدينين و نيروهاى ارزشى كشور قرار دارد. تبليغات اكثر كانديداهاى كشور نشان مى دهد كه حتى كسانى كه از پايبندى چندانى به ارزشها برخوردار نبودند هم، صحبت از ارزش ها داشته اند. پس در چنين فضايى دشمنان ديرينه دنبال هدف ديگرى به جز خود انتخابات هستند.
بهترين آرزوى دشمنان در اين انتخابات، كم شركت كردن مردم بود تا بتوانند در دنيا تبليغات منفى عليه مواضع اصولى دولت در دستيابى به انرژى هسته اى به راه اندازند. آنها مى خواستند با كم شركت كردن مردم وانمود نمايند كه مردم ايران به اين دليل كه با انرژى هسته اى مخالف بودند در انتخابات شركت نكردند. همچنين نتيجه گيرى نمايند كه دولت ايران به دليل هماهنگ نبودن با جامعه بين الملل پشتوانه مردمى خود در ايران را از دست داده است و لذا قانونى نمى باشد. يعنى انتخابات را رفراندومى براى دولت به حساب آورند. اما مجدداً بايد گفت غربى ها بعد از سى سال مردم ما را نشناخته اند و واقعاً كم آوردند.
* صحبت از مجلس شد. نظر شما در باره مجلس هشتم و مقايسه با مجلس هفتم چگونه است
معتقدم هر آنچه كه اكثريت مردم انتخاب مى نمايند به حال كشور مفيد است. با توجه به گذشت چهار سال از انتخابات مجلس هفتم و گذر زمان كه موجب پيشرفت مى گردد حتماً مجلس هشتم از مجلس هفتم بهتر است. اين بهتر بودن را نه الان كه از حدود يك سال قبل همواره به دوستان اشاره مى نمودم و باورم اينگونه بود. براى اين باور خودم دلايلى دارم كه ان شاءالله در فرصتى ديگر به آن مى پردازم. اما مايلم به عنوان برادر كوچكتر نكته اى را برادرانه به منتخبين مجلس هشتم عرض نمايم: چون اكثريت نمايندگان به اسم اصولگرا وارد مجلس شده اند. فكر مى كنم هر كدام براى يكبار هم كه شده با خداى خود خلوت نماييد و يك منشورى از اصولگرايى را براى خودتان مشخص و تلاش نماييد به آن عمل كنيد. اگر اين كار را نكنيد چهار سال زمان طولانى نيست و به سرعت مى گذرد و همان اتفاقى كه براى تعداد قابل توجهى از نمايندگان مجلس هفتم و دوره هاى گذشته افتاد، براى شما هم پيش خواهد آمد.
* آيا شما تعريف مشخصى از اصولگرايى در نظر داريد
اصولگرايى كه من مى فهمم با آنچه كه در گفتار و رفتار برخى از مدعيان آن شاهدم، تفاوت وجود دارد. معتقدم اصولگرايى يعنى پايبند بودن به اصول انقلاب اسلامى و رهبرى حكيمانه آن. اگر به طور اتفاقى از ۱۰نفر در كوچه و خيابان در مورد امام (ره) و مقام معظم رهبرى و مشى رفتارى آنها در طى سالها مسئوليتشان بپرسى، ولو سؤال شوندگان خيلى هم پايبند به ارزش هاى اسلامى نباشند، پاسخ هاى درستى مى دهند كه همان اصول انقلاب است. همه از سادگى، مردمى بودن، عدم گرايش به تجملات، عدم دنيا طلبى، رعايت عدالت، تلاش بى منت براى حل مشكلات مردم، عدم تكبر و انحصار طلبى، عدم تبارگرايى و ... صحبت مى نمايند كه اتفاقاً به خاطر آنها مردم ما انقلاب نمودند.
بنابراين مردم اصولگرايى در ذهنشان ملكه شده است. منتظرند ببينند كه مدعيان اصولگرايى چكار
مى كنند مردم صبرشان زياد است و به همه كسانى كه مدعى مى شوند فرصت مى دهند. وقتى بعد از ۲۷سال تجربه بعد از انقلاب، در سوم تير ۸۴ به شخص غير مشهورى به نام دكتر احمدى نژاد مى رسند و بدون شك و ترديد از او حمايت مى كنند، پس مردم اصولگراى واقعى را مى شناسند. ولو عده اى جيغ و فرياد بر مى آورند كه او رجل سياسى و ... نيست.
* همه معتقدند مجلس هفتم يك مجلس اصولگرا بود، نظر جنابعالى در اين باره چيست
مجلس هفتم در راستاى فرايند شوراى هماهنگى نيروهاى انقلاب اسلامى كه شامل كليه گروه ها، احزاب، شخصيت ها، مردم و ... بودند شكل گرفت. در آن شرايط همه در مقابل گروه اندك براندازى كه متأسفانه پايگاهى در حكومت به دست آورده بودند هم فكر شدند. همه مطلع هستند كه پشتوانه قوى و عملى انتخابات مجلس هفتم كه توانست حمايت مردم را جلب نمايد، عملكرد اصولگرايانه دكتر احمدى نژاد در شهردارى تهران و شوراى شهر دوم بود. در واقع مردم طالب اين مدل از اصولگرايى بوده و هستند. لذا همه شاهد بوديم وقتى كه زمان انتخابات نهم رياست جمهورى رسيد، تقريباً اغلب تصميم گيران شوراى هماهنگى، كليه احزاب و گروه ها، كليه نمايندگان محترم مجلس هفتم به جز چند نفر و ... همگى در مرحله اول انتخابات به عنوان رقيب دكتر احمدى نژاد فعال شدند. ولى ديديم كه مردم در آن هياهوى سياسى، اصولگراى واقعى را تشخيص و به او رأى دادند. پس مردم اصولگرايى را مى شناسند.
اصولگرايى با خوب حرف زدن، سياست بازى، شعار دادن، حزب به راه انداختن و ... به دست نمى آيد. مردم به تك تك كلمات مسئولان و عملكرد آنها دقت مى نمايند.
وقتى بارها رهبر معظم انقلاب همه را به كمك كردن به دولت براى حل مشكلات مردم فرا مى خواند، آنهم در شرايط سخت بين المللى و چالشهاى هسته اى، چگونه است كه مدعيان اصولگرايى، با عملكرد خود دست دولت را در پوست گردو قرار مى دهند ! اگر برخى از به اصطلاح خواص جامعه متوجه نيستند، ولى مردم خوب مى دانند موضوع از چه قرار است.
* با توجه به اينكه جنابعالى سال ها از فعالين و عضو شوراى مركزى احزاب اصولگرا بوده ايد، آيا اين اشكال به خود شما هم بر مى گردد
ببينيد در تشكل ها و احزاب برخلاف آنچه كه تصور مى شود سليقه ها و گاهى ديدگاه ها متفاوت است. اينطور نيست كه در موضوعات مختلف همه داراى يك نظر واحد باشند. معمولاً اگر در تشكلى اين اختلافات حداقلى براى عضوى استمرار پيدا كند و در مقطعى موجب تصميمات راهبردى برخلاف نظر آن عضو گردد، طبيعى است كه آن عضو يا بايد محافظه كارى كند و با اكثريت همراهى نمايد، يا موجب اختلاف آن هم با جار و جنجال سياسى گردد و يا همكارى خود را بى سر و صدا خاتمه دهد. لذا اينجانب بيش از سه سال است كه راه سوم را برگزيدم و كليه همكارى هايم را با تمامى احزاب مدعى اصولگرايى خاتمه دادم. البته دوستى و رفاقت ديرينه با كليه اعضا به صورت عادى برقرار است.
* اختلاف با احزاب اصولگرا به خاطر انتخاب كانديداى رياست جمهورى نهم بود
خير، تقريباً دو سال قبل از انتخابات رياست جمهورى اين اتفاق افتاد، مدتى بعد از انتخابات شوراى شهر دوم كه اواخر سال ۸۱ بود. قضيه از اين قرار بود كه بعد از پيروزى در شوراى شهر دوم نحوه مديريت شوراى هماهنگى نيروهاى انقلاب دچار تغييرات سليقه اى شد. احزاب با نفوذ در شورا روال هاى قبل را به نفع خود تغيير دادند و از اين طريق توانستند سهم بيشترى در مجلس هفتم به دست آورند. اينجانب با اين تغييرات و قرار گرفتن نام برخى از افراد در ليستى كه به نام اصولگرايى بود مخالف بودم و ديديم كه خيلى زود نتيجه آن چينش موجب مخالفت اكثر نمايندگان اصولگراى واقعى كه مردم انتخاب نمودند گرديد. لذا مى شود گفت كه يكى از بركات انتخابات نهم رياست جمهورى آشكار شدن مواضع جريان هاى مختلف سياسى بود. اين انتخابات و جريان هاى پس از آن تا حدود زيادى سرنخ هاى پنهان برخى از احزاب و مدعيان اصولگرايى با مافياى قدرت اقتصادى را آشكار نمود.
*مهمترين اشكال در جريان اصولگرا را چه مى دانيد
فاصله گرفتن و توجه نكردن به برخى از ارزشهاى واقعى انقلاب، بويژه ديدگاه هاى تشكيلاتى شهيد مظلوم دكتر بهشتى رحمة الله عليه مى باشد. در دو دهه اخير رقابت هاى سياسى و در نتيجه مسابقه براى كسب موقعيت هاى سياسى، از هر طريق ممكن به تدريج احزاب را از پاسخگويى در قبال وظايف و اهداف اصلى غافل نموده است و علت كم توجهى مردم به احزاب ناشى از همين مقوله است. متأسفانه اين غفلت به جايى رسيده است كه حتى وقتى غربى ها پس از روى كار آمدن جناب آقاى دكتر احمدى نژاد متوجه شدند كه ماهيت مديريت اجرايى در ايران بر گشته به شرايط ارزشى سال ۵۷ ، عده اى كه خود را اصولگرا مى دانند متوجه اين تفاوت نشده و مدام دولت و شخص رئيس جمهور را مورد هجوم قرار مى دهند!
* بر اين اساس مى توان نتيجه گرفت، برخى از تغييرات مديران در دولت نهم ناشى از همين برداشت هاى متفاوت و سليقه ها در اجرا مى باشد
تقريباً همين طور است. جناب آقاى دكتر احمدى نژاد از قبل از رئيس جمهور شدن و با توجه به تجربه مديريت در دو دهه قبل، دريافته بود كه با
شيوه هاى جارى و متداول در دستگاه هاى اجرايى

نمى توان مشكلات انباشته شده سال ها قبل مردم و نظام را حل نمود. لذا معتقد است كه مديران ضمن اين كه بايد كارهاى جارى خود را به نحو مطلوب انجام دهند، ضرورت دارد كه راه حل هاى ميانبر و ايجاد تحول مثبت در زير مجموعه هاى خود را عملياتى نمايند.
بنابراين وقتى رئيس جمهور پس از گذشت يك سال يا بيشتر مشاهده مى نمايد مدير يك وزارتخانه نه تحولى ايجاد نموده، نه در انجام كارهاى معمول موفق بوده و نه برنامه هاى ابلاغ شده رئيس جمهور و دولت را مورد توجه قرار داده است، طبيعى است كه بايد تغيير بدهد ولو اينكه آن مدير يا وزير محترم از دوستان و ياران نزديك او باشد.
* تحليل شما از تغييرات مستمر در دولت نهم و تأثير آن در كارها و برنامه هاى دولت نهم چيست
تغييرات بر اساس پايبندى به قول و قرارهاى وعده داده شده به مردم و همچنين مسئوليت پذيرى بر مبناى خدا محورى صورت مى گيرد. اگر رئيس جمهور عوامل ديگرى به جز انجام تكليف و رضايت خدا را لحاظ مى نمود، حتماً در شرايط سياسى موجود جامعه نبايد اينگونه دست به تغييرات مى زد. البته تصور نشود كه ايشان معصوم است و هيچ اشتباهى رخ نمى دهد، قطعاً اينگونه نيست. ولى آنچه كه اهميت دارد تلاش همه جانبه ايشان در رعايت و عمل به دستورات الهى مى باشد كه با جديت دنبال مى نمايد.
لذا مى بينيم كه اغلب نظرات و تصميمات ايشان مردم پسند مى شود و على رغم خواست دشمنان موفقيت را نيز به همراه دارد. طبيعى است كه تغيير مديران بخشى از وقت و توان دولت را مى گيرد، ولى نتايج خوبى در پيشرفت و بر طرف نمودن موانع دارد. مهمترين فايده تغييرات از نظر اينجانب انتقال اين پيام به كليه مديران است كه رئيس جمهور در كارها با كسى شوخى و عهد اخوت نه بسته است و بايد با تمام وجود در خدمت مردم و انقلاب باشند، نه اينكه خداى نخواسته در فكر حفظ موقعيت اشخاص و گروه هاى منفعت طلب باشند. متأسفانه فرهنگ بد مماشات و پشت گوش انداختن كارها كه از قبل از انقلاب در دستگاه هاى اجرايى كشور باب بوده و در دو دهه گذشته نيز بتدريج رشد يافته است، از موانع بزرگ در پيشرفت، بويژه تصميمات سرنوشت ساز و مهم در وزارتخانه ها مى باشد. اين فرهنگ بد و مضر در دولت هاى قبل يا از روى غفلت و يا عمد، با جريان هاى سياسى كشور گره خورده و به عنوان اهرم فشار در مقابل مديرانى كه خواستار تغييرات و اصلاحات مفيد باشند مقاومت سرسختانه مى كند. اغلب مديرانى كه در دو و نيم سال گذشته تغيير كردند و يا در حال تغييرند، على رغم داشتن توانمندى نسبى، سلامت، صداقت و ... ولى نتوانستند و يا اين مشكل اصلى را در زير مجموعه خود تشخيص ندادند لذا مغلوب اين اختاپوس حاكم در سيستم ادارى شدند. در دولت نهم مكرر شاهد بوده ايم كه تصميمات خوبى جهت تسهيل امور به نفع مردم گرفته شده كه بعضاً در برخى ادارات مثلاً مقاومت مدير شعبه بانك و يا يك مدير ادارى و ... نه تنها مشكل كم نشد بلكه موجب طولانى شدن كار هاگرديد.
جناب رئيس جمهور مكرر به وزرا، استانداران و مديران فرموده اند كه در برخورد با زير مجموعه هاى
363906.jpg
ناكارآمد كه هنرى جز به تأخير انداختن و خراب كردن كارها ندارند و صبح تا شب دنبال پيدا كردن ماده واحده و يا تبصره اى هستند كه كارى صورت نگيرد و دستورات قانونى را معطل نگه دارند باشيد. به آنها مجال ندهيد و برخورد يا بركنار نماييد. بايد توجه داشت كه دكتر احمدى نژاد در زمان مديريت خود در شهردارى تهران توانسته بود ظرف مدت كوتاهى اكثريت عوامل بازدارنده را عقب بزند و موفق شود كارها را به نفع مردم روان و سرعت ببخشد. بنابراين كار كردن با ايشان شرايطى دارد كه كار هر كس نمى باشد. بايد مديريت پر بازده و كم هزينه اتفاق بيفتد. در اين روش مدير بايد واقعاً عاشق كارش و خدمت كردن به مردم و همچنين از خود گذشته باشد. البته تا رسيدن به ايده آل ها راه زيادى پيش رو داريم و شايد اين تغييرات مستمر در دولت براى رسيدن زودتر از موعد به ايده آل ها را به دنبال داشته باشد.
* با توجه به شناخت جنابعالى از مديريت در دولت نهم چرا تاكنون در اين دولت پست اجرايى نپذيرفته ايد
شايد يك دليلش همين شناخت باشد. اما دليل اصلى آن بر مى گردد به تعداد زياد پست هاى اجرايى و وجود متقاضيان فراوان براى احراز اين پست ها كه نياز به سر و سامان دادن داشته و دارند. اينجانب از اول مى توانستم مثل خيلى ها يك پست را انتخاب كنم و مشغول شوم. اما از همان ابتدا جناب رئيس جمهور فرمودند: «مى خواهى براى خودت كار كنى يا براى كمك به دولت»، بطور طبيعى كمك به دولت را انتخاب نمودم و تاكنون هم در اين راستا تلاش نموده ام. البته حجم كار در ابتدا بيشتر بود و هر چه جلو آمده ايم با توجه به تكميل انتصابات، شناخت بيشتر از ظرفيت هاى نيروى انسانى و در نتيجه غنى شدن بانك اطلاعات مديران، كار اينجانب بسيار كمتر از قبل شده است. به همين خاطر در چند ماه گذشته پيشنهاداتى براى برخى مسئوليت ها صورت گرفته كه فعلاً مورد پذيرش اينجانب قرار نگرفته است.
* مى شود به برخى از پست ها و دلايل نپذيرفتن اشاره اى داشته باشيد
اشاره به پست ها مشكلى را حل نمى كند. اصل موضوع دغدغه خود من است كه هنوز نتوانستم خودم را قانع كنم. معتقدم در شرايطى كه خيل عظيم نيروهاى مشتاق مدير شدن وجود دارد كه در بين آنها افراد جوان، با انگيزه، متخصص، متعهد فراوان وجود دارد كه هم خودشان و هم اطرافيانشان تلاش مى نمايند صاحب پستى شوند و منشأ خدمت باشند، آيا ضرورت دارد خودم را درگير كار اجرايى نمايم بيشتر مايلم كمك فكرى - سياسى و ... به جريان دولت داشته باشم تا ان شاءلله در طرح ها و برنامه ها موفق شود. چرا كه موفق شدن اين دولت را موفقيت بزرگ براى انقلاب و تشكيل شدن دولت اسلامى مى دانم. پذيرش يك پست اجرايى و مشغول شدن در يك سازمان و يا وزارتخانه مثل صدها نفر ديگر كه مشغول اين كار هستند كم اهميت نمى باشد، بويژه اينكه كه در حال حاضر زمينه آن فراهم است. ولى فكر مى كنم كمك به دولت براى اسلامى شدن آن مهمتر است.
* به عنوان سؤال آخر بفرماييد شانس دكتر احمدى نژاد را در انتخابات دهم رياست جمهورى چگونه ارزيابى مى نماييد
در حال حاضر از حضور و يا عدم حضور رئيس جمهور در انتخابات دهم خبرى ندارم. گاهى برخى از افراد جامعه تذكر مى دهند كه به رئيس جمهور بگوييد اگر قصد رأى آورى بيشتر در انتخابات آينده را دارد،از فلان موضوع و يا از طرح فلان تصميم فعلاً كوتاه بيايد. چون آنها نگرانند كه مبادا اين اقدامات موجب خدشه به رأى ايشان شود. اما آنچه كه خود شاهد آن بوده ام، عدم توجه ايشان به اين مقوله است. ايشان معتقد است مردم خيلى هوشيارتر از آن هستند كه ما تصور مى نماييم، همچنين اگر مردم به هر دليل تشخيص دهند كه رأى به اين خادمشان ندهند و به خادم ديگرى رأى بدهند، موجب نمى شود كه ما در آنچه كه وظيفه داريم كوتاهى نماييم. فعلاً مردم به ما رأى داده اند كه چهار سال نوكرى آنها را بكنيم. لذا فرصتى كه داريم مربوط به همين كارهايى است كه بايد انجام بدهيم.
جداى از اين بحث ها آنچه كه من از فضاى كلى جامعه دريافت مى كنم، در اين سى و سه ماه عمر دولت نهم مردم بيشتر به جدى بودن، سلامت، صداقت، خستگى ناپذيرى، توانمندى، سياستمدار بودن و داشتن برنامه كارى رئيس جمهور پى برده اند. برداشتم اين است كه موقعيت ايشان بهتر هم شده است. خلاصه! همه او را به عنوان يك فرد اصولگراى عملگرا مى شناسند. ضمن اين كه مردم به خوبى صف آرايى رقبا، جزيره هاى قدرت و دشمنان دولت را كه با تمام وجود در تلاشند كه نگذارند كارنامه اين دولت مثبت شود تشخيص مى دهند.
يكى از كليدى ترين چالشهاى دولت كه از يك سال و نيم قبل شروع شده و بيشترين اثر اجتماعى را به دنبال داشته، معيشت مردم و وضعيت اقتصادى مى باشد. البته طراحان اين فشارها كه در خارج از دولت هستند فكر مى كردند تورم به ۶۰ الى۷۰ درصد مى رسد. خوشبختانه با تلاش دولت فعلاً تورم در حد ۱۸ الى ۱۹ درصد حفظ شده است. البته بايد توجه داشت كه باندهاى بزرگ اقتصادى كه حجم قابل توجه اى از نقدينگى كشور را در اختيار دارند، با جريان هاى سياسى مخالف انقلاب در داخل و خارج از كشور هماهنگ عمل مى نمايند، شديداً در حال انتقام گيرى از مردم هستند. چرا كه معتقدند مردم براى مقابله با تبعيض، نابرابرى و حذف باندهاى بزرگ اقتصادى به اين دولت رأى داده اند، لذا بايد كارى كنيم كه از خواسته خود پشيمان شوند. اتفاقاً شرايط حاضر حاكى از درست عمل نمودن دولت است. اين دولت هم مى توانست مشابه دولت هاى گذشته سرويس لازم را در اختيار عوامل بانك جهانى و باندهاى مافيايى در اقتصاد قرار دهد و دوران مديريت خود را بى دردسر و با خيانت به مردم سپرى نمايد. ولى اين كار صورت نگرفته است و مردم هم متوجه موضوع هستند. لذا على رغم مشكلات اقتصادى موجود در جامعه، مردم اميدوارند كه اين دولت بويژه شخص رئيس جمهور مى تواند در آينده اى نه چندان دور كشور را براى هميشه از شر اين مفسدين اقتصادى نجات بدهد.
در خاتمه متذكر مى گردم كه خواص جامعه امتحان سختى را سپرى مى نمايند كه اميدوارم همگى قبول شوند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |