|
ويژگى هاى خانواده موفق از نگاه قرآن
|
|
|
|
|
|
تسنيم
• مهدى ملك محمدى
|
|
|
|
|
ويژگى هاى خانواده موفق از نگاه قرآن
زير سايبان محبت
|
|
|
فاطمه وحيدى
يكى از موضوعات بسيارمهمى كه در قرآن مطرح است و خداوند به آن بسيار بها مى دهد، خانواده است. و يك سؤال اين است كه آيا ما خانواده موفقى داريم معيار و ويژگى خانواده موفق چيست خانواده مهم ترين خشت بناى اجتماع است و اگرخانواده سالم، متعالى و استوار باشد مى توان به داشتن جامعه اى سالم، متعالى و استوار اميدوار بود. خانواده ركن طبيعى و اساس اجتماع و واحد بنيادى جامعه اسلامى است و درحفظ و گسترش قدرت ملى نقش مؤثرى ايفا مى كند. بين قدرت ملى و خانواده رابطه اى وثيق وجود دارد و سستى و تباهى خانواده، انحطاط ملت را به دنبال مى آورد. در اين مقاله سعى شده است تا با الهام از آيات الهى وروايات معصومين(ع) فلسفه تشكيل خانواده، ويژگى ها و كاركرد هاى خانواده موفق را معرفى كنيم. چيستى خانواده از بدو خلقت و آغاز پيدايش انسان بر روى كره خاكى، همواره زنان و مردان با تشكيل كانونى به نام خانواده، عمرى را در كنار يكديگرگذرانيده و فرزندانى در دامان پر مهر خويش پرورانده و از اين جهان رخت بر بسته اند. خانواده يك واحد اجتماعى است كه هدف از آن در نگاه قرآن، تأمين سلامت روانى براى سه دسته است: زن و شوهر، پدر و مادر و فرزندان. همچنين هدف، ايجاد آمادگى براى برخورد و رويارويى با پديده هاى اجتماعى است . در قرآن مى خوانيم: « والذين يقولون ربّنا هب لنا من أزواجنا قرّه أعين و اجعلنا للمتقين إماماً؛ (۱) و كسانى كه مى گويند: «خداى ما، ما را از همسرانمان نور چشمان ببخش و ما را رهبر پرهيزكاران گردان. » اين آيه بر اهميت خانواده و پيش آهنگى آن در تشكيل جامعه نمونه انسانى اشاره دارد، همچنان كه پيوندهاى سالم و درخشان خانوادگى را ايده آل پرهيزكاران معرفى مى كند. كوشش مصلحان جامعه- مخصوصاً پيامبران الهى- اين بوده است كه نظام خانواده، يك نظام مستحكم و پايدار باقى بماند و هيچ عاملى نتواند اين كانون سعادت و اجتماع كوچك را متلاشى كند. (۲) دنياى امروز كه دنيايى مضطرب و پريشان است، على رغم پيشرفت هاى حيرت انگيز در علم و صنعت، در مسئله خانواده با مشكلات بزرگى روبه رو است به نحوى كه در حال فروپاشى و از دست دادن بسيارى از كارآيى هاى خود مى باشد. فلسفه تشكيل خانواده چرا اسلام به تشكيل خانواده بها مى دهد كليد گشايش اين سؤال در قرآن است. طبق آيات الهى، انسان ها طورى آفريده شده اند كه جفت خواهى به سرشت و آفرينش آنها برمى گردد. خداوند در سوره نبأ آيه ۸ چنين مى فرمايد:« و خلقناكم أزواجا؛ ما شما را جفت جفت آفريديم. » بنا بر اين زن و مرد كامل كننده يكديگرند و با وجود هر يك، ديگرى به كمال رسيده و در كنار هم به آرامش مى رسند. در سوره روم آيه ۲۱ مى فرمايد: «و از نشانه هاى او اين كه از [نوع] خودتان همسرانى براى شما آفريد تا بدان ها آرام گيريد، و ميانتان دوستى و رحمت نهاد. آرى، در اين [نعمت] براى مردمى كه مى انديشند قطعاً نشانه هايى است.» (۳) از ديدگاه قرآن اصولاً خلقت موجودات و از جمله انسان ها به صورت زوج است كه به حسب فطرت در پى يافتن مكمل و نيمه ديگر خود مى باشند تا به آرامش، كمال و مودتى كه خداوند وعده داده است برسند و خاصه در وجود انسان زمينه اى از مودت و رحمت وجود دارد كه تجلى گاه آن فقط محيط خانواده است. (۴) اما آن سكونى كه قرآن وعده اش را مى دهد تنها در نهاد مقدس خانواده است كه نمايان مى شود و تجلى مى يابد. اينجاست كه انسان با الهام از قرآن پى مى برد كه خانواده تنها محيطى براى ارضاى نياز ها وتوالد و تناسل نيست بلكه نهادى است كه اهداف والاتر و بالاترى را در برنامه جامع خود دارد. انسان موجودى اجتماعى است و نياز به تعاون و معاضدت دارد، چنانكه براى تحقق بخشيدن به فرايند رشد و تكامل خويش به ارتباط با ديگران نيازمند است. در محيط خانواده اين برنامه به صورت بسيارمطلوبى اجرا مى شود و گاهى عواطف خانوادگى آن چنان قدرت پيدا مى كنند كه اعضاى خانواده در قبال يكديگر احساس مالكيت شخصى نمى كنند. در بسيارى از خانواده ها عموماً و در خانواده هاى موفق اسلامى خصوصاً، اين برنامه ها به طور كامل جريان دارد. پدران و مادران و فرزندان نسبت به يكديگر فداكارى مى كنند و همگى مانند يك روح اند در چند بدن و مظهر وحدت اند نه كثرت. در يك خانواده موفق قرآنى در واقع پدر و مادر هسته مركزى و كانون خانواده هستند كه در رأس هرم قرار دارند و فرزندان در گرد اين كانون مى باشند. البته بايد خاطر نشان كرد كه خانواده در نگاه قرآن نه مرد سالار است، نه زن سالار و نه فرزند سالار؛ بلكه جايگاه مودت، رحمت و تفاهم سالارى است. در اين محيط سالم، درستى، صداقت، عدالت و سعادت آموزش داده مى شود و خلأ روحى هر يك توسط ديگرى پر مى شود و به وحدت رسيدن و فنا در يكديگر را مى آموزند و اين همان چيزى است كه هماهنگ با خلقت و آفرينش زن و مرد است.(۵) معيار خانواده موفق از منظر قرآن خانواده موفق يعنى تپيدن يك قلب در سينه همه اعضاى آن، يعنى روحى مشترك در چندين كالبد كه باعث مى شود همگام و همراه يكديگر به سمت كمال ره بپيمايند. در اين خانواده، وحدت، هماهنگى و انسجام اهميت بسيار دارد، تفرقه جايى ندارد و كار ها با شور و مشورت سرانجام مى گيرند.(۶) براى داشتن يك كانون گرم و موفق بايد قدم اول را درست برداريم و آن انتخاب همسر با ملاك هاى اسلامى است كه مهم ترين آنها، ايمان و باورهاى صحيح، حسن خلق، تقوا و سلامت جسمى و روانى است. در اين صورت است كه مى توان به داشتن خانواده اى موفق اميد وار بود. معيار قرآنى خانواده هاى موفق در آيه ۲۱ سوره روم ذكر شده است كه مى فرمايد: « و من آياته أن خلق لكم من أنفسكم أزواجا لتسكنوا إليها و جعل بينكم مّودّة و رحمة إن فى ذلك لايات لقوم يتفكرون.» از همين آيه ابن سينا سود جسته و اساس توفيق هر خانواده را بر چهار ركن «آرامش و سكون، عشق، رحمت و اخلاق» مى داند. از اين رو خانواده هايى كه سنگ زيربناى زندگى خود را بر پايه اركان ياد شده بگذارند موفق محسوب مى شوند.(۷) از ديگر ويژگى هاى خانواده موفق مى توان به اين نكات نيز اشاره كرد: خانواده اى كه از عواطف و اخلاق و ديانت اشباع شده و بسترى گرديده باشد براى رشد معنوى اعضاى آن، زمينه اى براى بروز پاكى و عدالت هم در بين اعضاى خود و هم در سطح اجتماع خواهد شد.(۸) در خانواده موفق زن و مرد تعهداتى را كه نسبت به يكديگر و مسئوليتى كه در قبال فرزندان دارند، همواره در نظر مى گيرند به همين دليل آنها در تربيت فرزندان سالم و صالح حداكثر تلاش را مى نمايند و با هر گونه امكاناتى سازگار مى باشند. به اين ترتيب، نه تنها در كشمكش زمان مأيوس نمى شوند، بلكه گام ديگر را اميدوارتر بر مى دارند. يك خانواده خوشبخت براى كسب موفقيت، در جهت پرورش مهارت هاى ارتباطى خود قدم بر مى دارد و در راستاى تحكيم ساختار خانواده، آنها را به كار مى برد. فراگيرى روابط مناسب در آغاز، كار دشوارى به نظر مى رسد اما گذشتن از هر يك از مراحل آموزشى، به صورت عادت در خواهد آمد. در خانواده ايده آل با ويژگى هايى روبه رو مى شويم كه همه حكايت از يكى شدن آرزوها، خواسته ها و حتى رؤياهاى زوجين دارد. بر تحكيم روابط بين يكديگر تأكيد مى ورزند و براى حفظ آن از نفوذ و مداخله نگرش هاى مخرب و زيان آور دورى مى كنند. تدابيرى كه براى اداره خانواده در پيش گرفته مى شود، نياز ها و منافع همه اعضاى خانواده را در بردارد و تصميم گيرى ها به گونه اى است كه به نياز همه اعضا توجه مى شود. در اين خانواده ها عشق و صميميت تقويت مى شود وهريك از زوجين تلاش خودرا به كارمى گيرد تا روابط محبت آميز خود را با همسرش تداوم بخشيده و كانون خانوادگى خود را گرم نگه دارد. يك زوج موفق، علاوه بر اين كه مى توانند احساسات و عواطف خود را بيان كنند مى توانند هنگام بروز موارد تنش زا، بر رفتارهاى خود تسلط داشته و با شيوه اى صحيح اختلاف ها را برطرف و تضاد ها را حل كنند و آرامش را به خانه باز گردانده و محيطى مناسب براى پرورش و تكامل يكديگر و فرزندان خود فراهم سازند.(۹) انعطاف پذيرى، گذشت و قدردانى از زحمات يكديگر، از ديگر مشخصه هاى بارز اين خانواده هاست. به طور كلى معيارهاى قوام و پايدارى يك زندگى و به تبع آن، توفيق در زندگى مشترك را مى توان در شش اصل خلاصه كرد: نخست اصل « تفاوت ميان زن و مرد»، چرا كه اطلاع از كم و كيف اين تفاوت ها راهگشاى زندگى است و خوشبختى تمام اعضاى اين كانون مقدس را تأمين مى كند. در پرتو همين دريافت، احترام به آنها كه پديد آورنده اصل دوم است ديده مى شود و اصل ياد شده«تعاون در خانواده » مى باشد، بخصوص آن كه در پى خود «گذشت و ايثار» كه اصل سوم است، نيز وجود داشته باشد. همچنين در مثلث مذكور«تفاوت، تعاون و گذشت» نقش اساسى در« تفاهم» به عنوان اصل چهارم و اساسى بين اعضاى اين جامعه كوچك و ايجاد «توازن» (اصل پنجم) در زندگى خانوادگى دارد. از اين رو، هر خانواده با گذر از اين مراحل است كه در مى يابد«تبادل انديشه» به عنوان اصل ششم در توفيق خانواده چه تأثير عظيمى در بهبود روابط خانوادگى دارد.»(۱۰) در يك خانواده مطلوب و موفق اسلامى سلسله مراتب به خوبى رعايت مى شود؛ پدر و مادر اقتدار ويژه اى دارند و فرزندان در نوجوانى و حتى ميانسالى احترام خاصى براى والدين قائلند. بين زن و شوهر نيز احترام و اقتدار شوهر پذيرفته شده و زن در مواردى مى پذيرد كه مرد تصميم نهايى را بر عهده داشته باشد. در منظومه زن و شوهرى، وظايف به خوبى انجام مى شود و مودت و رحمت بين زن و شوهر برقرار و نيازهاى عاطفى دو طرف مورد توجه است. والدين با شور و شوق به وظايف خود عمل مى كنند و بر ارزش وظايف خود آگاهند. در يك خانواده موفق حدود حجاب، روابط با نامحرمان و حدود در داخل خانه رعايت مى شود. البته همه قيود بايد بر اساس منطق و متعادل باشد وهرگونه افراط در اجراى حدود از سوى مرد در خانواده نه تنها به تعادل روحى و روانى اعضاى خانواده كمك نمى كند، بلكه آسيب هاى جدى به آنان وارد مى سازد و موجب رفتار نا بهنجار و عدم سلامت روانى آنها مى شود.(۱۱) در خانواده قرآنى التزام به تقوا و اجتناب از گناهانى مانند موسيقى و آواز خوانى حرام، شراب خوارى، غيبت و تهمت و رذايل اخلاقى مانند تكبر و حسد، مورد توافق همه اعضا مى باشد. البته ممكن است لغزش هايى صورت گيرد، ولى بناى افراد بر رعايت تقوا است. حقوق افراد مورد توجه و اصل بر عدالت است. به روابط با خويشاوندان، بويژه والدين زن و شوهر، توجه مى شود و تعامل و حمايت اجتماعى بين خويشاوندان ارزش به شمار مى رود. خانواده موفق از نظر اسلام از هر مشكل و اختلافى مصون نيست، ولى در اختلاف ها حريم ها شكسته نمى شود و افراد پس از فرو نشستن هيجانات، به دنبال حل مشكل و حتى اصلاح و جبران ضعف ها و رفتارهاى نامناسب خود هستند. افزون بر اين، باورهاى دينى پايدار، عدالت محورى و مدارا سه مفهوم مركزى خانواده مطلوب و موفق از ديدگاه اسلام است.(۱۲) « سيره خانوادگى ائمه(ع) نمونه كامل يك خانواده موفق و مطلوب اسلامى است. در اين خانواده ها رابطه عاطفى بسيار عميق است به گونه اى كه حضرت زهرا(س) عشق و محبت خود را نسبت به حضرت على(ع) در سخن با سلمان ابراز مى دارد.(۱۳) امامان معصوم(ع) براى همسران خود شخصيت و اعتبار قائل بودند.(۱۴) دراموراقتصادى، استقلال نظر آنها را ارج مى نهادند.(۱۵) درامورمعنوى ازآن ها كمك مى گرفتند.(۱۶) دربرخورد با فرزندانشان محبت، احترام، بازى با آنان، پذيرش آنان، آزادى و در عين حال نظارت برآنان، رعايت اعتدال بين آنها، دورى از تنبيه و سرزنش وبه طوركلى نرمى ومدارا با آنان را اصل قرارمى دادند.»(۱۷ و ۱۸) و نيز بايد گفت خانواده موفق خانواده اى است كه در همه جوانب مثبت و موفقيت آميز، از رشدى متعادل و هماهنگ برخوردار باشد و از افراط وتفريط خوددارى كند. كلام آخر براى داشتن خانواده اى موفق، بايد فصل اول را درست آغاز كرد با انتخاب همسرى شايسته و واجد معيارهاى قرآنى، آنچه در فصلى اتفاق مى افتد بر فصل بعدى اثر مى گذارد. بايد تلاش كنيم فصل هاى اوليه را بسازيم تا فصل هاى بعدى تقويت شوند. داشتن خانواده اى گرم و صميمى و پر از موفقيت آرزوى همه ماست. بايد با تقويت ايمان و احترام به اصل تفاوت، بين زن و مرد، با ايثار و گذشت تعاون را در خانواده اجرايى كنيم تا به تفاهم و توازن كه خمير مايه موفقيت است برسيم و با تبادل انديشه و شور و مشورت در حفظ آن بكوشيم تا همواره طعم موفقيت را بچشيم. منابع در دفتر روزنامه موجود است
|
|
|
|
|
حجاب و قانونمندى در روابط زن و مرد
• عباس رجبى
بى شك، پوشش زن در برابر مردان نامحرم، يكى از ضروريات دين اسلام است كه درباره جنبه اسلامى آن نمى توان ترديدى به خود راه داد. در قرآن كريم و روايات وارده از پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله)و ائمه معصومين (عليهم السلام) و نيز در كلمات فقها، به وجوب و كيفيت آن تصريح شده است. حجاب در اديان گذشته نيز وجود داشته است، ولى اين حكم در دين اسلام بسيار مترقى تر است، زيرا در اين دين، از افراط و تفريط هايى كه در مورد پوشش زنان در اديان و اقوام گذشته وجود داشته، اجتناب شده و براى حجاب، حدى متناسب با غرايز انسانى در نظر گرفته شده است. حجاب اسلامى به معناى حبس زن در خانه و دورى از شركت در مسائل اجتماعى نيست، بلكه بدين معناست كه زن در معاشرت خود با مردان بيگانه عفت و حيا پيشه كند، موى سر و اندام خويش را بپوشاند و از جلوه گرى و خودنمايى بپرهيزد. مرحوم شهيد مطهرى در اين باره مى فرمايد: «اسلام مى گويد: نه حبس نه اختلاط، بلكه حريم. سنت جارى مسلمين از زمان رسول خدا همين بوده است كه زنان از شركت در مجالس و مجامع منع نمى شدند، ولى همواره اصل «حريم» رعايت شده است. در مساجد و مجامع، حتى در كوچه و معبر، زن با مرد مختلط نبوده است.»(۱) در قرآن كريم در مورد حجاب و قانونمندى روابط زن و مرد، دو دسته آيه وجود دارد. دسته اول آياتى كه در مورد وجوب حجاب و پوشش ظاهرى و حد و كيفيت آن نازل شده است؛ و دسته دوم آياتى كه نوع رابطه بين مرد و زن نامحرم را بيان مى كند و آنان را از كارهايى كه عفت و پاكدامنى شان را تهديد مى كند، برحذر مى دارد، كه در ذيل مى آيد. كيفيت پوشش در قرآن قرآن در دو آيه، كيفيت پوشش زن در حضور نامحرم را بيان مى كند: الف) سوره نور، آيه ۳۱ : «قُل لِّلْمُوءْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ...؛ و به زنان با ايمان بگو چشمهاى خود را (از نگاههاى هوس آلود) فرو گيرند و عفّت خويش را حفظ كنند و زينت خود را، جز آن مقدار كه نمايان است آشكار ننمايند و (اطراف) روسرى ها و مقنعه هاى خود را بر سينه خود افكنند (تاگردن و سينه با آن پوشانده شود)، و زينت خود را آشكار نسازند مگر براى شوهرانشان يا پدرانشان، يا پدرشوهرانشان، يا پسرانشان، يا پسران همسرانشان، يا برادرانشان، يا پسران برادرانشان، يا پسران خواهرانشان، يا زنان همكيش شان، يا بردگانشان، يا افراد سفيه كه تمايلى به زن ندارند، يا كودكانى كه از امور جنسى مربوط به زنان آگاه نيستند و هنگام راه رفتن پاهاى خود را بر زمين نزنند تا زينت پنهانى شان دانسته نشود (و صداى خلخالى كه بر پا دارند به گوش نرسد).و همگى به سوى خدا باز گرديد اى مؤمنان، تا رستگار شويد». شهيد مطهرى(۲) در باره مفاد اين آيه و آيه قبل آن مى فرمايد: دو آيه ۳۰ و۳۱ نور مربوط به وظايف زن و مرد در معاشرت با يكديگر است كه شامل چهار قسمت است: ۱- هر مسلمان، چه مرد وچه زن، بايد از چشم چرانى و نظربازى اجتناب كند. ۲- مسلمان، خواه مرد يا زن، بايد پاكدامن باشد و عورت خود را از ديگران بپوشاند. ۳- زنان بايد پوشش داشته باشند و آرايش و زيور خود را بر ديگران آشكار نسازند و درصدد تحريك و جلب توجه مردان برنيايند. ۴- دو استثنا براى پوشش زن ذكر شده كه يكى با جمله «وَلا يُبْدِينَ زينَتَهُنَّ اِلاّ ما ظَهَرَ مِنْها» بيان شده است و نسبت به عموم مردان است و ديگرى با جمله « وَلايُبْدِينَ زينَتَهُنَّ اِلاّ لِبُعُولَتِهِنَّ...» ذكر شده و نداشتن پوشش را براى زن نسبت به عده خاصى تجويز مى كند.
همچنين از جمله «وَ لا يَضْرِبْنَ بِاَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ ما يُخْفينَ مِنْ زينَتِهِنَّ؛ هنگام راه رفتن پاهاى خود را بر زمين نزنند تا زينت پنهانى شان دانسته شود» فهميده مى شود: پايكوبى، نمودى كامل از ظاهر كردن باطن زن است و به انواع حركات تحريكى كه باعث جلب توجه مردان نامحرم مى شود، اشاره دارد. (۳) ب) آيه ۵۹ سوره احزاب: « يَا أَيُّها النَّبِيُّ قُل لأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاء الْمُومِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلابِيبِهِنَّ؛ اى پيامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمن بگو جلبابهاى (= روسريهاى بلند) خود را بر خويش فرو افكنند، اين كار براى اين كه (به پاكدامنى) شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند بهتر است؛ (و اگر تاكنون خطا وكوتاهى از آنان سر زده، توبه كنند) خداوند همواره آمرزنده و رحيم است». شهيد مطهرى در توضيح كلمه «جَلباب» بعد از اين كه به اقوال مفسرين اشاره مى كند، مى فرمايد: «چنانچه ملاحظه مى فرماييد معنى جلباب از نظر مفسران چندان روشن نيست. آن چه صحيح تر به نظر ميرسد اين است كه در اصل لغت، كلمه جلباب شامل هر جامه وسيع مى شده است، ولى غالباً در مورد روسرى هايى كه از چارقد بزرگتر و از ردا كوچكتر بوده است به كار مى رفته است. ضمناً معلوم ميشود دو نوع روسرى براى زنان معمول بوده است: يك نوع، روسرى هاى كوچك كه آنها را «خِمار» يا مقنعه مى ناميده اند و معمولاً در داخل خانه از آنها استفاده مى كرده اند. نوع ديگر، روسرى هاى بزرگ كه مخصوص خارج منزل بوده است. اين معنا با رواياتى كه در آنها لفظ جلباب ذكر شده است نيز سازگار است». (۴) قانونمندى روابط زن و مرد در قرآن دسته دوم به آياتى اشاره مى كند كه درباره كيفيت ارتباط با نامحرم است. در اين آيات، مؤمنان خصوصاً زنان را از رفتارهايى كه سبب جلب توجه و تحريك نامحرم مى شود، باز مى دارد و حيا و عفت در مقابل نامحرم را مورد ستايش قرار مى دهد: سخن گفتن با نامحرم در احزاب، آيه ۳۲ آمده: «يَا نِسَاء النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِّنَ النِسَاء إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِى فِى قَلْبِهِ مَرَض وَ قُلْنَ قَوْلاً مَّعْرُوفاً؛ اى همسران پيامبر، شما همانند هيچ يك از زنان معمولى نيستيد اگر تقوا پيشه كنيد، پس به گونه اى هوس انگيز سخن نگوييد كه بيماردلان در شما طمع نكنند، و به شايستگى سخن بگوييد». اين آيه گرچه خطاب به همسران پيامبر است، ولى اختصاص به آنها ندارد و شامل همه زنان مسلمان مى شود. طبق اين آيه زنان نبايد در گفت و گو با نامحرم از سخنانى كه مفهوم يا آهنگ آن وسوسه آميز و تحريك كننده باشد استفاده كنند؛ چه بسا در بين آنها افرادى باشند كه به سبب ضعف ايمان و آلودگى به هوس هاى شيطانى، تحريك شوند و خيال گناه در سر خود بپرورانند. بنابراين براى حفظ عفت و پاكدامنى افراد جامعه، بر زنان لازم است در گفت و گو با نامحرم دقت لازم را داشته باشند. خود آرايى و تبرج احزاب / ۳۳ : «وَقَرْنَ فِى بُيُوتِكُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الأُولَى؛ و (اى زنان پيامبر) در خانه هاى خود بمانيد و همچون دوران جاهليت نخستين (در ميان مردم) ظاهر نشويد». در اين آيه نيز به زنان دستورات ديگرى براى برخورد با نامحرم مى دهد. در ابتدا از زنان مى خواهد تا جايى كه امكان دارد از خانه خارج نشوند و خود را كمتر در معرض ديد نامحرم قرار دهند؛ زيرا با اين كار جلوى بسيارى از مفسده هاى اخلاقى گرفته مى شود و زمينه انحراف و ناهنجارى در جامعه از بين مى رود. چنانچه در آيه ۵۳ همين سوره به اين مطلب اشاره كرده است. دستور ديگرى كه اين آيه براى زنان دارد اين است كه از تبرج و جلوه گرى و جلب توجه نامحرم بپرهيزند. كلمه تبرج از برج گرفته شده و به معناى آن است كه فرد، خود را مانند برج در معرض ديد و تماشاى ديگران قرار دهد. در واقع اين قسمت آيه به ما مى فهماند اگر زنان نمى توانند در خانه بمانند و بيرون آمدن از منزل برايشان ضرورى است، به گونه اى خارج شوند كه سبب جلب توجه نامحرم نشوند. پس طبق اين آيه، جواز حضور زن در اجتماع مشروط بر اين است كه اولاً حضورش ضرورت داشته باشد و ثانياً نحوه حضور او اعم از نوع پوشش، راه رفتن، نگاه كردن و در يك كلمه تمام حركات و سكناتش به نوعى باشد كه در قالب تبرج و جلوه گرى نبوده بلكه همراه با حيا و عفت باشد. در سوره قصص آيات ۲۳و ،۲۵ در جريان دختران شعيب و حضرت موسى به همين شيوه رفتارى اشاره كرده و آن را مى ستايد. نگاه به نامحرم در سوره نور آيه ۳۰ و ۳۱ : «قُل لِّلْمُوءْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ ... وَقُل لِّلْمُوءْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ؛ به مردان با ايمان بگو چشمهاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گيرند، و به زنان با ايمان بگو چشم هاى خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گيرند». در اين دو آيه نيز به رفتار ديگرى كه حاكى از عفت و حياست اشاره مى كند و آن پرهيز از نگاه هوس آلود به نامحرم است. زيرا نگاه به نامحرم اگر از روى لذت باشد، سبب انحراف اخلاقى مى شود و آدمى را از جاده عفاف دور مى سازد. داشتن مكان اختصاصى احزاب آيه ۵۳ : «وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاء حِجَابٍ ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ؛ و هنگامى كه چيزى از وسايل زندگى را (به عنوان عاريت) از آنان (زنان پيامبر) مى خواهيد، از پشت پرده بخواهيد؛ اين كار براى پاكى دلهاى شما و آنها بهتر است». در اين آيه نيز به شيوه ديگرى براى حفظ عفت و حيا اشاره مى كند و به مردان دستور مى دهد هنگام صحبت كردن با زنان پيامبر و به طور كلى، زنانى كه با آنها محرم نيستند، سعى كنند رو در روى آنها قرار نگيرند، بلكه از پشت پرده صحبت كنند. اين آيه بر لزوم داشتن مكان اختصاصى براى زنان و عدم جواز ورود آقايان به آنها تأكيد مى كند. منابع در دفتر روزنامه موجود است
|
|
|
|
|
تسنيم
اگر آب ها در زمين
• مهدى ملك محمدى
|
|
|
فرو رود...! قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماؤُكُمْ غَوْراً فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِماءٍ مَعِينٍ؛ بگو: «به من خبر دهيد اگر آبهاى (سرزمين) شما در زمين فرو رود، چه كسى مى تواند آب جارى و گوارا در دسترس شما قرار دهد !» (سوره مُلك/ آيه ۳۰)
* خداوند در اين آيه اساسى ترين نعمت را يادآور شده و انسان ها را به تأمل درباره منشأ آن واداشته است. اگر همه آب ها در زمين فرو رود، خشكسالى همه جا را فرا گرفته؛ گياهان، حيوانات و انسان ها از تشنگى هلاك مى شوند. در چنين وضعيتى به چه كسى اميد مى رود آيا جز خدا فرياد رسى هست * يگانه روزى بخش خداست، و به همين سبب تنها او شايسته شكر و عبادت است. * گرچه آيه بالا به نعمت آب پرداخته است، ولى ديگر نعمت ها نيز از اين قاعده بيرون نيستند و همگى با عنايت پروردگار به موجودات ارزانى مى شوند. * مولوى در ابياتى ماجراى زير را نقل مى كند: مقرئى مى خواند از روى كتاب ماؤكم غورا ز چشمه بندم آب آب را در چشمه كه آرد دگر جز من بى مثل و با فضل و خطر فلسفيّى منطقيّى مستهان مى گذشت از سوى مكتب آن زمان چونكه بشنيد آيتْ او از ناپسند گفت آريم آب را ما با كلند شب بخفت و ديد او يك شير مرد زد طپانچه هر دو چشمش كور كرد گفت زين دو چشمه چشم اى شقى با تبر نورى بيار ار صادقى روز برجست و دو چشمش كور ديد نور فائض از دو چشمش ناپديد *همه گناهان و در رأس آنها، شرك و خدافراموشى سبب از دست رفتن نعمت و مايه كيفر الهى مى شوند. توبه، تضرع و دعا در پيشگاه خداوند، رحمت او را جلب كرده و مايه بازگرداندن نعمت ها مى گردد. نماز استسقا (طلب باران) با كيفيت ويژه اى كه در كتاب هاى حديثى و فقهى بيان شده راهى است براى يارى طلبيدن از او و نزول باران رحمت. *در برخى روايات اهل بيت (ع)، آب را به امام غايب (ع) تأويل كرده، و آيه را اين چنين معنا نموده اند: اگر امام شما غايب شود، كيست كه او را برايتان باز آورد در حقيقت امام همچون آب حياتى است كه مردم از علم او بهره مند گشته و روح ها جانى تازه مى گيرند.
قرآن پژوهشى تجديد چاپ خردگرايى در قرآن و حديث
كتاب «خردگرايى در قرآن و حديث» تأليف آيت الله رى شهرى، به همت رضا برنجكار و عبدالهادى مسعودى توسط مؤسسه علمى فرهنگى دارالحديث تجديد چاپ شد. اين كتاب حاصل گزينش جامع ترين، استوارترين و كهن ترين مصادر روايى شيعه و اهل سنت، در موضوع «خردگرايى» است. در كتاب «خردگرايى در قرآن و حديث»، پس از ذكر آيات قرآن كريم در هر موضوع، روايات، به ترتيب معصومان، از پيامبر(ص) تا امام دوازدهم، در دو بخش با عنوان؛ خرد شامل ۷ فصل شناخت خرد، ارزش خرد، خردورزى، عوامل رشد خرد، نشانه هاى خرد، آسيب هاى خرد و وظايف خردمند در بخش اول و در بخش دوم با عنوان؛ نادانى است كه در هشت فصل: معناى نادانى، پرهيز از نادانى، انواع نادانان، نشانه هاى نادانى، وظايف نادان، جاهليت نخست، جاهليت ديگر، پايان جاهليت تنظيم شده است. چاپ دوم كتاب «خردگرايى در قرآن و حديث» با ترجمه مهدى مهريزى، در ۵۰۸ صفحه، شمارگان ۵۰۰ نسخه و بهاى ۵۰۰۰۰ ريال، توسط سازمان چاپ و نشر دار الحديث منتشر شده است.
|
|
|
|