پنجشنبه ۲۶ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۹ جمادى الاول ۱۴۲۹
Thu, May 15, 2008
ديپلماتيك
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
رسانه
ماجرا
قاب عكس۱
رودررو
خانواده
تلاطم هاى سياسى شبه جزيره
364353.jpg
س. حيدرپور

روابط رياض با كشورهاى اسلامى و عربى هيچ گاه تا اين اندازه دچار تنش نبوده است. ديپلماسى رياض كه زمانى با نام برادر بزرگتر و درنقش ميانجى دعواى خاندان هاى حكومتى اعراب ظاهر مى شد اكنون خود به يكى از طرف هاى اصلى منازعات دامنه دار تبديل شده است. در نگاه بسيارى از ناظران عرب ديگر سعودى ها آن جايگاه ديرين را به عنوان يكى از وزنه هاى ديپلماسى جهان عرب ندارند.
اما تنزل موقعيت ديپلماسى رياض فقط به صحنه خاورميانه محدود نمى شود. اتفاقات سفر سال گذشته سران اين كشور به اروپا نشان داد كه اعتبار سياسى اين كشور نزد غرب نيز به طور جدى آسيب ديده است. در جريان اين سفر رسانه ها و محافل اروپا و آمريكا دراقدامى كه رنجش عميق پادشاهى رياض را در پى داشت پرونده روابط جريان هاى مسلح سلفى و القاعده در عراق و افغانستان با سعودى ها را گشودند.
ديپلماسى رياض كه از ۱۱سپتامبر به اين سو سيرى پر از چالش طى كرده است اكنون با رشته تازه اى از تهديدات دست به گريبان است.
يك رشته از اين مشكلات را مى توان در تنش هاى مستمر ميان رياض با پايتخت هاى عربى جست وجو كرد به نحوى كه در جناح بندى درون جهان عرب اكنون جز اردن ومصر هيچ كدام از كشورهاى عربى آن پيوند ديرين را با سعودى ها ندارند.
اما عمق مشكلات رياض در تغييرنگاه جنبش هاى اسلامى به عربستان نمايان شده است.
تصميم هايى كه رياض پس از ۱۱ سپتامبر در همراهى با سياست هاى منطقه اى آمريكا اتخاذ كرد بيشترين نقش را در بى اعتمادى محافل اسلامى داشته است. اوج اين رويگردانى زمانى بود كه رياض طرح صلح عربى را با هدف عادى سازى روابط با رژيم صهيونيستى ارائه كرد و در تكميل آن هيأت ديپلماتيك خويش را راهى اجلاس آناپوليس كرد.
اما در برهه كنونى به نظر مى آيد كه كانون مشكلات ديپلماسى رياض در نحوه مديريت سه بحران مهم خاورميانه يعنى عراق، لبنان و فلسطين نمايان شده است.
احساس نوعى باخت تاريخى شاهزادگان سعودى را به گشودن جبهه تنش با جنبش ها و دولت هاى پيشرو در سه بحران خاورميانه واداشته است.
در اين چارچوب مى توان گفت شكاف عميق، پنهان و در عين حال پيش رونده در مناسبات رياض و دمشق، در يك سال گذشته، از تصورى ناشى مى شود كه در آن شاهزادگان سعودى مى پندارند كه در گردونه بحران هاى عراق، فلسطين و لبنان از رقابت با حريفان عرب و غير عرب خويش باز مانده اند. تاكتيك ها وراهكارهايى هم كه پس از اين رياض براى به هم زدن بازى دراين سه بحران ريخته است از همين تصور سرچشمه مى گيرد.
عجيب ترين واكنش را سعودى ها به حريفان خويش در عراق نشان داده اند. دولتمردان سعودى در قبال بحران عراق، بريك نگرش قومى و طايفه اى تكيه كرده و براى بسيج اعراب از همان دستاويزى بهره جسته اند كه شورشيان و القاعده دراين كشور استفاده مى كنند.
آنان دولت «نورى المالكى» را دولت شيعى ناميده و با طرح اين ادعاى كهنه كه بر اهل سنت در اين كشور جفا شده است سعى در تحريك و شوراندن اعراب بر حاكميت بغداد ورزيده اند تاحدى كه در يك مرحله رياض در واكنش به تمايل مالكى براى سفر به عربستان در قالب يك بيانيه رسمى اعلام كرد كه از او استقبال نخواهد شد. اين نگرش در تفسيرى خوشبينانه، دست كم سكوت رياض در قبال مشاركت جوانان تندرو سعودى در عمليات مسلحانه و تروريستى در عراق را به همراه داشته است. روزنامه آمريكايى«نيويورك تايمز»چندى پيش در گزارشى به نقل از فرماندهان ارتش و مسئولان سازمان هاى امنيتى آمريكا، نوشت: «ماهانه حدود ۶۰ تا ۸۰ جنگجوى مسلح وارد عراق مى شوند كه نزديك به نيمى از آنان، تبعه سعودى هستند و دولت اين كشور هيچ اقدامى براى جلوگيرى از نفوذ آنان به خاك عراق انجام نمى دهد.»
انتشار اين گزارش، به منزله اعتراف صريح دولت آمريكا به عنوان بزرگترين همپيمان عربستان، به ايفاى نقش مخرب رياض در بحران امنيتى عراق بود. به جز عمليات ميدانى، تئوريسين هاى مذهبى در عربستان نيز بستر فكرى لازم را براى مباح شمردن خون ملت بيگناه عراق توسط تكفيرى ها فراهم مى آورند. در همين ارتباط مى توان به ديدگاه برخى علماى برجسته وهابى مسلك سعودى اشاره نمود كه در تكفير شيعيان و تشويق ويران سازى مراقد مطهر ائمه معصومين (ع) فتوا صادر مى كنند.
البته سعودى ها تنها براى جلب رضايت آمريكا دستوراتى صورى را براى توقف حمايت از شورشيان عراق صادر كردند و در همين راستا «عبدالعزيز بن عبدالله آل الشيخ» مفتى كل و رئيس هيأت كبار علماى عربستان نسبت به سفر اتباع سعودى به عراق با هدف شركت در ناآرامى ها اين كشور هشدار داد.
اما عراق همچنان به صورت پاشنه آشيل سياست عربستان باقى ماند و يكى از عواملى كه وجهه سعوديها را در صحنه افكارعمومى جهان تخريب كرد همانا حمايت آنان از شورش هاى خونين و جنگ قومى در نسل كشى درعراق بود. اين گزارش به اندازه كافى تكان دهنده بود كه اعلام شد؛ شمار شهروندان عربستانى كه از زمان اشغال عراق به منظور شركت در نبرد عليه نيروهاى آمريكايى و دولت عراق به اين كشور رفته اند هزاران نفر برآورد مى شود اما مقامات سعودى اين ارقام را اغراق آميز دانسته و آن را رد مى كنند. روزنامه «الوطن» چاپ عربستان اخيراً فاش كرد: تنهادولت سوريه از تابستان گذشته تاكنون ۱۸۰ تبعه سعودى را به اتهام ارتباط با تروريسم يا تلاش براى ورود غيرقانونى به عراق بازداشت كرده است. اين روزنامه همچنين نوشت : نيروهاى مرزبانى عربستان طى سه ماه دوم سال جارى ميلادى مجموعاً ۹۷ نفر كه قصد داشتند به صورت غيرقانونى از مرزهاى مشترك با عراق عبور كنند را دستگير كردند.
تضادهاى سعوديها با دولت بغداد هنوز به عنوان يك علامت سؤال در نگاه محافل جهانى كه حمايت از حكومت منتخب اين كشور را يك امر انسانى مى دانند باقى مانده است اين تضاد در روزهاى اخير كه عربستان با گشايش سفارت هاى عربى در بغداد مخالفت كرد به اوج رسيد.
«محمد حبش» از شخصيت هاى مذهبى برجسته اهل سنت سوريه، در مصاحبه با رسانه هاى خبرى، عدم مشاركت عربستان در فرآيند همگرايى و آرامش در منطقه را ناشى از حسادت سياسى مى داند.
هنوز مشكل سعودى ها در عراق حل نشده كه رشته ديگر تضادهاى عربستان با طرف هاى عربى بويژه سوريه بروز كرده است.
ريشه اين تضاد به جنگ ۳۳ روزه برمى گردد كه به عنوان يك شكست در كارنامه ديپلماسى رياض ثبت است در آن برهه عربستان در انتخابى عجيب عليه جريان مقاومت موضع گرفت و دمشق نيز در تصميمى جسورانه راه خويش را از رياض جدا كرد.
اين شكاف كه در واقع شكافى ميان مشى مماشاتگرانه سعودى و مشى انقلابى دمشق بود بارديگر در حوادث اخير لبنان بروز كرده است.
همين انديشه باعث شد سعودى ها اجلاس مهم دمشق درباره عراق را بايكوت كنند .
«فايز ساره» تحليلگر و كارشناس سياسى سورى معتقد است: «علت اصلى سياست هاى اخير عربستان، اين است كه مى داند، فضاى حاكم بر منطقه به نفع آن پيش نمى رود.
به باور او نگرانى رياض قابل درك است زيرا عربستان در خارج كشور خود با اتهام هاى تاريخى مبنى بر سهل انگارى در مقابله با رخنه افراد مسلح به خاك عراق متهم است و از سوى شاهزادگان سعودى در داخل نيز به ناتوانى در حفظ موقعيت هاى ديپلماسى. بى شك، اتهاماتى كه عربستان در ارتباط با بحران امنيتى خاورميانه روبه رو است، بسيار شديدتر است و رفتارهاى تند اين كشور در خارج بازتابى از همين فشارها است.
پديده فساد در ميان دولتمردان تل آويو
364320.jpg
محمد بخشنده
نخست وزير رژيم صهيونيستى گرچه در پرونده خويش با اتهام هاى گوناگونى روبرو است اما جنجالى ترين اتهام او به زد و بند با يك ميلياردر از جرگه يهوديانى بر مى گردد كه نفوذى افسانه اى در سياست و اقتصاد آمريكا دارد. اين شريك ميلياردر اولمرت، موريس تالانسكى، نام دارد كه گفته مى شود چهره اى شناخته شده در محافل بازرگانى آمريكا است. داستان مراودات اولمرت با تالانسكى چيزهاى بسيارى را هم از پشت پرده زندگى سياستمداران تل آويو و هم از هزارتوى روابط كانون هاى قدرت آمريكا با رژيم صهيونيستى روشن ساخت.
به هرحال بعد از چند روز كه از ماجراى بازجويى و تعقيب قضايى نخست وزير متخلف رژيم صهيونيستى مى گذرد عاقبت شريك پشت صحنه او برابر دوربين ها ظاهر شد و لب به سخن گشود.
اما تالانسكى ترجيح داد به جاى آن كه در يكى از استوديوهاى رسانه هاى مشهور آمريكا ظاهر شود با اسرار معامله تجارى خويش با سياستمداران تل آويو را با يك گزارشگر هم كيش خويش در ميان نهد. به اين صورت بود كه موريس تالانسكى با حضور در شبكه ۱۰ تلويزيون خصوصى اسرائيل فاش كرد كه روابط ويژه او با ايهود اولمرت خيلى پيشتر از اين شكل گرفته است. تالانسكى گفت در دهه ۹۰ ميلادى اولين سرى كمك هاى پولى را در حساب رفيق حزبى اش جارى كرده است. او سخنى از رقم اين كمك مالى به ميان نياورد اما مقام هاى دادگسترى اسرائيل اين كمك ها را ميلياردى خوانده اند. اين بازرگان مدعى است كه هدف اصلى اين كمك ها اين بوده كه رفيق اش بتواند مبارزات تبليغاتى خود را براى انتخابات تقويت كند. تالانسكى در ادامه اين گفت وگو افزوده است : ايهود اولمرت در آن زمان از چهره هاى شاخص حزب راستگراى ليكود بود. اولمرت در آن زمان طرفدار زيادى داشت و من نيز از وى حمايت مى كردم و فكر مى كردم كمك هايى كه من در اختيار اولمرت گذاشتم در مبارزات تبليغاتى وى مورد استفاده قرار گرفت.
اما ديگر محافل صهيونيستى گفته اند كه نخست وزير از روى عادت رشوه گيرى و براى مصارف شخصى اين پول ها را دريافت مى كرده و به همين دليل با اتهام جدى فساد مالى روبرواست.
نخستين مصاحبه موريس تالانسكى با رسانه اسرائيلى هيچ كمكى به كاهش اتهام هاى اولمرت نكرد كه حتى تناقضات بيشتر پاسخ هاى اولمرت درباره اتهام فساد مالى را آشكار ساخت. اولمرت در سخنرانى خود خطاب به يهوديان درعين حال كه اعتراف كرده بود كمك هاى مالى از اين بازرگان آمريكايى دريافت كرده است، اما مدعى شده كه در زمان مبارزه براى تصدى شهردارى بيت المقدس و وزارت صنايع و تجارت اسرائيل اين كمك ها را در چارچوب حزب ليكود براى تبليغات انتخاباتى خود براى رسيدن به مقام شهردارى بيت المقدس در سال۱۹۹۳ ، ۱۹۹۸ ، ۱۹۹۹ و ۲۰۰۲ استفاده كند.
به گفته ناظران خاورميانه تالانسكى يكى از عناصر كليدى در گروه لابى هاى يهود در آمريكا است. يعنى همان گروهى كه با نفوذى مافيايى رابطه سياست خارجى ايالات متحده با تل آويو را به هم پيوند مى دهد.
اما موريس تالانسكى در اين برنامه سعى دارد هر گونه اتهام استفاده سياسى از سرمايه اش را نفى كند. او در توجيه فعاليت هاى خويش مى گويد: آن زمان هرگز تصور نمى كردم كه كارم نادرست است و پولى كه در اختيار ايهود اولمرت قرار مى دهم غيرقانونى است. من هرگز در ازاى كمك به ايهود اولمرت به فكر تجارت در اسرائيل نبودم. اخبارى كه در اين زمينه منتشر شده كاملاً دور از حقيقت است؛ چرا كه هرگز فكرى به ذهن من راه نيافته است. در پايان اين برنامه بازرگان آمريكايى كوشيد دامن خويش را از پرونده اولمرت بيرون كشد. او به عقايد جامعه يهود ابراز وفادارى كرد و در كلامى كه رنگى از عذرخواهى از محافل يهود داشت گفت من همچنان به نسل قربانيان يهود تعلق دارم و بر اين عقيده ام كه اسرائيل جايى است كه تماميت آن بايد پيوسته برقرار باشد.
به هر حال داستان زد وبند عضو باشگاه لابيگران آمريكايى و اولمرت آنقدر عيان بود كه هيچ كس حتى مقام هاى قضايى رژيم صهيونيستى ادعاهاى تالانسكى را نيز همانند ادعاهاى اولمرت نپذيرفت.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |