پنجشنبه ۲۶ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۹ جمادى الاول ۱۴۲۹
Thu, May 15, 2008
اقتصاد
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
رسانه
ماجرا
قاب عكس۱
رودررو
خانواده
نگرشى در باب اخلاق و اقتصاد
نفت و بحران مالى
ترجمه: محسن خزائى
از زمان شروع بحران مالى آمريكا، قيمت كالاهاى اساسى بويژه محصولات كشاورزى ۲۷درصد افزايش داشته است. دليل اين افزايش قيمت كاهش عرضه جهانى تقريباً در تمام بخش ها است. كالاهاى اساسى همچنين از ارزش ضعيف دلار و ميزان بالاى خروج سرمايه از مؤسسات سرمايه گذارى سود مى برند. اين در حالى است كه طبق پيش بينى هاى به عمل آمده قيمت هر بشكه نفت برنت براى سال۲۰۰۸ بين ۹۵ تا ۱۰۰ دلار خواهد بود. توليد نفت خام در سال۲۰۰۷ براى دومين سال متوالى در حالت ثابت باقى ماند و هنوز تقريباً در سطح سال۲۰۰۵ است؛ سالى كه توليد اين محصول در اثر وقوع توفان هاى متعدد در قاره آمريكا كاهش يافت. در سال۲۰۰۸ شاخص ريسك پذيرى بازارهاى كالاهاى مصرفى مى تواند افزايش يابد. زيرا اعتبارات صندوق هاى سرمايه گذارى توسط بانك ها كاهش يافته است. همچنين به نظر مى رسد در سال جارى با كاهش سرعت واضح در رشد اقتصادى چين مواجه شويم. پيش بينى رشد اقتصادى جهان در سال جارى كمتر از حد مورد انتظار است دليل اين وضعيت اعمال سياست هاى محدود كننده بانك هاى مركزى كشورها براى حفظ ثبات اقتصادى است، سياست هايى كه احتمال مى رود به دليل نرخ بالاى تورم سخت گيرانه تر نيز شود. علاوه بر اين افزايش شديد قيمت محصولات غذايى مى تواند عاملى براى رويداد تنش هاى سياسى باشد.

* كالاهاى اساسى از بحران مالى سود مى برد
طبق گفته «آلن گرنيسين» رئيس سابق بانك مركزى فدرال آمريكا، جهان اخيراً در حال تجربه كردن شديدترين بحران مالى از زمان جنگ جهانى دوم است و علائم اين بحران به طور فزاينده اى در حال نشان دادن خود هستند. على رغم اين واقعيت، قيمت كالاهاى اساسى در حال افزايش است. غلات و فلزات گرانبها با افزايش قيمتى حدود ۴۰درصد در رأس كالاهايى هستند كه قيمت آنها افزايش يافته است. دلايل زيادى براى اين افزايش قيمت وجود دارد. قيمت غلات به خاطر وابستگى بسيار اندك خود به اقتصاد در حال سود بردن از وضعيت موجود است و گرانى فلزات گرانبها نيز ريشه در تزريق نقدينگى به بازار توسط بانك مركزى آمريكا دارد. امرى كه خطر تورم را افزايش مى دهد. كالاهاى اساسى صنعتى نيز با شدتى كمتر گران تر شده اند. براى مثال فلزات صنعتى ۸درصد گران تر شده اند و قيمت نفت خام، زغال سنگ و گازطبيعى و به طور كلى همه منابع انرژى طى ماه هاى اخير به طورگسترده اى افزايش يافته اند و اين افزايش قيمت ها در بسيارى موارد كوتاه مدت نيستند.
بسيارى از تحليلگران اقتصادى افزايش بى سابقه قيمت نفت را به بحران مالى، كاهش رشد اقتصادى دنيا و راكد ماندن طولانى مدت ميزان عرضه نفت نسبت مى دهند. در سال۲۰۰۶ توليد روزانه نفت خام ۲۸ هزار بشكه كمتر از سطح توليد سال۲۰۰۵ بود. اين سطح توليد در سال۲۰۰۷ نيز ۷۲ هزار بشكه در روز كاهش يافت. در مقابل، تقاضاى نفت بويژه به خاطر رشد اقتصادى بازارهاى در حال ظهور افزايش زيادى داشته است. افزايش قيمت منابع انرژى نهايتاً به فلزات صنعتى سرايت مى كند. زيرا كمبود جهانى انرژى مانعى جدى بر سر راه ايجاد ظرفيت هاى توليدى جديد است. بهترين مثال اين امر بازار آلومينيوم است. زيرا اولاً هزينه هاى انرژى بيشترين قسمت هزينه هاى توليد اين كالا يعنى حدود دوسوم را به خود اختصاص مى دهد و ثانياً چين بزرگترين توليد كننده اين فلز است به طورى كه قرار است ۷۵درصد رشد توليد اين فلز در سال۲۰۰۸ در اين كشور صورت گيرد. بنابراين كمبود انرژى در چين گسترش ظرفيت توليدى اين كالا را تهديد مى كند.
* صندوق هاى سرمايه گذارى و بحران مالى
طبق مطالعات به عمل آمده سرمايه گذارى در بخش توليد كالاهاى اساسى از ۱۰ ميليارد دلار در سال۱۹۹۸ به ۱۴۲ميليارد دلار در سال۲۰۰۷ رسيده است. در دو ماهه اول سال۲۰۰۸ نيز اين سرمايه گذارى ها ۳۰ ميليارددلار افزايش يافت و پيش بينى مى شود تا پايان اين سال۱۹۰ ميليارد دلار در توليد و مبادله كالاهاى اساسى سرمايه گذارى شود. بايد توجه داشت سرمايه گذاران هنوز به جايى نرسيده اند كه جهت گيرى هاى بازار كالاهاى اساسى را به دست گيرند ولى به طور عمده اى اين جهت گيرى ها را متأثر مى سازند. برخى مثال ها مى توانند نشانگر آسيب پذيرى بازارهاى كالاهاى اساسى از جهت گيرى هاى سرمايه گذارى باشند. براى مثال در ۱۷ مارس سال جارى طى يك روز قيمت نفت خام حدود ۸درصد كاهش يافت كاهش و قيمت توليدات كشاورزى حتى به ۱۰درصد نيز رسيد. اعلام كاهش اعتبارات اختصاص داده شده به صندوق هاى سرمايه گذارى حامل اين رويداد بود. اهميت سرمايه گذاران را همچنين مى توان از آمار موجود دريافت. اين سرمايه گذاران بويژه در بازار طلا و نقره جايگاه مهمى دارند به اين صورت كه نزديك به ۱۰۰ هزار قرار داد طلا ميان آنها وجود دارد و قرارداد شامل ۱۰۰ اونس طلا مى شود. اين ميزان طلا مساوى ۶۱۰تن طلا يعنى ۲۵درصد توليد سالانه اين كالا است.
* كاهش سرعت رشد اقتصادى چين
سالهاست كه تحليلگران غربى تلاش مى كنند كاهش سرعت بالاى رشد توليد ناخالص داخلى كشور چين را پيش بينى كنند ولى تاكنون موفق به اين كار نشده اند. ولى امروزه دوتحول را بايد در اين رابطه مورد بررسى قرار دهيم، اول اين كه بازار سهام چين از آغاز سال۲۰۰۸ يكى از ضعيف ترين بازارهاى سهام جهان بوده است و اين در حالى است كه بازار سهام يكى از شاخص هاى اصلى تحليل اقتصاد يك كشور است. دوم اين كه دولت چين روز به روز نگرانى بيشترى در مورد تداوم نرخ بالاى تورم در اين كشور پيدا مى كند. براى مثال در فوريه سال جارى نرخ تورم در اين كشور ۸‎/۷درصد افزايش يافت و بنابراين نرخ پيش بينى شده تورم چين توسط دولت در سال۲۰۰۸ يعنى ۴‎/۸درصد به احتمال زياد محقق نخواهد شد. نتيجه اين وضعيت افزايش سياست هاى اقتصادى محدود كننده توسط دولت چين است كه عبارتند از: افزايش نرخ هاى اصلى سود، به حداقل رسيدن نرخ رشد ذخاير ارزى اين كشور، وضع عوارض صادراتى و تعيين سقف قيمت ها. دولت چين تمهيداتى اجبارى براى مبارزه با تورم انديشيده است و برخى از بازيگران بازار نگران فرود سخت اقتصاد چين هستند. در اين ميان نگران كننده ترين واقعيت افزايش قيمت محصولات غذايى است كه مى تواند موجب وخامت تنش هاى سياسى كشور چين باشد. تنش هايى كه به دليل ناآرامى در تبت مدتى است خود رانشان داده است.با اين اوصاف پيش بينى مى شود رشد توليد ناخالص داخلى چين پائين تر از حد مورد نظر دولت چين باشد و در سال۲۰۰۸ ، ۹‎/۸درصد باشد. در حالى كه دولت چين نرخ رشد ۱۰‎/۲درصدى را در اين سال هدف قرار داده است. در سال۲۰۰۹ على رغم تعيين نرخ رشد ۹‎/۵درصدى نيز انتظار كاهش رشد بيشتر اقتصاد اين كشور به ميزان ۸‎/۱درصد مى رود. گفتنى است كاهش سرعت رشد اقتصادى خطرى اساسى براى بازارهاى كالاهاى اساسى است چرا كه ۶۰ الى ۸۰درصد رشد تقاضا براى اين محصولات از قاره آسيا صورت مى گيرد.
نگرشى در باب اخلاق و اقتصاد
افراط و تفريط در اقتصاد
364341.jpg
دكتر بيژن بيدآباد*‎/ بخش نخست

نيات افراد منشأ تشكيل شاكله فردى است و در جامعه شاكله افراد شاكله اجتماع را شكل مى دهد. اگر شاكله اجتماع بر اساس قانونگذارى يا استمرار عادت محدود شود يا تغيير يابد عملاً نيات هم تغيير مى يابند. القاء يك فكر يا روش دفعتاً سبب جارى شدن آن نمى شود، بلكه ضامن مداومت يك فكر يا روش آن عرف و عادتى است كه در جامعه ايجاد مى شود. لذا براى اينكه شاكله اجتماع تغيير يابد بايست روش صحيح را در عرف و عادت افراد نهادينه نمود. اين موضوع دنباله بحث را به مبحث اخلاق و تربيت مى كشاند. تهذيب اخلاق از خُلق انسانى كه ملكه اى است در وجود فرد و مسلّط است بر قواى او و افعال از آن ناشى مى شود، گفت وگو مى نمايد. خُلق به دو قسم طبيعى غير قابل تغيير و عادى كه به عادت و ممارست تغيير مى يابد تقسيم مى شود. با اشاره به جزئيات قوا و صفات انسانى به بررسى اصول اخلاقى در اقتصاد اخلاق مى پردازيم كه مى توانند نقش اساسى در اصلاح شاكله اجتماع داشته باشد. از لحاظ اقتصاد نئوكلاسيك انسان خوشحال انسانى است كه مصرف بيشترى داشته باشد. و اين موضوع مترادف اين است كه بشر تمام انرژى خود را صرف توليد و سپس مصرف كالا نمايد. ولى اقتصاد اخلاق پارادايمى مطرح مى نمايد كه آيا بشر براى اين هدف خلق شده است در دنباله مباحث به اين موضوع اشاره مى شود كه چنانچه آموزه هايى كه از دين و مذهب در اقتصاد منبعث مى شود و اخلاق اقتصادى را تشكيل مى دهد مى تواند منجر به اصلاح شاكله اجتماع شود و بسيارى از مضار فعاليتهاى اقتصادى كاسته خواهد شد. و شره و خمود اقتصادى به اعتدال اقتصادى كشانده مى شود.
طبيعت بشر آميخته اى از توجهات به تن و توجهات روح است، برعكس حيوان كه استعداد توجه به روح در او كمتر است و به شعور خود مشعر نيست انسان توانايى ادراك به ادراك خود را دارد و از لحاظ رفتارى اين تمايز بزرگترين تفاوت را بين او و حيوان بوجود آورده است. يعنى حيوان مى داند چه بايد كند اما انسان مى تواند بداند كه چه بايد بكند. لذا حيوان بطور غريزى تمام رويه ها و علوم لازم براى زندگيش در ذهن وى قرار داده شده است. ولى انسان در بدو تولد كاملاً جاهل است و بايد با توانايى شعور خود پى به دانش و رويه هاى لازم براى زندگى ببرد.
بر اين اساس تكليف بشر از ساير موجودات متفاوت است، حيوان به دليل فوق احتياج به تشريع ندارد و شريعت رفتارى وى قبلاً براى او مهيا و آماده و در او نهادينه شده و حيوان طبق آن به اين شريعت عمل مى نمايد. ولى بشر احتياج به اين دارد كه رفتار خود را تنظيم و تدوين نمايد. براى تدوين رفتار الا و لابد بايد هدف معلوم باشد. در غير اين صورت نمى توان تشريع يا قانونگذارى نمود. هدف تشريع معمولاً منتج از كيفيت استنباط و ادراك قانونگذار است. اگر قانونگذارى يا تشريع توسط افراد جامعه صورت گيرد معمولاً هنجارهاى اجتماعى تشريع مى شوند. يعنى آنچه كه مورد علاقه فرد و نتيجتاً عموم افراد و نتيجتاً جامعه مى باشد قانون مى شود. بشر خاكى معمولاً توجه به تمايلات تن دارد زيرا غريزه حيات خوددوستى و خودگرايى را به او آموخته، نتيجتاً قواى شهويه و غضبيه او آنچه كه ملايم است جذب و منافر را دفع مى كند. پس آنچه كه ملايم تن است و آنچه كه مغاير تن است تشريع مى گردد و قانون مى شود. اين تشريع با ميزان توجه بشر به فكرت پايان بين او تغيير مى كند، هرآينه هرگاه عمر خود را در زوال بيند بُعد معنوى تشريع را بيشتر مى كند و هرگاه لذات جسمانى در او زياد مى شود به گسترش خوديت خود مى پردازد.
انبيا و اوليا و حكما الهى در تشخيص اين كه چه بايد كرد تا افراط و تفريط منتفى شوند اقدام به وضع قوانين شريعت نمودند و در هر ازمنه اى بنا بر خصوصيات زمان و مكان اقدام به تأسيس يا امضاى قوانين نمودند كه رفتار مردم جامعه را به تعادل كشانند. هر جا كه مردم جوامع از اين حد تعادل به افراط و تفريط كشيده شدند دچار آسيب گرديدند. مظاهر اين آسيب در جميع رفتارهاى انسانى افراد و جوامع قابل مشاهده است ولى موضوع ما در اين مقوله افراط و تفريطى است كه در اقتصاد آن را مشاهده مى كنيم. بشر عصرحاضر بنا بر مقتضيات تن خود اصل اصالت لذت را از هزاره هاى پيش هدف خود قرار داد. رسولان الهى همه سعى كردند اين رفتار افراطى را به تعادل كشانند. كتب آسمانى اعم از قرآن و تورات و اناجيل و متون اديان غيرابراهيمى در شرق و غرب زمين نيز همه دلالت بر مبارزه رسولان الهى با هنجارهاى جامعه دارد. هنجارها يا نُرمها از لحاظ جامعه شناسى به رفتار غالب و عمومى جامعه گفته مى شود و هنجارها موجب تعريف ارزش در جامعه مى شوند. اگر هنجار در جامعه، افراط در لذت گرايى باشد افراط كاران صحيح العمل شناخته مى شوند و اگر تفريط در زهد باشد تفريط كاران تقديس مى شوند. جوامع بر اساس اين هنجارها ارزشها را تعريف و شاكله اجتماع شكل مى گيرد. در تعريف نيت و شاكله مى فرمايند: در رفتار فرد نيت و شاكله اساس بروز رفتار است. نيت همان تصميم فرد است. شاكله آن چيزى است كه فكر فرد را شكل مى دهد.
در تفسير بيان السعاده فى مقامات العباده در تفسير آيه «كُلّ يَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ» آمده است : ««قُلْ كُلّ» بگو همه از خدا و افراد بندگان «يَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ» برحسب شاكله خود عمل مى كنند، يعنى هر شاكله مشتمل بر نيّتى است و نيّت شكل دهنده حال انسان و مقام او و طبيعت اوست. يا به اين معنى كه هر كس عملش را بر نيّتش بنا مى كند و فعليّت نفس او شاكله حال او و مقام اوست. بدانكه انسان برحسب فعليّت بشريَّتش داراى يك نوع واحد است و بر او حدّى واحد است، ولى برحسب باطن بالقوّه انواع متباينى است و براى هر نوعى حدّى است غير حدّ ديگر. پس آنگاه كه بالفعل برحسب باطن نوعى مى شود، مثلاً وقتى انسان بالفعل يكى از درندگان، چهارپايان، شياطين يا انسان كه مشتمل بر انواع ملايكه است بشود هر وقت بخواهد عملى در صور عبادات و معاصى و مباحات انجام دهد آن صورت را پيش خود متمثل مى كند و به واسطه تمثّل آن صورت قصد به آن فعل مى نمايد آنچه كه بالفعل حقيقت آن عمل است به كمال وجود پيدا مى كند. و اين صورت و اين قصد نيّت فعل است، و او در حين عمل مشتمل برآن است و برمبناى او عمل قرار مى گيرد، مثلاً انسانى كه خودپسند است يا رياكار وقتى بخواهد نماز بخواند صورت آن را پيش خود متمثّل ساخته و به آن عمل قصد مى كند، به واسطه اين صورت نفس خودش را زينت دهد برآنچه كه گمان مى كند پيش مردم ممدوح است. پس نماز را انجام مى دهد كه مشتمل بر نيَّت اين مشاكله است و آن بالفعل آن است و آن نوع خودپسندى است مثلاً همانند طاووس. به عبارت ديگر عملش را بر اساس قصد خود قرار مى دهد و او قصد تزئين نفس خودش را دارد كه شاكله حال او و فعليّتش مى باشد. و چنين است شاكله حقّ اوّل تعالى شأنه اولاً و بالذّات صفات جماليه او از رحمت، جود، احسان، عفو، صفح و غفران،پس عمل او در قصد اوّل جز همين نيست، ولكن گاهى برحسب قابليّتها و با قصد ثانى و بالعرض قهر، غضب و انتقام مى شود. و معنا (ى آيه) اين است كه: به آنها بگو كه خداوند بر شاكله رحمت و احسان عمل مى كند و شما نيز بر شاكله خود عمل مى كنيد به نحوى كه رحمت الهى را رضا يا غضب قرارميدهد. «فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدَى سَبِيلاً» يعنى كه همه بر شاكله خود عمل مى كنند، و شاكله از امور غيبيه باطنيه است و صورت عمل به آن معبر نيست، پس كسى كه صورت عمل را اختيار مى كند ممكن است برحسب شاكله اختيار نشده باشد، بلكه مختار كسى است كه خدا را اختيار مى كند. كه همانا پروردگار شما برآن كس كه راه يافته است داناترست. پس «فا» داخل بر چيزى شده كه جانشين جزاى شرط مقدّر است خصوصاً بر تفسير«الْإِنسَانِ» مذكور در قوله «وَ إِذَآ أَنْعَمْنَا عَلَى الْإِنسَانِ» و در ثانى اين منافاتى با اين تعميم آيه به جميع مواردى كه صدق مى كند ندارد، همچنان كه شأن جميع آيات چنين است. چه مقصود بالذّات از ذكر خيرات على(ع) و از ذكر شرور دشمنان او بالتّبع با تعميم آن به جميع مواردى كه صدق مى كند باشد.»
نيات افراد در اجتماع در درون تك تك افراد است و شاكله فرد را تشكيل مى دهد و شاكله افراد جامعه شاكله اجتماع را شكل مى دهد كه اين شاكله اجتماع به نوعى همان هنجارهاست. اگر شاكله اجتماع بر اساس قانونگذارى محدود شود عملاً نيات هم تغيير مى يابند. اين موضوع اساس روش اصلاح جامعه از طريق تقنين مى باشد. براى اين كار بايد شاكله جامعه را نسبت به مسائل مختلف اصلاح كرد. اصلاح اين شاكله از طريق تربيت فردى نيز قابل حصول و انجام است. براى مثال اگر شاكله اجتماع به گونه اى تغيير يابد كه انسان دوستى را به جاى خوددوستى جايگزين كند، نيت انسانها هم تغيير مى كند و رفتارها عوض مى شوند. روش تغيير شاكله از لحاظ علوم اجتماعى، وضع قوانين است. قوانين و احكام در ارتباط با اعمالى صورت مى گيرد كه مستوجب جزا يا پاداش هستند. در حيطه خارج از احكام تشريعى بسيارى از موارد وجود دارد كه اساس شاكله اجتماع را تشكيل داده ولى مد نظر قانونگذار نيست و آن اعمال مستوجب جزا يا پاداش هم نيست. اين قبيل رفتار در حيطه اخلاق قرار مى گيرند. اخلاق شامل مجموعه اى از معيارها مى شود كه سبب اعتدال در رفتار انسانها مى گردد. مسائلى كه در حيطه اخلاق قرار مى گيرند با استقبال فرد از آنها قابليت تحقق مى يابند و به حكم و الزام جارى نمى گردند. لذا براى قبول تعاليات اخلاقى فرد بايد با رضايت خاطرآن را بپذيرد. مسلماً القاء يك فكر يا روش دفعتاً سبب جارى شدن آن نمى شود، بلكه همانطورى كه مى فرمايند : «ضامن مداومت يك فكر يا روش آن عرف و عادتى است كه در جامعه ايجاد مى شود.» لذا براى اينكه شاكله اجتماع تغيير يابد بايست تلاش نمود كه با استفاده از آموزه هاى تربيتى روش صحيح را در عرف و عادت افراد نهادينه نمود. اين موضوع دنباله بحث را به مبحث اخلاق و تربيت مى كشاند.
«اخلاق» جمع «خُلق» و «خُلُق» است و در لغت به معناى سجيه، سرشت و صفات باطنى آمده است. در نظر علماى اخلاق، «خلق» سجيه و سرشتى است كه در نفس ملكه شده است و افعال بدون نياز به فكر و تامل با اتكا به اين تخلق از فرد صادر مى شود. لذا گزاره اخلاقى را گزارهاى تعريف مى نمايند كه مسنداليه آن، فعل ارادى اختيارى انسان، و مسند آن يكى از هفت مفهوم «خوب، بد، بايد، نبايد، ثواب، خطا و وظيفه» باشد. لذا چنانچه مسند افعال به سمت تعالى بشرى متوجه گردد افعال به همين سمت برمى گردد. لذا از اين رو تربيت عامل مهم تعالى جامعه مى شود. تربيت مى تواند به ابناى بشر اضافاتى را متعلق گرداند. تربيت از ريشه ربو و از باب تفعيل و به معناى زيادت و فزونى و تربيت به معناى فراهم كردن زمينه اضافات پرورش است. الزامات تربيت وجود مربى است كه فرموده اند: كسى كه حكيمى او را راهنمايى نمى كند، هلاك مى شود. و اگر مربى ناآگاه باشد هم به خود يعنى مربّى و هم به مربّا هر دو آسيب مى رساند. بر اين اساس است كه اميرالمؤمنين (ع) مى فرمايد: «لغزش دانشمند، مانند واژگونى كشتى است، هم غرق مى كند و هم غرق مى شود.»
استاد دانشگاه
نگاه آمريكا به نفت عربستان
364326.jpg
مصطفى آذرى

بوش سفر شش روزه خود را از رژيم صهيونيستى آغاز كرده و از مصر و عربستان سعودى نيز ديدن خواهد كرد.
كاخ سفيد اعلام كرد رئيس جمهور آمريكا قرار است در سفر پيش روى خود به خاورميانه با مقامات عربستان سعودى درباره بهاى بالاى نفت خام گفت و گو كند.
رئيس جمهور آمريكا در حالى به عربستان سعودى سفر مى كند كه اخيراً بهاى نفت خام به ركورد جديدى به بالاى ۱۲۵ دلار در هر بشكه رسيد. چندين ماه است كه كشورهاى بزرگ مصرف كننده نفت از جمله آمريكا خواستار فشار بر سازمان اوپك و افزايش عرضه نفت خام در بازار شده اند. مقامات سازمان كشورهاى صادركننده نفت (اوپك) نيز بر اين عقيده اند كه عرضه نفت در بازار كافى است و كاهش شديد ارزش دلار و فعاليت بالاى سفته بازان عامل رشد بى سابقه بهاى نفت بوده است. عربستان ۲۰ درصد از نفت آمريكا را تأمين مى كند (۱‎/۴۷ ميليون بشكه نفت خام و ۱‎/۵ ميليون بشكه محصولات پتروشيمى) و آمريكا نخستين شريك تجارى اين كشور است. بر اساس نظر دبيرخانه اوپك به ازاى هر يك درصد كاهش ارزش دلار، ۴ درصد افزايش قيمت نفت خام بوده است، اين رابطه بين افت ارزش دلار و قيمت نفت خام ادامه خواهد يافت .
در حال حاضر قيمت هاى نفت خام از عرضه و تقاضاى آن تبعيت نمى كند و درصورت تقويت دلار قيمت ها متعادل مى شود، ضمن اين كه بايد توجه داشت كه در واقع اين قيمت هاى نفت خام نيست كه افزايش يافته بلكه ارزش دلار تضعيف شده است.
با اين حال معاون وزارت خزانه دارى آمريكا اظهار داشته است كه هيچ ترديدى نيست كه ما با آشفتگى هايى جدى بويژه در بازارهاى مالى و اعتبارى رو به رو هستيم كه دليل اصلى اين مشكلات، قيمت بالاى مواد اوليه بويژه نفت است.
مقامات كاخ سفيد اعلام كرده اند: اولويت اصلى بوش در سفر آتى به خاورميانه درخواست از كشورهاى عضو اوپك براى افزايش توليد نفت است. «استفان هادلى» مشاور امنيت ملى كاخ سفيد اعلام كرد: جورج بوش در ديدار هفته آينده خود از عربستان سعودى از كشورهاى توليد كننده نفت درخواست خواهد كرد تا ميزان توليد خود را افزايش دهند.
افزايش قيمت نفت و بالا رفتن قيمت سوخت و در هم گسيختگى اقتصاد آمريكا بوش را وادار كرده است تا از كشورهاى توليد كننده نفت مجدد تقاضاى افزايش توليد بكند و ممكن است با بدتر شدن اوضاع اقتصادى آمريكا بوش در آينده نيز مجبور به انجام چنين كارى شود. همچنين بوش از مقامات آمريكايى درخواست كرده است تا توليد نفت آمريكا را تا حد امكان افزايش دهند و به فكر تغيير منابع انرژى خود باشند.
اين در شرايطى است كه جرج بوش در سفر گذشته خود به خاورميانه با وجود درخواستهاى مكرر نتوانست كشورهاى صادر كننده نفت عضو اوپك را وادار به افزايش توليد كند.
نيوزويك اخيراً نوشت: ملت عربستان سعودى همواره توسط يك خانواده اداره شده است، يك شبكه گسترده از شاهزادگان سعودى كه به گونه اى همه جانبه عمل مى كنند، حقانيت خانواده سعودى بر پايه قانون بنا نشده بلكه بر پايه يك نوع برداشت افراطى از اسلام به نام «وهابى» است كه «اسامه بن لادن» نيز از آن پيروى مى كند.اين هفته نامه آمريكايى درباره سفر قبلى بوش نوشت:«اى كاش بوش خودش را در اين سفر جدى تر مى گرفت البته شايد در سفر بعدى او بتواند به جاى بازديد از يك موزه، با چند مخالف نيز ملاقات كند».
* اثرات روند مصرف جهانى نفت و نقش عربستان
براساس گزارش هاى صندوق بين المللى پول، ميزان تقاضاى جهانى نفت خام تا سال ۲۰۳۰ به ۱۳۸‎/۵ ميليون بشكه خواهد رسيد. در اين ميان، تقاضاى چين ۱۸‎/۷ ميليون بشكه نفت در روز خواهد بود كه در قياس با سال ۲۰۰۴ نزديك به ۳۰۰ درصد افزايش خواهد داشت. دليل اين افزايش تقاضا را مى توان ناشى از تقاضاى زياد چين و هند، همچنين تقويت رشد مصرف ساير كشور ها دانست. تقاضاى نفت خام چين در مقايسه با سال گذشته نزديك به ۷۰۰ هزار بشكه و تقاضاى آمريكا ۵۰۰ هزار بشكه در روز افزايش داشته است. رشد اقتصادى ۹ درصدى چين در دو سال گذشته سبب شد كه اين كشور به دنبال منابع تازه انرژى باشد. سرعت فعاليت هاى اقتصادى، تقاضاى نفت را در بلندمدت تعيين و قيمت نفت، تغييرات بلند مدتى را در تقاضاى نفت ايجاد مى كند. رشد اقتصادى بسيارى از كشورهاى توسعه يافته با اين افزايش قيمت، به شدت به خطر مى افتد و كشورهاى در حال توسعه فاقد ذخاير نفتى نيز، وارد دوره اى از بحران مى شوند؛ به گونه اى كه در بعضى از اين كشور ها اعلام آماده باش شده است. افزايش قيمت نفت علاوه بر كاهش رشد اقتصادى كشورها، كاهش مصرف را نيز در بر دارد.
امروزه دنيا با افزايش تقاضا روبه رو شده است كه آن را مى توان معلول افزايش جمعيت، رشد جمعيت شهرنشين، افزايش وسايل حمل و نقل، توسعه صنعتى كشور ها و ... دانست. با كوچك ترين شوك در زمينه كاهش عرضه نفت، اقتصاد جهانى، قيمت هاى جديدى را از سر مى گذراند. مؤسسه تحقيقاتى Goldman sacks عنوان كرده است: چنانچه بخواهيم قيمت نفت واقع بينانه باشد، بايد قيمت ۱۸۲ دلار را براى آن در نظر بگيريم تا بتوان تقاضا را كنترل كرد و احتمال ۲۰۰ دلار شدن هر بشكه نفت را محتمل دانست. تقاضاى روزافزون نفت خام، كاهش بى سابقه نفت موجود در چاه ها و بخش پائين دستى نفت، تأسيسات نفتى نه چندان كافى و ادامه نگرانى در زمينه افزايش ناكافى ميزان توليد نفت كشورهاى غير عضو اوپك و اختلال در عرضه نفت درياى شمال، خليج مكزيك و عراق به بازارهاى جهانى، علت هاى اصلى اين افزايش قيمت نفت هستند، اما به نظر مى رسد كه روند افزايش قيمت نفت اين بار، طولانى مدت و دائمى باشد. جرج بوش، رئيس جمهورى آمريكا در سفر قبلى به عربستان سعودى كه بزرگترين صادر كننده نفت در جهان است، نيز از افزايش قيمت نفت و تهديدى كه متوجه اقتصاد آمريكا است، گلايه كرده بود. سال گذشته نيز وى در سفر به عربستان گفت:«من بار ديگر امشب درباره اين واقعيت كه بهاى نفت بسيار بالا و براى اقتصاد ما سخت است، به اعليحضرت [ملك عبدالله، پادشاه عربستان] خواهم گفت. »
سه سال پيش و زمانى كه ملك عبدالله در مزرعه شخصى جرج بوش، ميهمان رئيس جمهورى آمريكا بود، پادشاه عربستان، قيمت نفت در آن زمان را كه بشكه اى ۵۴ دلار بود، «به وضوح بسيار بالا» توصيف كرده بود. آمريكا كه بزرگترين مصرف كننده انرژى در جهان است، در آستانه بحرانى اقتصادى قرار دارد و خبرگزارى رويترز، واكنش حكومت عربستان سعودى به سخنان بوش را «آزمونى براى اين متحد قديمى آمريكا» خوانده است، چرا كه قيمت بالاى نفت تأثيرى منفى بسيارى بر اقتصاد آمريكا داشته است. برخى برآورد ها نشان مى دهد كه عربستان سعودى داراى ظرفيت مازاد توليدى دو ميليون بشكه است اما برخى ديگر از تحليلگران بازار نفت اين آمار را غير واقعى و اعلام آن را تنها به منظور ايجاد اطمينان در بازار پر تلاطم جهانى نفت مى دانند كه در صورت مشخص شدن نبود ظرفيت توليد بالاى نفت از سوى عربستان قيمت آن بشدت افزايش خواهد يافت. خبرگزارى آسوشيتدپرس نيز در گزارشى نوشته است كه كشورهاى عضو اوپك كه بيش از ۴۰ درصد نفت مورد نياز بازارهاى جهانى را توليد مى كنند، عموماً از خواست عربستان سعودى درباره ميزان توليد سرپيچى نمى كنند. اما گرچه عربستان اعلام مى كند كه ظرفيت مازاد دو ميليون بشكه اى دارد اما به دليل بسته بودن جامعه عربستان و عدم ارائه آمار دقيق ميزان برآورد واقعى ظرفيت توليدى اين كشور مشكل است. همچنين عربستان نيز بر اين امر وافق است قيمتهاى كنونى با توجه به كاهش ارزش دلار چندان بالا نيست. تا كنون رئيس جمهور آمريكا مذاكرات زيادى را با مقامهاى كشورهاى نفت خيز خاورميانه از جمله عربستان در خصوص افزايش قيمت نفت و تأثير منفى آن بر اقتصاد آمريكا و اقتصاد جهان داشته است و در سفر آتى نيز بوش با مقامهاى رياض در اين خصوص گفت و گو خواهد كرد.جرج بوش، رئيس جمهورى آمريكا، در جريان سفر به عربستان سعودى در رياض با ملك عبدالله، پادشاه عربستان، در باره تأثير بهاى نفت بر اقتصاد آمريكا بحث و گفت و گو خواهد كرد. اما همانند سفرهاى قبلى به نظر مى رسد دستاورد قابل توجهى نداشته باشد. بوش روز ۲۵ دى ماه سال ۱۳۸۶ پيش از شركت در ميزگردى با تجار عربستانى با اعلام اين مطلب، اظهار داشت: اين مسئله (بهاى نفت) تأثير شديدى بر اقتصاد ما دارد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |