زندگينامه پروفسور حميد مولانا
آنچه مى خوانيد سرفصل فعاليت ها و موفقيت هاى علمى و رسانه اى پروفسور حميد مولاناست كه در اختيار روزنامه ايران قرار گرفته است.
- متولد ۶ اسفند ۱۳۱۵ در تبريز در يك خانواده علمى و روحانى
- آغاز تحصيل ابتدايى در تبريز
- عزيمت به تهران و ادامه تحصيلات ابتدايى و متوسطه
- ورود به دبيرستان مروى و سردبيرى روزنامه «دانش آموزان»
- معاون سردبير مجله كيهان فرهنگى در سن ۱۹ سالگى
- مسئول صفحه اقتصادى روزنامه كيهان در سن ۲۰ سالگى
- عزيمت به آمريكا در سن ۲۰ سالگى و دريافت بورس تحصيلى از دانشگاه نورت وسترن در شيكاگو
- دريافت مدارك كارشناسى و كارشناسى ارشد در رشته هاى اقتصاد و روزنامه نگارى
- اخذ دكترا در رشته علوم سياسى و بين المللى و ارتباطات در سال ۱۳۴۲ شمسى از دانشگاه نورت وسترن
-اخذ بالاترين مقام آكادميك (پروفسورى) از دانشگاه هاى آمريكا
- بازگشت به ايران در آذر ۱۳۴۲
- دعوت به سردبيرى روزنامه كيهان
- استعفا از روزنامه كيهان در اعتراض به بازداشت و تبعيد امام خمينى(ره)
- بازگشت به آمريكا و آغاز تدريس در دانشگاه هاى آن كشور
- استاد روابط بين الملل و مؤسس و رئيس بخش مطالعات عالى ارتباطات بين الملل در دانشگاه آمريكن در واشنگتن (آمريكا)
- پنجاه سال تحقيق و تدريس در دانشگاه هاى آمريكا و بسيارى از دانشگاه هاى معتبر دنيا در قاره هاى مختلف
- رئيس انجمن بين المللى پژوهش در علوم ارتباطات و رسانه ها به مدت ۸ سال و رئيس افتخارى دائمى اين سازمان جهانى در حال حاضر
- استاد ممتاز و ارشد انجمن مطالعات بين المللى( متشكل از تمام استادان روابط بين الملل). اين انجمن درسال ۲۰۰۳ در كنگره بين المللى خود بزرگداشتى در تجليل كارها و آثار علمى پروفسور مولانا در شهر نيواورلئان (آمريكا) تشكيل داد.
- استاد ممتاز و محقق سال دانشگاه آمريكن به مدت چندين سال
- رئيس شوراى استادان دانشكده خدمات بين المللى (مطالعات بين المللى) دانشگاه آمريكن
- انتخاب به عنوان چهره ماندگار در ايران
- چندين كتاب پروفسور مولانا در رشته هاى روابط بين الملل و ارتباطات به عنوان كتاب سال از طرف مؤسسه كتابداران آمريكا انتخاب شده است
- نويسنده ستون «چشم انداز» در كيهان به مدت ۱۶ سال (از ارديبهشت ماه ۱۳۷۱) تا به امروز
- مجموعه كتاب هاى تأليف شده مولانا از۳۰ عدد مى گذرد و بسيارى از آنها به زبان هاى مختلف ترجمه شده است، مؤلف بيش از يكصد فصل در كتاب هاى مختلف و دايرة المعارف هاى جهانى. حدود پانصد مقاله علمى در فصلنامه هاى دنيا از پروفسور مولانا به چاپ رسيده است.
- صدها مقاله و مصاحبه از ايشان در مطبوعات جهان منتشر گرديده است.
- تعداد استادان و كارشناسانى كه تحت نظر پروفسور مولانا دكترا گرفته و در دانشگاه ها و مؤسسات علمى دنيا به تدريس و تحقيق مشغولند از ۱۵۰ نفر تجاوز مى كند و دربيش از ۴۰ كشور دنيا به كار مشغولند. عده دانشجويان و شاگردان پروفسور مولانا در سطح كارشناسى و كارشناسى ارشد از چندين هزار تجاوز مى كند.
پروفسور حميد مولانا استاد روابط بين الملل، يكى از بنيانگذاران و پيشكسوتان رشته هاى ارتباطات و روابط بين الملل در سطح جهانى است. وى چهل سال است كه در كسوت استادى در دانشگاه هاى آمريكا تدريس مى كند و در بسيارى از دانشگاه هاى مهم دنيا به عنوان استاد حضور داشته است. پروفسور مولانا ۳۷ سال قبل رشته ارتباطات بين الملل و بخش مطالعات عالى ارتباطات جهانى كه قديمى ترين برنامه در نوع خود است را در دانشگاه آمريكن واشنگتن تأسيس كرده است و در طول اين مدت رياست آن را نيز برعهده داشته است، در ايران نيز به عنوان يكى از چهره هاى ماندگار از وى تقدير و تشكر شد. با پروفسور حميد مولانا به مناسبت بزرگداشت وى گفت وگويى انجام داده ايم كه در ادامه مى خوانيد.
* هم اكنون كارشناسان معتقدند كه ابزار تهاجم فرهنگى رسانه ها هستند كه البته رسانه هاى غربى دانش خوبى در اين زمينه دارند. شما چرا حضورتان را براى جوانان علاقه مند به اين رشته در ايران پررنگ تر نمى كنيد.
من مرتب به ايران مى آيم. به بركت انقلاب اسلامى به ايران آمدم. در ۳۰ سال گذشته به طور متوسط من سالى سه بار به ايران آمدم و دقيقاً دو هفته در ايران سكونت داشتم. در سه سال گذشته من بين شش تا هفت ماه در ايران بودم. در همه همايش هاى بزرگ سياسى، اقتصادى و اجتماعى شركت كردم. علاوه بر اين در اين مدت با همكارى دوستانم در دانشگاه هاى مختلف سمت استادى و مشاوره در علم ارتباطات را داشته ام. به ويژه در دانشگاه امام صادق(ع) سهم كوچكى در احداث دوره دكتراى ارتباطات داشتم. همچنين عده قابل توجهى از فارغ التحصيلان دانشگاه هاى امام صادق(ع)، علامه طباطبايى و دانشگاه تهران در رشته هاى علوم اجتماعى و انسانى و بويژه ارتباطات از شاگردان من بودند. علاوه بر اين امروزه ما قبول داريم كه علم جهانى شده است.
اگر در آمريكا زندگى مى كردم سعى داشتم تا آموخته هاى خودم را در اختيار همه بگذارم. بيش از ۱۵۰ نفر از استادان و پژوهشگران كه در دانشگاه هاى مهم دنيا درس مى دهند شاگردانم بودند. من سعى كردم اين علم را هم در اختيار ايرانيان و هم در اختيار ديگر مليت ها بگذارم. سنگر علمى مرز ندارد و اميدوارم فايده اش به مملكت خودمان برگردد.
هم اكنون نيز در ايران هستم و اميدوارم در ايران هم در تدريس و هم در راهنمايى دانشجويان دكترا مفيد واقع شوم.
* شما مدتهاست كه يك ستون ثابت در روزنامه كيهان داريد با اين همه مشغله كارى چطور وقت مى كنيد اين ستون را اداره كنيد
دقيقاً اين هفته ۱۶ سال است كه به طور مرتب پنج شنبه ها براى روزنامه كيهان مى نويسم و تاكنون هم هيچ وقفه اى در مقالاتم نداشتم. اين موضوع در تاريخ مطبوعات ايران بى سابقه بوده است. اين هم يكى از بركات انقلاب اسلامى در ايران است كه محيط اين اجازه را به من داد كه بدون اينكه موضوعات را ديكته شده به من بدهند خودم به دلخواه هر آنچه كه مى خواهم را در همان هفته بنويسم. خوشبختانه تا امروز يك بار هم نشده در نوشته هاى ما تغييرى ايجاد كنند. اين موضوع كمتردر دنيا سابقه داشته است. اين در حالى است كه بسيارى از نوشته هاى من در مطبوعات آمريكا منتشر نمى شود.
۱۶ سال پيش روزنامه كيهان از من خواست تا برايش بنويسم و من فكر كردم كه اگر بتوانم اطلاعات و تحليل خودم را كه در اين چند دهه در نتيجه اقامتم در كشورهاى مختلف به دست آوردم به هموطنانم انتقال دهم خدمتى بزرگ به آنان كرده ام چون كمتر كسى شرايط من را داشت. من به انقلاب اسلامى ايران از آغاز اعتقاد داشتم از طرفى استاد هستم بنابراين تحقيق و تدريس من بايد براى جامعه بويژه عامه مردم مفيد باشد.
روزنامه كيهان اولين نشريه اى بود كه از من خواست برايش مقاله بنويسم. اگر روزنامه ديگر هم اين علاقه مندى را نشان مى داد من قبول مى كردم. البته هم اكنون هم اين اجازه را مى دهم تا مقاله هاى نوشته شده را دوباره چاپ كنند. در دنيا هم اين موضوع مرسوم است. اما متأسفانه عده اى هستند كه همه مسائل را جناحى مى بينند. خاطرم هست اول ايراد گرفتند چرا براى روزنامه كيهان مى نويسم. من اگر براى هر روزنامه ديگرى مى نوشتم نوشته هاى مرا جناحى مى ديد. خوشحالم همين جا بيان كنم خواننده هاى ستون من خيلى بيشتر از آن است كه در سال هاى اول بودند.
* مهمترين چالش دنيا در حوزه رسانه چيست
مهمترين چالش اين است كه بسيارى از رسانه ها كوشش مى كنند كه اگر نتوانند حرف آخر را براى مطالب خود بزنند حداقل حرف وسط و اول را بگويند. از اين رو رسانه ها به صورت يك قدرت در روابط بين الملل ايجاد شده اند و اين خود چالشى را براى همه ايجاد كرده است؛ هم براى مخاطب كه بايد ببيند آيا اين تصاويرى كه از رسانه ها پخش مى شود درست است يا نه هم براى دولتمردان و نخبگان كه بايد اطمينان داشته باشند اطلاعى كه از رسانه ها دريافت مى كنند حقيقت دارد.
* با وجود اين مهمترين چالش دنيا در حوزه مخاطبان چيست
مخاطبان دو نوع اند. عده اى تصور مى كنند از طريق رسانه ها همه اتفاقات دنيا را مى بينند و مى خوانند و البته اين طور نيست. عده اى ديگر نيز با انبوه اطلاعات رسانه ها مواجه شده اند و آرزو دارند كه اخبار و اطلاعات مفيد و مورد احتياج به آنها برسد. در حال حاضر ما در كشورمان كمبود داده ها و اطلاعات نداريم اما متأ سفانه با كمبود اطلاعات صحيح و مفيد مواجه هستيم.
* براى تغيير اين وضع چه بايد كرد
بايد به آنچه در رسانه ها مى بينيم با احتياط بنگريم و تا مى توانيم از منابع مختلف براى درك وقايع دنيا استفاده كنيم.
* شما هم اكنون روزنامه هاى ايران را در اين باره چگونه ارزيابى مى كنيد
مطبوعات و رسانه هاى ايران از انقلاب اسلامى تا به امروز و در مقايسه با گذشته پيشرفت هاى وسيع و چشمگيرى هم از جنبه محتوا و هم از جنبه كمى و كيفى داشته اند ، اماچالشى كه مطبوعات و رسانه هاى ايران با آن مواجه هستند احتياجات مخاطبان و جامعه ايران است.
روزنامه هاى ايران امكان پيشرفت و ترقى بسيارى دارند. روزنامه هاى كشور بايد از داشتن الگوى مستقل ملى و اسلامى براى توسعه و گسترش اخبار استفاده كنند و دراين راه موفق خواهند بود.
* اما مخاطبان احتياجات مختلفى دارند
رسانه هاى ايران احتياجات سرشار جامعه ما را آن طور كه بايد و شايد برآورده نمى كنند. سطح انگيزه اطلاع گيرى در ميان مخاطبان ايرانى به مراتب بالاتر از بسيارى از كشورهاى دنيا است و مردم ما انتظار دارند كه رسانه ها نه تنها در فعاليت هاى سياسى، حزبى و جناحى شركت كنند بلكه تا مى توانند هم اطلاعات مفيد و صحيح و هم تحليل و تفسيرهاى بومى را از ديدگاه رسانه هاى داخلى كشور دريافت كنند كه اين موارد كم اتفاق مى افتد.
* گردش اطلاعات در آمريكا و ديگر كشورها را چطور ارزيابى مى كنيد
ما جريان گردش آزاد اطلاعات به طور مطلق هيچ وقت و در هيچ كشورى نداريم حتى در آمريكا جريان اطلاعات از سوى نخبگان سياسى و اقتصادى و فرهنگى آن كشور كنترل مى شود در سطح جهانى هم طى دهه هاى مختلف جريان اطلاعات يا به اصطلاح گردش آزاد اطلاعات از غرب به شرق يك سويه بوده است . خوشبختانه در ۱۰ سال اخير در نتيجه دگرگونى هايى كه در رشته ارتباطات به وجود آمده اين وضع تغيير كرده است. به عقيده بنده ما پايان انحصار غرب را در يك سويه بودن اطلاعات مى بينيم.
* شما به عنوان يك استاد رسانه چنددرصد خطا براى روزنامه قائل هستيد
بزرگ ترين وظيفه رسانه ، احترام به آزادى و حقوق روزنامه نگار و مخاطبان است و در درجه دوم روزنامه ها مسئوليت اجتماعى دارند در مقابل جامعه و نظامى كه مورد تأييد مردم قرار گرفته است هرگونه خطابه صورت عمدى از طريق مطبوعات بايد كاملاً ممنوع باشد ، اما به طور سهوى نبايد اشتباه دو بار تكرار شود.
به صورت خلاصه آزادى مطبوعات و رسانه ها تنها آزادى ناشران، نويسندگان، سردبيران و روزنامه نگاران نيست. بخش بزرگى از آزادى مطبوعات آزادى مخاطبان و خوانندگان و بينندگان است. اگر مطبوعات نتوانند اطلاعات مورد احتياج مخاطبان را برآورده كنند در وظيفه خود كوتاهى كرده اند و اين هم نوعى اشتباه براى روزنامه محسوب مى شود.
* شما آزادى بيان و قلم را در بين مطبوعات ايران چطور ارزيابى مى كنيد
ايران در مقايسه با بسيارى از كشورها و نظام هاى دنيا اين فرصت را به مطبوعات داده است كه وظايف حرفه اى يك رسانه را براى مردم جامعه ايفا كنند.
هم اكنون اين مسئوليت بر دوش مطبوعات است، اما اين كه چگونه مى توانند كيفيت كار خود را بالا ببرند كه نمونه و سرمشق ساير مطبوعات در دنيا باشند كارى است كه خود نشريه بايد آن را دنبال كند و الگوهاى برتر مطبوعات دنيا را بررسى كند.
* بهترين روزنامه نگار دنيا از ديدگاه شما چه كسى است
بهترين را هيچ وقت نمى شود انتخاب كرد.
* چرا
روزنامه نگار بايد امتحان اش را در طول زندگى و كار حرفه اى اش پس بدهد. اين گونه قضاوت ها نياز به تحقيق لازم درباره روزنامه نگار دارد. نظر همكاران حرفه اى در اين باره بسيار مهم است و بيش از همكاران، مخاطبان بايد درباره كار يك روزنامه نگار موفق نظر دهند.
* بهترين مطلبى كه تاكنون در روزنامه خوانده ايد چه بود
روزنامه خواندن براى من هميشه جالب بوده است. من به مطالب سياسى و اقتصادى و ادبى بيشتر علاقه داشتم و بهترين مطالب هم در اين زمينه بوده اند. آنچه من را به خواندن روزنامه ها در سنين جوانى سوق داد تعصبات و تفاسير نويسنده ها بود.
مثلاً من در سنين جوانى بين ۱۲ سالگى تا ۱۷ سالگى شاهد تحولات خيلى مهمى در ايران بوده ام. مانند ملى شدن صنعت نفت و نهضت ضداستعمارى بنابراين مطالعه روزنامه ها دريچه اى بود كه ببينم احزاب مختلف بازيگران سياسى آن روز چه در داخل و خارج درباره مسائل بين المللى چه فكر مى كنند. نمى توانم بگويم كدام مطلب بهترين مطلب دوران زندگى ام بود.
رسانه ها منابع بزرگ تفكر و اجتماعى شدن فرد به شمار مى روند و هر مطلب جايگاه خودش را در بين مخاطبان دارد.