شنبه ۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۱ جمادى الاول ۱۴۲۹
Sat, May 17, 2008
ديپلماتيك
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
شهرى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
حقوقى
ماجرا
قاب عكس۱
رودررو
خانواده
مهره هاى بازى سعودى ها در لبنان
364617.jpg
محمد بخشنده

پاى سعودى ها با پيمان طائف در ۱۹۸۹به لبنان كشيده شد. پيمانى كه بحث انگيز ترين فرمول تقسيم قدرت را در لبنان به انجام رساند. سعودى ها هرچند در جنگ هاى داخلى۱۹۷۵ و ۱۹۸۷ نيز تا حدى در صحنه لبنان حاضر بودند اما به طور مشخص اوج حضور آنها زمانى است كه رفيق حريرى بر مسند نخست وزيرى اين كشور تكيه مى زند.
از نگاه اغلب ناظران لبنان به قدرت رسيدن حريرى در واقع اجرتى بود كه سعودى ها در ازاى پيمان طائف دريافت كردند. حريرى با آنكه يك چهره اقتصادى بود اما باتلاش سعودى ها در جايگاه يكى از سران سياسى اين كشور نشست و پس از تثبيت موقعيت خويش به ايجاد حزب جديد و تأسيس چند پايگاه رسانه اى و ايستگاه تلويزيونى مبادرت كرد كه همگى زير پرچم المستقبل اكنون در صحنه لبنان حضور دارند.
ترور حريرى عربستان را در يك شوك سياسى بزرگ قرار داد اما آنها بلافاصله باطراحى سياست جديد توانستند از فرصت مرگ حريرى بيشترين استفاده را براى تضعيف سوريه و به قدرت رساندن نيروهاى تحت نفوذ خويش ببرند، به اين صورت بود كه جريان المستقبل را وارد پارلمان كردند و با سازماندهى ائتلافى با نام ۱۴ مارس فرزند ارشد حريرى را با آنكه هيچ تجربه اى در امر سياست و كارحزبى نداشت در جايگاه ليدر گروه اكثريت نشاندند.
سازماندهى سياسى كه سعودى ها در فضاى هيجانى پس از ترور حريرى بوجود آورده بودند بزودى در جامعه متنوع و تكثرگراى لبنان با انواع چالش ها و مشكلات روبه رو شد. نخستين ضربه را بر پيكر نيروهاى تحت حمايت سعودى ها جنگ ۳۳ روزه وارد كرد.
اسناد مهمى كه از تماس هاى هواداران ۱۴ مارس با طرف هاى اسرائيلى منتشر شد باعث بى اعتبارى اين جريان در افكارعمومى لبنان گرديد. طبق اين اسناد سعدحريرى، رهبر جريان المستقبل لبنان (رهبر فراكسيون پارلمانى ۱۴ مارس ) در ميانه جنگ ۳۳ روزه لبنان به وسيله افسر اطلاعاتى «وسام الحسن» به معاون سياسى دبير كل حزب الله لبنان «الحاج حسين خليل» پيامى مى فرستد كه محتواى آن چنين است: حزب الله سلاحش را تحويل دهد تا آتش بس برقرار شود.
البته اين همان موضعى بود كه رياض در طول جنگ اتخاذ كرده بود.
به هر تقدير جنگ ۳۳ روزه با پيروزى قاطع نيروهاى مقاومت موازنه قدرت را در داخل صحنه سياسى لبنان به ضرر نيروهاى تحت نفوذ سعودى ها دگرگون كرد.
پس از جنگ ۳۳ روزه مهمترين رويدادى كه پاى سعودى ها و خاندان حريرى را به ميان كشيد نبرد گروه سلفى هاى فتح الاسلام در شمال لبنان بود. گروهى كه به گواهى گزارش ارتش لبنان اغلب اتباع آن همانند القاعده عراق تابعيت سعودى داشتند. در نظر لبنانى ها جنگ خونين گروه فتح الاسلام زشت ترين نبردى بود كه عاملان آن در اردوگاه آوارگان فلسطينى پناه گرفته و امنيت و حيات لبنان را هدف گرفتند. به دليل همين ويژگى نحوست بار اين جنگ دولتمردان رياض تلاش كردند هرگونه انتساب عوامل اين ماجرا به عربستان را تكذيب كنند اما در فضاى آزاد خبرى لبنان رفته رفته سندهاى مراوده شاهزادگان سعودى با تيم فتح الاسلام يكى پس از ديگرى منتشر شد. دريكى از اين اسناد به روشنى ترسيم شده بود كه هر چهار گروه متأثر از القاعده كه به شمال و جنوب لبنان نفوذ كرده اند (سازمان فتح الاسلام در شمال لبنان و گروه هاى «عصبه الاسلام»، «جندالشام» و «جندالله» در جنوب لبنان و در شهر صيدا) از سوى تشكيلات سلفى داخل عربستان پشتيبانى مى شوند و اتفاق ناگوارتر اين بود كه همه اين سازمان ها درچند اردوگاه فلسطينى در لبنان پناه گرفته بودند.
مهم ترين برگ درميان اين اسناد كه آن روز به يك رسوايى بزرگ براى سعودى ها تبديل شد همانا لو رفتن چك هايى بود كه براى اين عناصر در بانك «البحر المتوسط» (بانك درياى مديترانه در لبنان) وصول مى شد، بانك البحر المتوسط از بانك هاى خصوصى مربوط به خاندان حريرى در لبنان است كه علاوه بر آنها، بسيارى از تجار و بزرگان سعودى نيز در آن داراى سهام هستند. سندهاى مذكور حكايت از آن داشت كه همين سهام هاى مشترك، كانال مطمئنى بود تا بودجه و اموال كافى براى حمايت مالى از اين سازمان ها با نام حمايت از مؤسسات اسلامى به لبنان سرازير و در بين گروه هاى وابسته توزيع شود.
با اين اوصاف نيروهاى سعودى تا پيش از اين اغلب در حوزه هاى مالى ، اطلاعاتى و سياسى سعى مى كردند نقش خويش را پيش ببرند. اما از آذر ۸۶ كه جريان مقابل سنيوره تصميم به مبارزه خيابانى گرفت و طرح بزرگ يك جنبش مدنى را ريخت براى نخستين بار خبرهاى مربوط به تشكيل هسته شبه نظاميان هوادار حريرى بر زبان ها افتاد.
در چند مرحله از تظاهرات و اعتصاب منابع امنيتى بيروت ردپاى اين گروه هاى شبه نظامى را پيدا كردند تا اين كه در درگيرى اخير اين نيرو ها به صورت گسترده در صحنه لبنان حضور يافتند.
گزارش منابع آگاه حاكى از آن است كه سعودى ها و تيم حريرى اين شبه نظاميان را از ميان كسانى برگزيده اند كه پيش از اين مستخدم شركت هاى حفاظت شخصى بودند. بنا بر برخى آمارها، بين ۲۵۰ تا ۳۰۰ شركت اقمارى (شركت هاى اسمى اما غير فعال) در لبنان به ثبت رسيده كه بر پايه آن، اعضاى اين شركت ها بنا به قوانين لبنان و براى حفاظت از امنيت اشخاص حقيقى و حقوقى، حق حمل انواع سلاح را دارند؛ بنابرهمين آمار بين ۵۰۰۰ تا ۶۵۰۰ نفر در قالب هاى مجزا، مجموعه هايى از افراد مسلح همچون ميليشياى گروه هاى شبه نظامى را تشكيل داده اند.
اين اسناد نشان مى دهند كه سازماندهى اصلى طيف شبه نظاميان حريرى را ژنرال بازنشسته اطلاعاتى لبنان «وسام الحسن» برعهده داشته است كه داراى يك پست مهم امنيتى در سازمان اطلاعات و امنيت لبنان بوده. وسام الحسن يك افسر بازنشسته در دوران حيات رفيق حريرى بودكه با راهبرد اطلاعاتى سعودى ها پس از ترور رفيق حريرى دوباره به كار بازگشته و اين بار شاخه اى امنيتى و به موازات سازمان اطلاعات و امنيت لبنان در دل اين سازمان را ايجاد مى كند . پس از ترور رفيق حريرى و تسلط تيم سعد حريرى و فؤاد سنيوره بر امور دولت لبنان اين سازمان با بودجه ويژه تأسيس و هدايت آن را به عهده وسام الحسن گذاشته شد. نام اين ژنرال در اغلب درگيرى هاى مرموز اين يك سال كه هواداران مقاومت را نشانه رفته به عنوان مرد پشت صحنه ماجرا در مطبوعات لبنان درج گرديده است.
منشأ نگرانى سعودى ها اين است كه اكنون شبكه شبه نظاميانى كه رياض اميد بسيار به آن بسته بود تا به عنوان نيروى موازى براى جريان مقاومت عمل كند نه تنها لو رفته بلكه در رويارويى با نيروهاى مقاومت متحمل يك شكست بى سابقه شده است.
واقعيت اين است كه حوادث اخير مهم ترين معركه رويارويى سعودى ها با جريان مقاومت بود، آنها با تمام قوا به صحنه آمدند. نكته جالبى كه در اين نزاع از خاطر ها رفته اين است كه سعد حريرى زمانى شبه نظاميانش را به ميدان فرستاد كه از سفر دوماهه خويش به رياض برگشت. آن روز كه الحريرى از سفر خصوصى حدود دو ماهه اش در عربستان برگشت با نصر الله صفير رهبر مسيحيان مارونى و سمير جعجع رهبر گروه مسيحى موسوم به نيروهاى لبنانى ديدار و ايده جديد خود براى لبنان را با آنان در ميان گذاشت و همان روز بود كه هر سه شبكه خبرى وابسته به سعودى ها يعنى المستقبل، العربيه و الشرق از بروز اتفاقات مهم در صحنه لبنان خبردادند اتفاقى كه اندكى بعد به صورت دو تصميم بحران ساز سنيوره هويدا شد.
چرخش ديپلماسى عربستان از اعتدال به افراط
364632.jpg
منبع : الاخبار

عربستان در دوره اى از ديپلماسى خود تاكنون رفتارى ميانه رو داشته است، اما به صراحت مى توان گفت كه رياض اكنون ديپلماسى تندى را اتخاذ كرده است كه با حوادث ۱۱ سپتامبر شروع شد و پس از حمله ايالات متحده به عراق رشد زيادى يافت و اكنون تغيير در ديپلماسى رياض از ميانه روى به افراط گرايى به شديدترين شكل خود در لبنان ظاهر شده است.
ديپلمات هاى عرب بر اين اعتقادند كه با توجه به بحران موجود ميان سوريه و عربستان در صورتى كه رياض نتواند نفوذ سياسى خود در لبنان را تضمين كند، بحران ميان دو كشور وخيم تر خواهد شد. يك ديپلمات عرب مى گويد: «با گذشت سه سال از ترور رفيق حريرى، عربستان دريافته كه عاملان ترور پيش از هر موضوعى، قدرت و نفوذ عربستان در لبنان را هدف قرار داده بودند. حتى تجربه گروه ۱۴ مارس نيز دردى از عربستان دوا نكرد، به نحوى كه رياض مجبور شد بسيارى از امور را رأساً برعهده گيرد».
به باور ديپلمات هاى عرب «هنگامى كه رفيق حريرى در دهه نود ميلادى در لبنان به قدرت رسيد، عربستان نگران نبود. حتى در مورد سوريه نيز نگرانى نداشت. عربستان حتى به دليل محدود ساختن نفوذ خود به موقعيت حريرى، روابط ديگر خود را فداى آن نمود. چون تصور مى كرد تمركز روابط بر شخصى چون حريرى منجر به نظم بخشيدن به روابط مى شود.
عربستان در شرايط كنونى ناچار به دخالت در امور گوناگون و حتى جزيى در رابطه با گروه هاى همپيمان خود در جريان المستقبل و اسلامگرايان سنى است. شبكه كنونى حمايت مالى عربستان از سيستم پراكنده اى پيروى مى كند. درحاليكه در زمان حريرى چنين نبود. عربستان اكنون مجبور است روابط مالى خود با همه گروه ها و شخصيت هاى سياسى كوچك و بزرگ را بطور مستقيم اداره كند. حتى اكنون در مورد ساير گروه هاى ۱۴ مارس همانند حزب «سوسياليست ترقيخواه دروزى» و حزب «قوات لبنان» و هزاران شخصيت سياسى و رسانه اى در لبنان سيستم حمايت مالى عربستان ديگر از سوى خاندان حريرى صورت نمى گيرد.
عربستان حتى مجبور شد بطور شخصى در تنظيم روابط ميان «سعد حريرى» و «فؤاد سنيوره» و روابط ميان برخى افراد پيرامون مفتى اهل سنت لبنان اقدام نمايد.
به گفته ديپلماتهاى عرب، مشكل حقيقى لبنان ناشى از تعدد محورهاى نفوذ عربستان در لبنان است كه افراد متعددى نيز از دربار و بخش بازرگانى عربستان در جزئيات موضوعات لبنان دخالت مى كنند. وزارت خارجه و دستگاه هاى امنيتى عربستان نيز هر روز پرونده هاى متعددى را در موضوع لبنان و كشورهاى مجاور آن دنبال مى كنند. رايزنى هاى عربستان با كشورهاى عرب با نفوذ در لبنان نيز منجر به ايجاد تغييراتى در برنامه هاى كارى عربستان در لبنان شده است. اختلال در عملكرد عربستان در لبنان نيز ناشى از تنش هاى موجود ميان عربستان با سوريه و ايران در موضوعاتى چون عراق و فلسطين است.
اهتمام بيش از حد عربستان به لبنان و تعدد محورهاى نفوذ رياض در لبنان منجر به ايجاد تناقض در عملكرد آن كشور در لبنان شده است. پادشاه عربستان به فرماندهان سوريه پيام مى دهد كه قدرت خود را از دست داده و ايران همه چيز را كنترل مى كند تا جايى كه جنبش شيعى در سوريه گسترش زيادى يافته است. فرستاده پادشاه عربستان به «بشار اسد» رئيس جمهور سوريه مى گويد كه در چند سال گذشته نزديك به ۴ ميليون شهروند سورى شيعه شده اند. ناگفته پيداست كه اطلاعات اشتباه عربستان ناشى از همان اختلال روابط ميان عربستان و برخى مقامات لبنان است. همين اختلال است كه ارزيابى از امور سياسى لبنان را تا اين اندازه غيرواقعى نموده كه رياض از پذيرفتن نماينده شيعيان لبنان خوددارى مى كند. عربستان تعادل خود را از دست داده، بويژه آنكه راه حلى براى بحران لبنان بدون توجه به شيعيان و شخص «نبيه برى» و «نصرالله» قابل تصور نيست.
ديپلماتهاى عرب مى گويند:«احساس خطر عربستان از متزلزل شدن نقش آن كشور در لبنان ممكن است به وضعيت كنونى محدود نشود. بويژه آنكه در شرايط كنونى از افزايش نقش ايران و سوريه در عراق و فلسطين و همچنين تأثير فشار شكست اش در منازعات منطقه بر اوضاع عربستان واهمه دارد».


|   شناسنامه   |   آرشيو   |