مانى رزمجو / بخش دوم و پايانى
روز گذشته بخش نخست از گفت وگوى روزنامه «ايران» را با دكتر محسن پرويز درباره نمايشگاه كتاب خوانديد، امروز با او درباره مسائل ديگرى در نمايشگاه امسال تهران به بحث نشسته ايم كه مى خوانيد. پرويز در اين گفت وگو درباره رشد شركت ناشرين در نمايشگاه، حذف و جمع آورى كتاب هاى ايرانى و خارجى غيرمجاز از نمايشگاه و بحث سرانه كتابخوانى صحبت كرد.
گروه فرهنگ و هنر
آقاى پرويز، در زمينه ناشرين هم رشد داشتيم
اين هم جزو مواردى است كه بعضى ها مقدارى روى آن تجاهل مى كنند. چيزى كه يادم رفت بگويم اين است كه بعضى ها نوشته اند با توجه به حذف رواق غربى، فضاى نمايشگاه كوچك شده بود. دوستان به اعداد و ارقام و آمارهاى رسمى كه ما اعلام مى كنيم توجه نمى كنند بعضى ها هم خودشان به نمايشگاه نمى آيند و براساس چيزى كه مى شنوند و احياناً در برخى از رسانه ها مى بينند مى خواهند خبر تنظيم كرده يا تحليل بكنند آن وقت مشكل ايجاد مى شود.
سال گذشته طبقه همكف رواق غربى را در اختيار داشتيم كه بخش زيادى از آن مربوط به ستاد نمايشگاه ، پشتيبانى و غيره بود تعدادى از ناشران دانشگاهى آنجا حضور داشتند. از سر غفلت ديدم كه چند نفر نوشته اند چون ناشران دانشگاهى آمدند داخل شبستان بخش ناشران عمومى كوچك شد. نه اين اتفاق نيفتاده است. دوستانى كه اين حرف را زده اند اشتباه كرده اند. چون ما رواق غربى را حذف كرديم ولى رواق شرقى كه پارسال ۲ طبقه اش را در اختيار داشتيم امسال به ۳ طبقه افزايش يافت. يعنى رواق غربى جايگزين رواق شرقى شد. پس فضايى كوچك نشد. ناشران دانشگاهى پارسال هم داخل شبستان بودند. بخشى از ناشران دانشگاهى در داخل شبستان بودند و بخشى ديگر در رواق غربى، امسال آنهايى كه در رواق غربى بودند به زيرزمين منتقل شدند. پس جابه جايى صورت گرفت اگر نه به اين دليل هيچ فضايى از ناشران عمومى كم نشد. فضاى ناشران عمومى همان فضايى كه سال گذشته در شبستان از آن استفاده كرده بوديم.
من متأسفم كه برخى واقعاً بى توجه به داده ها خبر تنظيم مى كنند و براساس خبر غلطى كه در ذهنشان درست مى كنند تحليل هم مى نويسند كه اين ديگر خيلى عجيب است.
ما ۳ بار راجع به ناشران اعدادى را اعلام كرديم يكى مربوط به پايان زمان رسمى ثبت نام بود، يك عدد و رقم مربوط به روزهاى آغازين و ديگرى مربوط به روزهاى پايانى نمايشگاه بود. از نظر شخص من براى اين كه ما بتوانيم نظم نمايشگاهى را حفظ كنيم؛ وقتى مرحله ثبت نام به پايان رسيد ديگر نبايد ناشرى را اضافه كرد. در آن مرحله ۱۶۷۰ ناشر ثبت نام كرده بودند اما روز پايانى عدد ما به بيش از ۲۰۷۰ رسيد. يعنى اين كه حدود ۴۰۰ ناشر اضافه شد. خب اين به نظر من مقدارى نقصان در كار ايجاد مى كند. توجه داشته باشيم بخشى از اين ناشران اضافه شده افرادى هستندكه نمايندگى خود را به كسانى ديگر داده اند. يعنى غرفه مستقل نگرفته اند. اما چندتايى از اينها شايد غرفه مستقل گرفته باشند. اتفاقاتى رخ مى دهد كه پيش بينى نشده است. ناشرى مى آيد با ما مكاتبه مى كند با عذرخواهى فراوان و هزار و يك دليلى كه مى آورد مى گويد كه موعد ثبت نام من در سفر خارجى بوده ام و كارمندانم غفلت كرده اند و ثبت نام نكرده اند و اگر من در نمايشگاه نيايم چنين مى شود و چنان. ما هم احساس مى كنيم بالاخره نمايشگاه براى اين است كه كتابها عرضه شود يك ناشر را هم از دست بدهيم يعنى اين كه به مخاطبان ظلم شده است. مى پذيريم و مى گوييم استثنائاً ثبت نام شوند. اين آقا كه مى آيد و ثبت نام مى شود طبيعتاً توى غرفه هايى كه ما براساس ترتيب حروف الفبا چيده ايم جا نمى گيرد و بايد ببينيم كجا مى توان به او جا داد، نظم الفبايى ما به هم مى ريزد بعد آن وقت بعضى ها مى نويسند الفبا را فراموش كنيد چون بين ۲ هزار غرفه، ۱۲ غرفه نظم الفبايى به هم خورده است. اين مورد اول ، دوم اين كه تنظيم برنامه هاى ما را به هم مى زند به هرحال ما براى تعداد مشخصى از ناشران كه از ابتدا ثبت نام كرده اند برنامه ريزى كرده ايم. بخشى از مشكلات ما مربوط به همين بى نظمى هاست. بى نظمى هايى كه گاهى وقتها ناخواسته اتفاق مى افتد. گاهى مشكل قانونى در ثبت نام كسى وجود داره، مى رود پيگيرى مى كند و مشكل قانونى برطرف مى شود. به طور مثال پروانه نشرش تمديد نشده. پيگيرى مى كند و پروانه نشرش را تمديد مى كند. ياتعداد عناوين كتابش در نمايشگاه به حدى كه ما گفتيم و قرار گذاشتيم نرسيده مى رود عناوين كتابهايش را پيگيرى مى كند تا چاپ شود كه به حد و اندازه مربوطه برسد. اين افراد در مرحله آخر به ناشرين اضافه مى شوند. از همين فرصت بايد استفاده كرده و از همه ناشران بخواهيم كه به قوانين نمايشگاه احترام بگذارند و ما را در محذوراتى قرار ندهند كه مجبور شويم استدلالشان را بپذيريم و نظم را بر هم بزنيم. اگر در يك دوره ۱۲ استثنا وجود داشته باشد همين ۱۲ تا استثنا در بين ۲ هزار تا باعث مى شود آدم هايى كه دنبال بهانه جويى مى گردند كل نمايشگاه را زير سؤال ببرند و مشكل ايجاد كنند. به لحاظ ناشران خارجى هم ما رشد نسبى داشتيم. اگر اشتباه نكنم حدود ۴۰ تا ناشر به كشورهاى شركت كننده اضافه شد. اكو هم حضور فعالى داشت و كشورهاى عضو اكو هم حضورشان فعالانه تر از سال هاى گذشته بود.
* مسئله ديگر حذف و جمع آورى برخى از كتابها در نمايشگاه بود. اين مسئله چه بازتاب هايى داشت
اين هم باز نكته اى است كه در انتقالش قدرى شيطنت اتفاق افتاد. در روز مصاحبه مطبوعاتى كه ۲ روز قبل از نمايشگاه بود آقاى صفارهرندى فرمودندكه برخى از كتابها مجوز حضور در نمايشگاه كتاب را ندارند بعدتر هم من گفتم براساس گزارشى كه دريافت كرده ام ۳۰۰ عنوان كتاب داخلى و خارجى مجاز به شركت در نمايشگاه كتاب نيست. به طور مثال كتابى را يك ناشر عرب به نمايشگاه آورده بود در تبليغ بهائيت. خب اين از نظر ما مجاز به حضور در نمايشگاه كتاب نيست. از بين ۲۳۰ هزار عنوان كتاب عرضه شده ۱۵۰ تا كتاب داخلى و خارجى مجاز به شركت در نمايشگاه نبوده و با ضوابط نمايشگاهى ، سازگار نيست. عده اى شروع كردند به نوشتن و تحليل كردندكه اين ۳۰۰ كتابى كه از نمايشگاه جمع شده مگر مجوز از وزارت ارشاد نداشته اند نه به خدا ما به كتاب عرب مجوز نمى دهيم. كتاب انگليسى و لاتين را ما مجوز نمى دهيم. كتاب خارجى است و در خارج از كشور منتشر مى شود.
واقعيت اين است كه بعضى ها با مميزى كتاب موافق نيستند و خيلى ها هم به صراحت مى گويند كه كتاب بايد آزاد باشد و هركس هرچه مى خواهد بنويسد. اما از نظر شخص بنده اين خلاف قانون است. شخصاً هم چه در اين مسند باشم و چه نباشم فكر مى كنم كه هر كتابى مجاز به انتشار در داخل كشور نيست. اين كه هر كتابى بايد چاپ شود به امنيت ملى و امنيت اجتماعى و روانى جامعه ما لطمه مى زند و شما مى بينيد كه يك كاريكاتور مهم توى يك روزنامه منتشر مى شود و بخشى از مملكت ما را تحريك مى كند. چه طور ممكن است ما اجازه بدهيم بارها اين اتفاق بيفتد. كتابهاى زيادى نوشته مى شود كه در آن اهانت صريح به اقوام ايرانى وجود دارد. چطور ممكن است كه ما به اين كتاب مجوز بدهيم آيا درست است ما مجوز بدهيم و بعداً بگوييم كه حالا اگر كسى شكايت دارد برود و شكايت كند
در اين صورت ديگر اثرى از مملكت باقى نمى ماند كه بعداً كسى برود شكايت كند. اين خواسته بيگانگان است. كسانى كه به دنبال آشوب در ايران هستند ما بايد هوشيار باشيم. وقتى دشمنان ما رسماً اعلام مى كنند كه ميليونها دلار را در جهت بر اندازى نظام جمهورى اسلامى هزينه مى كنند. كارى ندارد كه در بخشى از اين هزينه و چند نفر مزدور درداخل كشور استخدام شوند و مطالبى را به شكل كتاب بنويسند و منتشر كرده و به نقاط حساسيت برانگيز بفرستند و دائم در مملكت آشوب ايجاد كند. اين به امنيت ملى ما لطمه مى زند به لحاظ اجتماعى هم فرهنگ جامعه، فرهنگ خاص خودش را دارد. برخى مسائل ممكن است در فرهنگ غربى حساسيت برانگيز نباشد و آنها مجاز مى باشند كه به اين دسته از كتابها مجوز بدهند.
اما در كشور ما اينطور نيست. نمايشگاه كتاب هم ضوابط خاص خودش را دارد.
تعداد عناوين كتاب هايى كه از نمايشگاه كتاب جمع آورى شد ۳۰۰ تا نبود، ۳۰۰ عنوان كتاب داخلى و خارجى براى حضور غيرمجاز تشخيص داده شد. طى دوران گذشته نمايشگاه، تعدادى كتاب جمع آورى شده بود. پس اين مسئله تنها مخصوص به يك دوره نيست. اما يك تفاوتى وجود دارد. ما صادقانه به زبان مى آوريم و شايد خيلى ها نمى گفتند. به نظر من بايد با مردم رو راست بود و خيلى صريح حرف زد.
ديدم كسى گفته بود كه كجا در نمايشگاه فرانكفورت كتاب جمع آورى مى كنند دوستانى كه از برخى مسائل اطلاع ندارند؛ بدانند براى بعضى آدمهايى كه در نمايشگاه فرانكفورت حضور پيدا مى كنند و برخى كتابها را عرضه مى كنند، اضافه بر اين كه كتابشان جمع مى شود حكم دادگاه عليه آنها صادر مى شود و ممكن است كه دستگير شده و به زندان هم بروند.
بدانند كه ممكن است ممنوعيت ورود به كشور برايشان صادر شود. ضوابط همه جا هست. هرجايى ضابطه خاص خودش را دارد. ممكن است هنگام عرضه كتاب خارجى به محتواى كتاب پى نبريم و در طول نمايشگاه متوجه شوند كه اين كتاب كتابى است كه حضورش در نمايشگاه با ضوابط نمايشگاهى سازگار نيست و جمع آورى شود. امسال به نسبت سال هاى قبل اين تعداد خيلى كمتر بود. در سال هاى قبل برخى از اين اطلاعات محرمانه تلقى مى شد.
اين مربوط به دورانى است كه تساهل و تسامح به گونه اى كشور را فرا گرفته بود. در همان دوران نمايشگاه هايى در محل نمايشگاه كتاب ترتيب داده (نمايشگاه در نمايشگاه) و كتاب هايى كه جمع آورى شده بود براى برخى از مسئولان مربوطه به نمايش گذاشته مى شد. تعداد اين كتاب ها درحدى بود كه قابل عرضه و نمايش بود. اين نكته اصلى و اساسى است كه بايد به آن توجه شود. اما ما خيلى صادقانه مى گوييم كه ضوابط نمايشگاهى برقرار است. هر كتابى كه ضوابط نمايشگاهى را نداشته باشد، حذف مى شود. اما در مورد كتاب هاى داخلى. خيلى از ناشران اعلام مى كنند كه كتابهايى مجوز گرفته اند. حالا كتابى كه مجوز گرفته چرا نبايد در نمايشگاه عرضه شود اما جواب ما، ممكن است خطايى در بررسى يك كتاب صورت گرفته باشد كتاب يك بار مجوز گرفته باشد. براى بار دوم كه مى خواهد تجديد چاپ شود به ناشرش اعلام مى كنند كه اين كتاب به دليل رعايت نكردن ضوابط نشر مجاز به انتشار نيست. آن كتاب اگر بخواهد مجدداً مجوز بگيرد اداره كتاب مجوز نمى دهد. مدير كميته ارزشيابى ما همان مديركل امور كتاب ما بوده است. با گزارشى كه من از ايشان خواستم ايشان گفت خيلى از اين كتاب ها كتاب هايى است كه اگر الآن بياورند و بخواهند كه براى تجديدچاپ مجوز بگيرند ما به آنها مجوز نمى دهيم. البته در اين دوره اين تعداد خيلى زياد نبود يعنى عدد و رقم اين مقدارى كه به بنده گزارش شده خيلى كم بود.
* بحثى كه در آستانه نمايشگاه مطرح شد و آقاى وزير هم درباره اش صحبت كردند بحث سرانه كتابخوانى بود. نمايشگاه مى تواند چه تأثيرى بر سرانه كتابخوانى داشته باشد
به نظر من نمايشگاه بيست و يكم به طور مشخص نشان داد كه مردم به كتاب علاقه مندند و داستان اين كه مردم با كتاب بيگانه اند، تهمت ناروايى است كه ما به مردم مى زنيم. نمى دانم چرا گاهى از تحقير مردم خودمان لذت مى بريم يعنى دوست داريم بگوييم كه در كشور، همه چيز سرخورده است و مقايسه كنيم و بگوييم كه غربى ها خيلى بهتر از ما هستند. اين روشنفكران غربزده اى كه در عصر مشروطه پيدا شدند و از آن موقع اين فعاليت را پايه ريزى كردند متأسفانه همچنان در كشور ما وجود دارند.
مردم ما هرچه هستند ما دوستشان داريم و خودمان را جزئى از مردم مى دانيم.
مردم ما عموماً اهل و علاقه مند به كتاب هستند. اما ما در تحليل ماجرا به نظر مى رسد قدرى مسير را اشتباه مى رويم و بعد دچار مشكل مى شويم. نمايشگاه بيست و يكم نمونه بسيار خوبى براى اين مسئله بود. قبلاً كه نمايشگاه در محل شركت سهامى بود وقتى كه مى گفتند اين همه آدم نمايشگاه آمده اند بعضى ها تحليل مى كردند كه اينها نيامده اند كه كتاب بخرند. آمده اند همديگر را ببينند و قرار بگذارند يا در باغ وسط سالنها با هم قدم بزنند. اما امسال مصلى چيزى جز كتاب نداشت. هركس به مصلى آمد براى كتاب آمد. گواه ماجرا هم اين است كه عموم مردمى كه از نمايشگاه خارج مى شوند بسته اى كتاب در دست داشتند.
چون مصلى امكان حضور مردم جنوب و مركز شهر را فراهم مى كند تعداد زيادى از مردم كه معمولاً در محل شركت سهامى حضور نمى يافتند را مى توانيد در مصلى مشاهده كنيد و امسال ديده شد بعضى ها هم كه سطح درآمد پائين دارند و خريد كتاب برايشان مشكل است، حتى شده يك يا دو جلد كتاب را تهيه مى كردند.
به هر حال هرچه صحبت بود صحبت كتاب بود. حتى ما مسائل جنبى را هم اعلام نكرديم. هر كسى آمد به خاطر كتاب آمد. مردم ما به كتاب علاقه مند هستند اما اشكالاتى ساختارى در دسترسى مردم به كتاب داريم كه اين نقيصه را بايد پذيرفت. به عنوان مثال بايد در هر محله يك كتابخانه باشد تا مردم براى دسترسى به كتاب دچار مشكل نشوند. با تمام اين اوصاف درست نيست كه فرهنگ مطالعه را زير سؤال ببريم. جالب اين كه فرهنگ مطالعه را هم زير سؤال مى برند. كاش مى گفتند فرهنگ كتابخوانى. چون بالاخره مطالعه از روى سايت اينترنتى از روى خود كامپيوتر، از نشريات و... امكان پذير است و اين همه نشريه و روزنامه در كشور ما در حال انتشار است پس سرانه مطالعه پائين نيست.
با تحقيق جامعى كه در خصوص سرانه مطالعه و كتابخوانى در كشور انجام خواهد شد ما به نتايج منطقى مى رسيم.
*اگر بخواهيم به يك جمع بندى برسيم به چه نكاتى مى توان اشاره داشت
من باز هم بايد تشكر كنم. من حرفى را در سخنرانى اختتاميه گفتم. به نظرم چون در برخى از رسانه ها كامل انعكاس پيدا نكرده بود باز هم آن نكته را تكرار مى كنم. بخشى از رسانه هاى جمعى؛ هم صدا و سيما و هم مطبوعات و سايت هاى خبرى و خبرگزارى ها با يك سرى از اشكالات نمايشگاه را انعكاس دادند كه اين همچون هديه اى براى ما بود. ما از اين تجربيات استفاده مى كنيم. ممكن است نكته اى از نظر ما دور بماند انعكاس آن از جانب رسانه ها به طور حتم در جمع بندى ما مؤثر خواهد بود. اگرچه همين جا بگويم كه برخى از اين نكات منفى در نمايشگاه هاى سال هاى گذشته نيز رخ داده بود كه از چشم عزيزان منتقد به عمد يا غيرعمد دور مى ماند. به يك نمونه از آن اشاره كرده ام و منتظرم ببينم كه كسى درجايى نشان مى دهد كه دو خط درباره آن مطلب نوشته باشد. در يكى از نمايشگاه هايى كه در چند سال پيش برگزار شد، عزيزان مسئول برگزارى نمايشگاه ضمن اين كه اعلام كرده بودند نمايشگاه از فلان روز بازگشايى مى شود، گفته بودند روز اول به خريدخارجى گروه الف (اساتيد تراز يك حوزه هاى علميه، دانشگاه ها و اهالى قلم) اختصاص دارد. چون مراجعه كردم خواستم كه از در مجاور اتوبان شهيد چمران به داخل نمايشگاه بروم آن در بسته بود گفتند به خاطر مراسم افتتاحيه در بسته است. جمعيت چند صد نفرى از فرهيختگان جامعه از آنجا به صورت پياده هدايت شدند كه بايد بياييد از در شهر بازى داخل شويد جمعيت تا در شهر بازى آمدند و در بسته بود گفتند كه بايداز در جنوب غرب داخل شويد كه در جنوب غرب هم بسته بود گفتند بايد به سمت در جنوبى برويد كه انتهاى خيابان سئول است اين فاصله حدود ۳ كيلومتر است و اين فاصله را پياده طى كردم و در جنوبى هم بسته بود بعد از اعتراضى كه مردم كردند گوشه اى از در را باز كردند و اجازه دادند كه مردم يكى يكى بعد از بازرسى وارد شوند. مردمى كه از اهالى قلم گروه الف و شخصيت هاى علمى و اساتيد حوزه علميه قم بودند بعد از سر و صدايى كه شد اجازه دادند نفر به نفر بيايند داخل و تازه با درهاى بسته سالن ها مواجه بشوند و تا ساعت ۱ بعدازظهر آنجا پرسه بزنند تا در سالن ها بعد از مراسم افتتاحيه باز شود و بتوانند كارهايشان را انجام دهند. من كه در خاطرم نيست اين عزيزانى كه امروز اگر يكسرى از دستشويى هاى نمايشگاه در اثر خرابكارى عمدى بسته مى شود و با بسته شدن حدود ۱۰۰ تا دستشويى بار اين ۱۰۰ دستشويى براى چند ساعت به ساير ۲۶۰ دستشويى فعال نمايشگاه وارد مى شود و ممكن است در صف هر دستشويى ۳-۲ نفر ايستاده باشند - اينها را تعمداً تكرار مى كنم - اين را به عنوان صف هاى طولانى در مقابل ۴ دستشويى نمايشگاه تيتر مى زنند يادم نمى آيد كه ذكرى از اين عيب بزرگ آن نمايشگاه كرده باشند. منتظرم كسى جواب بدهد و بگويد كه ما آن موقع هم آن قدر آزادمنش و آزاديخواه بوديم كه اين نكته را ولو در حد يك خط حتى به نشريه ام گزارش كنيم.
البته شرايط امروز خوب است كه ما مى توانيم انتقاد كنيم. ما حتى از مطالب سايت هاى معاند هم استفاده كرديم. زيرا اگر آنها به ما بد مى گويند، لابد كار ما آنقدر خوب بوده كه توانسته آنها را عصبانى كند. پس ما موفق بوده ايم.