|
|
|
|
|
|
|
پرونده يك كلاهبردارى جديد ورق خورد
|
|
|
|
|
|
|
پسر معتاد، قربانى خشم پدر شد
گروه حوادث ـ مرد معتاد در جريان درگيرى خانوادگى با ضربه هاى مرگبار پدر خشمگين از پا درآمد. به گزارش خبرنگار ما، مأموران پليس آگاهى كرمانشاه در پى تماس مسئولان يكى از بيمارستان ها در جريان قتل مرد ميانسالى قرار گرفتند.مأموران پس از حضور در بيمارستان دريافتند مجيد - ۴۰ ساله - با ضربه هاى كارد به قتل رسيده است.پليس در ادامه بررسى ها دريافت مقتول از چند سال قبل به مصرف مواد مخدر اعتياد پيدا كرده و همواره بر سر اين موضوع با خانواده اش اختلاف داشته است.از سوى ديگر كارشناسان پزشكى قانونى پس از بررسى جسد اعلام كردند نحوه وارد شدن ضربه هاى كارد نشان مى دهد قربانى پرونده غافلگير شده و فرصت دفاع از خود را نداشته است. سرهنگ اسفنديار اميدى - رئيس پليس آگاهى كرمانشاه - در اين باره به خبرنگار «ايران» گفت: با به دست آمدن اين سرنخ، احتمال قتل مجيد از سوى خانواده اش قوت گرفت. پدر سالخورده مقتول در بازجويى هاى مقدماتى ادعا كرد پسرش از سوى قاچاقچيان مواد مخدر كشته شده است، اما در ادامه لب به اعتراف گشوده و اظهار داشت: مجيد با كارهايش آبروى خانوادگى مان را برده بود. روز حادثه هنگامى كه در خانه مواد مخدر مصرف مى كرد، با او درگير شدم. از شدت عصبانيت كنترلى بر رفتارم نداشتم. به همين خاطر كاردى از آشپزخانه برداشته و او را با ضربه هاى متعدد از پا درآوردم. سپس جسدش را نزديكى خانه رها كرده و به مردم گفتم قاچاقچيان مواد مخدر او را مجروح كرده اند و تعدادى از همسايه ها او را به بيمارستان رساندند. با اعتراف هاى مرد سالخورده، بازپرس جنايى دادسرا كرمانشاه وى را با قرار قانونى روانه زندان كرد.
|
|
|
|
|
آخرين درس معلم فداكار به دانش آموزان
گروه حوادث ـ معلم فداكار دبستان شهداى ابراهيمى نيشابور، هنگام نجات جان يكى از شاگردانش به استقبال مرگ رفت. محمودرضا واعظى نسب - ۳۵ ساله - كه حدود ۱۱ سال از عمر خود را دلسوزانه صرف تدريس در مقطع دبستان كرده بود، با نثار جانش بزرگترين درس ايثار و ازخودگذشتگى را به دانش آموزانش آموخت.هفته گذشته صداى فريادهاى وحشت زده او براى نخستين و آخرين بار در حياط مدرسه پيچيد. معلم فداكار همان موقع به طرف يكى از دانش آموزانش هجوم برد و قبل از اصابت تير دروازه به سر پسر كوچولو، وى را به سوى ديگرى پرتاب كرد. همان موقع نيز در مقابل چشمان حيرت زده و هراسان دانش آموزان و ديگر معلمان مدرسه به جاى دانش آموز زير ستون آهنى ماند. همكاران «محمودرضا» در حالى كه از شدت وحشت در جاى خود ميخكوب شده بودند، بلافاصله به كمك او شتافتند. اما بر اثر اصابت ضربه مهلك، نفس هاى معلم فداكار به شماره افتاده بود.بدين ترتيب با همكارى امدادگران اورژانس معلم مصدوم به بيمارستان ۲۲ بهمن نيشابور انتقال يافت. بلافاصله نيز تلاش تيم پزشكى و متخصصان جراحى مغز و اعصاب براى نجات محمودرضا آغاز شد. اما وى شامگاه شنبه ۲۸ ارديبهشت بر اثر خونريزى شديد، دچار مرگ مغزى شد. اگرچه اين حادثه براى همه دانش آموزان وهمكاران محمودرضا سخت و دلخراش بود، اما او با مرگش درس بزرگى به همگان داد. «محمودرضا» معلم ۳۵ ساله پايه پنجم ابتدايى در «جوبين» سبزوار متولد شده و داراى مدرك ليسانس ابتدايى با ۱۱ سال سابقه تدريس و داراى ۲ فرزند بود.سازمان آموزش و پرورش خراسان رضوى ضمن تسليت به خانواده اين معلم فداكار و فرهنگيان كشور، اظهار داشت قرار است به زودى اقدامات ويژه اى براى گراميداشت ياد معلم فداكار صورت گيرد.
|
|
|
|
|
جنايت سياه چهار شيطان صفت
|
|
|
گروه حوادث ـ تصميم دختر جوان براى پايان دادن به زندگى اش راز تبهكارى هاى چهار شرور را فاش كرد. آنها پس از ربودن دختر ۱۹ ساله اى از صحنه آزار و اذيت او و نامزدش فيلمبردارى كرده بودند.به گزارش خبرنگار ما، ساعت يك بامداد شنبه- ۲۱ ارديبهشت- مردى مضطرب و هراسان به كلانترى شريف آباد پاكدشت رفت و از خودكشى دختر ۱۹ ساله اش خبر داد.او به مأموران گفت: ساعتى قبل بهاره با خوردن تعداد زيادى قرص اقدام به خودكشى كرد. اما بلافاصله پس از اطلاع از موضوع او را به بيمارستان رسانديم، هم اكنون نيز دخترم با تلاش پزشكان از مرگ حتمى نجات يافته است. اما به دليل اين كه او هيچ مشكلى در زندگى نداشت درخواست دادم با تحقيق از او انگيزه خودكشى اش فاش شود. با طرح اين شكايت، گروهى از مأموران همزمان با بهبود نسبى دختر جوان به تحقيق از او پرداختند.«بهاره» در حالى كه ابتدا با سكوت قصد مخفى كردن رازى را داشت، سرانجام لب گشود و از جنايت سياه اعضاى يك شبكه شرور پرده برداشت.وى اظهار داشت: روز جمعه همراه نامزدم «افشين» براى گردش به بيرون شهر رفتيم تا درباره آينده و ازدواج با هم صحبت كنيم. در حال قدم زدن بوديم كه ناگهان يك پيكان مقابل ما توقف كرد. دو سرنشين آن بلافاصله پياده شده و افشين را به باد كتك گرفتند. آنها پس از بستن دست و پاى افشين ما را با ماشين به نزديكى روستايى در ورامين بردند. پس از ورود به خانه اى متروكه دو مرد شيطان صفت ديگر نيز به آنجا آمدند.چهار مرد شرور همزمان با آزار و اذيت ما به فيلمبردارى نيز پرداختند.پس از رهايى از چنگ شيطان صفت ها دچار مشكلات روحى- روانى شده و تصميم گرفتم به زندگى ام پايان دهم. اما پدرم متوجه ماجرا شد و مرا به بيمارستان منتقل كرد.پس از اظهارات دختر جوان و افشين پرونده براى رسيدگى به اداره آگاهى پاكدشت فرستاده شد. كارآگاهان پس از چهره نگارى دو تن از متهمان را شناسايى و دستگير كردند. دو آدم ربا پس از انتقال به اداره آگاهى لب به اعتراف گشودند.به گفته سردار اكبر شاهى فرمانده انتظامى استان تهران، باتوجه به اين كه احتمال مى رود متهمان مرتكب جرايم مشابه ديگرى نيز شده باشند در حال حاضر تحقيقات پليس در اين رابطه و شناسايى مخفيگاه دو متهم فرارى ادامه دارد.
|
|
|
|
|
پرونده يك كلاهبردارى جديد ورق خورد
برج سازى به جاى ساخت بيمارستان
گروه حوادث ـ پزشكى كه به بهانه احداث بيمارستانى در كرج ۷۲ هزار متر مربع زمين در منطقه عظيميه را تصاحب كرده بود، با شكايت مشاور وزير مسكن در شوراى حفظ حقوق بيت المال به دادگاه فراخوانده شد. «حسين معصوم» نماينده تام الاختيار وزير مسكن در اين شورا با بيان اين مطلب گفت: اين پزشك چندى قبل با شعار كمك به مردم كرج درخواست كرد تا به منظور احداث بيمارستان ۱۲۸ تختخوابى قطعه زمينى به وى واگذار شود. بنابراين وزارت مسكن در سال ۶۸ با استناد به موافقتنامه اصولى و معرفى نامه وزارت بهداشت، ۷۲ هزار متر مربع از اراضى منطقه حسن آباد- عظيميه- را در قالب عقد قرارداد اجاره ۱۵ ساله از قرار سالانه يك ميليون و ۴۰۰ هزار ريال به يك گروه درمانى با مديرعاملى پزشك مزبور براى احداث بيمارستان واگذار كرد. اما پزشك متخلف در مكاتباتى با وزارت مسكن به بهانه آن كه با قرارداد اجاره زمين قادر به دريافت تسهيلات بانكى براى احداث بيمارستان نيست، خواستار واگذارى قطعى زمين شد. با اين كه هنوز اقساط آن را نپرداخته بود، در سال ۷۵ موفق شد تا سند مالكيت زمين را به نام گروه درمانى انتقال قطعى دهد. براين اساس، بهاى زمين و هزينه آماده سازى آن نيز به قيمت ناچيزى محاسبه و قرار شد كل مبلغ ۱۴۰ ميليون تومان به صورت اقساط ۹ ماهه پرداخت شود. براى همكارى در تسهيل احداث بيمارستان به اصرار اين پزشك قبل از تسويه بدهى، سند زمين به نام گروه درمانى منتقل شد اما با گذشت ۲۳ سال نه تنها وى بدهى خود را نپرداخت و هيچ اقدامى براى احداث بيمارستان به عمل نياورد بلكه او و همكارانش براى تغيير كاربرى اقدام كردند و با درج آگهى در روزنامه تصميم به فروش ملك گرفتند. در حال حاضر نيز عمليات احداث چندين واحد مسكونى و ۱۲ هزار مترمربع واحد تجارى در اين قطعه زمين با شكايت شوراى حفظ حقوق بيت المال متوقف شده است. براساس اين گزارش، پرونده زمين خوارى اين پزشك در حالى در دادگاه حقوقى كرج مورد رسيدگى قرار گرفته كه وى در سنندج نيز با همين شيوه زمينى را به تصرف خود درآورده است.
|
|
|
|
|
هديه مادر شوهر به عروس اعدامى
|
|
|
گروه حوادث - زن جوانى كه به اتهام قتل همسرش در آستانه اعدام قرار داشت با رضايت فرزندان خود و مادرشوهرش از قصاص نجات يافت. به گزارش خبرنگار جنايى ما،كارآگاهان اداره يازدهم پليس آگاهى تهران، بهمن ۸۳ با اعلام شكايت زن سالخورده اى در جريان ناپديد شدن پسر ۳۶ ساله وى قرار گرفتند. مادر احمد به افسر پرونده گفت: چندهفته اى است از سرنوشت پسرم بى اطلاعم و عروسم زهرا نيز حرفى نمى زند. فقط مدعى است احمد براى كار به تركيه رفته است. با شكايت اين زن بلافاصله زهرا - ۳۰ ساله - براى انجام تحقيقات احضار شد اما وى مدعى شد همسرش به خاطر بدهى و مشكلات مالى مجبور شده به تركيه برود. در اين مدت نيز آنها دائم با هم ارتباط تلفنى داشته اند.اما كارآگاهان پس از بررسى مكالمات تلفنى زهرا متوجه شدند اظهارات وى دروغ است آنها در ادامه تحقيقات دريافتند زهرا با مردى ارتباط تلفنى دارد.بنابراين بلافاصله مرد بيگانه دستگير شد. او در بازجويى ها خود را شريك احمد معرفى كرد و منكر رابطه با همسر دوستش شد اما سرانجام در بازجويى هاى فنى پليسى راز قتل را فاش كرد. وى گفت: همسر مقتول مدتى قبل با من تماس گرفت و گفت احمد را به قتل رسانده و جسد او را در زيرزمين خانه شان دفن كرده است. پس از اظهارات اين مرد مأموران بلافاصله همسر مقتول را بازداشت كردند. وى نيز در بازجويى ها لب به اعتراف گشود و به قتل همسرش اعتراف كرد.متهم گفت: «شوهرم مرد عصبانى و بداخلاقى بود. يك شب كه دندانش درد مى كرد از من خواست به او آمپولى تزريق كنم اما بعد از تزريق حالش بدتر شد و ناگهان به طرف من حمله كرد تا كتكم بزند. من هم براى دفاع از خودم با آجر چند ضربه به سرش زدم كه او جان سپرد. پس ازدفن جسدش در زيرزمين به همه گفتم احمد براى كار به تركيه رفته است. قاضى عصمت الله جابرى رئيس شعبه اجراى احكام دادسراى جنايى تهران گفت: پس از محاكمه همسر مقتول و همدستش در شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران، دو دختر وى از مجازات مادرشان گذشت كردند و خواستار آزادى او شدند. اما مادر مقتول خواستار قصاص عروسش شد. پس از صدور حكم قصاص - اعدام - پرونده به ديوانعالى كشور رفت و شعبه ۳۳ ديوان نيز حكم را تأييد كرد. بدين ترتيب پرونده به شعبه اجراى احكام دادسراى جنايى تهران فرستاده شد. قاضى فخرالدين جعفرزاده سرپرست دادسراى جنايى تهران پس از مطالعه پرونده دستور تشكيل جلسات صلح و سازش براى طرفين پرونده را صادر كرد. پس از تشكيل چند جلسه و با تلاش قاضى جعفرزاده، قاضى جابرى و پورمكرى- از مسئولان اين واحد - سرانجام مادر مقتول به خاطر درخواست نوه هايش از گناه عروس خود چشم پوشى كرد و او را بخشيد.
|
|
|
|