سه شنبه ۳۱ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۴ جمادى الاول ۱۴۲۹
Tue, May 20, 2008
فرهنگ و هنر
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سياست۱
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ماجرا
كودك بادبادك
خانواده
زنگ اول
گفت وگو با حميد قبادى معاون اجرايى نمايشگاه كتاب تهران
جهان شگفت انگيز ادبيات كودك
گفت وگو با حميد قبادى معاون اجرايى نمايشگاه كتاب تهران
تجربيات يك نمايشگاه سپرى شده
365421.jpg
بهمن عبداللهى
حميد قبادى، براى اهالى كتاب نام آشنايى است. با برگزارى نمايشگاه كتاب در هر دوره نام او را بارها در رسانه ها مى بينيم و مى شنويم. قبادى معاون اجرايى نمايشگاه كتاب است. در شرايطى كه نمايشگاه به پايان رسيده بود و سكوت مصلاى تهران را كاميون هاى حامل كتاب و فعاليت كارگران مى شكستند، وارد محل كار او شديم. بسيارى از بخش ها جمع آورى شده و به جايش پس مانده كاغذهاى تبليغاتى روى زمين پراكنده بود. حاضران در نمايشگاه مى گفتند چند روزى در اين جا كار دارند تا نمايشگاه برايشان به پايان برسد، اما معاون اجرايى نمايشگاه گفت: حداقل تا يك ماه ديگر ميهمان مصلى هستيم.
قبادى ۴۰ ساله، براى سومين بار مسئوليت معاونت اجرايى بزرگترين رويداد فرهنگى سال را برعهده دارد، او پيشتر هم در نمايشگاه هاى كتاب حضور داشته تا دوازده دوره گذشته، اما با مسئوليت هايى ديگر. گفت وگوى ما را با وى مى خوانيد:
* آقاى قبادى،چندروزى است كه نمايشگاه به پايان رسيده، اما شما همچنان در مصلى حضور داريد، قصد نداريد استراحت كنيد
راستش ما كارمان هنوز تمام نشده، گروه اجرايى مدت ها پيش از آغاز نمايشگاه، در اين محل مستقر شده بود و كار ستادى خودش را شروع كرده بود. طبيعى است كه اتمام نمايشگاه به معناى پايان كار حوزه اجرايى نيست. يعنى بخش هاى مختلف بايد فعاليت هايشان را جمع كنند و به نوعى خاتمه كار حوزه اجرايى، پايان تمامى كارهاى مرتبط با نمايشگاه در محل برگزارى است، شايد ما و نمايندگان ما تا يك ماه پس از اين هم در محل مصلى حضور داشته باشيم. درواقع آخرين بخش كار ترخيص و خروج كتاب هاى خارجى باقى مانده است. فكر مى كنم، از پيش از برگزارى تا ترك نمايشگاه حدود چهار ماه در مصلى مستقر هستيم.
* همانطور كه مى دانيد اين نمايشگاه مهمترين رويداد فرهنگى سال است، لطفاً بفرماييد كه از زمان كليدزدن يك دوره تا پس از برگزارى ،دقيقاً چه مقطع زمانى به طول مى انجامد
نمايشگاه امسال واجد يك سرى از ويژگى ها بود، بنابراين شروع فعاليت هاى آن بلافاصله پس از برگزارى دوره بيستم بود. از همان ابتدا جلسات شوراى برنامه ريزى آغاز شد و در جلسات متعددى كه داشتيم نه به صورت تشريفاتى بلكه به طور مشخص درباره مسائل مختلف بحث و بررسى صورت گرفت. در اين جلسات درباره مشكلات موجود دوره قبل و حتى نمايشگاه هاى قبل تر، فعاليت هايى كه بايد پيگيرى مى شد، دستورالعمل هاى جديد و راهكارهاى پيش بينى شده در شورا بحث و گفت وگو انجام شد و براساس مصوبات اين جلسات وظايف كميته ها و حوزه هاى مختلف مشخص شد. پس از اين جلسات ما از مهرماه كارمان را در حوزه اجرايى مشخصاً آغاز كرديم و اولين كارى كه پيگيرى كرديم مشكل برق و كابل هاى موجود روى زمين غرفه ها بود كه در نهايت با همكارى وزارت نيرو اين مشكل برطرف شد و در ايام نمايشگاه برق به قدر كافى وجود داشت، مشكل قطعى نداشتيم و هيچ مزاحمتى هم براى بازديدكنندگان به وجود نيامد.
از مسائل ديگرى كه پيگيرى كرديم بحث پاكيزگى و نظافت محل نمايشگاه بود، همانطور كه مى دانيد نمايشگاه كتاب يك دوره ده دوازه روزه دارد و طبيعى است كه بسيارى از امكانات براى اين مدت پيش بينى مى شود، در اين باره نظافت و بهداشت نمايشگاه اهميت داشت و به دليل وسعت كار، نيازمندى هاى فراوان و ضرورت استفاده از تجهيزات مناسب هيچ شركتى حاضر به همكارى نشد، تا آن كه با هماهنگى سازمان خدمات موتورى شهردارى تهران شركت باغشهر اين وظيفه را پذيرفت و بالغ بر سه ميليارد تومان تجهيزات و به قدر كافى نيروى انسانى در نمايشگاه مستقر كرد و در اين زمينه نمره قابل قبولى گرفت.
* به طور مشخص چند محور را در بخش اجرايى دنبال مى كرديد
بيش از ۳۰۰ فاكتور را دنبال مى كرديم، از كارهايى كه مستقيماً به اين بخش مربوط مى شد تا فعاليت هايى كه توسط بخش هاى ديگر صورت مى گرفت، اما هماهنگى آنها برعهده ما بود. مثلاً در بخش گمرك بهره بردارى توسط حوزه بين الملل صورت مى گرفت اما هماهنگى محل استقرار ماشين آلات و ترخيص كار توسط حوزه اجرايى صورت مى گرفت، يا تقسيم بندى و واگذارى غرفه ها توسط كميته ناشران داخلى و تشكل صنفى آنها انجام مى شد، اما آماده سازى ، طراحى ، توزيع فضاها و غيره بر عهده ما بود. در بخش جنبى هم بخش سوم فعاليت نمايشگاه است، اما آماده سازى و طراحى آن حوزه توسط بخش اجرايى صورت مى گرفت، همين طور بخش هاى ديگر.
* شما در دوره هاى پيش هم مسئوليت هاى اجرايى داشتيد، مى خواهم بفرماييد دراين دوره مهم ترين كارى كه صورت گرفته، چه بوده است
ما در سال گذشته محل برگزارى نمايشگاه را عوض كرده بوديم و اين موضوع شرايط خاص خود را به وجود آورده بود. ما در سال گذشته يك سرى از فاكتورها را دنبال كرديم و نتايجى هم به دست آورديم. اما در دوره جديد سعى كرديم فاكتورهايى كه به عنوان نقاط مثبت در سال گذشته شناسايى شده بود، امسال برجسته شود. رويكردى كه ما در بخش اجرايى اين دوره داشتيم اين بود كه هم نمايشگاه زيبا داشته باشيم و هم پاكيزه، ضمن آن كه مردم از خدمات عمومى بهترى بهره مند شوند. خوشبختانه اين امر در بسيارى از امور محقق شد. به طور مثال ما بودن مترو را در محدوده مصلى يك نعمت مى دانيم و از همه مهم تر همكارى مسئولان اين حوزه با نمايشگاه بوده است. در اين ۱۱ روزه ما شاهد افزايش فعاليت خط مترو بوديم و همكارى مسئولان مترو باعث شد كه توقف سر خط آن از هر پنج دقيقه به چهار دقيقه كاهش پيدا كند. همچنين شركت واحد اتوبوسرانى همكارى خوبى داشت و با ايجاد پايانه هاى مستقل در شهر و محل نمايشگاه بخش قابل توجهى از بازديدكنندگان را جا به جا كردند. استفاده از بانك صادرات به عنوان بانك عامل و عملياتى مالى نمايشگاه بسيار قابل توجه بود و بويژه در بخش فروش كتاب هاى خارجى با كمترين مشكل مواجه بوديم. حتماً مى دانيد كه در بخش فروش كتاب هاى خارجى سه مجموعه يعنى اطلاعات ناشران ، نرم افزار ثبت و عمليات مالى بايد در كنار هم قرار گيرند تا نياز خريداران رفع شود.
ما امسال در بخش حمل و نقل براى اولين بار سرويس تردد رايگان قرار داديم كه ۲۰ دستگاه خودروى جمعى اقدام به اين كار مى كردند، گرچه به علت جلوگيرى از ازدحام و شلوغى بيش از اين تعداد استفاده نكرديم اما لازم است براى دوره هاى بعد برنامه ريزى بهترى صورت گيرد تا ظرفيت اين ناوگان افزايش پيدا كند.
نكته ديگرى كه دراين دوره اتفاق افتاد، اطلاع رسانى داخلى نمايشگاه بود، در اين دوره ما تمامى راهروها و غرفه ها را شماره گذارى كرديم كه البته شماره گذارى راهروها براى نخستين بار اتفاق مى افتاد. همين طور تابلوهاى متعدد اطلاع رسانى در سطح نمايشگاه به مردم كمك مى كرد مسيرها را به راحتى پيدا كنند. ما ۱۵ كيوسك توزيع نقشه داشتيم كه در عين حال كار راهنمايى انجام مى دادند، در اين زمينه سه ميليون برگ نقشه توزيع شد.
ترميم و آماده سازى سرويس هاى بهداشتى از جمله كارهاى ما بود و تعداد سرويس هاى بهداشتى مصلى نسبت به محل قبلى بيش از پنج برابر بود. همچنين آبخورى هايى تعبيه شده بود كه با استفاده از آب شرب شهرى پر مى شدند.
ويژگى ديگر نمايشگاه تعداد عناوين ارائه شده بود، ما در مجموع حدود ۱۵۰ هزار عنوان كتاب جديد و چاپ مجدد منتشره در سه سال گذشته داشتيم كه در بخش داخلى و خارجى ارائه شده بودند، اما با توجه به اين كه ناشران كتابهاى گذشته خود را هم به معرض فروش گذاشته بود در مجموع ۳۰۰ هزار عنوان كتاب ارائه شده بود. البته تأكيد ما روى كتاب هاى چاپ سه سال گذشته براى شناسايى و حضور ناشران فعال است. اين عدد كم نظير است و جاى افتخار دارد.
حضور فعال رسانه هاى عمومى ازجمله ويژگى هاى نمايشگاه بود، يعنى همه رسانه هاى راديويى در نمايشگاه حضور داشتند، بسيارى از شبكه هاى تلويزيونى هم حضور داشتند و دو استوديو تلويزيونى براى اين عزيزان تدارك ديده شده بود.
اقدام شجاعانه اى كه در اين دوره انجام شد، نصب دستگاه هاى كارت خوان بود و ما براى اولين بار در كشور شاهد نصب ۱۳۰۰ دستگاه كارت خوان در غرفه هاى نمايشگاه بوديم، البته پيش بينى دو هزار دستگاه را كرده بوديم. اين كار با همكارى بخش مخابرات خودمان انجام شد و غير از دو روز اول كه مشكل فنى داشتيم درروزهاى بعد مشكلى نداشتيم و در مجموع بيش از ۲۵۰ هزار بار تراكنش داشتيم و حدود دو ميليارد و ۱۰۰ ميليون تومان از همين طريق كتاب خريدارى شده است.
امسال اتفاق ديگرى هم افتاد كه به دليل توجه به زيباسازى و تأثير بصرى صحن مركزى را از حالت ساده آن در گذشته خارج كرديم و تنديس نمايشگاه را در آن طراحى و اجرا كرديم. همچنين زيبايى و يكدستى غرفه سازى در شبستان از كارهاى اين دوره بود. امسال تمامى غرفه ها يعنى در ۲۵ هزار متر مربع به يك رنگ درآمد. نمازهاى باشكوه ظهر و عصر و مغرب و عشاء در محل ايوان جنوبى شبستان برگزار شد و استقبال چشمگيرى از آن به وجود آمد. من فكر مى كنم تلفيق حوزه فرهنگى و دينى ما در نمايشگاه كتاب واقعاً عينيت پيدا كرد و ما حضور جوانان را در اين بخش واقعاً ارزشمند مى دانيم.
آماده باش نيروهاى امدادى و درمانى ازجمله كارهاى صورت گرفته بوده است. در اين دوره ۵۰۰ نفر در بخش هاى امدادى مثل آتش نشانى و اورژانس حاضر بودند و اقدام به خدمات رسانى كردند.
البته همكاران آتش نشانى مدت ها قبل از برگزارى نمايشگاه يعنى زمان ورود كتاب هاى خارجى در نمايشگاه حضور داشتند، حتى مستمراً از بخش ها بازديد مى كردند و ايرادها را برطرف يا گوشزد مى كردند.
* با توجه به گستردگى نمايشگاه و حجم ميليونى بازديدكنندگان با مشكل آتش سوزى يا عوارض جسمانى بازديدكنندگان مواجه نشديد
خير. ما در اين بخش هيچ مشكل خاصى نداشتيم، حداقل گزارش هاى واصله مشكل جدى را نشان نمى داد. اما ممكن است آتش سوزى در سطل هاى زباله ديده شده باشد كه البته به خاطر انداختن ته سيگار يا كبريت روشن صورت گرفته باشد، خوشبختانه مشكل حريق در آتش نشانى و مشكل جسمى در اورژانس نداشتيم. احياناً در بخش آتش نشانى چند مورد مأموريت مختصر داشتيم كه بيشتر براى پيشگيرى بوده تا اطفاى حريق. در مجموع لحاظ ايمنى اين دوره مثال زدنى بود.
نكته اى كه ما امسال شاهد آن بوديم افزايش خدمات عمومى و افزايش تعداد باجه هاى پست بود. امسال دوستان ما در شركت پست و مشخصاً در منطقه ۱۵ پستى بسيار خوب عمل كردند و بنابر گزارش آنها بيش از ۷۰۰ تن از اين طريق كتاب حمل شده است كه عدد قابل توجهى است و با آنكه سرويس خارجى نداشتند، اما همكارى كردند و ارسال به خارج هم داشته اند. افزايش تعداد استراحتگاه ها و ايجاد واحد دريافت امانات از كارهاى ديگر بود. يك اتفاق ديگرى كه امسال شاهد بوديم، افزايش ساخت غرفه هاى طراحى شده توسط ناشران بوده و بيش از ۶۰ ناشر براى خودشان غرفه ساختند كه اين امر باعث افزايش زيبايى نمايشگاه شده بود و امسال مشخصاً در حوزه انتخاب ناشران برگزيده در اين بخش هم برگزيدگانى داشتيم.
من در مجموع نمايشگاه كتاب تهران را به عنوان «۱۱ روز نشاط فرهنگى» ياد مى كنم. حضور مقام معظم رهبرى در نمايشگاه باعث دلگرمى و افتخار مسئولان و خدمتگزاران نمايشگاه شد. وقتى ايشان به نمايشگاه آمدند در گفت و گويى كه با ناشران داشتند، اين گفت و گو از يك حلاوت و شيرينى برخوردار بود و ناشران مشكلات خودشان را مطرح كردند و ايشان هم لطف كردند و با بلندنظرى نكات مورد نظر را شنيدند و احتمالاً نكاتى را هم يادآور شدند. ما در اين دوره شاهد حضور چهار ميليون و نيم بازديدكننده بوديم كه در نوع خودش رقمى كم نظير و قابل ملاحظه است.
من نكاتى را هم به عنوان نقاط ضعف نمايشگاه مى گويم كه فكر مى كنم براى شما هم سؤال باشد.
* بله، اگر ممكن است بفرماييد.
يكى از نقاط ضعفى كه وجود داشت، آنتن دهى تلفن هاى همراه بود كه معمولاً تلفن ها آنتن نداشتند و اگر هم آنتن داشتند ظرفيت كافى براى ارتباط مستمر وجود نداشت. اعتراضات متعددى را ما در اين زمينه داشتيم و عملاً در روزهاى شلوغ تلفن هاى همراه كارآيى لازم را نداشتند. نكته بعدى در بحث اطلاع رسانى بود، به نظر مى رسد تابلوهاى خروجى مان كافى نبود و مى توانست بيشتر از اين باشد.
اشكال بعدى عمل نكردن دستگاه هاى كارت خوان در دو روز اول بود كه به اشكال مخابرات و پشتيبانى بازمى گشت گرچه شركت مخابرات و منطقه ۸ همكارى بسيار خوبى با ما داشتند و با تلاش شبانه روزى آنها مشكل برطرف شد. شايد مورد بعدى اشكال نباشد و بهتر باشد بگوييم «پيشنهاد» است. ما در نمايشگاه باجه هايى با عنوان «از ما بپرسيد» داشتيم، اما چيزى به اسم «به ما بگوييد» نداشتيم. يعنى مى شد جايى باشد كه مردم بتوانند نقطه نظرات خودشان را بازگو كنند.
*وقتى كه در برنامه «مثلث شيشه اى» درباره نمايشگاه كتاب نظرسنجى پيامكى برگزار شد، اين سؤال برايم پيش آمد كه چرا شما خودتان به نظرسنجى و افكارسنجى درباره برگزارى نمايشگاه امسال دست نزنيد
ما در نمايشگاه بخش نظرسنجى داشتيم. در اين دوره پنج مركز كار نظرسنجى از مخاطبان را انجام مى دادند. آنچه درباره باجه هاى «به ما بگوييد» عرض كرديم، منظور نظرسنجى نبود، بلكه محلى براى دريافت نظرات، پيشنهادات و انتقادات بود. ممكن است نكاتى به ذهن بازديدكنندگان برسد يا مشاهده كنند كه ما به آنها توجهى نكرده باشيم. اين پيشنهادات به ما كمك مى كند با توجه به قابليت هاى آنها به مرحله اجرايى برسد. ان شاءالله در دوره هاى بعدى اين اشكالات رفع خواهند شد.
* شما در بخشى از صحبت هايتان به فروش دو ميليارد و ۱۰۰ ميليون تومانى كتاب به وسيله دستگاه هاى كارت خوان اشاره كرديد، اگر امكان دارد درباره فروش نقدى كتاب هم توضيحى بدهيد. آيا مشخص است كه در اين دوره چه ميزان كتاب فروخته شده است
مشخصاً عدد دقيقى از مجموع فروش كتاب هاى نمايشگاه در دست نيست، اما در بخش خارجى به صورت ارزى حدود ۱۰ ميليون دلار فروش داشته و فكر مى كنم اين مقدار يا يك و نيم برابر آن هم در بخش فروش ريالى ناشران خارجى داشته باشيم كه جمعاً ۲۰ تا ۲۵ ميليون دلار در بخش خارجى خواهد بود. به نظر مى رسد دو برابر اين رقم هم در بخش ناشران داخلى فروش داشته باشيم. نكته اى كه در مذاكره با ناشران پركار شنيده مى شد افزايش فروش ۳۰ تا ۵۰ درصدى نسبت به سال گذشته بود، يكى از نكات برجسته نمايشگاه امسال خريد كتاب نسبت به سال گذشته بود كه امسال اين رشد به ۳۰ تا ۵۰ درصد افزايش پيدا كرد.
*آقاى قبادى، به نظر مى رسد براى رسيدن به ايده آل هاى خود در برگزارى نمايشگاه كتاب، چشم اندازى داريد. احتمالاً نمايشگاه امسال با همه موفقيت هايى كه ذكر كرديد ايده آل شما نيست. براى رسيدن به ايده آل موردنظرتان چه برنامه و چه چشم اندازى براى آينده داريد
اتفاقاً به نكته بسيار درستى اشاره كرديد. ما اهدافى را كه تاكنون به دنبالش بوديم شايد رسيده باشيم كه مهمترين اين اهداف رويكرد مناسب مردم به كتاب است. ما بارها اعلام كرديم كه عددهاى منتشره با مضمون درصد كتابخوانى در كشور از دو دقيقه تا چند دقيقه صحيح نيست، دليل و تأييد اين ادعا حضور ميليونى مردم خوبمان در نمايشگاه است كه از سراسر كشور به نمايشگاه مى آيند و شايد اغراق نباشد كه بيش از ۶۰ درصد مردم با كتاب از نمايشگاه خارج مى شدند. اين موضوع نشان از موفقيت اهداف نمايشگاه كتاب دارد. رويكرد ما در دوره بعد مشخصاً در بخش اجرايى، ارتقاى بيشتر خدمات عمومى نسبت به دوره هاى قبل تر است، يعنى ما لازم است در برنامه ريزى هايمان با هماهنگى نهاد رياست جمهورى و سازمان مديريت و برنامه كشور اعتبار مشخصى را براى ارتقاى خدمات عمومى در نمايشگاه كتاب تهران اختصاص بدهيم. يعنى صرف اينكه ما از اعتبارات موجود خودمان در اين راه اختصاص بدهيم ديگر كافى نيست، يعنى اين۴‎/۵ ميليون بازديد كننده كه وارد نمايشگاه مى شوند مشخصاً بايد يك سرى فهرست هاى دقيق براى خدمات عمومى آنها داشته باشيم. تأمين اين فهرست ها نياز به اعتبار و بودجه خاص دارد، برنامه ريزان بودجه كشور بايد به نمايشگاه به عنوان يك فرصت مناسب فرهنگى در كشور توجه كنند. ما هيچ برنامه مشابهى در كشور نداريم كه طى ۱۱ روز اين همه استمرار داشته و با اين حجم آمد و شد مواجه باشد. ما غير از مناسبت ايام دهه فجر ايام ديگرى سراغ نداريم كه با اين حجم مخاطب مواجه باشد، پس بنابراين وظيفه تمامى دستگاه ها و مشخصاً معاون برنامه ريزى كشور است كه اعتبار مشخصى را به اين امر اختصاص بدهند تا ما به طور مشخص و ويژه به مردم خدمت كنيم. حالا بحث تخفيف و نرخ كتاب موضوع ديگرى است، اما حضور درخور توجه مردم وظيفه همه ما را سنگين مى كند كه خدمت ويژه اى به آنها ارائه كنيم كه حداقل در اين حضور خسته نشوند. اين كمترين چيزى است كه يك بازديدكننده از ما توقع دارد، يا اگر خسته مى شوند ما بايد برنامه اى داشته باشيم كه سختى اين چند ساعت حضور برايشان راحت تر باشد.
* فارغ از آنكه نمايشگاه امسال بهتر از دوره قبل برگزار شده و مردم هم راضى هستند، اما مشكل اصلى نمايشگاه اين است كه مصلى هنوز كامل نشده و كاربرى آن نمايشگاهى نيست، يعنى بخشى از امكانات مثل سالن هاى پذيرايى در آن غايب است. با اين حساب ما به محل دائمى نمايشگاه هاى كتاب نياز داريم، به نظر شما چه زمانى به محل دائمى نمايشگاه دست پيدا خواهيم كرد
اين را بايد از مسئولان امر سؤال كرد، اما محل مصلى براى جايگزينى محل قبلى (مؤسسه نمايشگاه هاى بين المللى) مناسب بود و مى توانم بگويم ما حتى گزينه دومى هم نداشتيم و طبيعى است تا زمانى كه محل دائمى نمايشگاه كتاب تهران راه اندازى شود مصلى بهترين گزينه خواهد بود.
* بله، در شرايط موجود مصلى انتخاب خوبى است و در مجموع محل مناسب ترى نسبت به قبل است...
... ما بايد آن امكاناتى را كه گفتم در اين محل پيش بينى كنيم. الحمدلله همكارى خوب مديريت مصلى هم اين رويكرد جديد را ايجاد كرده كه توسعه و ادامه ساخت مصلى را با توجه به نيازهاى فرهنگى و مذهبى ادامه بدهند. خوشبختانه چراغ مصلى روشن بوده، اما با حضور نمايشگاه قرآن كريم و كتاب روشن تر شده و ما شاهد آن هستيم كه طى دوسال گذشته- جدا از نماز عيد فطر- يعنى از ارديبهشت گذشته تا امسال حدود ۱۰ ميليون نفر را مصلى پذيرا بوده و ۱۰ ميليون بار از مصلى بازديد به عمل آمده و اين مايه مباهات است.
خوشبختانه از طريق نظرسنجى تلويزيون كه شب گذشته انجام شد مردم اعلام كردند كه اين دوره از نمايشگاه رو به رشد بوده و اميدواريم اگر عمرى باقى باشد و فرصت كافى و امكانات لازم را داشته باشيم، برنامه هاى خوبى براى دوره هاى بعدى اجرا كنيم.
جهان شگفت انگيز ادبيات كودك
سرزمين مرجان ها و تخيلات!
مهران رادين

* يك
«هر بچه اى خواه ناخواه بزرگ مى شود؛ البته در اين ميان يكى استثناست. بچه ها خيلى زود مى فهمند چاره اى نيست، جز بزرگ شدن. مى دانيد وندى چه جورى فهميد هنوز بفهمى نفهمى دوسالش نشده بود كه يك روز موقع بازى تو باغ گلى چيد و دويد طرف مادرش. ظاهراً خيلى مامانى شده بود، چون مادرش دست گذاشته روى قلبش و داد زد: «آخ، چه مى شد اگر مى توانستى تا ابد همين جور بمانى!» همين اشاره بس بود كه وندى بفهمد آخرش بزرگ مى شود. بله، آدم دو ساله كه شد، تازه يك چيزهايى دستگيرش مى شود. دو سالگى هم شروع است و هم ختم.
شماره پلاك خانه شان ۱۴ بود و تا وندى دنيا نيامده مادرش ... احساساتش مثل قوطى هاى تو در توى كوچكى بود كه از شرق اسرارآميز مى آوردند و هر قوطى را كه باز مى كردى، يكى ديگر هم تويش بود ... و اما آقاى دارلينگ چطور به خانم دارلينگ رسيد وقتى خانم دارلينگ دختر جوانى بود چند تا جوان ... همه راه افتادند طرف خانه اش كه از او خواستگارى كنند اما آقاى دارلينگ ناقلا تاكسى گرفت و زودتر از همه رسيد ... آقاى دارلينگ ... از آن آدم هاى تودارى بود كه شام و ناهارشان اوراق بورس و سهام است. البته هيچ بنى بشرى راست راستى از زير و بم بورس و سهام خبر ندارد، اما او طورى عاقل اندر سينه نگاه مى كرد و آينده هر سهامى را پيش بينى مى كرد كه هر كسى سرشار از تحسين مى شد.
... به اين ترتيب خانم دارلينگ رفت تو لباس سفيد عروسى ... چند سال گذشت و اول وندى آمد، بعد جان و بعد هم مايكل.
هنوز يكى دو هفته از تولد وندى نگذشته، به هول و ولا افتادند كه چطور نگهش دارند، چون يك سر نانخور بشان اضافه شده بود.»
«پيتر پن» رمان شگفت انگيز «ج.م. برى»، احتمالاً مشهورترين اثر داستانى ادبيات كودك و نوجوان قرن بيستم است كه ما از حافظه خود مى توانيم به آن استناد كنيم. همه آن چيزهايى كه بايد باشد در چنين اثرى، در «پيتر پن» موجود است: آدم هاى واقعى كه درگير موقعيت هاى طنزآميزند؛ آدم هاى تخيلى كه درگير موقعيت هاى جدى اند؛ طنزى كه ما را مى خنداند؛ طنزى كه ما را به تفكر وامى دارد؛ طنزى كه منجر به ايجاد موقعيت هاى دلهره آور براى شخصيت هاى واقعى داستان مى شود؛ موقعيت هاى دلهره آورى كه سرانجامى جز طنز ندارند؛ تخيلى كه حد و مرز نمى شناسد و ما تنها در «افسانه پريان» مى توانيم در جست وجويش باشيم و از طرفى ديگر، واقع نمايى حوادث نيز هيچ شباهتى به افسانه پريان ندارد؛ شخصيت هايى كه كارهاى خارق عادت انجام مى دهند ولى به اندازه شخصيت هايى كه ما در محله يا مدرسه مان مى شناسيم واقعى اند؛ جذابيت همزمان، هم براى كودكان هم براى بزرگسالان؛ فضاى شاعرانه اى كه انگار از شعرهاى «ميلتون» و «بهشت گمشده» به رمان سرك كشيده اند و در پايان، درس هاى اخلاقى فراوان كه اصلاً وارد حوزه آموزش مستقيم نمى شوند و ناخودآگاه مخاطبان را تحت تأثير قرار مى دهند.
بسيارى از موفق ترين آثار داستانى ادبيات كودك در قرن بيستم، حتى واجد نيمى از خصوصيت هاى يادشده نبوده اما در جذب مخاطب موفق بوده اند پس مشخص است چرا اين رمان ـ و فقط اين رمان ـ اين قدر در حافظه ما جا خوش كرده و مثل نخستين جوجه چكاوكى كه سر از تخم بيرون آورده باشد با چشم هاى بسته، بقيه تخم هاى هنوز باز نشده را، از آشيانه اى كه لااقل ۱۰ متر با زمين فاصله دارد، به زمين مى اندازد تا تنها خودش بماند و براى پدر و مادرش [در اينجا خوانندگان مشتاق اين «گونه» ادبى] خودش را لوس كند!
اما درباره ج.م.ترى... او در ۱۹ مه ۱۸۶۰ در كريميور اسكاتلند در خانواده اى كه رزق و روزى شان را از راه بافندگى تأمين مى كردند، به دنيا آمد. در مدرسه عالى گلاسكو درس خواند و از دانشگاه ادينبورو فارغ التحصيل شد. بعد خبرنگار ناتينگهم جورنال شد و در ۱۸۸۵ به لندن رفت. اولين كتابش در ۱۸۷۷ منتشر شد اما با دومين و سومين كتابش [وقتى مردى مجرد است - ۱۸۸۸ - و پنجره اى در ثرومز - ۱۸۸۹] به شهرت رسيد. تا ،۱۹۰۰ سه كتاب پرفروش ديگر هم منتشر كرد: «وزير كوچولو» (۱۸۹۱) ، «تامى احساساتى» (۱۸۹۶) و دنباله آن، «تامى و گريزل» (۱۹۰۰). در «مرغك سفيد» (۱۹۰۲) بود كه براى اولين بار شخصيت «پيترپن» - پسرى كه با بدى ها مى جنگيد و قدرت هاى عجيب و تخيلى داشت - ظاهر شد و بعد در ۱۹۰۴ ، بدل به شخصيت اصلى رمانى به همين نام شد. شخصيت هاى رمان «پيترپن» چند بار ديگر هم در آثار «برى» ظاهر شدند مثلاً در «پيتر پن در كنزينگتن گاردنز» (۱۹۰۶) يا در «وقتى وندى بزرگ مى شود» (۱۹۰۸) يا در «پيتر و وندى» (۱۹۱۱). برى در ۱۹ ژوئن ۱۹۳۷ درگذشت. [به ياد داشته باشيم كه در «۱۹» مه به دنيا آمد و در «۱۹» ژوئن از دنيا رفت و اين هماهنگى، فقط در جهان پيتر پن ممكن است. جهانى كه پيرمرد ۷۷ ساله، به شكل و شمايل يك كودك، با كتاب هايش ، با خوانندگانش ، با ما خداحافظى كرد و به جزيره اى رفت كه جز پرواز كردن فراز نخل ها و تن به آب زدن ميان مرجان هايش، كارى نداشت.]
* دو
«هيچستان كه حس كرد پيتر دارد بر مى گردد، دوباره جان گرفت. لازم بود ماضى بعيد به كار ببريم و بگوييم جان گرفته بود، اما جان گرفت بهتر است و پيتر هم هميشه همين جور مى گويد.
در غيابش معمولاً همه چيز در جزيره آرام است. پرى ها صبح ها يك ساعت بيشتر مى خوابند، جانوران وحشى با توله هاشان به سر مى برند، سرخ پوست ها شش شبانه روز غذاى سير مى خورند، و وقتى دزدهاى دريايى و پسرهاى گمشده به هم مى رسند، فقط براى هم شاخ و شانه مى كشند. اما با بازگشت پيتر، كه از تنبلى نفرت دارد، باز همه راه مى افتند: اگر گوش به زمين بگذارى، مى شنوى كه تمام جزيره در جنب و جوش زندگى است.
در شب مورد نظر وضع نيروهاى اصلى موجود در جزيره به قرار زير بود: پسرهاى گمشده در جست وجوى پيتر بودند، دزدهاى دريايى به دنبال پسرهاى گمشده مى گشتند، سرخ پوست ها در تعقيب دزدهاى دريايى بودند، و جانوران در پى سرخ پوست ها. آنها مدام دور جزيره مى گشتند، اما به هم بر نمى خوردند، چون سرعت شان يكى بود.»
جزيره اى كه «برى» توصيف اش مى كند همان سرزمين رؤياهاست كه همه افسانه ها ، آنجا قايم شده اند تا از چشم ما دور بمانند. جايى كه آدم ها پير نمى شوند بچه ها بزرگ نمى شوند. جايى كه بچه هاى گمشده را مى شود آنجا پيدا كرد، «آدم هاى از ميان ما رفته» را مى شود آنجا پيدا كرد. اين مكان، همان جايى است كه چه ما يك بچه هفت - هشت ساله باشيم چه يك آدم پير هفتاد- هشتاد ساله، دوست داريم از آن بشنويم چون به نياز درونى ما به رؤيا ديدن، جدا شدن از زندگى عادى، پرواز كردن به دنياى خواب ها، وارد دنياى نقاشى شدن و مثل نت هاى موسيقى اوج گرفتن و فرود آمدن جواب مى دهد.
البته نبايد از ياد برد كه همه گير شدن اين رمان و از حافظه جمعى نسلى به حافظه جمعى نسلى ديگر منتقل شدن اش، حاصل تعامل سخت كوشانه سينما با آن نيز، بوده است. اولين فيلمى كه از روى اين رمان ساخته شد تاريخ ۱۹۲۴ در شناسنامه دارد اما آنچه ما را به ياد پيتر پن مى اندازد انيميشن محصول ۱۹۵۴ والت ديزنى است و نه حتى فيلم «هوك» كه در ۱۹۹۱ ساخته شد و فيلمنامه اش براساس حضور پيتر پن - نه فقط در اين رمان كه در رمان هاى ديگر «برى» هم ـ سامان گرفته بود و البته هرگز نتوانست اثر قابل ملاحظه اى درسينماى فانتزى باشد و بيشتر به رونويسى آثار تخيلى - استوديويى سينماى دهه شصت شبيه بود تا اقتباسى تمام عيار از يك شاهكار ادبى: «درست در همين لحظه هوك ضربه زد. سر پيتر گيج رفت، نه از درد، بلكه از نامردى هوك. پاك درمانده شد. فقط توانست ترسان زل بزند. هربچه اى وقتى اولين بار با نامردى روبرو مى شود، همين حال را دارد.»
بگذاريد اين طور موضوع را درز بگيريم: پيتر پن ، خودِ ماييم!


|   شناسنامه   |   آرشيو   |