|
|
|
|
|
از من بپرس
|
|
|
|
|
|
شهروند خوب
|
|
|
|
|
دنــيــا را داريـــم وقتى همديگر را داريـــم
|
|
|
لئوبوسكاليا/ تهمينه مهربانى بعضى وقت ها پدر مى آمد و پشت ميز بزرگ آشپزخانه كه يك عالمه يادگارى روى آن كنده بوديم، مى نشست و مى گفت: «گوش كنين بچه ها! ديگه هيچى نداريم و بايد با يكديگه كار كنيم تا خانواده بوسكاليا بتونه ادامه بده.» و خدا مى داند چه سعادتى بود «باهم كار كردن» و «باهم رنج بردن» و «باهم نگران بودن»! چه سعادتى بود كه پدر و مادرمان به جاى اين كه تو انبارى قايم بشوند تا نگذارند ما بفهميم قضيه چيست و از زور اضطراب خفه بشويم، صاف و پوست كنده به ما مى گفتند كه بايد به هم كمك كنيم تا خانواده بتواند به بقاى خود ادامه بدهد. آن وقت كار اصلى ما شروع مى شد. خواهرم مى رفت و آشغال سبزى هاى مغازه سبزى فروشى را از او مى گرفت تا به كسانى كه توى خانه هايشان خرگوش نگه مى داشتند، بفروشد. من از اين خانه به آن خانه دوره راه مى افتادم و مجله مى فروختم و خيلى چيزها ياد مى گرفتم. بعضى ها در خانه هايشان را محكم به رويم مى بستند و به من بدوبيراه مى گفتند و اين خيلى خوب بود. همه چيز تا وقتى كه انسان قصد يادگيرى دارد، خوب است. و مادر هميشه مى گفت: «همه چيز رو به راه است. تا باغچه را داريم، غم نداريم.» و ما همه باهم مى گفتيم: «آه بازهم كلم » و روده هايمان مى تركيد و معده هايمان كش مى آمد و يادمان مى رفت كه گرسنه هستيم، ولى باهم بودن و باهم كار كردن ، كيف عجيبى داشت. ما از خانه بيرون مى رفتيم تا هر كارى كه از دستمان برمى آيد براى نجات خانواده از كسادى انجام بدهيم و وقتى به خانه برمى گشتيم، انتظار داشتيم مادر جلوى ما نان و كلم بگذارد و بعد مى ديديم كه سفره شاهانه اى برايمان چيده. پدرم مى گفت: «موضوع چيه ديوونه شدى » و مادر مى گفت: «ديروز ، چك باطله است و فردا، سفته برگشتى . چك نقدى يعنى امروز!» و ما مى نشستيم و خودمان را با غذا خفه مى كرديم. مادر مى گفت: ديگه از اين غذاها گيرتون نمى ياد. دنيا رو دارين كه خرج كنين. معطل نكنين.» و ما واقعاً دنيا را داشتيم، چون همديگر را داشتيم و مى توانستيم هر روز آن قدر بخنديم كه از زور خنده، ريسه برويم.
|
|
|
|
|
زيرليوانى
اشرف پورمند
مقدارى گل رس، مقواى ضخيم، روزنامه، چاقو، وردنه، خط كش، رنگ گواش، قلم موى كوچك و بزرگ، قيچى، چسب چوب طرز ساخت روزنامه را روى ميز كار پهن كنيد. مقدار گل رس برداريد و آن را به ضخامت پنج تا هشت سانتيمتر پهن كنيد. گل رس را با استفاده از خط كش و چاقو به شكل يك مربع ببريد.بعضى مربع ها را از قطر ببريد تا به صورت مثلث درآيند.مربع ها و مثلث ها را با رنگ هاى مختلف رنگ آميزى كنيد.مقواى ضخيم را به شكل مربعى به اضلاع ۱۱ سانتيمتر ببريد و طرح دلخواه را با مربع هاى كوچك رنگى ايجاد كنيد. با استفاده از چسب چوب، مربع ها را بچسبانيد. در خاتمه كار، با يك قلم موى پهن تمام سطح موزائيك را از چسب چوب رقيق شده با آب بپوشانيد و صبر كنيد تا خشك شود.
|
|
|
|
|
از من بپرس
كوسه ها
پدرام شهپرى به جرأت مى توان گفت تمامى كوسه ها خطرناك هستند، اما كوسه سفيد رتبه اول بى رحمى را دارد. جانورانى ترسناك كه طولى بيش از شش متر دارند و وزن شان گاهى به سه و نيم تن نيز مى رسد. كوسه هاى سفيد داخل شكم مادرشان سر از تخم در مى آورند. تخم ها در شكم مادر قرار دارد و نوزادها داخل شكم مادرشان براى رفع گرسنگى از خواهر و برادر به دنيا نيامده شان تغذيه مى كنند. شكم تحتانى كوسه در زير گلويش قرار گرفته است. رنگ سفيد كوسه با رشد جانور كم كم تغيير مى كند و خاكسترى و قسمت ميانى بدنش بزرگتر مى شود. كوسه ها انواع مختلف دارند از جمله كوسه گاوى و كوسه ببرى. كوسه ها طعمه را گاز مى گيرند و سپس خود را كنار مى كشند تا طعمه بر اثر خونريزى جان بدهد. كوسه ها از فاصله ۵۰۰ مترى بوى خون را حس مى كنند. كوسه ها براى شناسايى دقيق طعمه از جريان هاى الكتريكى طعمه استفاده مى كنندكوسه هاى سفيد انسان ها را با فك عوضى مى گيرند و علت اصلى حمله آنها شايد همين باشد. اگر شما در محل تجمع كوسه يك گوسفند و يا موش بيندازيد، آنها توجهى نخواهند كرد و گوسفند اگر از ترس نمرده باشد، جان سالم به در خواهد برد.
|
|
|
|
|
«جنگ و صلح» پروژه معمول خواهر ، برادرى!
|
|
|
غزاله مرعشى در خانواده هايى كه بيشتر از يك بچه دارند، درگيرى و دعوا و جيغ و داد خواهر و برادرها امرى عادى به حساب مى آيد! بچه ها از هم بعضى از وسايل را قرض مى گيرند ولى آنها را درست مثل روز اولش پس نمى دهند، بچه هاى كوچكتر فكر مى كنند خواهر و برادر بزرگترشان هر كارى كه دلشان بخواهد مى توانند انجام دهند و بچه هاى بزرگتر فكر مى كنند كه پدر و مادرشان به بچه هاى كوچكتر بيشتر توجه مى كنند. اگر شما هم در خانه با خواهر و برادر كوچكتر يا بزرگترتان مشكل داريد، بايد بدانيد كه اين مسائل فقط مختص شما نيست بلكه در همه زمان ها و همه جاى دنيا، بچه هاى خانواده با هم درگيرى ها و ناسازگارى هايى دارند. ريشه اين مشكلات اينجاست كه خواهر و برادرها هميشه با هم در حال رقابت هستند و گاهى رقابت بيش از حد دردسرساز مى شود. اصلاً مى شود با خواهر و برادرها كنار آمد و صلح برقرار كرد آنها كه خيلى هم بد نيستند، هستند ! * رقابت يا حسادت رقابت بين خواهر و برادرها (البته به مقدار كم) چيز بدى نيست، زيرا موجب مى شود آنها سخت تلاش كنند تا خودى نشان دهند. مثلاً وقتى كه برادرتان بهتر از شما دوچرخه سوارى مى كند، شما هم تصميم مى گيريد با تمرين بيشتر، پيشرفت كنيد، ولى بعضى وقت ها اين رقابت ها به جنگ و دعوا ختم مى شود. اين درگيرى ها به اين معنى نيست كه شما از هم متنفريد زيرا كسانى كه همديگر را دوست دارند هم گاهى با هم دعوا مى كنند ولى مشاجره بيش از حد براى هر كسى آزاردهنده است.بعضى از وقت ها برادر و خواهرها به هم حسادت مى كنند مثلاً وقتى كه خواهرتان در مدرسه نمره هاى خوبى مى گيرد، اگر در بيشتر مواقع نمره هاى كمترى از او بگيريد، نااميد و دلسرد مى شويد و به او حسادت مى كنيد.به احتمال زياد شما به خاطر موفقيت هاى خواهر و برادرهايتان به آنها افتخار مى كنيد، ولى در چنين موقعيت هايى حسادت به ميزان كم طبيعى است. اگر شما از مقايسه كردن خودتان با آنها دست برداريد و به جايش به توانايى ها و موفقيت هايتان فكر كنيد، احساس بهترى پيدا خواهيد كرد.همه بچه ها دوست دارند پدر و مادرشان به آنها توجه ويژه اى داشته باشند، ولى گاهى اوقات بايد كمى صبر كنيد تا نوبت تان شود زيرا پدر و مادرتان نمى توانند در يك لحظه توجه كامل و صددرصدشان را به همه فرزندانشان داشته باشند. اگر فكر مى كنيد والدينتان شما را فراموش كرده اند و هميشه به خواهر و برادرتان توجه بيشترى مى كنند، با آنها حرف بزنيد و مشكلتان را مطرح كنيد، اگر آنها متوجه احساس شما شوند، شما مى توانيد با هم راهى براى حل اين مسئله پيدا كنيد. * خونسردى تان را حفظ كنيد زمانى كه در موقعيتى دلسردكننده قرار مى گيريد و به خواهر و برادرتان حسادت مى كنيد، ممكن است خيلى زود از كوره دربرويد و آغازكننده يك جنگ و دعواى ديگر باشيد. با رعايت اين نكات از بروز مشاجرات جلوگيرى كنيد: ۱) يك نفس عميق بكشيد و چند ثانيه فكر كنيد؛ آيا شما از دست خواهر يا برادرتان عصبانى هستيد يا اين كه فقط در اين موقعيت خاص كه به وجود آمده احساس نااميدى و دلسردى مى كنيد ۲) به خودتان يادآورى كنيد كه استعدادها و توانايى هاى ويژه و منحصر به فردى داريد. ممكن است خواهرتان در مسابقه نقاشى رتبه اول را كسب كرده باشد ولى شما در بسكتبال يا رياضى از او خيلى بهتر باشيد. اگر اين طور به قضيه نگاه كنيد احساس بسيار بهترى پيدا خواهيد كرد. ۳) به خاطر موفقيت هاى خواهر و برادرتان به آنها تبريك بگوييد و در شادى آنها سهيم باشيد. در اين صورت آنها هم وقتى شما موفقيتى كسب كنيد به شما تبريك خواهند گفت و در كل روابط بسيار دوستانه اى پيدا خواهيد كرد. خوشبختانه با رعايت اين نكات مى توانيد در بيشتر مواقع به جاى جنگ، صلح برقرار كنيد ولى اگر در بيشتر مواقع كنترل موقعيت از دستتان درمى رود و با هم دعوا مى كنيد، بايد از يك بزرگتر براى حل مشكل تان كمك بخواهيد. سعى كنيد زمان بگومگوها از كلمات و عبارات توهين آميز استفاده نكنيد زيرا آنها آتش دعوا را تندتر خواهند كرد و درگيرى لفظى تبديل به درگيرى فيزيكى خواهد شد. * دوستان آينده شايد الان باورش براى شما خيلى سخت باشد ولى ممكن است يك روزى، همين خواهر و برادرتان كه چشم ديدن همديگر را نداريد، تبديل به بهترين دوستانتان شوند. بسيارى از خواهر و برادرهايى كه در دوران كودكى مرتب با هم دعوا مى كردند، وقتى بزرگتر شدند روابط بسيار صميمانه و نزديكى پيدا كردند. يادتان باشد كه همين طور كه بزرگتر مى شويد، دوستان تان تغيير خواهند كرد ولى خانواده شما هميشه در كنار شما خواهند بود.
|
|
|
|
|
شهروند خوب
كولر آبى
|
|
|
در خانه را كه بستم احساس كردم مادرم داشت چيزى را يادآورى مى كرد. صداى مامان از توى آيفون مى آمد كه مى گفت موقع برگشتن از مدرسه براى كولر پوشال بخرم. خودكارم را از توى كيفم درآوردم و روى شست چپم يك ضربدر زدم تا يادم بماند. البته اگر يادم نرود كه ضربدر را براى چى روى دستم زده ام. از سر صبح هوا گرم بود: «پوشال يادم نره!» جلوى مغازه ايستاده بودم. سلام كردم. آقاى فروشنده جواب داد و پرسيد كه چه چيز لازم دارم. گفتم: «پوشال» نگاهى كرد و پرسيد: «فقط پوشال مطمئنى » به خودم شك كردم ولى روى دستم فقط يك علامت ضربدر بود يعنى يك چيز را به ياد بياورم. آقاى فروشنده گفت چند تا توصيه دارم براى اين كه منزل تان در فصل تابستان خنك تر باشد. تشكر كردم و منتظر شنيدن شدم. او گفت براى اين كه سرما خارج نشود تابستان هم از درزگير استفاده كنيد و مسير كانال كشى كولر هرقدر كوتاه تر باشد، بهتر است. حتى الامكان طى روز به طور مستمر كولر كار نكند تا فشار كمترى به دستگاه وارد شود. اگر كولر نو مى خريد توجه كنيد كه حتماً علامت استاندارد برچسب انرژى داشته باشد و توجه كنيد كه بهترين درجه حرارت منزل در تابستان بين ۱۸ تا ۲۲ درجه سانتيگراد است. از سرد شدن بيش از حد منزل خوددارى كنيد. همزمان نبايد چند وسيله برقى و گرمازا را با هم روشن كنيم زيرا موجب افزايش گرماى منزل مى شود و نياز به استفاده از كولر را افزايش مى دهد. با خوشحالى از آقاى فروشنده تشكر كردم، درزگير را هم خريدم و به خانه رفتم.همه صحبت هاى آقاى فروشنده را روى كاغذ با خط خوش و خوانا نوشتم و از روى آن ۲۰ تا كپى گرفتم و به همسايگانمان دادم تا همسايگان عزيز ما نيز از هواى مطبوع ترى در منازل خودشان استفاده كنند.
|
|
|
|