|
مصاحبه با گرهارد شرودر صدراعظم سابق آلمان
خطاهاى غرب در قبال روسيه
|
|
|
ترجمه: هرمز برادران گرهارد شرودر را جهان سياست با نطق هاى ضدجنگش زمانى كه جورج بوش رئيس جمهور آمريكا ارتش آمريكا را به سوى عراق گسيل داشت مى شناسد. سياستمدارى كه آن روز پا به پاى زوج فرانسوى خويش، ژاك شيراك تصوير دوقدرت ضد جنگ را از برلين و پاريس در ذهن ها ثبت كرد. گرهارد فريتس كورث شرودر سياستمدار آلمانى از سال ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۵ كرسى صدارت آلمان را در اختيار داشت. وى سياست خارجى اين كشور اروپاى غربى را ميان شرق و غرب تقسيم كرد و توازن بخشيد و در عرصه داخلى اصلاحات اجتماعى و اقتصادى قابل تأملى را برنامه ريزى كرد كه عمدتاً نتايج آن نزد آلمانى ها مطلوب و خوشايند تلقى شد. شرودر در دوران صدارتش از جمله رهبرانى بود كه ضمن تعامل با غرب مراودات نزديكى با روسيه نيز داشت به گونه اى كه در آلمان برخى نسبت به اين مناسبات تنگاتنگ بدبين شده و آن را عامل گرايش فزاينده به روس ها بويژه در بخش انرژى مى دانستند. به هر حال شرودر پس از دوران صدارت اعظمى همچنان در عرصه سياست فعال بود و از جمله فعاليت هاى پردامنه او تلاش براى توسعه پيوند مسكو و برلين است. شرودر هنگامى كه صدراعظم آلمان بود از احداث خط لوله «نورد استريم» كه گاز طبيعى روسيه را مستقيماً به آلمانى ها مى رساند حمايت فراوانى به عمل آورد. او تنها چند هفته پيش از پايان صدارتش در اكتبر ۲۰۰۵ طرح احداث اين خط لوله را به تصويب پارلمان رساند و پس از آن براى تحقق برنامه هاى باقى مانده به شركت گاز پروم روسيه ملحق شد و رياست كميته سهامداران آن را بر عهده گرفت. نورد استريم يك مسير ترانزيتى جديد است كه با دور زدن كشورهاى حوزه درياى بالتيك گاز طبيعى را بدون واسطه اين كشورها به آلمان منتقل مى كند . اين واقعيت شديدترين انتقادات را عليه آن برانگيخت. اما اين پروژه زمانى ابعاد گسترده تر يافت كه شرودر به آن پيوست و علاوه بر سياستمداران آلمانى، مطبوعات و دولتمردان آمريكايى و اروپايى نيز تصميم وى را به چالش كشيدند. با اين حال ارتباطات وى با ولاديميرپوتين نخست وزير و ديميترى مدودف رئيس جمهور جديد روسيه در قالب اين پروژه شكل گرفت و بسيارى از كانال هاى ارتباطى ميان آلمان و روسيه به كمك او به وجود آمده است. نظر به اين ويژگى ها و تمايل هميشگى وى به همگام بودن با روس ها خبرگزارى روسى ريانووستى در گفت وگويى با شرودر نظرات وى را درباره جابه جايى قدرت در روسيه و مسير احتمالى سياست هاى اين كشور در آينده جويا شود. * شما روابط خوبى با ولاديمير پوتين داريد. اما با ديميترى مدودف چطور شايد او را هم خوب بشناسيد زيرا وى يكى از رؤساى گاز پروم بود. سال هاست كه مدودف را مى شناسم و احترام فراوانى برايش قائلم چرا كه وى مردى صادق و خوش مشرب و آماده گفت وگو در چارچوب اصول است. مدودف در مقام معاون اول نخست وزيرى نشان داد كه در سياست هاى اقتصادى و اجتماعى فردى كار كشته است و در اجراى تصميماتش نيز عزمى راسخ دارد. وى عنوان كرده كه استحكام دولت بر مبناى قانونى يكى از اولويت هايش است. يقين دارم كه به اين هدفش دست خواهد يافت. ترديدى نيست كه در جلسات متعدد در خارج از كشورش تجارب كافى در عرصه جهانى اندوخته است. وى مسيرى را كه روسيه به عنوان يك شريك پايدار و قابل اعتماد در سياست بين المللى و نيز به عنوان عنصر G8 در پيش گرفته ادامه خواهد داد. موضوعات و مسائل بين المللى پيچيده اى وجود دارد كه تنها با مشاركت روسيه حل و فصل خواهد شد كه عدم اشاعه تسليحات كشتار جمعى، حل مناقشات خاورميانه و تغييرات جوى از آن جمله است. ترديدى ندارم كه روسيه تحت رهبرى مدودف كمك شايانى به حل اين مسائل خواهد كرد. * غرب بر اين باور است كه مدودف رئيس جمهورى ليبرال تر از پوتين خواهد بود. شما در اين باره چه نگرشى داريد من هيچ تفاوت سياسى ميان پوتين و مدودف نمى بينم. آنان تاكنون مشتركاً سياست هاى روسيه را تعيين كرده اند. غرب اغلب سياست ها و باورهاى پوتين را نادرست تعبير مى كند. ترديدى وجود ندارد كه روسيه نسبت به دوران پيش از رياست جمهورى پوتين بازتر، دموكراتيك تر، باثبات تر و موفق تر شده است. رئيس جمهور جديد همان گونه كه اعلام كرده است كم و بيش سياست هاى پوتين را تداوم خواهد بخشيد. اين تصميم درستى است. در چند سال گذشته، روسيه برخلاف ساير كشورهاى دنيا از ثبات برخوردار بوده است. اطمينان دارم كه روسيه در دوران مدودف با ثبات باقى مى ماند. * در آستانه اجلاس اخير ناتو در بخارست، آلمان، فرانسه و برخى ديگر از كشورهاى اروپايى با الحاق فورى اوكراين و گرجستان با طرح اقدام عضويت ناتو مخالفت كردند. با اين حال، ناتو اعلام كرد كه درهاى آن به روى هر كشورى باز است و وعده داد كه از پايان سال جارى ميلادى مذاكرات در اين باره را از سر گيرد. اوكراين و گرجستان چه شانسى براى پيوستن به ناتو دارند آيا آلمان در اين زمينه با متحدانش در ناتو كنار خواهد آمد يا موضع روسيه را كه بشدت مخالف پيشروى ناتو به سوى مرزهايش است، مدنظر قرار خواهد داد بسيارى از كشورها از جمله برخى اعضاى ناتو نسبت به ورود اوكراين و گرجستان به ناتو بدبين هستند. من هم ديد خوبى ندارم. بسيارى از مردم اوكراين با پيوستن به ناتو مخالفند. اوضاع سياسى داخلى گرجستان هم مبهم و بى ثبات است و افزون بر اين مناقشات بزرگى دارد كه نمى تواند آنها را با خود به ناتو ببرد. توصيه مى كنم از هر اقدامى كه احتمالاً به محصور كردن يا بازدارندگى در برابر روسيه تعبير مى شود امتناع شود. عضويت اين كشورها در ناتو به عنوان گامى در اين جهت تفسير خواهد شد. * استقلال يكجانبه كوزوو هنوز از حمايت گسترده بين المللى برخوردار نشده است. علاوه بر اين، برخى كشورها از جمله تعدادى از اعضاى اتحاديه اروپا تأكيد مى كنند كه اقدام مقامات كوزوو نقض حقوق بين المللى و قطعنامه ۱۲۴۴ شوراى امنيت سازمان ملل است. مسكو معتقد است كشورهايى كه قوياً از استقلال كوزوو حمايت كرده اند نتوانسته اند دليل خود مبنى بر استثنا بودن وضعيت كوزوو را تشريح كنند. آيا شما هم بر اين باوريد كه اين يك وضعيت استثنايى است آيا پيش بينى مى كنيد كه اين مسئله محرك واكنش هاى زنجيره اى در ساير مناطقى شود كه با «مناقشات معلق» روبه رو هستند يقيناً بسيارى از اعضاى اتحاديه اروپا و آمريكا با شناسايى استقلال كوزوو مشكلات فراوانى ايجاد كرده اند. منظور من فقط كوزوو نيست بلكه مناقشاتى را كه شما هم به آنها اشاره كرديد دربرمى گيرد. از نظر من اين اقدام اشتباه بود زيرا زودهنگام بود. گزينه هاى ديگرى هم وجود داشت. به نظر من، صربستان اگر اراده كند به عضويت اتحاديه اروپا پذيرفته مى شود. كوزوو مى توانست به مثابه بخشى از صربستان به اتحاديه اروپا ملحق شود يا پس از الحاق صربستان به اين اتحاديه استقلال خود را اعلام دارد. در هر صورت، اين مناقشه بدون مشاركت نيروهاى اروپاگراى تيم بوريس تاديچ رئيس جمهور صربستان حل نخواهد شد. اما شناسايى كوزوو اين نيروها را تضعيف كرده است، شايد آنقدر ضعيف كه به زودى مجبور خواهيم شد با يك كوزووى منزوى و غيرقابل پيش بينى مواجه شويم. صادقانه بگويم، واقعاً حيف شد كه اتحاديه اروپا از رويكرد آمريكا در قبال اين مسئله تبعيت كرد. اين تصميم احياناً به ميل آمريكا بود اما هرگز به نفع اروپا نشد. * برخى از همسايگان آلمان اين كشور را به جانبدارى از روسيه در خط لوله «نورد استريم» متهم مى كنند. آيا به راستى نورد استريم تا به اين اندازه براى لهستان، كشورهاى حوزه بالتيك و سوئد خطرناك است آنها تمام هم و غم خود را به كار بسته اند تا مانع از احداث اين خط لوله شوند. آيا اين پروژه طبق برنامه تعيين شده اجرايى خواهد شد. يعنى خط اول آن تا ۲۰۱۱ و خط دوم تا ۲۰۱۲ نورد استريم عليه هيچ كشورى جريان پيدا نخواهد كرد. برعكس، كمك فراوانى در عرضه قابل اعتماد گاز طبيعى به اروپا خواهد كرد. اين يك پروژه روسى ـ اروپايى است تا يك پروژه روسى ـ آلمانى. به همين دليل است كه اتحاديه اروپا نورد استريم را به نفع تمام اروپا مى داند. بنابراين تمام اعضاى اتحاديه بايد از آن حمايت كنند. نيازى به گفتن نيست كه احداث اين خط لوله گازى و عملياتى شدن آن براساس تمام استانداردهاى زيست محيطى خواهد بود. پيش بينى مى كنيم كه تسريع پروژه احداث و گفت وگوهاى فشرده با ساير كشورها اين امكان را به ما مى دهد كه در سال ۲۰۱۱ عرضه گاز را آغاز كنيم.
|