|
دزدان در كمين عابربانك ها
|
|
|
فاطمه وثوقى نم نم باران بعدازظهر با تاريك شدن هوا شدت گرفته بود. سرتاسر خيابان را براى پيداكردن دستگاه خودپرداز رانندگى كرده بودم. هرچه به دوطرف خيابان نگاه كردم دستگاه خودپردازى نديدم. در گذشته نيز چندين بار براى گرفتن پول از اين دستگاه ها مجبورشدم به چند بانك مراجعه كنم تا سرانجام به نتيجه رسيدم. همانطور كه در حال رانندگى بودم ناگهان چشمم به بانكى افتاد كه باجه خودپرداز داشت. با خوشحالى و زحمت زياد ماشين را پارك كرده و پس از توقف شيشه بخار گرفته طرف مقابل را پائين آورده و براى اطمينان بيشتر نگاهى ديگر به سردر بانك انداختم. خوشبختانه باجه عابر بانك فعال بود. مراجعه كننده اى هم نداشت. باران همچنان مى باريد. وقتى به دستگاه خودپرداز رسيدم نفس راحتى كشيدم، كارت عابر بانكم را از كيفم درآوردم. هنوز كارت را داخل دستگاه قرار نداده بودم كه زن جوانى خودش را به زير سايه بان كشاند و با لحن شكوه آميزى گفت: «عجب بارانى!» من هم با تعجب به او نگاه كردم و با لبخند گفتم: «بله باران تندى است.» به او تعارف كردم تا اگر نياز فورى به پول دارد زودتر از من از دستگاه استفاده كند اما نپذيرفت و گفت: راستش من تازه كارت گرفته ام و طرز درست كار كردن با دستگاه را نمى دانم، اگر زحمتى نيست شما لطف كنيد هنگام كار با دستگاه توضيح دهيد كه من هم ياد بگيرم. درهمان لحظه مرد ديگرى از راه رسيد و به انتظار ايستاد. همان موقع از زن جوان خواستم با دقت چگونگى قرار گرفتن كارت داخل دستگاه و نحوه كار را تماشا كند. سرگرم كار با دستگاه شدم و گفتم: ببينيد حالا كه دستگاه اجازه بقيه عمليات را مى دهد بايد يكى از اين گزينه ها را كه روى صفحه دستگاه ظاهر شده است، انتخاب كنيد. در حالى كه منتظر دريافت كارت بودم متوجه شدم كارت خارج نمى شود. با نگرانى چند بار دكمه هاى دستگاه را فشار دادم و سعى كردم كارت را بيرون بياورم اما نتيجه اى نگرفتم. مردى كه پشت سرم ايستاده بود گفت: اين دستگاه هم خراب شد ديگر نمى شود از آن پول گرفت. من هم ناگزير با زن جوان خداحافظى كردم و به خانه بازگشتم تا روز بعد به بانك برگردم و كارتم را بگيرم. فرداى آن روز وقتى به بانك رسيدم با تعجب زن جوانى را ديدم كه از دستگاه پول مى گرفت. از او پرسيدم دستگاه سالم است و كار مى كند. او هم پاسخ داد: بله، چطور مگه! با اضطراب و دلهره وارد بانك شدم و يك راست سراغ رئيس را گرفتم. وقتى خودم را جلوى ميز او رساندم و مشكلم را در ميان گذاشتم. رئيس هم با تعجب مرا نگاه كرد و گفت: «از صبح كه ما به بانك آمديم دستگاه سالم بود و كار مى كرد.» او پس از بررسى حسابم متوجه شد از ديروز تا امروز صبح چندين بار از كارتم پول برداشت شده است. رئيس بانك با تعجب گفت: سارقان موقعى كه شما با دستگاه كار مى كرديد با چسب مايع دهانه محفظه كارت را مسدود كرده و سپس كارت را با شىء نوك تيزى خارج كرده اند. اما چطور از رمز شما اطلاع داشته اند جاى سؤال است. * هشدارهاى پليس سرهنگ عبدالله قاسمى معاون اجتماعى پليس آگاهى ناجا در اين باره با هشدار به دارندگان كارت هاى عابر بانك گفت: صاحبان اين كارت ها تا حد امكان بايد از عابر بانك هايى كه محافظ هاى مخصوص ندارند استفاده نكنند. در صورت استفاده از كارت خوانها در فروشگاهها نيز رمز و مبلغ را حتماً خودشان وارد دستگاه كنند و از افشاى رمزشان نزد افراد غريبه به شدت خوددارى كنند. افراد سالخورده هم كه نيازمند دريافت پول از بانك هستند مى توانند از طريق عابر بانك مبلغ موردنظرشان را دريافت كنند تا از سرقت هاى ميليونى حساب هايشان جلوگيرى شود. مسعود على يارى معاون اداره كل خدمات كارت بانك كشاورزى هم در اين باره گفت: هدف اصلى اكثر افرادى كه مى خواهند به نوعى به حساب بانكى مشتريان دستبرد بزنند به دست آوردن رمز چهاررقمى اين كارتهاست. بنابراين نخستين توصيه كارشناسان اين است كه كارت و رمز را همواره جدا از هم نگهدارى كنند. دومين توصيه به مشتريان اين است كه مانده و صورت حساب خودشان را به طور مستمر كنترل كنند و چنانچه مغايرتى در حساب شان ديدند هرچه سريعتر آن را به بانك موردنظر اطلاع دهند. سومين توصيه هم اين است كه در صورت سرقت كارت بلافاصله موارد را به بانك اطلاع دهند تا براى مسدود كردن كارت اقدامات فورى و لازم صورت گيرد. همچنين در صورتى كه كارت بانكى به هر علت در دستگاه ضبط شد ضرورى است صاحب كارت با مراجعه به بانك نسبت به رفع انسداد و تقاضاى رمز مجدد اقدام كنند. حال آن كه ضرورى است مشتريان هر ۶ ماه يك بار نسبت به تغيير رمز كارت خود اقدام كنند. در مواردى هم كه مشتريان روى دستگاه قطرات چسب ديدند به هيچ وجه كارت را داخل دستگاه قرار ندهند و موضوع را بلافاصله به شعبه موردنظر و تلفن هاى درج شده روى دستگاه ها اطلاع دهند.
|