|
ريشه يابى قرآنى فرار از خانه
پيش به سوى سراب
|
|
|
سيدمحمد عارف حسينى / بخش نخست فرار دختران به عوامل گوناگونى بستگى دارد، ولى آنگاه كه خانه به يك محيط ناامن تبديل مى شود، برخى از دختران راهى به جز فرار نمى بينند؛ اين رهيدن، سرآغاز لغزيدن در سراب است، سرابى كه رفتن در پى آن، غلتيدن در چاه تباهى را به همراه دارد. خيلى زود دختران براى گذراندن زندگيشان به كارهاى غيراخلاقى و انواع جرمها روى مى آورند و هر فردِ فرصت طلبى مى كوشد به گونه اى از جسم و روحشان بهره گيرد. گرچه دختران فرارى به خيال خويش از ناملايمات زندگى خانوادگى مى گريزند، امّا با فرار خود، جداى از مسائل شخصى و مشكلات عاطفى و روحى خويش، به گسترش روزافزون بزهكارى در جامعه نيز كمك مى كنند و در نتيجه، سلامت كل جامعه را به خطر مى اندازند. اصولاً براى شناخت هر پديده اجتماعى بايد به دنبال علل و ريشه هاى آن بود و اگر اين ريشه ها شناسايى شوند، تحقيق درباره اهداف و دسترسى به اطلاعات مورد نياز براى درمان آن درد اجتماعى، آسانتر خواهدشد. بر اين اساس در پژوهش حاضر، به بررسى ريشه يابى دينى فرار دختران از خانه مى پردازيم. گرچه تحقيقات فراوانى درباره علل روان شناختى و اجتماعى فرار دختران انجام شده، اما در اين نوشتار سعى شده علل فرار دختران از منظر قرآن كريم و رهيافت هاى قرآنى ريشه يابى شود. * ريشه هاى خانه گريزى از نگاه قرآن در يك بررسى كلى در مى يابيم كه قرآن كريم، عوامل بسيارى را براى رفتن انسانها در مسير ضلالت وگمراهى برشمرده و پيوسته آنها را از پيامدها و خطرات گمراهى برحذر داشته است. اما دراين مجال به بررسى هشت عامل مهم در ظهور پديده خانه گريزى دختران از نگاه قرآن و اسلام مى پردازيم. پيشاپيش اعلام مى كنيم كه اين موضوع از دو زاويه ديگر يعنى جامعه شناسى و روانشناسى اجتماعى نيز قابل بررسى است. ۱- نداشتن تكيه گاه معنوى (ضعف ايمان): يكى از عوامل فشارهاى روانى در قرآن، نداشتن تكيه گاه معنوى است، زيرا وقتى انسان خدا را فراموش كند، زندگى دشوار مى شود: «هر كس از توجه به من سر باز زند، زندگى او تنگ و تاريك مى شود»(۱) انسانى كه با خدا نباشد و تكيه گاه ايمان نداشته باشد، نه قناعتى دارد تا سرمايه معنويت و غذاى جانش باشد، نه اخلاقى كه بتواند جلوى طغيان شهوتش را بگيرد و نه اميدى كه او را به سوى آينده پيش برد. كسى كه خدا را فراموش مى كند تمام آرزوهايش به دنيا محدود مى شود؛ اما امكانات مادّى، جان انسان را كه در پى جاودانگى است سيراب نمى سازد. چنين فردى پيوسته در فقر روحى به سر مى برد و دل در گرو چيزى دارد كه قابل دسترسى نيست؛ او همواره با آرزوهاى برآورده نشده و هراس از زوال نعمتها همنشين است. اين آموزه هاى قرآنى در بسيارى از دختران فرارى مصداق مى يابد. براستى اگر دختر فرارى داراى تكيه گاه معنوى باشد، با توجه به دستورهاى دينى مى تواند با تمام مشكلات و گرفتاريهاى خانواده و اجتماع وخواهش ها و تمايلات غريزى خود كنار آمده، در كانون خانواده زندگى زيبايى را براى خود و ديگران بسازد. اما اگر دخترى سايه سار اَمْن ايمان را ترك گويد و ارتباط خود را با خداوند قطع كند، پروردگار وعده زندگى سختى را به او داده است. اين جاست كه تمام غرايز نفسانى به يكباره به جان او افتاده، او را در مسيرى مى كشاند كه انتهاى آن گريز از خانه مى باشد زيرا ديگر كانون خانواده را پاسخگوى نيازهاى خود نمى داند.(۲) جالب اين است كه اكثر دختران فرارى يا علاقه اى به نماز ندارند و يا از روى بى ميلى و عدم خلوص نيّت با خدا ارتباط دارند، در حالى كه از نگاه قرآن، تنها نماز و ياد خدا، انسان را از هر فحشا و هر عمل زشتى بازمى دارد و چه بسا اگر اين دسته از دختران ارتباط بيشتر خود را با خدا از طريق نماز فراهم مى كردند، هيچ وقت به فكر گريز از خانه نمى افتادند. همانا نماز انسان را از هر زشتى و پليدى باز مى دارد.»؛(۳) بى ترديد، فرار دختران از خانه، يكى از بدترين منكرات است، چرا كه با ترك خانه و خانواده و ورود به اجتماع، زمينه ارتكاب صدها عمل نامشروع در جامعه فراهم خواهد شد. البته ضعف دينى و ناآشنايى فرزندان با مسائل دينى، اغلب به دليل ناآشنايى والدين با موازين و معارف اسلامى است كه موجب عدم انتقال معارف و احكام اسلامى به فرزندان يا انتقال نادرست آن مى شود و در هر صورت زمينه دور شدن فرزندان از مسائل دينى و عبادى و ارتكاب اعمال زشت را فراهم مى آورد. ۲- پاسخ به غريزه جنسى: امروزه نياز جنسى و عدم امكان پاسخگويى مناسب به آن، يكى از مهمترين علل فرار برخى دختران از خانه به شمار مى آيد. آموزه هاى قرآنى تأكيد بسيارى بر اين مسئله دارند و درباره آن دو نوع سازماندهى در نظر گرفته شده است: الف: ارضاى غريزه جنسى از طريق مشروع و حلال كه كامل كننده دين و مايه آرامش انسان است: «از جنس خودتان همسرى برايتان آفريد تا در كنار آنها آرامش يابيد...»(۴) ازدواج، مانع طغيان شهوت است و از بروز رفتارهاى ناپسند برآمده از طغيان غريزه جنسى جلوگيرى مى كند و لذا در اين هنگام هم فرد به آرامش مى رسد و هم جامعه؛ همان چيزى كه قرآن وعده داده است. ب: تعديل غريزه جنسى: اسلام در كنار تشويق به ازدواج، افراط و تفريط در غريزه جنسى را نمى پذيرد و برخلاف روانشناسى مادّى، معاشرت و شوخى و اختلاط با نامحرم را حرام يا مكروه مى داند. اين آئين با هر نوع تحريك شهوت جز از طريق مشروع، مخالفت مى ورزد. قرآن كريم، از زن مى خواهد صدايش را نازك نسازد تا با پاسخ آزمندانه شنونده بيمار روبه رو نشود. اگر قرآن براى تعديل غريزه جنسى، زنان و مردان را به رعايت حجاب سفارش كرده، به اين خاطر است كه همين نياز جنسى است كه علت و ريشه بسيارى از انحرافات اخلاقى و ناهنجارى هاى اجتماعى مى شود كه امروزه يكى از اين ناهنجارى ها، فرار دختران از خانه است. برخى دختران فرارى به داشتن رابطه با جنس مخالف و برخى به ارتكاب اعمال نامشروع اعتراف دارند. اين رابطه به دو صورت مى تواند باشد: اوّل: توسط بى بند و بارى خود دختران، كه طبق آموزه هاى اسلامى رفتن در وادى هوسرانى و مسائل جنسى، خصوصاً توسط نوجوانان و جوانان عاقبتى جز تباهى ندارد؛ چنانچه امام على(ع) مى فرمايند: «أَوَّلُ الشَّهْوَةِ طَرَب وَ آخرُها عَطَب؛(۵) اول شهوت، شادى و خوشى و آخر آن خستگى و هلاكت است.» دوم: صورت ديگر اين است كه رابطه با جنس مخالف توسط فرد ديگرى به دختران پيشنهاد مى شود. اين مورد نيز در قرآن هشدار داده شده كه عاقبتى جز انحراف از راه راست ندارد: و مردم هوس باز و پيرو شهوت، مى خواهند كه شما از راه حق و رحمت الهى بسيار دور و منحرف گرديد.»:(۶) بنابراين از ديدگاه قرآن رفتن در وادى شهوت و ميل جنسى، چه توسط خود فرد يا ديگران، در هر دو صورت به انحراف و هلاكت مى انجامد و به راستى گريز دختران از خانه و خانواده، آيا شروع انحراف و هلاكت نيست ! ۳- جدايى والدين (طلاق): جدايى والدين در يك خانواده از نظر فشار روانى بيشترين اثر منفى را بر فرزندان دارد. از نظر اسلام و قرآن، همان گونه كه ازدواج زيبا و دوست داشتنى است،(۷) طلاق و از هم پاشيدگى خانواده نيز زشت به شمار مى رود. پيامبر اكرم(ص) مى فرمايند: «نزد خداوند هيچ عملى منفورتر از اين نيست كه خانواده اى در محيط اسلامى به وسيله جدايى [طلاق] ويران گردد.»(۸) طلاق از چند منظر براى دختران مشكل آفرين مى شود: اوّل، مشكل عاطفى است، كه جدايى پدر و مادر ساليان سال روحيه آنها را جريحه دار مى كند. دوّم، مشكلات اجتماعى است كه شانس ازدواج مطلوب را از دختر مى گيرد. سوم، شكل خانوادگى است كه در قالب برخورد نامادرى يا ناپدرى و فشارهاى روانى و حتى گاه فيزيكى او را وادار به فرار از خانه مى كند.(۹) به سبب بروز اين گونه مشكلات است كه اسلام سعى كرده از بروز طلاق جلوگيرى كند و اهرم هايى از قبيل:رسيدگى در محكمه خانوادگى،(۱۰) رعايت ايام عدّه، رجوع عملى، وجوب پرداخت نفقه زن شيرده بعد از طلاق و... را در مسير طلاق مى گذارد(۱۱) تا مبادا اين عمل ناپسند انجام گيرد. تمام اين تدابير و دستورات قرآنى بدين علت است كه طلاق، سنگين ترين ضربه را به بنيان خانواده و روح فرزندان وارد مى آورد. او را پريشان و سرگردان مى كند و اگر تكليف دختر نامشخص شود و پدر يا مادر به او بى توجهى كنند و او نتواند اين حالت را تحمل كند، در اين صورت يكى از راههاى نجات از اين پريشانى و عذاب را فرار از خانه مى پندارد. * منابع در دفتر روزنامه موجود است
|