|
|
|
|
|
فرمانده نيروى انتظامى:
|
|
|
|
مادر دانش آموز مصدوم در گفت وگو با «ايران» خبر داد
|
|
|
|
|
|
|
|
|
جدايى پزشك و پرستار به خاطر بچه!
گروه حوادث ـ پرستار جوان به دليل نازايى، پس از ۸ سال زندگى مشترك از همسر پزشكش جدا شد. به گزارش خبرنگار ما، مدتى قبل يك پزشك متخصص بامراجعه به دادگاه خانواده تهران ضمن تسليم دادخواستى خواستار جدايى از همسرش شد. درآخرين جلسه شهرام - ۳۵ ساله - به همراه همسرش شهره- ۳۲ ساله - روبه روى قاضى شعبه ۲۶۶ دادگاه نشستند. شهرام در دفاع از خود به قاضى معافى گفت: ۹ سال قبل، پس از پايان تحصيلات و دوره طرح پزشكى در يكى از بيمارستان هاى دولتى استخدام شدم . پس از چند ماه با شهره كه پرستار بخش مان بود آشنا شدم. او دخترى آرام و محجوب بودكه به دليل خصوصيات رفتارى اش مرا خيلى زود به خودش جذب كرد. سرانجام در مدت كوتاهى مراسم خواستگارى و عقد و عروسى برگزار شد و به خانه بخت رفتيم. اما چون موقعيت مالى خوب و مناسبى نداشتم از همسرم خواستم تا مدتى بچه دار نشويم. او هم كه علاقه اى به بچه دار شدن نداشت پيشنهادم را مشتاقانه پذيرفت. بعد از ۷ سال با بهبود وضع زندگى مان موضوع بچه را با همسرم در ميان گذاشتم. او هم پذيرفت اما خيلى زود متوجه شدم همسرم قادر به باردارى نيست. از اين موضوع به شدت رنج مى بردم. به همين خاطر چندين بار همسرم پيشنهاد داد تا با روش هاى آزمايشگاهى باردار شود اما من كه علاقه اى به اين موضوع نداشتم از او خواستم جدا شويم.شهره هم به قاضى محكمه گفت: با عشق و علاقه با همسرم كه به تازگى پزشك شده بود ازدواج كردم و زندگى مان را از صفر آغاز كرديم. هر دو تلاش كرديم تا زندگى خوب و آبرومندى فراهم كنيم. اما موضوع بچه و نابارورى ام باعث بروز اختلاف هاى شديد بين ما شد. چندين بار از او خواستم تا از روش هاى غيرطبيعى باردار شوم اما او نپذيرفت. چندين بارهم براى پايان اختلافات مان از او خواستم كودكى را از بهزيستى به فرزندى بپذيريم. اما او زير بار حرف هايم نمى رود. حالا هم كه مى بينم اوعلاقه شديدى به پدرشدن دارد حاضرم احساساتم را زير پا بگذارم و از او جدا شوم تا او طعم پدر شدن را بچشد.قاضى هم با شنيدن اظهارات زوج جوان و بررسى پرونده حكم طلاق توافقى آنان را صادر كرد.
|
|
|
|
|
راز قتل دختر جوان در قلب مرد كفاش مى تپيد
|
|
|
گروه حوادث ـ مرد جنايتكار كه هنگام سرقت، منشى يك آموزشگاه را به قتل رسانده بود، مجرم شناخته شد. به گزارش خبرنگار ما، مأموران پليس آگاهى كرج عصر ۲۴ فروردين سال ۸۴ از قتل دختر جوانى در بلوار امامزاده حسن كرج باخبر شدند.بلافاصله گروهى از كارآگاهان همراه زارع بيدكى - بازپرس كشيك جنايى - در محل قتل دختر جوان حاضر شدند. آنها پس از ورود به آموزشگاه با جسد دختر ۲۴ ساله اى به نام «سكينه» روبه رو شدند كه با سيم برق خفه شده بود.در ادامه تحقيقات نيز مشخص شد، عامل جنايت پس از قتل دختر جوان پول و طلاهاى او را سرقت كرده است. مدير آموزشگاه نيز اظهار داشت: «سكينه» از بهمن ۸۳ مشغول به كار شده بود. امروز عصر هر چه به آموزشگاه تلفن زدم جواب نداد. به همين خاطر به موضوع مشكوك شده و بلافاصله خودم را به اينجا رساندم. وقتى در را باز كردم با جسد وى روبه رو شدم. كارآگاهان سپس به مرد كفاشى كه در زير پله ساختمان آموزشگاه كار مى كرد مشكوك شده و او را تحت بازجويى قرار دادند.عليرضا در بازجويى ها گفت: من هيچ شناختى از مقتول نداشتم و عصر امروز زمانى كه به محل كارم آمدم متوجه ماجرا شدم. مأموران كه هيچ مدركى عليه متهم در دست نداشتند او را آزاد كردند تا اين كه آذر سال گذشته عليرضا با مراجعه به اداره آگاهى گفت: «دوست معتادى دارم كه هرازگاهى به ملاقاتم مى آمد. بنابراين احتمال مى دهم او با انگيزه سرقت سكينه را كشته باشد.»با به دست آمدن اين اطلاعات، تحقيقات پليس در اين شاخه متمركز شد. اما هيچ نشانى از او به دست نيامد. بدين ترتيب مرد كفاش براى تحقيقات تكميلى بازداشت شد. او ابتدا با ادعاهاى واهى قصد منحرف كردن مسير تحقيقات را داشت اما سرانجام لب به اعتراف گشود و گفت: آن زمان به شدت دچار مشكل مالى شده بودم. بنابراين نقشه سرقت از آموزشگاه را طراحى كردم. بعدازظهر روز حادثه زمانى كه به محل كارم آمدم متوجه شدم در آموزشگاه باز است بنابراين بلافاصله وارد آنجا شدم. سكينه وقتى با من روبه رو شد به داد و فرياد پرداخت كه همان موقع با مشت ضربه محكمى به صورتش زدم كه تعادلش را از دست داد و روى زمين افتاد. سپس با سيم خفه اش كردم. پس از قتل طلا و پول هاى او را سرقت كرده و متوارى شدم.با اعتراف هاى متهم و بازسازى صحنه قتل، بازپرس جنايى او را مجرم شناخت و پس از صدور كيفرخواست، پرونده به دادگاه كيفرى استان تهران فرستاده شد.
|
|
|
|
|
فرمانده نيروى انتظامى:
ميليارد ها تومان از بيت المال سرقت مى شود، ما دنبال قالپاق دزدها هستيم
|
|
|
گروه حوادث- فرمانده نيروى انتظامى گفت: در مبارزه با مفاسد اقتصادى، چنانچه نظام مالى و اقتصادى كشور مكانيزه و شبكه اى بود، امكان سوءاستفاده هاى كلان وجود نداشت. اين در حالى است كه ميلياردها تومان از بيت المال سرقت مى شود و ما در خيابان ها به دنبال قالپاق دزدها هستيم. به گزارش ايسنا، سردار اسماعيل احمدى مقدم در حاشيه همايش بررسى ابعاد روانشناختى و جامعه شناختى طرح ارتقاى امنيت اجتماعى و اخلاقى با اعلام اين مطلب افزود: با شروع طرح ارتقاى امنيت اجتماعى، شاهد كاهش وسيع جرايم خشن، سرقت هاى مسلحانه، قتل، گروگانگيرى ، آدم ربايى و تجاوز به عنف بوديم و از همه مهمتر، احساس امنيت در جامعه نيز ارتقا يافت. همچنين تقاضاى مردم براى استقرار اين طرح ها نشانه حس اطمينان از اجراى آنهاست. بنابراين تا پايان سال، جرايم خرد به موازات جرايم عمده كه در سال گذشته كاهش داشته اند، كنترل خواهد شد. وى با بيان اين كه با اجراى طرح امنيت اجتماعى با كاهش ۳۰ درصدى وقوع جرايم خشن روبه رو شده ايم، اظهار داشت: البته در دو سال گذشته، طرح اين ايده، موجب افزايش شاخص هاى امنيتى در استان هايى مانند سيستان و بلوچستان ، فارس ، تهران و خوزستان شد كه در مجموع دو سال اجراى طرح، شاهد كاهش ۳۰ تا ۵۰ درصدى جرايم در اين استان ها بوديم. سردار احمدى مقدم با بيان اين كه در سال جديد استمرار طرح هاى امنيتى، اجتماعى و اخلاقى از محورهاى اصلى برنامه هاى ناجا محسوب مى شود، تصريح كرد: موضوع پيشگيرى از جرايم، به طور جدى در دستور كار پليس قرار دارد.وى افزود: در بخش پيشگيرى، بايد بسترى براى سخت و پرهزينه شدن وقوع جرم فراهم شود. بنابراين هدف گيرى ناجا در پايان سال از اجراى طرح هاى امنيت اجتماعى، كاهش بسيار شديد جرايم خشن و بهبود احساس امنيت در جامعه است.فرمانده ناجا ادامه داد: در بعد انضباط اجتماعى ، بايد در سال جارى، شاهد ارتقاى قانونگرايى، بهبود رانندگى، كاهش تصادفات و تلفات انسانى، استفاده از كمربند و كلاه ايمنى و ساير موارد باشيم.وى با بيان اين كه استفاده از امكانات مجازى مى تواند، در ارتقاى امنيت به ميزان قابل توجهى مفيد و مؤثر باشد، خاطرنشان كرد: از اين رو بايد به سرعت در اين مسير حركت كنيم اما استفاده از آن نيازمند شناخت لازم و جلوگيرى از مضرات آن است. البته بايد تهديدات را شناخته و در صدد كنترل برآييم.
|
|
|
|
|
مادر دانش آموز مصدوم در گفت وگو با «ايران» خبر داد
وضعيت روحى على كوچولو رو به بهبودى است
|
|
|
گروه حوادث ـ نتايج آخرين بررسى ها و معاينات پزشكى گروه درمانى «على كوچولو» حكايت از آن دارد كه وى بر اثر تنبيه بدنى معلم مدرسه اش، دچار فلج حركتى شده است. به گفته مادر پسر بچه، معلم فوق هم از سوى بازپرس پرونده بازداشت شده است. پسر ۱۰ ساله كه چندى قبل و در پى تنبيه بدنى از سوى معلم مدرسه اش، قدرت حركت خود را به طور كامل از دست داده بود، از شهرستان «لالى» مسجد سليمان به يكى از بيمارستان هاى پايتخت انتقال يافت. با توجه به وضعيت وخيم جسمى كودك و معاينات صورت گرفته پزشكان احتمال دادند پسربچه بر اثر ابتلا به بيمارى ويروسى همچون تب مالت، يا بيمارى مادرزادى دچار فلج حركتى شده است. پزشكان همچنين احتمال دادند بيمارى پسر خردسال بر اثر ضرب و شتم معلم مدرسه بروز يافته باشد.بنابراين معاينات همه جانبه براى كشف علت بيمارى در دستور كار متخصصين قرار گرفت. آنها در نخستين گام چندين بار از او عكس هاى مغزى و ـ ام آر آى ـ تهيه كرده و آزمايش هاى مختلف به عمل آوردند. نتايج هم نشان داد پارگى دو شريان تغذيه بصل النخاع و نخاع باعث فلج حركتى كودك ۱۰ ساله شده است كه به نظر مى رسيد تنبيه بدنى از سوى معلم مدرسه تأثير ات جدى در اين باره داشته است.با اين وجود، گروه پزشكى براى اطمينان بيشتر درباره علت فلج حركتى «على كوچولو» به بررسى ها و آزمايشات دقيق تر ادامه دادند كه سرانجام آخرين آزمايش آنژيوگرافى از او زواياى پنهان را روشن كرد. مادر على كوچولو در اين باره به خبرنگار ما گفت: صبح ديروز على را براى آنژيوگرافى به يكى از بيمارستان هاى مجهز تهران انتقال داديم. پزشكان هم پس از بررسى هاى دقيق اعلام كردند على بر اثر اصابت ضربه معلمش دچار فلج حركتى شده است. وى افزود: هم اينك پس از چندين روز درمان، وضعيت روحى و جسمى پسرم رو به بهبود است و او هم اكنون مى تواند بنشيند و دست و پاهايش را مقدارى حركت دهد. وى در ادامه گفت: هم اينك پرونده اين ماجرا در شعبه اول دادگسترى شهرستان «لالى» تحت رسيدگى است و تا آنجا كه اطلاع يافتيم معلم پسرم با دستور قضايى بازداشت شده است. محمد صمديان متخصص و جراح مغز و اعصاب و يكى از اعضاى تيم پزشكى «على كوچولو» نيز به خبرنگار ما گفت: پس از بررسى آزمايش ها و برگزارى جلسات متعدد با ساير اعضاى تيم پزشكى و رئيس بيمارستان، سرانجام به اين نتيجه رسيديم كه به نخاع و عروق نخاعى كودك آسيب رسيده است كه نتايج آخرين آزمايش به دست آمده - آنژيوگرافى - از كودك ۱۰ ساله نيز مشخص كرد كه وى به دليل تنبيه بدنى با چنين عوارضى رو به رو شده است. دكتر صمديان در ادامه افزود: سير بهبودى اين گونه بيمارى ها حداكثر ۱۴ ماه است و از آن زمان به بعد، بيمارى متوقف مى گردد اما اين كودك همچنان در بزرگسالى با عوارض جسمى رو به رو خواهد بود. حال آن كه احتمال هم دارد به خاطر پائين بودن سنش به طور كامل بهبود يابد اما با اين وجود، همچنان اين كودك بايد تحت درمان دقيق و دائمى باشد. گفتنى است معلم مدرسه اين كودك ۱۰ ساله، اوايل ارديبهشت در زنگ آخر او را با كابل تنبيه بدنى كرد و بعد هم دستور داد، او ۲۰ دقيقه سرپا در گوشه كلاس بايستد. با اين وجود «على كوچولو» در راه خانه دچار حالت تهوع شد و از حال رفت. از آن زمان به بعد، اقدام هاى پزشكى براى اين كودك انجام شد و سرانجام طى هماهنگى هاى به عمل آمده او براى مداوا به يكى از بيمارستان هاى تهران انتقال يافت. * اظهارات وزير آموزش و پرورش درباره على كوچولو گفتنى است چندى قبل عليرضا على احمدى، وزير آموزش و پرورش درباره پرونده معلم على كوچولو در جمع خبرنگاران اعلام كرده بود: متأسفانه بر اثر بى احتياطى يك معلم، براى دانش آموزى در محيط مدرسه حادثه اى پيش آمد كه وى در حال حاضر در بيمارستان بسترى است.وى افزود: به دنبال وقوع اين حادثه ناچار شديم همزمان با ارسال پرونده معلم به دادگاه قضايى، او را از خدمت تعليق كنيم.وزير آموزش و پرورش گفت: على كوچولو هم اكنون در بيمارستان بسترى است كه در اين راستا آموزش و پرورش كمك هاى لازم را براى بهبود حالش ارائه كرده است.
|
|
|
|
|
نجات دختر اعدامى از مرگ
|
|
|
گروه حوادث ـ دختر جوانى كه به اتهام قتل نامزدش محكوم به مرگ شده بود، با رضايت اولياى دم از مرگ نجات يافت. به گزارش خبرنگار جنايى ما، شامگاه ۲۱ مهر ۸۴ دختر جوانى همراه شوهرخواهرش، پسر ۲۲ ساله اى به نام مجيد را به بيمارستانى در تهران منتقل كردند. پسر جوان كه بر اثر اصابت ضربه كارد مجروح شده بود، چند ساعت بعد بر اثر شدت جراحات و خونريزى جان باخت. بازپرس جنايى تهران پس از نخستين بازجويى ها، سميه - دختر جوانى كه مقتول را به بيمارستان منتقل كرده بود - را به اتهام قتل مجيد بازداشت كرد.دختر ۲۴ ساله در بازجويى ها گفت: از دو سال قبل با مجيد آشنا شدم. او سرباز بود، بنابراين قرار شد پس از پايان دوران خدمتش با هم ازدواج كنيم، اما ناگهان او زير قولش زد و به بهانه هاى مختلف سعى كرد نامزدى مان را به هم بزند.پس از اطمينان از اين موضوع درحالى كه بشدت عصبانى و ناراحت بودم، يك شب از او خواستم تا براى آخرين بار با يكديگر ملاقات داشته باشيم، چرا كه فكر مى كردم مى توانم او را از تصميمش منصرف كنم. به همين خاطر با ماشين شوهرخواهرم به محل قرار رفتيم و داخل ماشين مشغول صحبت شديم، اما ناگهان كار به جر و بحث و درگيرى كشيد. من كه عصبانى بودم، با كاردى كه همراه داشتم، او را زدم. لحظه اى بعد كه به خودم آمدم، او را غرق در خون ديدم، بنابراين با كمك دامادمان مجيد را به بيمارستان رسانديم، اما فايده اى نداشت.سميه پس از محاكمه در شعبه ۷۴ دادگاه كيفرى استان تهران به قصاص محكوم شد. قضات شعبه ۳۳ ديوان عالى كشور نيز حكم را تأييد كردند.پس از ارجاع پرونده سميه به شعبه اجراى احكام دادسراى جنايى تهران، به دستور قاضى فخرالدين جعفرزاده - سرپرست دادسراى جنايى - جلسه صلح و سازش با حضور قاضى عصمت الله جابرى سرپرست واحد صلح و سازش دادسرا برگزار شد.بدين ترتيب پس از برگزارى جلسه هاى متعدد سرانجام پدر و مادر مقتول از قصاص سميه صرف نظر كردند.پرونده دختر جوان نيز براى رسيدگى از جنبه عمومى جرم به دادگاه كيفرى استان تهران فرستاده خواهد شد.
|
|
|
|
|
حكم قصاص براى قاتل پليس وظيفه شناس
|
|
|
گروه حوادث ـ پسر شرور كه در جريان يك درگيرى خيابانى مأمور پليس را با ضربه هاى كارد به شهادت رسانده بود، از سوى قضات دادگاه كيفرى استان تهران به قصاص نفس - اعدام - محكوم شد. به گزارش خبرنگار ما، جمعه ۱۸ خرداد سال گذشته مأمور ۲۸ ساله پليس براى حضور در طرح جمع آورى اراذل و اوباش، راهى كلانترى ۱۹ باغستان - محل خدمتش - شد. او در ميانه راه پسر جوانى را ديد كه براى عابران مزاحمت ايجاد كرده بود. رئيس اداره اطلاعات كلانترى با مشاهده اين صحنه وارد عمل شد تا پسر مزاحم را از ميان مردم دور كند. اما پسر شرور با كارد به سوى او حمله ور شد و مأمور پليس را از ناحيه سينه مجروح كرد. متهم و يكى از دوستانش بلافاصله از محل حادثه گريختند. مأمور پليس نيز بلافاصله به بيمارستان منتقل شد، اما به دليل شدت جراحات جان باخت.با شهادت مأمور وظيفه شناس تحقيقات گسترده براى دستگيرى متهمان فرارى آغاز شد. سرانجام پس از ۱۷ روز ردپاى عامل جنايت در اراك شناسايى و او در يك عمليات غافلگيرانه دستگير شد.نيما - متهم به قتل - پس از انتقال به اداره آگاهى لب به اعتراف گشود و جزئيات قتل مأمور پليس را تشريح كرد.در ادامه با تكميل تحقيقات جنايى، براى نيما به اتهام قتل كيفرخواست صادر شد و پرونده در اختيار قضات شعبه ۷۴ دادگاه كيفرى استان تهران قرار گرفت. متهم صبح ديروز در آخرين دفاع از خود گفت: روز حادثه همراه دوستم به باغستان رفته و در آنجا ايستاده بوديم كه مأمور پليس با لباس شخصى به سراغمان آمد.او مى خواست ما را با خود به كلانترى ببرد كه خواستم «احسان» را رها كند تا من همراه او به كلانترى بروم. ابتدا قبول كرد اما وقتى سوار ماشينش شدم، منصرف شد و دنبال دوستم رفت تا او را نيز سوار ماشين كند. در اين لحظه كنترلم را از دست دادم و با ضربات كارد او را مجروح كردم.قاضى كوه كمره اى رئيس شعبه ۷۴ دادگاه كيفرى و چهار مستشار دادگاه پس از شور متهم را به قصاص نفس محكوم كردند.
|
|
|
|