پنجشنبه ۲ خرداد ۱۳۸۷ - ۱۶ جمادى الاول ۱۴۲۹
Thu, May 22, 2008
سياست۱
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سياست۱
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
قاب عكس۱
خانواده
نياز مسلمانان
به دانشگاه جهانى اسلام
365865.jpg
پروفسور حميد مولانا
بيست و يكمين كنفرانس بين المللى وحدت اسلامى با موضوع منشور وحدت، نقد و بازنگرى در تاريخ پانزدهم ارديبهشت ماه سال جارى به مدت ۳ روز در سالن اجلاس سران كشورهاى اسلامى با حضور برخى از اعضاى مجمع عمومى، متفكران و انديشمندان جهان اسلام و ارائه مقالات از سوى برخى ميهمانان مدعو برگزار شد. پروفسور حميد مولانا، استاد روابط بين الملل در دانشگاه امريكن آمريكا به عنوان يكى از ميهمانان مدعو در اين كنفرانس حضور داشت كه به ارائه مقاله اى تحت عنوان «تأسيس دانشگاه جهانى اسلام؛ عاملى براى وحدت مسلمين» پرداخت.

بسيج علمى و فرهنگى، تشكل دانشگاهى و سازماندهى براى تأسيس يك دانشگاه جهانى اسلامى در سطح بين المللى و دانشگاهى را هدف اصلى اين مقوله يك قدم بنيادين و حياتى در اجراى منشور وحدت بين همه مسلمانان عنوان كرد.
مقام معظم رهبرى، سال جديد را سال نوآورى و شكوفايى ناميده اند و با اشاره به هفته وحدت افزودند كه مشتركات مذاهب اسلامى و همكارى كامل بين مردم و مسئولين و دستگاه هاى گوناگون اجتماعى، اقتصادى و خدماتى بايد حركت به سمت علم و تحقيق، گسترش فرهنگ مطلوب در ارائه خدمات به همه قشرها بايد در دستور كار قرار گيرد.
امروز يكى از بزرگترين سؤالات و يكى از مهمترين مطالبى كه همه ما شركت كنندگان در اين كنفرانس و هفته وحدت اسلامى را به چالش مى طلبد اين است كه چگونه مى توانيم در اجراى منشور وحدت اسلامى قدم هاى مؤثرى برداشته و در مسير بسيج علمى و فرهنگى در دنياى امروز پيشگام بوده و نقش پيشكسوتى و ابتكار را براى خود به دست آوريم.
به راستى اگر امتى به صورت يكپارچه و مصمم و با استعانت از خداوند متعال اراده كند، مى تواند در تمام امور زندگى اجتماعى، سرنوشت خود را تغيير داده و با سرعت نردبان رشد و ترقى و كمال را طى نمايد كه نمونه هاى بارز آن را در طول تاريخ اسلام مشاهده مى كنيم.
پيامبر اسلام كه خود، محور اتحاد و انسجام جامعه اسلامى بود با متحد كردن گروه ها و احزاب مختلف از جمله انصار و مهاجرين، قبايل اوس و خزرج و ديگران توانست در سخت ترين شرايط و در دوران جاهليت، روند حركت اجتماعى را عوض كند، پرچم انسان ساز اسلام را به اهتزاز درآورد، احكام اسلامى را اجرا نمايد و نام محمد(ص) و آئين محمدى را در كوتاه ترين زمان ممكن جهانگير سازد. اين موضوع از نظر دانشمندان و مورخان غيراسلامى نيز مخفى نمانده و همگى با اعجاب فراوان از آن ياد كرده اند.
اين تدبير ارزشمند به عنوان راهبرد بنيادين خاتم پيامبران باعث برقرارى الفت ميان قلب هاى پراكنده و تشكيل حكومت اسلامى گرديد.
در شرايط سخت و توفان هاى بنيان برافكن كه پيوند و همبستگى مسلمانان را نشانه گرفته بود اين راهبرد ارزشمند توانست برادرى و اتحاد در دنياى اسلام را در جهان طنين انداز نمايد و به عنوان يكى از اصلى ترين عوامل شكوفايى تمدن اسلامى خودنمايى كند.
قرآن كريم به عنوان سند افتخار دنياى اسلام، وحدت و همبستگى را سرچشمه رحمت و مؤمنان را به صلح و اخوت فرا مى خواند.
خداوند متعال در آيات گوناگونى به آن اشاره فرموده است كه از آن جمله مى توان به آيات زير اشاره نمود:
«واعتصموا بحبل الله جميعا ولاتفرقوا»
همگى به ريسمان الهى چنگ بزنيد و از پراكندگى بپرهيزيد.
«انماالمومنون اخوه فاصلحوا بين اخويكم و اتقوا الله لعلكم ترحمون»
به حقيقت مؤمنان همه برادر يكديگرند پس هميشه بين برادران خود صلح دهيد و پرهيزكار باشيد، باشد كه مشمول رحمت الهى گرديد.
«و اطيعوا الله و رسوله و لاتنازعوا فتفشلوا و تذهب ريحكم وصبروا ان الله مع الصابرين»
فرمان خدا و پيامبرش را اطاعت كنيد و نزاع - كشمكش - ننماييد تا سست نشويد و قدرت و شوكت شما از ميان نرود! و صبر و استقامت كنيد كه خدا با استقامت كنندگان است.
تمامى آيات پيش گفته بيانگر اين حقيقت است كه گام هايى كه براى وحدت برداشته مى شود، تعظيم و تحكيم شعائر الهى و عبادت به شمار مى رود. پيامبر گرامى اسلام به عنوان معمار و پايه گذار وحدت مسلمانان در هشدارى به آنان مى فرمايد: بر شما نمى ترسم از اين كه پس از من مشرك شويد، بلكه ترس من از اختلافاتى است كه دامنگيرتان خواهد شد.
آن حضرت همچنين مى فرمايد: اگر همه شما در راه نيكى به هم بپيونديد و هماهنگ شويد، دوستدار و علاقه مند يكديگر خواهيد بود. از سوى ديگر سيره مديريتى اهل بيت (ع) نيز
بر مدار اتحاد اسلامى و انسجام مسلمين استوار بوده و در اين راه از هيچ كوششى فروگذار نكرده اند.
* اتحاد نوين جهان اسلام
انحطاط دنياى اسلام از قرن هفتم هجرى به تدريج آغاز شد. علل و عوامل متعددى در اين انحطاط نقش داشته است كه مهمترين آنها را مى توان به شرح ذيل اشاره كرد:
* دورى از تعاليم قرآنى
* كج فهمى و برداشت هاى ناصواب از آموزه هاى دينى
* نفوذ خرافات و پندارهاى واهى
* حكومت هاى استبدادى
* حملات ويرانگر مغول در قرن هفتم هجرى
* تجاوزات و مداخلات استعمارى غرب
* از دست دادن هويت ملى مذهبى و خودباختگى در برابر تمدن نوين اروپايى و علم و دانش جديد.
از يك سوى اين ضعف فروپاشى و از سوى ديگر قدرت يابى غرب در مقابل جهان اسلام و استعمار سرزمين هاى اسلامى به عنوان تأمين كننده مواد خام و بازار مصرف باعث شد اصلاح طلبانى مانند سيدجمال اسدآبادى برنامه هايى براى تغيير وضعيت جوامع اسلامى ارائه نمايند.
اگرچه اين مصلحان برنامه هاى متفاوتى براى حل اين مسئله ارائه دادند، اما همه آنها براى رسيدن به اين مقصود، بسيج و وحدت همه نيروهاى مسلمانان را عملى ضرورى شمرده، وحدت و اتحاد اسلامى را در رأس برنامه هاى خود قرار دادند.
پيروزى انقلاب اسلامى ايران و مطرح شدن آن به عنوان پرچمدار بيدارى امت ها و خاستگاه اتحاد اسلامى همگان را به بازخوانى انديشه وحدت و خارج ساختن آن از قالب شعار به حوزه رفتار فراخوانده است تا در رهگذر آن ارزش هاى واقعى اسلام و كسب هويت برتر دست يافتنى شود.
معمار كبير انقلاب اسلامى ايران حضرت امام خمينى (ره) در اين باره مى فرمايد: همه ما مى دانيم وحدت ملت چه اثرهاى معجزه آسايى داشته و دارد و در مقابل تفرقه و تنازع چه نكبت هايى به سر مسلمين در طول تاريخشان آورده است. اسلام آمده است تا تمام دنيا را، عرب را، عجم را، ترك را، فارس را، همه و همه را با هم متحد كند و يك امت بزرگ به نام امت اسلام در دنيا برقرار كند.
همچنين ايشان وحدت اسلامى و ملى را نعمتى الهى دانسته و مى فرمايد: اراده خدا بود كه منت بر همه گذاشت و همه اقشار را با هم متحد كرد.
مقام معظم رهبرى نيز وحدت جهان اسلام را يكى از اساسى ترين دغدغه هاى خويش برشمرده و مى فرمايند: امروز دنياى اسلام و امت اسلامى با مصائب بزرگى مواجه است، درست است كه بسيارى از اين مصائب از درون دل خود ما مسلمانان برخاسته است ما كوتاهى و تنبلى كرديم و با خودخواهى ها و دنياطلبى هاى خودمان راه امت اسلامى به سوى قله تكامل انسانى را نپيموديم كه بايد برگرديم بايد حركت كنيم.
ايشان وحدت دنياى اسلام را نياز قطعى دانسته و مى فرمايند: «دشمن مى خواهد ميان فرقه هاى اسلامى نزاع باشد. بخصوص بعد از پيروزى انقلاب اسلامى دشمن خواسته است بين ايران اسلامى و بقيه ملت هاى اسلامى جدايى بيندازد. نگذاريد اين وحدت خدشه دار شود.
در شرايطى كه جمهورى اسلامى ايران پرچم پرافتخار انسجام دنياى اسلام را به اهتزاز درآورده و براى رسيدن به آرمانشهر امت اسلامى تلاش مى كند نياز به وحدت ملى ضرورتى انكارناپذير است.»
در اين راستا مسئله وحدت و انسجام در دو لايه درونى و بيرونى قابل پيگيرى است. لايه درونى با برگزارى نشست هاى عالمانه مشترك پيروان مذاهب اسلامى پيرامون مسائل اختلافى و تضارب آرا و انديشه ها در فضاى صميمانه و علمى محقق خواهد شد و لايه بيرونى نيز بهره گيرى از مؤلفه هاى مشترك دنياى اسلام و سازمان هاى بين المللى همچون سازمان كنفرانس اسلامى، مجمع تقريب مذاهب و ايجاد مراكز مشترك آموزشى داراى اهميت و لازم مى باشد.
چنانچه دنياى اسلام با اين راهبردها به سوى اهداف والاى خويش پيش برود رخوت و سستى حاكم بر روابط رخت بربسته و با آگاهى به سمت قله پيشرفت و پويايى رهنمون خواهد شد.
* تأسيس دانشگاه جهانى اسلام عاملى براى وحدت مسلمين
در سال ۱۹۹۷ ميلادى همزمان با هشتمين نشست اجلاس سران كشورهاى اسلامى در تهران، فرصتى ايجاد شد كه نه تنها مسائل سياسى و اقتصادى دنياى اسلام مورد بحث و بررسى قرار گيرد، بلكه قدم هاى مؤثر ى كه مى توان در راه وحدت كشورهاى اسلامى بويژه همبستگى فرهنگى و علمى امت اسلامى برداشته شود، مطرح گردد.
مسائل علمى و فرهنگى از آن جهت مى تواند بر مسائل سياسى و اقتصادى و نظامى تقدم داشته و حتى عملى باشد كه حوزه هاى علمى و فرهنگى اشتراكات بيشترى در بين مردم و اقوام داشته و سود حاصله از اين گونه روابط و تعاملات بيشتر دستگير شركت كنندگان و عاملين آن مى گردد.
آنچه مسلم است توافق كلى يا كامل در مورد مسائل سياسى و اقتصادى بخصوص با توجه به گرايشات كشورهاى اسلامى، قطعاً كارى آسان نبوده و مشكلات و موانع خاص خود را دارد، ولى اين گونه موانع كمتر در امور فرهنگى، آموزشى و علمى وجود دارد.
در منشور سازمان كنفرانس اسلامى، ضمن برشمردن اهداف اين سازمان، بر تعابيرى همچون همبستگى كشورهاى اسلامى تأكيد شده است. اكنون وقت آن رسيده است كه كشورهاى اسلامى حداقل يك گام مؤثر و تاريخى در امور فرهنگى و علمى برداشته و در عرصه جهانى، مشروعيت و بصيرت و قدرت سازمانى خود را به جهان ثابت كنند.
آنچه اينجانب در اين خصوص پيشنهاد داده ام، ايجاد يك دانشگاه جهانى اسلامى يا دارالعلوم اسلامى كه كار علمى و پژوهشى و آموزشى آن شامل همه كشورهاى اسلامى شده و در همه كشورهاى اسلامى داراى شعبات و مراكزى باشد. اين امر مى تواند آغازگر يك خيزش فرهنگى وحدت گرا براى امت بزرگ اسلامى در سراسر جهان باشد.
فقط در سايه چنين مؤسسه جهانى و فرهنگى و اتكا به منابع وسيع و علمى چنين دانشگاه جهانى و فرامرزى است كه مسلمانان دنيا مى توانند مستقلاً نيروهاى انسانى و علمى فنى خود را بسيج كرده و با ابتكارات حكيمانه، سدهاى موجود را كه سبب ضعف و تفرقه و انشعاب و تجزيه علمى و پژوهشى در دنياى اسلام شده است، برطرف گرديده و بنياد يك نهضت رنسانس علمى و فرهنگى اسلامى را پى ريزى نمايند.
چنين دانشگاه بزرگ جهانى اسلامى (يا دارالعلوم اسلامى) فقط در چارچوب جهان بينى اسلامى و با تركيب و تشكيل معارف اسلامى و علوم دينى با علوم و فنون عصر حاضر مى تواند موجوديت و ويژگى هاى خود را در مقايسه با مؤسسات آموزشى و مطالعاتى غربى اثبات نمايد.
اسلامى شدن دانش در همه رشته ها بايد هدف اصلى چنين دانشگاهى باشد. لازمه چنين دانشگاهى جهانى، كه در آن دانشجويان، استادان، پژوهشگران، مبتكران، مخترعين و انديشمندان مليت هاى مختلف اسلامى، در تمام رشته ها، از علوم قرآنى گرفته تا پزشكى و فيزيك و از علوم اجتماعى گرفته تا دروس علوم انسانى پيشقدم باشد و نيز ايجاد يك محيط آزاد و مناسب جهت افراد امت اسلامى كه بتواند در آن براى تحصيل دانش و خدمت به سعادت بشر چالش و كوشش نمايد.
در جهان امروز، دانشگاه بين المللى كه بتواند مرزهاى سياسى را شكسته و از تبعيضات و خرده گيرى هاى ملى جدا، مستقل و مصون باشد وجود ندارد. دانشگاه هاى امروزى دنيا در چارچوب ملى بنا شده و كار مى كنند با اين تفاوت كه دانشگاه ها و مراكز علمى غرب در مركزيت و دانشگاه ها و مراكز علمى ممالك اسلامى در حاشيه نظام جهانى و نظام سلطه قرار گرفته اند.
در قرون اخير، نه تنها دانشگاه هاى ملى غرب توانسته اند صدها هزار جوان كشورهاى مسلمان را در رشته هاى مختلف علوم و فنون به خود جذب كنند، بلكه در نيم قرن اخير همين دانشگاه ها در غرب هزاران استاد ممتاز، پژوهشگر را به سوى خود جذب كرده اند. از بارزترين پيامدهاى اين وضعيت آن است كه اكثر رهبران كشورهاى اسلامى در دانشگاه هاى غربى درس خوانده اند.
بطورى كه براساس برآوردهاى روزنامه تايمز لندن، ۸۸ درصد مقامات بلندپايه در كشورهاى اسلامى دست كم يكى از مدارك تحصيلى خود را از دانشگاه هاى غرب اخذ نموده و همچنين تقريباً نيمى از دانشگاه هاى محل فارغ التحصيلى اين مقامات در دو كشور انگليسى زبان ايالات متحده و بريتانيا بوده است. پيامدهاى اين وضعيت تربيت رهبرانى در راستاى خط فكرى غرب بوده است.
همچنين اكثر مسئولان و مقامات مهم سازمان هاى بين المللى در دانشگاه هاى اروپاى غربى، بريتانيا و يا ايالات متحده درس خوانده و اين وضعيت موقعيت دانشگاه هاى غربى در تأمين مقامات سازمان هاى بين المللى سبب شده كه بسيارى از دانشگاه هاى غيرغربى از نظر شكل دهى ساختار عضوگيرى اين سازمان ها در حاشيه قرار گيرند. خاستگاه آموزش عالى مشترك باعث شده كه رهبران سازمان هاى بين المللى نگاه يكسان و عمدتاً غربى براى تعريف و پرداختن به مشكلات جهانى داشته و از صداها و ذهنيت هاى غيرغربى جهت مواجهه با مشكلات جهانى غافل باشند.
از سوى ديگر مشاهده مى گردد در روابط بين الملل با توجه به تحولات صورت گرفته در پايان قرن بيستم و آغاز هزاره جديد، عرصه جهانى و حوزه روابط بين الملل تغييرات مهمى را تجربه كرده است كه اين تحولات عمدتاً بر اساس ديدگاه هاى غرب تفسير و توضيح داده مى شود. اهميت فراوان اين جريان ها بويژه بيدارى و نهضت هاى مختلف در جهان اسلام ضرورت بازنگرى در اين حوزه را در ساختار يك نوانديشى كه ديدگاه هاى نظرى و تئوريك را با جريانات و معادلات عملى و واقعى تطبيق دهد، ضرورت داشته كه اين مهم در دانشگاه هاى غرب امكان پذير نيست و اين امر لزوم ايجاد دانشگاه جهانى اسلام را دوچندان مى نمايد.
مغزهاى فرارى مسلمان در سطوح جهانى و مغزهاى گمشده مسلمان در سطح داخلى، در ممالك اسلامى يك حقيقت و پديده تلخ عصر ماست كه بايد هر چه زودتر جلوى آن گرفته شود. ۹۹ درصد از روابط دانشگاه ها، استادان و دانشجويان ممالك اسلامى با يكديگر از طريق طرف ثالث كه معمولاً دانشگاه هاى آمريكايى و اروپايى هستند صورت مى گيرد و نه از طريق ارتباط مستقيم با يكديگر، ۹۰ درصد از بودجه و هداياى مالى كه كشورهاى اسلامى در دانشگاه هاى خارج از كشور مصرف مى كنند به صندوق دانشگاه ها و مراكز علمى اروپا و آمريكا ريخته مى شود.
در دو دهه گذشته ما شاهد رشد دانشگاه ها و مراكز علمى و افزايش دانشجويان و انديشمندان در بسيارى از كشورهاى اسلامى بوده ايم. از طرفى در همين مدت ناظر ظهور استادان و دانشمندان مسلمان بوده ايم كه در رشته هاى مختلف علوم طبيعى و انسانى و اجتماعى در سطح جهان سرآمد ديگران شده اند ولى اين نيروها و گنجينه هاى علمى، متأسفانه پراكنده و در خدمت نظام هاى غيراسلامى قرار گرفته اند.
فاجعه عصر ما اين است كه دانشجويان و استادان و انديشمندان كشورهاى اسلامى از تماس و همكارى و تفاهم علمى مستقيم با يكديگر محروم شده اند و اين گونه در حاشيه ماندن علمى و فرهنگى، مسلمانان را از شناسايى مستقيم فرهنگ و زبان و رسوم و تاريخ ممالك اسلامى دور نگه داشته و آنچه به تدريج و به ندرت از اين فرهنگ ها نصيب مردم مى شود از طريق پژوهش و آگاهى غرب و از ديدگاه آنها صورت مى گيرد.
سؤالات متعددى به ذهن هر مسلمان انديشمندى مى رسد، مانند اين كه چرا غرب توانست صدها سال قبل در علم و دانش جلو افتاده و بر كشورهاى اسلامى حكومت كند آيا اين يك جبر تاريخى و اجتناب ناپذير است، يا آن كه مى توان مسير اين جريان را به نفع امت اسلامى عوض كرد چرا علما و دانشمندان و متفكران اسلامى كه عده آنها روز به روز در حال افزايش است پراكنده بود و در سيستم غرب جذب شده اند آيا صيانت اسلامى با حاكميت و استقلال فكرى و علمى امت اسلامى ارتباطى ندارد راه برون رفت جوامع اسلامى از اين همه مسائل و معضلات چيست
آنچه كه مى توان در جواب همه اين سؤالات گفت اين كه، در تاريخ بشر، انقلابات صنعتى، سياسى، اقتصادى كه بدون نهضت ها و چالش ها و همبستگى هاى علمى و فرهنگى صورت گرفته باشد وجود ندارد و در عين حال در تاريخ دوره اى نيست كه ملت ها و جوامع ثابت مانده و تغيير شكل و مسير نداده باشند.
رنسانس كه پس از قرون وسطى در اروپا صورت گرفت، خود به خود نبوده و ريشه هاى آن كاملاً با هفت قرن صيانت علمى، تمدن و فرهنگ اسلامى آبيارى شده بود. اگر اروپا توانست پس از يك خواب بلند، با استفاده از محيط علمى ايجاد شده توسط اسلام و با كاربرد دانش اسلامى، رنسانس خود را پايه ريزى كرده و شروع كند، دليلى وجود ندارد كه امروز ممالك اسلامى و مسلمانان تحت لواى امت اسلامى و با استفاده از علم و دانش موجود در غرب و شرق، نتوانند رنسانس و نهضت فرهنگى جهانى اسلام را در آغاز قرن ۲۱نمايند.
اينجانب به عنوان كسى كه به مدت ۵۰ سال پژوهش و تدريس را در دانشگاه هاى آمريكا و اروپا بر عهده داشته و شاهد نظام فرهنگى جهانى بوده ام، تأسيس يك دانشگاه بزرگ جهانى اسلام و حتى شروع رنسانس فرهنگى و علمى اسلامى را يك رؤيا نمى دانم، بلكه به امكان عملى شدن آن و امكان ظهور چنين جنبشى در آينده اعتقاد دارم.
به عقيده من، امت بزرگ اسلامى كه شامل ۵۵ كشور در دنيا مى باشند، در عصر حاضر داراى منابع مالى و جغرافيايى براى بسيج چنين نيروى علمى و انسانى مى باشد. ولى آنچه براى اين مهم لازم مى باشد، اراده سياسى، بصيرت و دورانديشى تاريخى، حس مسئوليت ، اعتقاد و ايمان و توانايى رهبرى است. اگر كشورهاى اسلامى تنها پنج درصد از بودجه دفاعى خود را براى تأسيس اين دانشگاه جهانى اسلامى اختصاص دهند، سرمايه چنين مؤسسه اى از مجموعه ۲۰ دانشگاه بزرگ دنيا در اروپا و آمريكا بيشتر خواهد شد.
* استاد روابط بين الملل در دانشگاه امريكن - آمريكا
كنفرانس وحدت ايجاد همبستگى بين جهان اسلام
365853.jpg
زهرا محمد زاده
به دنبال اعلام هفته وحدت از سوى جمهورى اسلامى ايران، تصميم به برگزارى كنفرانس وحدت گرفته شد. تا سال ۱۳۶۹ متولى برگزارى اين كنفرانس سازمان تبليغات اسلامى بود و كنفرانس اول تا چهارم را اين سازمان برگزار كرد از سال ،۱۳۶۹ همزمان با سال تأسيس مجمع جهانى تقريب مذاهب اسلامى، اين امر برعهده مجمع جهانى تقريب مذاهب اسلامى گذاشته شد.
تاريخ ۲۰ دوره كنفرانس هاى وحدت و نگاهى به موضوعات مطرح شده در آن بيانگر خطوط كلى حركت تكاملى مجمع جهانى تقريب مذاهب اسلامى در راه شناخت مشكلات جهان اسلام و برنامه ريزى به منظور هم انديشى دانشمندان جهان اسلام از مذاهب، طوايف و ملت هاى مختلف براى چاره جويى و حل مشكلات آن است.
هدف از برگزارى كنفرانس وحدت، ايجاد زمينه هاى اتحاد و همبستگى جهان اسلام و همفكرى علما و دانشمندان جهت نزديك سازى ديدگاه هاى علمى و فرهنگى آنان در زمينه هاى فقهى، اصولى، كلامى تفسيرى و نيز بررسى مسائل و مشكلات مسلمانان و ارائه راه حل هاى مناسب و موضع گيرى مشترك در برابر آن است. ميهمانان كنفرانس از ميان شخصيت هاى فرهيخته، وزراى كشورهاى اسلامى، علما و مفتيان، اساتيد دانشگاه ها و ساير مجامع علمى و فرهنگى داخل و خارج كشور انتخاب مى شوند تاكنون صدها متفكر، عالم و مصلح از سراسر جهان و هزاران تن از علما و متفكران شيعه و اهل تسنن از مناطق گوناگون ايران در اين كنفرانس شركت كرده و به ارائه مقاله، سخنرانى و بيان ديدگاه هاى خود پرداخته اند.
مقالات علمى، سخنرانى ها، بحث ها و مداخلات، بيانيه ها، توصيه ها و قطعنامه هاى صادر شده از اين كنفرانس ها كه حاصل تلاش جمعى علما و متفكران است، سرمايه عظيمى است كه امروزه در دست ماست و نقش ارزنده اى در فرهنگسازى، وحدت و تقريب در جهان اسلام و در ميان ملت هاى مختلف ايفا نموده است.
وحدت اسلامى، تقريب بين مذاهب اسلامى، طليعه داران وحدت، نقش تفاهم فكرى در تقريب مذاهب اسلامى، مبانى تقريب، قرآن و سنت، سيره و وحدت اسلامى، حكومت از ديدگاه مذاهب اسلامى، ويژگى هاى اساسى اسلام، اسلام و امت اسلامى در قرن آينده، امت اسلامى، رنج ها و آرزوها، جايگاه اهل بيت(ع) در اسلام و امت اسلامى، پايبندى به اصول و پاسخگويى به نيازهاى زمان در فقه مذاهب اسلامى، جهانشمولى اسلام و جهانى سازى، بيدارى اسلامى چشم اندازهاى آينده و هدايت آن، استراتژى تقريب مذاهب اسلامى، مسلمانان در كشورهاى غيراسلامى، ويژگى هاى سيره پيامبر اعظم(ص) و منشور وحدت اسلامى، نقد و بازنگرى از جمله موضوعات اصلى مورد بحث و بررسى در بيست ويك كنفرانس برگزار شده است كه تمامى اين موضوعات شامل مسائل مورد اهتمام كل امت اسلامى و اثرگذار در تحقق وحدت اسلامى مى باشد.
گسترش روحيه تقويت بين علما و اساتيد دانشگاه ها و متفكرين جهان اسلام، بررسى قضاياى مهم امت اسلامى و چالش هاى فراروى آن و پيشنهاد راه حل هاى (جهانى شدن، بيدارى اسلامى، گام هاى وحدت توازن بين اصالت و معاصرت)، ارائه رهنمود به اجلاس ها و كنفرانس هاى اسلامى ديگر، عرضه دستاوردهاى فكرى فرهنگى جمهورى اسلامى، ايران، حل برخى از اشكالات بين مذاهب اسلامى، گسترش روحيه تفاهم بين توده هاى مسلمان و كوشش در يكسان نمودن مواضع آنها، بزرگداشت سالانه هفته وحدت در داخل و خارج از كشور، تقويت ارتباط با تشكل هاى تقريبى در سراسر جهان و پشتيبانى از اقليت هاى اسلامى در جهان كه تعداد آنها به يك سوم مسلمانان مى رسد و مطرح نمودن مشكلات آنها از جمله نتايج حاصل از كنفرانس هاى برگزار شده مى باشد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |