سخنگوى شوراى نگهبان از تأييد لايحه ماليات بر ارزش افزوده خبر داد و گفت:شوراى نگهبان لايحه ماليات بر ارزش افزوده را خلاف موازين شرع و قانون اساسى تشخيص نداد.
هفته گذشته، هنگامى كه از دكتر عرب مازار رئيس سازمان امور مالياتى كشور در مورد سرنوشت لايحه ماليات بر ارزش افزوده سؤال شد وى به صراحت گفت: چنانچه تا ۳ روز ديگر (كه ديروز شنبه ۱۳۸۷/۲/۴ آخرين مهلت آن بود) شوراى نگهبان نسبت به آن ايرادى نگيرد و اعلام موضع نكند از نظر قانونى يعنى اينكه مورد تأييد شوراى نگهبان قرار گرفته و به قانون تبديل شده است كه از ابتداى مهر ماه سال جارى قابل اجراست.
لايحه ماليات بر ارزش افزوده در تير ماه سال ۸۵ براساس اصل ۸۵ قانون اساسى جهت تصويب به كميسيون اقتصادى مجلس ارجاع شد و در ۲۸ مرداد ماه به تصويب مجلس رسيد اما از آن روز تاكنون چند بار مورد ايراد شوراى نگهبان واقع و جهت اصلاح به مجلس عودت داده شده و علاوه بر اين بارها نيز مورد انتقاد شديد صنعتگران قرار گرفته است. مهمترين انتقاد صنعتگران در مورد نرخ ماليات در نظر گرفته شده در آن بود. اين نرخ اولين بار ۷ درصد اعلام شد كه با اعتراض صنعتگران، رئيس جمهورى دستور داد اين نرخ به ۱/۵ درصد كاهش يابد.آخرين بار در تاريخ ۹ بهمن ۸۶ اين لايحه مورد بررسى مجلس قرار گرفت و براى اجرا در يك دوره ۵ ساله به صورت آزمايشى به تصويب مجلس رسيد و براى اعلام نظر شوراى نگهبان ارجاع شد. در مصوبه مجلس همچنان كه گفته شد طبق دستور رئيس جمهورى نرخ ماليات بر ارزش افزوده كه براى توليدكنندگان ۷ درصد پيش بينى شده بود به ۱/۵ درصد كاهش يافت. مجلس نرخ ۳ درصدى تجميع عوارض را نيز در اين مصوبه به ۱/۵ درصد عوارض شهردارى كاهش داد كه در نهايت توليدكنندگان بايد كماكان ۳ درصد را تحت عنوان عوارض شهردارى و ماليات بر ارزش افزوده بپردازند.رديابى سابقه لايحه ماليات بر ارزش افزوده نشان مى دهد كه براى اولين بار در سال ،۱۳۶۶ لايحه ماليات بر ارزش افزوده، توسط دولت تهيه و به مجلس ارائه شد. اين لايحه در شور اول تصويب و در شور دوم هم ۶ ماده از آن به تصويب رسيد اما در نهايت با توجه به شرايط آن زمان به دولت برگردانده شد. سپس در سال ۱۳۷۰ دپارتمان امور مالى صندوق بين المللى پول، اجراى نظام ماليات بر ارزش افزوده را به عنوان يكى از عوامل اصلى افزايش كارآيى نظام مالياتى به ايران پيشنهاد كرد. به اين ترتيب و با توجه به سياست ها و اهداف قانون برنامه سوم توسعه در زمينه اصلاح نظام مالياتى و نيز در پى اصلاح قانون ماليات هاى مستقيم كه با هدف كاهش بار مالياتى بر پايه درآمد و از طريق تبديل نرخ هاى مالياتى و افزايش فعاليت هاى پايه اى منابع مالياتى، لايحه ماليات بر ارزش افزوده در مهر ماه ۱۳۸۱ مجدداً تقديم مجلس شد اما بررسى جدى بر روى آن از سال ۸۵ آغاز گرديد.بامطالعه محتواى اين لايحه چند نكته مهم و جديد ديده مى شود. مطابق ماده ،۱۰ هر سال شمسى به شش دوره مالياتى دو ماهه تقسيم مى شود. همچنين صادرات كالا و خدمات به خارج از كشور مشمول ماليات بر ارزش افزوده نمى شود. بخشى از لايحه مربوط به معافيت هاى مالياتى است، عرضه كالاها و خدمات و همچنين واردات محصولات كشاورزى فرآورى نشده، كتاب، مطبوعات ، دفاتر تحرير، خدمات بانكى و اعتبارى بانك ها و مؤسسات اعتبارى همچنين خدمات مشمول ماليات بر درآمد حقوق، فرش دستباف ، خدمات حمل و نقل عمومى مسافربرى ، اقلام با مصارف صرفاً دفاعى (نظامى و انتظامى و امنيتى) از پرداخت ماليات معاف هستند. از آنجا كه نرخ ماليات بر ارزش افزوده يك و نيم درصد است اما در مورد كالاهاى خاص، انواع سيگار و محصولات دخانى ۱۲ درصد و انواع بنزين و سوخت هواپيما ۲۰ درصد تعيين شده است. مسئله ديگر مربوط به روش اجراى شيوه ماليات ستانى است. پرويز شهريارى راد مجرى سابق طرح ماليات بر ارزش افزوده دراين باره معتقد است روش ماليات گيرى با اجراى قانون ماليات بر ارزش افزوده، مبتنى بر خود اظهارى است يعنى مميزها و تشكيلات مالياتى نقشى در تعيين و اظهار ميزان ماليات متعلقه به مؤديان ندارند.
|
|
|
وى مى گويد: در روش موجود مميز تشخيص مى دهد و ميزان ماليات را مشخص مى كند و مؤدى اگر اعتراضى نداشته باشد ماليات را پرداخت مى كند اما در ماليات بر ارزش افزوده مؤدى خودش تشخيص مى دهد و ماليات را پرداخت مى كند و اظهارنامه را به مميز و تشكيلات مالياتى مى دهد.مميز و تشكيلات مالياتى بايد اظهارنامه را كنترل و اگر اعتراضى نداشته باشند در آن صورت برگه قبول صادر مى شود. بنابراين ملاحظه مى شود كه در اين روش نقش مؤدى و نقش مميز معكوس مى شود.
در مقدمه توجيهى لايحه ماليات بر ارزش افزوده كه در هيأت دولت به تصويب رسيد دلايل توجيهى به صورت زير بيان شده است:
۱- افزايش سهم درآمدهاى مالياتى در تركيب درآمدهاى دولت با اتكا به منابع جديد و بر پايه مصرف
۲- كاهش فشار مالياتى بر بخش توليد و سرمايه گذارى مولد اقتصادى از طريق تعديل نرخ هاى ماليات بردرآمد
۳- افزايش كارايى نظام مالياتى از طريق كاهش هزينه و زمان وصول درآمدهاى مالياتى
۴- تمركز امور مربوط به اخذ ماليات و حذف عوارض و درآمدهاى شبه مالياتى
۵ـ افزايش مشاركت عمومى در كسب درآمدهاى مالياتى و گسترش زمينه خود اظهارى
با وجود اين كه اجراى ماليات بر ارزش افزوده بعد از جنگ جهانى دوم و از دهه ۱۹۵۰ آغاز شده و تاكنون حدود ۱۴۰ كشور دنيا آن را اجرا كرده اند، اما در كشور ما با اجراى آن مخالفت هايى صورت مى گيرد. از جمله توجيهاتى كه دستاويز مخالفان اجراى اين روش ماليات ستانى است اعلام تورم زا بودن اجراى آن است. شهريارى راد كارشناس مالياتى در پاسخ به اين نگرانى معتقد است: مطالعات در اين زمينه از سوى سازمان هاى بين المللى در ۲۸ كشور انجام شده كه نشان مى دهد در بيشتر آنها ارتباط مستقيمى ميان اين دو مقوله وجود ندارد. با اين حال توصيه مى كند بهترين زمان معرفى و اجراى ماليات بر ارزش افزوده زمان ركود اقتصادى و يا زمانى است كه تقاضا سير نزولى طى مى كند. وى مى گويد: برخى مطالعات داخلى هم كه از سوى مؤسسات تحقيقاتى و دانشگاهى انجام شده ميزان افزايش احتمالى در شاخص بهاى مصرف كننده در اثر اجراى ماليات بر ارزش افزوده را ۳ تا ۵/۱ درصد برآورد كرده اند. علاوه بر آن براى كاهش آثار تورمى احتمالى، معافيت هاى گسترده اى در لايحه پيش بينى شده است.
از ديگر چالش هاى اين لايحه، تشديد شكاف طبقاتى ذكر شده است.
بعضى از كارشناسان معتقدند چون ماليات بر ارزش افزوده عملاً يك ماليات بر مصرف است و معمولاً با نرخ ثابت (غيرتصاعدى) بر كالاهاى مشمول اعمال مى گردد، در نتيجه اقشار كم درآمد به طور نسبى فشار مالياتى بيشترى را تحمل مى كنند.
محمود داغيانى كارشناس مالياتى پاسخى كه در قبال اين انتقاد مى دهد اين كه اولاً ماليات بر ارزش افزوده هدف تأمين عدالت اجتماعى را دنبال نمى كند و بى عدالتى ناشى از تناسبى بودن نرخ مالياتى مى تواند با اعمال سياست هاى حمايتى جنبى دولت براى حمايت از اقشار آسيب پذير جبران گردد. ثانياً اين سؤال مطرح است كه آيا ماليات هاى سنتى(بردرآمد) واقعاً اهداف عدالت اجتماعى را به دقت بر طبق برنامه هاى مورد نظر تأمين كرده اند. وى مى گويد: چون ضرورتاً بخشى از ماليات هاى موضوعه براى تأمين درآمد دولت، ماليات هاى غيرمستقيم هستند آثار منفى ماليات بر ارزش افزوده در مقايسه با ساير ماليات هاى مشابه، بويژه ماليات بر فروش، در مراحل مختلف به مراتب كمتر است.