|
گفتارى در منظومه فكرى دكتر نصر با تأكيد بر وجوه دين شناسانه
|
|
|
|
نشريات انديشه
|
|
|
|
اخبار انديشه
|
|
|
|
|
گفتارى در منظومه فكرى دكتر نصر با تأكيد بر وجوه دين شناسانه
كدام پلوراليسم
|
|
|
حجت الاسلام عبدالحسين خسرو پناه / بخش دوم و پايانى
دكتر نصر معتقد است كه تمام آموزه هايى كه اديان مختلف دارند حق اند و لذا به نجات مى رسند چرا كه همه تجليات الهى اند. ايشان اين مطلب را در بحث وحدت متعالى اديان و كثرت گرايى دينى مطرح مى كنند. مطلبى را از مناظره و گفت و گويى كه نصر با هيك داشته است، يادآور مى شوم. هيك با نصر بر سر بحث عيسى مسيح و اين كه آيا عيسى پسر خدا هست يا نه، اختلاف دارند. نصر مى گويد اين هم تجلى الهى است. هيك مى گويد: «دانش نوين ثابت كرده كه مدعيات انحصارى عيسى كه گفته است: «هيچ كس به نزد پدر نمى آيد مگر از طريق من» مطالبى است كه عيسى تاريخى به زبان نياورده و نويسنده حدود ۶۰ يا ۷۰ سال بعد از عيسى چنين الهياتى را بيان كرده است.» آقاى نصر مى گويد به هرحال اين تجليات الهى است. هيك مى گويد خير اين انحراف تاريخ است نه تجلى الهى. حال، سؤال ما از پروفسور نصر اين است كه اگر همه اينها تجليات الهى اند كه خود ايشان تصريح دارد و اصلاً تعبير مى كند كه براى هر جامعه اى اين دين تجلى پيدا كرده است، پس چرا برخى اديان قائل به تناسخ اند و بعضى اديان قائل به معاد. نمى خواهم بر سر حقانيت معاد يا تناسخ بحث كنم. بحث من، بحثى برون دينى است. سؤال من اين است كه به هر حال تناسخ حق است و تجلى الهى است يا معاد بالاخره روح انسان وقتى از بدن جدا مى شود، در بدن انسان ديگرى يا حيوان ديگرى يا موجود جماد ديگرى مى رود، يا اين كه در عالم برزخ است تا عالم قيامت فرا برسد و با بدن مادى خود محشور شود آيا امكان دارد كه هردو اتفاق بيافتد يعنى خداوند يك بار تناسخ را تجلى مى دهد و بار ديگر معاد را، در حالى كه اين دو نظريه غير قابل جمع اند. انواع و اقسام تفاوت هايى كه در اديان موجود، وجود دارند نيز در همين چارچوب مى گنجند. اگر انديشمندى به معيار رئاليستى معرفت شناختى معتقد نباشد و گرفتار معرفت شناسى كانت باشد، طبعاً اين حرف ها را خواهد گفت ولى آقاى نصرى كه رئاليست است، يعنى در مباحث معرفت شناسى كاملاً معتقد به حكمت متعاليه و حكمت اسلامى است، يعنى معتقد به بديهيات است، معتقد به استنتاج نظريات از بديهيات است، چگونه اين سخن با مبناى معرفت شناسى او جمع مى شود. اين سخنم شايد سخن آغازينم را كه بيان كردم نصر، منظومه فكرى دارد، نقد كند. بله منظومه دارد ولى در درون اين منظومه هم تهافت هايى هست كه چون ما درون منظومه را مى نگريم اين تهافت ها را ملاحظه مى كنيم. آيات فراوانى در قرآن وجود دارد كه اين نظريه نصر را نقد مى كند و مى فرمايد: «و ما ارسلناك الا رحمة للعالمين» پيغمبر براى همه جهانيان آمده است. براى همه انسانها آمده است. اين آيات چگونه حقانيت اديان ديگر را تأييد مى كند البته بحث پلوراليسم صدق با پلوراليسم نجات تفاوت دارد. همانگونه كه شهيد مطهرى رضوان الله عليه در كتاب «عدل الهى» مطرح كرده است، بعضى آدم ها عالم اند، بعضى جاهل اند، بعضى قاصرند و بعضى مقصرند. من نمى خواهم ادعا كنم فقط آنهايى كه مسلمانند اهل بهشتند نه ممكن است مسلمانانى اهل جهنم باشند و مسيحيانى اهل بهشت. اين بحث نجات است. اما اينكه ايشان مى خواهد بحث نجات متدينان را از حقانيت اديان استخراج كند، آن هم حقانيتى كه تجليات متعدد الهى است؛ به نظرم گرفتار نقد جدى است. مطلب بعدى در باره علم مقدس و مدرنيته است. از نظر من در مورد ديدگاه نصر درباره مدرنيته قدرى بى انصافى شده است و اين نكته كه نظر نصر درباره مدرنيته، نفى مطلق مدرنيته است نادرست بنظر مى رسد. نصر نمى گويد كه هر چه علم مدرن است دور بيندازيم، حتى در يكى از مقالاتش پيشنهاد مى دهد ما بايد به عده اى از دانشجويان نخبه مأموريت بدهيم تا علوم مدرن را خوب بخوانند و فرا بگيرند. پس نمى گويد نخوانيد، مى گويد «تفاوت اصلى بين علوم جديد و علوم قديم در اين واقعيت نهفته است كه در علوم سنتى امر نامقدس و امر صرفاً انسانى هميشه حاشيه اى و امر مقدس كانونى است. در حالى كه در علوم جديد امر نامقدس كانونى است.» پس مخالفت ايشان با مدرنيته، مخالفت با فيزيك و شيمى و ساير علوم پايه و پزشكى نيست. نصر مى گويد؛ اين علوم مدرن يكسرى مبانى متافيزيكى دارند. آن مبانى متافيزيكى روح اين علوم شده. اما ما بايد علم مقدس داشته باشيم. علم مقدس يعنى چى يعنى فيزيك ديگرى يعنى E=mc2 تغييركند خير!ايشان مى گويد همين علوم را بايد داشته باشيم اما روح حاكم بر اين علوم بايد متافيزيك دينى و مقدس داشته باشد. اشكالى كه من در برخى نگاشته ها به دكتر نصر گرفتم اين است كه حرف شما درست است. يعنى هر كسى كه تاريخ علم مدرن را بخواند اين مطلب شما را مى پذيرد. همه فيلسوفان علمِ پساپوزيتيويسم اين را تأييد كردند و پذيرفته اند كه اين علوم موجود و همه علوم در طول تاريخ بشر زاييده مبانى متافيزيكى بوده است. تا اينجاى بحث را همه قبول دارند و محل بحث نيست. اين نكته كه مبانى فيزيكى حاكم بر علوم هست را هم همه قبول دارند. حتى اين كه متافيزيك سكولار بر اين علوم حاكم است را هم قبول دارند. اما سؤالى كه از دكتر نصر دارم اين است: شما اين همه در آثارتان به اين نكته پرداخته ايد و مرتب قدم به قدم مدرنيته را از اين جهت نقد مى كنيد كه به نظرم نقد درستى هم هست اما راهكار ايجابى شما چيست فكر كنيد الآن ما مى خواهيم در دانشگاه هايمان مطلب فيزيكى با رويكرد و مبانى متافيزيكى اسلامى داشته باشيم. كه نتيجه اش مى شود همان امر مقدس. فرمولش چيست چه كار بايد كرد چگونه مبانى متافيزيكى بر لايه هاى پنهان علوم تأثير مى گذارد شما اين پروسه را نگفته ايد، فقط مدام در حال تكرار اصل ادعا هستيد كه البته ادعاى درستى است. بنده هم جزو كسانى هستم كه معتقد به علم دينى ام. اما تا زمانى كه روش شناسى علم مدون نشود، به گونه اى كه علم مقدس توليد شود، بقيه ادعاها، ادعاهايى است كه به نظر چندان فايده بخش نيست. و نكته ديگر هم اينكه به نظربنده علت مخالفت آقاى نصر با روشنفكران ما هم در همين است. از نظر نصر «يكى از گرفتارى هاى جامعه اسلام در اين است كه بسيارى از كسانى كه خود را روشنفكران دنياى اسلام مى دانند، روشنفكران دنياى اسلامى نيستند. روشنفكران درجه دهم تفكر و تمدن غربى اند.» اين اشكال، اشكال واردى است. حرف نصر اين است كه اگر شما مى خواهيد روشنفكرى كنيد خوب بياييد دردهاى جامعه خودتان را مطرح كنيد. آيا مسئله جامعه ما بحث ذاتى و عرضى دين است مسئله جامعه ما پلوراليسم دينى است آقاى هيك دراين سفرى كه به ايران آمده بود مى گفت: بحث پلوراليسم دينى را چه كسى در كشور شما مطرح كرده است اين مطلب را براى كشور هايى مطرح كرده ايم كه داراى تعارض اديانند. شما كه در ايران چنين مشكلى نداريد. اشكال آقاى نصر به اين روشنفكران هم همين است كه چرا شما حرف هاى قرن ۱۹ و ۱۸ را در قرن ۲۱ تكرار مى كنيد اين مى شود روشنفكرى انديشمندانى كه روشنفكران درجه دهم اند. * تنظيم: نجمه قنبرى سخنرانى دكتر خسرو پناه در همايش دو روزه نقد و بررسى انديشه هاى سيد حسين نصر
|
|
|
|
|
نشريات انديشه
پژوهشنامه فرهنگستان هنر
|
|
|
ويژه نقد پديدارشناسى هنر
ششمين شماره نشريه علمى - پژوهشى «پژوهشنامه فرهنگستان هنر» به صاحب امتيازى فرهنگستان هنر و با مديرمسئولى دكتر بهمن نامور مطلق منتشر شد. پژوهشنامه فرهنگستان هنر به صورت دوماهنامه و در زمينه هاى مختلف پژوهش هنر، مطالعات و پژوهش هاى ميان رشته اى هنر منتشر مى شود. به اين اعتبار، اين نشريه شماره اخير خود را به بحث «نقد پديدارشناسى هنر» اختصاص داده است كه دبيرى بخش موضوعى اين شماره را دكتر بهمن پازوكى و منيژه كنگرانى مديريت تحريريه مجموعه را برعهده داشته است.اين شماره از پژوهشنامه نيز همانند شماره هاى پيشين داراى دو بخش كلى پژوهشنامه و نقدنامه است. بخش نخست با دو مقاله به هنر و مردم شناسى مى پردازد؛ - نظريه هاى انسان شناسى هنر؛ نقدتاريخى - تفسيرى / دكتر ناصر فكوهى. - انسان در برابر تصوير خويش / دكتر ميشل كوله. بخش دوم يا نقد نامه، به يكى از نقدهاى بسيار مهم يعنى نقد پديدارشناسى مى پردازد.پديدارشناسى يكى از عمده ترين و با نفوذترين جريانات فلسفى قرن بيستم است كه تأثيرات ژرفى بر انسان شناسى، هرمنوتيك - هنر و نقد ادبى برجاى گذارده است. واژه پديدارشناسى مدتها پيش توسط لمبرت و همزمان با كانت مورد استفاده قرار گرفته بود. با اين حال، پديدارشناسى به عنوان روش اصلى فلسفه با نام هوسرل گره خورده است، زيرا او براى نخستين بار از پديدارشناسى براى عنوان يك نظام فلسفى بخصوص به عنوان روش فلسفى استفاده كرد و حتى پديدارشناسى را عين فلسفه تصور كرد.تاريخ فلسفه در قرن بيستم تقريباً همان تاريخ پديدارشناسى بود، زيرا اين جريان توانست به مدت يك قرن كانون جدى ترين مباحث فلسفى شود. تعداد گرايش هاى گوناگونى كه از اين فلسفه برخاسته اند مانند پديدارشناسى هرمنوتيك، پديدارشناسى مادى، پديدارشناسى تكوينى، پديدارشناسى اگزيستانسيل، پديدارشناسى دينى، پديدارشناسى هنر و پديدارشناسى اخلاق بسيار زياد و شايد غيرقابل احصا است. وجه اشتراك همه اين جريانات از يك طرف بدبينى نسبت به ساخته - بافته هاى نظرى ايدئاليسم و نوكانتى يان و از طرف ديگر مخالف با به كارگيرى و اعمال روش هاى علوم طبيعى در مورد مسائل فلسفى بود. «نقدنامه » اين شماره پژوهشنامه شامل پنج مقاله در خصوص پديدارشناسى و هنر است؛ - هنر مدرن، نيست انگارى و تقدير هنر / دكتر محمود خاتمى - پديدارشناسى هوسرل و نقاشى معاصر/ دكتر بهمن پازوكى -نقد پديدارشناختى و مطالعات تطبيقى هنر/ دكتر پروين پرتوى - پديدارشناسى تخيل نزد باشلار/ دكتر بهمن نامور مطلق - پديدارشناسى هنر؛ رويكرد يا روش / دكتر حميد كشميرشكن.
|
|
|
|
|
اخبار انديشه
رابطه دين و رسانه
|
|
|
رابطه دين و رسانه به يكى ازمهمترين پرسشهاى جهان امروز تبديل شده است مدير گروه ارتباطات دانشگاه ملبورن استراليا تصريح كرد: درحالى كه امروزه رسانه سيستم عصبى دنياى جهانى شده محسوب مى شود و پرسش از دينى رسانه اى شده در حال تبديل شدن به سؤال اساسى در روابط جهانى ما است، مطالعه رابطه بين دين و رسانه به موضوعى پراهميت تبديل شده است. به گزارش مهر به نقل از دبيرخانه همايش بين المللى دين و رسانه، پروفسور پيتر هورسفيلد استاد و مدير گروه ارتباطات دانشگاه ملبورن استراليا با اشاره به اين نكته كه در گذشته تنها دغدغه فكرى اين بود كه سرو كار دين با رسانه چگونه بايد باشد و دين چطور مى تواند خود را از چالش با رسانه حفظ كند، گفت: در مقابل، پرسش جديد اين است كه اديان چگونه پديده هاى رسانه اى شده اند كه توسط همان رسانه هايى كه در طول تاريخ از آنها استفاده كرده اند شكل مى گيرند.پديده هايى با مبارزات درونى خود بين گروه هاى مختلفى كه قدرتشان بر مبناى رقابت رسانه اى شكل گرفته و نسل هاى مختلفى كه عملكرد رسانه اى آنها با هم متفاوت است و آنها كه تصور مى كنند صحبت آنها از ايمان تنها راهى است كه ايمان از طريق آن مى تواند منتقل شود. وى تصريح كرد: در طول دهه هاى گذشته نقش هاى جديد در تأمل درباره رابطه دين و رسانه منجر به پيدايش رشته مطالعاتى جديدى شده است كه مرزهاى قديمى رشته هاى دانشگاهى و سنتهاى دينى را پشت سر گذاشته است.استاد و مديرگروه ارتباطات دانشگاه ملبورن از شركت در نخستين همايش بين المللى دين و رسانه ابراز خشنودى كرد و گفت: مباحث و مقالات ارائه شده در آن همايش گفت وگوهاى غير رسمى تفكر مرا در مورد دين و رسانه به شدت تحت تأثير قرار داد و در مقايسه بين اسلام و مسيحيت به نكات جديد رسيدم كه قبلاً به آنها توجهى نداشتم.نكته جالب و قابل توجه براى من شباهت ميان حوزه علايق اساتيد كشورهاى اسلامى و مسيحى در زمينه مباحث دين و رسانه بود.تنوع نظرات موجود در ايران در مورد مسائل مربوط به دين و رسانه و چگونگى بيان آنها نيز بسيار آگاهى بخش بود. به نظر مى رسد كه همايش امسال شركت كنندگان بين المللى بيشترى خواهد داشت كه امكان بحث و تبادل نظر بيشتر و مؤثرتر را فراهم خواهد كرد. دومين همايش بين المللى «دين و رسانه» از ۱۹ تا ۲۲ آبان در تهران و با هدف ارائه نقد و بررسى جديد ترين پژوهشهاى انجام شده در حوزه دين و رسانه در سطح بين المللى برگزار مى شود.اين همايش از سوى معاونت صداى جمهورى اسلامى ايران، دانشكده صدا و سيما، دانشكده معارف اسلامى و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق، پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، مركز پژوهشهاى صدا و سيما، دانشكده علوم اجتماعى دانشگاه تهران و كميسيون ملى يونسكو برگزار مى شود.
|
|
|
|