چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳۸۷ - ۲۲ جمادى الاول ۱۴۲۹
Wed, May 28, 2008
قرآن
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
جوان
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
قرآن
فرهنگ و پايدارى
رسانه
دانشگاه
ماجرا
خانواده
سخنان حضرت امام مالامال از آيات قرآن است
تسنيم
قرآن پژوهى
سخنان حضرت امام مالامال از آيات قرآن است
آيات الهى دركلام
امام خمينى(ره)
367161.jpg
عبدالكريم پاك نيا
امام خمينى(ره) از تربيت يافتگان ممتاز مكتب وحيانى قرآن و درس آموختگان دانشگاه نبوى است كه درنيم قرن اخير، تاريخ معاصر را در جهت حاكميت ارزشهاى اسلامى و معارف قرآنى رقم زد و برگ زرينى را در طول تاريخ به نفع اسلام و مسلمين ثبت نمود.
آن يگانه دوران در تمام صحنه هاى حركت شورآفرين خود آيات الهى و دستورهاى حضرت پيامبر اعظم(ص) را نصب العين خود قرار داده و بر محور رهنمودهاى قرآنى حركت مى كرد و بر اين باور تأكيد مى كرد كه: «ما مفتخريم و ملت عزيز سر تا پا متعهد به اسلام و قرآن مفتخر است كه پيرو مذهبى است كه مى خواهد حقايق قرآنى كه سراسر آن از وحدت بين مسلمين بلكه بشريت دم مى زند از مقبره ها و گورستان ها نجات داده و به عنوان بزرگترين نسخه نجات دهنده بشر از جميع قيودى كه بر پاى و دست و عقل او پيچيده است و او را به سوى فنا و نيستى و بردگى و بندگى طاغوتيان مى كشاند نجات دهد.» (۱)
همچنين حضرت امام پيام هاى مهم خود را مستند به آيات قرآنى كرده و همواره در پرتو نور وحى حركت مى كرد. گام نخستين مبارزه اش را در سال اول نهضت با آيه ۴۶ سوره سبأ آغاز نمود كه مى فرمايد: « بگو من فقط به شما يك اندرز مى دهم كه دو تا دو تا و به تنهايى براى خدا بپا خيزيد.» (۲) و روز پيروزى انقلاب و استقرار نظام جمهورى اسلامى را با اين آيه شريفه تبريك گفت: «ونُريدُ اَن نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ استضعفوا فى الارض و نجعلهم الائمة و نجعلهم الوارثين؛(۳) و خواستيم بر كسانى كه درآن سرزمين فرو دست شده بودند منت نهيم و آنان را پيشوايان مردم گردانيم و ايشان را وارث زمين كنيم.» امام خمينى مى فرمود: سعى كنيد كه انگيزه ها انگيزه هاى الهى باشد. و به دانشگاهيان سفارش مى كرد كه: «انگيزه تان اين باشد كه اين دانشگاه را ببريد طرف اسلام الهى اش كنيد. . . وقتى كه انگيزه براى خدا شد دنبال اين است كه اين كار را انجام بدهد به طورى كه خداپسند باشد. . . مى خواهيد تربيت كنيد اطفال مردم را براى خدا، مى خواهيد حكومت كنيد براى خدا، همان حكومتى كه انبيا مى كردند.»(۵)
امام هرگز نيت خود را با انگيزه هاى هوا و هوس، نام و شهرت، خودنمايى، لذتهاى دنيايى و رسيدن به مال و منال آلوده نكرد. امام در راستاى اخلاق و بندگى خدا براى عبادت هايش نيز اهميت ويژهاى قائل بود به همين جهت در نخستين گام مبارزه، نخستين اعلاميه خود را با اين آيه شريفه «قُل اِنَّما اَعِظُكُم بِواحِدَهٍ اَن تَقوموا لِلَّهِ. . .» (۶) مزين نمود و بعد در ادامه نوشت: «خداى تعالى در اين كلام شريف از سرمنزل تاريك طبيعت تا منتهاى سير انسانيت را بيان كرده و بهترين موعظه هايى است كه خداى عالم از ميان تمام مواعظ انتخاب فرموده. اين كلمه [كه] اصلاح دو جهان است قيام براى خداست.»(۷) امام خلوص نيت را از طريق عبادتهاى عاشقانه، تهجدهاى شبانه، توسل به اهل بيت(ع)، تلاوت قرآن و ذكر و فكر و زيارت و انجام نوافل به دست آورده بود و اين سرمايه اصلى آن بزرگمرد در بحرانى ترين لحظات زندگى اش بود.
روحيه مردمدارى و خدمتگزارى
از ويژگيهاى بارز رفتار امام خمينى(ره) ارتباط قوى با مردم و علاقه به آنان بود. امام در هر فرصتى به خدمتگزارى مردم تأكيد كرده و در مورد قصور از آن هشدار مى داد. رهبر معظم انقلاب در مورد اين خصوصيت حضرت امام مى گويد: «آن اراده نيرومندى كه كوه هاى عظيم در مقابل او به حساب نمى آمدند همواره در برابر فداكارى ها، شجاعت و احساسات پاك مردم سر تعظيم فرود مى آورد. آن روح بزرگ و كوه ستبر به دفعات در برابر عظمت مردم تكان مى خورد و مى لرزيد.»(۸)
امام خمينى(س) با كمال افتخار مى فرمود: «من آمده ام تا پيوند خدمتگزارى خودم را به شما عزيزان عرضه كنم كه تا حيات دارم خدمتگزار همه هستم، خدمتگزار ملت هاى اسلامى، خدمتگزار ملت بزرگ ايران.»(۹) و در جاى ديگر مى فرمود: «اگر به من بگويند خدمتگزار بهتر از اين است كه بگويند رهبر، خدمتگزارى مطرح است. . . مرابه خدمتگزارى قبول كنيد كه من خدمتگزار هستم و تا آخر خدمتگزارم»(۱۰) پيشوايان مذهبى همواره در ميان مردم بوده و براى مردم تلاش كرده اند. خداوند به پيامبر(ص) مى فرمايد: «قُل اِنَّما َانا بَشَر مِثلُكُم»(۱۱) اى رسول ما! به مردم بگو من هم همانند شما يك بشر هستم. « قرآن كريم يكى از امتيازات مؤمنين را سبقت در انجام كارهاى نيك و خدمت به مردم مى داند و مى فرمايد: «اُولئكَ يسارِعونَ فِى الخَيراتِ و هُم لَها سابِقون؛(۱۲) اهل ايمان در نيكوكارى از ديگران پيشى مى گيرند و در خدمت رسانى مسابقه مى دهند
« آرى طبق اين آيه مؤمنين در خيرات مسابقه مى دهند.» و خيرات همان اعمال صالحى است كه براساس اعتقاد به حق انجام
مى شود. (۱۳) برخى از مصاديق خيرات را كه همان اعمال نيك است مى توان در اعمالى همچون امداد، انفاق، احسان، حمايت از محرومان و مظلومان، و برآوردن حوائج نيازمندان مشاهده نمود كه در زندگى حضرت امام به شهادت تاريخ معاصر جلوه اى خاص داشته است.
زهد و ساده زيستى
براى هدايت جامعه و اثبات صداقت در گفتار، هر گويندهاى بايد رفتارى مطابق آن را نشان دهد. اگر رهبران الهى مردم را براى رسيدن به سعادت جاويدان و كمال انسانى از دنياپرستى و اشرافى گرى بر حذر داشته اند خود نيز در عمل و رفتار خويش آن را به وضوح نشان داده اند. امام خمينى(ره) در طول زندگى افتخارآميز خود سادگى و بى پيرايگى را نصب العين خود قرار داده و به پيروى از انبياى الهى هرگز خود را به دنيا و مظاهر فريبنده آن نيالود. چرا كه اين خصلت والاى انسانى و الهى انسان را از قيودات مادى آزاد كرده و روحيه ايثار و خدمت را در وجود انسان تقويت مى كند. او مى فرمود: «صاحب جواهر (علامه شيخ محمد حسن نجفى) چنان كتابى نوشته است كه اگر صد نفر بخواهند بنويسند، شايد از عهده بر نيايند و اين يك كاخ نشين نبوده است. . . از يك آدمى كه علاقه به شكم، شهوات، مال و منال و جاه و امثال اين ها دارد اين كار ها بر نمى آيد طبع قضيه اين است كه نتواند.»(۱۴)
اساساً كسى كه در پى زندگى تجملاتى دنيوى باشد او نمى تواند عاشق خدا باشد و دلش محل نورخدايى و الهامات غيبى شود. او به تمام مسئولين و كارگزاران نظام اسلامى بويژه روحانيان شديداً سفارش مى كرد كه از تجملگرايى و تشريفات بپرهيزند كه آفت دين و توفيق است و مى فرمود: «من اكثر موفقيت هاى روحانيت و نفوذ آنان را در جوامع اسلامى، در ارزش عملى و زهد آنان مى دانم و امروز هم اين ارزش نه تنها نبايد به فراموشى سپرده شود كه بايد بيشتر از گذشته به آن پرداخت هيچ چيزى به زشتى دنياگرايى روحانيت نيست و هيچ وسيله اى هم نمى تواند بدتر از دنياگرايى روحانيت را آلوده كند.» (۱۵) اين شيوه امام همان عهدى است كه خداوند با پيامبران الهى و رهبران مذهبى بسته است و در دعاى ندبه با اشاره به آن مى گوئيم: «خداوندا! تو از [اوليا و مقربان درگاه خويش] تعهد گرفتى كه زندگى ساده و زاهدانه اى در پيش گيرند و از درجات بى ارزش اين دنيا و آرايش هاى ظاهرى آن دورى كنند و آنان نيز به عهد خود عمل كردند.»(۱۶)
اين رفتار و باور امام برگرفته از سيره انبيا و آيات قرآنى بود كه خداوند متعال رهبران الهى را از زندگى تجملاتى بر حذر داشته و به پيامبر اكرم(ص) مى فرمايد: «هرگز چشمان خود را به نعمت هاى مادى كه به گروه هايى از آنان داده ايم ميفكن اين ها شكوفه هاى زندگى دنياست تا آنان را به اين وسيله آزمايش كنيم و روزى پروردگارت بهتر و پايدارتر است.» (۱۷) خداوند در اين آيه پيامبر اكرم(ص) را از مسابقه در ميدان ماديات و چشم دوختن به زندگى اشرافى كفار ومشركين بر حذر مى دارد.
استقامت و اراده قوى
قرآن كريم شجاعت و صلابت در راه احياى حق و امر به معروف و نهى از منكر را يكى از مهمترين ويژگيهاى مردان خدايى مى شمارد و با اشاره به اراده فولادين آنان در راه حق مى فرمايد« آنان در راه خدا جهاد و تلاش مى كنند و از ملامت و نكوهش ملامتگران ذره اى باك ندارند.» (۱۸) آرى پيشواى مسلمانان براى پيشبرد اهداف مقدس خويش در مقابل هجوم افكار عمومى و سخنان انسان هاى ترسو و وسوسه گر هرگز از راه حق خود دست بر نمى دارد بلكه بر استوارى و استقامت خود مى افزايد.
و در سوره فصلت از استقامت مردان الهى ستايش كرده و ميفرمايد: «اِنَّ الَّذينَ قالوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ استَقاموا تَتَنَزَّلُ عَلَيهِمُ المَلئِكَةُ اَلّا تَخافوا و لا تَحزَنوا و اَبشِروا بِالجَنَّةِ الَّتى كُنتُم توعَدون؛(۱۹) كسانى كه مى گويند: پروردگار ما خداست و بر اين عقيده و ايمان پايدار مى مانند و ايستادگى مى كنند فرشتگان بر آنان فرود مى آيند و مى گويند: بيم مداريد و غمگين مباشيد و به بهشتى كه وعده يافته بوديد شاد باشيد.» به حقيقت امام خمينى(س) را ميتوان يكى از مصاديق بارز اين آيه دانست. استقامت و صبر و تحمل و شجاعت آن بزرگوار در راه خدا كه بار ها اين ويژگى خود را به اثبات رسانده دوست و دشمن را به تحير واداشته است. امام خمينى(س) در اين باره اظهار مى دارد: «من از آن آدم ها نيستم كه اگر يك حكمى كردم بنشينم چرت بزنم كه اين حكم خودش برود. من راه مى افتم دنبالش، اگر من خداى نخواسته يك وقتى ديدم كه مصلحت اسلام اقتضاء مى كند كه يك حرفى بزنم، مى زنم و دنبالش راه مى افتم و از هيچ چيز نمى ترسم بحمدالله تعالى. والله تا حالا نترسيده ام آن روز هم كه مى بردندم، آنها مى ترسيدند؛ من آنها را تسليت مى دادم كه نترسيد. آخر اگر ما براى مقصد اسلامى، براى مقصدى كه انبياء خودشان را به آب و آتش زدند ، اولياء عظام خودشان را به كشتن دادند علماى بزرگ اسلام را آتش زدند، سربريدند، حبس كردند، تبعيد كردند. اگر چنانچه ما براى مقاصد اسلام بترسيم، دين نداريم، ديندار هم براى اين كه خرقه را از اين عالم خالى كند مى ترسد اگر ما ماوراى اين عالم را اعتقاد داشته باشيم بايد شكر كنيم كه در راه خدا كشته بشويم و برويم در صف شهدا. . . آقاى ما فرموده: «والله لابن ابى طالب اَنس بالموت من الطفل بثدى امّه؛(۲۰) به خدا سوگند پسر ابيطالب به مرگ مأنوستر از كودك به پستان مادرش مى باشد.» (۲۱)
محور وحدت جهان اسلام
قرآن كريم انبياء الهى را پيام آور وحدت و يكپارچگى امت هاى پراكنده قلمداد مى كند و مى فرمايد: «خداوند پيامبران را برانگيخت تا مردم را بشارت و هشدار دهند و به همراه آنان كتاب آسمانى فرستاد تا از ميان مردم اختلافاتشان را حل كرده و داورى عادلانه نمايند.»(۲۲) طبق اين آيه پايان دادن به اختلافات و پراكندگى مردم يكى از اهداف والاى انبياء الهى و به تبع آنان رهبران مذهبى است. حضرت امام خمينى(ره) نيز در راستاى عمل به اين آيه شريفه با رهبرى هاى حكيمانه خود مردم پراكنده و متفرق را تحت لواى اسلام گرد آورد و با نداى وحدت همه را به سوى كلمه توحيد و توحيد كلمه فراخواند. آن عارف دورانديش با تحركات وحدت آفرين خود مسلمانان جهان را در مقابل استكبار جهانى متحد نمود. بار ها اعلام مى كرد: «اسلام امر فرموده مسلمين از هر طايفه اى كه هستند برادرند، عرب و عجم و كرد و ترك و فارس و غير آن مطرح نيست.»(۲۳) و مى فرمود: «مسلمانان به مثابه دست واحدند و همه در مسئوليت عمومى يكسان اند. تفرقه جويى و نژادپرستى در كار نيست و بين ملت هاى اسلامى هيچگونه امتيازى وجود ندارد جز تقوا و پرهيزكارى، گرامى ترين شما نزد خدا پرهيزكارترين شماست.»(۲۴) و در اين مورد، مبناى انديشه هاى آن فقيه روشن ضمير اين آيه قرآن بود كه مى فرمايد: «واعتَصِموا بِحَبلِ اللَّهِ جَميعًا و لا تَفَرَّقوا؛(۲۵) اى مسلمانان! همگى به ريسمان خدا چنگ زنيد و پراكنده نشويد.»
• منابع در دفتر روزنامه موجود است
فـرار بـه ســوى تـوهـم
367125.jpg
سيد محمد عارف حسينى
هفته گذشته بخش اول اين مطلب با عنوان «پيش به سوى سراب» منتشر شد كه در آن به بررسى علل فرار از خانه پرداخته شد و مواردى چون نداشتن تكيه گاه معنوى، پاسخ به غريزه جنسى، طلاق والدين مورد بررسى قرار گرفت و اكنون بخش پايانى مفاد را در پيش رو داريد.

* تبعيض و ظلم : منظور از تبعيض اين است كه رفتار والدين يا يكى از آنان نسبت به همه فرزندان، يكسان نباشد و در دادن امكانات و آزاديها و يا در برخوردها، تفاوت بين فرزندان قائل شوند. اين عامل باعث ايجاد عقده هاى روانى در دختران مى شود و وقتى به خاطر بى مهرى و بى توجهى والدين روحيه اش درهم شكست، ديگر در خانه جايى براى خود نمى بيند و گاه دست به فرار مى زند.
پيامبر اكرم(ص) نيز در مورد قائل نشدن به تبعيض ميان فرزندان مى فرمايد: «عدالت را بين فرزندان مراعات كنيد، همان گونه كه دوست داريد آنان در نيكى و اظهار لطف با شما به عدالت رفتار نمايند»(۱۲). در روايتى آمده كه وقتى به پيامبر(ص) خبر دادند كه خداوند دخترى به او عطا فرموده، نگاه حضرت به چهره اصحابش افتاد كه ناخشنود بودند، سپس فرمود: اين چه حالتى است كه در شما مى بينم خداوند گلى به من عطا فرموده، آن را مى بويم و روزى او با خداست.(۱۳)
اسلام نسبت به روح لطيف و احساسات دختران تا آنجا اهميت قائل شده كه به والدين سفارش نموده: اگر كسى به بازار برود و چيزى بخرد و آن را به خانه براى زن و فرزندان ببرد و درخانه، دختران را براى گرفتن تحفه مقدم بدارد و دخترش را خشنود كند، مانند اين است كه برده اى از اولاد اسماعيل را در راه خدا آزاد كرده است.(۱۴)
در جاى ديگرى پيامبر اكرم(ص) به كسانى كه به دختران ظلم نمى كنند و بين آنها و پسران تبعيض قائل نمى شوند، وعده بهشت مى دهد: «هر كه دخترى داشته باشد و به او آزارى نرساند و بى احترامى نكند و پسرش را بر او مقدم نكند، خداوند او را وارد بهشت مى كند.»(۱۵)
يكى ديگر از رفتارهاى ناپسند نسبت به دختران، وادار كردن آنها به ازدواج با كسى كه نمى پسندند مى باشد. والدين حق ندارند در مسئله ازدواج، مردى را كه دخترشان نمى پسندد به او تحميل كنند و او را به زور وادار به ازدواج كنند. آنها نبايد هوى و هوس و خواسته هاى صنفى و قبيله اى خود را در ازدواج دختران و پسران خود اعمال كنند.
در برخى موارد اجبار دختران به ازدواج با مردى كه دوست ندارند، يكى از علل فرار تلقّى شده است. اين عمل در سيره پيامبر(ص) و معصومين(ع)، نهى شده است. پيامبر اكرم(ص) نظر دختران خود را در مسئله ازدواج دخيل مى دانند و نظرخواهى ايشان از حضرت فاطمه(س) در امر ازدواج، درسى است براى پدرانى كه خود به جاى دختر، تصميم مى گيرند . چنان كه ملاحظه شد، در فرهنگ قرآن و معصومين(ع) هيچ رفتار تبعيض آميزى ميان دختر و پسر مشاهده نمى شود، بلكه سفارش به اكرام و محبت به دختران شده است. چه بسا اگر چنين سفارشاتى نبود، ظلم و ستم هاى فراوانى بر دختران روا داشته مى شد و با ايجاد عقده هاى روانى و شخصيتى در وجود دختران زمينه هاى ظهور صدها ناهنجارى در خانه و اجتماع فراهم مى شد. همچنان كه امروزه رفتار تبعيض آميز برخى والدين و ظلم آنان بر دختران، باعث بروز عقده هاى روانى و نهايتاً انگيزه فرار در ذهن آنان مى شود، لذا قرآن و شريعت اسلامى براى جلوگيرى از بروز اين گونه ناهنجارى ها درجامعه اسلامى، به عدم تبعيض ميان فرزندان دختر و پسر سفارش كرده است زيرا دختران، با روحيه و عواطف لطيف در برابر بى مهريها و بى توجهى ها تاب نمى آورند و ممكن است دست به رفتارهاى نابهنجارى مانندگريز از خانه بزنند.(۱۶)
* يأس و نااميدى : امروزه بسيار مشاهده مى شود كه دختران به خاطر داشتن احساسات لطيف و نيز عدم توانايى كافى در رويارويى با مشكلات مختلف درخانه، مدرسه يا اجتماع و محيط دوستان - به علت بى حوصلگى، بى صبرى، اخلاق تند و... ناشى از ضعف روحيه مذهبى - دچار يأس ونااميدى مى شوند، بطورى كه تمام درها را به روى خود بسته مى بينند و به ناچار در پى يافتن دريچه گريزى به سوى رهايى ازمشكلات و دردسرها دست به فرار مى زنند.(۱۷) طبق رهيافت هاى قرآنى كسى كه توان رويارويى با مشكل را ندارد، نوميد شده و قدرت مقاوت را از دست مى دهد: «وقتى كه با مشكلات سختى روبه روشد، نااميد مى شود.»(۱۸)
مشكلات بسيارى، دختران را در سنين نوجوانى و جوانى تهديد مى كند اعم از مشكل روحى دراثر از دست دادن عزيزان، دوستان يا شرايط مناسب زندگى، مشكل فيزيكى مانند بيمارى و ... و نيز مشكلات مالى و ساير سختى هاى زندگى، همراه با ناتوانى دختران در حل شرايط موجود يا سامان بخشيدن به مشكلات به علت سستى بنيه مذهبى و عدم توجه به توصيه هاى دينى در اين شرايط، باعث يأس و نااميدى آنها و فراهم آمدن زمينه هاى فرار مى شود. چون كسى كه نااميد از خلق و خدا باشد و اميد رستگارى نداشته باشد، با خود مى گويد: من كه آخرت بدى دارم پس لااقل نبايد لذات دنيا را از خود دريغ كنم. با اين انديشه نادرست، ارتكاب گناه براى او آسان مى شود و در درياى عصيان غرق مى شود. خداوند در قرآن دستور مى دهد: «به بندگانم كه برنفس خود اسراف كرده اند، بگو هرگز از رحمت خدا نوميد نشويد.»(۱۹) «انسان مؤمن در دشوارى ها و سختى ها ازرحمت خداوند نااميد نمى شود بلكه ايمانش تثبيت مى گردد»(۲۰)، ولى سست ايمانها با از دست دادن نعمت در نااميدى و ناسپاسى و كفر فرو مى روند؛ ايشان هنگام امتحان به سبب كفر و شرك، هراسان مى شوند.(۲۱) بدون علت قابل قبول فرياد مى كشند گويا با جهانى از اشباح روبه رويند: «هر فريادى را از هركجا بلند شود عليه خود مى پندارند.»(۲۲)
بنابراين در فرهنگ قرآنى يأس و نااميدى كه خصلت افراد سست ايمان است، مذمت شده و افراد مؤمن هيچ وقت دچار يأس نمى شوند زيرا اين خصلت، انسان رابه سوى هر منكر و زشتى مى برد، حتى تا سر حد كفر و شرك. دخترانى كه در اثر يأس و نااميدى از خانه مى گريزند، در واقع اولين منكر را مرتكب شده اند(۲۳) و چه بسا بعد از آن به خيال دست يافتن به آزادى و نجات از نوميدى به سوى كارهاى غير اخلاقى و ديگر منكرات نيز كشيده شوند.
* خلق و خوى ناپسند: گاهى دختران در اثر آداب و معاشرت هاى بيرون از خانه، داراى نوعى شخصيت متفاوت از خانواده مى شوند كه تمايلات و مطالبات خاص خود را دارند، لذا يا نمى توانند خانواده و فشارهاى آن را تحمل كنند و يا به عكس، خانواده و ارزش هاى حاكم بر آن نمى تواند دختر را با اين شخصيت قبول كند. در هر صورت ممكن است، دختر شرايط خانه را تحمل نكند و دست به فرار از خانه بزند. قرآن كريم در مورد تأثيرگذارى شخصيت انسان بر رفتارش مى فرمايد: «قُل كُلّ يَعمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ؛(۲۴) هر كس براساس خلق و خوى و ساختار شخصيتى اش عمل مى كند.»
از ديدگاه قرآن، روحيات، خصايص و عادت هاى هر انسانى او را به چارچوبى مقيد مى كند كه آن را «شاكله»مى خوانند. امام صادق(ع) شاكله را طورى تفسير كرده كه نشان دهنده شخصيت باطنى انسان است. براساس اين رهيافت قرآنى، گاهى شاكله و شخصيت باطنى دختران است كه نمى تواند محيط خانه را مكان مناسبى براى حضور خود تحمل كند و ترجيح مى دهد آن را ترك گفته، به دنبال ايده آل هاى خود باشد. بر اين اساس، والدين بايد از دوران كودكى و بخصوص دوران بلوغ، براى ساختن يك شخصيت درست و مثبت براى فرزندان خود، تمام همتشان را به كار گيرند و سعى كنند در كودكى فرزندان را به گونه اى حمايت كنند كه به تمام احساسات و نيازهاى آنان به صورت صحيح و منطقى پاسخ گويند و نيز در سنين نوجوانى و جوانى مراقب دوستان و همنشينان او باشند تا با دوستان سالم و مؤمن رفت و آمد كنند. يكى از عوامل شكل دهنده شخصيت دختران، دوستان و همنشينان آنهاست كه اسلام در اين باره هشدار داده است. پيامبر اسلام مى فرمايد: «اَلْمَرئ ُعَليِ دينِ خَليلهٍ وَ قَرينه؛ بسيارند دخترانى كه خود گمراه و منحرف نبوده اند و دراثر معاشرت و دوستى با افراد فاسد درمسير فساد و گناه افتاده اند.» و اين عملى نمى گردد، مگر با اجراى دستورات دين مبين اسلام كه براى هر دوره از سنين انسان، فرامين و فرمول هاى خاص تربيتى ارائه نموده است.(۲۵)
* فقر و دنياگرايى : فقر از دو طريق زمينه فرار دختران را فراهم مى كند: اول اينكه، مسائل و مشكلات اقتصادى، فشارهاى روحى بسيارى را بر اعضاى خانواده، خصوصاً نان آور خانواده وارد مى آورد و گاهى ديده مى شود پدر به دليل فقر و تبعات آن، فرزندان را مورد بى مهرى و تنبيه قرار مى دهد و چون در بيشتر اين خانواده ها دختران فقط به ديده يك مصرف كننده و نانخور نگريسته مى شوند، اين رفتار، دختران را آزار مى دهد. قرآن كريم درباره بد رفتارى با فرزندان مى فرمايد: «به خاطر فقر و تنگدستى فرزندانتان را نكشيد كه روزى رسان آنها ما هستيم»(۲۶) برخى دختران به علت فشارهاى اقتصادى و عواقب آزار دهنده آن دست به فرار مى زنند.
دست هاى ديگر از دختران نيز به علت فقر و احساس كمبود ميان دوستان به دليل محروميت از برخى امكانات، از خانه فرار مى كنند، تا به آرزوها و خواسته هاى خود برسند كه رهيافت هاى اسلامى اين دسته را هم مذمت مى كند كه آخرت خود را براى دنيا نفروشند. «كادَ الفَقْرُ أَن يكُونَ كُفراً؛(۲۷) نزديك است كه فقر به كفر بينجامد.» نتيجه آن كه اگر فرهنگ دينى و اقتصادى اسلامى به درستى در جامعه حاكم باشد، نه دختران از خانواده خويش گريزان مى شوند و نه خانواده از بودن دختر در خانه احساس ناخوشايندى مى كنند.
* منابع در دفتر روزنامه موجود است
تسنيم
انسان هاى آرام و نا آرام
مهدى ملك محمدى

فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّى هُدى فَمَنِ اتَّبَعَ هُدايَ فَلا يَضِلُّ وَ لا يَشْقى * وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِى فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَهُ ضَنْْكا وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى؛
پس اگر براى شما از جانب من رهنمودى رسد، هر كس از هدايتم پيروى كند نه گمراه مى شود و نه تيره بخت. و هر كس از ياد من دل بگرداند، در حقيقت، زندگى تنگ [و سختى] خواهد داشت، و روز رستاخيز او را نابينا محشور مى كنيم. (سوره طه‎/ آيه ۱۲۳ و ۱۲۴)

* برخى انسان ها با وجود بهره مندى از نعمت ها و امكانات فراوان، زندگى آرامى ندارند و همواره در اضطرابند. به عكس بعضى را هم ديده ايم كه با وجود مشكلات فراوان، آرامش ويژه اى در چهره و گفتارشان موج مى زند و با ديدنشان دلمان آرام مى گيرد. سرّ آن نگرانى و اين آرامش در چيست
* سختى و آسانى هر چيز به نوع نگاه ما به زندگى بستگى دارد. از يك زاويه همه چيز زيباست؛ حتى رنج و درد، و از زاويه ديگر، تا زمانى كه نعمت و خوشى هست زندگى هم زيباست و با رفتنش همه چيز جهنم مى شود. در يك سو، كسانى مانند زينب كبرى (س) ايستاده اند و همه مصيبت ها را زيبا مى بينند (ما رأيتُ إلّا جميلا) و در سوى ديگر شمر صفتانند كه با وجود بهره مندى ها و پيروزى هاى دنيوى سر تا پا دلهره و تشويشند.
* از نگاه قرآن، پيروى از هدايت الهى و عمل به ميثاق با خداوند راهگشا و رهايى بخش انسان، و فراموشى آن عهد مايه سردرگمى و سختى در زندگى است. انسان سرشتى خدايى دارد و به تعبير قرآن در عالم ذَر از او بر يگانگى پروردگار اقرار گرفته اند و او پيمان بسته تا جز يگانه معبود را نپرستد. يادآورى اين عهد در دنيا (كه با تعاليم پيامبران صورت مى گيرد) سبب مى شود تا همه چيز را مظهر اراده خدا ببيند؛ سود و زيان، مرگ و زندگى، و تدبير همه چيز به دست اوست. در اين صورت، اگر ناخواسته مصيبتى به انسان برسد، بناى شكوه و زارى نمى گذارد، و اگر نعمتى در دستش قرار گيرد از آن سرمست نمى گردد. صبر بر اولى را مايه پاداش الهى مى داند و در حالت دوم نعمت آفرين را از ياد نمى برد.
* بنا به گفته علامه طباطبايى، فراموشى عهد با خدا (و ياد او)، سبب گرديد تا آدم فريب ابليس را خورده و از بهشت رانده شود؛ از همان لحظه بود كه سختى ها هم آغاز شد. انسان ها نيز تا زمانى كه خدا را ياد كنند از وسوسه شيطان در امان مانده و زندگى آرامى خواهند داشت. به همين دليل است كه مردان خدايى همواره آرامند، و غافلان، مضطرب و دلنگران.
قرآن پژوهى
نمايشگاه قرآن
سه روز زودتر
367182.jpg
شانزدهمين نمايشگاه بين المللى قرآن كريم امسال سه روز زودتر از ماه مبارك رمضان در مصلاى تهران داير مى شود.
محمدعلى خواجه پيرى، مشاور وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى و رئيس شانزدهمين نمايشگاه بين المللى قرآن با اعلام اين خبر گفت: مقدمات راه اندازى نمايشگاه بين المللى قرآن كريم در حال فراهم شدن است و جلساتى نيز براى برپايى اين نمايشگاه در مركز هماهنگى، توسعه و ترويج فعاليت هاى قرآنى كشور تشكيل شده است.
وى افزود: برپايى ايستگاه هاى زندگى قرآنى و پخش مستقيم به سه زبان از ويژگى نمايشگاه جديد است. خواجه پيرى تصريح كرد: نمايشگاه به سه زبان فارسى، انگليسى و عربى به صورت آن لاين از طريق شبكه جهانى اينترنت در دسترس همه قرار مى گيرد و علاقه مندان بدون حضور در نمايشگاه مى توانند از بخش هاى مختلف آن بازديد كنند و در جريان نشست هاى آن قرار گيرند.
مشاور قرآنى وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى اظهار كرد: سال قبل ۳۰۰ نمايشگاه در سراسر كشور برگزار كرديم و امسال نيز بنا داريم تا نمايشگاه به صورت تقويمى و چرخشى در سراسر كشور داير شود. وى افزود: ما به شهرستان ها و استان ها توصيه مى كنيم نمايشگاه ها را محدود به ماه رمضان نكنند و مى توانند زودتر يا بعد از آن نيز برپا كنند تا فضاى قرآنى در طول سال در كشور وجود داشته باشد و محدود به ماه رمضان نشود. خواجه پيرى درباره حضور كشورهاى ديگر در نمايشگاه جديد هم تصريح كرد: ما به همه كشورها فراخوان مى دهيم. البته به شرطى مى توانند در نمايشگاه حاضر شوند كه آثار آنان با استانداردهاى تعريف شده نمايشگاه همخوانى داشته باشد.
يادآورى مى شود نمايشگاه هاى بين المللى قرآن در سال هاى گذشته به طور معمول چند روز بعد از ماه رمضان داير مى شده است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |