|
چطور يك قصه را بنويسيم(۲)
|
|
|
|
درباره فيلم جديد و برزيلى «خط عبور»
|
|
|
|
|
|
|
|
پنجشنبه بازار كتاب
|
|
|
|
|
چطور يك قصه را بنويسيم(۲)
جنگ و صلح ميان موضوعات وايده ها
يزدان سلحشور شما حالا بهانه «نوشتن» را داريد. مى نشينيد پشت ميز و مى خواهيد درباره يك «موضوع» بنويسيد. «موضوعات» متأسفانه چندان متنوع نيستند؛ عشق است، نفرت است، خشم است، اميد است، نااميدى است و... به هر حال در دايره اى محدود معنا مى شوند و از آغاز زايش ادبيات از دل «زبان»، چندان وسعتى نگرفته اند و در دايره اى ساخته ذهن و زندگى بشر دائم تكرار شده اند. پس چطور مى توان حرف تازه اى زد اين برمى گردد به «ايده »ها كه حاوى يك خلاصه قصه مفيد براى يك يا چند «موضوع»اند. اگر «ايده»ها نبودند لازم نبود تا شما دست به قلم ببريد چون همه حرف ها را گذشتگان زده بودند و حرفى براى گفتن نمانده بود. يك «ايده» خوب، قابل «نقل» است: «اوليس پس از تمام شدن جنگ «تروآ» مى خواهد با كشتى به يونان و پيش همسر و پسرش برگردد اما چند نفر از ساكنان المپ كه از كلك اوليس در شكست اهالى «تروآ» خوش شان نيامده، كارى مى كنند كه اين سفر، به سفرى مشقت بار و غيرقابل تحمل بدل شود و هر بار او را درگير يك ماجراى مرگبار مى كنند و از آن طرف هم، در يونان همه دوستان نزديك اوليس، دنبال تصاحب مقام و منزلت و ثروت اوليس اند.» اين ايده اى است كه هومر بعد از تمام كردن «ايلياد» به سرش مى زند تا «اوديسه» را وارد دنياى متن كند. يا يك ايده ديگر: «يك پيرمرد كوبايى كه چند ماهى است به دريا مى رود و دست خالى برمى گردد، يك روز يك ماهى گنده به پستش مى خورد و با ماهى آنقدر كلنجار مى رود تا از ساحل حسابى دور مى شود و حالا مجبور است صيدش را از شر كوسه ها در امان نگه دارد اما موفق نمى شود.» همينگوى موقعى كه اين قصه را شنيد، به خودش گفت: «خودش است. يك ايده درخشان!» البته ايده اوليه فقط دست خالى برگشتن چند ماهه پيرمرد را در خود داشت و به مرور در ذهن همينگوى كامل شد. اين كه چطور مى شود يك ايده را كامل كرد به مراحل بعدى نوشتن برمى گردد. در اولين مرحله، زياد دلواپس كامل شدن «ايده»تان نباشيد. فقط نگران آن باشيد كه اين «ايده» به اندازه كافى درخشان هست يا نه و البته يك «ايده» درخشان براى يك داستان كوتاه، اغلب اوقات براى يك داستان بلند يا رمان درخشان نيست. «ايده» اوليه، با خودش فضاى نوشتن را هم مشخص مى كند. مثلاً قصه «چخوف» ريموند كارور را نمى شود با همان ايده پيشنهادى كارور، براى يك رمان درخشان دانست: «آقاى چخوف كه يك نويسنده مشهور روسى است و اتفاقاً پزشك هم هست مسلول است، دارد مى ميرد آن هم موقعى كه فكر مى كند تازه زندگى روى خوش اش را به او نشان داده و ما از جايى وارد قصه مى شويم كه سه روز مانده به مرگ چخوف و همه مى خواهند اين واقعيت را پنهان كنند اما چخوف به دليل تخصص اش در پزشكى، بهتر مى داند كه كار، تمام است؛ بنابراين در لفافه به همسر بازيگرش درباره لحظاتى كه بايد بدون او سر كند، چيزهايى مى گويد.» نمى شود با ايده يك رمان نوشت چون به اندازه كافى حاوى خرده رواياتى نيست كه ما را قانع كند كه رمان خوبى از آن درمى آيد. اولين مشكل، «زمان» وقوع اتفاقات است كه محدود است و قابل گسترش به يك رمان نيست. حالا شما مى توانيد بپرسيد مگر «پيرمرد و دريا» با يك زمان مشابه، داراى قابليت گسترش نبوده كه همينگوى اين كار را كرده يا «اوليس» جيمز جويس در همين «زمان» محدود، تعريف نمى شود پس رمان جويس، كه به اتفاق آراى منتقدان رمان برتر قرن بيستم لقب گرفته، در كجاى اين معادله قرار دارد يا «مرگ آرتميو كروز» فوئنتس كه زمان زندگى و مرگ شخصيت رمان، حتى به يك ساعت هم نمى رسد، چطور به يك رمان بزرگ بدل شده ببينيد! يك اصل مهم در قصه نويسى و هر چه كه به حوزه روايت برمى گردد وجود دارد كه هرگز نبايد فراموش اش كرد و آن هم اين است كه «غيرممكن» وجود ندارد. يك قصه نويس - بسته به اين كه متوسط بنويسد يا خوب يا درخشان - اندك اندك داراى اين توانايى مى شود كه از مرزهاى «تعريف شده» عبور كند و به تعاريف تازه اى از كاربرد ابزارهاى داستانى برسد. واقعيت آن است كه يك قصه نويس متوسط يا حتى خوب، بيشتر از سه صفحه از «مرگ آرتميو كروز» را نمى توانست بنويسد و به بن بست مى رسيد. ايده اين رمان خلاصه مى شود در اين چند سطر: «يك سياستمدار پولدار مكزيكى، روى تخت اش افتاده و دارد آخرين نفس هايش را مى كشد و هر وقت كه نفس اش به شماره مى افتد، گذشته اش را در ذهن اش مرور مى كند. او كسى است كه همه فكر مى كنند يك برنده بازى زندگى است اما خودش چنين نظرى ندارد. لااقل حالا كه دارد مى ميرد چنين نظرى ندارد.» شما با اين «ايده» مى خواهيد چه كنيد فوق اش بشود يك قصه كوتاه از آن درآورد و اگر كسى هم از شما سؤال كند كه قابل رمان شدن هست يا نه، حاضريد به تمام مقدسات قسم بخوريد كه چنين كارى ممكن نيست! چون مثل يك اتاق ۱۲ مترى مى ماند كه امكان بدل شدن به خانه اى هزار و پانصد مترى را ندارد. با اين حال يك آدمى پيدا مى شود كه مى تواند يكى از ديوارها را خراب كند و پشت آن يك فضاى بيكران ببيند كه فضاى خوبى براى خانه سازى است. فوئنتس از خاطرات «شخصيت» در حال مرگ - كودكى، بزرگسالى و كهنسالى او - اين خانه هزار و پانصد مترى را مى سازد و آن هم با زدن يك كلنگ به ديوار روايت، كه درى به گذشته وسيع و پرماجراى آرتميو كروز باز مى كند. خب! اگر شما هم مى توانيد بزنيد! اگر نمى توانيد، بنشينيد سر جايتان و مثل يك بچه حرف گوش كن، اول رانندگى در يك خيابان آرام و بدون تردد را ياد بگيريد نه اين كه در جلسه اول آموزش رانندگى بخواهيد در «فرمول يك» شركت كنيد! برگرديم به قضيه «ايده مناسب» براى متن پيشنهادى خودمان. به نظر من بهتر است در اين مرحله، بى خيال نوشتن داستان بلند يا رمان شويد و دنبال همان قصه كوتاه باشيد. سعى كنيد كه ايده مورد نظرتان اول از همه قابل «نقل» كردن باشد يعنى اگر نتوانستيد ايده اى خلق الساعه را براى ديگران تعريف كنيد، فرض بر اين بگذاريد كه ايده خوبى نيست. [باز هم تأكيد مى كنم كه «اين» يك قانون نيست اما در اين مرحله وقتى تا مرحله اى كه بتوانيد يك قصه درخشان بنويسيد لازم است.] حالا فرض كنيم كه ايده خوب و قابل «نقل» داريم؛ فكر مى كنيد همين كافى است اصلاً! بايد ديد چقدر اين «ايده» با يك «موضوع» يا چند «موضوع» موافقت يا مخالفت دارد. [مى تواند مخالفت هم داشته باشد يعنى ضدعشق باشد يا ضدنفرت باشد اما دلالت نكند لزوماً بر نفرت يا عشق.] اين موافقت يا مخالفت بايد براى خودتان روشن و قابل بازگويى باشد. موضوع قصه كوتاه «آدم خوب كم پيدا مى شود» فرانك اوكانر، «اخلاقيات» است: «يك خانواده، شامل پدر و مادر و پسر و مادربزرگ، راه افتاده اند با ماشين در جاده هاى آمريكا كه سرى به مكان هايى بزنند كه خاطرات مادربزرگ آنجاها شكل گرفته اما به دليل كم حافظگى مادربزرگ، مسير را اشتباه مى روند و گير دو تا آدمكش فرارى مى افتند كه يكى يكى آنها را مى كشند اما تا لحظه آخر، مادربزرگ به وجود خصائل خوب انسانى در آدم ها - حتى آدم هاى بد - اعتقاد دارد و آدمكشى كه تير خلاص را توى گيجگاه مادربزرگ مى زند، در جواب آن يكى كه مى گويد : « پيرزن پرحرفى بود » مى گويد: «خفه! تو نمى فهمى كه منظورش چه بود.» اين يك ايده عالى است كه آدمكش، با وجود كشتن همه اعضاى خانواده، درگير نگاه اخلاقى پيرزن نسبت به آدم ها شده است. پس «موضوع» روشن است. مى شود آن را تعريف كرد. اگر تعريف اش كنيم كسى نمى پرسد: «خب! منظور » اين سؤال، يعنى يك تير خلاص توى شقيقه «ايده» شما! نگذاريد كار به اينجا برسد. با نقل قول ايده تان براى ديگران آن را امتحان كنيد كه آيا ايده خوبى هست يا نه اما اگر ايده تان را دزديدند، چه - يك نصيحت خوب براى تمام عمرتان! ايده هاتان را - قبل از آن كه تبديل به «متن» شوند - براى هيچ نويسنده اى تعريف نكنيد! مخصوصاً اگر «طرف» نويسنده خوب يا شاخصى باشد چون چه بخواهيد چه نخواهيد، ايده خوب، جذب اش مى كند. توى ذهن اش لانه مى كند و تبديل به يك قصه قابل قبول مى شود. آن وقت شما مى مانيد و يك تأسف گنده، هم قد اورست كه نه مى شود از آن صعود كرد و رويش پرچم زد و نه اين كه ناديده اش گرفت!
|
|
|
|
|
درباره فيلم جديد و برزيلى «خط عبور»
زندگى آرام در ته دنيا!
وصال روحانى / منبع: Premiere فيلم جديد «خط عبور» از كشور برزيل كه در جشنواره تازه پايان يافته كن فرانسه به عنوان يكى از ۲۲ فيلم بخش مسابقه به نمايش درآمد، هر چند جايزه اى نبرد اما به اعتقاد بسيارى از ناظران از كارهاى خوب جشنواره بود. اين فيلمى است درباره ۴ برادر كه به جست وجو و كنكاش، فوتبال، امور اجتماعى و در نهايت كارهاى خلاف مى پردازند. با اين قصد كه از فقر رهايى يابند و زندگى كسالت بار خود را كنار بگذارند و سلوك مرفه و بهترى را تجربه كنند. اين فيلم را والتر سالس مشهور و يك فيلمساز ديگر برزيلى به نام دانى يلا توماس به طور مشترك كارگردانى كرده اند و هر دو مى گويند برخلاف كارهاى قبلى موجود در اين زمينه قصد نداشته اند جنايات و تخلف هاى رايج در جامعه برزيل را عمده كنند و ماجراهاى خود را فقط از اين ديدگاه ترسيم نمايند، اما روش كار آنها هر چه بوده باشد، جنايت ها و خطاهاى رايج در جامعه برزيل در اين فيلم نيز نمود دارد و مى توان آن را حس كرد و مثل واقعه اصلى اى مى ماند كه زير يك پوسته ظاهرى مانده و هر لحظه احتمال سر برآوردن آن وجود داشته باشد. در سالى كه فيلم فرانسوى «كلاس» جايزه نخست جشنواره كن را برد و يكشنبه شب ۵ خرداد اين جايزه معتبر را در مطرح ترين فستيوال سينماى دنيا تصاحب كرد، آمريكاى جنوبى ۴ نماينده در بخش مسابقه اين فستيوال داشت و يكى از آنها همين فيلم «خط عبور» بود. سالس مى گويد: «ما نمى خواستيم فيلمى بسازيم كه فقط متمركز بر قاچاقچيان و اقدامات پليس در تقابل با آنان باشد و تنها مناطق فقيرنشين و دور از نظر مانده را در داستان مورد نظرمان مورد بررسى قرار دهيم. برعكس هدف ما ساخت فيلمى بود كه نشان بدهد به رغم تمام ناهنجارى هاى اجتماعى در برزيل خشونت و برخورد راه حلى است كه كاربرد چندانى ندارد و موردى است كه خيلى ها به اين نتيجه رسيده اند نبايد گرد آن گشت. برخلاف آنچه تبليغ مى شود، ۹۹ درصد جوانان در برزيل تلاش مى كنند به شكلى مناسب و مثبت به كسب درآمد بپردازند و راه هاى خلاف و منفى را طى نكنند و به تبع آن برخوردها و مرگ و مير و جنايات برخاسته از اين مسئله نيز نزد ما زياد نيست و نمى توان برزيل را محلى براى تخلف ها و برخوردها دانست. اين در حالى است كه بسيارى از فيلم هاى داخلى و خارجى در سال هاى اخير كوشيده اند تصويرى منفى از برزيل ارائه بدهند و در كارهاى آنان برزيل كشورى است كه كمتر مى توان زندگى هاى آرام را در آن يافت. ما سعى كرده ايم اين فاكتور را از ماجراى فيلم مان حذف كنيم و قصه اى ارائه بدهيم كه بيشتر مبتنى بر حقيقت خواهى و تلاش جوانان كشورمان براى رسيدن به آرامش و خوشبختى باشد.» سالس كه در ۱۰ سال اخير از مطرح ترين سينماگران برزيل بوده و «خاطرات موتوسيكلت» او (محصول ۲۰۰۴) شهرت زيادى به دست آورد، اين بار از بازيگران حرفه اى و كسانى كه براى نخستين بار بازيگرى را تجربه كرده اند، در فيلم خود سود جسته است. يك دليل و علت اين اقدام، كوشش سالس و دستيارش دانى يلاتوماس براى بخشيدن حسى حقيقى به فيلم شان بوده است و آنها مى خواسته اند يك برداشت و احساس جوانانه را به موضوع فيلم و متن و روال قصه بيفزايند. خانواده اى كه فيلم جديد سالس و توماس بر آن متمركز است، پدر و فرد بزرگ خانواده كه بايد سرپرستى آنها را برعهده داشته باشد، كنار خود نمى بيند (زيرا او رفته است ) و مشكلات خانواده زمانى بيشتر مى شود كه در نظر بگيريم «مادر» هم بايد وضع حمل كند و فرزند پنجم خود را به دنيا بياورد. ۴ فرزند قبلى با نام هاى دنيس، دينيو، داريو و رجينالدو مجبورند در غياب پدر به گذران امور خانواده بپردازند و به رتق و فتق مخارج خانه يارى برسانند و جاى پدر را پر كنند و شرايط سخت اقتصادى نيز به آنها فشار مى آورد. دنيس كه فرزند بزرگ خانواده است، به دستفروشى اشتغال دارد و يك موتوسيكلت نيز زير پايش است تا در اين راه ياور وى باشد ، رجينالدو كه از همه كوچك تر است، عاشق اتوبوس هاست و زمانى لذت مى برد و خودش را در اوج رضايت و شهرت مى بيند كه موفق مى شود يك اتوبوس را بدزدد و در سطح جاده ها براند و از اين طريق احساس راحتى و رهايى كند! در ادامه تضادهاى رفتارى و شغلى بين برادران، بيننده ها در مى يابند كه دينيو نيز به كليسا روى آورده و آرامش روح و روانى خود را در گرو پرداختن به امور مذهبى و اخلاقيات مى يابد. داريو هم به فوتبال و ورزش و پرداختن وسيع به آن مشغول مى شود تا جاى خالى بسيارى از امور ديگر را در زندگى اش پر كند ولى با اين كه ۱۸ سال بيشتر ندارد عده اى او را با توجه به كم سن و سال بودن نوستاره هاى فوتبال و كوچك تر بودن آنان در مقام مقايسه با وى، صاحب شانس زيادى براى توفيق در اين حرفه نمى دانند. كارى كه سالس و توماس انجام داده اند تشريح زندگى اين افراد به موازات يكديگر و ترسيم مواردى است كه زندگى آنان با يكديگر برخورد مى كند و همسو مى شود و رنگ و روالى مشترك مى يابد و يا بر روى يكديگر تأثير مى گذارد. در پس زمينه كارها و زندگى و برخوردهاى آنان، ما با دنياى زندگى خطرناك در حاشيه ها و حومه هاى سائوپولو مواجه مى شويم و چنين نقطه اى را پيش روى خود مى بينيم و تقابل بين فقر حاكم بر زندگى اكثر شهروندان و ثروت عده قليلى كه در آسمانخراش هاى شهر و در دل زندگى پرتجمل شهر زيست مى كنند در اين نماها كاملاً محسوس است و اين تضاد، از جالب ترين نكات فيلم است. دانى يلا توماس كارگردان مشترك «خط عبور» مى گويد: «سائوپولو شهرى بسيار بزرگ است و ما برزيلى ها آن را انتهاى جهان مى ناميم. راه فرارى را در اين شهر نمى يابيد و همه چيز در آن محدود و بسته است. وقتى به ريو دوژانيرو مى رويد، بر كناره ساحل واقع است و به گونه اى است كه مى توانيد از هر موقعيتى بگريزيد ونوعى احساس رهايى در آن است. اين وضعيت در مورد سائوپولو صدق نمى كند واينجا، جاى ديگرى است. با اين اوصاف ما توانسته ايم در دل شهرى كه به خودى خود بسيار ماجراساز است، قصه دلخواه مان را شرح بدهيم.
|
|
|
|
|
پيشكسوتان هميشه جوان
|
|
|
مترجم: شيلا ساسانى نيا / منبع: نيوزهرالد براى بسيارى از ما رسيدن به مرز ۵۰ يا ۶۰ سالگى بازنشستگى يا كاستن از حجم كار روزانه و پرداختن به لذت هاى ساده زندگى را تداعى مى كند اما در عالم هنر بخصوص سينما بالا رفتن سن نه تنها مانعى بر سر راه موفقيت حرفه اى نيست بلكه نشانه پختگى و پيشكسوتى در عرصه هاى مختلف از بازيگرى گرفته تا فيلمسازى است. ستارگان سينما در شصت سالگى گاه اوج موفقيت حرفه اى خود را تجربه مى كنند و بازنشستگى براى اين عده در حالى كه همچنان پردستمزدترين بازيگران هستند و انواع و اقسام جراحى هاى پلاستيك مى تواند سن واقعى آنها را كتمان كند دور از ذهن و گزينه اى منتفى است. مصداق اين بازيگران هريسون فورد ۶۵ ساله و قهرمان باستان شناس نه چندان جوان «اينديانا جونز و قلمرو جمجمه شيشه اى» است كه در جشنواره كن به نمايش درآمد. با اين حال فورد تنها بازيگر معروف و پردستمزد اين روزها نيست كه سعى دارد تصوير يك قهرمان جوان و جذاب را همچنان حفظ كند. ستارگان سينما از دهه ۶۰ و ۷۰ از آل پاچينو و رابرت دنيرو گرفته تا سيلوستر استالونه و داستين هافمن هنوز اصرار دارند كه مى توانند همچنان به بلندپروازى هاى شخصيت هاى سينمايى خود جامه عمل بپوشاند و حتى به هنگام بازى در فيلم هاى كمدى ـ رمانتيك درگير ماجراهاى عاشقانه شوند. حتى رابرت دنيرو هم اين روزها نقش هاى تعجب برانگيزى انتخاب كرده است و اخيراً در نقش يك دزد پرنده در فيلم «استارداست» ظاهر شده است. در اين ميان نيز تعداد محدودى همچون جك نيكولسون، وارن بتى و كلينت ايستوود به تدريج پذيرفته اند از روزهاى شكوه و ابهت خود در مقابل دوربين و بازى در نقش هاى دلاورانه فاصله گرفته اند و بايد به سراغ نقش هاى جاافتاده ترى كه مناسب سن و سال و ظاهرشان باشد بروند. بتى اين روزها جايگاه يك پيشكسوت را دارد. ايستوود يك كارگردان برنده اسكار است كه ديگر كمتر به بازيگرى روى مى آورد و بيشتر تمايل دارد تجربيات سال هاى بازيگرى اش را در اختيار هنرپيشگان جوان و تازه كار قرار دهد و جك نيكولسون هم از آن نقش هاى جنجالى و پرهياهوى خود فاصله گرفته است. در ميان همه اين پيشكسوتان هريسون فورد يكى از آن خوش شانس هاست. پس از بازى در مجموعه اى از فيلم هاى تريلر و درام نه چندان قوى و پرفروش اين ستاره مجدداً در همان نقشى ظاهر شده است كه او را به شهرت رساند و نوزده سال پيش با آخرين فيلم اينديانا جونز به نام «اينديانا جونز و آخرين جنگ صليبى» متوقف شد. سه فيلم قبلى اينديانا جونز كه فورد شهرت يك عمر فعاليت حرفه اى خود را مديون آنها مى داند در گيشه هاى جهان به بيش از ۱/۱ ميليارددلار فروش جهانى دست يافته بودند و در كنار سه گانه ارباب حلقه ها جزو ده سه گانه پرفروش سينمايى تاريخ تلقى مى شوند. لئونارد مالتين منتقد مورخ سينمايى درباره ستاره اين فيلم ها مى گويد: «او بار ديگر بر جلد بسيارى از نشريات سينمايى روز در آمريكا ظاهر شده است و هواداران تازه اى به دست آورده است. اگر به خاطر نقش اينديانا جونز نبود «هريسون فورد» يك بازيگر معمولى مى شد. علاوه بر اين گفته مى شود تهيه كنندگان اين فيلم «هريسون فورد» ۶۵ ساله را با يك اينديانا جونز جا افتاده تر متحول كرده اند و به عبارتى ديگر خود اينديانا جونز هم با هريسون پا به سن گذاشته است.» * كيفيت در مقابل كميت برخى از چهره هاى شاخص هاليوود در اين روزها كه در جوانى اسم و رسمى يافته اند و همچنان اين اسم و رسم را بى هيچ زحمت مضاعفى يدك مى كشند «دنيرو» و «آل پاچينو» هستند. اين دو بازيگر اگرچه در يكى دو دهه گذشته جزو هنرپيشگان تحسين شده بوده اند اما در سال هاى اخير به خاطر انتخاب هاى بد خود و بازى در فيلم هاى ضعيفى همچون گيگلى« «Godsend» و «دوبراى پول» مورد انتقاد بوده اند و به خاطر بى ارزش كردن نامشان در جهت دريافت دستمزدهاى كلان طرفداران بسيارى را از دست داده اند. تادمك كارتنى، منتقد ارشد نشريه سينمايى «ورايتى» مى گويد: «دنيرو بايد خرج يك خانواده را بدهد و جشنواره فيلم تريپكا و تجارت زنجيره اى هتل ها و رستوران هايى كه راه انداخته براى پول درآوردن است.» او مى افزايد: «فكر مى كنم اين انگيزه اصلى اوست چون او در آغاز فعاليت سينمايى اش نسبت به نقش هايى كه بايد بازى مى كرد و كارگردانانى كه بايد با آنان كار مى كرد وسواس زيادى داشت.» مك كارتى يادآورى مى كند: «براى ستارگانى مثل «هريسون فورد» دريافت لقب «جذاب ترين مرد دنيا» همچنين مى تواند به آنها غرور كاذبى دهد كه حاضر نيستند آن را بزودى از دست بدهند و ماحصل كار هميشه درخشان نيست. وقتى ستاره پيشكسوتى به نام «آل پاچينو» در سن ۶۸ سالگى در تازه ترين فيلم خود با نام «۸۸ دقيقه» نقشى را بازى مى كند كه مى بايست به يك بازيگر ۳۰ ساله داده مى شد اين نقش آفرينى چيزى جز تمسخر و انتقاد منتقدان را در پى نخواهد داشت.» * كرى گرانت، برادپيت، همفرى بوگات و جورج كلونى البته گاهى صرف فراموش نشدن نام يك ستاره بزرگترين انگيزه برخى از ستارگان دهه هاى گذشته براى بازى در فيلم هاى جديد است و در بسيارى از موارد نوستالژى نسل گذشته براى ديدن فيلم هاى قديمى و يادآورى خاطرات خوبشان از بازى هاى كلاسيك است كه باعث مى شود يك ستاره پيشكسوت پس از سال ها كناره گيرى از عرصه سينما حاضر به بازى در نسخه جديد يك فيلم قديمى با بازى خودش در گذشته باشد. با اين حال اين روزها نقش هاى كمى در فيلم هاى پرهزينه و اكران گسترده براى هنرپيشگان ۷۰ـ۶۰ ساله در نظر گرفته مى شود. جك نيكولسون در سن ۷۱ سالگى در يك كمدى با آدام سندلر ظاهر شد و «فهرست پيش از مرگ» كه تازه ترين فيلم او بوده جزو يكى از احساسى ترين فيلم هايش محسوب مى شود. با اين حال «فهرست پيش از مرگ» يك اثر موفق در گيشه ها بود و نيكولسون با انتخاب هاى درست خود موفق شده خود را به عنوان بازيگرى خوب در حوزه فيلم هاى تجارى همچون «فهرست پيش از مرگ» و فيلم هاى ارزشمندتر و برنده جايزه همچون «درباره اشميت» مطرح كند. مريل استريپ نيز يكى ديگر از هنرپيشگان است كه با بالارفتن سنش اگرچه دستمزدش بالاتر رفته است و هنوز هم پرتقاضا است اما صرف حضورش در يك فيلم بازى ساير هنرپيشگان را تحت الشعاع قرار داده و آن را كمرنگ جلوه مى دهد. او چندى پيش در فيلم «شيطان پرادا مى پوشد» ظاهر شد و كمتر كسى متوجه بازى خوب ديگر ستاره جوان اين فيلم «آن هاتاوى» شد. مالتين مى گويد: «يك بازيگر كارش بازيگرى است و بازيگرى را دوست دارد. حتى براى بعضى از آنها بازى در يك فيلم يك «بايد» است تا هميشه جلوى چشم باشند و نامشان كهنه نشود.» البته در مورد نسل دوم بازيگران همچون جورج كلونى و براد پيت كه در ۴۰ سالگى هستند به جز بازى گزينه هاى ديگرى هم هست كه همانقدر معروفيتشان را حفظ كند: تهيه كنندگى، كارگردانى و يا در مورد بازيگر ترميناتور «آرنولد شوارتزنگر» روى آوردن به سياست. كلونى كه به ظاهر از بازيگرى اشباع شده است مى گويد: «من كارگردانى را دوست دارم و اين كار خيلى خلاقانه تر از بازيگرى است.» با اين حال براى پيشكسوتان كه بر سر دوراهى قرار گرفته اند كرى گرانت الگوى خوبى است. مك كارتى مى گويد: «اگرچه هنوز هم در سن شصت سالگى خيلى خوش قيافه بود اما با رسيدن به ۶۲ سالگى قيد بازيگرى را زد چون متوجه شد بايد در فيلم هايى بازى كند كه هنرپيشگان زن آن چهل سالى از او كوچكتر بودند. او حاضر نبود چنين كارى انجام دهد!»
|
|
|
|
|
نويسندگان و آثار برگزيده سال ۲۰۰۸
|
|
|
فريده اشرفى / منبع: Variety جايزه نويسندگان كشورهاى مشترك المنافع اولين بار در سال ۱۹۸۷ به نويسندگان برگزيده ۵۳ كشور از كشورهاى مشترك المنافع اهدا شد. هدف از اهداى اين جايزه حمايت و تشويق داستان نويسى مدرن است و آثار برگزيده در شمارگان چند ميليونى انتشار مى يابد. حوزه جغرافيايى اين جايزه، آفريقا، اروپا و جنوب آسيا، كارائيب و كانادا، جنوب شرقى آسيا و كشورهاى حوزه اقيانوس آرام را در برمى گيرد. در هر يك از اين چهار منطقه دو جايزه يكهزار پوندى به «بهترين كتاب» و «بهترين كتاب اول» اهدا مى شود. در مرحله بعد، اين هشت كتاب توسط هيأت داورانى منتخب از بين تمام اين كشورها مورد قضاوت قرار مى گيرند. به نويسندگانى كه اثر آنها برنده جايزه «بهترين كتاب» و «بهترين كتاب اول» شود، به ترتيب ۱۰هزار و ۵هزار پوند پرداخت مى شود. هر سال، نويسندگان و داوران در يك برنامه ادبى نهايى در كشور متفاوتى از اين گروه كشورها گرد هم مى آيند. هيأت داوران كتاب هاى زير را از بين ۳۲۰ كتاب در سال ۲۰۰۸ انتخاب كردند: - جايزه «بهترين كتاب» در منطقه اروپا و جنوب آسيا به «آدم حيوان»، نوشته ايندرا سينا تعلق گرفت كه نامزد دريافت جايزه «من بوكر» سال ۲۰۰۷ نيز بود. جايزه «بهترين كتاب اول» نيز به «عصر طلايى»، اثر نويسنده مرموز بنگلادشى، تميمه انام تعلق گرفت. - در منطقه آفريقا، «تصورش را بكن» نوشته سيد ادنيران (نيجريه)، جايزه «بهترين كتاب»، و «بازى مأمور اعدام»، نوشته كارن كينگ- اريبيسالا (نيجريه) جايزه «بهترين كتاب اول» را دريافت كردند. - در منطقه كانادا و كارائيب، «كتاب سياهپوستان» [اين كتاب در ايالات متحده با نام «يك نفر نام مرا مى داند» منتشر شد.] نوشته لارنس هيل، شايسته دريافت جايزه «بهترين كتاب» و «پايان حروف الفبا»، نوشته سى. اس. رچردسن، شايسته دريافت جايزه «بهترين كتاب اول» اين منطقه شدند. - كتاب هاى برگزيده براى جوايز «بهترين كتاب» و «بهترين كتاب اول» در منطقه جنوب شرقى آسيا و كشورهاى حوزه اقيانوس آرام- كه به رغم كيفيت بالاى كتاب هاى اين منطقه، ناشران نيمكره شمالى بندرت مايل به انتشار آثار آنان هستند- به ترتيب به «زمانى كه در اختيار داشتيم»، اثر استيون كرول و «آناتومى بال ها» اثر كارن فاكسلى تعلق گرفت كه از آن جايى كه اين دو كتاب فقط در استراليا و كشورهاى حوزه اقيانوس آرام منتشر شده، خوانندگان اين آثار براى تهيه آنها به تعطيلاتى طولانى نيازمندند. * معرفى مختصر برخى از نويسندگان و كتاب هاى برنده: * آدم حيوان نوشته ايندرا سينا اين كتاب با صداقت و بدون دلسوزى، راه ما به درون دنياى تاريك شخصيت اصلى آن را با جرقه هايى از لذت صرف روشن مى سازد، از نخستين صفحه و با جمله آغازين: «زمانى انسان بودم. اين طور خوانده مى شدم. خودم يادم نيست، اما كسانى كه مرا در در دوران كودكى مى شناختند، مى گويند مثل آدميزاد روى دو پا راه مى رفتم...» تا پايان جنجالى داستان. اين كتاب، اثر داستانسرايى بسيار انسانى اى است كه ما را درست به قلب هند معاصر مى برد. ايندرا سينا متولد هندوستان است و كودكى اش را در شهر بمبئى و تپه هاى گات هاى غربى گذرانده است. آثار ديگر وى، از جمله «مرگ آقاى لاو» از تحسين منتقدانه وسيعى برخوردار شدند. * عصر طلايى نوشته تميمه انام داستان در سال ۱۹۷۱ در بنگلادش در آستانه جنگ داخلى براى استقلال كشور رخ مى دهد. «عصر طلايى» داستان شور و انقلاب، اميد، ايمان و قهرمانى غيرمنتظره است. در بحران اين دوره، همه- از دانش آموزان تظاهركننده گرفته تا رهبران كشور و از گاريچى ها گرفته تا سربازان ارتش- بايد دست به انتخاب مى زدند. تميمه انام در سال ۱۹۷۵ در داكا متولد شد. وى دكتراى انسان شناسى اجتماعى خود را در سال ۲۰۰۵ از دانشگاه هاروارد دريافت كرد. با وجود اين كه او در پاريس، نيويورك و بانكوك بزرگ شده، پيوندهاى مستحكم خود را با بنگلادش حفظ كرده است. محفوظ انام، پدر وى، سردبير «ديلى استار»، بزرگ ترين روزنامه انگليسى زبان كشور است. مطالب تميمه انام در مجله گرانتا و نيو استيتزمن به چاپ رسيده است. وى در حال حاضر ساكن لندن است. * تصورش را بكن نوشته سيد ادنيران داستان كه از سال ۱۹۷۷ آغاز مى شود، تصوير زيبا و دردناكى از زندگى يك خواهر و برادر- بخصوص خواهر كه شخصيت اصلى داستان است- ارائه مى كند. اين رمان مكاتبه اى، در حقيقت، روزشمار غم انگيز زندگى اين دختر است. سيد ادنيران چند ماه پيش (يك خانم هرگز سن واقعى خود را به ديگران نمى گويد. سى.اس) در لندن متولد شده و به دلايلى به نيجريه مى رود اما پس از مدت كوتاهى براى تحصيل به انگلستان بازمى گردد. اين كتاب اولين رمان وى است و پيش از نگارش آن، عمده فعاليت هاى ادبى او در نوشتن قطعاتى براى نمايش خلاصه مى شد. * پايان حروف الفبا نوشته سى. اس. رچردسن داستان پرمهر و عميقى درباره يك زندگى عادى است كه با نثر دلنشين رچردسن با درستى و جديتى كه خواننده را مشتاق و الهام يافته از زيبايى و نيروى عشق رها مى كند، زنده و پرشور مى شود. اين كتاب، كاوشى دور از دستبرد زمان و پرطنين درباره ماهيت عشق، شكست و زندگى است. رچردسن، بيش از ۲۰سال در دنياى نشر فعاليت كرده و جوايز متعددى را براى طراحى هاى كتاب از آن خود ساخته و هر از چند گاهى، در مورد مسائل مختلف نشر، طراحى كتاب و ارتباطات سخنرانى مى كند. او مفتخر به دريافت جايزه Alcuin، مهم ترين جايزه كانادا براى برترى در طراحى كتاب نيز شده است. او در حال حاضر در تورنتو كانادا سكونت دارد. * زمانى كه در اختيار داشتيم نوشته استيون كرول اين داستان، هم تأملى بر چرخه زندگى حومه شهرى و هم بررسى روشنگرانه مكافات و عمومى و خصوصى، طى يك دوره تغيير بنيادى است. استيون كرول در ملبورن استراليا متولد شده، در دهه ۱۹۷۰ در گروه موسيقى فعاليت كرده و پس از ترك صحنه موسيقى، نوشتن نمايشنامه و نقد آن را آغاز كرده است. وى اخيراً به صورت تمام وقت به نويسندگى مشغول و ساكن برونزويك، ويكتورياست.
|
|
|
|
|
پنجشنبه بازار كتاب
طراوت كتاب هاى تازه
|
|
|
گروه فرهنگ و هنر- سايرمحمدى: مدتى است كه نمايشگاه بين المللى كتاب تهران به پايان رسيده اما هنوز حجم كتاب هاى منتشر شده آنقدر زياد است كه با همه اختصار موفق نمى شويم تمامى آثار منتشر شده را حتى به شكل موجز معرفى كنيم، ناگزير بخشى از آثارى كه به دست ما رسيده در هفته آينده معرفى مى شوند. * شعر «در آيينه رود» منتخبى از اشعار دكتر شفيعى كدكنى است كه با ترجمه و نقاشى هاى پرى آزرم معتمدى و ويرايش آلن ويليامز به شكل دوزبانه از سوى انتشارات سخن منتشر شده است. انتخاب شعرها دو معيار داشته ابتدا زيبايى و ساختار و مفاهيم شعر و بعد ترجمه پذيرى شعرها، مترجم را به گزينش شعرهاى اين كتاب ترغيب كرد. ضمن اين كه مترجم با الهام از اشعار دكتر شفيعى چند تابلو نقاشى ترسيم كرده كه به صورت رنگى روى كاغذ گلاسه چاپ شده و در اين كتاب آمده است. «از سال هاى دور و نزديك» گزيده اشعار محمدجواد محبت است كه از سوى نشر تكا وابسته به مؤسسه نمايشگاه هاى فرهنگى ايران در قطع پالتويى با جلد گالينگور و روكش زيبا چاپ و عرضه شده است. «زخمه بر زخم» گزيده اشعار ضياءالدين ترابى برگرفته از كتاب هاى گلوى عطش، در بى كرانه آبى، سرخ از پرنده و پرواز، از نام هاى حك شده بر سنگ انتخاب شده و توسط نشر تكا به بازار آمد. «تروريست عاشق» گزيده اشعار حميدرضا شكارسرى است كه از دفترهاى پيشين شاعر انتخاب شده و شامل شعرهاى سپيد و رباعى است با پس زمينه اى از دفاع مقدس و انقلاب كه توسط نشر تكا به بازار آمد. «باغ سنگ» گزيده اشعار سيدعلى موسوى گرمارودى است كه در چند بخش شامل شعرهاى آزاد، نيمايى ها، چكامه ها، قطعه ها، غزل ها، مثنوى ها و رباعى ها تدوين شده و از سوى نشر تكا چاپ و منتشر شده است. «شاعرى در مشعر» نام گزيده اشعار زنده ياد سيدحسن حسينى است كه از دفترهاى هم صدا با حلق اسماعيل، گنجشك و جبرئيل، نوشداروى طرح ژنريك، از شرابه هاى روسرى مادرم و شعرهاى ديگر انتخاب شده است. شعرهاى دكتر سيدحسن حسينى هم در قالب كلاسيك هم در قالب سپيد سروده شده اند. اين مجموعه توسط نشر تكا راهى كتابفروشى ها شد. «تو عاشقانه سفر كن» نام گزيده اشعار حميد سبزوارى است كه شامل غزل ها، قصيده ها و مثنوى هاست. اشعار استاد سبزوارى از آثار ماندگار ادبيات انقلاب محسوب مى شوند. لحن حماسى و تغزل خاص در كلام او از جمله ويژگى آثار او را تشكيل مى دهد. ناشر اين كتاب هم نشر تكا وابسته به مؤسسه نمايشگاه هاى فرهنگى ايران است. «حق با صداى توست» گزيده اشعار عبدالجبار كاكايى است كه در چند بخش شامل نيمايى و سپيد، غزل ها، چهارپاره ها، دوبيتى هاى پيوسته، مثنوى ها و ترانه ها تدوين شده است. نشر تكا ناشر اين كتاب است. «مرثيه حلبچه» دو شعر بلند از رفيق صابر شاعر كرد عراقى است كه با برگردان مريوان حلبچه اى از سوى مؤسسه انتشاراتى آهنگ ديگر چاپ و منتشر شده است. شعر صابر سرشار از تصاوير سوررئاليستى و مفاهيم فلسفى است كه با تكيه بر فرهنگ بومى و حفظ ارزش هاى ملى و اقليمى سروده شده است. اين شاعر سال ها در كشورهاى مختلف اروپايى در تبعيد زندگى مى كرد. «در آستانه شب و دلتنگى» مجموعه شعرى از غلامحسين سالمى است كه مؤسسه انتشارات نگاه منتشر كرده است. سالمى پيش از اين دو مجموعه شعر از سروده هاى خود را كه عموماً شعر سپيد بودند منتشر كرده و چندين كتاب رمان هم به فارسى ترجمه و منتشر كرده است. «به باران رسيده ها» گزيده شعرهاى جهان با ترجمه پوران كاوه است كه از سوى نشر امرود منتشر شده است. در اين كتاب اشعارى چند از شاعران برجسته جهان آمده است. * داستان، رمان «بيوتن» جديدترين رمان رضا اميرخانى است كه از سوى نشر علم منتشر شده است. اميرخانى در اين رمان نيز چون آثار گذشته نوآورى هايى دارد كه آثارش را از نويسندگان هم نسل او متمايز مى كند. حتى فضا و زبان اين رمان با آثار قبلى خود اميرخانى نيز متفاوت است و در آينده از اين رمان بيشتر خواهيم شنيد. «عشق سوخته» نام رمانى از فرزانه هاشمى است كه انتشارات صداى معاصر منتشر كرده است. اين رمان داستان دخترى است كه گرفتار استبداد پدر و سنت هاى خانوادگى است و مى خواهند او را به زور به عقد مردى درآورند كه هيچ شناختى از او ندارد. «سوداگرى در ساخت و ساز» جلد چهارم از داستان هاى ايتالوكالوينو نويسنده برجسته ايتاليايى با ترجمه مژگان مهرگان از سوى انتشارات كتاب خورشيد منتشر شده است. اين كتاب يك رمان در بيست و يك فصل است كه از نثرى روان و زيبا برخوردار است و به لحاظ زيبايى شناختى نيز از جمله آثار برجسته كالوينو محسوب مى شود. انتشارات كتاب خورشيد از آنتونيو تابوكى ديگر نويسنده ايتاليايى رمان «سر برباد رفته داماشنو مونته يرو» را با ترجمه كامليا رفعت نژاد چاپ و منتشر كرد كه از يك واقعه مستند شكل گرفته است. تابوكى اين رمان را براساس واقعه اى كه در سال ۱۹۹۷ درحوالى ليسبون اتفاق افتاد و تخيل او را برانگيخت، نوشته است. «بازگشت موميايى» عنوان كتابى براى نوجوانان به قلم آر.ال.استاين با ترجمه مهرانگيز نكو روح است كه چاپ دوم آن از سوى نشر گل آذين منتشر شده است. «گلرخان سيه چشم» عنوان كتابى به قلم مهين بانو صنيع است كه از سوى نشر نوشه چاپ و منتشر شده است. نويسنده در توضيح اين اثر مى نويسد: اين دفتر ترجمانى از داستان زندگى چند بانوى والاى ايرانى از سروده هاى فردوسى است كه به انگيزه آشنا ساختن جوانان اين سرزمين فراهم آمده است. «اسير گهواره» عنوان كتابى از كريستيان بوبن نويسنده فرانسوى با ترجمه مهوش قويمى است كه انتشارات آشيان منتشر كرده است. اسير گهواره چگونگى پيدايش نگرشى را بازگو مى كند كه نويسنده نسبت به محيط پيرامون خود، به زندگى به سراسر دنياى هستى و نيز به عالم معنوى دارد. «دزيره» نام رمانى معروف از آن مارى سلينكو نويسنده فرانسوى است كه داستان زندگى ناپلئون را با همه رويدادهاى پيرامون او روايت مى كند. اين رمان با ترجمه تازه پرويز شهدى از سوى انتشارات صداى معاصر و انتشارات مجيد مشتركاً چاپ و منتشر شده است. لازم به يادآورى است ترجمه ديگرى از اين رمان سال ها پيش در ايران منتشر شده بود كه هنوز تجديد چاپ مى شود. «مسافران مه» دومين رمان خديجه قاسمى است كه از سوى نشر روزگار منتشر شده است. قاسمى در رمان اول خود «روى جاده نمناك» نشان داد كه ذهن و زبانى قصه پرداز دارد. در دومين رمان نيز قدرت خود را در فضاسازى و شخصيت پردازى به رخ مى كشد. «قصه عاشقان قديمى» به قلم ايرج بهرامى عنوان كتابى است كه نشر ورجاوند منتشر كرده است. بهرامى در اين اثر به تحقيق و بررسى در چگونگى قصه هاى عاميانه مانند ساختار، خاستگاه اجتماعى، زمان پيدايش و ديگر ويژگى هاى آن مى پردازد. «تو خودت را دوست ندارى» رمانى از ناتالى ساروت با ترجمه مهشيد نونهالى است كه انتشارات نيلوفر منتشر كرده است. ساروت از جمله نويسندگان برجسته فرانسوى در حوزه رمان نو به شمار مى رود كه چند اثر او توسط همين مترجم به فارسى ترجمه و منتشر شده است. «الف» نام مجموعه اى از داستان هاى كوتاه خورخه لوئيس بورخس با ترجمه م.طاهر نوكنده است كه انتشارات نيلوفر منتشر كرده است. البته اين مجموعه داستان به قلم همين مترجم در سال ۸۳ توسط ناشر ديگرى به بازار آمده بود و حالا با ويرايش و بازنگرى توسط انتشارات نيلوفر عرضه شده است. «استعاره و مجاز در داستان» اثرى از محمدرضا اصلانى است كه پژوهشى در حوزه زبانشناسى قلمداد مى شود. نويسنده در اين اثر چند رمان برجسته از نويسندگان معاصر را از منظر زبانشناسى با استفاده از ديدگاه رومن ياكوبسن تحليل مى كند. ناشر اين كتاب نيز انتشارات نيلوفر است. «مدار صفر درجه» عنوان رمانى سه جلدى به قلم احمد محمود است كه به روايت روزهاى شكل گيرى انقلاب اسلامى ايران مى پردازد. انتشارات معين كه ناشر اين رمان است چاپ تازه اى از آن را به بازار عرضه كرده است. «ديدار» مجموعه سه داستان نسبتاً بلند از احمد محمود است كه چاپ نخست آن در سال ۸۰ و چاپ هشتم آن هفته گذشته به بازار آمد. ناشر اين كتاب هم انتشارات معين است. «از مسافر تا تب خال» انتخابى از داستان هاى احمد محمود است كه بين سال هاى ۱۳۳۸ تا ۱۳۵۲ در مطبوعات و يا مجموعه هاى مختلف چاپ شده اند. اين كتاب كه چاپ نخست آن در سال ۷۱ توسط انتشارات معين به بازار آمد هفته گذشته به چاپ چهارم رسيد. «دنياى استثنايى آلفرد ژارى» يا شاه اوبو كتابى است كه جواد ذوالفقارى گردآورى و ترجمه كرد. ناشر اين كتاب نشر نوروز هنر است. اين كتاب در شش فصل گذرى به دنياى آلفرد ژارى، سالشمار آلفرد ژارى، مقدمه اى به ترجمه نمايشنامه شاه اوبو، ترجمه متن نمايشنامه و به همراه دو نقد چاپ شده است. «كارگاه نمايش» كتابى به قلم حميدرضا رى شهرى است كه داستان شكل گيرى «كارگاه نمايش» را به عنوان نخستين مركز تئاتر تجربى ايران روايت مى كند. ناشر اين كتاب هم مؤسسه فرهنگى و هنرى نوروز هنر است. «صبح به خير آقاجان» مجموعه ده داستان كوتاه از شهرام كرمى است كه نشر ورجاوند با همكارى انتشارات خورشيد آفرين منتشر كرده است. «علوم غريبه» مجموعه هشت داستان نوشته كريم فيصى است كه با همكارى نشر ورجاوند و انتشارات خورشيدآفرين چاپ و منتشر شده است. زمان وقوع داستان ها در زمان امروز و مكان آن نيز در تهران است. نويسنده سعى دارد دغدغه هاى زندگى روزمره مردم را در كلانشهرى مثل تهران ترسيم كند. * دين و فلسفه، سياست و تاريخ، هنر «سيره اجتماعى پيامبر اعظم (ص)» عنوان كتابى به قلم محمدجواد برهانى است كه انتشارات بوستان كتاب منتشر كرده است. اسلام دين اجتماعى است و با وجود داشتن دستورهاى فردى، آموزه هاى اجتماعى فراوانى نيز در آن وجود دارد. مانند نماز جماعت، حج، زكات، جهاد، امر به معروف و نهى از منكر و... آنچه اين آموزه ها را نهادينه كرده، سيره اجتماعى پيامبر گرامى اسلام است كه اثر حاضر اين مهم را در ۹ فصل با ذكر مصاديق به تفصيل توضيح داده است. «انديشه سياسى متفكران مسلمان» دفتر اول از مجموعه اى است كه به قلم على اختر شهر، مرتضى يوسفى راد، عبدالرضا احمدى و نصرالله شريفى تدوين و تأليف شده است. اين كتاب در پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى و پژوهشكده علوم و انديشه سياسى فراهم آمده و ناشر آن انتشارات بوستان كتاب است. در اين كتاب با انديشه سياسى متفكرانى چون نجم الدين رازى، قطب الدين رازى، مير سيدعلى همدانى و حاج ملاهادى سبزوارى آشنا مى شويم. انتشارات بوستان كتاب سلسله كتاب هايى براى آشنايى با انديشه سياسى علماى بزرگ مسلمان تدارك ديده كه اخيراً چهار عنوان از اين آثار چاپ و منتشر شده است. «انديشه سياسى علامه وحيد بهبهانى» به قلم ابوالفضل سلطان محمدى، «انديشه سياسى ملامحمد مهدى نراقى» به قلم محمداكرم عارفى و «انديشه سياسى ابن ادريس حلى» به قلم على خالقى و «انديشه سياسى ميرزاى قمى» به قلم سيدرضا مهدى نژاد عناوين اين آثار را تشكيل مى دهند، اين آثار همگى در پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى و پژوهشكده علوم و انديشه سياسى فراهم آمده اند. «شرح رساله المشاعر ملاصدرا» اثرى به قلم ملا محمدجعفر لاهيجى است كه با تصحيح و تحقيق استاد سيد جلال الدين آشتيانى از سوى انتشارات بوستان كتاب منتشر شده است. مشاعر از آثار ماندگار و عميق صدرالمتألهين شيرازى است كه در آن مباحث وجود به بهترين وجهى مطرح شده است و فيلسوفان چندى آن را شرح كرده اند. «قرآن فارسى كهن» با عنوان فرعى تاريخ، تحريرها، تحليل به قلم سيدمحمد عمادى حائرى عنوان پژوهشى است كه نشر ميراث مكتوب منتشر كرده است. رساله حاضر در هفت بخش تدوين شده كه پنج بخش نخست به ترتيب از زبان فارسى نو و پيوند آن با اسلام، روزگار كهن ترين ترجمه فارسى قرآن و زمينه فرهنگى آن، ترجمه رسمى قرآن و جايگاه آن در نزد ايرانيان مسلمان سخن مى گويد. انتشارات ميراثبان در ادامه چاپ مجموعه اى تحت عنوان كارنامه دانشوران ايران و اسلام ، صد و نهمين جلد اين مجموعه را به «سرگذشت حاكمان مغول ايران زمين تا آمدن هولاكو و فتح بغداد» اختصاص داده كه بازنويسى و تلخيص نيمه دوم كتاب تاريخ جهانگشا اثر علاءالدين عطاملك جوينى است كه به اهتمام دكتر هاشم رجب زاده به انجام رسيده است. كتاب بعدى از اين مجموعه «آفرينش هاى هنرى در گفتار نبوى» تلخيص و بازنويسى كتاب «مجازات آثار نبوى» اثر سيدرضى است كه به اهتمام دكتر سيدمحمد مهدى جعفرى شكل گرفته است. «فكر دموكراسى سياسى» اثرى از محمد قراگزلو است كه مؤسسه انتشارات نگاه آن را اخيراً چاپ و منتشر كرده است. اين كتاب در دوازده بخش پس از پرداختن به سراب دموكراسى در كلوب رم به تقويم دموكراسى مى پردازد. بعد به جامعه سياسى و نهادينگى ساختار سياسى اشاره دارد. «سرورى يا بقا» عنوان كتابى از نوام چامسكى است كه تلاش آمريكا براى سلطه بر جهان را افشا مى كند. اين كتاب در واقع نقد هوشمندانه اى از ساز و كار نظام حكومتى ايالات متحده از درون است. چامسكى در اين كتاب به بهانه رويداد تروريستى يازده سپتامبر سياست خارجى آمريكا تنها ابر قدرت بازمانده از جنگ سرد را كالبدشكافى مى كند. ناشر اين كتاب نشر آبى و مترجمان آن مهدى غبرايى و حسن رئيس زاده اند. نشر آبى كتاب ديگرى به نام «خاطرات پل برمر، اولين حاكم آمريكايى عراق» با ترجمه حسن رئيس زاده منتشر كرد. پل برمر در اين خاطرات از اسرار ديدارهاى خود با رهبران مختلف مذهبى، سياسى و قومى عراق پرده برمى دارد. «انبوهه، جنگ و دموكراسى در عصر امپراتورى» كتابى به قلم آنتونيونگرى و مايكل هارت با ترجمه على نورالدينى است كه نشر ديگر منتشر كرده است. اين كتاب به بررسى موضوعاتى مانند جنگ، مقاومت، انقلاب، اصلاح و سازماندهى در شرايط امروز مى پردازد. نشر ديگر كتاب ديگرى به نام «سرمايه دارى و محيط زيست» شامل مجموعه مقالاتى از انديشمندان معاصر جهان پيرامون طبيعت و حفظ محيط زيست است كه برزو نابت آن را به فارسى ترجمه كرده است. «بازگشت به نقطه صفر» به قلم على صالح آبادى مجموعه يادداشت ها و تحليل هاى سياسى است كه نشر امرود منتشر كرده است. «روند سلطه گرى» كتاب ديگرى از اين انتشاراتى است كه استيفن آمبروز «تاريخ سياست خارجى آمريكا» را در فاصله سال هاى ۱۹۳۸ تا ۱۹۸۳ مورد بررسى و تحليل قرار مى دهد. مترجم اين كتاب احمد تابنده و ناشر آن انتشارات چاپخش است. «از خاموشى تا انقلاب» به قلم ابوالقاسم امينى آملى گزارشى مستند از تاريخ معاصر و نخستين جنبش هاى دهقانى در ايران به سبك اتوبيوگرافى است كه گام به گام با دوران تاريخ ساز اخير همراه و همگام مى شود. ناشر اين كتاب نشر ورسه آمل است. «نام آوران فرهنگ معاصر» كتابى نوشته شهاب الدين عباسى است كه انتشارات مرواريد چاپ و منتشر كرده است. اين كتاب سيرى در انديشه ها و تجربه هاى صد تن از شخصيت هاى معاصر در فلسفه، الهيات، ادبيات، علم و هنر است و روزنه اى به دنياى فكرى و فرهنگى معاصر مى گشايد. «طراحى هاى محمود كاظميان» عنوان كتابى است براى آموزش طراحى به وسيله سياه قلم كه انتشارات شفلين سارى منتشر كرده است. همين ناشر كتاب «جايگاه سياسى، اجتماعى زنان شاهنامه» را به قلم فريده يوسفى به صورت دوزبانه چاپ و منتشر كرده است. «سواد كوه سرزمين خورشيد» پژوهشى با دوربين عكاسى در زمينه بناهاى تاريخى و اماكن مقدسه و ديدنى منطقه سوادكوه مازندران است كه احمد باوند سوادكوهى آن را فراهم آورده است. اين كتاب با عكس هاى رنگى و زيبا روى كاغذ گلاسه در قطع رحلى چاپ و منتشر شده و ناشر آن انتشارات شفلين در سارى است. «فرهنگنامه نام آوران» عنوان كتابى است در شناخت و معرفى چهره هاى سرشناس تاريخ ايران و جهان اعم از پيامبران، حكيمان، حاكمان، نويسندگان، شاعران، هنرمندان، سرداران، ورزشكاران و... كه گروهى از صاحب نظران تأليف كرده اند و نشر طلايى آن را به صورت تمام رنگى در قطع رحلى و روى كاغذ گلاسه چاپ و منتشر كرده است. اين فرهنگنامه با مديريت و برنامه ريزى هاى كاظم طلايى فراهم آمده است. «فمنيسم و زيبايى شناسى» اثرى از كارولين كرس مير با ترجمه افشنگ مقصودى است كه در چند فصل به هنرمندان و هنر، خوشى هاى زيبايى شناختى، هنر چيست و... مى پردازد. نويسنده اين كتاب را براى دانشجويان رشته فلسفه و تئورى هاى هنر نوشته است. ناشر اين كتاب در ايران نشر گل آذين است.
|
|
|
|