پنجشنبه ۹ خرداد ۱۳۸۷ - ۲۳ جمادى الاول ۱۴۲۹
Thu, May 29, 2008
حوادث
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
تيتر هفته
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
قاب عكس۱
خانواده
پدر و دختر قربانى وسوسه هاى يك جنايتكار
367572.jpg
گروه حوادث - مرد معتاد كه هنگام اجراى نقشه سرقت پدر و دخترى را به قتل رسانده بود، از سوى قضات دادگاه كيفرى استان تهران به دو بار اعدام محكوم شد.
به گزارش خبرنگار ما، ۲۴ اسفند ۸۵ مأموران كلانترى ۱۳۹ مرزداران در تماس تلفنى يكى از همسايه ها از ماجراى قتل پدر و دخترى در خانه شان واقع در بلوار مرزداران باخبر شدند. آنها پس از رسيدن به محل جنايت با پيكرهاى خونين عباس - ۶۵ ساله - و ليديا - ۳۵ ساله - روبه رو شدند كه با ضربه هاى كارد به قتل رسيده بودند.
پس از حضور بازپرس جنايى و كارآگاهان تشخيص هويت، تلاش براى شناسايى و دستگيرى عامل جنايت آغاز شد. سرانجام دوم فروردين ۸۶ احمد - متهم ۲۹ ساله - كه به اتهام حمل مواد مخدر در يكى از شهرهاى شمالى تحت تعقيب بود از سوى مأموران دستگير شد. اين در حالى بود كه مأموران در جريان بررسى مكالمه هاى تلفنى وى از راز جنايتى كه در سينه متهم بود پرده برداشتند.
وى نيز در جلسات بازجويى به قتل پدر و دختر با انگيزه سرقت اعتراف كرد.
بدين ترتيب پرونده نيز با صدور كيفرخواست از دادسراى جنايى براى رسيدگى به دادگاه كيفرى استان تهران فرستاده شد. متهم نيز صبح ديروز پس از انتقال به شعبه ۷۴ دادگاه كيفرى استان تهران، در دفاع از خود گفت: من نقاش ساختمان هستم. چند ماه قبل از جنايت هم براى نقاشى به خانه عباس آقا رفتم. او و دخترش با هم زندگى مى كردند. پس از پايان كار صاحبخانه از من خواست تا موكت ها را هم عوض كنم. من هم پذيرفتم. آنها كه به من اعتماد كرده بودند پس از آن خريد خانه شان را هم به من سپردند. روز حادثه عباس آقا از من خواست برايش دارو تهيه كنم. وقتى به خانه برگشتم چشمم به سه ميليون تومان پول روى ميز افتاد. در حالى كه به شدت وسوسه شده بودم ناگهان عباس را با ضربه هاى كارد زدم. بعد خفه اش كردم. براى مخفى ماندن راز قتل، ناچار دخترش را هم كشتم. پس از سرقت نيز به يكى از شهرهاى شمال كشور رفتم.
متهم در آخرين دفاع خواستار عفو و بخشش شد. اما قاضى كوه كمره اى و مستشارانش پس از شور و با توجه به درخواست اولياى دم متهم را به دو بار قصاص - اعدام - محكوم كردند.
دستگيرى عامل شهادت مأمور پليس
367539.jpg
گروه حوادث- سارقى كه در جريان عمليات تعقيب و گريز مسلحانه سرباز وظيفه اى را به شهادت رسانده بود، با تلاش كارآگاهان دستگير شد.
به گزارش خبرنگار ما، دى ماه سال گذشته كارآگاهان پليس آگاهى استان خوزستان در جريان فعاليت هاى اعضاى يك شبكه سرقت مسلحانه احشام قرار گرفتند.
با طرح دو شكايت از اعضاى اين شبكه تحقيقات گسترده اى براى شناسايى متهمان آغاز شد. مأموران با شناسايى پاتوق هاى دزدان مسلح به تجسس هاى نامحسوس پليسى پرداختند.
تا اين كه دهم بهمن مأموران پاسگاه انتظامى «ملاثانى» هنگام گشت شبانه به سه سرنشين يك دستگاه وانت بار مشكوك شده و دستور ايست دادند. اما راننده بدون توجه به فرمان پليس بر سرعت خودرو افزود. با فرار متهمان، مأموران نيز به تعقيب شان پرداختند. سرانجام پس از ۳۰ دقيقه عمليات تعقيب و گريز متهمان در كوچه بن بستى گرفتار شدند. دزدان كه خود را در يك قدمى دستگيرى مى ديدند با رها كردن خودرو، از ديوار خانه اى بالا رفته و خود را به كوچه ديگرى رساندند. همان موقع سرباز وظيفه «مرتضى هشمان» با مشاهده اين صحنه به تعقيب متهمان ادامه داد كه يكى از آنها با شليك گلوله مأمور پليس را مجروح كرد.
مأموران بلافاصله مرتضى را به بيمارستان رساندند اما او به دليل شدت جراحات و خونريزى، به شهادت رسيد.
سرهنگ مصطفى مختارى فرد، رئيس پليس آگاهى استان خوزستان در تشريح عمليات دستگيرى عامل شهادت مأمور پليس به خبرنگار «ايران» گفت: با توجه به حساسيت موضوع تيمى از مجرب ترين كارآگاهان مبارزه با سرقت مسلحانه استان به تجسس هاى گسترده براى شناسايى و دستگيرى عاملان اين جنايت ادامه دادند.
با اين حال با توجه به موقعيت محل حادثه، اهالى و شاهدان از ارائه اطلاعات به مأموران خوددارى كردند كه به همين خاطر روند رسيدگى به پرونده با تأخير روبه رو شد. از سوى ديگر كارآگاهان محل هاى تردد افراد مشكوك و سابقه دار را به صورت شبانه روزى و نامحسوس تحت كنترل قرار دادند تا اين كه پس از
۷۱ روز، ضارب سرباز وظيفه در اهواز شناسايى و مخفيگاه او محاصره شد.
تبهكار مسلح كه با مشاهده مأموران قصد فرار داشت پس از شليك چند گلوله از سوى مأموران به دام افتاد.
متهم كه ابتدا خود را با نام جعلى معرفى مى كرد منكر هرگونه دخالتى در قتل مأمور پليس شد اما وقتى با مدارك و مستندات كارآگاهان روبه رو شد لب به اعتراف گشود.
على - ۳۶ ساله - در بازجويى ها گفت: روز حادثه همراه دو تن از همدستانم از شوشتر راهى اهواز شديم. حوالى اهواز وقتى با مأموران ايست و بازرسى پليس مواجه شديم به دليل اين كه دو قبضه اسلحه كلاشينكف داشتيم چاره اى جز فرار نديديم. همان موقع هم مأموران به تعقيب ما پرداختند. پس از رها كردن خودرو و فرار از كوچه بن بست با ديدن سرباز وظيفه اى كه همچنان تعقيب مان مى كرد با اسلحه به سوى او شليك كردم.
سرهنگ مختارى فرد ادامه داد: كارآگاهان در ادامه يكى ديگر از اعضاى شبكه را نيز دستگير كردند. متهمان تاكنون به سه فقره سرقت مسلحانه اعتراف كرده اند. همچنين در بررسى سابقه متهم اصلى از اداره تشخيص هويت مشخص شد على - سردسته شبكه - از مجرمان سابقه دار است كه تاكنون چندين بار به اتهام سرقت مسلحانه، خريد و فروش مواد مخدر و سلاح دستگير شده است.
وى افزود: هم اكنون تحقيقات براى دستگيرى دو همدست فرارى متهمان ادامه دارد.
۶۰۰ ميليون تومان وثيقه براى كلاهبردار سابقه دار
367674.jpg
گروه حوادث- مرد تبهكار چندچهره كه با عنوان هاى مختلف از افراد ساده دل ميليون ها تومان كلاهبردارى كرده است با قرار وثيقه ۶۰۰ ميليون تومانى بازداشت شد.
پرونده متهم كه طى سال هاى اخير براى چندمين بار نامش در فهرست سياه تبهكاران حرفه اى كشور به ثبت رسيده، با شكايت مالباختگان در شعبه ششم بازپرسى دادسراى خارك تحت رسيدگى است.
به گزارش خبرنگار ما، تحقيقات پليسى و قضايى براى شناسايى و دستگيرى وى، دو سال قبل همزمان با اعلام شكايت يك مرد بازارى در دستور كار پليس قرار گرفت.
شاكى در حالى كه بشدت هراسان بود، به شعبه ششم دادسراى
ناحيه ۶- خارك- رفت و به بازپرس «بابايى» گفت: «من و خانواده ام به خاطر تهديد هاى مردى كه خود را مأمور امنيتى معرفى مى كند تأمين جانى نداريم.» وى در ادامه گفت: «چندى قبل يكى از مشتريانم، به نام «سهراب» همراه برادرش «شاهين» به فروشگاهم آمد. از همان زمان هم بين ما رابطه دوستى شكل گرفت.
پس از مدتى «شاهين» كه خودش را از مسئولان ارشد يكى از وزارتخانه ها معرفى مى كرد گفت: وزارتخانه هر از گاهى، خودرو هاى فرسوده اش را به مزايده مى گذارد تا خودروهاى نو جايگزين كند. بنابراين به خاطر مسئوليتم خودروهاى مزايده اى را با قيمت پائينى خريدارى مى كنم تا با سود بالا دربازار بفروشم. من كه با شنيدن حرف هاى فريبنده اين مرد اغفال شده بودم، از او خواستم تا يكى از خودروها را به من بفروشد. او هم قبول كرد و در چند مرحله، ۲۷۰ ميليون تومان پول نقد از من گرفت. اما هر بار به بهانه اى تحويل خودرو را به روز ديگرى موكول مى كرد. بدين ترتيب با فريب من و طرح موضوع خريد چند خودرو، ۷۳ ميليون تومان ديگر از من گرفت بنابراين وقتى به نتيجه اى نرسيدم تصميم به شكايت گرفتم. اما او با ترفندهاى مختلف هر بار كه به فروشگاهم مى آمد، براى ترساندن من ، مى گفت: تلفن هاى من و خانواده ام را شنود كرده است. حتى براى اين كه مرا بيشتر مطمئن كند، گوشه اى از صحبت هاى من و دوستانم را بيان مى كرد كه اين مسئله نيز باعث شد تا به حرفهايى كه درباره كارش مى زد، اطمينان پيدا كنم. اما بعداز گذشت چند ماه «شاهين» يكباره به تهديد من و اعضاى خانواده ام پرداخت و گفت: چنانچه موضوع را با پليس در ميان بگذارم من و خانواده ام را خواهد كشت.
به همين دليل، از ترس اين كه اين مرد بلايى سر من وخانواده ام بياورد، تصميم گرفتم عليه او شكايت كنم.»
بازپرس پرونده پس از شنيدن اظهارات اين مرد، بلافاصله به مأموران پليس آگاهى تهران مأموريت داد تا با انجام تحقيقات گسترده در صورت صحت موضوع، متهم را دستگير كنند.
كارآگاهان در نخستين گام، از طريق بانك اطلاعات مجرمان به بررسى سوابق متهم پرداختند كه مشخص شد، وى از كلاهبرداران حرفه اى و سابقه دار است كه در تمام جرائم خود با يك هويت و تحت عناوين مختلف اقدام به كلاهبردارى كرده است.
مأموران در بررسى هاى دقيق تر در يافتند، نخستين سابقه متهم ، سال ۷۱ در بانك اطلاعات مجرمان ثبت شده است. وى در آن زمان با جعل عنوان به يكى از شركت هاى دولتى مراجعه كرده و قصد كلاهبردارى ميليونى داشت و قبل از اين كه در اجراى نقشه اش موفق شود شناسايى شد و در فرصتى مناسب موفق به فرار از چنگ عدالت شد.
او از مدتى بعد به اتهام جعل و استفاده از اسناد جعلى تحت تعقيب قضائى و پليسى قرار گرفت. تا اين كه يك سال بعد رد پايش در چندين كلاهبردارى ديگر در قم و مشهد شناسايى شد. سرانجام با پيگيرى هاى به عمل آمده او دستگير و در سال ۷۴ محكوم به زندان و جريمه شد اما متهم پس از تحمل كيفر و آزادى از زندان دوباره تحت عناوين مختلف به كلاهبردارى پرداخت.
تا اين كه در سال ۷۹ با دستور قاضى شعبه ۲۰۵ دادگسترى شميران محكوم به زندان شد و در سال ۸۲ نيز پس از پايان محكوميت اش به سراغ يكى از دوستانش رفت و به بهانه جذب يكى از دوستانش در يكى از وزارتخانه ها از او مقدار قابل توجهى پول گرفت و از آن به بعد هم متوارى شد.
همزمان با اعلام شكايت مرد بازارى ۷ تن ديگر نيز كه از سوى متهم پرونده نقره داغ شده بودند به اداره آگاهى مراجعه كردند.
مأموران پس از تحقيقات همه جانبه و بدست آوردن سرنخ هايى سرانجام موفق شدند، متهم را شناسايى و دستگير كنند. وى در بازجويى ها ضمن اعتراف، اظهار داشت: «به دليل احساس حقارت و بيكارى تصميم گرفتم با اين شيوه از مردم و دوستانم كه به من اعتماد كامل داشتند كلاهبردارى كنم.»
وى همچنين درباره نحوه شنود صحبت هاى يكى از شاكى ها نيز گفت: «هر بار كه به سراغ او مى رفتم، صحبت هاى تلفنى او با دوستانش را مى شنيدم. چند روز بعد هم گوشه اى از اين صحبت ها را براى او باز مى گفتم. او هم فكر مى كرد من صحبت هاى او را از محل كارم شنود مى كنم.»
متهم هم اينك با ۸ شاكى و صدور قرار ۶۰۰ ميليون تومانى بازداشت است و تحقيقات از او همچنان ادامه دارد.
داماد به اتهام قتل محاكمه مى شود
367593.jpg
گروه حوادث- تازه داماد كه در جنايت شبانه ، نوعروس را به قتل رسانده و با صحنه سازى سعى در گمراه كردن مسير تحقيقات داشت بزودى در دادگاه كيفرى استان تهران پاى ميز محاكمه مى رود.
به گزارش خبرنگار ما، محمد حسينى راز ليقى، بازپرس دادسراى جنايى كرج با صدور قرار مجرميت و كيفرخواست، على - متهم به قتل - را مجرم شناخت و پرونده او را براى رسيدگى به دادگاه فرستاد. براساس اين گزارش ظهر ۳۰ ارديبهشت سال ۸۶ مأموران پليس آگاهى كرج در جريان قتل نوعروسى در منطقه حصارك قرار گرفتند. كارآگاهان دايره ويژه قتل بلافاصله همراه بازپرس جنايى در محل جنايت حاضر شده و به محض ورود به خانه با پيكر خونين فرزانه - عروس خانواده - روبه رو شدند.
على - همسر مقتول - در اين باره به بازپرس پرونده گفت: ساعت هفت صبح طبق معمول پس از خداحافظى از فرزانه راهى محل كارم شدم اما پس از آن هرچه با همسرم تماس گرفتم او جواب نداد. من كه نگران شده بودم چند ساعت بعد خودم را به خانه رساندم اما ناگهان با پيكر بى جان همسرم روبه رو شدم.
اين ادعا در حالى از سوى متهم مطرح شد كه برخلاف اظهارات تازه داماد، پزشكى قانونى اعلام كرده بود، قربانى جنايت حدود ۱۲ تا ۱۸ ساعت قبل از كشف جسد به قتل رسيده است. از سوى ديگر كارآگاهان باتوجه به آثار به جا مانده در صحنه قتل دريافتند عامل جنايت پس از ارتكاب قتل با صحنه سازى قصد داشته تا انگيزه جنايت را سرقت نشان دهد. كارآگاهان جنايى كه از همان ابتدا متوجه تناقص گويى ها و رفتار مشكوك على شده بودند به بازجويى هاى فنى و پليسى از متهم ادامه دادند. سرانجام او به قتل همسر جوانش اعتراف كرد و گفت: شش ماه قبل با فرزانه ازدواج كردم. زيبايى او همواره موجب نگرانى ام بود به همين خاطر در مورد او سختگير و حساس بودم.
شب جنايت باهم به خانه پدرش رفتيم و بعد از شام از او خواستم به خانه برگرديم اما فرزانه خواب آلوده بود و دلش مى خواست شب همان جا بخوابد. با اين حال اصرارهاى او براى ماندن در خانه پدرش بشدت نگرانم كرده بود. سرانجام با اصرارهاى من حدود ساعت دو نيمه شب به خانه آمديم. او گريه كنان به من اعتراض كرد و بعد هم ميان ما مشاجره درگرفت. از او خواستم صدايش را پائين آورد اما توجهى نكرد. من هم با كارد به طرفش حمله كردم و از شدت عصبانيت با چند ضربه فرزانه را از پا درآوردم.
پس از قتل همسرم، طلاهايش را برداشته و آنها را در يك ساختمان نيمه كاره مخفى كردم و بعد هم مثل هميشه به محل كارم رفتم. براساس اين گزارش همزمان با صدور قرار مجرميت براى على - متهم به
قتل - وى بزودى در يك جلسه علنى در برابر هيأت قضايى دادگاه محاكمه مى شود.
شكايت زن جوان از پدر ثروتمند
367563.jpg
گروه حوادث- زن جوان براى دريافت نفقه از پدر ثروتمندش به دادگاه شكايت كرد.
به گزارش خبرنگارما، چند روز قبل دختر جوانى با مراجعه به شعبه ۲۷۶ دادگاه خانواده تهران مستقر در مجتمع قضايى عدالت با معرفى وكيل و ارائه دادخواست، از پدرش به خاطر نپرداختن نفقه شكايت كرد. وى به قاضى «محمود بقال شيروان»- رئيس دادگاه- گفت: دختر مرد ثروتمندى هستم كه كارخانه اى بزرگ با چند هزار كارگر دارد، اما پدرم به دليل رفتارهاى خشك و تندش روابط خود و تمام فرزندانش را به تاريكى و سردى كشانده است. به طورى كه در نتيجه مشاجرات و درگيرى ها، پدرم با هماهنگى يك روانپزشك تصميم گرفت مرا در يك تيمارستان بسترى كند. اما اين تصميم او باعث بروز مشكلات روحى شديد ترى در من شد. تا جايى كه براى انتقامجويى از پدرم وجبران كمبود محبت هايش با مردى كه
هم سن و سال پدرم بود ازدواج كردم، اما مدتى بعد از شوهرم جدا شدم. به همين خاطر ازنظر مالى در تنگناى شديدى قرار گرفتم. پس از پايان اين مدت نيز با بحران روحى و مالى روبه رو شده و ناچار به خياطى رو آوردم و در اتاقى محقر و فقيرانه زندگى خود را ادامه دادم. از آنجايى كه پدرم از توان مالى خوبى برخوردار است و دائم به همراه مادرم به سفرهاى داخلى و خارجى مى رود، تقاضاى دريافت نفقه از او را دارم.
قاضى دادگاه پس از شنيدن اظهارات وى دستور داد تا با تعيين وقت دادرسى و ابلاغ آن به طرفين پرونده جلسه اى براى بررسى اظهارات پدر و دختر تشكيل شود. مرد ثروتمند پس از حضور در دادگاه به قاضى گفت: وقتى دخترم ۱۳ ساله بود متوجه برخى رفتارهاى پرخطرش شدم. او با دوستان ناباب ومعتاد رفت و آمد داشت و چند بار هم اقدام به خودكشى كرد. همچنين او نسبت به مادرش بدبين بود و در تمام حركاتش اضطراب و پرخاشگرى به چشم مى خورد. تا جايى كه يك بار مادرش را به باد كتك گرفت و دندان او را شكست. او فرزند ناخلفى است و در حالى كه بهترين امكانات و شرايط زندگى در اختيارش بود با مردى ميانسال كه همسر و فرزند داشت، آشنا شد و همراه او گريخت.
مرد در ادامه گفت: تا چند روز از ترس رسوايى و آبروريزى جرأت نداشتم اين موضوع را فاش كنم. بنابراين به دنبال دخترم همه جا را جست وجو كردم، اما پس از چند روز بى خبرى و اضطراب ناچار به دادسرا مراجعه و از مرد ميانسال به اتهام
آدم ربايى شكايت كردم . پس از شناسايى و دستگيرى اين مرد و ارائه صيغه نامه متوجه شدم دخترم به عقد موقت وى درآمده و همسر او محسوب مى شود. با شنيدن اين موضوع شوكه شدم چرا كه اين مرد حتى توان اداره زندگى خودش را هم نداشت و نمى دانستم چه طور مى تواند زندگى دخترم را تأمين كند. به خاطر انتخاب
خود خواسته دخترم، از آنها فاصله گرفته و او را به فراموشى سپردم اما دخترم در مدت دو سال هر از گاهى بى خبر به خانه مان مى آمد و جنجالى به پا مى كرد. حالاهم حاضر به پرداخت نفقه اش نيستم؛ چون او با رفتارهاى پرخاشگرانه اش مستحق عاق والدين است، نه دريافت نفقه.
صحبت پدر به اينجا كه رسيد،دختر جوان با چشمانى اشكبار گفت: مادرم از خانواده اى اصيل و پولدار است. به همين خاطر پدرم تمام توجه اش را به او معطوف كرده. چرا كه مى داند موقعيت مالى و شغلى اش را به واسطه مادرم به دست آورده است اما در اين ميان هيچ توجه و محبتى نسبت به من ندارد. بنابراين ناخواسته جذب محبت هاى مردى هم سن و سال پدرم شدم و در شرايط نامناسب و وحشتناك خانه را ترك كردم. پدرم صاحب يك كارخانه بزرگ و املاك و مستغلات زياد است اما در زندگى خانوادگى مان مديريت ضعيفى داشت. من شايد بتوانم نفقه ام را به استناد شرع و قانون از پدرم مطالبه كنم اما عشق و محبت او را به اجبار نمى توانم دريافت كنم.
در شرايطى كه در گرداب و توفان مشكلات اقتصادى و عاطفى در حال غرق شدن هستم، او فقط از زير بار مسئوليت شانه خالى مى كند.
به گزارش خبرنگار ما، قاضى شيروان پس از شنيدن اظهارات اين پدر و دختر دستور داد تا كارشناس رسمى دادگسترى در رشته نفقه به بررسى ميزان نفقه دختر جوان بپردازد.
زن كلاهبردار مرد طلافروش را نقره داغ كرد
367590.jpg
گروه حوادث- زن فريبكار كه با چرب زبانى، يك طلافروش را فريب داده و پس از فروش طلاهاى قلابى متوارى شده است از سوى پليس تحت تعقيب قرار گرفت.
به گزارش خبرنگار ما، يكى از طلافروشان بازار با مراجعه به پايگاه هفتم پليس آگاهى تهران به مأموران گفت: ديروز زن جوانى به مغازه ام آمد و چند قطعه طلا براى فروش آورد. پس از بررسى از او فاكتور خواستم اما گفت طلاها را هديه گرفته و فاكتور ندارد. بالاخره با اصرار وى طلاها را خريدم اما چند ساعت بعد كه با كمك يكى از دوستانم طلاها را محك زدم متوجه شدم هيچ كدام طلا نيست. اما نوعى فلز است كه شباهت بسيار زيادى به طلا دارد و به راحتى هم قابل تشخيص نيست.
پس از شكايت مرد طلافروش، پرونده اى در شعبه پنجم داديارى دادسراى ناحيه ۱۲ تهران تشكيل شد. داديار پرونده نيز تصوير ضبط شده متهم از طريق دوربين هاى مداربسته طلافروشى را در اختيار روزنامه قرارداد و از مردم درخواست كرد در صورت شناسايى متهم تحت تعقيب بلافاصله موضوع را از طريق تلفن ۲۱۸۶۴۸۰۶ به كارآگاهان اطلاع دهند.
كلاهبردارى به نام كانديداى نمايندگى مجلس
367632.jpg
گروه حوادث- دو مرد كلاهبردار كه با سوءاستفاده از نام يكى از نامزدهاى انتخابات مجلس ميلياردها ريال كلاهبردارى كرده بودند با تلاش كارآگاهان پليس آگاهى تهران دستگير شدند.
به گزارش خبرنگار ما، چند تن از شهروندان تهران با مراجعه به شعبه اول بازپرسى دادسراى ناحيه ۱۰ تهران از دو مرد كلاهبردار به نام هاى مهرداد -۴۰ ساله- و حسين - ۴۲ ساله- شكايت كردند.
آنها در شكايت خود اظهار داشتند: دو كلاهبردار كه خود را از نزديكان يكى از نامزدهاى مطرح انتخابات مجلس معرفى كرده بودند به بهانه دريافت وام هاى ميلياردى، ميليون ها تومان كلاهبردارى كرده و متوارى شده اند.
پس از ارسال پرونده به پليس آگاهى تهران تلاش براى شناسايى و دستگيرى متهمان آغاز شد. سرانجام ۳۱ ارديبهشت متهمان با رديابى هاى ويژه پليسى دستگير شدند.
آنها در بازجويى ها ضمن اعتراف به كلاهبردارى ، هرگونه وابستگى خود را به نامزد انتخاباتى موردنظر منكر شدند.
سرهنگ عباسعلى محمديان رئيس پليس آگاهى تهران هم در اين باره گفت: تاكنون ۴۰ تن از شاكى ها شناسايى شده اند و افرادى كه با اين شيوه فريب خورده اند مى توانند براى شناسايى متهمان و اعلام شكايت به شعبه اول بازپرسى دادسراى ناحيه ۱۰ تهران يا شعبه ۱۴ پليس آگاهى مراجعه كنند.
حادثه ها
جشن ۸۰ سال زندگى مشترك
زوج انگليسى همزمان با برگزارى جشن هشتادمين سالگرد ازدواجشان خبرساز شدند.
«آنيتا» ۹۹ ساله و «فرانك ميلفورد» ۱۰۰ ساله كه پنج نوه و هفت نتيجه دارند، دو سال پس از نخستين آشنايى شان سرانجام در سال ۱۹۲۸ ازدواج كردند.
«آنيتا» مى گويد: در طول زندگى شان مشاجرات كمى داشتند، اما زوج هاى امروزى، وقت زيادى را به يكديگر اختصاص نمى دهند و براى همديگر احترام زيادى قائل نيستند. در حالى كه عشق بايد هر دو طرفه باشد.
قاتل زنجيره اى فرانسه پاى ميز محاكمه
دادگاه جنايى فرانسه، بزودى درباره پرونده قاتل زنجيره اى زنان و دختران و همسرش بزودى حكم صادر مى كند.دادستان ها خواستار صدور حكم حبس ابد براى عامل قتل هاى زنجيره اى و همسر وى شده اند.
به گزارش رسانه ها، اين قتل هاى وحشيانه و غيرانسانى يكى از وحشتناك ترين پرونده هاى جنايى سال هاى اخير است.
«فورنى رت» مكانيك ۶۶ ساله متهم است در سال هاى ۲۰۰۱-۱۹۸۷ مرتكب چند فقره آدم ربايى، آزار و اذيت و قتل هفت زن و دختر شده است. همسر ۵۹ ساله وى نيز متهم است با فريب قربانيان ۱۲ تا ۲۲ ساله، به همسرش در ارتكاب جرم كمك كرده و ضمن ارتكاب يك قتل، در سه قتل ديگر نيز مشاركت داشته است. مونيكا هم بارها اظهار تأسف و پشيمانى كرده است.
او متهم است چند دختر را پس از فريب در دام هوس هاى شيطانى همسرش انداخته است. قربانيان نيز پس از آزار و اذيت به ضرب گلوله يا اصابت ضربات چاقو كشته و برخى ديگر نيز خفه شده اند.
قربانيان زلزله چين در مرز ۷۰ هزار نفر
367557.jpg
بر اثر وقوع دو پس لرزه قوى سه شنبه در چين ۶۰ تن كشته و بيش از ۴۲۰ هزار باب خانه ويران شد.
پس لرزه ها بعد از ظهر سه شنبه به وقت محلى در استان هاى سيچوان و شاآنشى رخ داد. از سوى ديگر سخنگوى دولت چين هم از افزايش تعداد زخمى هاى زمين لرزه مهيب اخير به ۳۶۴ هزار تن خبر داد.
به گفته وى شمار كشته هاى زمين لرزه نيز تاكنون به حدود ۶۹ هزار تن و شمار افراد ناپديد شده نيز به حدود ۲۰ هزار تن رسيده است. از سوى ديگر چين خواستار اعزام نيروهاى ارتش ژاپن به مناطق زلزله زده شد.
توكيو نيز در حال بررسى درخواست چين است. در صورت موافقت با درخواست مذكور، اين نخستين بار بعد از پايان جنگ جهانى دوم خواهد بود كه ژاپن ارتش خود را به چين مى فرستد.
باران مرگبار در چين
باران هاى سيل آسا در مركز چين دست كم ۲۰ كشته و چندين ناپديد برجا گذاشت.در همين حال بر اثر سيلاب در شهر گو يانگ ۱۶۶ تن زخمى و بيش از ۴۵۰۰ تن نيز شهر را ترك كردند.
دستبند طلا در معده يك دزد
مرد ۲۵ ساله كه پس از سرقت دستبند طلاى يك دختر هشت ساله به دام پليس افتاده بود براى از بين بردن مدرك جرم، آن را بلعيد.
پليس هم براى به دست آوردن مدرك جرم به سارق داروهاى ملين خورانده است.
همچنين به درخواست پليس از شكم متهم با اشعه ايكس عكسبردارى شده تا بدين وسيله وجود دستبند مسروقه در شكم وى مشخص شود.
كروز سالاس به اتهام سرقت به شش ماه تا ۱۵ سال زندان و يا جريمه نقدى محكوم خواهد شد.
ميزان مجازات وى به ارزش دستبند بستگى دارد، ارزش اين دستبند هنوز به طور دقيق تعيين نشده است.
سقوط كاميون به دره
سقوط كاميون به دره اى در افغانستان ۱۴ كشته و ۵۲ مجروح داشت.
محمد ابراهيم رئيس ترابرى منطقه بدخشان افغانستان گفت: كاميون حامل شمار زيادى مسافر از جمله ده ها زن و كودك بود كه بامداد ديروز در جاده منطقه بدخشان و در امتداد مرز چين و تاجيكستان به دره سقوط كرد. علت بروز سانحه در دست بررسى است. مجروحان نيز در بيمارستان تحت مداوا هستند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |