پنجشنبه ۹ خرداد ۱۳۸۷ - ۲۳ جمادى الاول ۱۴۲۹
Thu, May 29, 2008
فرهنگ و پايدارى
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
تيتر هفته
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
قاب عكس۱
خانواده
مرورى به برخى حاشيه هاى ۸ سال دفاع مقدس
مانور آتش
367395.jpg
سرهنگ بازنشسته على سجادى انصارى كارشناس ارشد مديريت امور دفاعى
در روز سوم خرداد سال ۱۳۶۱ جهانيان شاهد يكى از بزرگ ترين پيروزى هاى نيروهاى مسلح جمهورى اسلامى ايران بر ارتش متجاوز بعث عراق بودند. در اين روز تاريخى رزمندگان دلير ايران اسلامى با صلابت و اقتدار پس از يك نبرد طولانى ۲۵ روزه فاتحانه وارد خرمشهر شدند و اين قطعه از خاك عزيز كشور را از لوث وجود متجاوزان پاك كردند. صدام حسين، رئيس رژيم بعثى عراق، كه با حمايت تمامى قدرت هاى شرقى و غربى و نيز پشتيبانى هاى مالى بسيارى از كشورهاى منطقه استحكامات بى شمار و پيچيده اى را براى حفظ خرمشهر تدارك ديده بود، بارها از سر كبر و نخوت اعلام كرده بود كه خرمشهر به هيچ عنوان دست يافتنى نيست و اگر نيروهاى ايرانى موفق به بازپس گيرى خرمشهر شدند، او كليد بصره را به آنان اهدا خواهد كرد.
در مقابل چشمان حيرت زده جهانيان رزمندگان سلحشور قواى اسلام فاتحانه وارد خرمشهر شدند و شكستى بسيار سنگين را بر دشمن تحميل كردند، شكستى كه ورق جنگ را به نفع ايران باز گرداند و از آن روز به بعد ايران اسلامى در موضع برتر قدرت نظامى قرار گرفت.
در ارتباط با چگونگى اجراى اين عمليات و نتايج عظيم آن تاكنون مطالب فراوانى منتشر شده است اما يكى از مواردى كه على رغم داشتن اهميت فوق العاده كمتر به آن پرداخته شده، نقش يگان هاى پشتيبانى آتش از اين عمليات بزرگ و سرنوشت ساز است.
درهر عمليات نظامى عناصر متعددى ايفاى نقش مى كنند كه عمده ترين اين عناصر دو عنصر «مانور» و «آتش» است. بديهى است عنصر «مانور» توسط يگان هاى مانورى و عنصر «آتش» توسط يگان هاى پشتيبانى آتش تأمين مى شود. با توجه به اين كه تاكنون به نقش و معرفى يگان هاى مانورى عمليات بيت المقدس اعم از نيروهاى ارتش، سپاه و بسيج مردمى مكرراً پرداخته شده است، در اين مقاله تلاش مى شود گوشه اى از تلاش ها، زحمات و ايثارگرى هاى اين بخش ازنيروهاى مسلح و بويژه ارتش جمهورى اسلامى ايران تشريح شود.
۱ - توپخانه صحرايى
در تقسيم بندى يگان هاى توپخانه اين يگان ها به دو بخش توپخانه صحرايى و توپخانه پدافند هوايى تقسيم مى شوند. توپخانه پدافند هوايى همان گونه كه از نام آن برمى آيد يگانى است كه اهداف آن هوايى است و عليه وسايل پرنده دشمن اعم از هواپيما، بالگرد، هواپيماى بدون سرنشين و... به كار گرفته مى شود. اما توپخانه صحرايى به توپخانه هايى گفته مى شود كه عليه اهداف زمينى دشمن به كار مى رود.
نكته لازم به ذكر ديگر اين است كه عمليات بيت المقدس در قالب سه قرارگاه عمده فتح، نصر و قدس طرح ريزى شده بود.
عمليات قرارگاه هاى سه گانه فوق با آتش سه توپخانه لشكرى و دو گروه توپخانه كه شامل ۲۹ گردان توپخانه صحرايى با كاليبرهاى مختلف بودند پشتيبانى مى شد. اين تعداد گردان توپخانه داراى دست كم ۵۰۰ قبضه توپ و هويتزر بودند كه همزمان بر روى نيروهاى عراقى آتش مى گشودند.
يگان هاى عمده توپخانه شركت كننده در عمليات بيت المقدس عبارت بودند از:
- توپخانه لشكر ۱۶ زرهى قزوين (نيروى زمينى ارتش) شامل شش گردان.
- توپخانه لشكر ۹۲ زرهى اهواز (نيروى زمينى ارتش) شامل شش گردان.
- توپخانه لشكر ۲۱ پياده حمزه سيدالشهداء (نيروى زمينى ارتش) شامل هفت گردان.
- گروه ۲۲ توپخانه (نيروى زمينى ارتش) شامل پنج گردان.
- گروه ۲۳ توپخانه (نيروى زمينى ارتش) شامل پنج گردان.
توپخانه هاى لشكرى در پشتيبانى مستقيم قرارگاه هاى فتح، قدس و نصر و گروه هاى توپخانه در تقويت و عمل كلى - تقويت توپخانه هاى لشكرى قرار داشتند.(۱)
سپاه پاسداران انقلاب اسلامى با استفاده از توپ هاى ۱۳۰ م م و ۱۰۵ م م كه طى نيروهاى ثامن الائمه، طريق القدس و فتح المبين از نيروهاى عراقى به غنيمت گرفته شده بود چند يگان توپخانه تشكيل داد و در اين عمليات به كار گرفت.
توپخانه نيروى زمينى ارتش به استثناى گردان هاى سبك ۱۰۵ م م، تا حدودى با كمبود مهمات مواجه بودند و با توجه به ازدياد مصرف مهمات، جايگزينى سريع آن مشكل و در نتيجه در تدارك مهمات موردنياز محدوديت وجود داشت، با اين حال تلاش شد از طريق دقت در طرح ريزى و هدايت آتش به صورت هرچه دقيق تر از مصرف غيرضرورى و بى رويه مهمات جلوگيرى به عمل آيد. عدم توليد بعضى از انواع مهمات توپخانه در داخل و كافى نبودن توليدات داخلى از دلايل عمده ايجاد محدوديت در مصرف مهمات بودند.
با وجود اين محدوديت نسبى بويژه در جنگ افزارهاى پيشرفته اى مانند توپ هاى ۱۵۵ م م، ۱۷۵ م م و ۲۰۳ م م خودكششى، يگان هاى توپخانه نيروى زمينى ارتش در اين عمليات نيز مانند هميشه كارايى و آمادگى رزمى خود را به نحو احسن نشان دادند و نقش فعال و اساسى را در پشتيبانى آتش از يگان هاى مانورى ايفا كردند.
۲ - هوانيروز
يكى از وسايل پشتيبانى آتش كه در جنگ هاى مدرن امروزى نقش اساسى ايفا مى نمايد بالگرد است. بالگردها چه از نوع هجومى و چه از نوع ترابرى تأثير چشمگيرى در موفقيت يگان هاى رزمى دارند. بالگردهاى تهاجمى كه مسلح به انواع جنگ افزارها مانند موشك، راكت، توپ و مسلسل هستند قادرند حجم سنگينى از آتش را عليه نيروهاى پياده، ادوات زرهى، خودروها و حتى مواضع توپخانه دشمن به كار گيرند.
هم از اين روست كه اين وسيله در سازمان ارتش هاى پيشرفته دنيا جايگاه ويژه اى دارد و روز به روز به ميزان قابليت و كارايى آنها افزوده مى شود. خوشبختانه هوانيروز ارتش جمهورى اسلامى ايران با دارا بودن ناوگان عظيمى از انواع بالگردهاى تهاجمى و ترابرى جايگاه بالايى نه تنها در سطح منطقه بلكه در سطح جهان دارد. هوانيروز ارتش جمهورى اسلامى ايران در عمليات بيت المقدس نيز مانند ساير عمليات هاى جنگ تحميلى مأموريت سنگينى را به انجام رسانيد. تيزپروازان هوانيروز با انجام ۳۱۵۲ ساعت پرواز و تخليه چندين هزار مجروح و جابه جايى بيش از هفت هزار نفر نيرو و با پشتيبانى آتش از يگان هاى مانورى و حمل آماد و انجام پروازهاى شناسايى در عمليات بيت المقدس شركت فعال داشتند. حجم فعاليت دلاورمردان هوانيروز در اين عمليات غرورآفرين به اندازه اى بود كه چند فروند از بالگردهاى اين نيرو سقوط كردند و تعدادى از خلبانان و كمك خلبانان قهرمان آنها به شرف شهادت نايل آمدند.
۳ - نيروى هوايى
نيروى هوايى ارتش به منظور تسريع در هماهنگى هاى موردنياز و پشتيبانى هوايى از عمليات ها، ستاد ويژه عمليات جنوب را در دزفول تشكيل داد. اين نيرو براى پشتيبانى هوايى از عمليات بيت المقدس طرح موسوم به «شبح ۳» را تهيه كرد كه براساس آن براى عمليات هاى آفندى ۲۰ سورتى(۲) و براى وضعيت هاى پدافندى هشت سورتى پرواز پشتيبانى نزديك هوايى پيش بينى شده بود. نيروى هوايى آمادگى داشت تا در مواقع بحرانى با تعداد پرواز بيشترى به يگان هاى تك ور پاسخ دهد. در اين طرح همچنين براى عكسبردارى هوايى، پوشش هوايى منطقه، حمل آماد و نيرو و تخليه مجروحين پيش بينى هاى لازم به عمل آمده بود.
دو هفته قبل از عمليات، نيروى هوايى فعاليت هاى شناسايى و عكسبردارى از منطقه را شروع و تا ۱۰ روز پس از خاتمه مأموريت و آزادى خرمشهر ادامه داد. در روزهاى ۱۱ و ۱۲ ارديبهشت ماه ،۱۳۶۱ نيروى هوايى از عمليات قرارگاه قدس در جنوب كرخه كور و جفير، پشتيبانى مؤثرى به عمل آورد و در نوزدهم همين ماه طى چند ساعت و با استفاده از هواپيماهاى سنگين ترابرى حدود ۶۰۰۰ نفر از افراد بسيجى را از مشهد مقدس به منطقه حمل كرد كه با توجه به بعد مسافت و تعداد افراد و زمان در نوع خود بى نظير مى باشد.
خلبانان شجاع و كاركنان فنى و عملياتى و ستادى نيروى هوايى با ۸۹۰ سورتى پوشش هوايى، ۸۷ سورتى پشتيبانى نزديك هوايى، ۲۲ سورتى عكسبردارى هوايى و ۸۴۷ سورتى ترابرى هوايى و حمل صدها نفر مجروح و با مصرف بيش از ۴۸ هزار پوند انواع مهمات اعم از بمب، موشك، راكت و... در پيروزى رزمندگان اسلام نقش ارزنده اى ايفا كردند. همچنين سامانه پدافند موشكى اين نيرو و ساير يگان هاى پدافند هوايى حدود ۶۰ فروند از هواپيماهاى جنگى ارتش عراق را سرنگون ساختند.
۴ - مهندسى رزمى
با توجه به وسعت منطقه نبرد و نياز به عبور از رودخانه كارون و استحكامات و موانع و مواضع پدافندى دشمن، اجراى عمليات بيت المقدس نياز به تهيه و تدارك وسايل سنگين مهندسى داشت تا از چنين عمليات گسترده اى به نحو مطلوبى پشتيبانى به عمل آيد. گردان هاى مهندسى رزمى لشكرهاى ۱۶ و ۹۲ زرهى و ۲۱ پياده، گروه ۴۱۱ مهندسى رزمى بروجرد و گردان ۴۱۴ پل از نيروى زمينى ارتش و مهندسى رزمى ستاد پشتيبانى مناطق جنگى جنوب كشور (جهاد سازندگى) و مهندسى رزمى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى عمليات پشتيبانى از يگان هاى رزمى را برعهده داشتند و نقش ارزنده اى در پيروزى هاى به دست آمده ايفا كردند. برابر طرح مهندسى تهيه شده، از ماشين آلات سنگين راهسازى كه حدود ۳۰۰۰ دستگاه بود، ۲۱۰ دستگاه در پشتيبانى قرارگاه هاى فتح و نصر و ۹۰ دستگاه در پشتيبانى قرارگاه قدس قرار گرفت.
تا آن زمان وسايل موجود براى عبور از رودخانه منحصر به هفت دستگاه پل شناور از نوع پى - ام - پى و يك دستگاه پل - ام - ۴ - ت - ۶ بود. اين پل ها به طور كلى در سازمان گردان مهندسى لشكرهاى ۹۲ ، ۱۶ و ۸۱ زرهى و گردان مهندسى ۴۱۴ پل شناور منظور گرديده بودند و هريك از لشكرهاى يادشده داراى يك گروهان پل شناور پى - ام - پى و گردان ۴۱۴ داراى چهار گروهان پل بود.
همچنين براى جبران كمبود پل ها، نيروى دريايى ارتش جمهورى اسلامى ايران تعداد ۳۰۰ فروند قايق هجومى و تعدادى غواص در اختيار قرارگاه كربلا قرار داد. پس از انجام آموزش ها و تمرينات لازم، براى عبور از رودخانه كارون و استقرار پل هاى شناور، پنج محل شناسايى و انتخاب گرديد كه به نام شهيدان بهشتى، رجايى، فلاحى، نامجو و كلاهدوز نامگذارى شدند. از مناطق مذكور سه محل به قرارگاه فتح و دو محل به قرارگاه نصر اختصاص داده شد. برابر طرح تهيه شده براى عبور از رودخانه، محل نصب پل ها به گونه اى انتخاب شد كه ضمن داشتن تأمين كافى در مقابل بمباران هاى هوايى و آتش توپخانه دشمن و تسهيل عبور يگان ها، موجب غافلگير شدن نيروهاى عراقى گرديد، زيرا محل هاى غير متعارف و عريض تر رودخانه براى نصب پل انتخاب شد.
۵ - مخابرات
علاوه بر تجهيزات مخابراتى يگان ها كه براى برقرارى ارتباطات تاكتيكى مورد استفاده قرار گرفت، شركت مخابرات ايران با استقرار خطوط تلفنى اف - ايكس بين قرارگاه كربلا با تهران و ساير نقاط كشور و همچنين واگذارى اين قبيل خطوط تلفنى به تعدادى از قرارگاه ها و يگان هاى عملياتى كه شبكه ارتباطى را توسعه داد، اين اقدام شركت مخابرات ضمن تسهيل ارتباط بين قرارگاه هاى عملياتى، اين امكان را به وجود آورد تا رزمندگان اسلام بتوانند از درون سنگر با خانواده هاى خود در تماس باشند. به علاوه تيم اطلاعات الكترونيكى اداره دوم ستاد مشترك ارتش (ايستگاه هاى راديويى استراق سمع و پخش پارازيت) و گروه ۰۱ مخابرات نيروى زمينى ارتش براى تقويت شبكه ارتباط و مخابرات قرارگاه عملياتى كربلا به كار گرفته شدند.
۶ - فرماندهى عمليات بيت المقدس
در خاتمه با گراميداشت ياد و خاطره تمامى رزمندگان سلحشور شركت كننده در اين عمليات بويژه شهداى گرانقدر آن ياد سپهبد شهيد على صياد شيرازى را گرامى داشته و دستنويس ايشان در طرح عملياتى كربلا ۳ (بيت المقدس) را درخصوص فرماندهى عمليات مى آوريم.
«اين عمليات از قرارگاه كربلا در جنوب هدايت مى گردد و با توجه به اينكه:
۱ - رهبرى اين عمليات سرنوشت ساز همچنان به عهده ولى عصر(عج) مى باشد، براى حفظ وحدت فرماندهى، مسئوليت فرماندهى و هدايت اين عمليات را شخصاً و با توكل به خدا برعهده مى گيريم.
۲ - چون اين جنگ و رزم در راه الله است، پيروزى آن به نام الله و رزمندگان اسلام به ثبت مى رسد. ان شاءالله.(۳)»
پى نوشت ها در دفتر روزنامه موجود است.
مرورى به برخى حاشيه هاى ۸ سال دفاع مقدس
سندروم
نفتكش ها
367401.jpg
حميد ايرانپور
يكى از مهم ترين ابعاد جنگ تحميلى عراق عليه ايران، جنگ نفتكش ها در خليج فارس بود. حمله دولت عراق به شناورهاى نفتى، علاوه بر كاهش درآمدهاى مالى ايران از محل صادرات نفتى، باعث حضور قدرت هاى خارجى در منطقه و در نتيجه تغيير جنگ از ماهيت منطقه اى به ماهيتى بين المللى شد.
در اوايل دهه۸۰ ميلادى حدود ۷۰درصد نيازهاى نفتى ژاپن و ۵۰ درصد از نيازهاى نفتى اروپاى غربى از خليج فارس تأمين مى شد. حمله به اين شناورها محدود به نفتكش هاى ايران نمى شد، بلكه نيز كشورهاى بى طرف را در برمى گرفت. در سال۱۹۸۱ ميلادى، عراق به صورت يك جانبه به كليه كشتى هايى كه به سمت بنادر ايران حركت مى كردند هشدار حمله داد. در اين عمل هدف اصلى، بنادر امام خمينى (ره) و ماهشهر بود و كشتى هاى خارج از اين محدوده كمتر مورد حمله قرار مى گرفتند. اين حملات بيش تر توسط ميراژهاى ۱-F و ميگ هاى ۲۵ مسلح به موشك هاى اگزوست انجام مى گرفت.
اما در سال۱۹۸۴ ميلادى جنگ نفتكش ها وارد فاز جديدى شد و عراق محدوده اى به وسعت ۱۱۲۶ كيلومتر را از دهانه اروند رود تا بندر بوشهر منطقه جنگى اعلام كرد و با استفاده از جنگنده هاى سوپر اتاندارد شناورها را مورد حمله قرار داد. صدام قصد داشت با خارج كردن جنگ از حالت سكون، ايران را وادار به شركت در مذاكرات نمايد. چرا كه حملات مكرر عراق نتوانسته بودصادرات نفت ايران را به طور كامل متوقف نمايد.تا سال۱۹۸۴ ميلادى ايران هرگز به كشتى هاى غيرنظامى در خليج فارس حمله نكرد، اما در مارس اين سال دولت عراق با موشك هاى اگزوست به يك نفتكش يونانى حمله كرد و ظرف چند ماه ۷۱ كشتى ايرانى و خارجى را مورد حمله قرار داد. موج جديد حملات عراق موجب شد كه ايران نيز دست به واكنش بزند. ايران در آوريل سال۱۹۸۴ ميلادى به يك كشتى هندى حمله كرد و در همان سال كشتى هاى كويتى و سعودى را مورد اصابت قرار داد و اين پيامى بود براى تمام دنيا مبنى بر اين كه اگر عراق تردد كشتى ها را در منطقه ايران ناامن سازد، كشتيرانى در خليج فارس براى تمام كشورها ناامن خواهد شد. ادامه اين حملات، صادرات نفت ايران را تا ۵۰درصد كاهش داد و تردد كشتى ها در خليج فارس هم به ميزان ۲۵ درصد كم شد.
از سوى ديگر شركت بيمه لويد لندن نيز تعرفه هاى بيمه كشتى ها را افزايش داد و در نتيجه صادرات نفت خليج فارس تا مرز ركود پيش رفت.در پايان سال۱۹۸۴ ميلادى ايران و عراق توافق نمودند كه حمله به اهداف غيرنظامى را متوقف كنند و تهران پيشنهاد داد كه اين توافقنامه كشتيرانى در خليج فارس را نيز شامل شود، ولى عراق با آن مخالفت نمود. اين پيمان در سال هاى ۱۹۸۶ و ۱۹۸۷ ميلادى توسط عراق زير پا گذاشته شد و حملات بر ضد تأسيسات نفتى ايران از سر گرفته شد.
ايران نيز براى مقابله به مثل، بنادر كشورهاى عربى جنوب خليج فارس را مورد حمله قرارداد و هدف عمده اين حملات، كشتى هاى كويتى بود.
مسكو و واشنگتن در سال۱۹۸۷ ميلادى توافق كردند كه از نفت كش هاى عربى در مقابل اين حملات محافظت نمايند و بدين ترتيب بودكه در اوايل سال۱۹۸۸ ميلادى، خليج فارس ميزبان حداقل سه نيروى دريايى غربى و هشت نيروى دريايى كشورهاى منطقه شد و هر هفته كشتى هاى مختلفى مورد حمله قرار مى گرفتند.
ميزان اين حملات تا حدى بود كه مراكز تعمير كشتى ها در بحرين و امارات نمى توانستند پاسخگوى تعميرات اين كشتى ها باشند. عراق تلاش زيادى انجام داد تا صادرات نفت ايران را متوقف كند.
در اين ميان كشورهاى غربى از جمله فرانسه با در اختيار قرار دادن تجهيزات پيشرفته اى همچون جنگنده هاى سوپراتاندارد، صدام را يارى نمودند. يكى ديگر از عوارض جنگ نفتكش ها در خليج فارس، مسئله ورود نفت خام به درون آب هاى منطقه بود كه باعث بر هم خوردن اكوسيستم شده و نسل بسيارى از گياهان و جانداران خليج فارس را نابود كرد.
فتح خرمشهر از منظر مفهوم
قلمروخواهى در جغرافياى سياسى
محمد درخور
حماسه فتح خرمشهر در تاريخ ملت ايران به عنوان يك نماد ملى و دينى مطرح مى باشد و كم كم اين نماد در شخصيت هويتى ملى و دينى مردم ايران جاى ارزنده اى را در اذهان نسل هاى اين سرزمين باز كرده و استمرار ارزشمندى اين روز و حماسه آزادسازى خرمشهر اين سؤال را در ذهن متبادر مى كند كه فتح خرمشهر و كلاً دفاع مقدس يك تعصب قلمروخواهانه صرف بود يا اين كه ابعاد آن از يك حس و انگيزه متعصبانه وطن دوستى و عرق به بوم و ميهن فراتر است.
لزوم نگرش علمى به دو مفهوم هويت و قلمروخواهى ما را بر آن مى دارد تا با رديابى حوزه علمى اين مفاهيم ابتدا شناختى متناسب از آنها حاصل نموده سپس با وضوح بيشتر در اين زمينه به تحليل حماسه خرمشهر به عنوان مصداقى از اين مفهوم بپردازيم.
لازم است به اين موضوع اشاره كنيم كه اصولاً حس واكنش انسان نسبت به تجاوز به حريمش فطرى است.
اساسى ترين پرسشى كه مى توانيم درباره نزاع هاى موجود بين مالكيت و كنترل فضا مطرح كنيم به مبناى زيست شناختى قلمروخواهى انسان است؛ قلمروخواهى به غير از انسان در حيوانات معينى بروز مى كند و در كنترل جمعيت و انتخاب طبيعى و ادامه نسل مهم است و واكنش نسبت به تجاوز به حريم زندگى در تمام موجودات بديهى است.
انسان به عنوان كاملترين موجود و داراى ادراك و تعقل بيش از ساير موجودات داراى اين خصيصه است و بلكه در جهت تكامل آن عاقلانه تر نيز عمل مى كند.
اكنون به برخى نظرات در اين خصوص پرداخته خواهد شد:
ديدگاه هاى جديد كشور را قسمتى از كره زمين مى بيند كه مرزهاى قلمرواش در جاى خود تحت فشار ثابت نگه داشته شده است، اين طرح مبتنى بر تفكرات جغرافيدان هارتشون كه وجود كشور را وابسته به تعادل پويا بين نيروهاى سازنده و مخرب مى داند.
نيروهاى سازنده موجب تركيب و اتحاد و پيوستگى و بقاى كشور مى شوند و شامل فرهنگ و نيروهاى مشترك و مرزهاى مناسب هستند و نيروهاى مخرب به از هم پاشيدن و جدايى درونى و تجزيه كشور كمك مى كنند و آن تأكيد بر اختلافات فرهنگى است
شايد مهمترين نيروهاى پيوند چيزى است كه جغرافيدان آكسفورد جان گوتمن آن را پيكرنگارى ملى مى نامد با اين معنا كه برداشت و طرز تلقى روانى مردم مركب از وقايع گذشته و عميقاً ريشه دار است.
در جاى ديگر و در همين رابطه اسميت (David.m.smith) مى گويد: قلمرو خواهى و گونه هاى مختلف ابراز آن بايد به عنوان وسيله اى براى نيل به يك هدف مشخص نظير ادامه بقا، سلطه سياسى و يا بيگانه ستيزى شناخته شود. قلمروخواهى در انسان ظريف تر از يك ضرورت منطقه اى است كه با رفتارهاى قلمروخواهى در دنياى حيوانات همانندى داشته باشد. انسان ها احساس همانندى خاصى با اجزاى فضايى جغرافيايى خود برقرار مى كنند از جمله به ملتى كه به آن عشق مى ورزند.
همان طور كه نتيجه اين تفكر بيانگر هويت يك ملت است كه در طول تاريخ شكل گرفته و مستحكم شده است.
(Rokkan&Urvin) روكان و اروين در اين رابطه هويت را به چهار جزء تقسيم نموده اند:
۱) اسطوره: شامل يك سرى باورها كه بارزترين آنها عبارتند از مذهب و ملى گرايى
۲) نماد كه بيانگر جنبه گويا: معنادار و هميشگى فرهنگ است و از نسلى به نسل ديگر منتقل مى شود و روز مقدسى چون روز استقلال، آزادى و پيروزى يك كشور مى تواند نمونه آن باشد.
۳) تاريخ: كه منظور آگاهى نسبت به سرگذشت سرزمين و رويدادهاى عاطفى مهم مربوط به گذشته يك تمدن است.
۴) عوامل نهادى: شامل سازمان هايى مى شود كه به پيشرفت جنبه هاى گوناگون فرهنگ و در نتيجه به تقويت حس هويت كمك مى كنند.
شايد موتور محركه ملت ايران در پيروزى خرمشهر و بيرون راندن مزاحم متجاوز از سرزمين اشتراكات فراوانى كه تحت عنوان هويت ملى بروز مى كند بوده باشد كه البته هست ولى اين اشتراكات ريشه در چه عناصرى دارد آيا زمانى كه يك قهرمان ملى با پرچم ايران افتخار مى آفريند غرور ملى ايرانيان تحريك مى شود يا آن قومى كه قهرمان از آنهاست.
لذا مى بينيم هويت يك كشور داراى تنوع قومى در لحظات خطير و حساس خود را بروز داده و تحت يك نيروى واحد واكنش نشان مى دهد و تمامى ايرانيان در داخل و خارج از كشور از اين پيروزى مسرور مى شوند.
(Fawcett) فاوست مى گويد: مرد يا زنى كه به زادگاه خويش عشق نورزد و به آن افتخار نكند واجد شرايط داشتن بينشى وسيع تر نسبت به زندگى نيست و تعصب محلى به خودى خود چيزى خوب و عاملى ضرورى براى سعادت بشر است.
پيتر اسلو(Peter slowe) مى گويد: اين حس تعلق است كه مردم آرام و ساكت را به جنگ براى دفاع از بازپس گيرى زمينشان برمى انگيزد: زمينى كه آنها خود را مالك آن مى دانند آنان براى زمين مى جنگند و نسبت به آن اشتياق و آرزوى دستيابى به آن را دارند و برايش جانفشانى مى كنند.
بنابراين تعصب به ميهن و وطن پرستى امرى ضرورى بلكه ريشه در تاريخ و تمدن هاى كهن بشريت دارد و فرمايشات بزرگان دينى نيز دفاع از خود؛ وطن و اموال و فدا شدن در اين راه در حد شهيد قلمداد كرده اند و انسان هاى مؤمن كه حيات خود را با آرمان هاى الهى زينت داده اند اين امر تعالى را با قرار گرفتن در مسير كمال مطلق متعالى مى كنند.
اما فتح خرمشهر واقعاً از مرز يك تعصب
قلمرو خواهانه فراتر است و وقتى به شرايط فكرى مردم ايران و نهادينه بودن فرهنگ دينى كه فرهنگ ملى نيز در آن مستتر است توجه شود خواهيم ديد كه هسته اصلى اين دفاع با آن امكانات كم و تسخير ناپذير بودن اين شهر كه صدام فتح آن را برابر با تحويل كليد بصره به ايران برآورد مى كرد همان روحيه دينى و در واقع قرار گرفتن در مسير اطاعت فرمان الهى مبنى بر دفاع در برابر متجاوزين مى باشد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |