پنجشنبه ۹ خرداد ۱۳۸۷ - ۲۳ جمادى الاول ۱۴۲۹
Thu, May 29, 2008
ديپلماتيك
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
تيتر هفته
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
قاب عكس۱
خانواده
ورود به تابستان داغ آمريكا
ابراهيم رحمانى‎/ بخش دوم و پايانى
367404.jpg
اوباما توانسته است در بين اقشار تحصيلكرده، ليبرال هاى صاحب نفوذ، سفيد پوستان، زنان و جوانان ۱۸ تا ۲۹ سال با شعار تغييرات كه با شعار تبليغاتى كندى مشترك بوده است، جريان جديدى ايجاد وجايگاه خوبى كسب كند. جالب اينكه اوباما عطف به شعارهاى انتخاباتى، شيوايى در سخنرانى و تنش تاريخى موجود بين جمهوريخواهان و خانواده كلينتون اقبال برخى از سران و هواداران حزب مقابل را به سوى خود جذب كرده است. (كالين پاول وزير امورخارجه سابق آمريكا وى را ستوده ومناسب رياست جمهورى دانسته است) او شخصيت هاى مختلف را چنان درهم ادغام مى كند كه گويى بخشى از همه آنهاست. بطور نمونه او در سفيدپوست ترين ايالت آمريكا يعنى آيوابا اختلاف ۱۰در صدى وكسب ۳۹ درصد آراى رأى دهندگان از رقيب خود پيشى بگيرد. جدول بالا ميزان آراى وى بارقيب هم حزبى خود را نشان مى دهد . برخى از مواضع باراك اوباما و حمايت برژينسكى(به خاطر انتقادهاى تيزوى دليل اصلى ناكامى ايالات متحده در جهان را همكارى نزديك با دولت اسرائيل فرض كرده اند). اوباما موجب هراس و ترس يهوديان آمريكا از وى شده و در صورت به قدرت رسيدن وى اوضاع نامناسب را براى اقليت يهود پيش بينى نموده اند. چنانچه مالكوم هونلاين رئيس سازمان هاى يهودى آمريكا در اظهارنظرى گفت: «يهوديان آمريكا از پيروزى اوباما نگرانند چرا كه مى ترسند موضع آمريكا در آينده در قبال اسراييل تغيير كند.» در حالى كه اين نامزد در ايالت هاى كاليفرنيا با ۲‎/۹ درصدكانكتيكات با ۳‎/۲ درصد و ماساچوست با ۴‎/۳ درصد جمعيت يهود كلينتون را شكست داده است.
هيلارى رودهام كلينتون ۶۰ ساله سناتور نيويورك، ايالتى كه كسب كرسى سناتورى بدون حمايت يهوديان (۹ درصد جمعيت ايالت را تشكيل مى دهند) امكان پذير نمى باشد در پى كسب عنوان نخستين زن رئيس جمهور آمريكاست. اين تحصيلكرده رشته حقوق از دوران دانشجويى فعاليت در مؤسسات و سازمان هاى بشر دوستانه را تجربه كرده است. كلينتون در آغاز ورود به انتخابات شعار خاصى را در رأس برنامه هاى خود اعلام نكرده بود اما بعد از مشاهده تأثيرگذارى شعارها بر روند رأى دهى مردم و سران حزبى از شعارهاى باراك اوباما اقتباس كرده و از تغييرات، اميد و اتحاد سخن گفت. مادلين آلبرايت ، سندى برگر ، ژنرال وسلى كلارك ، ريچارد هالبروك از شاخص ترين حاميان نامبرده به شمار مى روند. بانوى سابق آمريكا اهداف زير را در اولويت برنامه كارى خود برگزيده است : پايان دادن به دوران كابويى (اتمام حملات يكجانبه و سلطه جويانه آمريكا نسبت به ديگر كشورها) رسيدگى به وضعيت آموزشى، حذف رانت خواران و باند بازى هاى حاكم در ديوان سالارى كه اين مطلب در دوران جمهوريخواهان شدت يافته است ، توسعه مسائل بهداشتى و فراگير ساختن تأمين اجتماعى ، اشتغال زايى، حمايت از طبقه متوسط، سرمايه گذارى دربخش انرژى هاى پاك و قبول تعهدات بيشتر در رابطه با پيمان هاى بين المللى، مخالفت با افزايش نيروها و بودجه جهت ادامه اشغال عراق (با توجه به رأى مثبت وحمايت از طرح اجازه تجاوز به عراق كه از سوى نمايندگان جمهوريخواه سنا مطرح شده بود)، بهره گيرى از تحريم اقتصادى و همراه ساختن كشورهاى متحد و دوستان منطقه اى براى اجبار و انقياد ايران ، با توجه رابطه ديرينه و ريشه دار همسرش ( بيل كلينتون كه عضو مجمع ابرنمايندگان نيز مى باشد ) با سران حزب دموكرات و حمايت هاى نامبرده از هيلارى انتظار مى رود آراى ابر نمايندگان ( super delegates) بيشترى نسبت به رقيب هم حزبى خود كسب كند. البته اظهار نظرنانسى پلوسى رئيس مجلس آمريكا و رهبر كنوانسيون حزب دموكرات كه ابر نمايندگان نبايد برخلاف رأى مردم و نمايندگان متعهد نامزدى را كه رأى كمترى دارد انتخاب كند كه در غير اين صورت نتيجه اى جز صدمه زدن به اعتبار حزب و خروج بسيارى از هواداران مردمى و مقامات در برندارد. بى تأثير بر فرايند تصميم گيرى نمايندگان ارشد نيست.
همچنين در ابتدا اردوگاه حزب جمهوريخواه متشتت بود به گونه اى كه چهار كانديدا (جان مك كين ، هاكبى ، رامنى،جوليانى) مدعى اقبال عمومى نسبت به خود بودندوليكن بتدريج با گرمتر شدن تنور انتخابات، نامزدها يك به يك به شكل خودكار از ادامه مبارزات انصراف دادند و جان مك كين به عنوان نامزد برتر حزبى برگزيده شد . جان مك كين ۷۲ ساله بازنشسته نيروى دريايى آمريكا كه خدمت در ارتش را از پدر و پدربزرگ خود به ارث برده است به دليل اينكه پنج سال ونيم اسير جنگى ويت كونگى ها بوده است قهرمان ملى جنگ ويتنام به حساب مى آيد. مك كين درسال ۱۹۸۲از ايالت آريزونا وارد مجلس نمايندگان شد و ازسال ۱۹۸۶ تابه امروزبه عنوان سناتور همان ايالت فعاليت كرده است . هنرى كيسينجر ، ريچارد آرميتاژ ، مك فارلين ، الكساندرهيگ و جورج بوش ازمواضع و ديدگاه هاى اين نامزد مسن و مجرب حمايت كرده اند. به اعتقادبرخى تحليلگران، سن بالاى مك كين دليل عدم اقبال عموم وهواداران هم حزبى از وى است چنانچه در ايالت هايى نظير آركانزاس، كلرادو ، آيوا ، نوادا و يوتا كمتر از۲۰درصدآراى نمايندگان حزب جمهوريخواه را در سبد خود داشت.
367449.jpg
به طور خلاصه ديدگاه هاى مك كين را مى توان چنين عنوان كرد: تأكيد بركوچك سازى دولت، توليد ثروت جهت پيشرفت فناورى نظامى، بهبود وضعيت بهداشتى ، مخالفت با سقط جنين، هوادار سرسخت حضور وتداوم اشغال عراق ، توسل جستن به هر تاكتيكى در راستاى متوقف كردن برنامه هسته اى ايران ولو اينكه اقدام نظامى محدود و يا گسترده صورت پذيرد . برخى گمانه از ورود كاندوليزا رايس وزير فعلى امور خارجه به رقابت ها براى تصدى سمت معاون رياست جمهورى مك كين حكايت دارد هرچند تحقق اين مطلب به مثابه تزريق هواى تازه به ريه هاى از نفس افتاده جمهوريخواهان تلقى مى گردد. اما نظر منفى رايس احتمال وقوع چنين امرى را ضعيف مى نمايد حمايت ساركوزى و رهبران رژيم صهيونيستى از اين كانديدا به خوبى بيانگر تداوم راهبرد رئيس جمهور فعلى آمريكاست كه عده اى مك كين را دوپينگ كرده جورج بوش تصور كرده اند. به هر صورت از آنجايى كه سياستهاى مدنظراين نامزد كهنه كار در مسائل امنيت ملى مقبول افكار عمومى مى باشد و همچنين شخصيت وى وخانواده اش نزد عموم از مقبوليت برخوردار مى باشد ضربه زدن به اعتبار مك كين از سوى دموكرات ها مشكل به نظر مى رسد.
مردادماه۱۳۸۶يكى از برجسته ترين مشاوران جورج بوش به نام كارل روو معروف به شاهزاده تاريكى و مغز بوش در حزب جمهوريخواه از سمت خود استعفا داد. از فرداى استعفاى روو شايعاتى مبنى بر پيوستن وى به ستاد انتخاباتى مك كين و تلاش براى ارايه ايده هاى فكرى و ارتقاى محبوبيت مك كين در جامعه آمريكا منتشر شد. نامبرده يكى از مصاحبه هاى خود گفته بود چنانچه كلينتون رقيب نهايى مك كين شود مك كين به سهولت بر كرسى رياست جمهورى تكيه خواهد زد چرا كه چشم انداز خوبى در صورت انتخاب يك زن براى بالاترين مقام اجرايى ايالات متحده تصور نمى كنند، به هر طريق به نظر مى رسد سياستمدارانى پشت پرده مشغول گرم تر كردن رقابت هاى درون حزبى دموكرات ها مى باشند، اينكه مك كين با خيالى آسوده ضمن انجام سفرهاى داخلى و خارجى روز به روز بر محبوبيت خود مى افزايد. مك كين به خوبى درك كرده است صرف جمهوريخواه بودن وى اقبال عامه را سبب نمى شود لذا در تاكتيكى حساب شده از سياست هاى اقتصادى فعلى آمريكا انتقاد و تعديل آن را خواستار شد هر چند كه استراتژى جمهوريخواهان ايجاب مى كند كه مسير جورج بوش طى شود.
هنرى كيسينجر از صاحبنظران سياست خارجى آمريكا در واكنش به عملكرد دولت بوش از فرداى حادثه ۱۱سپتامبر اظهار داشت : ايالات متحده نبايد با تكيه بر نيروى نظامى بر جهان مسلط شود زيرا كه ناگزير خواهد بود همواره براى چيره شدن بر مشكلات از راه اعمال قدرت اقدام كند و اگر اين شيوه ادامه يابد سرانجام جامعه آمريكا به تنگ خواهد آمد و مانند بيشتر امپراتوريها پيش از آنكه از خارج زير فشار قرار گيرد از درون فروخواهد ريخت .
از منظر جوزف ناى و ديويد كوهن دو متفكر مكتب واقع گرايى:«بوش به همراه جمهوريخواهان قدرت سخت افزارى آمريكا را ارتقا بخشيدند ولى جنبه نرم افزارى آن را تضعيف نموده و ناديده گرفتند.» همين نحوه تعامل با جهان پيرامونى مسئله مورد نزاع دوحزب مى باشد. سياست خارجى كارآمد و حكومت دموكراتيك دو عنصر كليدى و مورد تأييد هردو حزب است كه باهدف گسترش ارزش ها وهنجارها وتحكيم منافع آمريكايى (مثل دست يازيدن به منابع انرژى، تحميل قراردادهاى تسليحاتى به كشورهاى ديگر به ويژه اعراب خليج فارس) تعقيب مى شود.
367503.jpg
در پايان بايد گفت با عنايت به روند انتخابات درون حزبى جمهوريخواهان و دموكرات ها، نحوه و روش هاى رقابتى ، مواضع اعلام شده ، تحريكات و پشتيبانى هاى صورت گرفته پيش بينى مى شود : در رقابت هاى درون حزبى دموكرات ها به احتمال قوى باراك اوباما نسبت به كلينتون برترى خواهد يافت و با اين فرض وى در رقابت با مك كين قرار خواهد گرفت . در اين صورت ، عطف به وضعيت نابهنجار اقتصادى آمريكا ( كاهش ارزش دلار ، رفاه عمومى و...) و همچنين اوضاع سياسى ( كاهش محبويبت حزب جمهوريخواه ، محقق نشدن شعارها و مواضع بين المللى بويژه در خصوص موضوعات مهم جهانى از جمله مباحث فلسطين ، لبنان ، عراق ، افغانستان وبا در نظر گرفتن بيمارى مك كين نامزد حزب جمهوريخواه (سرطان پوست و ضربات روحى وجسمى ناشى از دوران اسارت در جنگ ويتنام) و همچنين عدم احساس رضايت ۳۹درصد مردم آمريكا نسبت به هدايت قوه اجرايى توسط يك شخص مسن ، حزب جمهوريخواه در شرايط نامطلوبى در رقابت انتخاباتى قرار گرفته و براى جبران كاستى ها وضعف هايش درصدد فضا سازى منفى نسبت به رقيب و توسل به لابى صهيونيست ها است.
منابع:
۱ـ سايت ديپلماسى ايرانى (بخش انتخابات آمريكا)
۲- دانشنامه ويكى پديا
۳- تلكس خبرگزارى جمهورى اسلامى ( آذر ماه ۱۳۸۶ تا فروردين ۱۳۸۷)
۴- دايرة المعارف دموكراسى ـ نشر وزارت امور خارجه
۵- حكومت آينده امريكا ، دكتر زهرا نوع پرست ،دوماهنامه اطلاعات سياسى - اقتصادى شماره ۲۰۳-۲۰۴
۶- نقش احزاب در سياست خارجى امريكا،آيين كاپلان،مترجم حسن مهدويان،دوماهنامه اطلاعات سياسى-اقتصادى شماره۲۳۸-۲۳۷
۷- id‎/com.newsweek
۸- ۲۰۰۸ election/.com.yahoo.news
۹-com/id.msn.msnbc. www
۱۰-com/delegatemap.demconvention. www
۴ خطاى راهبردى بوش از نگاه فوكوياما
367380.jpg
ترجمه: مصطفى ذاكرى‎/ منبع: پراجكت سينديكيت ـ بخش نخست
بيشتر شهرت فرانسيس فوكوياما به عنوان يك فيلسوف ليبرال و نيز يكى از صاحبنظران ذى نفوذ در اقتصاد سياسى مديون انتشار كتاب «پايان تاريخ» در ۱۹۹۲ مى باشد. در اين كتاب كه پس از فروپاشى اتحاد جماهير شوروى به رشته تحرير در آمده، فرانسيس فوكوياما با الهام گرفتن از نظريه ماترياليسم تاريخى كارل ماركس و (هگل) كه به موجب آن مراحل تاريخى تكامل براى جوامع بشرى نهايتاً با از ميان رفتن كليه اشكال اختلافات طبقاتى و رسيدن جوامع بشرى به مرحله اشتراك گرايى يا كمونيسم به پايان خود خواهد رسيد، در تلاش براى رد نظريه فوق اين نظريه را مطرح نموده بود كه با فروپاشى اتحاد جماهير شوروى و اختتام جنگ سرد، ليبراليسم سياسى (ليبرال دموكراسى) و ليبراليسم اقتصادى (تجارت آزاد و اقتصاد بازار) در جوامع بشرى نهادينه گرديده و با نهادينه شدن ليبراليسم سياسى و اقتصادى در سراسر جهان است كه بايد مراحل تاريخى تكامل در جوامع بشرى خاتمه يافته تلقى گردد. اگرچه عقايد فوكوياما در كتاب «پايان تاريخ» كم و بيش ليبرال به نظر مى رسند اما فوكوياما در گرايشات اجرايى به شدت نو محافظه كار و از فعالان ارشد در گروه «پروژه اى براى يك قرن آمريكايى جديد» بوده و نام وى در فهرست امضا كنندگان اغلب توصيه نامه هاى راديكال اين تشكيلات از جمله توصيه نامه۲۶ ژانويه ۱۹۹۸ گروه فوق به بيل كلينتون رئيس جمهور وقت ايالات متحده كه در آن سياست مهار صدام يك سياست محكوم به شكست معرفى گرديده و تدوين استراتژى جدى و فورى به منظور براندازى رژيم صدام براى منافع آمريكا و متحدانش در منطقه خليج فارس حياتى معرفى گرديده در كنار نام نو محافظه كاران شاخصى مثل دونالد رامسفلد، پل ولفوويتز، جان بولتون، زلماى خليل زاد و . . . قابل مشاهده مى باشد. امضاكنندگان توصيه نامه ۲۶ ژانويه ۱۹۹۸ در آخرين بند از اين نامه دخالت نظامى آمريكا در عراق را با وجود دشوار و خطرناك بودن از عدم دخالت نظامى در اين كشور براى آمريكا كم خطرتر توصيف نموده و اذعان داشته بودند كه به اعتقاد آنها ايالات متحده حتى در زمان بيل كلينتون هم طبق قطعنامه هاى تا آن روز صادر گرديده از سوى سازمان ملل مجاز به استفاده نيروى نظامى در عراق به منظور صيانت از منافع حياتى خود مى باشد. ناگفته پيداست كه كليه اعضاى گروه «پروژه اى براى يك قرن آمريكايى جديد» در دولت جورج بوش پسر عهده دار مناصب مهم و كليدى گرديدند و خود فوكوياما هم از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۵ به عضويت در شوراى بيوتك دفتر رياست جمهورى ايالات متحده منصوب شد. خروج فوكوياما از كابينه جورج بوش اغلب با ناچار به استعفا شدن دوست نزديك و همكار دهه هشتاد او در وزارت امور خارجه يعنى اروينگ لوئيس ليبى كه در دولت بوش از ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۵ دستيار رئيس جمهور و رئيس دفتر معاون رئيس جمهور و دستيار معاون رئيس جمهور در امنيت ملى بود مرتبط معرفى مى شود. در حال حاضر فوكوياما رئيس دانشكده مطالعات پيشرفته بين الملل در دانشگاه جان هاپكينز بوده و فصلنامه اى با عنوان «منافع آمريكا» نيز كه اغلب هم نويسندگان دموكرات و هم جمهوريخواه در آن مقالاتى دارند زير نظر او منتشر مى گردد. مقاله زير ترجمه آخرين نوشته هاى فوكوياما در انتقاد از سياست هاى دولت بوش مى باشد كه توسط پروجك سينديكيت منتشر گرديده است: حدود بيست سال پيش كه كتاب «اختتام تاريخ» توسط اين نگارنده به رشته تحرير درآمد، نكته پيش بينى نشده در آن اين بود كه رفتار ها و قضاوت هاى نادرست آمريكا تا چه اندازه مى توانند «ضد آمريكا گرايى» را به گسلى عمده در سياست جهانى بدل نمايند. اما هم اينك، خصوصاً پس از حملات تروريستى يازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ و مشخصاً بر اثر ارتكاب چهار اشتباه كليدى توسط دولت بوش، «ضد آمريكا گرايى» به گسل اصلى سياست جهانى تبديل گرديده است. نخستين اشتباه كليدى دولت بوش دكترين توسل به «اقدامات پيش دستانه» بود كه در پاسخ به حملات يازده سپتامبر ۲۰۰۱ چنان نامتناسب گسترش داده شده كه عراق و ساير كشورهاى به اصطلاح بى عارى كه در آنها بيم توسعه سلاح هاى كشتار جمعى مى رفت را شامل گرديد. ترديدى نيست كه اجراى اقدامات پيش دستانه در رويارويى با تروريست هاى بى سرزمين كه در صدد دستيابى به سلاح هاى كشتار جمعى هستند كاملاً قابل توجيه خواهد بود اما دكترين اقدام پيش دستانه هرگز نمى تواند هسته اصلى در يك سياست عدم اشاعه عمومى باشد كه به موجب آن، ايالات متحده اقدام به مداخله نظامى در همه جاى دنيا نمايد.
ناگفته پيداست كه اجرايى كردن چنين سياستى به وضوح مستلزم صرف هزينه هايى غير قابل تحمل خواهد بود (گو اين كه فقط در عراق نتيجه اجراى اين سياست تا امروز چند صد ميليارد دلار هزينه مالى و ده ها هزار نفر تلفات انسانى دربر داشته و تحميل هزينه هاى بيشتر همچنان ادامه دارد). مسلماً غير قابل تحمل بودن هزينه اين گونه اقدامات هم دليل اصلى احتراز دولت بوش از رويارويى نظامى با كره شمالى و ايران مى باشد. با وجود اين در اين دولت براى حمله هوايى سال ۱۹۸۱ اسرائيل به راكتور اوسيراك عراق كه بر اثر آن برنامه اتمى صدام سال ها به تأخير افتاد با ديده تحسين نگاه مى شود. واقعيت اين است كه نهايتاً نتيجه موفقيت آميز بودن خود حمله هوايى سال ۱۹۸۱ اسرائيل به عراق هم اين بود كه در جهان دخالت هاى محدود نظامى نظير آنچه اسرائيل در مورد راكتور اوسيراك در سال ۱۹۸۱ انجام داد هرگز قابل تكرار نيست چرا كه اشاعه گران بالقوه سلاح هاى كشتار جمعى از اين حمله آموختند كه برنامه هاى تسليحاتى در حال توسعه خود را در اعماق زمين پنهان كرده، استتار نمايند و يا آنها را در قالب چندين برنامه بديل و نه يك برنامه متمركز و واحد تعقيب نمايند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |