گمشده اسفند
هياهوى روزهاى آخر سال در تمام نقاط شهر طنين مى انداخت . ۲۱ اسفند سال ۸۶ بود . بچه ها دست در دست بزرگترها در ميان خريد سال نو با انگشت اشاره خوراكى هاى خوشمزه را مى خواستند . اما در گوشه اى از همين شهر دختركى سه ساله مادرش را گم كرده بود . وقتى او را به شيرخوارگاه «شبير» بردند گفت اسمم «عطيه ترامبد» است . عطيه چند ماه در شيرخوارگاه ماند اما هنوز هيچ دست مهربانى اشاره اى به هويت او نكرده است . اگر او يا خانواده اش را مى شناسيد با گروه جويندگان عاطفه روزنامه ايران تماس بگيريد .
«شادمهر» غمگين
به چشمان شفاف اين پسربچه خوب نگاه كن! چهارساله است اما نگاهش به اندازه چهل سال حرف نزده دارد .
شادمهر بروجردى فرزند حسين قرار بود نفس هاى شاد بكشد اما افسوس ، وقتى در دهمين روز آبان دو سال پيش مأموران كلانترى ۱۰۳ گاندى پيدايش كردند مى گريست . هنوز هم مى گريد . «شادمهر» كوچولو را به شيرخوارگاه آمنه بردند . او دلش مى خواهد يكى به دنبالش بيايد . دلش مى خواهد همچون كودكان چهارساله ديگر شاد شاد بابا و مامان بگويد . اگر صداى غم دارش را مى شنويد و از هويت او اطلاعى داريد با گروه جويندگان عاطفه روزنامه ايران تماس بگيريد .