|
برگزارى نخستين جشنواره خوشنويسى «مشق عشق» در قزوين
عشق به لهجه نستعليق
رؤيا زنجانى
|
|
|
در روزگارى كه ارزش هاى انسانى روز به روز رنگ باخته تر مى شوند، در روزگارى كه سوداگرى، مصرف زدگى و تماميت خواهى ذهن آدميان را از واژه هايى همچون ايثار ، مقاومت، حق پرستى ، جهاد ، شهادت و... دور و دورتر كرده است و در زمانه اى كه هنرمندانش ديگر انگيزه و حوصله چندانى براى دل سپردن و گم شدن در فضاى دوران جنگ و دفاع مقدس ندارند - يعنى آن قدر با اما و اگر روبرو هستند كه نمى دانند چه كنند!- ناگفته پيداست كه هرگونه فعاليتى از جنس زنده نگاه داشتن و پاسداشت خاطرات و آثار كسانى كه به خاطر همان واژه هاى فراموش شده، تن به مرگى شريف دادند و از زندگى شيرين گذشتند، تا چه اندازه سترگ و ستودنى، مؤثر و قابل تقدير است. برپايى جشنواره هايى همچون «مشق عشق» كه به واكاوى زندگى شهدا و شناسايى و جمع آورى علايق و دلمشغولى آنها در زندگى نه چندان طولانى شان مى پردازد، ضمن آن كه ياد و نام شهداى عزيز دفاع مقدس را زنده و جاويد مى دارد، براى نسل جوان امروز كه درجست وجوى هويت خويش، سرگشته است و نااميد، مى تواند بسيار آموزنده، تأثيرگذار و اميدبخش باشد. * قزوين، پايتخت خوشنويسى جهان اسلام اگر ابن مقله و سيدالشهداى هنر خوشنويسى ميرعماد سيفى حسنى قزوينى را كه ۴۰۰ سال پيش در عصر صفويان با توطئه دربار و به دست شاه عباس صفوى به شهادت رسيد، اولين شهداى خوشنويس تاريخ ايران بدانيم، آنگاه مى توانيم قزوين را پايتخت خوشنويسى جهان اسلام بناميم. اطلاق اين عبارت صرفاً تبليغاتى نيست و سبقه اى تاريخى و فنى دارد. مثلاً در دوره صفوى همين ميرعماد حسنى قزوينى نستعليق را به اوج كمال خود رساند و امروز هيچ استاد خوشنويسى خود را از آثار و تعليمات او بى نياز نمى داند. پس از او هم خوشنويسان ديگرى آمدند كه هركدام به نوعى بر اين هنر تأثيرگذاردند. درويش عبدالمجيد طالقانى قزوينى، شكسته نستعليق را به نهايت خود رساند و كارشناسان خوشنويس او را بهترين شكسته نويس تاريخ ايران مى دانند. علاوه بر اين، در قزوين خوشنويسان گمنامى هم بوده اند كه گرچه در اوج كمال مى نوشتند ولى شهرت آنچنانى پيدا نكردند. ملك محمد قزوينى و ميرزا زين العابدين معجزه نگار قزوينى از جمله اين گمنامانند. پس بى مناسبت نيست اگر در شهرى هنردوست و شهيدپرور، مشق عشقى بپا شود كه در سالگرد آزادسازى خرمشهر ، ياد و نام شهيدان به خون خفته را زنده كند و خط نوشته هاى زيبا و ساده آنان را در كنار بهترين آثار خوشنويسان نامى ايران پيش چشمان ما قرار دهد. ||| طرح اجراى نخستين جشنواره خوشنويسى ايران به دو سال پيش باز مى گردد، زمانى كه مسئولان بنياد شهيد و امور ايثارگران استان قزوين ، اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامى و انجمن خوشنويسان شهر تصميم گرفتند همزمان با سوم خرداد - روز ملى مقاومت و ايثار - و سالروز آزادى خرمشهر ، اولين جشنواره خوشنويسى كشور را با موضوع «شهيد و شهادت» برگزار كنند. در واقع آنها مى خواستند با اين كار شهداى خوشنويس ايران را شناسايى و تجليل كنند و در كنار خوشنويسان برجسته ديگرى كه آثارى در زمينه شهيد و شهادت خلق كرده اند، فرهنگ ايثار و شهادت و از خودگذشتگى را از طريق نمايش آثار جمع آورى شده در جامعه ترويج داده و روح معنويتى به كالبد خسته زمانه جارى سازند. سرانجام ۵۰ شهيد خوشنويس شناسايى و ۶۲۰ اثر به جاى مانده آنان جمع آورى شد و در نهايت يك هزار اثر از خوشنويسان سراسر كشور (۵۰۰ اثر از ۲۵ استاد)، شهداى خوشنويس (۳۰۰ اثر) و اساتيد خوشنويس (۲۰۰ اثر)از ۲۶ ارديبهشت تا سوم خرداد در برابر ديدگان قرار گرفت. * نمايشگاه در بزرگترين كاروانسراى كشور نمايشگاه اصلى كه آثار شهدا و اساتيد خوشنويس را در خود جاى داده بود، در سراى وزير برپا بود ـ بخشى از سراى تاريخى سعدالسلطنه ـ كه خود مجموعه اى است جذاب و ديدنى از آثار تاريخى و ميراث فرهنگى با شكوه و منحصر به فرد قزوين. اين سرا كه در دوره ناصرالدين شاه و به دستور باقرخان سعدالسلطنه ، حاكم وقت قزوين كه خود منشأ تحولات و نوسازى بسيار در شهر بوده، ساخته شده، بزرگ ترين كاروانسراى درون شهرى كشور است. در كنار نمايشگاه سراى سعدالسلطنه ، نمايشگاه ويژه اى نيز با ۹۰ اثر از خوشنويس شهيد ميرعماد قزوينى ، استاد ميرعماد الحسنى و خوشنويسان جهان اسلام از عراق، تركيه، مصر و پاكستان، در محل موزه چهلستون برپا بود. ساختمان اين بنا هم از شاهكارهاى معمارى قزوين است كه به دستور شاه تهماسب صفوى ساخته شد و بر روى بدنه داخلى و خارجى آن ، سه لايه نقاشى از دوره هاى مختلف باقى مانده است. نكته قابل توجه ديگر، برگزارى همزمان نمايشگاه بود در استان هاى خوزستان، فارس، اصفهان، خراسان، تهران و آذربايجان شرقى با نمايش ۵۰ اثر برتر جشنواره. ... و سرانجام در مراسم اختتاميه جشنواره مشق عشق كه در روز سوم خرداد در تالار دانشگاه بين المللى امام خمينى (ره) قزوين برگزار شد، ابتدا از ۱۳ خانواده معظم شهيد به نمايندگى از ۵۲ خانواده شهداى خوشنويس سراسر كشور تقدير شد و پس از آن خوشنويسان برگزيده در رشته هاى نستعليق، شكسته نستعليق، نقاشى خط، ثلث، نسخ و هنرمندان جانباز به همراه نفرات برگزيده بخش هاى ديگر، از سوى هيأت داوران جشنواره برگزيده و معرفى شدند. علاوه براين، قرار است تمامى آثار برگزيده برتر و منتخب جشنواره در كتابى به نام «شهداى خوشنويس» در آينده نزديك به چاپ برسد. بخشى از آثار برگزيده هم توسط موزه ها خريدارى خواهند شد و محل دائمى نمايشگاه آثار پس از خريدارى آثار برتر، در قزوين افتتاح مى شود. * خرمشهر ، شهر هزار شهيد هشت سال دفاع مقدس و ماجراى حماسه هاى جنگ تحميلى بر زندگى و تاريخ را نمى توان به سادگى توصيف كرد و به قلم آورد. واقعيت هاى عظيمى كه زبان و قلم از تكرار و تعريف آنها عاجز است و اينجاست كه بايد براى زنده نگاه داشتن اين حماسه ها آنها را به زبان و بيان هنر هرچه نزديك تر كرد. موسيقى، نقاشى، عكاسى، سينما و... ابزارهاى مؤثرى هستند كه به كار اين مهم مى آيند و اين چنين شد كه در سالروز تاريخى فتح خرمشهر در كنار جشنواره مشق عشق، نمايشگاهى از ۲۷۰ اثر ماندگار عكاسان بزرگ كشور با موضوع فتح خرمشهر برپا شد. عكس هايى بس جذاب، تكان دهنده و حرفه اى از عكاسان نامى كشور گرد هم آمدند تا روايتگر فتح عاشقانه خرمشهر توسط رزمندگان ايران در عمليات بيت المقدس باشند. اين نمايشگاه نيز در كنارسراى سعدالسلطنه و در بازار تاريخى نجارها برپا شد كه خود حكايت ديگرى داشت از شكوه تاريخ و معمارى قديمى ايرانى. بازار نجارها در واقع بخشى از سراى سعدالسلطنه و شامل تيمچه ها و حجره هاى روباز و سرپوشيده اى است كه در سال ۸۴ تخليه شد و هم اكنون براى احيا و بازسازى در تملك سازمان ميراث فرهنگى است. * حكايت همچنان باقى است دفتر مشق عشق بسته شد، اما حكايت عاشقى در اين مرز و بوم همچنان باقى و جارى است . و حكايت اين است كه برگزارى جشنواره هايى از اين دست كه دغدغه متوليان آن يادآورى و زنده نگاه داشتن خاطرات دوران جنگ تحميلى و نام و آثار شهيدان دفاع مقدس است ، چندان قابل قياس با ساير جشنواره هاى هنرى كشور نيست و سرى عاشق، همتى والا و اراده اى پولادين مى طلبد و بيش از پيش نيازمند حمايت هاى مادى و معنوى اصحاب فرهنگ و متوليان امور است. ترديد نبايد كرد كه خوشنويسى از اصيل ترين هنرهاى ملى و اسلامى و مردمى و در عين حال از كاربردى ترين آنهاست و در تاريخ فرهنگ و هنر ايران ، هيچ هنرى به اين اندازه در زندگى روزمره مردم نفوذ نكرده است. اگر اين نكته را قبول كنيم، آنگاه به قابليت هاى فوق العاده اين هنر براى فرهنگسازى نيز پى خواهيم برد. اما اگر بخواهيم اين جشنواره را كه گويا قرار است به صورت دوسالانه برگزار شود ، فقط محصور در خوشنويسى كنيم و محدوديت موضوعى براى آن قائل شويم، نبايد اميد چندان به فراگيرى و تأثيرگذارى آن در دل جامعه و فرهنگ مردم داشته باشيم. اگرچه خوشنويسى نيز آنچنان كه بايد و شايد قدر نديده و بر صدر ننشسته است. با اين حال با گذشت حدود ۲۰ سال از جنگ تحميلى، برپايى اولين جشنواره آثار قلمى شهيدان را بايد به فال نيك گرفت و سخن از ضعف و نقصان آن را به فرصتى ديگر سپرد. اين اتفاقى بودكه دير افتاد، اما اين اميد را زنده كرد كه آغازگر تحولى باشد براى شناخت و درك هرچه بيشتر فرهنگ ايثار و از خود گذشتگى در زمانه اى كه فاصله اى بسيار با اين مفاهيم پيدا كرده است.
|