دوشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸۷ - ۲۷ جمادى الاول ۱۴۲۹
Mon, Jun 2, 2008
فرهنگ و هنر
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
سياست
ايران اقتصادى
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اجتماعى
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
قاب عكس۱
خانواده
رودررو
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اوقات شرعى
امروز با
امام خمينى (ره) در آئينه سينما (۱)
امام خمينى (ره) و سينما (۲)
عبدالرضا اكبرى بازيگر نقش امام(ره)
درباره «روايت موسيقايى همپاى جلودار»
امروز با
پريرخ صنيعى
ساير محمدى
«افسانه هاى بى زمان» مجموعه داستان هاى اساطيرى از كشورهاى يونان، رم، نروژ و ... است كه با برگردان پريرخ صنيعى اخيراً از سوى انتشارات روشنگران چاپ و منتشر شده است.
«افسانه هاى بى زمان» كامل ترين كتابى است كه در زمينه اساطير مغرب زمين به قلم نويسنده اى توانا چون خانم اديت هاميلتون نوشته شده است. اين كتاب در سال ۷۶ با ترجمه عبدالحسين شريفيان تحت عنوان «سيرى در اساطير يونان و رم» منتشر شده بود. پريرخ صنيعى متولد ۱۳۲۱ اهواز ليسانس ادبيات انگليسى دارد و هم اكنون با همكارى گروهى از نويسندگان «دانشنامه نفت» را در چند جلد در دست تأليف دارد.
خانم صنيعى، چرا اولين كتاب خود را اين قدر دير منتشر كرده ايد
واقعيت اين است كه «افسانه هاى بى زمان» يكى از كتاب هاى درسى دانشكده زبان و ادبيات انگليسى دماوند بود كه در آن تحصيل مى كردم. دركلاس پيرامون كتاب هاى ادبى بخصوص اين كتاب بحث و گفت وگو مى شد و من هميشه از موضوعات و مفاهيم گيراى اين كتاب كه در لفافه افسانه بيان مى شد، لذت مى بردم. اغلب بين عقايد پيشينيان و انسان هاى امروز شباهت هايى مى ديدم. اميد به آينده و اين كه هر پديده اى علتى و هر عملى، عكس العملى دارد، براى من جالب بود. بنابراين از همان سال ۱۳۵۵ بعضى از داستان هاى اين كتاب را ترجمه مى كردم و در جلسات ادبى كه با دوستان داشتيم مى خواندم. كم كم با تشويق آنها و خواست خودم، تصميم گرفتم همه كتاب را ترجمه كنم.
اطلاع داريد كه اين كتاب در سال ۷۶ با ترجمه عبدالحسين شريفيان تحت عنوان «سيرى در اساطير يونان و روم» منتشر شده است
درست است كه من اين كتاب را در سال ۸۶ منتشر كرده ام اما از سال ۶۹ كه تصميم جدى به چاپ اين كتاب گرفتم، مدت ها ترجمه من در دفتر چند ناشر در انتظار چاپ بود. مدتى نزد نشر شيوا، مدتى نزد نشر مرغ آمين و چند سالى هم نزد يك ناشر ديگر ماند تا سرانجام در سال ۱۳۸۶ توسط انتشارات روشنگران چاپ و عرضه شد. تبليغ انتشار اين كتاب را در چهارمين دوره نمايشگاه بين المللى كتاب تهران شاهد بوديم و بالاخره در بيست و يكمين دوره نمايشگاه به بازار آمد. من وقتى خبر ترجمه اين كتاب را توسط آقاى شريفيان به ناشر دادم، خيلى خونسرد گفتند: مهم نيست، كتاب هاى زيادى هستند كه با چندين ترجمه منتشر شده اند و هر كدام هم مخاطب خاص خودش را دارد، شما نگران نباشيد!متأسفانه وعده هاى بى سرانجام نزديك به دو دهه چاپ اين كتاب را به تأخير انداخت.
مباحثى را كه در اين كتاب آمده، مى توانيد توضيح بدهيد
داستان هاى جالبى كه در اين كتاب عرضه شده اند، از گنجينه ادبى كشورهاى روم، يونان و نروژ اقتباس شده و در اين آثار به شكل روشن و واضح تصويرى از روزگار باستان در متن زندگى امروز به دست داده شده است. مثلاً خدايان قله المپ به ويژه زئوس كاملاً بشرگونه جلوه مى كنند و هرا نخستين نمونه از يك همسر حسود است. خواننده از قصه هاى برجسته و عاشقانه «كوپيدو و پسوخه»، «پيراموس و تبس» و «پيگماليون و گالانته» آگاهى پيدا مى كند و مجذوب ماجراجويى هاى خطرناك «جيسون» هنگام جست وجوى پشم زرين، جريان نبرد تروا و اعمال فوق بشرى «اوديسه» و «آنيس» مى شود. در اين كتاب خانواده هايى معرفى مى شوند كه تاريخ گردنكشى ها و ستيزه هايشان زمينه بسيارى از نمايش هاى حماسى يونان است از قبيل ماجراى آگاممنون و فرزندانش، تراژدى اديپ و قهرمانى آنتيگون. هوش و ذكاوت نويسنده اى مثل اديت هاميلتون در بازنويسى افسانه ها به سبك ادبى مدرن باعث شد كه اين كتاب علاوه بر جذب نسل جوان و خوانندگان و علاقه مندان به اساطير، اسطوره ملل جهان از خطر نابودى نجات پيدا كند.
امام خمينى (ره) در آئينه سينما (۱)
در جست وجوى تصويرى ماندگار
369879.jpg
گلاويژ نادرى
سينماگران ايران كمتر به سمت تصوير كردن چهره هاى تاريخ معاصر گام برداشته اند. دليل آن را مى توان در نكات مختلفى جست وجو كرد. شايد يكى از اين دلايل نزديك بودن خاطره جمعى مردم به آن چهره است. خاطرات سبب مى شود تصويرسازى ها كمى شبهه ناك به نظر آيد. همين عامل باعث پرهيز و دورى بسيارى از آفرينندگان آثار هنرى از پرداخت به اين بزرگان مى شود.
شخصيت حضرت امام خمينى (ره) به دليل جايگاه و ابعاد شخصيتى والا در زمره همين بزرگان قرار مى گيرد. ساخت فيلمى درباره اين شخصيت عظيم با ابعاد عرفانى، سياسى، اجتماعى و ... كار آسانى نيست چرا كه هنوز كه هنوز است، مردم با ياد و خاطره آن بزرگمرد زندگى مى كنند و نسبت به آن تعصب دارند. به همين دليل نمى توان به آسانى درباره حضرت امام خمينى (ره) فيلمى ساخت و آن را روانه اكران سينما يا تلويزيون كرد.
طى سال هاى گذشته تنها سه نفر از خود اين جسارت را نشان داده اند و هر يك به نوعى به زندگى اين شخصيت پرداخته اند.
مجتبى راعى، بهروز افخمى و جواد شمقدرى هر يك گوشه اى از زندگى امام (ره) را به تصوير كشيده اند اما از پرداختن به تمام بخش هاى زندگى حضرت امام (ره) ناتوان بوده اند.
راعى صرفاً به مقطع نوجوانى امام مى پردازد، شمقدرى تولد امام را مورد توجه قرار مى دهد و افخمى دو بخش نوجوانى و ميانسالى آن حضرت را دستمايه فيلم سينمايى خود مى كند.
غير از سه فيلم داستانى چندين فيلم مستند هم در شبكه هاى مختلف تلويزيون ساخته مى شود كه هر يك به مقتضاى شرايط و زمان برهه اى خاص از زندگى اين بزرگوار را مدنظر قرار داده است.
* صنوبر (سال سخت خمين)
فيلمنامه «صنوبر» در سال هاى ۷۹ـ ۷۸ به پيشنهاد عروج فيلم توسط راعى با استناد به كتاب «تاريخ خمين» نوشته جوادمرادى نيا نوشته شد كه پس از چندين نوبت بازنويسى توسط وى و با همكارى مسعود براهينى سرانجام سال ۱۳۸۰ به تصويب رسيد و پيش توليد آن با سرمايه گذارى سازمان صدا و سيما آغاز شد. نسخه سينمايى «صنوبر» براى نخستين بار در جشنواره بيست و يكم فجر به نمايش درآمد و پس از آن در قالب سريال شش قسمتى «سال سخت در خمين» و فيلم تلويزيونى بارها در سالگرد عروج ملكوتى امام از رسانه ملى به نمايش درآمد. اين اثر تاريخى نه فقط به نوجوانى امام مى پردازد بلكه مقطعى از تاريخ انقلاب مشروطيت ايران را نيز به تصوير مى كشد و مبارزات مردم خمين، استعمارستيزى و فعاليت روحانيون آن دوره را به نمايش درمى آورد. راعى فرصت پرداختن به مقاطع ديگرى از زندگى حضرت امام (ره) را پيدا نكرد و به ساخت اين مجموعه يا اگر بخواهيم بهتر بگوييم همان فيلم سينمايى بسنده كرد. شايد او تمايل داشته فيلمسازى درباره حضرت امام (ره) را ادمه دهد اما با شروع ساخت «فرزند صبح» از اين كار منصرف مى شود.
* «آفتاب و زمين»
يك سال قبل از صدمين سالگرد تولد امام (ره) شمقدرى تصميم مى گيرد با ساخت مجموعه اى تلويزيونى تولد امام را به تصوير بكشد. در اين راستا، خاطرات مرحوم آيت الله پسنديده منبع تحقيقى او مى شود و او به بهانه تولد امام به حوادث تاريخى آن دوران كه مصادف با سلطنت ناصرالدين شاه مى شود، نقب مى زند. او تنها تولد امام تا شش ماهگى ايشان را به تصوير مى كشد و بيشتر روى زندگى پدر امام و مبارزات ايشان در برابر ظلم خوانين تكيه مى كند. اين مجموعه تلويزيونى به مناسبت صدمين سالگرد تولد امام از تلويزيون پخش شد و اين روزها مجدداً از شبكه دوم سيما در حال پخش است.
* «فرزند صبح»
فرزند صبح به كارگردانى بهروز افخمى جدى ترين فيلم سينمايى است كه تا به حال درباره حضرت امام ساخته شده و به مقاطع حساس زندگى اين بزرگوار مى پردازد.
علاقه بسيار افخمى به اين شخصيت يكى از دلايل انتخابش و سپردن ساخت اين فيلم به اوست. او سابقه ساخت آثار تاريخى از جمله «كوچك جنگلى» و «جهان پهلوان تختى» را در كارنامه هنرى خود دارد و در ساخت اين دو اثر به موفقيت دست پيدا كرده است.
پيشنهاد ساخت اين فيلم سال ۷۷ ارائه شد و فيلمنامه اصلى «فرزند صبح» سال ۷۸ با مشورت مهرزاد مينويى توسط افخمى نوشته شد اما فيلمبردارى حدود پنج سال بعد يعنى سال ۸۳ آغاز شد. زمانى كه مهدى ارگانى مسئوليت عروج فيلم را برعهده گرفت. پس از خواندن فيلمنامه «فرزند صبح» براى ساخت آن ابراز علاقه كرد و محمدرضا شرف الدين كه تهيه كننده منتخب عروج فيلم بود، فيلمنامه را براى تصويب به اداره كل نظارت و ارزشيابى وزارت ارشاد فرستاد. بازنويسى فيلمنامه سال ۸۳ انجام شد و سرانجام مهرماه همان سال «فرزند صبح» جلوى دوربين رفت. با اين كه فيلمنامه مورد بازنويسى قرار گرفته بود اما در طول فيلمبردارى بخش هايى به آن اضافه شد و بارها در طول كار تغييراتى در آن به وجود آمد.
«خاطرات آيت الله پسنديده»، «خمينى روح الله» و «نهضت امام خمينى» منابع افخمى بودند اما او پيش از هر چيز از «نهضت امام خمينى» نوشته سيدحميد روحانى استفاده برده است. تيرماه ۸۴ افخمى از متوقف شدن فيلمبردارى اين فيلم براى دو سال خبر داد. دليل اصلى توقف توليد اين فيلم، حضور بازيگر خردسال نقش كودكى امام بود. به گفته افخمى آرمان ايران پور در اين نقش چنان درخشيده است كه او تصميم گرفت بازيگر ديگرى را جايگزين او نكند و دو سال صبر كرد، تا او بزرگتر شد و در نقش امام در سن هفت، هشت سالگى بازى كند.
بازى هديه تهرانى و محمدرضا شريفى نيا در مقطعى باعث به وجود آمدن برخى مسائل شد. اما افخمى بدون توجه به آنها كار خود را ادامه داد و تهرانى نقش دايه امام را بازى كرد و افخمى نقش حاج احمد خمينى (ره) را هم به شريفى نيا سپرد. از ابتدا قرار نبود حاج احمد(ره) در هيچ سكانسى از فيلم حضور داشته باشد اما افخمى تصميم گرفت، سكانس بيمارستان و روزهاى پايانى زندگى امام (ره) را به فيلمنامه اضافه كند.
كارگردان «فرزند صبح» براى ايفاى نقش امام در ابتدا جمشيد هاشم پور را انتخاب كرده بود. اما نتيجه گريم او را راضى نكرد و از عبدالرضا اكبرى خواست ايفاى اين نقش را برعهده گيرد. «فرزند صبح» مقاطعى از كودكى امام، مبارزات سياسى دوران جوانى، ميانسالى، تبعيد ايشان به تركيه و فوت امام را دربرمى گيرد و به قول افخمى ساختار آن شبيه فيلم هاى «جهان پهلوان تختى» و«گاوخونى» است.
سرانجام فيلمبردارى اين فيلم آذرماه سال ۸۶ پس از حدود سه سال به پايان رسيد و تدوين فيلم به سيف الله داد سپرده شد.
مؤسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام (ره) و مؤسسه فرهنگى هنرى عروج فيلم تهيه كنندگان اين اثر ماندگار هستند.
افخمى تمايل بسيارى داشت تا ساخت موسيقى «فرزند صبح» را به آهنگساز خارجى بسپارد و از موريكونه براى اين كار دعوت كرد اما جنجال سياسى و هياهوى بسيارى كه بعضى از شبكه هاى خارجى درباره اين كار به راه انداختند، مانع از اين شد كه موريكونه به درخواست افخمى پاسخ مثبت دهد و او از اين كار انصراف داد.
اگر بحث آهنگساز خارجى در ميان نبود، «فرزند صبح» به جشنواره فيلم فجر سال گذشته مى رسيد اما اين اتفاق نيفتاد و افخمى ترجيح مى دهد، اين فيلم در بخش بين الملل جشنواره فجر امسال به نمايش درآيد و به قول خودش انگيزه براى شركت در بخش مسابقه سينمايى ايران ندارد چون به اعتقاد او با توجه به موضوع ويژه اى كه آن فيلم دارد، مسئولان جشنواره ناگزيرند به فيلم جايزه دهند. هم اكنون تدوين «فرزند صبح» به پايان رسيده و كيوان هنرمند در حال ساخت موسيقى آن است. احتمالاً در دوبله و صداگذارى فيلم تغييراتى به وجود مى آيد كه پس از اين مراحل تدوين نهايى هم انجام خواهد شد.
بهروز افخمى اميدوار است همزمان با سالروز تولد حضرت امام (ره) فيلم سينمايى فرزند صبح آماده نمايش شود. او معتقد است جنجال هايى كه درباره فيلم به وجود آمد به نفع آن تمام شده و به نوعى تبليغات پيش از نمايش بوده است. او نگاه سينمايى به زندگى امام را خطير مى داند و مى گويد: «شخصيت ايشان پيچيده تر و عميق تر از آن است كه به آسانى درك شود و فيلمسازان حق دارند از ورود به اين عرصه بترسند. هرگز ادعا ندارم، فيلمى كه ساخته ام درخور شأن حضرت امام (ره) باشد. چون ايشان شخصيت بزرگى بوده اند و با يك يا ده فيلم نمى توان ابعاد وجودى ايشان را ترسيم كرد ولى به اندازه توان گروه تلاش كرديم كار درخورى بسازيم.»
بدون شك «فرزند صبح» اثرى ماندگار درباره حضرت امام (ره) خواهد بود و مى تواند تا سال هاى سال پاسخگوى نياز جوانانى باشد كه به دنبال اثر سينمايى درباره آن بزرگوار هستند هر چند كه زندگى رهبر انقلاب همچنان نكات ارزنده و قابل ارزشى براى به تصوير درآمدن دارد.
امام خمينى (ره) و سينما (۲)
تصوير روح انقلاب
370029.jpg
على اصغر كشانى
فيلم ساختن درباره شخصيت هاى صاحب نام و بزرگ تاريخ دغدغه بسيارى از فيلمسازان بوده است. اين نوع توليد همواره از دو بعد برخوردار است: شخصيت هايى كه زنده و در قيد حيات هستند و آنها كه از ميان ما رفته و به تاريخ پيوسته اند. اما از دل اين تقسيم بندى فصل هاى ديگرى نيز گشوده مى شود. شامل شخصيت هاى معاصر و قدما. درباره شخصيت هاى عهد قديم منابع محدودى چون مكتوبات و نقاشى كمك حال فيلمساز و محقق فيلم خواهد بود. در حالى كه در دوران معاصر و با ظهور و ساخت دوربين فيلمبردارى اين فرصت براى ثبت و ضبط تاريخ تصويرى در دنيا ايجاد شد و بسيارى از آثار مستند و داستانى با محور سندهاى زنده تاريخى به وجود آمد. البته باز اين نوع تقسيم بندى نيز قابل تقسيم است. آثارى در سينما در زمان حيات بسيارى از شخصيت هاى صاحب نام و با خواست آن شخصيت ها توليد و برخى نيز پس از حيات آنها با استفاده از مواد و مصالح تصويرى موجود ساخته شد. اين نوع آثار عمدتاً شامل آثار مستند و يا تركيبى مى شود. اما اين رويكرد محدود به سينماهاى مستند نيست. سينماى داستانى ظرفيت هاى بالايى براى ايجاد درام و داستان پردازى دارد تا با بازسازى وقايع و شخصيت پردازى متناسب با اله مان هاى رفتارى و اخلاقى شخصيت موردنظر را طراحى كند. از اين رو آثار متعددى كه نوعى فيلم پرتره يا از سويى مبتنى بر وقايع نگارى با محوريت شخصيت صاحب نام بوده اند در تاريخ سينما توليد شده اند. چه آنها كه مستند ساختند و از قدماى سينما هستند كه علاوه بر پرداختن به شخصيت هاى تاريخى مشهور نگاهى به جنبش ها، انقلاب ها و دستاوردهاى متعدد پيرامونى و عظمت رويكردهاى منتهى و جهت دهنده با محور شخصيت ها بوده اند و چه آثارى مستند با رويكردى نزديك تر به شخصيت ها كه محورهاى خانواده، اطرافيان، دوستان و فعاليت هاى روزمره را شامل مى شود كه در اين راستا به نمونه هاى متعددى برمى خوريم كه آشناترين شان مستندهاى اخيرى است كه اليور استون درباره شخصيت ها (كاسترو و...) ساخته است.
در حوزه داستان نيز كم نيستند آثارى كه با محور شخصيت هاى معاصر اما به مدد گريم، داستان پردازى و بازسازى وقايع و يا قرار گرفتن در لوكيشن هاى واقعى ساخته شده است.
آثارى كه با داستان پردازى و شخصيت سازى ساخته شد و نشان داد كه توانايى ها و مختصات پرداخت آثار بلند سينمايى قوت و ضعف هاى خود را دارد.
در سينماى ايران تلاش براى پرداختن به شخصيت هاى معاصر و مشهور كم نبوده است. از مستندهاى شرح حالى چون ابوريحان بيرونى (محمدرضا اصلانى- ۱۳۵۰) گرفته تا مستندهاى سياسى مانند دكتر فاطمى (محمد تهامى نژاد- ۱۳۵۹) و... همگى مبناى كارشان را پرداختن و ارائه تصويرى واقعى از شخصيت ها بنا كرده بودند. اما از مهم ترين وقايع و عظيم ترين رويدادهاى تاريخ معاصر؛ انقلاب اسلامى و از بزرگترين و مشهورترين شخصيت ها در دنيا امام خمينى بوده است. اين واقعه علاوه بر تأثير فراوان در مسائل تاريخى ايران، اثرگذارى مستقيم و مهمى در مناسبات خاورميانه و در سطح دنيا داشته است. به طورى كه مهم ترين متفكران دنيا درباره انقلاب ايران گفته و نوشته اند: «سرشت نماى اين رويداد انقلابى اراده مطلقاً جمعى اى است كه كمتر مردمى در تاريخ چنين فرصت و اقبالى داشته اند.»(۱)
از سويى انقلاب ايران با شخصيتى چون امام خمينى معناى متفاوت ترى در نظريه هاى متعدد انقلابى يافته است. شخصيتى بشدت چند بعدى كه پرداختن و تصويرگرى و حتى بررسى ابعاد شخصيتى او وسوسه انگيز به نظر مى رسد. فوكو در مورد او مى نويسد: «شخصيت آيت الله خمينى، پهلو به افسانه ها مى زند. امروز هيچ رئيس دولتى و هيچ رهبر سياسى، حتى به پشتيبانى همه رسانه هاى كشورش نمى تواند ادعا كند كه مردمش با او پيوندى چنين شخصى و چنين نيرومند دارند.»(۲)
فوكو او را قديس پيرى در پاريس لقب داد و خطاب به اطرافيان امام از سوى خلبان بوئينگ گفت: گرانبهاترين ثروتى كه ايران از قرن ها پيش تاكنون داشته، در فرانسه پيش شماست. خوب نگهدارى اش كنيد.(۳)
اين اظهارنظرها چه در دنيا و چه در ايران طى اين سه، چهار دهه پيش و پس از پيروزى انقلاب پرداختن و نزديك شدن حوزه سينما و تصويرسازى را با حساسيت و احتياط بسيارى همراه ساخته است. تصاوير متعدد و متنوع بسيارى در طول اين سال ها به وسيله شبكه هاى خبرى داخلى و خارجى از امام برداشته شده كه قابليت ساختن مستند را داشته است. قطعاً اگر امام خمينى زنده بود و موافقت مى نمود تا از او اثرى مستند خلق شود وضعيت ساخت اثر مستند درخصوص او تفاوت بسيارى مى كرد. مستندهايى كه در حال حاضر از شخصيت امام خمينى ساخته شده عمدتاً وابسته به تصاوير متعددى است كه محدود به زوايا، فضاسازى و قاب بندى خاص تصويربرداران پيشين بوده است و بعضاً نياز به بازسازى و تركيب تدوين دارد كه بعضاً با نوشتن قابل انتقال است. كارى كه حزب الله لبنان در قالب ۱۲ لوح فشرده با نام روح الله در مورد امام توليد و عرضه كرد و سال گذشته از تلويزيون كشور پخش شد. اثرى كه با شيوه و شگرد تركيبى ساخته شد و امام خمينى را در دل وقايع متعدد بررسى نمود.
فكر ساخت فيلم در مورد امام پس از سال ۱۳۶۸ افزايش يافت. مستندهاى مرتبط با موضوع انقلاب اسلامى كه در واحدها و نهادهاى انقلابى و مراكزى چون مركز مستندسازى سيما و... توليد شدند با بررسى وضعيت انقلاب و نقش امام خمينى در آن پيوند خورده بود. مشخص است كه اجازه ساخت اين موضوع با حساسيت زيادى كه مسئولين انقلاب و خانواده امام خمينى نسبت به شخصيت وى داشته اند به هر فردى داده نشده است. به همين خاطر است كه درخواست ها، پيام ها و مذاكرات متعدد مصطفى عقاد از مسئولين جمهورى اسلامى براى ساخت اثرى درخصوص امام (با بازى شون كانرى) به نتيجه نرسيد. عقاد به دليل ساخت اثرى كه خود در مورد پيامبر اسلام(ص) همواره از سوى جمهورى اسلامى مورد توجه بوده و اثرش بارها از تلويزيون كشور پخش شده است. همين امر گمانه هاى اندكى مبنى بر به سرانجام رسيدن چنين تقاضايى را افزايش مى داد. هرچند اوايل دهه هشتاد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى هم از عقاد در جشنواره فجر تقدير و از وى دعوت به عمل آورد اما رؤياى ساخت چنين اثرى با مرگ عقاد پايان پذيرفت. اين در حالى بود كه پس از رحلت امام خمينى در سال ۱۳۶۸ مستندى به نام «آفتاب و عشق مظلوم» از طرف حوزه هنرى سازمان تبليغات اسلامى و توسط كارگردانانى چون مجيد مجيدى، جواد شمقدرى، ناصر سروى، عطاءالله سلمانيان و عباس ناصرى در قطع ۳۵ ميلى مترى و به مدت ۸۰ دقيقه توليد شد. فيلم حكايت تأثر مردم ايران در سوگ از دست دادن رهبر خويش بود و اين اثر مستند تلاش مى كرد تا از مصلا، محل زيارت امام و مراسم تدفين تا شب هفت و محل اقامت او در جماران را به تصوير بكشد. اثرى كاملاً متكى به حضور كارگردانان در صحنه واقعه كه منوط و مربوط به درگذشت امام مى شد.
شيوه ساخت مستندى با هزينه تلويزيون، سالها پس از كار دسته جمعى مورد اشاره، رسول صدرعاملى را درگير خود كرد. صدرعاملى با حمايت تلويزيون اثر بلند سريال گونه اى با نام «پرواز قرن» را با تهيه كنندگى محمدمهدى عسگرپور توليدكرد كه علاوه بر پرداختن به زندگى امام در داخل كشور عمده توجه اش را معطوف به ديدگاه شخصيت هاى خارجى به زندگى و انديشه هاى امام كرده بود. از اين رو صدرعاملى با حضور در محل موقت زندگى امام در نوفل لوشاتوى فرانسه با همسايه ها و افراد مرتبط با وى كه حتى كمترين زمان ديدار را با امام داشته اند به شيوه مصاحبه اى و اثرى مستند از نگاه خارجى ها به وى ارائه كرد.
حتى اين آثار هم باز پيرامون شخصيت امام خمينى و حلقه اى بود كه شايد به دليل شرايط اجازه نزديكى كامل به او داده نمى شد. اما اندك اندك اخبار مختلفى از برخى فيلمسازان وابسته به نهادهاى دولتى- درخصوص امام- شنيده مى شد. فيلمسازانى از نسل انقلاب كه مسئولين به لحاظ حساسيت موضوع ترجيح مى دادند كار به آنها سپرده شود. مجتبى راعى از اين دست فيلمسازان بود كه در حوزه تاريخ معاصر (غزال)، سينماى دينى (تولد يك پروانه) و آثارى باموضوع انقلاب و وقايع ۱۷ شهريور (جاى امن) و ... آثارى ساخته بود. صنوبر نام اثرى بود كه باز به لحاظ احتياط بالاى موجود پيرامون بخشى از زندگى امام توليد شد كه از نظر موضوع كمتر مى شد به آن ايراد و اشكال گرفت اين موضوع مربوط مى شد به دوران كودكى و نوجوانى امام. از اين رو ساخت صنوبر و پخش آن و تمام آثارى كه اخبار ضد و نقيضش را در بر مى گرفت و از همه مهم تر گذشت زمان، آستانه احتياط درخصوص موضوع مورد اشاره را پائين مى آورد. به همين خاطر ساخت اثرى پرسروصدا از زندگى امام خمينى آغاز و به مدت چهار سال از اوايل دهه هشتاد با تهيه كنندگى بنياد حفظ و نشر آثار امام خمينى و حمايت انجمن انقلاب اسلامى و دفاع مقدس و به كارگردانى بهروز افخمى ادامه يافت. اثرى كه تا حال به دليل طراحى چهره امام و فرزندان وى خصوصاً سيد احمد خمينى نشان از فيلمى متفاوت از شخصيت امام دارد. مضاف بر اين كه كارنامه افخمى در ميان فيلمسازان سينماى ايران كارنامه اى در خور توجه و تا حدودى جريان ساز است. او كارگردانى با دقت، صبور و جزئيات پرداز است. او در اين اثر دوره هاى مختلف زندگى امام را به تصوير كشيده و از بازيگران متعددى چون عبدالرضا اكبرى (دوران ۱۵خرداد) ، جمشيد هاشم پور(پس از انقلاب) و محمدرضا شريفى نيا(سيد احمد خمينى ) باگريم هاى متعدد كه از عكس هاى آن پيداست و كارى متفاوت است را روايت كرده است اثرى كه بنابر برنامه ريزى گروه فيلمسازى تا پائيز امسال به نمايش در خواهد آمد.
شايد اثر افخمى نقطه عطفى باشد تا سينماى ايران به حريم هاى ديگر مرتبط با انقلاب اسلامى و حتى پيرامون شخصيت هاى مقدس اسلام نقبى زده و فصلى جديد در شمايل نگارى اسلام و انقلاب آغاز شود.

پانويس:
۱- ميشل فوكو - ايران روح يك جهان بى روح - نشر نى، ص ۵۷
۲- همشهرى ماه، شماره ۱۸ بهمن ،۸۶ ص ۶۹
۳- همان
عبدالرضا اكبرى بازيگر نقش امام(ره)
نقشى كه آرزوى هر بازيگرى است
369891.jpg
شهرزاد معتمدى
عبدالرضا اكبرى انتخاب دوم بهروز افخمى براى بازى در نقش حضرت امام(ره) بود. او ابتدا از جمشيد هاشم پور براى بازى در اين نقش دعوت كرد اما از تست گريم او راضى نشد و از اكبرى خواست تا بازى در اين نقش را برعهده گيرد. گريم او پس از گذشت چهار مرحله تست رضايت افخمى را جلب كرد و سرانجام عبدالرضا اكبرى بازيگر نقش امام فرزند صبح شد. او به خوبى به حساسيت هاى اين نقش آگاهى دارد و آنطور كه از صحبت هايش برمى آيد، انرژى مضاعفى براى ايفاى آن صرف كرده است. اكبرى يكى از مشوق هاى خود را سيدحسن خمينى مى داند كه در بازديد از پشت صحنه اين مجموعه باعث افزايش روحيه و اميدوارى او شده است.
* چگونه براى ايفاى نقش حضرت امام(ره) انتخاب شديد
حدود شش سال پيش آقاى افخمى من را براى بازى در نقش پدر امام انتخاب كرده بودند. همان زمان تست گريم هم انجام شد و همه آماده كار شديم اما بنابه دلايلى كار متوقف شد و چهار سال گذشت تا اين كه من از طريق مطبوعات باخبر شدم دوباره فيلمبردارى «فرزند صبح» شروع شده است. با من هم تماس گرفته شد و من فكر مى كردم براى ايفاى همان نقش قبلى بايد سر كار بروم اما وقتى روى صندلى براى گريم نشستم، آقاى افخمى گفتند مى خواهيم براى نقش امام تو را گريم كنيم. چهار مرحله تست گريم طول كشيد. هر مرحله شش الى هفت ساعت زمان مى برد. پس از اين چهار مرحله، عكس هايى كه گرفته شد مورد تأييد قرار گرفت و من براى بازى در اين نقش انتخاب شدم.
* از اين كه اين نقش به شما داده شد، تعجب نكرديد
خيلى تعجب كردم كه آقاى افخمى چطور از آناتومى صورت من به اين نتيجه رسيده است. هيچ وقت فكر نمى كردم، روزى ايفاگر اين نقش باشم. تصور نمى كردم هيچ شباهتى بين چهره من و حضرت امام وجود داشته باشد. اين انتخاب به نگاه عميق بهروز افخمى و شناخت او از اجزاى صورت من برمى گردد. قبلاً در «روز شيطان» به كارگردانى او بازى كرده بودم و از مدت ها قبل با او آشنايى داشتم. همه بازيگران در طول فعاليت هنرى شان دوست دارند، نقش شخصيت هاى بزرگ، انسان هاى تأثيرگذار در تاريخ و وارسته و فرهيخته را بازى كنند. بازى در اين نقش ها مطالعه و تحقيق بسيارى مى طلبد و بازيگر بايد انرژى مضاعف بگذارد. اين نقش ها با نقش هاى معمول تفاوت بسيارى دارد. همه اين عوامل باعث مى شود، نقش تا مدت ها در بازيگر رسوب كند و با او باقى بماند و ماندگار شود.
* از چه منابعى براى مطالعه و تحقيق درباره شخصيت امام استفاده كرديد
پس از تست گريم فرصت كمى براى مطالعه داشتم. چون توليد آغاز شده بود و تنها سكانس هايى باقى مانده بود كه من بايد جلو دوربين مى رفتم. طبيعتاً شناخت قبلى از شخصيت امام داشتم اما از طريق ديدن عكس ها و تصاوير مربوط به سخنرانى امام سعى كردم بازى ام را به شخصيت امام نزديك تر كنم. خوشبختانه انتخاب من براى اين نقش درست مصادف شد با روزهاى ۱۴ و ۱۵ خرداد دوسال پيش و در آن روزها تلويزيون فيلم هاى متعددى از جمله فيلم هايى كه تا به حال نديده بودم درباره حضرت امام نشان مى داد. حتى فيلم هايى مربوط به زندگى شخصى ايشان هم به نمايش درآمد كه خيلى به من كمك كرد. نوع نگاه كردن، ايستادن، لحن، حركات و رفتار ايشان خيلى برايم مهم بود. از سوى ديگر من كاملاً خود را در اختيار آقاى افخمى قرار داده بودم. ايشان هم در كار بسيار سختگير هستند و به سادگى حتى از يك پلان هم نمى گذرند. حتى پلك زدن من هم دراختيار خودم نبود و ايشان روى تمام حركات من نظارت و كنترل داشتند. در طول كار مشاورانى هم داشتيم كه درباره طرز پوشيدن عبا، راه رفتن، عمامه به سر گذاشتن و... توضيحاتى به من مى دادند. فيلمبردارى در دو مرحله انجام شد و بين اين دو مرحله چند ماه فاصله افتاد. اين فاصله براى من بهترين فرصت بود كه با فراغ بال مطالعات بيشترى انجام بدهم. به مركز نشر و تنظيم آثار حضرت امام رفتم و حاج آقا انصارى كتاب هاى زيادى ازجمله آثار امام و كتاب هايى كه درباره ايشان منتشر شده بود را دراختيار من گذاشتند. مطالعه اين كتاب ها من را با ابعاد مختلف شخصيتى حضرت امام آشنا كرد.
*گويا با خانواده امام هم ملاقاتى داشتيد نظر آنان درباره بازى شما در اين نقش چه بود
حاج سيد حسن آقا چندين بار سر صحنه آمدند. در يكى از اين دفعات من سر صحنه حاضر بودم. وقتى بهت، حيرت، شگفت زدگى و باور را در چشمان ايشان ديدم، خيلى اميدوار شدم و اعتماد به نفس بيشترى پيدا كردم. صحبت هاى ايشان از نظر روحى كمك بسيارى به من كرد و روحيه من را بالا برد. برخورد حاج سيد حسن آقا باعث شد با انرژى و توان بيشترى در اين نقش بازى كنم و با اميد بيشترى كار را ادامه دهم.
*از خودتان چه چيزى به نقش اضافه كرديد
براى نخستين بار بود كه هيچ چيزى به نقش اضافه نكردم چون به هيچ وجه نمى توانستم خودسرانه عمل كنم. از اين نظر بسيار تابع نظرات كارگردان بودم. شخصيت امام در سال هاى ۱۳۴۲ و ۱۳۴۳ و در سكانس هاى مربوط به تبعيد در اين فيلم به تصوير درآمده است. مردم به خوبى امام را به خاطر دارند و هر چيزى را كه من به نقش اضافه مى كردم به خوبى مشخص مى شد. تنها دراين مراحل سعى كردم اقتدار ، عظمت و درعين حال سادگى و آرامش خاص امام را به نمايش بگذارم.
* كار با آن گريم سنگين و حساسيتى كه اين نقش دارد مطمئناً ساده نبوده است . چه سختى هايى را در طول كار تحمل كرديد
معمولاً فيلمبردارى سكانس هايى كه من در آنها حضور داشتم، نزديك صبح و طلوع خورشيد انجام مى گرفت. براى اين كار من بايد ۱۲ شب روى صندلى گريم مى نشستم و تا شش صبح گريمم طول مى كشيد. در سكانس هاى مربوط به درياچه نمك، گريم در يك اتاقك كه در همان جا ساخته شده بود، انجام مى شد خيلى از مواقع تمامى انرژى خودم را از دست مى دادم و خوابم مى برد . يكى از دوستان گريمور سر من را نگه مى داشت و ديگرى صورتم را گريم مى كرد. همزمان با طلوع خورشيد گروه فيلمبردارى مى رسيد و اين در حالى بودكه خواب بر من غلبه كرده بود و هيچ انرژى نداشتم. با اين حال هرچه انرژى داشتم به كار مى گرفتم تا بتوانم به خوبى كار را انجام دهم . از لحظه اى كه گريم شروع مى شد تا پايان كار هيچ چيز نمى توانستم بخورم و فقط آبميوه آن هم با نى بايد مى نوشيدم.
ما در فصل سردى در درياچه نمك فيلمبردارى داشتيم و نمى توانستم لباس گرم بپوشم و مجبور بودم با همان لباس هاى كمى كه به تن داشتم، بازى كنم به طور كلى شرايط محيطى درياچه نمك كار را سخت تر مى كرد . سرماى هوا و گل بودن زمين حتى چندين بار باعث فرو رفتن وسايل فيلمبردارى در زمين شد كه تمامى اينها كار را سخت تر مى كرد اما فكر مى كنم بازى دراين نقش ارزش تحمل تمام اين سختى ها را داشت و من هم با جان و دل تمامى اين دشوارى ها را پذيرفتم.
* پيش بينى مى كنيد نتيجه كار قابل قبول باشد
اطمينان دارم ، «فرزند صبح» فيلم بسيار خوبى شده است. مجموع عوامل فيلم همه حرفه اى بودند و با جان و دل كار كردند. گروه فيلمبردارى ، كارگردانى، طراحى صحنه، بازيگرى و... همه زحمت كشيدند تا بهترين نتيجه حاصل شود و مطمئنم نتيجه كار قابل قبول و رضايت بخش خواهد بود.
درباره «روايت موسيقايى همپاى جلودار»
اداى دين موسيقى به سوگواران
370032.jpg
مريم قاضى زاده
اركستر سمفونيك تهران در روزهاى ۹ تا ۱۱ خرداد ماه روى صحنه رفت. اين اركستر به رهبرى دكتر منوچهر صهبايى از پنجشنبه تا شنبه نواى سازها را در تالار وحدت طنين انداز كردند. اين اجرا كه برنامه ديگرى از اركستر سمفونيك تهران در سال جارى به شمار مى آيد با عنوان «روايت موسيقايى همپاى جلودار» به مناسبت نوزدهمين سالگرد ارتحال ملكوتى حضرت امام(ره) معرفى شد.
رهبرى اركستر بر عهده صهبايى بود كه پيشتر اجراى اثر ثمين باغچه بان را در همين تالار به روى صحنه برده بود. در اجراى ويژه اى كه به مناسبت ارتحال حضرت امام(ره) برگزار شد رازميك اوهانيان رهبرى گروه كر را بر عهده داشت و على تفرشى، محمد گلريز، على مينوسپهر و اسفنديار قره باغى به عنوان خواننده اركستر را همراهى مى كردند.
در اجراى ياد شده قطعات نور در ظلمت (كه به وقايع قبل از انقلاب مى پردازد)، طلوع فجر، دفاع مقدس، ارتحال، فرزندان امام، خمينى اى امام، پرواز ققنوس، دريغا و پيروزى در دو بخش هجران آفتاب و قطعات انتخابى اجرا شدند كه البته اين قطعات مورد استقبال قرار گرفت.
پيش از اجراى اين اركستر روز سه شنبه (هفت خرداد ماه) در تالار وحدت نشستى برگزار شد و در اين جلسه خبرى دكتر احمدى مديركل دفتر موسيقى معاونت هنرى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، دكتر منوچهر صهبايى، رهبر اركستر سمفونيك تهران، سعيد ذهنى (آهنگساز قطعات بخش هجران آفتاب)، هادى آزرم (عضو هيأت امناى انجمن موسيقى و انتخاب كننده قطعات بخش انتخابى) و اميرنيا (مدير بنياد فرهنگى - هنرى رودكى) حضور داشتند. گزارش اين جلسه پيش روى شماست.
در ابتداى نشست مطبوعاتى «روايت موسيقايى همپاى جلودار» دكتر احمدى مديركل دفتر موسيقى معاونت هنرى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى عنوان كرد: «بنا داريم با انسجامى كه در اركستر سمفونيك تهران اتفاق افتاده شاهد اتفاقات خوب در سال ،۸۷ سال نوآورى و شكوفايى باشيم. اركسترى كه اجرا خواهد شد به همت نوازندگان و هنرمندان نوازنده اركستر، رهبر و پيگيرى هايى كه شوراى تخصصى پشتيبانى كرده اند بوده و مى توانيم بگوييم كه امروز يكى از سهل ترين فعاليت هاى خودش را دنبال مى كند. اتفاقى كه براى نوزدهمين سالگرد ارتحال رخ داده در كمترين زمان تمرين و پيگيرى بوده و اين حكايت از همدلى و همنوايى دست اندركاران دارد.»
وى افزود: «در سال هاى گذشته شاهد چالش هايى در رابطه با انسجام و نظم اركستر بوديم كه در جاهاى مختلف به شرح و تفصيل آن پرداخته شده و اميد است كه انسجام فعلى كه حاصل جلسات متعدد است از ديد كنجكاوانه اهالى مطبوعات دور نمانده و اين اتفاقات خوب را به خوبى تجزيه و تحليل كنند.»
مديركل دفتر موسيقى درباره اجراى برنامه توسط اين اركستر گفت: «اجراى اين گروه در دى ماه سال گذشته پيگيرى شده و در بهمن ماه به تصويب هيأت امناى انجمن موسيقى رسيد و با اقداماتى كه در فروردين و ارديبهشت سال جارى انجام شد در ۹ تا ۱۱ خرداد ماه در تالار وحدت اجرا خواهد شد.»
وى افزود: «از موسيقى مى توان كمك گرفت و كمك داد، به اين معنى كه موسيقى را در خدمت اين مناسبت هاى ويژه گرفته و از اين فرصت ها براى اعتلاى هنر موسيقى استفاده كنيم، اين مناسبت ها مى تواند آشتى دهنده موسيقى و مردم باشد به طورى كه از اين مناسبت ها كه در ذهن مردم جايگاه ويژه اى دارند براى نشان دادن جايگاه موسيقى استفاده كنيم.»
در ادامه اين نشست منوچهر صهبايى رهبر اركستر سمفونيك تهران اعلام كرد: «طبق برنامه اى كه داشتيم كار را از هفته پيش شروع كرديم كه كليه كارها به خوبى پيش رفته است، در شروع برنامه قطعه «هجران آفتاب» كه توسط سعيد ذهنى ساخته شده و براى اولين بار اجرا خواهيم كرد و در بخش دوم نيز چهار قطعه به نام هاى «پرواز ققنوس» از على بكان، «پيروزى» از على رحيميان، «خمينى اى امام» از حميد شاهنگيان و «دريغا» روى تمى از محمدعلى شكوهى و تنظيم مرحوم حشمت الله سنجرى را به اجرا درخواهيم آورد. اين آثار براى اركستر، كر و صداهاى تكخوان است.»
وى تأكيد كرد: ما با سختى و حسن نيت و پرانرژى كار مى كنيم. از دفتر گروه موسيقى و اينجانب گرفته تا نوازندگان اركستر سمفونيك، تلاش مى كنيم تا ضعف هايى كه در هماهنگى هاى موسيقى يا انضباط بوده است را برطرف كنيم. به زمان نياز داريم تا كارهايى كه در بيشتر از دو يا سه دهه انجام نشده است را انجام دهيم و خواهش مى كنم كه در رسيدن به هدف عجله نكنيد. اين كارها نيازمند وقت است.
رهبر اركستر سمفونيك تهران با اشاره به مشكلاتى همچون نوازندگانى كه از اركستر اخراج شده و در برخى مطبوعات اظهار نظر كرده اند، گفت: ما مى خواهيم اركستر را درست كنيم و هر كسى كه بخواهد بى نظم باشد، سر تمرينات اركستر نيايد، آماده نباشد از اركستر اخراج خواهد شد. ما در حال انجام يك كار دسته جمعى هستيم و يك كار دسته جمعى نيازمند نظام است و بايد همه مرتب و منظم باشند.
وى افزود: «اين دور از انصاف است كه تلاش هاى حدوداً ۱۰۰ نفر از افرادى كه صادقانه در جهت بهبود اوضاع تلاش مى كنند را ناديد گرفته و به حرف هاى افرادى كه به خاطر منافع شخصى مطالبى را عنوان كرده اند استناد كنيم.»
صهبايى با اشاره به برخى از بحث هاى تخصصى در مطبوعات گفت: «در برخى نشريات مطالبى مى نويسند كه نشان دهنده عدم اطلاع از موسيقى است. توصيه من اين است كه اگر مى خواهند مطالب تخصصى بنويسند از افراد متخصص كسب اطلاعات كرده و به جاى سؤال و جواب از خوانندگان به افراد ذيصلاح رجوع كنند.»
در اين نشست سعيد ذهنى آهنگساز قطعات بخش اول درباره محتواى قطعات گفت: «اين قطعات بنا به درخواست انجمن موسيقى ايران و دفتر موسيقى و معاونت هنرى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى ساخته شده و شامل پنج قطعه با نام هاى نور در ظلمت (كه به وقايع قبل از انقلاب مى پردازد)، طلوع فجر (پيروزى انقلاب اسلامى)، دفاع مقدس (حوادث جنگ تحميلى) و ارتحال و فرزندان امام (ره) (تداوم راه حضرت امام(ره)) است كه در تمام اين قطعات محوريت با ارتباط امام خمينى (ره) با انقلاب اسلامى است. بعد از كار نينوا (اثر حسين عليزاده) اين قطعات نخستين قطعاتى است كه براى ساز اصلى نى و اركستر نوشته شده اند.»
اين آهنگساز افزود: «در بخش «هجران آفتاب» سعى كرديم كه نگاهى آزاد به موسيقى ايران داشته باشيم و اين قطعات در گام هاى كلاسيك نوشته شده كه توانايى اجرا در اركسترهاى مختلف جهانى را داراست.»
وى درباره محتواى اين قطعات نيز گفت: «براى ايجاد رنگ بندى و جغرافياى موردنظر به طور مثال در قطعه جنگ تحميلى، در تركيب متداول اركستر در فرم جهانى، ساز دمام، سنج و دف و يك خط آوازى در قالب تكخوان با صداى على مينوسپهر و تكنوازى نى كه اجراى آن با آرش فلاح است اضافه شده است. اشعار اين قطعات نيز از دكتر على معلم و زنده ياد دكتر قيصر امين پور انتخاب شده اند.»
وى در خصوص علت استفاده از «نى» به عنوان ساز تكنواز در اين قطعات گفت:
«ساز نى، مابه ازاى موسيقايى امام (ره) است و از آنجايى كه نى به عنوان ساز كاراكتر در اين قطعات وجود دارد و تكنواز هم هست، تجسم فرد رهبرى را دارد كه تمام اركستر به دنبال او در حركت هستند.»
وى همچنين درباره ميزان شناخت شخصى خود از امام خمينى (ره) و تأثير آن بر نوشتن اين قطعات عنوان كرد: «جداى از بحث روحانى و مذهبى بودن امام خمينى (ره) چيزى كه رحلت ايشان را حتى براى مخالفان ايشان هم سخت مى كند، رهبر و ليدر بودن ايشان است.»
او ادامه داد: «ارتباط معنوى و عاطفى مردم با امام خمينى (ره) قابل انكار نيست و اين ارتباط براى كسى مثل من كه در دوران جنگ تحميلى و رحلت ايشان سال هاى دبيرستان و دانشگاه را مى گذراندم كاملاً قابل لمس بود، رحلت ايشان حتى براى كسانى كه به اصل نظام هم مخالف بودند يك حادثه غم انگيز و تأثيرگذار بود و تمام اينها حس هاى درونى شده اى را براى من به وجود آورد كه علاوه بر تحقيقات گسترده ترى كه راجع به شخصيت ايشان انجام دادم، توانستم با حسى كه نسبت به ايشان داشتم قطعاتى را بسازم كه بيانگر تمام احساسات من نسبت به ايشان باشد.»
در ادامه «هادى آزرم» عضو هيأت امناى انجمن موسيقى با توضيح درباره قطعات، علت پيشنهاد تنظيم و اجراى بخش دوم را مغفول ماندن قطعات ارزشمندى دانست كه در شرايط خاص و بحرانى قبل و بعد از انقلاب تا رحلت امام ساخته شده اند.
وى گفت: «خوشبختانه با درايت مسئولان محترم خصوصاً دكتر احمدى پيشنهاد ما درمورد اجراى اين قطعات پذيرفته شد و قرار بر اين شد كه قطعات ساخته شده كه با توانمندى خاصى در آن زمان اجرا شده اند دوباره اجرا شده و ياد و خاطرات آن روزها را زنده كنند.»
آزرم افزود: «اشعار اين قطعات از عباس زندى (پرواز ققنوس)، حميد سبزوارى (خمينى اى امام و دريغا) و مجتبى كاشانى (پيروزى) است كه در ايام دهه فجر نيز اجرا خواهند شد.»
در ادامه نشست دكتر احمدى از امام خمينى (ره) به عنوان همپاى جلودار ياد كرد و گفت: «چون هدف از اجراى اين اركستر تجديد ياد و خاطره امام (ره) است و اين واژه وجود ايشان را در ذهن متبادر مى كند بنابراين نام اركستر،«همپاى جلودار» نامگذارى شد و على رغم وجود قطعه معروف «همپاى جلودار» در بخش دوم اركستر صرفاً به خاطر اين تداعى، اركستر به اين نام خوانده شده است.»


|   شناسنامه   |   آرشيو   |