اكرم عروجى
سير شكل گيرى نظريه حكومت اسلامى (به طور خاص، ولايت فقيه) در انديشه فقهاى شيعه در طول تاريخ تشيع به چه صورتى است
مهم ترين مفهوم در انديشه سياسى تشيع، مفهوم امامت است كه ملك و مملكت دارى، لازمه و بلكه حق انحصارى آن است. در تلقى شيعه، اساساً امامت، منصبى سياسى است و نمى تواند به مقوله حكومت و اجرا بى تفاوت باشد. با غيبت امام دوازدهم، اين رسالت به نائبان خاص و سپس عام آن ها انتقال مى يابد. عالمان شيعه اعم از فيلسوفان، فقيهان و متكلمان به انتقال اين رسالت كاملاً واقف و آگاه بوده اند از همين رو، درباره «حكومتِ در طول امامت» نظريه پردازى كرده اند. به عنوان مثال؛ فارابى و ابن سينا در طرح فلسفه سياسى خود، مسئله زمام دارى را در ذيل بحث امامت مطرح كرده و به ترتيب، سخن از «رئيس مدينه» و «زمام دارى جمهور» به ميان آورده اند. يا خواجه نصير در مباحث سياسى خود در كتاب «اخلاق ناصرى»، صناعت ملك را مطابق فعل امامت دانسته و ملوك مدينه فاضله را مدبّران عالم معرفى كرده و از تعلق دين و ملك سخن به ميان آورده و در فلسفه خود نيز، شريعت، امامت و رهبرى را مايه همگرايى و وحدت جامعه معرفى كرده است. يا ملاصدرا در «شرح اصول كافى» خود، ضمن معرفى كردن امامت به عنوان باطن نبوت، آن را امرى ابدى تا قيام قيامت مى داند كه عين رياست مطلقه است.
فقيهان شيعه نيز بحث حكومت و ولايت را در ذيل مباحث امامت مطرح كرده اند. به عنوان مثال؛
علامه حلى به طرح بحث ولايت در علم فقه معترض بوده و آن را در حوزه كلام سياسى و در ذيل مباحث امامت طرح مى كند. همچنان كه حضرت امام (ره) نيز در كتاب ولايت فقيه خود، بحث حكومت در اسلام را يك بحث عقلى و معطوف به نتايج عقلايى معرفى مى كند. خلاصه اين كه، مسئله حكومت اسلامى چيزى نيست كه تنها در انديشه فقيهان شيعه درباره آن نظريه پردازى شده باشد، بلكه حتى فيلسوفان و متكلمان شيعه نيز از آن غافل نبوده اند، اما طرح اين انديشه در هر زمانى اقتضاى خاص خود را داشته است. به عنوان مثال؛ از غيبت صغراى امام دوازدهم تا زمان دولت صفوى، به رغم وجود فراز و نشيبى كه جريان هاى شيعى داشته اند، به طور كلى مى توان گفت كه آن ها همواره در حاشيه قدرت سياسى و عمدتاً در شرايط سخت تقيه و انزوا به سر مى برده اند و طبيعى است كه در چنين شرايطى اساساً نتوانند نظريه حكومت شيعى را به صراحت، طرح كنند تا چه رسد كه درباره آن نظريه پردازى تفصيلى داشته باشند. آن ها ناگزير بوده اند تا قدر متيقن و حدّ نازلى از ولايت فقيه را مطرح كنند، كه همان هم در مواردى از جمله مورد شهيد اول (ره) به زحمت ممكن بود. اين در حالى است كه به محضى كه امكان ورود شيعه به هسته قدرت سياسى فراهم شد، به سرعت نظريه پردازى درباره نحوه حكومت شيعى شروع شد. نخستين اين نظريه پردازى ها در شرايط جديد را محقق كركى (ره) انجام داد. علماى بعدى، از جمله مرحوم نراقى در «عوايد الايام»، صاحب جواهر در «جواهر الكلام»، آقا نجفى اصفهانى در «رساله فى ولايت الفقيه» و حضرت امام (ره) در «ولايت فقيه» اين انديشه را به شكل شفاف تر و در عين حال مبسوط ترى مطرح كرده اند تا زمانى كه در عصر ما از دل اين نظريه، «انقلاب» و سپس «نظامى» اسلامى متولد شد.
آيا در انديشه خود حضرت امام نيز در خصوص انديشه حكومت اسلامى تطورى مشاهده مى شود يا اين كه وى از ابتدا تا انتها در اين باره انديشه اى ثابت داشته است
تطور انديشه در حيات علمى يك عالم، امرى بسيار عادى و بلكه ضرورى است. كمتر عالمى را مى توان يافت كه نظريات علمى وى در دوران كهولت و پختگى چندان تفاوتى با نظريات وى در دوران جوانى اش نداشته باشد. حضرت امام (ره) نيز از اين قاعده مستثنى نيست، ليكن تطور انديشه هميشه به معنى تغيير در اصل حكمى كه بر موضوعى مشخص بار مى شود، نيست، بلكه در بسيارى از موارد مى تواند به معنى حركت از اجمال به تفصيل و از سطح به عمق باشد. همچنان كه در موارد بسيارى نيز مى تواند به معنى تأسيس حكم ـ موضوع هايى باشد كه سابقه اى ولو به صورت اجمالى و سطحى در انديشه شخص نداشته باشد. در انديشه حضرت امام (ره) هر سه نوع تطور وجود دارد، اما مصداقاً در خصوص انديشه حكومت اسلامى، تطورى كه در انديشه وى صورت گرفته، تطورى از نوع دوم (حركت از اجمال به تفصيل و از سطح به عمق) است.
مباحثى كه حضرت امام (ره) در كتاب «كشف اسرار» خود ـ كه متعلق به سال هاى نخستين دهه بيست مى باشد ـ مطرح كرده است به خوبى نشان مى دهد كه تا چه اندازه وى به مسئله حكومت اسلامى معتقد بوده و عنايت داشته است. طرح اين انديشه در كتاب مذكور باعث مى شود تا در انديشه برخى از جريانات سياسى ـ مذهبى از جمله جريان فدائيان اسلام، حزب ملل اسلامى و... مسئله حكومت اسلامى به يكى از مهم ترين دغدغه ها تبديل شود. در يكى از كنگره هايى كه در خصوص حضرت امام (ره) برگزار شده بود، آيت الله جعفر سبحانى از مراجع تقليد فعلى و از شاگردان معظم له به يكى از حلقه هاى علمى خصوصى حضرت امام (ره) در دهه سى اشاره داشتند كه مشخصاً در آن، حكومت اسلامى به بحث و نظر گذاشته مى شده است تا جايى كه انتشار مباحث ولايت فقيه حضرت امام (ره) در سال ۱۳۴۹ براى كسانى كه در آن حلقه علمى شركت مى كردند چندان تازگى نداشته است. البته ترديدى نيست كه سال هاى پس از پيروزى انقلاب اسلامى، حضرت امام (ره) به تجربه اى جديد و خاص از مسئله حكومت و ولايت فقيه دست يافته كه به وى اجازه آزمون و محك عملى اين انديشه اش را مى داده است. اين تجربه به نوبه خود باعث شده تا معظم له زواياى بيشترى از انديشه ولايت فقيه و حكومت اسلامى را به تناسب اوضاع و شرايط تبيين كند كه با نگاه پسينى مى توان گفت كه وجه كامل اين نظريه در انديشه حضرت امام (ره) به طور تاريخى و در زمانى طولانى به مدت چند دهه شكل گرفته است.
|
|
|
تأثير جريان هاى مختلف فكرى تفقّه در عالم تشيع بر تاريخ انديشه حكومت اسلامى چگونه بوده است آيا همه اين جريانات به برساخته شدن يك خط تاريخى كمك كرده اند يا اين كه هر جريانى خط تاريخى خودش را رقم زده است
علم فقه، يك علم منسجم و هماهنگ است و بخش هاى متفاوت آن به گونه اى بسيار مشخص يكديگر را پشتيبانى و حمايت مى كنند تا جايى كه تحول اساسى در مبانى يك بخش از آن تأثير مستقيمى در تحول در بخش هاى ديگر دارد. با اين حساب، به رغم وجود تنوع آراء و فتاوى نمى توان از جريان هاى مختلف تفقه سخن گفت؛ زيرا روش استنباط و تفقه و حتى منابع آن نيز، تا حدّ قابل توجهى ثابت و يكسان بوده است. از اين رو، براى فهم اين كه چگونه انديشه فقهى معاصر ما به تأسيس يك حكومت دينى منجر شده است، بايد به منطق و سير تحول فكر درونى شيعه در قرون اخير توجه كرد.
اين منطق و سير چه نمودارى دارد
با ظهور «مكتب اصولى» علامه وحيد بهبهانى، انديشه «اجتهاد محور» فقهى ـ اصولى جايگزين «انديشه نص محور» محدثى ـ اخبارى مى شود و فضايى توليد مى شود كه در آن، عقل دينى، محور استدلال و استنباط احكام قرار مى گيرد. اين فضا به خوبى كمك مى كند تا «نرم افزارى» مهم در اصول و فقه به ترتيب به نام هاى «قوانين» و «جواهر الكلام» توسط ميرزاى قمى و صاحب جواهر دو تن از شاگردان بى واسطه و باواسطه علامه بهبهانى توليد شود. اين نرم افزار به بهترين نحو توسط شاگرد صاحب جواهر، شيخ انصارى در دو «قالب» آموزشيِ اصولى و فقهى به نام هاى «رسايل» و «مكاسب» بسيار هنرمندانه پى ريزى شد به گونه اى كه از آن زمان تاكنون به عنوان مهم ترين منابع آموزشى اصول و فقه در حوزه هاى علميه مورد استفاده قرار مى گيرد. در گام بعدى، شاگرد برجسته شيخ انصارى، ميرزاى شيرازى بزرگ با تكيه بر نرم افزارها و قالب هايى كه در اختيار داشت، طرحى بنيادين براى كسب عملى رأس هرم قدرت سياسى ريخت كه بر اساس آن، شاگردان وى در نهضت مشروطه ـ اعم از رهبران برجسته مشروطه خواه و مشروعه خواه ـ تا چندقدمى اين منصب جلو رفتند.
اما به نظر مى رسد كه آنها نتوانستند از نگرش شاه محور فرا بروند
بله. اما، به رغم اين كه آن ها توانستند از فضاى «شاه محور» صفويه به فضاى «قانون محور» مشروطه حركت كنند، به دلايل زيادى نتوانستند موفق به كسب رأس هرم قدرت سياسى شوند. فاصله سه ربع قرنى نهضت مشروطه تا انقلاب اسلامى، فرصتى در اختيار انديشه سياسى شيعه قرار داد تا طرحى اثباتى براى حكومت اسلامى پى ريزى كند. اين گونه شد كه در انقلاب اسلامى آخرين حلقه قدرت سياسى شيعه تكميل شد و كرسى قدرتى كه پنج قرن قبل از آن در صفويه به لحاظ تئوريك در اختيار آن قرار گرفته بود، به لحاظ عملى نيز بدان تسليم شد و حضرت امام (ره) با كسب بالاترين جايگاه در هرم قدرت سياسى، نه تنها كار ناتمام ميرزاى شيرازى بزرگ را تمام كرد، بلكه با ايجاد «نهادسازى» جديد، گامى بزرگ در تأسيس «نظام اسلامى» كاملاً متمايز از نظام هاى موجود در جهان اسلام سنى و نيز جهان غرب برداشت.
با در نظر گرفتن تطور در انديشه حكومت اسلامى، آينده حكومت اسلامى به چه شكل خواهد بود
مهجوريت تاريخى شيعه، حداقل به مدت هفت قرن در فاصله غيبت امام زمان (عج) تا ظهور صفويه و پس از آن به ميزانى كمتر مانع از تجربه عملى انديشه شيعه براى حكومت كردن بوده است. اين مشكل باعث شد كه با پيروزى انقلاب اسلامى حكومت شيعى با كمترين تجربه عملى شروع شود؛ تجربه اى كه در برخى از اجزاى خود مستلزم حداقل چنددهه گذار زمان بود. با همه اين مشكلات، انقلاب اسلامى فرصت اين تجربه را براى عنصر ايرانى به وجود آورد و انديشمندان شيعى را متوجه برخى از اقتضائات عملى در انديشه هايشان كرد. «انقلاب فرهنگى» و «جنبش توليد علم دينى و نهضت نرم افزارى» دو گام اساسى خودجوش در مقطع زمانى پس از پيروزى انقلاب اسلامى بود كه براى رفع موانع پيش گفته برداشته شده و در حال تحقق يافتن است. اگر انقلاب اسلامى موفق به اين دو گام اساسى نشود، حكومت اسلامى در مقام اجرا ناگزير از نوعى وام گيرى گسترده از نرم افزارهاى حكومت هاى رقيب خود خواهد بود و اين چيزى جز مرگ و پايان انقلاب اسلامى نخواهد بود. دلسوزان انقلاب اسلامى و متعهدان به انديشه شيعى بايد بكوشند تا در پرتو فرصت مفيدى كه انقلاب اسلامى در اختيار آن ها قرار داده، ضمن توليد هرچه بيش تر انديشه دينى به شفاف تر كردن مرزهاى دانش دينى و غيردينى بپردازند.
تلفن گروه انديشه : ۸۸۷۶۱۲۵۷