يكشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۸۷ - ۴ جمادى الثانى ۱۴۲۹
Sun, Jun 8, 2008
گزارش
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
سياست
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اجتماعى
اقتصاد
بين الملل
تاريخ
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
سلامت
خانواده
ماجرا
ديپلماتيك
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اوقات شرعى
ادبيات فارسى، قدرتمند مهجور
370056.jpg
حميده احمديان راد
ملت هاى كمى در جهان پيدا مى شوند كه تاريخى كهن داشته باشند، در معرض هجوم و تسلط انواع اقوام بيگانه قرار گرفته باشند و هنوز هم زبان و ادبياتشان را حفظ كرده باشند. وجود چند زبان مسلط در دنيا اين حرف را ثابت مى كند . نه مصرى ها با تاريخ كهن و پادشاهى هاى عظيم و نه اينكاها با جوامع پيشرفته شان نتوانستند مانع از تسلط زبان هاى عربى و اسپانيايى شوند. در حالى كه نه حمله اعراب و مغولان و نه هجوم اقوام مهاجم از كشورهاى همسايه نتوانست زبان فارسى را از بين ببرد و ادبيات فارسى را منسوخ كند. برعكس كشور ما به مدد زبان و ادبيات قوى، حوزه تمدنى گسترده اى دارد. به همين دليل است كه بسيارى از ملت هاى ديگر براى دست و پا كردن هويتى براى خود هريك به گوشه اى از گنجينه ادبيات فارسى چنگ مى زنند و مى كوشند نام شاعران و نويسندگان ايرانى را براى خود مصادره كنند. كارى كه هيچ يك از پادشاهان جهانگشاى گذشته نتوانستند انجام دهند به مدد زبان و ادبيات فارسى محقق شده است. اين نفوذ هم چيزى مربوط به گذشته نيست. زبان و ادبيات فارسى هنوز هم قادر است حوزه نفوذ تمدن ايران را بيش از اين گسترش دهد، به شرط اين كه آموزش زبان و ادبيات فارسى هم به شكل رسمى و هم به شكل غيررسمى از شكل كنونى خارج شود.

فرزندان ما و چه بسا خودمان نمى توانيم شاعران و نويسندگان بزرگمان را نام ببريم و درباره آنها حرفى بزنيم و يا نوشته هايشان را به طور صحيح بخوانيم. دانش آموزان ما در درس هاى انشا و املا ضعيفند. برخى دانشجويان رشته زبان و ادبيات فارسى بى رغبت درس مى خوانند و دانشگاه ها قادر نيستند در زمينه زبان و ادبيات فارسى افرادى كارشناس و تحليلگر تحويل دهند. هيچ رويه مشخصى درباره تغيير و تحولات زبان فارسى و هيچ مرجع قدرتمندى كه در اين زمينه حرف نهايى را بزند وجود ندارد و يا جايگاه آن جدى گرفته نمى شود.
همه اينها ثابت مى كند كه ما هنوز به اهميت زبان و ادبيات فارسى درگسترش حوزه نفوذ تمدن ايران پى نبرده ايم.

* بى توجهى از خانه شروع مى شود
يونسكو مى گويد: «در سراسر جهان مادران نقششان را فراموش كرده اند». در ايران فراموشى اين نقش به خوبى احساس مى شود. در كشورى كه يكى از سرچشمه هاى قصه ها و افسانه هاى دنياست، ديگر مادران و مادر بزرگ ها براى بچه هايشان قصه نمى گويند. البته خود آنها هم ديگر چندان آشنايى اى با شعر و قصه و ادبيات و ضرب المثل ها و حكايت ها ندارند.
اين در حالى است كه دكتر مهناز حق شعار روانشناس مى گويد: «بچه ها كمبودها، خلأهاى عاطفى و نيازهايشان را بيشتر در رؤياها تجلى مى دهند.»
وى مى افزايد: «سن آشنايى با قصه و كتاب از همان خردسالى است. قديم ها مادرها يا پرستاران لالايى مى گفتند و اين كار را از بدو تولد انجام مى دادند و حالا كتابها جاى اين فرهنگ شفاهى را گرفته اند.
طبق تحقيقات روانشناسى قصه هاى جن و پرى براى بچه ها جالب است . اين قصه ها همه نوع قهرمان دارد. در اين قصه ها بدى، خوبى و حادثه يافت مى شود و شرايط طبيعى ، خدا و كودك به كمك قهرمان مى رسد. وقتى قهرمانان شخصيت هاى اغراق شده اى دارند، بخش هايى از شخصيت ما را بروز مى دهند و وقتى موقعيت تخيلى به وجود مى آيد، بچه خودش را در آن موقعيت قرار مى دهد.»
به اين ترتيب خانواده هاى ايرانى فرزندانشان را از يك غذاى روح بسيار مؤثر محروم مى كنند. ضمن اين كه سن آشنايى با ادبيات و كتاب هاى ادبى سن خردسالى است و در نتيجه بچه هاى ايرانى با ادبيات سرزمين شان رشد نمى كنند و در آينده ارتباط مؤثرى با آن برقرار نمى كنند.

* روند بى توجهى به ادبيات در مراكز آموزشى
كارشناسان تعليم و تربيت فاصله گرفتن سريع كودكان و جوانان را از فرهنگ و ادبياتشان احساس مى كنند.
مينو بيگلرى كارشناس تعليم و تربيت مى گويد: «علاوه بر خانواده ها مدارس و دانشگاه هاى ما از آموزش ادبيات و هنر ايرانى غافلند و به عبارتى ايرانى ها فراموش كرده اند چگونه بچه هايشان را ايرانى پرورش دهند. خطر اين بى توجهى اين است كه وقتى كسى با فرهنگ و ادبياتش آشنا نباشد بى هويت مى شود و به جاى توجه به فرهنگ ملى به سمت فرهنگ بيگانه متمايل مى شود. در كشورى مثل فرانسه كه به ادبياتش مى بالد ؛ مدارس به هريك از دانش آموزان تكليف مى كنند كه دست كم پنج كتاب از ادبيات قديمى و معاصر خود را در هر سال تحصيلى مطالعه كنند و در آخر از هر يك از بچه ها به طور جداگانه از كتاب هايى كه خوانده است امتحان مى گيرند و دانش آموزان بايد بتوانند اين كتاب ها را تحليل كنند. اين تازه مربوط به دانش آموزانى است كه در رشته هاى غير از علوم انسانى درس مى خوانند. وگرنه در رشته علوم انسانى سخت گيرى به مراتب بيشتر است. اما در كشور ماوضع به گونه اى است كه بچه ها به راحتى نمى توانند متون ادبى را بخوانند و در املا و انشا و نامه نگارى ضعيفند. نتيجه اش اين است كه ما تحصيل كرده هايى داريم كه نمى توانند يك نامه ادارى درست بنويسند و يا منظورشان را در نوشته هايشان برسانند.»
از همه بدتر آن كه روند حفظ كردن متون درسى ادبى كه از مدرسه شروع مى شود به دانشگاهها هم تسرى يافته است. شيوه برنامه ريزى درسى در دانشگاه ها به شكلى است كه اخيراً اساتيد و نيز نويسندگان خواستار ايجاد تحولى در شيوه تدريس زبان و ادبيات فارسى شده اند.
برخى از استادان ادبيات عقيده دارند كه دانشگاه ها به ادبيات معاصر و نيز ادبيات دوره باستان بى توجهى مى كنند و همان ادبيات كلاسيك هم كه مورد توجه دانشگاه هاست با روشى تدريس مى شود كه نتيجه مورد انتظار را به دست نمى دهد.
مينو بيگلرى مى گويد:«شيوه تدريس ادبيات بايد به گونه اى باشد كه ذوق و خلاقيت افراد شكوفا شود و نيز دانشجويان تحليل متون ادبى را بياموزند. در كشور فرانسه كه گفتيم زبان و ادبيات خود را به شدت ارج مى نهند، افرادى كه در رشته زبان و ادبيات فرانسه تحصيل مى كنند، تحليل را به خوبى مى آموزند. چنان كه دانشجويى كه درباره يك نويسنده بزرگ فرانسوى كار و تحقيق مى كند مى تواند كتاب هاى اين نويسنده را تحليل كند. بگويد كدام كتاب هاى او قوى و كداميك ضعيفند و حتى چه پاراگراف ها و بخش هايى از يك كتاب او ضعيف هستند. به عبارتى آنها صددرصد يك چهره مطرح ادبى خود را بى عيب نمى دانند. به همين دلايل است كه هيچ كس به راحتى از رشته زبان و ادبيات فرانسه فارغ التحصيل نمى شود. فارغ التحصيلى در رده دكترا به مراتب سخت تر است.»
همچنين در كشورهايى كه برنامه ريزى درسى آنها شكل مدرن دارد به همه شاخه هاى ادبيات توجه مى شود.اين در حالى است كه استادان ادبيات در ايران مى گويند در دانشگاه ها به همه شاخه هاى ادبيات توجه نمى شود و نمونه آنها بى توجهى به فرهنگ عامه يا فولكلور و ادبيات كودكان و نوجوانان است. تا حدى كه اين بى توجهى باعث شده بخش فرهنگ هاى رايج بسيارى از نقاط كشور در معرض نابودى قرار بگيرد. همچنين دانشجويانى كه از رشته ادبيات فارغ التحصيل مى شوند غالباً در هيچ زمينه اى متخصص نمى شوند. اين در حالى است كه در كشورهايى كه دانشگاه ها به آموزش ادبيات اهميت زيادى مى دهند پايان نامه دانشجويان در حدى است كه آنها را به متخصصى در زمينه يك چهره برجسته ادبى يا يك حوزه از ادبيات تبديل مى كند. به عبارتى ادبيات را نبايد تنها خواندن متن و معنى كردن آن تلقى كرد. وگرنه با اين روش از ادبيات قدرتمند ايرانى كه ما ايرانيان از داشتن آن به خود افتخار مى كنيم چيزى باقى نمى ماند. از طرفى نيز تنها يك نهاد معتبر كه همه آنرا قبول داشته باشند بايد حرف آخر را در زمينه زبان و ادبيات فارسى بزند. به عنوان مثال در كشور فرانسه، فرهنگستان كه از نخبه هاى ادبى اين كشور تشكيل شده و روند ورود به آن بسيار سخت است مرجع قدرتمندى است كه نظرات آن بى چون و چرا اجرا مى شود.زبان و ادبيات فارسى با شكوه و با عظمت و مايه مباهات ما ايرانى هاست. ادبيات قدرتمند فارسى به ما اجازه داده تا فرهنگ و هويت خود را همواره حفظ كنيم و از مردم كشورهاى همسايه تا گوته آلمانى را تحت تأثير قرار دهيم. ما قادريم در دوره معاصر هم به حوزه نفوذ ادبيات فارسى بيفزاييم و هر فرهنگ مهاجمى را در فرهنگ خود جذب كنيم به شرط آن كه نگاه ما به آموزش ادبيات از بدو تولد فرزندانمان تا ورود آنها به دانشگاه اجازه اين كار را بدهد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |