|
ياداشت
|
|
|
|
|
|
|
|
تقدير وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى از برگزاركنندگان نمايشگاه كتاب
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
گروه حوادث ـ زلزله اى به شدت ۶/۵ در مقياس امواج درون زمين ـ ريشتر ـ عصر ديروز جنوب و غرب يونان را بشدت لرزاند...
|
|
|
|
|
|
|
ياداشت
دنياى خوب شاعرها!
يزدان سلحشور روزى بود روزگارى بود. شاعرهايى بودند كه براى ما شعر مى گفتند. مخصوص ما و فقط براى ما. ما بچه بوديم؛ خيلى بچه؛ بعد ديگر، خيلى بچه نبوديم؛ مى توانستيم فرق ميان گربه و جوجه را بفهميم. هر دو را ناز مى كرديم اما مى دانستيم كه گربه، بالاخره جوجه را خواهد خورد. شاعرها خيلى ساده درباره اش حرف مى زدند. ما مى فهميديم؛ خوش مان مى آمد. اسم شاعر توى ذهن مان مى ماند: «اين جعفر ابراهيمى است. آن اسدالله شعبانى است.» مصطفى رحماندوست را مى توانستيم توى كتاب درسى پيدا كنيم و كلى كيف كنيم با شعرهاى شكوه قاسم نيا. مى توانستيم كيهان بچه ها بخوانيم و بفهميم كه وحيد نيكخواه آزاد، كلى حرف دارد براى ما و ما كلى گوش داريم براى شنيدن. همه چيز خوب بود؛ حتى آن دنياى روستايى كه تقريباً وجود خارجى نداشت و اين شاعرها، از آرزوها و رؤياهاشان ساخته بودند و ما بايد باور مى كرديم كه همه شان مى خواهند تهران را ول كنند و برگردند به روستا و كلى با پروانه و گنجشك و شاليزار و هواى بارانى كيف كنند. كمى كه بزرگتر شديم فهميديم روستا، يعنى: بايد بى خيال سينما شد. فهميديم روستا، يعنى: كار كردن سخت؛ نه دنبال پروانه دويدن و مترسك ساختن و براى «كلاغ هاى زرد» دانه پاشيدن. فهميديم روستا، يعنى: هفت كيلومتر راهپيمايى روزانه براى رفتن به مدرسه؛ با اين همه، باز هم آن دنياى ساختگى را دوست داشتيم چون يك دنياى ديگر بود مثل دنياى قصه ها بود. ساده بود. همه چيزش شفاف بود. قابل درك بود. رؤيايى بود. بعد، آنها تصميم گرفتند كه از «خيال» در بيايند و از واقعيت بگويند. كم كم پاى دعواى پدر و مادرها به اين شعرها كشيده شد. پاى اجاره خانه و غرغر صاحبخانه آمد وسط. پاى سفره خالى بدون هفت سين دراز شد وسط رؤياهامان. گفتند به اين مى گويند شعر نوجوان. ديگر نوجوان بوديم. خيلى چيزها سرمان مى شد. مى فهميديم اگر پدر براى انجمن اوليا و مربيان به مدرسه نمى آيد به خاطر آن است كه مى خواهند يك دهم حقوق ماهانه اش را براى كمك به «پيشرفت نوباو گان»، محترمانه از جيب اش وصول كنند و اگر ناظم مدرسه، هفته بعد زنگ ورزش را تعطيل مى كند براى اين است كه يادآورى كند مدرسه دروازه گل كوچك ندارد و خريدنش خرج دارد. چند سالى گذشت. بزرگ شديم. ازدواج كرديم. بچه دار شديم. بچه هامان كتاب شعر مى خواستند. رفتيم سراغ كتاب هاى شعر همان سال، كه تازه منتشر شده بودند. هرچه براى بچه هامان خوانديم هيچ چيز نفهميدند. عجيب بود. دنيا عوض شده بود يا نسل جديد چيزى حالى شان نبود نه! همه چيز پيچيده شده بود. اين تخيل، آن تخيل ساده و قابل فهم نبود. «رؤيا» خيلى كم داشت. «غصه» خيلى زياد داشت. بيشتر شبيه شعر بزرگترها بود. نسل جديد از شاعرهاى كودك آمده بودند وسط گود. اسم ها زياد شده بود اما اكثراً توى ذهن نمى ماندند. بچه ها يادشان نمى ماند كه فلان شعر مال فلان شاعر است. رفتيم سراغ همان كتاب هاى قديمى، همان اسم هاى قديمى. ديديم بچه هامان با آنها بيشتر ارتباط برقرار مى كنند. آن رؤياها، آن قصه ها را بهتر مى فهمند. عجيب بود اما خب! همين طورها بود. همين طورها هست. مى خواهم بگويم بچه هاى امروز هم حق دارند توى اين همه سر و صداى بازى هاى كامپيوترى و صداى شليك فيلم هاى حادثه اى، كمى آرامش داشته باشند كمى بروند توى فكر و كمى خيال را مثل پرنده رها كنند توى يك سرزمين بى اسم اما خيلى سبز، خيلى درخشان، خيلى آرام كه آبشار دارد رود دارد پرنده دارد. مى خواهم بگويم آن دنيا، دنياى خوبى بود، خيلى خوب؛ اما ديگر... نيست.
|
|
|
|
|
لوح
هديه اى سودمند، نزد من از صدقه به همان ميزان، دوست داشتنى تر است. حضرت اميرالمؤمنين على(ع)
|
|
|
|
|
سلوك باران
محمدرضا رنجبر اگر بخواهيد خطى تيره و كوتاه بكشيد هيچ نيازى به خط كش نداريد، اما اگر بخواهيد خطى طولانى و بلند ترسيم كنيد به خط كش احتياج داريد، اگرنه هر قدر هم كه دقيق باشيد بالاخره خط شما انحراف و اعوجاج پيدا خواهد كرد. حال، قرآن چيزى شبيه يك خط كش است. يك وقت قرار است ما در دنيا عمرى كوتاه داشته باشيم، يعنى چند صباحى يا چند ماهى زندگى كنيم و برويم، البته در اين صورت تكليفى نداريم و حاجتى به اين خط كش نخواهيم داشت، درست مثل بچه ها. ولى يك وقت قرار است بيست سال و يا كمتر و يا بيشتر زندگى كنيم، اينجاست كه شديداً به خط كش قرآن كريم احتياج پيدا مى كنيم. اينكه فاطمه زهرا سلام الله عليها راست رفت و هيچ كژى و انحرافى پيدا نكرد به بركت همين كتاب خدا قرآن كريم بود، او به اين خط كش عشق مى ورزيد و مى فرمود: حُبِّبَ اِليَ مِنْ دنياكُم تِلاوَةَ كتابِ الله يعنى از اين دنياى شما آنچه براى من محبوب و دوست داشتنى است، تلاوت قرآن است. و تلاوت يعنى خواندن و عمل كردن به قرآن.
|
|
|
|
|
تقدير وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى از برگزاركنندگان نمايشگاه كتاب
وفاق و همدلى عامل موفقيت نمايشگاه بود
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى در مراسمى با تقدير از دست اندركاران برپايى بيست و يكمين نمايشگاه بين المللى كتاب تهران گفت: اين نمايشگاه بيشتر از گذشته رضايت مسئولان و مردم را به خود جلب كرد. محمدحسين صفارهرندى با بيان اين مطلب افزود: قضاوت كنندگان، حاصل كار دست اندركاران را تحسين كردند و اين نمايشگاه از سوى آنان بيش از يك گام به پيش ارزيابى شده است. وى عنايت خداوندى، وفاق و همدلى ميان مجموعه اداره كنندگان و نيز بهره گيرى از تجربيات گذشته را از جمله عوامل موفقيت نمايشگاه بين المللى كتاب عنوان كرد و گفت: آمادگى مجموعه معاونت فرهنگى براى كار جمعى موفقيت بيشتر در اين عرصه را موجب شده است. وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى، مستندسازى عمليات و تجربيات هر بخش از برپايى نمايشگاه را مورد تأكيد قرار داد و خاطرنشان كرد: مرور اين تجربيات در سال هاى آينده مى تواند دست اندركاران را در جهت ارتقاى هر چه بيشتر نمايشگاه يارى دهد. همچنين به گزارشى ديگر جمعى از ناشران كتاب هاى دينى استان قم با ارسال نامه اى به وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى از برگزارى شايسته بيست و يكمين نمايشگاه بين المللى كتاب تهران تشكر كردند. در بخشى از نامه ناشران حوزه دين به محمدحسين صفارهرندى آمده است: تلاش بى شائبه و مستمر حضرتعالى و همكارانتان در معاونت فرهنگى آن وزارتخانه در برگزارى مدبرانه و شكوهمند بيست و يكمين نمايشگاه بين المللى كتاب تهران از يك سو حضور حداكثرى شيفتگان كتاب و علاقه مندان ميراث مكتوب ميهن اسلامى را به دنبال داشت كه اين بارقه اميدى در دل اصحاب قلم و ناشران ايجاد نمود. برگزارى شايسته اين نمايشگاه از سوى ديگر تلاش بدخواهان كه همواره ملت سرافراز ايران را به بى فرهنگى و دورى از كتابخوانى متهم مى كنند ناكام گذاشت؛ چرا كه اين حركت بزرگ فرهنگى تابلوى روشنى از فرهنگ دوستى ملتى بود كه پشتوانه چند هزار ساله تمدن ايرانى ـ اسلامى را دارا بود.
|
|
|
|
|
اصحاب فرهنگ و هنر در سوگ نادر ابراهيمى
|
|
|
گروه فرهنگ و هنر ـ امروز اهالى فرهنگ و هنر درحالى به مراسم تشييع پيكر نادر ابراهيمى مى روند كه خاطرات اين نويسنده شهير همچنان بر سر زبان هاست. به گزارش «ايران»، كيومرث پوراحمد كه با نادر ابراهيمى به سينما آمد، امروز در مقابل خانه هنرمندان خاطرات استاد خود را مرور مى كند. پوراحمد در مجموعه «آتش بدون دود» دستيار كارگردان نادر ابراهيمى بود. وى بارها در مصاحبه هايش گفته است كه ابراهيمى حق پدرى بر گردنش دارد. نادر ابراهيمى كه از سال ۴۲ با كتاب «خانه اى براى شب» كار نويسندگى را آغاز كرد، تا سال ۸۰ بيش از صد كتاب نوشت و هزاران مقاله و يادداشت در مطبوعات چاپ كرد. جلال فهيم ناشر آثار ابراهيمى در گفت و گو با مهر به كار مداوم اين نويسنده پرتوان اشاره كرده است. اين ناشر گفت: مرحوم نادر ابراهيمى تا حدود هشت سال و ۵۰ روز قبل شبانه روز كار مى كرد تا اين كه ديگر هرگز ننوشت. روز گذشته نيز همسر نادر ابراهيمى فيلمى از مصاحبه اين نويسنده را در اختيار خبرگزارى فارس قرار داد. در اين فيلم كه در مراسم بزرگداشت ابراهيمى نيز اكران شد، عشق به ايران و دوستدارى وطن مطرح مى شود. نادر ابراهيمى در اين فيلم با روحى شاعرانه و پاك جلوى دوربين مى گويد: عاشق وطنم هستم. مثل كودكان دبستانى كه سرود «اى ايران اى مرز پرگهر» را مى خوانند، من همان جور كودكانه مى خوانم. * پيام تسليت وزير ارشاد به مناسبت درگذشت نادر ابراهيمى وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى، مرحوم نادر ابراهيمى را نويسنده پرتلاش و كوشاى حوزه ادبيات و سينما دانست كه همتش در پاسدارى از فرهنگ و هنر شايسته ستايش است. محمدحسين صفارهرندى در پيامى كه به مناسبت درگذشت نادر ابراهيمى انتشار يافت، يادآور شد: بارديگر خبر از دست دادن هنرمند و نويسنده اى نامور از ديار مهر، ايران زمين دل آشنايان با فرهنگ اين مرز و بوم را به درد آورد. وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى خاطرنشان كرد: درگذشت اين بزرگ مرد ادب و هنر را به خانواده محترم، بازماندگان و اهالى فرهنگ و هنر تسليت عرض مى كنم و براى او آرامش ابدى از خداوند متعال خواستارم.
|
|
|
|
|
فيلم هاى ايرانى جشنواره كودك همدان معرفى شدند
فيلم هاى بلند سينمايى بيست و دومين جشنواره بين المللى فيلم هاى كودكان و نوجوانان همدان معرفى شدند. به گزارش خبرنگار «ايران» ۹ فيلم بلند سينمايى از هشت فيلمساز در اين جشنواره از كشور ايران روى پرده خواهند رفت. فيلم ها عبارتند از جعبه موسيقى (فرزاد مؤتمن)، دوست داشتن و هامون و دريا (ابراهيم فروزش)، در ميان ابرها (سيد روح الله حجازى)، زمزمه بودا (حسين قاسمى جامى)، قند تلخ (محمدرضا عرب)، مانا (عليرضا رزازيفر)، كتونى سفيد(محمد ابراهيم معيرى) و نشانى (فريدون حسن پور). در بخش مسابقه جشنواره فيلم هاى بلند سينمايى پروانه هاى زرين بهترين فيلم بلند، بهترين كارگردانى فيلم بلند، بهترين فيلمنامه فيلم بلند، بهترين بازيگر كودك و نوجوان، پروانه زرين جايزه ويژه هيأت داوران و بهترين دستاورد فنى و هنرى به برگزيدگان اهدا مى شود. بنا به گزارش ديگرى، پيش فروش بليت هاى جشنواره فيلم هاى كودكان و نوجوانان همدان از ۲۷ خردادماه آغاز مى شود.
|
|
|
|
|
استاد سينماى كمدى ايتاليا درگذشت
فيلمساز سرشناس ايتاليايى رينو ريسى كه در آثار خود ابعاد تلخ و شيرين و مفرح دوران شكوفايى اقتصادى ايتاليا پس از جنگ دوم جهانى را به تصوير مى كشيد در سن ۹۱ سالگى درگذشت. به گزارش خبرنگار «ايران» به نقل از رويترز، ريسى در كنار فيلمسازان بزرگى همچون ماريو مونيچلى، لوئيجى كومنچينى و اتوره اسكولا يكى از استادان سينماى كمدى ايتاليا محسوب مى شد كه براى يكى از فيلم هاى معروف خود در سال ۱۹۷۴ به نام «رايحه يك زن» نامزد دو جايزه اسكار شده بود. وى در مدت چندين دهه فعاليت حرفه اى بيش از ۵۰ فيلم ساخت كه بسيارى از آنها بر روى اجتماع ايتاليا در سال هاى رونق اقتصادى پس از جنگ دوم جهانى تمركز داشتند.
|
|
|
|
|
باتومى گويم
صرفه جويى فقير را متمول و متمول را عاقل مى گرداند. الكساندر دوما
|
|
|
|
|
عصرها با شمائيم روزنامه ايران عصرها هم چاپ مى شود
|
|
|
|
|
زلزله شديد در يونان
گروه حوادث ـ زلزله اى به شدت ۶/۵ در مقياس امواج درون زمين ـ ريشتر ـ عصر ديروز جنوب و غرب يونان را بشدت لرزاند...
به گزارش ايرنا، به نقل از رسانه هاى خبرى يونان، مؤسسه ژئوفيزيك دانشگاه ارسطو واقع در شمال يونان، اعلام كرد مركز اين زلزله در منطقه شهر آليا واقع در جنوب غرب يونان و در ۲۵۰ كيلومترى شهر آتن پايتخت اين كشور بوده است. در پى اين زلزله به تعدادى از خانه هاى مسكونى خساراتى وارد شد، اما به علت قطعى شبكه تلفن، اطلاعات زيادى در اين باره منتشر نشده است. بر اثر اين زلزله شهر آتن پايتخت يونان نيز بشدت لرزيد.
|
|
|
|
|
خبرهاى خواندنى در صفحات حوادث و ديگه چه خبر؟
|
|
|
|