دوشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۸۷ - ۵ جمادى الثانى ۱۴۲۹
Mon, Jun 9, 2008
حوادث
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
سياست
سياست۱
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اجتماعى
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
فرهنگ و پايدارى
قاب عكس۱
خانواده
ماجرا
ديپلماتيك
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اوقات شرعى
پدر و مادر مقتول، قاتل را بخشيدند
پدر و مادر مقتول، قاتل را بخشيدند
لبخند زندگى به يك اعدامى
370521.jpg
گروه حوادث ـ فرناز قلعه دار:آخرين روزهاى زندگى پسر ۲۰ ساله هم به تندى سپرى مى شد.
وقتى حكم نهايى اعدام را به او ابلاغ كردند ترس و دلهره تمام وجودش را فرا گرفت. زانوهايش توان ايستادن نداشت. او بايد تا پايان هفته پاى چوبه دار مى رفت. با اين حال همبندى هايش دائم به او دلدارى مى دادند. اما سجاد مى دانست كه تنها يك راه نجات دارد؛ «رضايت پدر و مادر مقتول».
سه سال قبل با وحيدرضا -قربانى- آشنا شده بود. روز حادثه همراه هم به داروخانه رفتند كه ناگهان ميان دو دوست جر و بحث تندى درگرفت. وقتى هم به خودش آمد كه پيكر خونين وحيدرضا را روى زمين ديد. همان موقع از ترس پا به فرار گذاشت اما چند ماه بعد دستگير شد و پس از محاكمه به قصاص نفس محكوم شد.حالا پس از گذشت سه سال در آخرين روزهاى زندگى به انتظار مرگ نشسته است. در اوج پشيمانى و براى آخرين بار براى خانواده دوستش پيغام فرستاده بود كه اگر او را ببخشند تا آخر عمر خدمتگزارشان مى شود. پدر و مادرش را براى چندمين بار به خانه وحيدرضا فرستاده بود اما آنها به هيچ عنوان حاضر به گذشت نبودند. حالا تنها اميدش به خداوند بود تا شايد...
* دادسراى جنايى تهران، صبح ديروز
زن و مرد ميانسالى همراه دختر كوچولويى در شعبه اجراى احكام دادسراى جنايى تهران نشسته بودند. قطره هاى اشك از صورت زن بر شيشه قاب عكسى كه در آغوش گرفته بود، مى چكيد. در حالى كه عكس را نشانم مى داد گفت: «اين پسرم است. نوگل پرپر شده ام. آرزو داشتم او را در لباس دامادى ببينم اما حالا زير خروارها خاك خوابيده. سه سال پيش با شليك گلوله كشته شد.»كنارش نشستم و از او خواستم تا ماجرا را برايم تعريف كند.
در حالى كه گريه امانش را بريده بود با صدايى بغض آلود گفت: سه سال پيش پسر بزرگم وحيد رضا - ۲۵ ساله - با دوستش به داروخانه رفت تا قرص بخرد اما نمى دانم آن روز چه اتفاقى افتاد كه پسرم با شليك هاى دوستش در داروخانه اى واقع در خيابان دماوند كشته شد. آن شب من و پدرش مثل هميشه منتظرش بوديم تا به خانه برگردد. اما وقتى خبرى از او نشد به كلانترى رفتيم و شكايت كرديم. همه جا دنبالش گشتيم تا اين كه ۲۴ ساعت بعد خبر مرگش را به ما دادند. اصلاً باورم نمى شد.
پسرم آزارش به هيچ كس نرسيده بود. راستى! چه كسى مى توانست چنين جفايى در حق او و خانواده اش كند.
شش ماه بعد كه قاتل پسرم دستگير شد تازه متوجه شديم سجاد همكار پسرم بوده. باور كنيد هنوز هم بعد از گذشت سه سال نمى دانيم چرا پسرمان را كشت. با اين حال فقط قصاص مى خواهيم.
در همين حال مادر سجاد در حالى كه يك جلد قرآن به دست داشت التماس كنان به مادر مقتول گفت: شما را به خدا و قرآن قسم تان مى دهم از گناه بچه من بگذريد. او ناخواسته و در نوجوانى مرتكب قتل شده در حالى كه هيچ انگيزه قبلى نداشته. ده ها بار نيز طلب عفو و بخشش كرده حالا هم او در آستانه اعدام است و اگر رضايت ندهيد او هم...با گريه مادر و پدر عامل قتل، سكوت سنگينى بر واحد اجراى احكام سايه افكند. قاضى جعفرزاده - سرپرست دادسراى جنايى- و قاضى جابرى و همكارش پورمكرى، دقايقى بعد با اولياى دم به گفت وگو نشستند.
سرانجام ساعتى بعد پدر و مادر وحيدرضا در اقدامى فداكارانه به خاطر رضاى خدا رضايت دادند.
خواستگار شكست خورده را از درخت آويزان كردند
370518.jpg
گروه حوادث ـ خواستگار سابق يك زن كه از سوى چهار مرد ربوده شده بود نيمه هاى شب در اعماق جنگل هاى لويزان نجات يافت.
به گزارش خبرنگار جنايى ما، ساعت
يك و نيم بامداد ديروز ساكنان محله اى در شرق تهران با شنيدن صداى فريادهاى مرد جوانى سراسيمه به خيابان دويدند آنها همان موقع چهار مرد را در حال ربودن پسر جوان همسايه ديدند.
بدين ترتيب بلافاصله با كلانترى (۱۲۶) تهرانپارس تماس گرفته و مشخصات خودروى پرايد را در اختيار مأموران قرار دادند.ساعتى بعد هم مأموران گشت كلانترى در يك عمليات ويژه تجسس در پارك جنگلى لويزان موفق به شناسايى و دستگيرى متهمان شدند در حالى كه رضا -۲۸ ساله- را از درخت به صورت وارونه آويزان كرده و در حال كتك زدن او بودند.متهمان پس از دستگيرى صبح ديروز به دادسراى جنايى تهران منتقل شدند. سعيد - يكى از متهمان- به قاضى جعفرى معاون دادستان گفت: چند روز قبل همسر برادرم با نگرانى و دلهره به خانه ما آمد. از رفتارش متوجه شدم مى خواهد موضوع مهمى را در ميان بگذارد. او سپس از مزاحمت هاى تلفنى يك مرد ناشناس پرده برداشت و گفت: تلفن هاى او آرامش را از زندگى شان گرفته است.
همسر برادرم در عين حال از من قول گرفت تا شوهرش از اين ماجرا باخبر نشود. با شنيدن اين موضوع بلافاصله به پيگيرى ماجرا پرداختم تا اينكه مرد مزاحم را شناسايى كردم. چند روز بعد دريافتم او خواستگار سابق همسر برادرم بوده است. ابتدا دوستانه به او تذكر دادم تا دست از مزاحمت هايش بردارد اما او منكر تماس هاى تلفنى و ايجاد مزاحمت شد.اما چند روز بعد وقتى از همسر برادرم شنيدم مزاحمت هايش ادامه يافته تصميم گرفتم او را تنبيه كنم. بنابراين موضوع را با سه تن از دوستانم در ميان گذاشتم. پس از موافقت آنها براى همكارى با من شبانه با خودروى پرايدم به مقابل خانه رضا رفتيم بعد هم او را سوار ماشين كرده و به پارك جنگلى لويزان برديم تا تنبيه اش كنيم.رضا - شاكى پرونده- هم در اين باره گفت: «من خواستگار همسر برادر اين مرد بودم اما مزاحمت ها كار من نبود. شايد فرد ديگرى با تلفن من براى اين خانم مزاحمت ايجاد كرده است.» بدين ترتيب هر پنج تن به دستور قاضى جعفرى بازداشت شده و پرونده براى بررسى و انجام تحقيقات تكميلى در اختيار كارآگاهان پليس آگاهى تهران قرار گرفت.
همسايه جنايتكار در آستانه قصاص
گروه حوادث - حكم اعدام يك شرور به اتهام قتل مرد همسايه از سوى قضات ديوانعالى كشور تأييد شد.
به گزارش خبرنگار ما، ۹ تير ۸۴ مأموران پليس پس از تماس تلفنى يكى از همسايه ها در جريان درگيرى خونين دو پسر جوان در خيابان «فدائيان اسلام» قرار گرفتند.
آنها بلافاصله پس از حضور در محل جنايت با پيكر خونين پسر ۲۳ ساله اى به نام «مجيد» روبه رو شدند كه بر اثر اصابت ضربه هاى كارد به قتل رسيده بود. مأموران پس از تحقيقات محلى پسر ۳۳ ساله اى به نام منصور را دستگير كردند. او نيز در بازجويى ها به قتل اعتراف كرد. بدين ترتيب پرونده با صدور كيفرخواست براى رسيدگى در اختيار قضات دادگاه كيفرى استان تهران قرار گرفت. متهم نيز در جلسه محاكمه در دفاع از خود گفت: اختلاف هاى ما به ۲۱ سال قبل باز مى گردد اما نمى خواهم در اين باره حرفى بزنم. دو ماه قبل از روز حادثه من و دوستانم مجيد را ربوده و از او مبلغ هنگفتى باج گرفتيم. تا اين كه روز حادثه مجيد به درخانه ما آمد و مرا به بهانه اى به خيابان كشاند. بعد هم با من گلاويز شد من كه كنترلم را از دست داده بودم با كاردى كه همراه داشتم چند ضربه به او زدم. سرانجام قاضى نورالله عزيز محمدى رئيس شعبه(۷۱) دادگاه كيفرى استان تهران و مستشارانش متهم را به قصاص نفس - اعدام - محكوم كردند. اين حكم از سوى قضات شعبه(۲۷)ديوانعالى كشور نيز تأييد شد.
تصادف زنجيره اى ۱۲ خودرو در بزرگراه كرج ـ تهران
گروه حوادث ـ برخورد چهار دستگاه اتوبوس و هشت دستگاه خودروى سوارى در بزرگراه كرج - تهران ۲۱ مجروح برجا گذاشت.
به گزارش خبرنگار ما، در اين حادثه كه ساعت پنج صبح ديروز و در كيلومتر ۱۸ بزرگراه رخ داد امدادگران اورژانس تهران و كرج بلافاصله با چند دستگاه آمبولانس به محل حادثه اعزام شده و ۱۶ مصدوم را به بيمارستان فياض بخش و پنج مصدوم ديگر را نيز به بيمارستان هاى كرج انتقال دادند.در حال حاضر كارشناسان پليس راه در حال بررسى علت حادثه هستند.
فروشنده تراول چك و دلارهاى تقلبى در دام پليس
370527.jpg
گروه حوادث ـ جاعل حرفه اى كه تراول چك و دلارهاى تقلبى را در كيسه هاى برنج مخفى و جابه جا مى كرد از سوى مأموران شناسايى و دستگير شد.
به گزارش خبرنگار ما، چندى قبل كارآگاهان پليس ورامين در پى اعلام مسئولان چند بانك از توزيع گسترده تراول چك و دلارهاى جعلى در سطح شهر با خبر شدند. آنها در جريان تحقيقات ويژه پليسى مردى به نام «على» را رديابى كردند. كارآگاهان پس از شناسايى مخفيگاه متهم، ناگهان او را در حال فرار از پشت بام ديدند و بدين ترتيب او در يك عمليات چهار ساعته تعقيب و گريز به دام افتاد.متهم پس از انتقال به اداره آگاهى در بازجويى ها گفت: از چهار ماه قبل در زمينه توزيع تراول چك هاى جعلى و دلارهاى تقلبى فعاليت دارم. تراول چك ها و دلارهاى تقلبى را از دو جاعل در يكى از استان هاى غربى كشور به نصف قيمت مى خريدم. سپس تراول چك و دلارهاى جعلى را در ميان گونى هاى برنج مخفى كرده و به ورامين انتقال مى دادم. وى در ادامه اعتراف هايش اظهار داشت: تراول چك هاى جعلى را در برابر خريد لوازم خانگى خرج مى كردم. مأموران همچنين در بازرسى خانه متهم ۷۹۳ ميليون ريال تراول چك جعلى و ۸۵ قطعه اسكناس ۱۰۰ دلارى تقلبى همراه يك تن برنج كشف كردند. سرهنگ قاسم خانى، رئيس پليس شهرستان ورامين در اين باره به خبرنگار ما گفت: كارآگاهان در ادامه بازرسى از مخفيگاه متهم تعدادى دستگاه جعل تراول چك و دلار نيز كشف كردند كه بدين ترتيب احتمال مى رود متهم در جعل تراول چك ها و دلارها نيز دست داشته است. هم اكنون تحقيقات براى دستگيرى همدستان وى و كشف جزئيات توزيع و فروش پول هاى جعلى ادامه دارد.
حادثه ها
آخرين پيام مادر فداكار
370515.jpg
وقتى گروه نجات، زن جوان چينى را زير آوار پيدا كردند او مرده بود اما امدادرسانان زير نور چراغ قوه، چيز عجيبى ديدند.
زن با حالتى عجيب به زمين افتاده، زانو زده و بدنش زير فشار آوار كاملاً تغيير يافته بود. آن ها تلاش مى كردند جنازه را بيرون بياورند كه ناگهان سرپرست گروه، ديوانه وار فرياد زد: بياييد، زود بياييد! يك بچه اينجا است. بچه زنده است. وقتى آوار از روى جنازه مادر كنار رفت نوزادى از زير پيكرش بيرون كشيده شد. او كاملاً سالم و در خواب عميق بود، بى آن كه بداند مادرش هنگام حفاظت از جگرگوشه خود چگونه جان فشانى كرده است. مردم وقتى بچه را بغل كردند، يك تلفن همراه از لباسش به زمين افتاد كه روى صفحه شكسته آن، اين پيام ديده مى شد: عزيزم، اگر زنده ماندى، هيچ وقت فراموش نكن كه مادر با تمامى وجودش دوستت داشت.
تلفات زلزله چين در مرز ۸۰ هزار
براساس آخرين گزارش ها شمار جان باختگان زلزله ۷‎/۸ ريشترى ۲۳ ارديبهشت در استان «سى چوان» به ۷۹ هزار و ۱۳۰ نفر رسيد. در حال حاضر نيز ۳۷۴ هزار و۳۱ نفر مجروح و هفت هزار و ۸۲۴ تن نيز ناپديد هستند. شمار آسيب ديدگان اين فاجعه از ۴۶ ميليون و ۱۶۰ هزار نفر فراتر مى رود.
وزارت كشور چين تصريح كرد:برپايه تازه ترين آمار، بيش از يك هزار كودك و نوجوان زلزله زده يتيم شده اند. در اين ميان بچه هايى هم هستند كه هيچ يك از بستگانشان از آنان سراغى نگرفته اند و يا هويتشان نامعلوم است.«جان سى فن» معاون بخش رفاه اجتماعى وزارت كشور چين هم گفته است به سرعت در حال تشخيص هويت اين كودكان و ساماندهى آنان هستيم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |