دوشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۸۷ - ۵ جمادى الثانى ۱۴۲۹
Mon, Jun 9, 2008
سياست
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
سياست
سياست۱
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اجتماعى
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
فرهنگ و پايدارى
قاب عكس۱
خانواده
ماجرا
ديپلماتيك
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اوقات شرعى
افشاى بخشى از طرح هاى سيا براى مبارزه با تشيع
توافقنامه امنيتى امريكا با عراق
افشاى بخشى از طرح هاى سيا براى مبارزه با تشيع
آرزوى محال حذف آموزه هاى تشيع
370350.jpg
انقلاب اسلامى ايران كه برآمده از باور اعتقادات اسلامى لايه هاى مختلف جامعه ايرانى بود؛ بسان سدى مستحكم در برابر سياست دين زدايى و به طور كلى ايدئولوگ زدايى غرب براى تحقق آنچه تمدن مبتنى بر اصالت لذت با محوريت عقل گرايى تام بنا نهاده شده بود، قرار گرفت. به همين خاطر از همان ابتدا آنچه طرفداران اين نظريه را به واهمه انداخت پذيرش و باور همين اعتقادات بود. البته اعتقاداتى كه ريشه آن فقه پوياى تشيع بود. عدم جمود فكرى و حركت پويا و رو به پيشرفت تفكر شيعى انقلاب اسلامى كه نه تنها منافاتى با تجدد و توسعه البته با لحاظ معرفت نداشت كه آموزه هاى آن درونمايه اى با محتواى تشويق به پيشرفت را آموزش مى داد منجر به آن شد كه از همان اوان ضمانت اجرايى اين تفكر، هجمه هاى وسيعى براى سركوب اين باور شكل گيرد.كوتاه كلام اين كه بيراه نيست اگر گفته شود تمامى آنچه دشمنان انقلاب اسلامى ايران از همان پيدايش انقلاب تاكنون به دنبال آن بوده اند، كمرنگ كردن باور اين آموزه هاى اصيل بوده است.مطلب زير تنها بخشى از تكاپوى دشمنان و مخالفان آموزه هاى راهبردى شيعى است.
اخيراً در امريكا كتابى با عنوان «طرح تفرقه و منزوى كردن دين» به چاپ رسيده است. در بخشى از اين كتاب، مصاحبه اى از دكتر مايكل برانت (Michael Brant) به چاپ رسيده است كه وى در اين مصاحبه از اقدامات سازمان سيا براى مبارزه با تشيع پرده برداشته است. مايكل برانت از كارشناسان برجسته دفتر شيعه شناسى سازمان سيا و معاون باب وودوردز (Bob Woodwords) از مقامات سابق سيا است.
براساس گفته هاى مايكل برانت، سازمان سيا ۹۰۰ ميليون دلار براى سازماندهى جريان هاى تخريب و نابودى تشيع اختصاص داده است. گفتنى است سازمان سيا در اقدامى هدفمند به فيلتر كردن مطالب بيان شده از سوى اين كارشناس سابق خود مبادرت كرده است، به طورى كه يافتن مطالب مصاحبه وى در شبكه جهانى اينترنت كه غرب مدعى جريان آزاد اطلاعات در آن است، بسيار دشوار است و با جست و جوهاى گسترده و سنجيده در اين خصوص تنها مى توان مطالبى را به صورت پراكنده يافت. بخشهايى از اين مصاحبه كه از منابع مختلف در اينترنت جمع آورى شده به قرار ذيل است:
پروژه شيعه ستيزى با اختصاص ۴۰ ميليون دلار آغاز شد. در گردهمايى بزرگ مقامات سازمان جاسوسى سيا تصويب شد كه براى مطالعه مذهب تشيع در اسلام و برنامه ريزى براى هدف قرار دادن آن، گروهى ويژه با عنوان دفترشيعه شناسى در اين سازمان سيا آغاز به كار كند و براى شروع كار اين دفتر ۴۰ ميليون دلار اختصاص يافت.
در بخش ديگرى از اين مصاحبه آمده است: با ماجراى گروگان گيرى در سفارت امريكا در ايران، حادثه طبس، رشد فزاينده انقلاب اسلامى و نمود آثار و پيامدهاى آن در كشورهايى از قبيل عراق، كويت، لبنان و پاكستان، مقامات سيا به اين نتيجه رسيدند كه انقلاب اسلامى ايران فقط نتيجه واكنش طبيعى ايرانى ها به سياستهاى شاه نبوده است بلكه عوامل و واقعيت هاى ديگرى نيز در اين زمينه مطرح هستند. مهمترين عاملى كه در اين ميان ايفاى نقش مى كند، جمع عنصر رهبرى سياسى ايران و مرجعيت دينى و شهادت (امام) حسين نوه پيامبر اسلام در ۱۴۰۰ سال پيش است. شيعيان از قرن ها پيش با اقامه عزا و ذكر مصيبت، با غم و اندوه ياد وى را گرامى داشته اند.
سازمان سيا پس از تحقيقات مفصل به اين نتيجه رسيد كه مرجعيت شيعه سرچشمه اصلى قدرت شيعه است كه با پافشارى بر اصول و اعتقادات محكم، از دين و تفكرات شيعى دفاع مى كند. شيعيان در طول تاريخ هيچگاه با حاكمان غيراسلامى بيعت نكرده اند. انگليس فقط با فتواى يك مرجع تقليد (آيت الله ميرزاى شيرازى و فتواى تحريم استعمال تنباكو) نتوانست وارد ايران شود. در عراق نيز صدام با تمام توان و سعى خود نتوانست مركز علمى تشيع و حوزه نجف را با خود همراه كند و مجبور شد اين حوزه را تعطيل كند. حال آنكه مراكز علمى جهان هميشه با حاكمان وقت همراه شده اند. در قم نيز مركز مرجعيت تشيع، تاج و تخت نظام ستمشاهى را برچيد و در برابر ابرقدرت امريكا نيز قد علم كرد و به مبارزه برخاست.
در بخشى از اين مصاحبه به تلاش هاى فرقه ضاله بهائيت براى بدنام كردن روحانيت پرداخته شده است. مايكل برانت مى گويد پس از بررسى هاى مفصل به اين نتيجه رسيديم كه برخورد مستقيم و رودررو با تشيع، ضرر زيادى دارد و امكان پيروزى در آن كم است. به همين خاطر تصميم بر آن شد كه با رويكرد «پشت پرده» در اين خصوص وارد عمل شويم. بر همين اساس، از اصل قديمى انگليسى يعنى «تفرقه بينداز و حكومت كن» بهره گرفتيم يعنى به اين نتيجه رسيديم كه بايد برضد شيعه منظم و مستحكم از رويكرد تفرقه افكنى استفاده كنيم. برهمين اساس تصميم گرفته شد كه شايعه كافر بودن شيعيان گسترش پيدا كند و با تبليغات منفى برضد اين گروه، تشيع از ديگر جوامع اسلامى جدا شود. تصميم گرفته شد كه مطالب نفرت انگيز برضد شيعيان نوشته شود و افرادى براى اين كار اجير شوند. يكى ديگر از تصميمات اتخاذ شده اين بود كه افراد كم سواد و بى سواد برضد شيعه تقويت شوند. تصميم ديگر، ايجاد و تقويت يك جبهه تمام عيار براى مقابله با مرجعيت شيعه بود تا با عنوان ستون پنجم چهره شيعيان را مخدوش و در واقع مسخ كند. در برنامه ريزى هاى سازمان سيا قرار شد شيعيان به عنوان گروهى جاهل و خشونت طلب معرفى شوند كه در ميان توده هاى مردم مشكل آفرينى مى كنند. مبالغى براى از هم پاشيدن جريانهاى شيعى اختصاص يافت. افرادى اجير شدند تا به گونه اى سخن بگويند كه شيعه دينى غيرمنطقى جلوه داده شود.
* پيروزى انقلاب اسلامى، احياگر شيعه
دكتر مايكل برانت در بخش ديگرى از اظهارات خود تصريح مى كند: پيروزى انقلاب ايران در سال ۱۹۷۹ به منزله زمين لرزه اى در مسير تلاش هاى سازمان سيا بود كه اين طرح بلند مدت سيا را كه از سالها پيش آغاز شده بود و هدف نهايى آن تسلط بركشورهاى اسلامى بود از هم پاشيد. غرب مى خواست بر جهان اسلام حاكميت پيدا كند و ارزشهاى مدنظر خود را بر اين كشورها تحميل نمايد. در ابتداى امر تصور مى شد كه انقلاب ايران بخاطر سركوبگرى هاى شاه است. ظاهراً افراد و شخصيت هاى مذهبى و دينى ايران يعنى علما از اين وضعيت به نفع خود بهره بردارى مى كردند. با پيروزى انقلاب اسلامى، نفرت از غرب در كشورهاى مختلف از قبيل لبنان و پاكستان افزايش يافت و شيعه قوى تر شد. انقلاب سال ۱۹۷۹ضربه هاى اساسى به خط مشى مورد نظر امريكا براى حاكميت بر كشورهاى اسلامى وارد كرد. پس از ناكامى غرب در چند سال اول پس از پيروزى انقلاب اسلامى ايران براى كنترل اين انقلاب و رشد فزاينده بيدارى اسلامى و گسترش دامنه نفرت از غرب و ظهور اثرات جوش و خروش انقلابى در شيعيان كشورهاى مختلف بويژه عراق، لبنان، كويت، بحرين و پاكستان، مقامات بلندپايه سيا دورهم جمع شدند. در سال ۱۹۸۳ كنفرانسى تشكيل شد كه در آن مقامات بلندپايه سيا شركت داشتند. در اين جلسات، نماينده دستگاه اطلاعات مخفى انگليس مشهور به «ام آى ۶» نيز شركت داشت زيرا انگليس تجربه زيادى در مطالعه روى كشورهاى اسلامى داشت. در اين نشست ها بود كه شركت كنندگان به اين نتيجه رسيدند انقلاب ايران فقط نتيجه طبيعى سياست هاى شاه نبود بلكه واقعيتهاى پشت پرده ديگرى نيز مطرح است كه همان جايگاه مرجعيت شيعى و شهادت (امام) حسين است.
مايكل برانت در اين مصاحبه مراحل مختلف اجراى طرح سازمان سيا براى نابودى تشيع را در ۳ مرحله «جمع آورى اطلاعات»، «اهداف كوتاه مدت» و «اهداف بلند مدت» توصيف مى كند.
در مرحله اول كه جمع آورى اطلاعات بود، پژوهشگرانى به كشورهاى مختلف جهان براى جمع آورى اطلاعات فرستاده شدند. ۶ نفر از اين افراد به پاكستان رفتند. (نام اين افراد در اصل مقاله ذكر شده است اما در جست و جوهاى اينترنتى بخاطر فيلترينگ سازمان سيا امكان يافتن اسامى همه اين افراد وجود نداشت). از جمله اين افراد دكتر «ساموئل» در پاكستان بود. وى در خصوص عزادارى هاى شيعيان در پاكستان تحقيق مى كرد. وى مدرك دكتراى خود را نيز در همين زمينه اخذ كرده است. يك خانم ژاپنى به نام «نكومه» هم در كويته پاكستان درباره قوم هزاره و شيعيان اين خطه تحقيقات مفصلى انجام داد و رساله دكتراى خود را نيز در همين حوزه ارائه كرد. دكتر «شومى وِيل» (Whale) تحقيقاتى در كراچى پاكستان انجام داد و رساله دكتراى خود را نيز در همين زمينه تكميل كرد. وى براى انجام اين تحقيق در خانه يكى از شيعيان در مناطق شيعه نشين كراچى اقامت گزيد.
در تحقيقات اوليه سؤالات اساسى ذيل با هدف تهيه نقشه جامع شيعيان جهان مطرح بود:
الف) شيعيان در چه نقاطى از جهان ساكن هستند و ميزان تراكم جمعيتى آنها در نقاط مختلف چقدر است
ب) وضعيت اجتماعى و اقتصادى شيعيان چگونه است و چه تفاوتهايى ميان آنها وجود دارد
ج) با چه شيوه هايى مى توان منازعات داخلى و اختلافهاى موجود ميان شيعيان را تشديد كرد
د) چگونه مى توان به اختلافات موجود ميان دو فرقه اساسى اسلام يعنى تشيع و تسنن دامن زد و آن را تقويت كرد
در بخش ديگرى از اين مصاحبه آمده است: اهداف كوتاه مدت با تبليغات برضد تشيع، راه اندازى آشوب و ايجاد تفرقه ميان شيعه و سنى آغاز شد. هدف از اين تفرقه افكنى اين بود كه اكثريت سنى با اقليت شيعه درگير شود تا توجه آنها از امريكا منحرف شود.
مرحله سوم و اهداف بلند مدت نيز پايان كار تشيع بر اساس اهداف دراز مدت بود.
پس از جمع آورى اطلاعات و تحقيقات ميدانى درباره شيعيان جهان در كشورهاى مختلف، نتايج زير به دست آمد:
تحقيقات سيا نشان داد : مرجعيت شيعى قدرت واقعى مكتب شيعه جعفرى است كه از تشيع در همه شرايط به هر قيمتى كه باشد پاسدارى مى كند. مراجع شيعه در اعتقاد به اصول و باورهاى خود بسيار قوى هستند. در طول تاريخ تشيع، مراجع هرگز با حاكمانى كه به فرامين اسلامى عمل نمى كنند، بيعت نكرده اند. فتواى آيت الله شيرازى مانع از ورود انگليس به ايران شد. در عراق نيز بزرگترين مركز تعليم آموزه هاى اسلامى براى مكتب شيعه جعفرى در نجف است. صدام تلاش كرد تا حوزه علميه نجف را با رشوه بخرد و كنترل كند اما نتوانست اين كار را انجام بدهد، در نهايت تصميم گرفت اين حوزه را تعطيل كند. حوزه علميه قم نيروى اصلى حركت گسترده مردمى ايران بود كه به سرنگونى شاه منجر شد. مرجعيت شيعه با امريكاى ابرقدرت، به زورآزمايى پرداخت و دربرابر آن قد علم كرد. در لبنان نيز آيت الله موسى صدر نيروهاى نظامى امريكا، فرانسه و انگليس را وادار كرد از اين كشور عقب نشينى كنند و خارج شوند. از زمانى كه اسرائيل موجوديت پيدا كرد، آيت الله موسى صدر بزرگترين تهديد براى اسرائيل بود. در حال حاضر نيز حزب الله اين مانع بزرگ در برابر اسرائيل است.مايكل برانت در ادامه تصريح كرد: پس از گفت و گوها و بررسى هاى گسترده اين نتيجه حاصل شد كه رويارويى مستقيم با شيعيان به جاى اينكه موفقيت آميز باشد، زيانبار است و به همين خاطر بايد به اقدامات پشت پرده و اجراى اصل انگليسى تفرقه افكنى متوسل شد.
* برنامه هاى سيا براى براندازى شيعه
اين مقام سابق سيا در ادامه، برنامه هاى سازمان جاسوسى و اطلاعات امريكا را براى براندازى تشيع به شرح ذيل بيان مى كند:
۱) بهره گيرى از كسانى كه برضد شيعه نگرشهاى تعصبى دارند و با آن خصومت دارند.
۲) حمايت و ستودن افراد فوق به منظور تقويت آنها در جريان سازى برضد شيعيان.
۳) استفاده از تبليغات منفى برضد شيعيان براى منزوى كردن آنها در جهان اسلام.
۴) انتشار مطالبى كه ترويج كننده خصومت با شيعيان است.
۵) به موازات افزايش شمار افراد متعصب مذكور، بايد از آنها به عنوان حربه اى برضد شيعيان استفاده شود. طالبان و سپاه صحابه از جمله اين گروهها هستند.
۶) ترويج اطلاعات غلط عليه علماى شيعى. اين اقدام سبب باز شدن باب ديگرى براى توطئه مى شود. بدين ترتيب ستون پنجمى در ميان شيعيان ايجاد مى شود تا محبوبيت مراجع شيعى در ميان شيعيان از بين برود و شيعيان از علماى خود متنفر شوند. بايد چهره تشيع منسوخ شود.
* عزادارى سيد الشهدا(ع) عامل زنده بودن شيعه
مايكل برانت در بخش ديگرى از اين گفت و گو به اهميت موضوع عزادارى براى امام حسين (عليه السلام) و عاشورا در تعاليم شيعى پرداخته است.
به گفته اين مقام سابق سازمان سيا، عزادارى براى امام حسين سبب مى شود احساسات شيعيان بشدت تحريك شود. شيعيان گردهم جمع مى شوند تا ياد (امام) حسين را گرامى بدارند و به ياد واقعه كربلا باشند. در اين تجمع يك نفر درباره اين فاجعه سخنرانى مى كند و چهره اى روشن از واقعه كربلا ارائه مى كند. در اين مراسم، همه مردم اعم از پير و جوان براى (امام) حسين و خاندان وى عزادارى و گريه مى كنند. سخنران اين مراسم و كسانى كه در اين مراسم حضور پيدا مى كنند، اهميت خاصى دارند و بايد به آنها توجه شود. بخاطر همين تجمع و سخنرانى، احساسات شيعيان به گونه اى تحريك مى شود كه آنها آماده مى شوند تا براى دفاع از حق و راستى بر ضد ناراستى و بدى قيام كنند حتى اگر اين اقدام به بهاى از دست رفتن زندگى شان تمام شود. بنابراين، بايد ميلياردها دلار هزينه شود تا نه تنها اين سخنرانان بلكه توده هاى شيعى ربوده شوند(!)
مايكل برانت در ادامه مى گويد در اين راستا طرح هاى ذيل مطرح شد:
۱) در وهله نخست بايد شيعيانى كه مادى گراتر هستند و عقايدشان ضعيف تر است، شناسايى شوند. اين افراد بايد كسانى باشند كه تاحدودى مشهور باشند و بتوان از آنها به عنوان منبع مورد رجوع استفاده كرد. از اين افراد براى تأثيرگذارى در شيعيان استفاده مى شود.
۲) شناسايى و حمايت از سخنرانانى كه اطلاعات درستى درباره عاشورا و اسلام شيعى ندارند.
۳) جست و جو براى يافتن و شناسايى شيعيانى كه به كمكهاى مالى يا مادى نياز دارند و استفاده از آنها براى مبارزه با مذهب تشيع به منظور تضعيف پايه هاى تشيع و انداختن تقصير اين كار به گردن علما و مراجع شيعى.
۴) ترويج شيوه هايى در عزادارى براى (امام) حسين كه با عقايد واقعى شيعى منطبق نيست و ترويج شيوه هاى جديد عزادارى كه برضد آموزه هاى شيعى است.
۵) بايد عزادارى هاى شيعيان به گونه اى مطرح شود كه تصور شود شيعيان افرادى جاهل و خشونت طلب هستند كه مى خواهند ميان توده هاى مردم ناآرامى و هرج و مرج بوجود بياورند.
۶) مبالغ هنگفتى براى حمايت از اين جريانها هزينه شود و از سخنران هايى حمايت شود كه به گونه اى سخن مى گويند كه شيعيان را افرادى غيرمنطقى جلوه مى دهند. با اين اقدامات، تشيع مبتنى بر صورت مكتب فكرى منطقى، به گونه اى مطرح مى شود كه فاقد منطق و خرافاتى است. اين اقدامات سبب مى شود ميان شيعيان ناآرامى و هرج و مرج بوجود بيايد و شيعه از درون خالى شود.
۷) در نهايت با اقدامى ضعيف به شيعيان حمله شود.
اين مقام سابق سازمان سيا در بخش ديگرى از اظهاراتش به كارهاى فكرى برضد جريان تشيع مى پردازد و تصريح مى كند كه براى نيل به اين اهداف بايد اقدامات ذيل صورت پذيرد.
۱) تحقيق و جمع آورى اطلاعات برضد علماى شيعه و ارائه اين اطلاعات به نويسندگان ناشناس.
۲) هزينه كردن مبالغ هنگفتى براى تبليغ اين اطلاعات انحرافى.
۳) ترويج مطالب (خرافى و تحريفى) ميان مردم و سخنرانان مذكور.
در اين راستا، در مرحله نهايى اقدامات برضد شيعيان، ضربه نهايى براى نابودى تشيع وارد مى شود كه از هم پاشيدن قدرت مركزى آن يعنى مرجعيت است كه شيعيان فتاواى خود را از آن مى گيرند. بدين ترتيب، قدرت علماى اسلامى كه مى توانند برضد حاكمان غيرمتعهد به اسلام قيام كنند، تضعيف مى شود و شيعيان خودشان قدرت علماى اسلامى را نابود مى كنند.
توافقنامه امنيتى امريكا با عراق
حركت بر لبه تيغ
370365.jpg
محمد حسن رحمانى
شرايط كنونى عراق را شايد بتوان مهمترين و پيچيده ترين بحران پيش روى نظام سياسى امريكا قلمداد كرد. بحرانى كه اعتبار جهانى امريكا را به شدت كاهش داد، هزينه انسانى و مالى سنگينى را بر اين كشور تحميل كرد و به رغم داشتن بالاترين قدرت نظامى، در برابر حل مشكل عراق ناتوان است ومهمتر از همه اينكه هيچ گزينه اى را فراروى خود براى حل بحران اين كشور ارائه نداده است. اين در حالى است كه نهاد ها و سازمان هاى بين المللى و ديگر قدرت هاى فرامنطقه اى نيز نمى توانند امريكا را براى خروج از اين باتلاق يارى دهند. تمسك امريكا به انعقاد توافقنامه امنيتى با عراق را شايد بتوان تنها گريزگاه امريكا براى خروج از باتلاق عراق دانست . توافقنامه اى كه همراه با توافقنامه نفتى و نحوه مهندسى آينده عراق، چالش هاى اصلى پيش رو براى اين كشور، دولت عراق و قدرت هاى ديگر منطقه اى و فرامنطقه اى در ماه هاى آينده است.
* الف: الزامات عراق در تنظيم قطعنامه:
۱- خروج از فصل هفت منشور ملل متحد
پس از حمله عراق به كويت و اشغال خاك اين كشور، در دوم اوت ۱۹۹۰شوراى امنيت سازمان ملل قطعنامه شماره ۶۶۰ را به تصويب رساند كه براساس آن عراق بايد فوراً از كويت خارج شود كه به دليل عدم خروج عراق از كويت، سه روز بعد در پنج اوت ۱۹۹۰ قطعنامه۶۶۱ صادر شد كه در اساس آن عراق به نقض صلح محكوم گرديد.
در ماده ۳۹ منشور ملل متحد سه حالت تهديد صلح، نقض صلح و عمل تجاوز مطرح است و به اين ترتيب با تصويب قطعنامه مذكور عراق تحت فصل هفتم منشور سازمان ملل قرار مى گيرد كه با توجه به قطعنامه هاى بعدى بويژه قطعنامه ۶۸۷ (سوم آوريل ۱۹۹۱) اين كشور تحت تحريم هاى فراشمول قرار گرفت. براساس اين قطعنامه ها، كل عراق و حاكميت آن تحت قيموميت سازمان ملل قرار گرفت و به اين ترتيب عراق حاكميت خود و حتى حق فروش نفت را هم از دست داد و براساس آن سازمان ملل حق داشت حتى اتاق خواب صدام و هر جاى ديگرى را كه مى خواست تحت بازرسى قرار دهد.
از دوم اوت ۱۹۹۰ تاكنون بيش از ۷۰ قطعنامه عليه عراق تصويب شده است كه همگى آنها تحت فصل هفتم منشور ملل متحد است. امريكا به دولت كنونى عراق وعده داده است كه در صورت تصويب توافقنامه، امريكا تلاش خواهد كرد كه عراق را از بند هفتم منشور ملل متحد خارج كند و به همين دليل دولت عراق تصور مى كند كه با تصويب اين توافقنامه، با مساعدت امريكا از فصل هفتم منشور خارج خواهد شد.
۲- وضعيت بدهى هاى عراق
رژيم صدام بيش از ۱۲۰ ميليارد بدهى براى مردم اين كشور بر جاى گذاشته بود كه بخشى از آن از طريق فروش نفت عراق تحت نظارت سازمان ملل در نظر گرفته شده و بخشى ديگر نيز توسط كشورهاى ذيربط بخشيده شد اما وضعيت فعلى باعث مى شود كه عراق نتواند بر درآمد نفتى خود مسلط و براى پرداخت ديون به اشخاص حقيقى و حقوقى اقدام كند. به اعتقاد مسئولين فعلى دولت عراق، انعقاد اين توافقنامه مى تواند زمينه تسلط اين كشور بر درآمدهاى نفتى را فراهم نمايد.
۳- فشارهاى دولت امريكا بر دولتمردان فعلى عراق
از ديگر دلايل دولت عراق براى تن دادن به اين قطعنامه فشارهاى سنگين دولت بوش بر دولت فعلى عراق است.
* ب: الزامات امريكا براى انعقاد توافقنامه با عراق
به رغم ديدگاه عراقى ها، شرايط بحرانى عراق و تأثير آن بر شرايط داخلى و بين المللى امريكا، از دلايل اصلى تلاش اين كشور براى تصويب توافقنامه امنيتى با عراقى هاست. توافقنامه اى كه حمايت دو جناح درونى (جمهوريخواهان و دموكرات ها) و پشتيبانى دوستان اروپايى امريكا را نيز به همراه دارد.
دلايل امريكا براى تسريع در تصويب توافقنامه با عراق به شرح زير است:
۱- تأثير بحران عراق بر شرايط داخلى امريكا و نزول جايگاه اجتماعى جمهوريخواهان در جامعه امريكا به دليل ناكارآمدى و شكست پى در پى در عراق. ۲- كسب موفقيت براى جمهوريخواهان در آستانه برگزارى انتخابات رياست جمهورى آينده. ۳- تأثير بحران عراق بر بحران اقتصادى و مالى امريكا. ۴- افزايش روزافزون تلفات انسانى و هزينه هاى مالى امريكا در عراق. ۵- افت روحيه سربازان امريكايى و عدم آمادگى آنها براى حضور در عراق. ۶- قطعنامه شوراى امنيت سازمان ملل مبنى بر خروج نيروهاى چندمليتى تا پايان سال ۲۰۰۸ در عراق. ۷- تضمين حضور درازمدت امريكايى ها در اين كشور با توجيه خواست دولت عراق. ۸- تحميل بخشى از هزينه حضور نيروهاى اشغالگر بر مردم عراق و نهادهاى بين المللى. ۹- استفاده امريكا از حضور در عراق براى تثبيت موقعيت خود در منطقه و تضمين امنيت رژيم صهيونيستى. ۱۰- تغيير منطق حضور در عراق از يك نيروى اشغالگر به يك نيروى حافظ امنيت عراق. ۱۱- حفظ سلطه خود بر نفت عراق و جريان نفت در جهان از طريق انعقاد توافقنامه نفتى و اقتصادى. ۱۲- كنترل ساير قدرت هاى معارض منطقه اى امريكا. ۱۳- تقويت موقعيت سران كشورهاى حامى امريكا در منطقه. ۱۴- تلاش براى تغيير نگرش افكار عمومى منطقه اى و جهانى. ۱۵- مديريت گروه ها و جريان هاى مؤثر در عراق. ۱۶- مهار حركت اسلامى در منطقه.۱۷- ارائه توجيهى براى كنگره امريكا به دليل مخالفت با بودجه موردنياز دولت بوش براى اداره عمليات در عراق در سال آينده.
* پ: محورهاى مهم توافقنامه
اگرچه تاكنون مفاد توافقنامه عراق و امريكا به طور رسمى منتشر نگرديده و عمده نكاتى كه پيرامون آن منعكس شده است از طريق رسانه ها و يا از طريق طرح در مذاكرات ميان مسئولان ايرانى و عراقى است، اما محتواى آن را در چند محور مى توان فهرست كرد:
الف- محور سياسى: امريكا به قانون اساسى عراق احترام گذاشته و از حكومت براى اجراى آشتى ملى و مقابله با هرگونه انقلاب و يا كودتايى حمايت مى كند.
ب- محور اقتصادى: در اين محور بر لغو بدهى هاى عراق و پيشرفت اقتصاد عراق از طريق فعال سازى معاهده بين المللى به امضا رسيده در شرم الشيخ و تشويق شركت هاى خارجى براى سرمايه گذارى در عراق تأكيد شده است.
ج- محور امنيتى بر حمايت از عراق در برابر خطرات خارجى و داخلى و همكارى براى تقويت نيروهاى نظامى عراقى و آموزش و تسليح آنها تأكيد مى كند.
براساس اين پيش نويس به امريكايى ها اجازه داده مى شود: ۱- بدون محدوديت زمانى و مكانى در عراق عمليات نظامى انجام دهند.
۲- نيروهاى امريكا و ائتلاف (نيروهاى انگليسى) هر زمان كه نياز باشد (اين توافقنامه مدت زمان بقاى نيروهاى امريكايى و عراق را مشخص نكرده) و تنها (به دلايل امنيتى) آن را بلندمدت توصيف مى كند. اين نيروها در پوشش مبارزه با تروريسم مى توانند افراد مظنون را بازداشت كنند و براى تحريك در عراق و مرزهاى اين كشور آزادى كامل دارند. ۳- هيچ گونه محدوديتى براى حضور نيروهاى امريكايى در عراق وجود نخواهد داشت.۴- افراد نظامى و غيرنظامى وابسته به امريكا مجبور نيستند در دادگاه هاى عراق حاضر شوند (معاهده كاپيتولاسيون) و داراى مصونيت خواهند بود.۵- نيروهاى امريكايى حق دارند متهمان ومحكومان در دادگاه هاى عراق را در بازداشتگاه هاى خود نگاه دارند.۶- امريكا مى تواند ۱۴ پايگاه نظامى در عراق ايجاد كند.۷- وزارتخانه هاى دفاع، كشور و اطلاعات عراق زيرنظر مقامات امريكايى فعاليت خواهند كرد.۸- نيروهاى امريكايى بر خريد، تسليح و آموزش ارتش و پليس عراق نظارت خواهند داشت.۹- براساس اين توافقنامه، عراق جزئى از جامعه بين الملل و تابع تصميمات آنها در مورد خاورميانه و عامل استقرار منطقه خواهد بود. از ديد امريكايى ها استقرار منطقه به معنى تأمين امنيت رژيم صهيونيستى است.
۱۰- اين معاهده تا زمانى كه نيروهاى امنيتى و نظامى عراق به قدرت كافى برسند و اوضاع امنيتى عراق تثبيت شود و خطرى از سوى كشورهاى همسايه متوجه عراق نباشد و مجالى هم براى فعاليت و مانور گروه هاى تروريستى در اين كشور وجود نداشته باشد، به صورت رسمى معتبر و لازم الاجرا براى طرفين خواهد بود.
۱۱- اين توافقنامه اين فرصت را در اختيار امريكايى ها قرار خواهد داد تا به بهانه تعقيب و مقابله با تروريسم عليه ديگر كشورهاى منطقه اقدام كنند.
* ت: پيامدهاى توافقنامه
۱- اين توافقنامه عراق را به پايگاه نظامى امريكا تبديل خواهد كرد.
۲- در پى اجراى اين قطعنامه جنگ سرد با كشورهايى كه مخالف امريكا هستند تشديد خواهد شد.
۳- خارج كردن عراق از بند هفتم منشور ملل متحد اگرچه منوط به موافقت ساير اعضاى شوراى امنيت سازمان ملل است و تصويب آن منجر به ورود عراق به جامعه بين المللى خواهد شد، اما عراق تبديل به سكوى تحقق راهبرد شكست خورده امريكا (طرح خاورميانه بزرگ) خواهد شد كه هدف آن سيطره امنيتى، اطلاعاتى و سياسى و نظامى امريكا و رژيم صهيونيستى به خاورميانه است و در اين صورت تحولات عراق شبيه وضعيت آلمان و ژاپن پس از جنگ جهانى دوم خواهد بود.
۴- با توجه به اين كه تشخيص مصاديق تروريسم در اين توافقنامه برعهده امريكايى هاست، بنابراين شخصيت هاى عراقى نيز در صورتى كه از نظر امريكايى ها مشمول اين تعريف شوند تحت تعقيب قرار خواهند گرفت بنابراين دولت عراق براساس توافقنامه قادر نخواهد بود مانع اقدام امريكا عليه شخصيت هاى عراقى شود. اين موضوع شامل گروه هاى عراقى وابسته به شيعيان نظير جيش المهدى- سپاه بدر و حتى مجلس اعلا خواهد شد.
۵- تلاش ناكام امريكا براى تحقق طرح خاورميانه بزرگ و ايجاد تحول در كشورهاى خاورميانه و بويژه كشورهاى عربى با اين توافقنامه ميسر خواهد شد و امريكا با حضور قانونى در عراق فرصت لازم را براى پياده كردن اهداف خود از نزديك خواهد داشت.
۶- اين توافقنامه نوعى مشروعيت به اشغالگرى امريكا و ساير همپيمانان اين كشور در عراق خواهد داد.
۷- توافقنامه امريكا و عراق زمينه ساز ايجاد سامانه امنيتى عليه ايران بوده و بيشترين چالش را نيز عليه منافع ايران در عراق ايجاد خواهد كرد.
برخى از كارشناسان توافقنامه امنيتى امريكا و عراق را زمينه ساز گسترش امپراتورى امريكا و سلطه اين كشور بر جهان تفسير كرده اند. زيرا نيازهاى دولت عراق فرصتى را براى نئومحافظه كاران ايجاد كرده تا ناكامى در ايجاد امنيت در عراق را از اين طريق جبران و زمينه حضور دائمى در يكى از حساس ترين مناطق جهان را فراهم نمايند.
* ث: واكنش هاى دولتمردان عراق
براساس برنامه ريزى هاى انجام شده قرار است در دهم تيرماه اين توافقنامه به امضاى نهايى رؤساى جمهورى دو كشور برسد. به جز موافقت برخى از دولتمردان عراق با اين توافقنامه، مفاد آن با مخالفت جدى مراجع و شخصيت هاى سياسى عراق و برخى از كشورهاى منطقه مواجه شده است.
بنابه اظهار محسن حكيم مشاور سياسى ائتلاف واحد عراق در گفت وگو با خبرگزارى فارس، دولت عراق چهار شرط را براى انعقاد توافقنامه با امريكا مطرح كرده است:
۱- نداشتن پايگاه نظامى از سوى امريكا.۲- حق لغو توافقنامه از سوى دو طرف در صورت اعلام يك سال قبل. ۳- عدم پايگاه قرار گرفتن عراق براى امريكا جهت حمله به كشورها يا مناطق مختلف.۴- داشتن حق امضاى توافقنامه هاى مختلف از سوى عراق با ساير كشورهاى جهان.
وى در عين حال موافقت با هرگونه توافقى كه منجر به نقض حاكميت و استقلال سياسى عراق شود را مردود دانست.در حالى بحث توافقنامه و زمان امضاى آن مطرح مى شود كه مرجعيت عراق و مشخصاً آيت الله سيستانى رسماً مخالفت خود را با اين توافقنامه اعلام كرده اند. مراجع عراق معتقدند با اين توافقنامه كه همان كاپيتولاسيون است، سربازان و كاركنان امريكا و حتى كسانى كه با امريكايى ها در عراق در ارتباط هستند، مصونيت خواهند داشت.جواد طالب مشاور سياسى نخست وزير سابق عراق: پذيرش توافقنامه امنيتى واشنگتن- بغداد را اسارت ملت عراق دانست و اعلام كرد در صورت موافقت دولت بغداد با توافقنامه امنيتى عراق- امريكا، گروه هاى مطرح عراقى عليه اين دولت دست به ائتلاف مى زنند.
- «جلال الدين صغير»، عضو مجلس اعلاى اسلامى عراق نيز امضاى توافقنامه اى كه عليه منافع عراق باشد را غيرممكن دانست و گفت: دولت و پارلمان عراق هرگز وجود پايگاه نظامى امريكا در خاك خود را نمى پذيرند.
- «فوزى اكرام الترزى» نماينده پارلمان عراق و عضو جريان صدر نيز اعلام كرد كه اكثر قريب به اتفاق نمايندگان پارلمان عراق با توافقنامه امنيتى بغداد- واشنگتن شديداً مخالف هستند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |