دوشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۸۷ - ۵ جمادى الثانى ۱۴۲۹
Mon, Jun 9, 2008
سياست۱
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
سياست
سياست۱
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اجتماعى
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
فرهنگ و پايدارى
قاب عكس۱
خانواده
ماجرا
ديپلماتيك
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اوقات شرعى
عدالت طلبى در انديشه امام (ره)
370392.jpg
داوود رضايى چراتى
امام خمينى(ره) محصول فرهنگ و اعتقادات دينى اسلام است. اصولاً آرمان اولياى الهى براساس نص صريح قرآن كريم، استقرار عدالت اجتماعى و فراهم آوردن جامعه اى براساس موازين و قوانين دينى در جهت حركت انسان ها به سوى كمال است و استقرار عدالت از مهمترين اهداف انبياى الهى است. جانشين هاى آنان يعنى «فقها» كه در زمان غيبت معصوم همان مسئوليت را دارند، رسالتشان اجراى عدالت و تحقق يك نظام عدالت مدار است. در چنين نظام و جامعه اى خلاقيت بروز كرده و استعدادها رشد مى كند و زمينه قرب انسان به خداى متعال فراهم مى شود. حضرت امام(ره) در طول عمر مبارك خود ذره اى از پياده كردن عدالت (حتى در زندگى فردى) فروگذار نكردند و كوشيدند تا نظامى را اقامه كنند كه با محوريت ولى فقيه عادل، در جهت اقامه عدل حركت كند. غايت بعثت، عدل و گسترش آن است. محور نظام آفرينش بر عدل است و خداوند رحمان بناى عالم آخرت را بر عدل و عدالت قرار داد. كوشش همه انبياى الهى از حضرت آدم تا حضرت خاتم براى ايجاد عدل بوده تا عدالت بتواند در جامعه شكل صحيح به خود بگيرد. حضرت امام(ره) در سال ۱۳۵۶ مى فرمايد: «اسلام خدايش عادل است. پيغمبرش هم عادل است و معصوم، امامش هم عادل و معصوم است، قاضى اش هم معتبر است كه عادل باشد. فقيهش هم معتبر است وقتى كه عادل باشد، شاهد طلاقش هم معتبر است كه عادل باشد. امام جمعه اش هم بايد عادل باشد، از ذات مقدس كبريا تا آن آخر. زمامدار بايد عادل باشد، اگر عادل نباشد و عدالت در بين زمامداران نباشد اين مفاسد مفاسدى است كه داريد مى بينيد. اسلحه دست اشخاص غيرصالح، اشخاص ناصالح و اشخاص بى انصاف و بى عدالت». (صحيفه امام، ج ،۳ ص ۳۰۴)
هر جامعه اى چه جوامع مبتنى بر انديشه دينى و معتقد به خدا و چه جوامع با انديشه لائيك، گرفتار مسائل اجتماعى و به تبع آن، مفاهيم عدالت اجتماعى هستند. عدالت اجتماعى در مكاتب و جوامع با انديشه لائيك محدود و مبتنى بر نياز جامعه و افراد با ديدگاه كاملاً محدود و حكومتى است. اما در عدالتى كه در دامان اسلام وجود دارد با مفاهيم اجتماعى گسترده تر و هم مفاهيم دينى وسيع تر همراه است. يكى از اصلى ترين علل گرايش مردم به انبياى الهى وجود روح عدالت جويى در رفتار و كلام آنها بود. لبيك مردم به قيام امام خمينى(ره) تنها به خاطر فقه و عرفان ايشان نبود بلكه وجود عدالتخواهى در كلام و پيام امام(ره) بود كه از او رهبرى شايسته و قابل تكيه براى مردم ساخته بود. اين خصوصيت يعنى عدالتخواهى در شخصيت ها و رهبران سياسى ممالك ديگر مانند گاندى نيز صدق مى كند. يك رهبر از آنجايى كه با ظلم مبارزه مى كند بيشتر مورد وفاق عموم واقع مى شود و مسلماً هر قدر رهبر فاضل تر و اهل انديشه باشد گرايش نخبگان و اهل فهم به او بيشتر شده و موجب اثربخشى انديشه هاى او مى گردد.
* عدل سرچشمه رهبرى امام(ره) و سرمنشأ موفقيت او بود
به كار بستن ايده هاى عادلانه در حكومت در دوران مرجعيت و رهبرى از او فردى عدالت محور ساخت. امام راحل در جمع رئيس جمهور و مقامات مملكتى در سال ۱۳۶۴ مى فرمايد: «همه مان خدمت بكنيم هركس به هر اندازه اى كه مى تواند. بزرگترين چيز تقوا است كه قرآن و حديث پافشارى كردند كه انسان متقى باشد. مواظب خودش باشد كه مبادا با زبانش با چشمش و با گوشش به مردم ظلم كنند.»
ويژگى اين كلام اين است كه مبادات تقوا [عدالت] در شكل عدالت اجتماعى محصور گردد و نبايد آن را تنها از حكومت توقع داشت بلكه عدالت علاوه بر جنبه اجتماعى، جنبه فردى نيز دارد كه در اين نظر مورد تأكيد است. به بيان ديگر هر فرد وظيفه دارد با عمل عادلانه با هر ظلمى مبارزه كند و سپس به طور طبيعى اين امر به حكومت تسرى پيدا مى كند. امام(ره) معتقد است كه عدالت هر چيز را بر جاى خود مى نشاند و لذا عدالت در حوزه شخصى مفهوم جدى ترى به خود مى گيرد چراكه عدالت در بعد اجتماعى در بسيارى از موارد توان ايجاد انطباق بويژه در حوزه شخصى را ندارد. حضرت امام(ره) مى فرمايند: «عدالت را براى ديگران نخواهيد. براى خودتان هم بخواهيد. در رفتار عدالت داشته باشيد در گفتار هم عدالت داشته باشيد. تشريفات را كم كنيد و اين ملت را خدمتگزار باشيد.»
عدالت ريشه در فطرت انسان دارد و انسان بالفطره به دنبال گمشده خود (عدل) است. شهيد مطهرى مى فرمايد: «عشق به عدالت قبل از دين است.» براساس اين ديدگاه مشخص مى شود توجه به عدالت بر علاقه انسان به دين تقدم دارد و به جرأت مى توان گفت كه حتى مفاهيم اجتماعى نيز جوهره و اصالت خود را از عدالت وام مى گيرند. در جامعه اى كه عدالت (به مفهوم نسبى، نه مطلق) حاكم باشد مفاهيم اجتماعى از قوت بيشتر برخوردار بوده و توان تسرى در امور فردى را نيز پيدا مى كنند. مفاهيم اجتماعى مانند آزادى حق حاكميت، فرهنگ و... در سايه عدالت مفهوم واقعى خود را پيدا مى كنند.
در سال ۱۳۵۷ خبرنگار نشريه اكسپرس در پاريس از حضرت امام(ره) راجع به اسلام (البته با تصور و تلقى خودش) سؤال مى كند كه: در مجموعه اى كه از نظرات شما در سال ۱۹۷۰ زير عنوان «دولت اسلامى» [منظور كتاب حكومت اسلامى و ولايت فقيه حضرت امام(ره) است كه در سال ۱۳۴۸ آن را به صورت درس در نجف اشرف تدريس مى كردند سپس كتاب آن نيز چاپ و به انگليسى ترجمه شد و در اختيار همگان قرار گرفت] به چاپ رسيد شما نظريه مربوط به استقرار رژيم خشك و سختى را كه بر مبناى رعايت اصول قرآن پى ريزى شده شرح داده ايد و اضافه كرديد كه در اين نظام جايى براى عقايد و احساسات وجود نخواهد داشت و صرفاً تعاليم قرآن ملاك عمل خواهد بود و افراد فقط از خدا و قانون او اطاعت خواهند كرد. آيا مردم حاضر خواهند شد تا اين حد آزادى هايشان محدود گردد
حضرت امام (ره)جواب دادند: «در يك رژيم اسلامى، آزادى ها صريح و كامل خواهند بود. تنها آزادى هايى به ملت داده نخواهد شد كه برخلاف مصلحت مردم باشد و به حيثيت فرد لطمه وارد شود. حمايت عظيمى كه ملت از چند ماه پيش از ما به عمل آورد نشان مى دهد كه مردم به قدر كافى افكار ما را درك كرده و متوجه آينده شده اند...»
فهم صحيح از نياز مردم (عدالت) توسط امام راحل موجب شد كه در سال ها قبل از پيروزى انقلاب با چنين صلابتى موضوع را مورد تأكيد قرار دهند و مردم نيز به سبب اين ويژگى فكرى بيشترين گرايش ممكن را به ايشان نشان دادند.
اميرالمؤمنين على(ع) عدل را بر چهار پايه استوار مى داند: «فكرى ژرف انديش (فهم عميق)، علم و دانش عميق، نيكو داورى كردن و استوار بودن در شكيبايى.»
با تحقيق در كلام و پيام امام(ره) مى توان دريافت كه ايشان با پيروى از مولى متقيان على(ع) توانست پيوند مستحكمى بين حكومت و عدالت در عصر حاضر ايجاد نمايد كه به ذكر نمونه هايى از آن پرداخته مى شود: «حكومت هاى اسلامى حكومت هاى عدالت است. براى عدالت آمده اند. حكومت ها نيامدند كه به مردم بزرگى بفروشند. حكومت ها خدمتگزار بايد باشند اگر از خدمتگزارى تخلف بكنند، خلاف موازين اسلام است... و تمام اقداماتشان براى اين بوده است كه مردم را نجات بدهند.» (صحيفه امام، ج ،۱۱ ص ۲۶۵)
«جمهورى اسلامى معنايش اين است كه عدالت باشد و...» و يا مى فرمايد: «برنامه جمهورى اسلامى اين است كه يك دولت به وجود بيايد كه با همه قشرها به عدالت رفتار كند و...» (صحيفه امام، ج ۹ ، ص ۷۲)
و يا در فرازى ديگر حضرت امام (ره) مى فرمايند: «ارزش ها در عالم دو قسم است. يك قسم ارزش هاى معنوى از قبيل ارزش توحيد و جهاد مربوط به الوهيت و از قبيل عدالت اجتماعى، حكومت عدل و رفتار عادلانه حكومت ها با ملت ها و بسط عدالت اجتماعى در بين ملت ها و امثال اينها كه در صدر اسلام يا قبل از اسلام از آن وقتى كه انبيا مبعوث شدند وجود داشته و قابل تغيير نيست. عدالت معنايى نيست كه تغيير بكند؛ يك وقت صحيح و زمانى غيرصحيح باشد. ارزش هاى معنوى ارزش هاى هميشگى هستند.» (صحيفه امام، ج ،۱۱ ص ۱)
عدالت شالوده و شاكله نظام اسلامى است. مسلماً عدم وجود عدالت در جامعه به خصوص جامعه اسلامى، خطرات زيادى را متوجه آن جامعه خواهد نمود. آنچه كه امروز بيش از پيش بدان نيازمنديم عدالت در حوزه اجتماعى و فردى است و بازخوانى نظريات و انديشه هاى امام(ره) در اين زمينه است. حركت نهادهاى نظارتى، اجرايى و همچنين تبليغاتى (به سمت واقعيت مورد نياز جامعه) با رويكرد عدالت محور سبب حضور حداكثرى مردم در انتخابات خواهد شد.
تثبيت نظام مردم سالار و دينى در سايه «عدالت» ممكن خواهد شد. انقلاب اسلامى اين عطيه گرانقدر الهى با عدالت در سه زمينه مطلوب، باقدرت به راه خود ادامه خواهد داد. عدالت در بعد اجتماعى (روابط انسان ها با يكديگر)، عدالت در بعد فردى و عدالت در بعد انسان و خدا.
جلوه هاى عدالت در عملكرد، رفتار و منش افراد نهفته است كه هيچگاه از نگاه تيزبين ملت مخفى نمى ماند. مسلماً رويكرد به عدالت زمينه مشاركت حداكثرى را فراهم مى سازد، والا انتخابات بدون پشتوانه مشاركت مردمى فاقد مشروعيت است.
... «پس كسى كه درست انديشيد به ژرفاى دانش رسيد و آن كس كه به حقيقت دانش رسيد، از چشمه زلال شريعت نوشيد و كسى كه شكيبا شد در كارش زياده روى نكرده با نيكنامى در ميان مردم زندگى خواهد كرد.» (نهج البلاغه حكمت ۳۱).
امام(ره)، فرهنگ و مديريت جهادى
370386.jpg
غلامرضا خاركوهى
هرچه ما از دهه اول انقلاب و ارتحال حضرت امام(ره) فاصله مى گيريم نياز به شناخت انديشه هاى متعالى و تحقق تئورى هاى اجتماعى آن حضرت بيشتر احساس مى شود. بويژه كه پس از رحلت امام(ره)، برخى از تصميمات ادارى با شتاب زدگى و نسنجيدگى از سوى دولتمردان و مجلسيان اتخاذ شد كه بعضاً عواقب آن خسارات جبران ناپذيرى به دنبال داشت. يكى از اين شتاب زدگى ها ادغام نهادهاى انقلابى با سازمان هاى سنتى بود كه قبلاً توسط حضرت امام(ره) تأسيس شده بودند. گرچه اين اقدام از سر خيرخواهى صورت گرفت، اما از آنجا كه فرهنگ و مبانى ايدئولوژيكى اين گونه نهادها اساساً با ساير سازمان ها تفاوت ماهوى دارد، لذا ادغام آنها و به اضافه كيفيت رفتارهاى سازمانى مديران انتصابى و اهمال آنها در حفظ فرهنگ نهادى و نيز تغيير شرايط فرهنگى و ساختار سازمانى تشكيلات جديد، به همراه تعدادى از عوامل بيرونى سبب شد كه ادغام نهادها چندان موفق از كار درنيايد. زيرا پس از ادغام فرهنگ و مديريت جهادى آنها محو و يا بسيار كمرنگ شده و تنها نام و آرمى از آنها باقى مانده است. به طورى كه بررسى برخى از نهادهاى ادغامى را اكنون بايد در قالب پديده هاى تاريخى مطالعه نمود. در حالى كه منظور نظر امام (ره) در بنيانگذارى نهادها، فرهنگ و مديريت ارزشى آنها بوده كه يك سيستم نوين سازمانى و متناسب با انقلاب و نظام و جامعه اسلامى ايران است نه صرفاً وجه نام و آرم آنها.
* فرهنگ جهادى، طريقتى نوين
قل انما اعظكم بواحده ان تقوموالله مثنى و فردى
در نخستين صبحگاهان پيروزى انقلاب شكوهمند اسلامى كه نسيم تحول سرافرازى و آبادانى ملت و كشور وزيدن گرفت و بيرق استقلال و آزادى بر بامسراى اين ديار به اهتزاز درآمد، جهادگر بزرگ امت ما- خمينى كبير- بانگ سازندگى و نوسازى سر داد و فرياد برآورد كه «خرابى ها زياد هست و ما بايد به همت ملت آن خرابى ها را ترميم كنيم ... همه قشرهاى ملت، زن و مرد، پير و جوان، دانشگاهى و دانشجو ، مهندسان و متخصصان، شهرى و دهاتى، همه با هم بايد تشريك مساعى كنند و اين ايران را كه خراب شده است، بسازند... و سازندگى و جهادسازندگى را شروع كنند» اين فرمان آغازى بود بر طريقتى نوين به نام «فرهنگ جهادى» كه با دم مسيحايى خورشيد جماران پى ريزى شد و طى ساليانى چند، در پيچ و خم حوادث و رويدادهاى بيشمار انقلاب و در عرصه ها و ميادين مختلف خدمت رسانى به مناطق محروم و دفاع مقدس و در كوران عداوت هاى ضد انقلاب و شهيد و مجروح شدن جمعى از جهادگران شجاع، اين فرهنگ نوين سازمانى، چنان تكوين، تكميل و صيقل يافت كه متمايز و برتر از همه فرهنگ هاى سازمان هاى سنتى و وارداتى و ناكارآمد پيشين گرديد.
* عناصر اساسى فرهنگ جهادى
فرهنگ جهادى بر سه عنصر كلى و اساسى استوار است كه بدون اين عناصر شاكله آن از ميان مى رود.
اين عناصر عبارتند از:
اول)عشق به ارزش هاى مقدس اسلام ناب محمدى، اسلامى كه به رغم امام راحل غرب و در رأس آن امريكاى جهانخوار و شرق در رأس آن شوروى جنايتكار را به خاك مذلت خواهد نشاند كه خوشبختانه شوروى سابق چنين شد و امريكا نيز چنين خواهد شد. اسلامى كه پرچمداران آن پابرهنگان و مظلومين و فقرا هستند و دشمنان آن ملحدان و كافران و سرمايه داران و پول پرستانند. اسلامى كه طرفداران واقعى آن هميشه قدرتمندان و مقدس نمايان بى هنرند. در فرهنگ جهادى، اسلام راستين، اسلام ناب محمدى است و به لحاظ همين ويژگى است كه حضرت امام(ره) خطاب به حاملان اين فرهنگ مى فرمايند: «فرزندان عزيز جهادى ام! به تنها چيزى كه بايد فكر كنيد به استوارى پايه هاى اسلام ناب محمدى ( ص) است.»
دوم) عشق به امام و ولايت،در تار و پود فرهنگ جهادى، اطاعت از امام(ره) و ولايت موج مى زند و چنان شور و نشاطى در وجود جهادگران ايجاد مى كند كه چون رايحه دل انگيز جنه المأوى شيفتگانش را مجذوب خود مى نمايد، به طورى كه با هر فرمان او سر از پا نشناخته و چون پيروان موساى كليم به هر بحر و بر پرخطرى پا مى نهند. از سازندگى روستاها و سنگرسازى دفاع مقدس و بازسازى مناطق جنگ زده گرفته تا خطه هاى سيل زده، زلزله زده و محروم، واقصى نقاط دورافتاده، عرصه گام هاى مستحكم و سازنده آنان است.
براستى كه تعبير دلنشين «از تو به يك اشاره ، از ما بسر دويدن» مصداق بارز چنين فرهنگى است چنانكه رهبر معظم انقلاب نيز بر اين نكته تصريح فرموده اند كه جهادگران عاشق امامند و رگ جانشان به اميد وصل است به همين علت بود كه حضرت امام(ره) از همان ابتدا نماينده اى از سوى خود در ميان جهادگران تعيين كردند كه نقش اساسى در برقرارى ارتباط متقابل و استحكام و استمرار فرهنگ جهادى ايفا نموده است.
سوم) عشق به خدمتگزارى خالصانه،بدون شك شيفتگى به اسلام ناب و ولايت بسترساز عشق ديگرى است كه همان «خدمتگزارى به مردم» مى باشد چراكه در فرهنگ جهاد، كار نه فقط يك وظيفه هدف ادارى، بلكه امرى مقدس و عبادى شمرده مى شود. در حقيقت فلسفه اجرايى همه سياست ها، طرح ها، برنامه ها و پروژه هاى سازمانى در فرهنگ جهاد خدمت خالصانه و صادقانه به مردم، خصوصاً محرومان و مستمندان است. به همين سادگى در فرهنگ جهاد، خدمت خالصانه به بندگان خدا و رفع مشكلات و مصائب آنان و تأمين نيازهاى اساسى شان عبادت محسوب مى گردد.
چنان كه كارنامه درخشان اين فرهنگ حاكى از آن است كه وجب به وجب نقاط دور افتاده و ناشناخته و محروم اين مرز و بوم مزين به تلاش و پيكار جهادگران مى باشد، به طورى كه ستمديدگان و خان گزيده ها و روستائيان عزيز هنوز خاطرات خوش آن دوران را در محافل خود زمزمه مى كنند.براستى چه زيبا امام بزرگوار در آخرين پيام خود، عنصر خدمتگزارى جهادگران را توصيف كرده است: «عشق جهاد در خدمت به اسلام و مردم، چشم دل عشاق خدمت به دين و مردم را روشن نموده است. شجاعت دليرمردان و شيرزنان جهادى مان در جهادمان عليه كفر و بيداد زبانزد خاص و عام است. وسعت دامنه گذشت و ايثار مردان و زنان جهاد، جنگ و صلح، بزرگ و كوچك، فقير و غنى اين مرز و بوم را فرا گرفته است.»
* جهت گيرى هاى بنيادى فرهنگ جهادى
براساس رهنمودهاى حضرت امام(ره)، دو جهت گيرى اساسى براى فرهنگ جهادى وجود دارد كه جهادگران مى بايست همه فعاليت ها و برنامه هاى خود را معطوف به آن دو نمايند.
۱- جهت گيرى اعتقادى:در عرصه اعتقادى، فرهنگ جهاد در مسير استوار كردن و ترويج و تحكيم اسلام ناب محمدى (ص) پيش مى رود. تا آنجا كه حضرت امام(ره) خطاب به فرزندان جهادى خود مى فرمايند به تنها چيزى كه بايد فكر كنيد استوارى پايه هاى اسلام ناب محمدى (ص) است. به همين علت امام بزرگوار كراراً حاملان فرهنگ جهاد را توصيه به خودسازى، اخلاص در كارها، جهاد با نفس و پرهيز از انحراف نموده اند. بنابراين جهت گيرى اعتقادى، مهمترين نوع جهت گيرى در فرهنگ جهادى است و معيار اصلى سنجش ارزشى بودن و قداست فعاليت ها و هر نوع رفتار سازمانى به حساب مى آيد.
۲- استقلال واقعى: حضرت امام(ره) همواره بر بريدن رگه هاى وابستگى به خارج و خودكفا كردن كشور، كه همان استقلال واقعى است، بخصوص در بخش كشاورزى و امنيت غذايى تأكيد نموده اند. در حقيقت امام راحل سمت و سوى همه سياست ها و برنامه هاى فرهنگ جهادى را از بعد اجرايى، تنها و تنها نيل به خودكفايى و استقلال مى داند نه چيز ديگر. چنانكه در آخرين پيام خود خطاب به جهادگران فرموده اند: «اميدوارم كه از سياست صحنه هاى سخت نه شرقى، نه غربى، جمهورى اسلامى عبور كنيد كه اگر ايران را بر پايه استقلال واقعى پايه ريزى نكنيم، هيچ كارى نكرده ايم.» در جاى ديگر مى فرمايند: «ما بايد خودكفا بشويم در همه چيز، منجمله در قضيه كشاورزى» و باز در جاى ديگر تأكيد مى كنند: «مسئله كشاورزى در كشور ما در رأس امور است. بحمدالله مملكت از نظر منابع طبيعى، همه چيزش خوب است. آب و زمين خوب دارد و مردمش آگاه و در فكر كشاورزى هستند» و «آن عده اى كه مى گويند از نظر كشاورزى نمى شود خودكفا شد، اطلاع دقيق ندارند»، بطوريكه «ايران مى تواند يكى از استان هايش مال خودش را كفاف بدهد و مابقى صادر شود.»
* بايسته هاى فرهنگ جهاد
حال بايد ديد چگونه مى شود هم عناصر اساسى فرهنگ جهاد را حفظ نمود و هم جهت گيرى هاى اعتقادى و اجرايى آن را جامه عمل پوشاند. به اين منظور نيز مى توان با كنكاش در گلشن انديشه هاى پرفيض امام راحل بايسته هاى زيادى را استخراج و به عنوان ملزومات فرهنگ جهادى ارائه نمود، كه بى ترديد جهادگردان يا حاملان اين فرهنگ تنها با تمسك به اين بايسته ها مى توانند، هم بر توفيقات اعتقادى خود، يعنى استوارى پايه هاى اسلام ناب محمدى(ص) بيفزايند و هم توفيقات اجرايى خود را كه نيل به استقلال و خودكفايى است، افزايش دهند. برخى از اين بايسته ها از منظر امام(ره) عبارتند از:
۱- توجه داشتن به خدا و اخلاص در كارها
۲- خودسازى و جهاد با نفس يا جهاد اكبر در كنار تلاش و سازندگى
۳- پرهيز از انحراف، تخريب، شلوغ كارى و امور خلاف مصلحت اسلام و انقلاب
۴- داشتن روحيه اخوت اسلامى و همه با هم براى پيشبرد امور (به عبارت ديگر توجه به اصل مشاركت و مردم گرايى دينى)
۵- رعايت قانون و انجام وظيفه و اجتناب از تداخل در ساير امور
۶- تلاش بى وقفه و مستمر در كارها
۷- داشتن روحيه گذشت، ايثار و فداكارى
۸- سنگرساز بى سنگر بودن در عرصه جنگ و دفاع (متناسب با شرايط و در عرصه هاى گوناگون)
۹- اشتياق خدمت به اسلام و مسلمين به خصوص محرومان جامعه
۱۰- داشتن روحيه شجاعت و دليرى در انجام كارها
۱۱- تلاش و پيكار عليه فقر و تنگدستى و رذالت و ذلت
۱۲- كوشش براى نيل به آزادى و استقلال و خودكفايى واقعى بويژه در بخش كشاورزى
۱۳- داشتن روحيه شور و نشاط اسلامى در كارها
۱۴- آشنايى با علوم جديدى كه براى خدمت به مردم و آبادانى مملكت مفيد است
۱۵- اعتقاد به اولويت كشاورزى در توسعه كشور
۱۶- الگو و نمونه شدن جهادگران براى ساير جوانان مسلمان و متعهد
۱۷- انجام بيشترين خدمات با كمترين امكانات (خدمت بيشتر توأم با صرفه جويى در بيت المال)
۱۸- اطلاع رسانى اقدامات ارزنده فرهنگى و عمرانى از طريق صدا و سيما
۱۹- بهره مندى از جميع عوامل تأثير گذار از جمله رسانه ها و نفوذ روحانيون براى جلب توجه و اعتماد مردم
۲۰- تقويت روح ايمان در ميان مخاطبان
۲۱- اجتناب از دلسردى در هنگام بروز كسرى بودجه يا مشكل در امور
۲۲- نجات مظلومين از ظلم و گرفتارى
۲۳- كوشش جهت انجام كارهاى بسيار خوب و عالى براى اسلام و مسلمين
۲۴- عبادت شمردن خدمت به مستمندان و محرومان جامعه
* كلام آخر
كلام آخر اين كه به نظر حضرت امام(ره) كه بانى و مبتكر اصلى فرهنگ و روحيه جهادى در عصر حاضر است، جهاد شامل دنياى آزادى و استقلال در عرصه كار و تلاش و پيكار عليه فقر و تنگدستى و رذالت و ذلت است.
همين فرهنگ جهادى بود كه بزرگترين آبرو را به انقلاب اسلامى داد و باز همين فرهنگ بود كه نهال انقلاب در روستاها و شهرهاى دورافتاده را به بار نشاند.
لذا گرچه فرهنگ و مديريت جهادى در سال هاى پس از ادغام در وزارتخانه جديد افت نموده، اما نبايد ترديد به خود راه داد كه بازگشت به فرهنگ جهادى ضرورتى است انكار ناپذير، به طورى كه بارها اين مهم توسط رهبر معظم انقلاب اسلامى مورد تأكيد قرار گرفته است. چنانكه معظم له در يكى از سخنرانى هاى خود قبل از ادغام اين وزارتخانه، توصيه مى فرمايند كه ارزش هاى جهادى در وزارتخانه جديد حاكم شود، و باز در سخنرانى دى ماه سال ۸۲ خود، ضمن ياد آورى اين كه آنچه انقلاب اسلامى به مردم ما داد، فرهنگ جهادى بود. فرهنگ جهادى در همه صحنه ها و عرصه ها به كار مى آيد. زمينه كارهاى زيربنايى كشاورزى و دامدارى و امثال اينها هم از اول انقلاب، با روح و فرهنگ جهادى وارد ميدان شد. تأكيد نمودند كه «ما اين روحيه را بايد حفظ كنيم. اين روحيه با كار علمى و نظم تشكيلاتى هيچ منافاتى ندارد، بلكه اتفاقاً كارعلمى را هم همين روحيه جهادى بهتر مى كند...» آن جايى كه حركت و روح جهادى وجود دارد، انسان در ايمان و خدمت به ديگران حل مى شود و خود را فراموش مى كند. اين روحيه را بايد در جامعه تقويت كرد. كشاورزى و صنعت با اين روحيه رونق واقعى خود را پيدا خواهد كرد.» فرمايشات مقام معظم رهبرى حاكى از نگرانى ايشان است. اين نگرانى را به وضوح مى توان در سخنرانى دى ماه سال ۸۲ معظم له مشاهده كرد.
اميد است مجموعه قوانين، ساختارها و بسترهاى سازمانى و پرسنلى در وزارت جهادكشاورزى چنان تدوين شوند كه هر روز بيش از گذشته روحيه جهادى در اين تشكيلات و نظام بوروكراسى كشور تقويت گردد. در پايان با ذكر دو توصيه از سفارشات و وصاياى حضرت امام(ره) مطالبم را به پايان مى برم:
الف) اميدوارم كه از سياست صحنه هاى سخت نه شرقى، نه غربى، جمهورى اسلامى عبور كنيد كه اگر ايران را به استقلال واقعى پايه ريزى نكنيم هيچ كارى نكرده ايم.
ب) وصيت من به همه آن است كه با ياد خداى متعال به سوى خودشناسى و خودكفايى و استقلال با همه ابعادش پيش برويد، بى ترديد دست خدا با شماست، اگر شما در خدمت او باشيد و براى ترقى و تعالى كشور اسلامى به راهتان ادامه دهيد.
*كارشناس ارشد سازمان جهاد كشاورزى استان گلستان


منابع و مآخذ:
۱- منبع فرمايشات حضرت امام «كتاب امام خمينى (ره) و جهاد سازندگى» - تأليف غلامرضا خاركوهى - چاپ مؤسسه آثار امام.
۲- منبع فرمايشات مقام معظم رهبرى «كتاب منشور جهاد كشاورزى» - حوزه نمايندگى ولى فقيه


|   شناسنامه   |   آرشيو   |