چهارشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۸۷ - ۷ جمادى الثانى ۱۴۲۹
Wed, Jun 11, 2008
حوادث
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اجتماعى
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
جوان
فرهنگ و پايدارى
دانشگاه
خانواده
قرآن
ماجرا
ديپلماتيك
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
دانش
اوقات شرعى
با رأى هيأت قضايى دادگاه تجديد نظر استان تهران
با رأى هيأت قضايى دادگاه تجديد نظر استان تهران
حكم مرگ براى عامل قتل
دختر و پسر ايرانى در دانشگاه امريكا
370944.jpg
گروه حوادث ـ عامل جنايت دانشگاه «سياتل» امريكا كه در شليك هاى مرگبار، يك دختر و پسر دانشجوى ايرانى را از پا درآورده است، با حكم هيأت قضايى دادگاه تجديد نظر استان تهران به قصاص - اعدام - محكوم شد.
وى اوايل سال گذشته با رأى قاضى شعبه ۱۱۵۷ دادگاه عمومى و جزايى تهران به اتهام قتل عمد دو ايرانى به قصاص محكوم شده بود. اين حكم قضايى در حالى صادر شد كه متهم، به اتهام قتل از نوع درجه دو، ۱۲ سال در استان «كينگ» امريكا زندانى بوده است.
براساس گزارش پرونده اى كه در شعبه ۲۲ دادگاه تجديد نظر استان تهران به رياست قاضى شهرابى فراهانى تحت رسيدگى قرار گرفت، ساعت ۱۹ : ۱۰ دقيقه سه شنبه سوم مرداد سال ۶۸(۲۵ جولاى سال ۱۹۸۹ ميلادى ) افسر «رى فيلتر» از پليس دانشگاه سياتل امريكا هنگام گشت در پاركينگ شماره «۴-N» دانشگاه با شنيدن صداى شليك سه گلوله به سوى جنوب پاركينگ دويد. او پس از ورود به پاركينگ شمالى سوم مردى را ديد كه بلوز زرد، شلوار مشكى و كفش مشكى داشت و دست دخترى را به زور مى كشيد. مرد ديگرى هم در حال فرياد زدن بود. دختر جوان با ديدن مأمور پليس ملتمسانه از او كمك خواست. همان موقع مرد مهاجم در حالى كه دست دختر را مى كشيد، اسلحه را به سوى مرد جوان ديگرى نشانه رفت و ناگهان شليك كرد. بعد هم اسلحه را به سوى دختر جوان گرفت و ماشه را چكاند. مرد مهاجم پس از شليك هاى مرگبار فرار كرد. سرانجام مأمور پليس عامل جنايت را در خيابان ۴۰ «ان.اى» در مسير دانشگاه به دام انداخت. پليس استان كينگ پس از تحقيقات و بررسى هاى گسترده، نتايج تجسس هاى خود را در اختيار دادگاه عالى واشنگتن قرار داد و عزيز به اتهام قتل مرجان و ابراهيم در دادگاه عالى محاكمه شد. در دادگاه مشخص شد مرجان - از بستگان عامل جنايت - حدود دو ماه قبل از حادثه به دليل مشكلات روحى و تهديدهاى عزيز، از «ساكرامنتو» در كاليفرنيا گريخته بود.
با اين حال متهم براى يافتن او تلاش گسترده اى انجام داد. او حتى كارآگاه خصوصى نيز استخدام كرد. تا اين كه سرانجام دختر جوان را در دانشگاه سياتل يافت. او روز يكشنبه ۱۳ جولاى ۱۹۸۹ سوار بر خودروى اجاره اى با يك اسلحه از «ساكرامنتو» به سوى دانشگاه سياتل حركت كرد و پس از ۱۲ روز مرتكب جنايت شد.
* نظر هيأت منصفه
۲۰ جولاى ۱۹۹۰ اعضاى هيأت منصفه بعد از سكوت عزيز-متهم- در برابر اتهام هاى خود و شنيدن اظهارات مأموران پليس و استدلال هاى مشاور قانونى به گزارش ها و سوابق درگيرى متهم با دختر جوان جرم او را قتل از نوع درجه دو تشخيص داده و قاضى دادگاه نيز وى را به تحمل ۱۷ سال زندان و اخراج از امريكا محكوم كرد.
* محاكمه در دادگاه جنايى
با اين حال عزيز پس از تحمل ۱۲ سال حبس، آزاد و به ايران بازگردانده شد. خانواده مرجان هم در پى اطلاع از ورود عامل جنايت به كشور با طرح شكايتى در دادسراى جنايى تهران خواستار دستگيرى و مجازاتش شدند.پس از دستگيرى متهم ، جلسه رسيدگى به پرونده اتهامى او در شعبه ۱۶۰۲ دادگاه وقت جنايى برگزار شد.متهم نيز در دفاع از خود گفت: سپتامبر سال ۱۹۸۶ پس از ورود به امريكا به خانه برادرم رفتم. در خانه آنها دختر عمه ام مرجان - يكى از قربانيان كه خواهر زن برادرم نيز بود زندگى مى كرد. بعد از مدتى ما به هم علاقه مند شديم. ابتدا تصميم داشتم با يك زن امريكايى ازدواج كنم، اما وقتى با ابراز علاقه مرجان روبه رو شدم، با وجود دردسرهايى كه برادرم در زمان ازدواج با منيژه - خواهر قربانى- روبه رو شده بود، تن به ازدواج با مرجان دادم.وى در ادامه گفت: هفت ماه از سفرم به امريكا نگذشته بود كه من و مرجان به مسجدى در «ساكرامنتو» رفتيم. امام جماعت آنجا هم ما را عقد كرد. زندگى مشترك ما چهار ماه بيشتر طول نكشيد و من بعد از بروز مشكلات زيادى با فرار مرجان روبه رو شدم. سرانجام پس از سه ماه جست و جو مرجان را در دانشگاه سياتل پيدا كردم. در مدتى كه به دنبالش بودم اطلاع يافتم مرجان با دو پسر عموى ايرانى به نام هاى ابراهيم و عباس زندگى مى كند. روز حادثه قصد قتل نداشتم. اما وقتى مرجان را در راه پله دانشگاه ديدم، او را به كنارى كشيدم و حدود ۱۵ دقيقه باهم صحبت كرديم. مرجان هم با شنيدن حرف هايم به گريه افتاد. بنابراين پيشنهاد كردم به ساكرامنتو برگرديم تا با از بين بردن اختلاف ها به زندگى مشترك مان ادامه بدهيم. مرجان هم راضى شد همراهم بيايد. همان موقع هم به ابراهيم كه ۱۰ قدم با ما فاصله داشت گفت: من با عزيز مى روم، اگر به توافق نرسيديم برمى گردم.اما ناگهان ابراهيم برخلاف انتظارم به طرفم حمله كرد و گفت: پدر مرجان مراقبت از او را به من سپرده است.ناگهان هنگام درگيرى با اسلحه كمرى كه همراه داشتم پنج تير جلوى پاهاى او شليك كردم. سپس مرجان را به طرف ماشين پرت كردم.باور كنيد قصد كشتن آنها را نداشتم و نمى دانم چگونه آنها هدف اصابت گلوله ها قرار گرفته اند.براساس اين گزارش، قاضى وقت دادگاه پس از چند جلسه رسيدگى، سرانجام براى متهم قرار موقوفى و عدم تعقيب صادر كرد. بدين ترتيب او با سپردن وثيقه ۳۰ ميليون تومانى از زندان آزاد شد.با اين حال پرونده با اعتراض خانواده اولياى دم - مرجان - براى رسيدگى به شعبه ۱۱ ديوان عالى كشور ارجاع شد. قضات اين شعبه نيز پس از رسيدگى، با نقض حكم صادره، پرونده را براى رسيدگى به شعبه هم عرض فرستادند.از اين رو پرونده عامل جنايت سياتل بار ديگر در شعبه ۱۱۵۷ دادگاه جزايى مورد رسيدگى قرار گرفت و اين بار دادگاه متهم را به اتهام قتل عمد مجرم و او را به قصاص - اعدام - محكوم كرد.
*رأى نهايى
بنابراين پرونده بار ديگر براى رسيدگى به ديوان عالى كشور فرستاده شد. اين بار هيأت قضايى ديوان، دادگاه تجديدنظر استان تهران را مرجع رسيدگى به پرونده جنايت سياتل دانست. هيأت قضايى دادگاه تجديدنظر نيز پس از رسيدگى به پرونده با استناد به دلايل و مستندات و اظهارات ضد و نقيض متهم و اظهارات پليس دانشگاه سياتل و شاهدان - عزيز - متهم به قتل - را مجرم شناخته و حكم قصاص - اعدام - او را تأييد كرد.
دو اعدامى بخشيده شدند
گروه حوادث- دو پسر جوان كه به اتهام قتل عمد در انتظار مرگ بودند در آستانه اجراى حكم اعدام، با رضايت اولياى دم نجات يافتند.
* دختران زندانى، عامل قتل پدرشان را بخشيدند
به گزارش خبرنگار ما، صبح ديروز زن ميانسالى همراه دو دختر جوانش از زندان رجايى شهر به شعبه اجراى احكام دادسراى جنايى تهران منتقل شدند. آنها كه به اتهام معاونت در قتل عيسى - ۴۳ ساله - مرد خانواده به حبس محكوم شده اند به قاضى عصمت الله جابرى گفتند: «ما مى خواهيم از قصاص - اعدام - قاتل پدرمان ادريس - ۲۲ ساله - گذشت كنيم و او را ببخشيم. زهرا - ۱۸ ساله - و خواهرش فاطمه - ۱۶ ساله - بهمن ۸۵ با همدستى مادرشان - اقدس - نقشه قتل پدرشان را طراحى كردند و با اجير كردن پسرى به نام «ادريس» از او خواستند تا در اجراى نقشه قتل پدرشان به آنها كمك كند.
متهم نيز طبق نقشه شبانه به خانه آنها در شهريار رفت و مرد خانواده را در خواب خفه كرد.
كارآگاهان پليس پس از اطلاع از ماجراى قتل در نخستين تحقيقات و بازجويى از خانواده مقتول به ضد و نقيض گويى هاى آنها پى برده و سرانجام با اعتراف دختران مقتول راز ارتباط پنهانى همسر مقتول و يك پسر جوان فاش شد. بدين ترتيب اقدس در بازجويى ها لب به اعتراف گشود و گفت كه به علت بداخلاقى هاى شوهرش از دست او خسته شده و با پرداخت يك ميليون تومان پول به «ادريس» وى را براى كشتن شوهرش اجير كرده بود. متهم نيز پس از دستگيرى به قتل اعتراف كرد و قضات شعبه( ۷۴ )دادگاه كيفرى استان تهران هم پس از محاكمه، «ادريس» را به قصاص - اعدام - محكوم كرده و اقدس - همسر مقتول - نيز به اتهام معاونت در قتل به ۱۰ سال حبس و زهرا و فاطمه نيز به ۳ سال زندان محكوم شدند. اما صبح ديروز دختران مقتول با حضور در شعبه اجراى احكام از قاتل پدرشان گذشت كردند.
* بخشش قاتل ۲۰ ساله
دومين پرونده اى كه ديروز در جلسه صلح و سازش دادسراى جنايى تهران مطرح شد مربوط به ماجراى قتل پسر ۲۰ ساله اى است كه فروردين ۸۱ كشته شد. ميثم كه به هواخواهى از برادرش مرتكب جنايت شده بود پس از قتل عليرضا - ۱۹ ساله - از محل متوارى شد. اما كارآگاهان سرانجام پس از سه سال جست وجو او را در كرج شناسايى و دستگير كردند. وى پس از اعتراف به قتل گفت: عليرضا، برادرم را كتك زده بود من هم عصبانى شدم و به سراغش رفتم اما كار به درگيرى فيزيكى كشيد من هم ناخواسته با كاردى كه همراه داشتم او را زدم.
ميثم پس از محاكمه در شعبه( ۱۱۵۷ )دادگاه جنايى تهران به قصاص محكوم شد، اما با تلاش قاضى جابرى رئيس شعبه اجراى احكام و پورمكرى مدير دفتر اجراى احكام و واحد صلح و سازش سرانجام خانواده عليرضا از قصاص قاتل گذشت كردند. بدين ترتيب ميثم در آستانه اجراى حكم اعدام بخشيده شد.
سقوط مرگبار دزد فرارى
گروه حوادث ـ دزد سابقه دار هنگام فرار از چنگ مأموران بر اثر سقوط از طبقه دوم ساختمان جان سپرد.
به گزارش خبرنگار ما، فرشاد - ۲۵ ساله- كه داراى ۳ فقره سابقه سرقت بود، از چندى پيش به اتهام سرقت لوازم داخل ماشين تحت تعقيب كارآگاهان پليس آگاهى تهران قرار داشت تا اين كه دو روز پيش مأموران با رديابى هاى پليسى محل سكونت متهم تحت تعقيب را در جنوب تهران، شناسايى كردند. آنها سپس حكم ورود به خانه متهم را نيز از سوى بازپرس «فلاح» رئيس شعبه پنجم دادسراى ناحيه ۱۶ دريافت كردند. ساعت ۷ صبح يكشنبه ۲۰ خرداد، مأموران با اطمينان از حضور متهم، به خانه اش رفتند. اما ساكنان خانه به محض مشاهده پليس مانع ورود مأموران شدند. فرشاد هم با استفاده از فرصت بدست آمده براى فرار به سوى پنجره طبقه دوم دويد اما ناگهان از طبقه دوم به خيابان سقوط كرد و جان باخت. بازپرس پرونده پس از اطلاع از مرگ متهم، دستور انتقال جسد وى به پزشكى قانونى را صادر كرد. بازپرس پس از شكايت والدين «فرشاد» مبنى بر اين كه فرزندشان هنگام درگيرى با مأموران به خيابان پرت شده است، از كارشناسان پليس و پزشكى قانونى خواست تا پس از بررسى هاى لازم نتيجه نهايى را براى تصميم گيرى به دادسرا اعلام كنند.
مرد تبهكار كلينيك روانپزشكى راه انداخته بود
370914.jpg
گروه حوادث ـ مجرم سابقه دار كه پس از آزادى از زندان با راه اندازى يك كلينيك به مشاوره هاى روانپزشكى و درمانى مى پرداخت از سوى مأموران پليس شناسايى و دستگير شد.
به گزارش خبرنگار ما، مأموران پليس اسلامشهر هفته گذشته در پى تماس هاى مردمى، در جريان فعاليت هاى مشكوك يك مرد كلاهبردار قرار گرفتند كه خود را روانپزشك معرفى مى كرد.
او خانه اش را به درمانگاهى تبديل كرده و خود را متخصص روانپزشكى و مشاوره خانواده معرفى مى كرد. مأموران پس از تحقيقات گسترده و پس از چند روز عمليات ويژه اطلاعاتى و تحقيقات نامحسوس دريافتند فرد مورد نظر از مجرمان سابقه دار بوده و پيش از اين نيز حدود هفت سال به اتهام نگهدارى و حمل موادمخدر در شيراز زندانى بوده است.بدين ترتيب مأموران با دستور بازپرس پرونده براى دستگيرى متهم وارد عمل شدند. اما رضا ـ متهم ـ با مشاهده مأموران دختربچه اش را به گروگان گرفت و با تهديد گفت: «اگر اجازه ندهيد فرار كنم دخترم را مى كشم.» كارآگاهان كه خود را با يك ماجراى گروگانگيرى روبه رو ديدند با انجام عمليات ويژه روانى سرانجام متهم را وادار به تسليم كردند. پس از انتقال متهم به اداره پليس و در بازجويى از او مشخص شد مرد تبهكار با چاپ كارت ويزيت تحت عنوان «مشاور » و پخش بروشورهاى مختلف به بهانه شفاى انواع بيمارى ها به ويژه بيمارى هاى روحى، روانى مردم و بيماران را به خانه كشانده و با ترفندهاى فريبكارانه مبالغ زيادى به عنوان حق ويزيت و مشاوره از آنان دريافت كرده است.سرهنگ احمد ميرى، رئيس پليس شهرستان اسلامشهر در اين باره به خبرنگار ما گفت: در بازرسى از خانه متهم تعداد قابل توجهى كارت ويزيت تحت عناوين مشاوره ، متخصص روانپزشك و مشاوره خانواده كشف شد. متهم نيز هم اكنون با قرار قانونى بازداشت است.

گفت وگو با متهم


فكر اين كار از كجا به ذهنت رسيد
وقتى متوجه شدم با ظاهرسازى مى توان از سادگى و زودباورى برخى افراد سوء استفاده كرد تصميم به اين كار گرفتم. بنابراين قسمتى از خانه ام را به درمانگاهى تبديل كرده و با نصب تابلويى خود را متخصص روانپزشك معرفى كردم.
ميزان تحصيلاتت چقدر است
پنجم ابتدايى!
آيا مراجعان و بيماران متوجه نمى شدند كه شما در حوزه روانشناسى و مشاوره تخصص نداريد
نه! چند اصطلاح را از كتاب هاى روانشناسى ياد گرفته بودم كه هنگام صحبت با مشترى ها از اين كلمات و واژه ها استفاده مى كردم.
چرا با ديدن مأموران دختر كوچولويت را به گروگان گرفتى
قصد اذيت دخترم را نداشتم. فقط مى خواستم از اين طريق با ترساندن مأموران از محل فرار كنم كه موفق نشدم.
مشترى ها را چگونه شناسايى مى كردى
با تهيه كارت ويزيت تحت عنوان متخصص روانپزشك و توزيع آن در شهر.
دردسر چك پول مسروقه براى ايرانى مقيم كاليفرنيا
گروه حوادث - مرد ايرانى مقيم كاليفرنيا هنگام نقد كردن يك فقره چك مسافرتى يك ميليون ريالى مسروقه بازداشت شد.
به گزارش خبرنگار ما، براساس محتويات موجود در پرونده، چندى قبل دزدان ناشناسى، پس از شكستن شيشه خودروى پژو ۲۰۶ نقره اى رنگى در يكى از محله هاى جنوب تهران، كيف صاحب خودرو كه حاوى ۲۴ ميليون ريال چك پول و اسناد و مدارك بود را سرقت كرده و متوارى شدند.دقايقى بعد نيز صاحب خودرو پس از اطلاع از سرقت، با طرح شكايتى به دادسراى ناحيه ۱۶ - بعثت - رفت و شكايت كرد.بدين ترتيب به دستور «چاربندى» - بازپرس شعبه چهارم دادسرا - گروهى از مأموران پليس آگاهى تهران، مأمور تحقيق در اين باره شدند. مأموران در نخستين گام شماره چك هاى مسروقه را به تمام بانك هاى كشور اعلام كردند تا اين كه چندى قبل محمد - ايرانى مقيم كاليفرنيا - هنگامى كه در يكى از بانك هاى تهران قصد وصول يك فقره از چك هاى مسروقه را داشت، از سوى كارمندان شناسايى و به دست پليس دستگير شد.
مرد ۴۴ ساله پس از انتقال به شعبه چهارم دادسرا در حالى كه منكر هرگونه جرمى بود، به بازپرس پرونده گفت: «از ده سال قبل مقيم كاليفرنيا در امريكا هستم. چند روز قبل هم براى ديدار اعضاى خانواده و دوستان به ايران آمدم. از آنجا كه متولد غرب كشور هستم و والدينم هم در آنجا سكونت دارند به شهرستان رفتم. در آنجا در قبال پرداخت مقدارى پول نقد چند فقره چك بانكى از دوستم گرفتم اما پس از بازگشت به تهران وقتى براى نقد كردن چك پول به بانك رفتم دستگير شدم.» بازپرس پرونده با شنيدن اظهارات اين مرد و بررسى اظهاراتش او را با قرار كفالت آزاد كرد. حال آن كه مأموران در تلاش براى شناسايى و دستگيرى پرداخت كننده تراول چك مسروقه هستند تا بدين ترتيب دزدان را شناسايى كنند.
عامل قتل در بوستان با پاى خود به كلانترى رفت
370902.jpg
گروه حوادث ـ متهم به قتل فرارى تحت تأثير حرف ها و راهنمايى هاى خواهرش خود را به پليس معرفى كرد.
به گزارش خبرنگار جنايى ما، غروب يكشنبه ۱۹ خرداد مأموران كلانترى( ۱۵۹) بيسيم در جريان يك نزاع مرگبار در يكى از بوستان هاى اطراف كلانترى قرار گرفتند.
مأموران پس از حضور در محل حادثه دريافتند احمد - ۲۳ ساله - بر اثر اصابت ضربه كارد به قتل رسيده و متهم از محل جنايت گريخته است. در ادامه تحقيقات نيز هويت عامل قتل شناسايى و به دستور بازپرس اصغرزاده تلاش براى دستگيرى عباس - ۲۴ ساله - آغاز شد. در حالى كه تجسس هاى ويژه پليس براى يافتن متهم ادامه داشت عصر دوشنبه عباس به همراه خواهرش به كلانترى( ۱۱۳) بازار رفت و خود را تسليم مأموران كرد. متهم پس از انتقال به شعبه دوم بازپرسى دادسراى جنايى تهران در بيان جزئيات ماجرا گفت: من و احمد با هم دوست بوديم و اصلاً نمى خواستم او را به قتل برسانم. روز قبل از حادثه من و برادران مقتول با هم درگير شديم. اما همه چيز همان روز تمام شد تا اين كه روز بعد - يكشنبه - وقتى در پارك نشسته بودم احمد و چند تن ديگر از دوستانش ناگهان به طرفم هجوم آوردند. ناگهان هنگام دفاع از خودم متوجه شدم كارد به سينه احمد فرو رفته است. بعد هم از ترسم بلافاصله فرار كردم. روز بعد با خانه تماس گرفتم و از خواهرم خواستم برايم مقدارى پول بياورد شايد بتوانم به گوشه اى فرار كنم. اما وقتى خواهرم به ديدنم آمد از من خواست تا خودم را معرفى كنم من هم وقتى خوب فكر كردم به اين نتيجه رسيدم كه با فرار فقط جرم خودم را سنگين تر خواهم كرد بنابراين به كلانترى رفته و خودم را تسليم كردم.
متهم نيز با دستور بازپرس اصغرزاده با قرار موقت بازداشت شد و براى ادامه تحقيقات در اختيار كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهى تهران قرار گرفت.
حادثه ها
۲۰ سال رانندگى آتش نشانى بدون گواهينامه
370941.jpg
آتش نشان ژاپنى پس از بيست سال رانندگى با كاميون و آمبولانس هاى آتش نشانى، به دليل نداشتن گواهينامه اخراج شد.
خانواده اين مرد كه از موضوع خبر نداشتند وى را هر روز تا ايستگاه آتش نشانى مى رساندند.
او پس از ورود به ايستگاه آتش نشانى سوار بر آمبولانس ها و ماشين هاى آتش نشانى مشغول كار مى شد. سخنگوى اداره آتش نشانى توكيو اعلام كرد: اين آتش نشان در تاكاوكا - سيصد كيلومترى شمال غربى توكيو - در خلال يك بازرسى عادى به دليل نداشتن گواهينامه گير افتاد.اين مرد سعى كرد تا با زيركى گواهينامه پدرش را به بازرس نشان دهد كه موفق نشد.اين آتش نشان چهل ساله بيست سال پيش در اداره آتش نشانى استخدام شده بود. مقامات شهرى اعلام كردند، طى پنج سال گذشته وى ۳۰۹ بار با آمبولانس و ۹۷ بار با ماشين آتش نشانى رانندگى كرده است.
مرگ سگ پس از گازگرفتن مرد يمنى
يك قلاده سگ بعد از گاز گرفتن مرد يمنى در دم تلف شد.
به گزارش خبرگزارى امارات عربى متحده از صنعا، منابع پزشكى گفتند اين مرد بعد از آن كه از سوى سگ مورد هجوم و گازگرفتگى قرار گرفت بلافاصله معاينه و آزمايش شد اما آثارى از بيمارى هارى در او ديده نشد. در حال حاضر پزشكان سرگرم انجام آزمايش و تحقيق درباره اين مرد هستند تا بيمارى احتمالى وى را كشف كنند.
محكوميت زن جنايتكار امريكايى
دادگاه امريكا يك زن را كه دوست باردار خود و سه فرزند وى را به قتل رسانده بود به حبس ابد محكوم كرد.بنابراين گزارش، دادگاه يك ماه قبل زن ۲۶ساله را به اعدام محكوم كرده بود. اما درخواست تحقيق مجدد در رابطه با اين پرونده، محكوميت وى را به حبس ابد رساند.عامل جنايت سال ۲۰۰۶ پس از قتل دوست باردار و سه فرزند هفت، دو و يك ساله وى دستگير شد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |