پنجشنبه ۲۳ خرداد ۱۳۸۷ - ۸ جمادى الثانى ۱۴۲۹
Thu, Jun 12, 2008
اقتصاد
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اجتماعى
اقتصاد
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
خانواده
ماجرا
ديپلماتيك
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
آخر هفته
اوقات شرعى
مرورى بر سير تورم در دولت هاى پيشين و كنونى
مرورى بر سير تورم در دولت هاى پيشين و كنونى
منتقدان، عملكرد خود را فراموش نكنند
قاسم روان بخش
اين روزها موضوع تورم در برخى رسانه هاى داخلى به ويژه مطبوعات به صورت جدى مطرح شده است. در اين رويكرد رسانه ها به قدرى دولت را مورد هجمه قرار داده اند كه گويا منتقدين به ويژه مسئولان دولت هاى سازندگى و اصلاحات در دوران مديريت خود طرفدار تثبيت قيمت ها بوده و تورم تنها در دولت نهم رخ داده است. اين درحالى است كه هنوز دو سال و اندى از عمر اين دولت نگذشته و نسبت آن به عمر شانزده ساله دو دولت قبلى يك هشتم است. آخرين رقم تورم در سال جارى كه توسط بانك مركزى منتشر شده ۱۸‎/۴% است كه در مقايسه با برخى سال هاى دوران دولت سازندگى مثل سال ۷۴ كه ۴۹‎/۵% ثبت شده حدود يك به سه است. بررسى تاريخچه تورم از سال هاى ۱۳۵۱ تاكنون نشان مى دهد كه هر ساله نرخ تورم بنا به دلايل خاصى كه اتفاق مى افتاده از نوسانات مختلفى برخوردار مى شده است. جدول ارائه شده ذيل مى تواند گوياى اين حقيقت باشد.
چنان كه ملاحظه مى شود در سال هاى ۵۳ و ۵۶ كشور تورم بالاى ۱۵درصد و ۲۶درصد را تجربه كرده و دوران مديريت كارگزاران سازندگى نيز تورم هاى بالاى ۲۰درصد، ۲۲درصد، ۲۳درصد، ۲۵درصد، ۴۹درصد و ۲۳درصد است كه ميانگين آنها، تورم بالاى ۲۷درصد را نشان مى دهد. در دوره مديريت سيد محمد خاتمى نيز تورم فراتر از ۱۷درصد، ۱۸درصد، ۲۰درصد و ۱۵ درصد بود. كه در دولت نهم و در سال هاى ۸۴ و ۸۵ به حدود ۱۲درصد رسيد و در سال ۸۶ بنا به عللى كه ذكر خواهد شد تورم به ۱۸ درصد افزايش پيدا كرده است. بنابراين آمار و ارقام فوق نشان مى دهد كه تورم حاصل شده در دولت جديد با تورم حاصله در دولت هاى سازندگى و اصلاحات به مراتب كمتر است. درباره موضوع تورم نكاتى حائز اهميت است.
۱ـ ناديده گرفتن موفقيت هاى دولت نهم در عرصه سياست خارجى، به نتيجه رساندن موضوع فناورى هسته اى به رغم فشارهاى سنگين جهانى، شتاب بخشيدن به فعاليت هاى عمرانى، فعال كردن بخش خصوصى و اجرايى كردن اصل ،۴۴ توزيع سهام عدالت، توجه ويژه به افراد تحت پوشش كميته امداد و بهزيستى و قشر محروم جامعه و ... و پررنگ كردن موضوع تورم از انصاف به دور است.
۲ـ جاى بسى تأمل است كسانى كه خود طرفدار افزايش قيمت ها بوده و سالانه گرانى ۳۰ درصد قيمتهاى كالاها و خدمات دولتى را در برنامه گنجانده اند و مجلس هفتم و دولت نهم را به جرم دفاع از تثبيت قيمت ها مورد سرزنش قرار داده اند، امروز مخالف تورم و گرانى شده در دفاع از تثبيت قيمت ها و ارزانى صدايشان به فلك مى رسد. به راستى اگر مجلس هفتم و دولت نهم نيز همان سياست افزايش قيمت ها را در دستور كار قرار مى دادند و سالانه قيمت بنزين و ساير كالاها ۳۰ درصد افزايش مى يافت امروز وضعيت گرانى و تورم در چه شرايطى بود.
۳ـ جريان مدعيان اصلاحات از يك سو در تلويزيون از قيمت واقعى سوخت دفاع مى كند و رئيس فراكسيون اقليت مجلس قبلى (تابش) در برنامه گفت و گوى ويژه خبرى شبكه ۲ از دولت مى خواهد با افزايش قيمت سوخت، مدل تركيه را پياده كند ولى از طرف ديگر با افزايش ۵درصدى تورم نسبت به سال قبل كه روال دولت هاى پيشين بيش از آن بوده دولت را مورد تهاجم قرار مى دهند.
۴ـ تورم موجود تحت تأثير عواملى به وجود آمده كه دولت هاى پيشين بايد پاسخ دهند . اگر چنانچه آنها رئيس جمهور كشور بودند در برابر آنچه اقدامى مى كردند. يكى از عوامل تورم، ايستادگى دولت در برابر زياده خواهى هاى دشمن در موضوع هسته اى و صدور قطعنامه هاى پى در پى و تحريم هاى يكجانبه عليه ملت و دولت ايران بوده است. آقايان بايد توضيح دهند كه استراتژى آنها در برابر اين زياده خواهى چه بوده است. طبيعى است كه چنانچه سياست انفعالى قبلى ادامه مى يافت اين گونه فشارها نيز بر ما وارد نمى شد گرچه در زمان سياست هاى انفعالى محمد خاتمى ارقام تورم بالا را تجربه كرديم.
۶. در پيام مقام معظم رهبرى به نمايندگان مجلس ششم خطاب به آنها آمده بود «خطاى بزرگ آن است كه اين خواسته هاى حقيقى مردم به دست غفلت سپرده شود و خواسته هاى جناحى و حزبى و شخصى به جاى مصالح ملى بنشيند.
معظم له هنر بزرگ مجلس را شناخت مشكلات عمومى تر و محسوس تر دانستند و فرمودند: «مشكلات عمومى تر و محسوس تر را بايد جست و به رفع آنها همت گماشت؛ مسئله اشتغال، مسئله ارزش پول ملى، مسئله امنيت، مسئله گرانى و مسائل چند ديگرى هست كه براى پرداختن به آن، از همه فرصت ها بايد بهره جست» ولى مع الاسف توجه چندانى به حل دغدغه هاى اصلى مردم نشد و در نتيجه متأسفانه به دليل عدم توجه كافى دولت محمد خاتمى به بخش توليد و كارخانه ها، تعداد قابل ملاحظه اى از كارخانه هاى كشور مجبور به تعطيلى و بيكارى كارگران خود شدند؛ به گونه اى كه «طبق گزارشى وزارت صنايع و معادن در تاريخ ۷۹‎/۱۱‎/۱۵ حدود ۲۵۰۰ واحد توليدى، تعطيل و يا با بحران مواجه شده است از اين ۲۵۰۰ واحد، تعداد ۱۴۸۴ واحد تعطيل، ۲۶۱ واحد داراى مشكل فروش، ۳۹۸ واحد داراى مشكل نقدينگى، ۶۳ واحد مشكلات حقوقى، ۱۰۳ واحد داراى مشكل مديريتى و ۱۶۱ واحد داراى مشكل فرسودگى ماشين آلات بوده است» نقش مجلس و دولت گذشته در مهار بيكارى و ايجاد اشتغال كمرنگ بوده است. به طورى كه آمار سازمان مديريت و برنامه ريزى نشان مى دهد «تعداد بيكاران سال ۷۵ ، ۱‎/۴۵۶ ميليون نفر بوده است ولى در سال ۷۶ به ۱‎/۹۵۷ ميليون نفر، در سال ۷۷ به ۲‎/۵۵۲ ميليون نفر، در سال ۷۸ به ۲‎/۹۳۵ ميليون نفر و در سال ۷۹ به ۳‎/۰۴۱ ميليون نفر افزايش يافته اند يعنى متأسفانه نرخ بيكارى از ۹‎/۱ درصد در سال ۷۵ به ۱۰‎/۴۸ ، ۱۳‎/۱۲ ، ۱۳‎/۵۴ و ۱۴‎/۲۸ درصد در سال هاى ۷۶ تا ۷۹ افزايش يافته است. در اين ميان مشاهده مى شود كه از اين ميزان بيكارى موجود در كشور ۴‎/۳۸ درصد آنان، افراد تحصيلكرده در سال ۷۶ بوده اند كه در سال هاى بعد به ۶‎/۴۵ درصد و ۷‎/۹۰ درصد رسيده است.»
خوشبختانه در سايه سياست هاى دولت نهم براى ايجاد اشتغال نرخ رشد بيكارى نه تنها مهار شد بلكه سير نزولى طى كرده است به طورى كه در سال ۸۴ به ۱۱‎/۵ و ۸۵ به ۱۱ و سه ماهه اول ۸۶ به ۱۰‎/۵ و سه ماهه دوم سال ۸۶ به ۹‎/۷ رسيد و تك رقمى شد. اين روند همچنان رو به كاهش است.
استراتژى توليد؛ راه مقابله با بحران برنج
371148.jpg
سال ۲۰۰۸ را اگرچه نمى توان به طور صددرصد سال افزايش فقر و گرسنگى در جهان دانست، اما حداقل مى توان سال گرانى و كمبود موادغذايى عنوان كرد. بسيارى از كارشناسان جهانى، دليل ثروتمند شدن بسيارى از كشورهاى صادركننده نفت بويژه در حوزه خاورميانه و آفريقا را افزايش قيمت نفت مى دانند، حال آن كه تعداد كشورهاى صادركننده نفت محدود بوده و كشورهايى كه از گرانى و كمبود موادغذايى دچار آسيب مى شوند بسيار بيشتر از اين تعداد هستند. بنابراعلام فائو قيمت جهانى مواد غذايى فقط طى ماه مارس بيش از ۵۷ درصد افزايش يافته است. سازمان خواربار و كشاورزى ملل متحد (فائو) همچنين در گزارشى از افزايش ۵۶ درصدى قيمت غلات در كشورهاى فقير خبر مى دهد و در عين حال عنوان مى كند كه طى سال هاى ۲۰۰۶ و ۲۰۰۷ نيز اين قيمت ها رشدى معادل ۳۷ درصد داشته اند.
بحران در بازار برنج
فقيرترين افراد در جهان كه روزانه كمتر از يك دلار درآمد دارند ۱‎/۱ ميليارد نفر هستند. حدود ۷۰۰ ميليون نفر (دو سوم) اين جمعيت در كشورهاى توليدكننده برنج در آسيا زندگى مى كنند. برنج غذايى اصلى و غالب در آسيا است و بيش از ۴۰ درصد كالرى مصرفى بيشتر آسيايى ها را تشكيل مى دهد. مردم فقير بيش از ۴۰ - ۳۰ درصد درآمد خود را به تنهايى صرف برنج مى نمايند. اطمينان از عرضه كافى برنج و قابل تهيه بودن آن موجب كاهش فقر مى شود. با اين وجود، افزايش شديد در قيمت هاى جارى برنج موجب نگرانى زياد مى شود.
انقلاب سبز در آسيا كه از دهه ۱۹۶۰ با توليد واريته هاى جديد و پرمحصول برنج شروع شد منجر به افزايش عملكرد و سطح زير كشت برنج گرديد. اين امر به كاهش مستقيم فقر از طريق افزايش درآمد برنجكاران و از طريق غيرمستقيم كاهش قيمت برنج كه مصرف كنندگان فقير شهرى و روستايى را منتفع مى نمود منجر گرديد.
به هرحال اين كاهش بلندمدت قيمت در سال ۲۰۰۱ پايان يافت و افزايش قيمت برنج تاكنون ادامه دارد.
ادامه افزايش قيمت در سال ۲۰۰۷ و
سه ماهه اول سال ۲۰۰۸ مشاهده مى گردد. قيمت جهانى برنج تايلندى (۵ درصد شكسته) در دسامبر ۲۰۰۷ حدود ۳۶۳ دلاردر هر تن بوده كه در آوريل ۲۰۰۸ به ۱۰۰۰ دلار در هر تن رسيده است.
كشورهاى عمده صادركننده نظير ويتنام و هند اعلام نموده اند كه محدوديت هاى مختلفى بر صادرات برنج به منظور حمايت از مصرف كنندگان داخلى اعمال مى نمايند.
اين محدوديت ها به افزايش بيشتر در قيمت برنج كمك نموده به طورى كه عرضه جهانى برنج كاهش يافته است. در حالى كه صادركنندگان موجودى برنج را نگه مى دارند، واردكنندگان براى خريد برنج به بازار هجوم مى آورند تا بتوانند نيازهاى مصرفى برنج را تأمين نمايند و از سوى ديگر موجودى خود را افزايش دهند. احتكار به وسيله تجار براى اهداف سفته بازى نيز هيزم آتش را در برخى كشورها افزايش داده است. كمبود برنج در بازار و افزايش قيمت آن اكنون به نقطه بحرانى رسيده است، شورش و آشوب براى موادغذايى در چند كشور روى داده و سربازان از كاميون هاى موادغذايى به منظور جلوگيرى از غارت آنها محافظت مى نمايند.
دلايل اساسى بحران برنج چيست
۱- افزايش مصرف بيش از توليد: افزايش مداوم قيمت ها در طى ۸-۷ سال گذشته نشان مى دهد كه مصرف بيش از توليد بوده است. اين عدم تعادل در تقاضا و توليد قسمتى به وسيله كاهش در ذخيره برنج مستتر شده است. در حقيقت ذخاير برنج به سرعت درحال كاهش است و از سال ۱۹۸۸ به كمترين سطح خود رسيده است.
۲- رشد سالانه آرام عملكرد: يكى از دلايل عمده عدم تعادل در عرضه و تقاضا، رشد اندك در عملكرد محصول مى باشد كه در طى ۱۵-۱۰ سال اخير در بيشتر كشورها به طور اساسى كاهش يافته است. در جنوب آسيا متوسط رشد عملكرد از ۲‎/۱۴ درصد در هر سال در دوره
۹۰-۱۳۷۰ به ۱‎/۴ درصد در هر سال در دوره ۲۰۰۵-۱۹۹۰ كاهش يافته است. در برخى از سال ها ، اين رقم به زير ۱درصد نيز رسيده است. رشد عملكرد در كشورهاى جنوب شرق آسيا به طور مشابه كاهش يافته است. در كشورهاى عمده توليد كننده آسيا، رشد عملكرد در طى
۶-۵ سال گذشته تقريباً صفر بوده است. به طور كلى عملكرد كمتر از ۱ درصد در هر سال در سال هاى اخير رو به فزونى بوده است.
۳- افزايش اندك در سطح زير كشت: امكان افزايش سطح زير كشت برنج تقريباً در تمام كشورهاى آسيايى ميسر نمى باشد. با افزايش اندك در سطح زير كشت و افزايش آرام در عملكرد، رشد توليد برنج كمتر از رشد تقاضا بوده است و اين در حالى است كه رشد جمعيت در كشورها ادامه داشته است .
۴- كاهش سرمايه گذارى عمومى در بخش تحقيق و توسعه كشاورزى: يكى از عوامل مهم كاهش در رشد عملكرد، كاهش سرمايه گذارى عمومى در بخش تحقيق و توسعه كشاورزى است. به علاوه ، حمايت كنندگان بين المللى حمايت كافى را از تحقيق و توسعه به عمل نياورده اند كه اين موضوع به طور مستقيم در افزايش بهره ورى محصول مؤثر مى باشد.
۵ - افزايش مصرف آفريقا: برنج در كشورهاى آفريقايى يك غذاى معمول و رايج شده است، به طورى كه كل واردات اين قاره يك سوم كل تجارت جهانى اين محصول را تشكيل مى دهد. اين امر طى زمان افزايش يافته به طورى كه رشد توليد برنج بسيار كمتر از رشد كل تقاضا مى باشد. انتظار اين است كه رشد تقاضاى كشورهاى آفريقايى ادامه داشته باشد.
۶ ـ رشد جمعيت: رشد جمعيت از رشد توليد پيشى گرفته است و پيش بينى مى شود كه در آينده اين امر نيز بدتر گردد.
۷ ـ رشد اقتصادى: با رشد سريع اقتصادى در كشورهاى بزرگ نظير چين و هند، تقاضا براى غلات هم براى مصرف انسانى و هم براى خوراك دام و طيور افزايش خواهد يافت كه اين امر منجر به افزايش قيمت غلات در كل جهان خواهد شد.
۸ ـ آبيارى: سرمايه گذارى در آبيارى كه بيشتر آنها در دوره انقلاب سبز دهه هاى ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ بوده است اكنون به طور اساسى كاهش يافته است. زيرساخت هاى فعلى نيز به طور قابل ملاحظه اى به واسطه نگهدارى ناكافى روبه زوال گذاشته اند.
۹ ـ قيمت نفت: قيمت نفت در سال گذشته بشدت افزايش يافته است. اين مورد علاوه بر كمك به فشار تورم عمومى، هزينه هاى حمل ونقل براى كشورهاى واردكننده برنج را نيز افزايش داده است.
۱۰ـ شرايط آب وهوايى: بلاياى طبيعى نظير خشكسالى در كشورهاى هند و چين در سال ،۲۰۰۲ توفان در فيليپين در سال ۲۰۰۶ و سيل در بنگلادش در سال ۲۰۰۷ نيز به كاهش توليد در سال هاى اخير كمك نموده است. دماى جهانى، در دهه اخير به دليل افزايش گازهاى گلخانه اى افزايش يافته است. برخى از شواهد نشان مى دهند كه افزايش دما ممكن است منجر به كاهش عملكرد در سال هاى اخير شده باشد.
۱۱- شيوع آفات و بيمارى ها: آفاتى نظير پلانتوفرها، و ساير بيمارى ها يكى از عوامل تهديد برنامه هاى افزايش توليد در دهه هاى ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ بوده اند. اكنون نيز چنين تهديدهايى برگشته اند .
راه مقابله با كمبود و افزايش قيمت برنج
بهترين استراتژى براى پائين نگه داشتن قيمت برنج اطمينان به افزايش توليد سريع تر از تقاضا مى باشد. توليد برنج مى تواند با گسترش سطح زير كشت و يا عملكرد در هكتار افزايش يابد يا به وسيله تركيبى از آن دو. فرصت براى افزايش بيشتر سطح زير كشت در آسيا اكنون تقريباً غيرممكن است. افزايش سطح زير كشت برنج در آسيا به بيش از ۱۳۶ ميليون هكتار فعلى غيرممكن است. اگرچه اكنون افزايشى در برخى از محصولات امكان پذير است اما سطح زير كشت برنج در اثر صنعتى شدن، شهرنشينى و تبديل به ساير محصولات ديگر كاهش يافته است. بر اين اساس منبع اصلى افزايش توليد، افزايش عملكرد در واحد سطح خواهد بود. متوسط عملكرد جهانى برنج بايد سالانه به حدود ۵۰ كيلوگرم در هكتار افزايش پيدا كند. «در طول ۱۰ سال حدود ۰‎/۵ تن (۱۳ درصد بيش از عملكرد جارى).»
رشد بهره ورى از طريق توسعه و انتشار تكنولوژى هاى بهتر تنها راه بلندمدت كاهش قيمت ها و جلوگيرى از افزايش بيشتر قيمت برنج است.
پيشنهادات
در كوتاه مدت فعاليت هاى فورى دولت هاى ملى و آژانس هاى بين المللى بايد بر روى دو عامل زير متمركز باشند: بهره بردارى سريع از تكنولوژى هاى موجود براى افزايش عملكرد و اصلاح سياست هاى موجود براى بهبود وضعيت غذايى خانوارهاى فقير. ساير سياست هاى بلندمدت و ميان مدت عبارتند از:
۱- ايجاد انقلاب اقتصاد كشاورزى در توليد برنج آسيا به منظور كاهش شكاف عملكرد در واحد سطح بالقوه و بالفعل
۲- تسريع در تحويل تكنولوژى هاى پس از برداشت به منظور كاهش ضايعات
۳- تسريع در تهيه و انطباق واريته هاى جديد با عملكرد بالا
۴- افزايش سرمايه گذارى عمومى در زيرساخت هاى كشاورزى
۵-اصلاح سياست ها به منظور بهبود كارايى سيستم هاى بازاريابى براى نهاده و محصول
۶- تقويت شبكه امنيت غذايى براى خانوارهاى فقير.
مؤسسه مطالعات و پژوهش هاى بازرگانى


|   شناسنامه   |   آرشيو   |