|
پاى صحبت فاطمه حسينيه فراهانى ، همسر آتش نشان فداكار
|
|
|
|
نى لبك
|
|
|
|
ريشه هاى فراموشكارى را بشناسيم
|
|
|
|
نظر كارشناسى
|
|
|
|
زمزمه
|
|
|
|
تازه ها
|
|
|
|
خاطرات قديمى ها
|
|
|
|
كارمايه
|
|
|
|
يك ، دو، سه
|
|
|
|
|
پاى صحبت فاطمه حسينيه فراهانى ، همسر آتش نشان فداكار
عبور از آتش با مشعل جان
|
|
|
احسان تبريزى هفده سال پيش فاطمه حسينيه فراهانى روزهايش را پيوند مى زند به روزهاى بيژن نظرى، هشت سال بعد همسرش هنگام نجات دو كودك ناشنوا از ميان زبانه هاى آتش جان مى بازد. كودك ها جانى دوباره مى گيرند، اما مأمور فداكار آتش نشانى شهيد مى شود.امروز در مجالى كوتاه پاى صحبت هاى همسر اين آتش نشان فداكارـ بيژن نظرى ـ نشسته ايم. * همسرتان چه سالى وارد آتش نشانى شد بيژن سال ۶۰ در آتش نشانى استخدام شده بود. (قبل از انقلاب) در ارتش خدمت مى كرد، اما ظاهراً فضاى آنجا با روحياتش سازگار نبوده، بنابراين بعد از مدت كوتاهى از كار در ارتش كنار مى كشد. پدر همسرم نظامى بود و بشدت اصرارداشت كه بيژن سر كارش برگردد، مى ترسيد اعدامش كنند. بارها در خانه شان نامه مى آمده و از پدرشان مى خواسته اند پاسخگوى تخلف ترك خدمت فرزندش باشد، اما آن روزها با پيروزى انقلاب مصادف مى شود و اتفاقاً بيژن به خاطر رفتارش مورد تقدير قرار مى گيرد. * همسرتان در كدام ايستگاه آتش نشانى خدمت مى كرد بيژن به صلاحديد مديرانى كه داشت در ايستگاه هاى مختلف انجام وظيفه كرد، آخرين مكان خدمت او، ايستگاه ۸ بود. * از آن اتفاق برايمان بگوييد. ۲۲ آذرماه ۷۸ مصادف با چهارم ماه مبارك رمضان بود. بيژن ۱۲ ظهر با من تماس گرفت و گفت بچه را از مدرسه آورده اى آن موقع بچه من اول ابتدايى بود. گفتم بله، حين گفت وگويى قرار شد فردا براى منزل وسيله اى بخريم، اما هرگز نيامد (گريه مى كند). * از مأموريت آن روز بگوييد. ساعت دو بعدازظهر آن روز بيژن براى اطفاى حريق با همكارانش به محل حادثه، در خيابان مرتضوى اعزام مى شود، دو كودك ناشنوا در طبقه چهارم يك واحد مسكونى گرفتار شده بودند، بدون آن كه كسى متوجه حضور آنها باشد. همكارانش وقتى به طبقه سوم مى رسند، به بيژن مى گويند شعله هاى آتش خيلى زياد است. بيژن مى گويد: انگار صداى كسى را مى شنوم. او تنها به طبقه چهارم ساختمان مى رود و بچه ها را مى بيند. بيژن بچه ها را از آن مهلكه نجات مى دهد، اما آنقدر دود وارد ريه هايش مى شود كه تمام مى كند. وقتى بچه من كم سن و سال بود از روى بچگى هميشه مى گفت، من اگر آن بچه ها را ببينم مى كشمشان، اما حالا ديگر بزرگ شده و به ارزش نجات جان همنوعانش پى برده است. * بعدها آن دو بچه به خانه تان آمدند سال ها قبل يكى، دو بار تا در خانه مان آمده بودند، اما گويا همسايه ها گفته بودند مبادا برويد و ناخودآگاه آنها را به ياد حادثه بيندازيد. * حس شما بعد از اين همه سال چيست من به مقدرات و خواست خداوند خيلى معتقدم. به هر حال همه ما تسليم رضاى پروردگار هستيم. * شما آن روز چطور از حادثه اطلاع پيدا كرديد آن روز بعد از افطارى خانه بودم و داشتم به بچه ام ديكته مى گفتم. من هيچ وقت كتاب فارسى اول ابتدايى را فراموش نمى كنم؛ درس «سيب و سينى» بود. در خانه را زدند، آيفون را برداشتم. پسرعموى همسرم بود، تعجب كردم كه مى داند همسرم نيست، او هميشه هماهنگ مى كرد و مى آمد. گفتم: آقارضا! بفرماييد، امرى داشتيد گفت شما يك لحظه تشريف بياوريد پائين. گفتم: اتفاقى افتاده است گفت، شما حالا يك لحظه دم در بياييد. همان جا گفت، بيژن كمى حالش به هم خورده و در بيمارستان است. به هر حال از خانه آمديم بيرون، آقارضا گفت برويم خانه مادر همسرم. گفتم، آنجا چرا مى خواهم بيمارستان بروم. پرسيدم بيژن كدام بيمارستان است گفتند: بيمارستان لقمان. تاكسى گرفتم و سريع آنجا رفتم. از بخش اورژانس پرسيدم بيژن كجاست. مدام از من مى پرسيدند شما چه نسبتى با او داريد، فهميده بودند، همسرش هستم چيزى نمى گفتند. البته آن لحظات آنقدر گيج بودم كه معناى اين حرفها را نمى فهميدم. قانع نشدم، گفتم حتماً بيژن را برده اند اتاق عمل، سراسيمه دويدم اتاق عمل، شما مى دانيد ورود به اتاق عمل مقررات خاصى دارد و اجازه نمى دهند. به محض اين كه وارد اتاق شدم پرستارى دويد طرف من و با شگفتى گفت خانم! شما اينجا چه مى كنيد گفتم شوهر مرا اينجا آورده اند، گفت، اينجا نيست، آمدم بيرون. نمى دانستم چه كار كنم، مستأصل در حياط بيمارستان اين طرف و آن طرف مى رفتم كه برادر و بستگانم آمدند بيمارستان و مرا بردند خانه مادر همسرم. وقتى وارد خانه شدم مادر بيژن قرآن را برداشته بودند و همه را قسم مى دادند. نمى توانستند باور كنند، هيچ كدام ما باورمان نمى شد. آنجا همه را مى ديدم كه گريه مى كنند، اما من مات مانده بودم. نمى خواستم باور كنم، انكار مى كردم، دائم در ذهنم نبودن بيژن مى آمد و مى رفت، باورم نمى شد. آن شب براى همه ما دشوار و تلخ گذشت. بيژن با زبان روزه شهيد شد. صبح روزى كه آن اتفاق افتاد براى سحرى بيدارش كرده بودم. بيژن بيشتر مواقع بدون سحرى روزه مى گرفت، بيژن مى گفت، ميل ندارم. همكارانش مى گفتند، آن روز از اداره مرخصى گرفت كه دنبال كارهاى ادارى پدرش برود. * و حرف آخر به عنوان نماينده از طرف خانواده هاى شهداى آتش نشانى مى گويم اين خانواده ها در بلاتكليفى قرار دارند. ما مدت ها زير نظر اداره رفاه شهردارى بوديم و بعد از پيگيرى هاى مستمر قرار است از امسال تحت پوشش اداره كل امور ايثارگران شهردارى باشيم. به عنوان يك همسر شهيد آتش نشانى از مسئولان مى خواهم مشكل ما را در بنيادشهيد برطرف كنند. متأسفانه اين بنياد همسران ما را به عنوان شهيد نمى پذيرد. ادارات ديگر نيز به همين منوال. از ابتداى امسال نيز حقوق بازنشستگى همسران ما را به بهانه شاغل بودن ما قطع كرده اند.
|
|
|
|
|
نى لبك
آزمون زندگــــى
فرهاد راد تا حالا شده از خودت بپرسى چه كارى انجام داده اى كه شايسته داشتن چنين شرايطى باشى يا، چرا خدا اجازه مى دهد اين طور چيزها براى تو اتفاق بيفتد هر مسئله اى را مى توان از چندجهت تحليل كرد. اين يكى را امتحان كنيد: دخترى با غصه از مادرش پرسيد چطور همه چيز براى او اشتباه پيش مى رود مثلاً او در امتحان پايان ترم قبول نشده و تازه، نامزدش هم او را ترك كرده است! در همين حال مادر داناى او دقيقاً مى داند دخترش به چه چيزى نياز دارد ـ من يك كيك خوشمزه برايت درست مى كنم. او دست دخترش را گرفته و او را به آشپزخانه مى برد؛ در حالى كه دختر تلاش مى كند لبخند بزند. در حالى كه مادر وسايل و موادلازم را آماده مى كند و دختر مقابل او نشسته، مادر مى پرسد: عزيزم يه تكه كيك مى خواى ـ آره مامان. تو كه مى دونى من چقدر كيك دوست دارم! ـ بسيار خب، مقدارى از روغن كيك بخور. دختر با تعجب جواب مى دهد: چى نه ابداً! ـ نظرت در مورد خوردن دو تا تخم مرغ خام چيه در مقابل اين حرف مادر، دختر جواب مى دهد: شوخى مى كنين ـ يه كم آرد ـ نه مامان، مريض مى شم! مادر جواب داد: همه اين ها نپخته هستند و طعم بدى دارن، اما اگر آنها را با هم استفاده كنى، تبديل به يك كيك خوشمزه مى شن. خدا هم همين طور عمل مى كند. هنگامى كه از خودمان مى پرسيم چرا او ما را در چنين شرايط سختى قرار داده، در حقيقت ما نمى فهميم تمام اين وقايع كى و كجا، چه چيزى را به ما مى بخشد. فقط او مى داند و او هم نخواهد گذاشت كه ما شكست بخوريم. نيازى نيست ما در عوامل و موقعيت هايى كه هنوز خام هستند فرو برويم. به خدا توكل كنيم و چيزهاى فوق العاده اى را كه به سوى ما مى آيند، ببينيم. خدا ما را خيلى دوست دارد. او در هر بهار گل ها را براى ما مى فرستد. او هر صبح طلوع خورشيد را به ما هديه مى كند و هر وقت شما در هر كجا نياز به حرف زدن داشتيد، او براى شنيدن آنجاست.
|
|
|
|
|
ريشه هاى فراموشكارى را بشناسيم
بمباران حافظه با استرس
|
|
|
زينب سادات محسنى فراموشكارى تمام جنبه هاى زندگى را تحت تأثير قرار مى دهد. استرس عامل مهمى در ابتلا به فراموشكارى شناخته شده است. بر اثر استرس، هورمونى در بدن ترشح مى شود كه موجب آسيب به مركز حافظه در مغز مى شود. امروزه، زندگى زنان آن چنان پر مشغله و پراسترس است كه بر حافظه آنان تأثير گذاشته است. آنها در بيرون از منزل مشغول به كار هستند، كارهاى خانه را انجام مى دهند، آشپزى مى كنند، رانندگى مى كنند، بچه ها را به مدرسه مى رسانند و ... اين شيوه ناصحيح زندگى پرمشغله علاوه براسترس زا بودن، نداشتن خواب كافى، نداشتن ورزش لازم و تغذيه ناسالم را نيز به همراه دارد كه همه و همه بر حافظه اثر نامطلوب مى گذارد. طبق نتايج تحقيقات انجام شده براى جلوگيرى از اين امر موارد زير توصيه مى شود: كنترل وزن، فشار خون و سطح كلسترول باعث كاهش احتمال ابتلا به اين بيمارى ها مى شود. به طور كلى هر چه براى قلب خوب باشد براى مغز نيز خوب است. اگر هر ازگاهى در زندگى خود دچار فراموشى مى شويد بهتر است آن را جدى بگيريد و اقدامى در اين راستا انجام دهيد. يك رژيم غذايى كه با پروتئين (سينه مرغ كبابى) و چربى (ماهى آب هاى سرد، ماهى تن، سالمون، ماهى خال مخالى) و مغزها (پسته و ...)، ميوه و سبزيجات و كربوهيدرات هاى پيچيده (محصولات غلات كامل، نخود) همراه است توصيه مى شود همچين انجام تمرينات ورزشى قلبى و عروقى (حداقل ۴۵ دقيقه در روز)، خواب و زمانى براى آرامش (حدود يك ساعت در روز براى مطالعه، حمام گرم، تمرينات يوگا يا مديتيشن، يا انجام كارى كه دوست داريد) براى كاهش اثر استرس مؤثر بر حافظه مفيد است. اگر انجام اين كارها مؤثر واقع نشد بايد به يك پزشك مراجعه كنيد تا او وجود مشكلات ديگرى مانند آلرژى غذايى، بيمارى مزمن، افسردگى، كم خونى، مشكلات هورمونى (مثلاً كم كارى تيروئيد) را مورد بررسى قرار دهد. * علل رايج فراموشى شامل: استرس، مشكلات هورمونى، رژيم غذايى نادرست (كمبود مواد غذايى)، مصرف الكل، كشيدن سيگار، پائين بودن قند خون، افسردگى، آلرژى غذايى، بيمارى هاى مزمن، كم خوابى و افزايش سن مى شود. چند راه براى اين كه هشيارى خود را حفظ كنيم جويدن: ژاپنى ها مى گويند جويدن مانع از كاهش حافظه مى شود اما چگونه مطالعات انجام شده بر فعاليت مغز نشان مى دهد حركات فك باعث مى شود تا سيگنال هاى هيپوكمپوس (ناحيه اى از مغز كه براى يادگيرى حياتى است) افزايش يابد. همچنين جويدن استرس را نيز كاهش مى دهد. روابط اجتماعى ملاقات يك دوست و يا صحبت كردن با ديگران مى تواند فراتر از يك تفريح باشد. بنابر نتايج يك تحقيق افرادى كه روابط اجتماعى بيشترى دارند، با تلفن صحبت مى كنند، به ملاقات دوستان و فاميل مى روند... در امتحانات عملكرد بهترى دارند و حافظه آنها بدون توجه به سن شان بهتر آنها را يارى مى كند. نوشيدن قهوه: نوشيدن يك فنجان قهوه هنگام صبح مى تواند حافظه و تمركز را تا بعداز ظهر بهبود بخشد. فكر كردن: ورزش مغز به اندازه ورزش بدن از اهميت برخوردار است. متخصصان آموختن يك زبان جديد، نواختن موسيقى، مطالعه، حل جدول كلمات متقاطع و يا حتى مشاهده مسابقات تلويزيونى را توصيه مى كنند. مديتيشن: روش هاى پيدا كردن آرامش مانند مديتيشن، يوگا و گوش دادن به موسيقى و ماساژ براى رفع استرس مؤثرند و عملكرد ذهن را بهبود مى بخشند. مصرف ويتامينC : در يك تحقيق نشان داده شد افرادى كه براى مدت زمانى طولانى (در حدود ۲۰ سال) مكمل هاى ويتامين C را هر روز مصرف مى كرده اند، در تست حافظه نمره بيشترى نسبت به افرادى كه براى مدت كمى (و يا هرگز) مكمل ويتامين C مصرف كرده اند گرفته اند. خوردن ماهى: خوردن ماهى (ماهى آب هاى سرد، سالمون، ماهى خال مخالى، شاه ماهى) دو بار در هفته مغز را سالم نگه مى دارد اما چگونه اين امر ممكن است (DHA) ماده اى است كه جريانات را به مغز بهبود مى بخشد و از وارد شدن صدمات به محل هاى ارتباطى سلول هاى مغز جلوگيرى مى كند. ماهى ها غنى از DHA مى باشند. مصرف ايبوپروفن: تحقيقات نشان داده است مصرف منظم داروهاى ضد التهاب مانند ايبوپروفن از پيشرفت بيمارى هاى اين چنينى جلوگيرى مى كند.
|
|
|
|
|
نظر كارشناسى
ريشه هاى فراموشكارى
|
|
|
دكتر فربد فدايى/ روانپزشك و استاد دانشگاه در واقع زندگى پر استرس و اشتغالات زياد انسان، امروز موجب مى شود كه دستگاه عصبى توان لازم را براى مقابله با خواسته هاى فرد نداشته باشد. زندگى طبيعى با الزامات معدودى همراه است اما زندگى شهرى، سرعت زياد و اقدامات فراوانى دارد. امروز عده اى از افراد مجبورند دو يا سه جا كار كرده وكمتر بخوابند اين ها باعث مى شود مغز احساس خستگى و فرسودگى كند. بسيارى از مطالب به علت كثرت محرك هاى بيرون اصولاً وارد دستگاه عصبى نمى شود و بسيارى از مسائل هم به علت خستگى دستگاه عصبى به ياد آورده نمى شود اما گذشته از اين موارد بايد گفت برخى از اين فراموشى ها جنبه روانشناختى دارد يا به اصطلاح در اثر عوامل ناخودآگاه روانى است. گاهى فرد نمى خواهد كارى را انجام دهد يا به قول خود عمل كند ممكن است به صورت ناخودآگاه آن را فراموش كند در حالى كه دستگاه عصبى ايرادى ندارد. باز از علل ديگر فراموشى ها در زندگى امروز كاربرد همزمان چندين عامل اطلاعاتى با يكديگر است براى نمونه دانشجو در حالى كه تلويزيون روشن است و در حال گفت وگو با تلفن هست مى خواهد درس هم بخواند كه طبعاً چيزى به خاطر نخواهد داشت. در مجموع زندگى پرسرعت و استرس هاى شديد از علل فراموشى هاى زندگى در جوامع شهرى است. سروصداى محيط شهر (آلودگى صوتى) و آلودگى هوا كه باعث خلل دركاركرد مغز مى شود در ايجاد فراموشى مؤثر است.
|
|
|
|
|
زمزمه
صدايت مى كنم
مونا كربلايى
خدايا! نمى دانم چرا آنقدر بزرگ نشده ام، كه تو را تنها در مواقع سختى نخوانم چرا وقتى همه چيز هست، كمتر تو را صدا مى كنم چرا وقتى سالم و شاداب هستم، كمتر تو را شكر مى گويم پروردگارا! تنها درخواستم از تو روحى وسيع است، آنقدر كه فراموش نكنم، در خوشى ها بايد بيشتر تو را صدا كرد! به پاس همه چيزهايى كه هست و همه چيزهايى كه نيست.
|
|
|
|
|
تازه ها
آفتاب درمانى
مرتضى پناهى
قرار گرفتن در معرض نور آفتاب و نور ماوراء بنفش آسم را كاهش مى دهد. محققان به تحقيقى پيرامون تأثير نور ماوراء بنفش روى التهابات مجراى تنفسى، التهاب ريه و ساير علائم آسم پرداخته و دريافتند قرار گرفتن در معرض نور ماوراء بنفش براى مدت ۱۵ تا ۳۰ دقيقه به طور قابل توجهى علائم آسم را كاهش مى دهد. زيرا سلولى كه در جلوگيرى از پيشرفت علائم آسم نقش دارد، در اين زمان توليد مى شود.
|
|
|
|
|
خاطرات قديمى ها
بازگشت
سيما فراهانى قربان عبدالله زاده، ۶۳ ساله: بهترين خاطره من مربوط به بازگشت پسرم از اسارت است. محمود، پسرم ۱۹ سال داشت كه به جنگ رفت، بعد از رفتن او، گاهى با وى تلفنى صحبت مى كرديم، گاهى اوقات هم به ما سر مى زد، اما بعد از گذشت چند ماه محمود ناپديد شد، هرچه پرس و جو كرديم هيچ اطلاعى از وى به دست نياورديم. فكر مى كرديم شهيد شده، تا اين كه از طريق يكى از دوستانش متوجه شديم اسير شده است. از آن زمان به بعد گويا من و همسرم هم مانند محمود در اسارت به سر مى برديم. آخر او تنها فرزند ما و چشم و چراغ دلمان بود. تقريباً پنج سال گذشت و در طول اين پنج سال همسرم كلى نذر و نياز كرد. يك روز در منزل بوديم كه زنگ در خانه را زدند، همسرم براى باز كردن در به حياط رفت كه ناگهان فريادش را شنيدم، به سرعت وارد حياط شدم و پسرم را ديدم. باورم نمى شد. از خوشحالى نمى دانستم چه كار كنم.او را در آغوش گرفتيم و تا ساعت ها اشك مى ريختيم. محمود اكنون داراى دو فرزند است والحمدلله زندگى خوبى دارد.
|
|
|
|
|
كارمايه
تخم مرغ هاى براق
رها شفيعى
تخم مرغ هاى رنگى و تزئين شده در ميان مردم به خصوص در ايام نوروز و جشن تولد ها طرفداران زيادى دارد. تخم مرغ هاى براق دستاورد روشى آسان و ارزان است. براى تهيه تخم مرغ هاى براق فقط به يك قلم مو و سه تا چهار كاغذ كادو براق براى هر تخم مرغ نياز مند است. طرز كار ابتدا تخم مرغ ها را با استفاده از يك سوزن، سوراخ نموده و محتويات آن را خارج كنيد و سپس با يك قلم موى نازك آنها را به چسب مايع آغشته كنيد. كاغذهاى براق را دور آن پيچيده و توسط يك قلم موى بزرگ تر صاف كنيد. مى توانيد نوك قلم مو را روى موهايتان بكشيد تا با الكتريسيته ساكن ايجاد شده نتيجه مطلوب را بگيريد. بهتر است كارتان را روى ميزى خلوت انجام دهيد و از دستكش كتانى براى مراحل كار استفاده كنيد.آنقدر اين كار را انجام دهيد تا روكش تخم مرغ ها صاف شود.
|
|
|
|
|
يك ، دو، سه
بى وزنى با وزنه
|
|
|
مهديس بهنيا وزنه زدن دوبار در هفته، در صورتى كه درست انجام شود سلامتى را در طول زندگى تضمين مى كند. تحقيقات نشان مى دهد افرادى كه دو بار در هفته از وزنه زدن در ورزش استفاده مى كنند شانس بيشترى نسبت به سايرين در جلوگيرى از پيشرفت اضافه شدن چربى به بدنشان و حتى پيشگيرى از بروز انواع بيمارى هايى مانند ديابت و ناراحتى هاى قلبى دارند. متخصصان نكته هاى زير را هنگام كار با وزنه توصيه مى كنند. تنفس: تنفس درست و مناسب در مدت زمان حمل وزنه ها، براى كنترل فشار خون ضرورى است. در طول مدت حمل وزنه ها نفس عميق بكشيد و در ميان دوره ورزش به طور طبيعى تنفس كنيد. زمان: چربى هاى خود را در يك دوره بسوزانيد و در فكر تغيير ناگهانى وزن نباشيد و به جاى آن به طور آرام، منظم و با احتياط عمل كنيد. اين بهترين راه براى رسيدن به نتيجه است. تعداد حركت: نيازى نيست كه ۱۵ مرحله پشت سر هم وزنه حمل كنيد تا نتيجه را ببينيد. يك يا دو مرحله حركت ،شما را به نتيجه مى رساند. شروع آسانتر: شما قوى هستيد اما نيازى نيست كه اين قدرت را به همه نشان دهيد. وزنه اى كه براى توان شما سنگين است بلند نكنيد. بايد توانايى اين را داشته باشيد كه ۱۰ تا ۱۵ حركت پى درپى را قبل از اين كه ماهيچه هايتان احساس خستگى كنند انجام دهيد. رعايت توازن: اطمينان حاصل كنيد كه اكثر ماهيچه هاى بدنتان در حال فعاليت هستند. عضلات شكم، سينه، پا، بازو و دست ها و عضلات پشت. از همه آنها به طور يكنواخت و به يك ميزان استفاده كنيد. استراحت: يك فرصت يك يا دو روزه به خودتان بدهيد تا انرژى صرف شده در ورزش را به دست آوريد.
|
|
|
|