پنجشنبه ۲۳ خرداد ۱۳۸۷ - ۸ جمادى الثانى ۱۴۲۹
Thu, Jun 12, 2008
گزارش
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اجتماعى
اقتصاد
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
خانواده
ماجرا
ديپلماتيك
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
آخر هفته
اوقات شرعى
نگاهى به تفاوت هاى نسلى از دريچه امتحان و كنكور
طعم خرداد
371082.jpg
محمد باقر ناظمى
هر فصل طعم و خصلتى دارد. خرداد براى دانش آموزان بوى امتحان مى دهد. دانش آموزان در اين مقطع تلاش مى كنند تا در مقطعى ديگر پذيرفته شوند و به سطحى بالاتر پيشرفت نمايند. اين شايد معادله ساده اى باشد، اما با تعمق در اين فصل و امتحاناتى كه فرد ممتحن مى دهد، مى توان هر كدام از اين جوانان را به عنوان فردى در نظر گرفت كه از مقطعى به مقطعى ديگر يا از نسلى به نسلى ديگر پيش مى رود.
هر مقطع تحصيلى مى تواند مطالبات و خواسته هاى فردى و نسلى خاصى داشته باشد.خواسته هاى متنوع و متفاوت آنان را مى توان با گذار از يك مقطع - به شكل صورى - كه در «امتحان»متبلور است، به ما كمك مى كند تا شناختى از اين نسل به دست آوريم. شناختى كه مى تواند فاصله آنها را با نسل قبل و با نسل شكل گرفته در آينده نشان دهد. «امتحان» شكل صورى اين گذار است. گذار از مرحله اى به مرحله اى ديگر.
شناخت اين نسل كه با هر فصل و با هر امتحان، مرحله اى را سپرى مى كند و مدام رو به جلو تر مى رود. شكل بى شكلى كه كم كم قواره و تصوير واقعى خود را به عنوان يك نسل نشان مى دهد و خصايلش را عيان مى كند و خواسته هايش را به زبان مى آورد.
براى شناخت اين نسل در حوزه جامعه شناسى و حوزه هاى ديگر در ايران مطالعات كمى صورت گرفته است
پيشينه اين مطالعات به سال ها پيش برمى گردد كه «نقيب زاده» در روزنامه «وقايع اتفاقيه» مى نوشت. او درباره نسل جديد با استعاره هايى از اين نسل حرف مى زند و از اين نسل با نام هاى «سنجد خورها»، «نقل خورها» و «شكلات خورها» ياد مى كرد كه اين تقسيم بندى استعارى بنيادش را بر رفتارهاى عامه پسند و يا استعاره هاى كلى گذاشته است كه به دور از هر گونه مطالعه نظام مند است.
يكى از كارشناسان آموزشى در اين باره مى گويد: «همين روند ساده «امتحانات» براى دانش آموز به معناى ورود به مقطعى ديگر تعبير شده و همين امر است كه براى انديشمندان فرهنگى به استعاره اى نظام مند مبدل مى شود كه با هر تغيير و گذار، پيام هايى براى آنان ارسال مى كند. اين پيام ها را مى توان به روش هاى متنوعى دريافت. در اين زمينه مى توان دو ديدگاه را در برابر هم قرار داد: رويكرد مبتنى بر نظام زندگى و رويكرد مبتنى بر تفاوت نسلها.»
* رويكرد مبتنى بر نظام زندگى
اين كارشناس معتقد است: «در اين رويكرد، فردى كه مرحله اى از زندگى و دوران گذار خود را سپرى مى كند خصايل خود را نيز كم كم نشان مى دهد. مدام كه اين نشانه هاى سيال شكل واقعى نگرفته اند، به شكل توده اى پراكنده خود را نشان مى دهد، همزمان نيز از رصد كردن مى گريزند و تن به مطالعه نمى دهند. مگر به واسطه نظامى علمى و روش مطالعاتى دقيق. از اين رو در دوره زندگى، گزاره هاى متناقضى مى توان درباره اين شكل و توده سيال به زبان آورد كه از تعريف شدن تن مى زنند و مدام از هر نوع چارچوب پذيرى مى گريزند.
فقط مى توان در آنها تعمق كرد و كم كم اين نشانه ها را در كنار يكديگر قرار داد و به نتايج و گزاره هاى منطقى و تعريف شده نزديك كرد.»
بر اين اساس مى توان گفت تنوعى كه اين فرد نسبت به زندگى، لباس، رفتار، ورزش، سرگرمى ها، دانش، علم و فرهنگ نيازمند است هر لحظه مى تواند تغيير كند، چرا كه هنوز به ثبات در ديدگاه خود در زندگى نرسيده است و مدام در روندى از آزمايش و خطا قرار مى گيرد. جامعه هوشمند هميشه براى اين مسير آزمايش و خطاى او، راهكارهايى تعبيه مى كند تا او بتواند به ديدگاه و نگاهى مستقل برسد.
از اين رو هرگز نمى توان تجربه نسل قبل را به او تحميل كرد. بلكه بايد از ابتدا خواسته هاى او را شناخت و بنياد اين خواسته ها را درك كرد و در كنار نسل قبل قرار داد.
مجيد اصفهانى زاده كارشناس مسائل اجتماعى معتقد است: «جامعه و مطالعات جامعه شناسى مى تواند ديدگاه دانش آموز نوجوان و جوان را با نسل قبل آشتى دهد. عداوت نسل جديد از اين رو نيست كه اين نسل نمى خواهد با هيچ نسل ديگرى ارتباط برقرار كند، بلكه او خواستار آن است كه خواسته هاى او مورد توجه قرار گيرد و سپس با ديدگاهى ديگر نيز آشنا شود و با آن احساس نزديكى كند. در مورد اين افراد، فرض اصلى اين است كه رفتارهاى فعلى آنان با رفتار هاى پيشين و آينده شان ارتباط دارد و همگى همچون آب رودخانه اى، درون بستر معينى جريان مى يابند و همين امر امكان مى دهد تا با توجه به وضعيت امروزين او، گذشته و آينده را پيش بينى كرد.
مثلاً اين افراد در سنين جوانى از طريق تحصيل مشغول سرمايه گذارى روى خود مى شوند و اين تحصيلات براى آنها نوعى قدرت خريد در آينده را ايجاد مى كند. همچنين در جامعه جوانى مانند ايران كه پديده افزايش مواليد را تجربه مى كند، نيازهاى مربوط به مدارس و امتحانات و دوران هاى گذار سريع ترى كه در پيش دارد، هر روز رو به افزايش دارد. بعد از چندى همين افزايش به مدارس متوسطه و دانشگاه ها و آموزش هاى حرفه اى سرايت مى كند و ادامه مى يابد. سپس ايجاد اشتغال به نياز عمده و انبوه جامعه مبدل مى شود و به دنبال آن تشكيل خانواده و تقاضاى مسكن و سرانجام سالخوردگى و نيازهاى درمانى لزوم بيشترى مى يابند.»
در مقابل رويكرد مبتنى بر زندگى، رويكرد مبتنى بر تفاوت نسلها به منحصر بودن تجربه هاى هر نسل تأكيد مى كند. مثلاً نسلى كه پيش از اين در جنگ حضور داشته است، تجربه اى منحصر به فرد دارد كه نسل امروزين فاقد آن است. اين تفاوت بين نسلها باعث مى شود، هر نسلى گفتمان و خواسته هاى متفاوت و گاه متضادى داشته باشد. اين دو رويكرد را مى توان با دو نگرش بررسى كرد: نگرش مبتنى بر تضاد و نگرش مبتنى بر آشتى

* نظريه تضاد و آشتى
در اين رويكرد، مى توان تمام خواسته هاى اين افراد كه در مرحله اى از دوران گذار زندگى را مى گذرانند، در تضاد با نسل پيشين قرار داد و به عنوان خطرى از آن نام برد. از اين رو با اين رويكرد تمام خواسته هاى آنان را مى توان ناديده گرفت و در مقابل آنان ايستاد و به آن بى توجه بود. اما اين چنين رويكردى به تناقضى در جامعه شناسى اين افراد منتهى مى شود كه فاصله ها را بيشتر مى كند و خواسته ها از حالت واقعى به حيطه اى انتزاعى سوق مى دهد.
در رويكردى ديگر و در تحقيقاتى كه دو جامعه شناس معروف به نام هاى ويليام استراوس و نيل هاو انجام داده اند، اشاره مى شود كه جامعه شناس نمى تواند به مسئله اى طبيعى كه در هر نسل و دوران گذارى كه شخص درون آن قرار دارد بى تفاوت باشد، بلكه با نگاهى به تاريخ نسل ها مى توان اين تجربيات تازه را درك كرد و شناخت و آنان را بر اساس تجربيات ويژه خود به تصوير كشيد
اين دو جامعه شناس بر اساس تقسيم بندى خود از نسل هاى مختلف به: دوره هاى استعمارى، انقلابى، جنگ، جنگ داخلى، قدرتمند شدن و دوره پايانى، نسل هاى مختلف را بررسى كرده اند و ويژگى هر نسل را بدون هيچ پيشداورى بيان كرده اند.
اين نظريات سبب شد تا جامعه شناسان و مديران فرهنگى جامعه، نيازهاى اين نسل را درك و براى آن برنامه ريزى كنند.
از اين رو فصل «امتحانات» در لايه رويى خود به عنوان مرحله اى از گذار از يك مقطع به مقطعى ديگر شناخته مى شود، اما در روند كلى و آينده نگرانه به استعاره نسلى جديد از افراد جامعه مبدل مى شود كه مى توان با شناخت آن خواسته ها و خلاقيت هاى آنان، تصويرى دقيق از آن ترسيم كرد و براى آن برنامه ريزى كرد. فصل خرداد اگر چه بوى «امتحان» و كنكور و پايان يك مقطع دارد، اما براى جامعه شناسان طعم ديگرى مى دهد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |