شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۷ - ۱۰ جمادى الثانى ۱۴۲۹
Sat, Jun 14, 2008
ديپلماتيك
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
سياست
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اجتماعى
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
شهرى
گزارش
حوادث
ورزشى
فرهنگ و پايدارى
قاب عكس۱
خانواده
ماجرا
ديپلماتيك
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ويژه آذربايجان۱
ويژه آذربايجان۲
ويژه آذربايجان۳
ويژه آذربايجان۴
ويژه آذربايجان۵
ويژه آذربايجان۶
ويژه آذربايجان۷
ويژه افسون آذربايجان۸
اوقات شرعى
نگاه
هويت گمشده در سياست انگليس
371469.jpg
ترجمه: هرمز برادران ‎/ منبع: اينديپندنت
گوردون براون نخست وزير و ديويد كامرون رهبر حزب محافظه كار انگليس در دو دوره متفاوت مدعى مالكيت بر نيرومندترين واژه سياست بريتانيايى شدند؛ آنها مى كوشند عاملان «تغيير» باشند. براون در ماه عسل كوتاهش ، كه اينك گويى دست كم يك قرن پيش بوده، بارها از تغيير سخن راند. او پس از پيروزى حزب محافظه كار از انتخابات ميان دوره اى در شهرهاى «كرو» و «نانتويچ»، با ژست فاتحانه «شومن ها» اعلام كرد كه اين نتيجه چشمگير در واقع رأى به تغيير بوده است.
تغيير، مفهومى الهام بخش و در عين حال ناواضح است. چشم انداز انتقال از چيزى به چيز ديگر هيجان انگيز و سرمست كننده است. وعده هاى بى شمار و مبهم اخير نيز مى تواند توهم زا باشد. ماهيت فريبنده اين وعده ها ما را به كانون بحرانى مى رساند كه براى حزب كارگر زجرآور است و ممكن است زمانى ديگر براى محافظه كاران نيز به يك بحران مبدل شود.
اين توهم زمانى آشكار مى شود كه در پى كشف ماهيت فريبنده آن برآييم و براى لحظاتى در آن انديشيده و سپس بپرسيم كه اين همه هياهو براى تغيير، يعنى چه اگر دقيق شويد روشن مى شودكه براون و كامرون هريك به دلايلى متفاوت در «وضعيت موجود دوران بلر» گرفتار مانده اند. هيچ كدام نويددهنده و نمايانگر چرخش به سوى مسيرهاى جديد نيستند. آنها از تغيير سخن مى گويند اما شواهد چندانى براى انتقال از يك دوره به دوره اى ديگر وجود ندارد.
براون به دلايل پيچيده متعددى نتوانسته است تغييرات مهم و شگرفى را متبلور سازد. او نمى تواندخود را به طور كامل از دستور كار سلفش (تونى بلر) كه آشكارا و در رأى گيرى مجلس عوام از او حمايت مى كرد، رها كند. در حالى كه محافظه كاران بسيارى از رويكردهاى بلر را به كار بسته اند براون از دست زدن به چنين اقدامى اكراه دارد زيرا نگران است كه به سقوط به منطقه باخت متهم شود. براون پس از زوال اعتماد به نفسش اغلب وسوسه شده است كه به رويكرد چالش ناپذير «بلريسم پوپوليستى» متوسل شود. او وانمود كرده كه همه بخش هاى كارگرى و كارمندى بدون تكيه به شانس و بخت حق انتخاب دارند و درعين حال ، با افزايش جمعيت زندانيان زندان هاى بيشترى ساخته؛ از كارت هاى شناسايى جديد به عنوان شيوه اى براى مبارزه با مهاجرت نام برده و از تحقق رؤياى مارگارت تاچر براى كاهش نرخ پايه ماليات بر درآمد به ۲۰ پنس خبر داده است.
براون در پشت پرده سياست هاى ترقى خواهانه زيادى را دنبال مى كند اما بيان روايى آنها براى مردم نشانه هايى از دوران بلر دارد. با آن كه تحولات مقابل چشمان مردم رخ مى دهد اما تغييرات آشكارى به چشم نمى آيد. در واقع، براون جامه تازه اى بر تن نكرده و رويكرد چندان تازه اى در پيش نگرفته است.
ديويد كامرون نيز تحقق بخش تغيير نبوده است . نبوغ او سازنده ديدگاه و چشم اندازى است كه تقريباً نقطه مقابل تغيير به شمار مى آيد. او بدون آنكه نگران به وجود آمدن تهديدى عليه موجوديت محافظه كاران باشد اذعان داشته كه بسيارى از سياست هاى بلر همان چيزى بوده كه آنها بدان اعتقاد داشته اند. در سال ۱۹۹۷ اگرچه رأى دهندگان از تاچريسم روى برگرداندند اما بلر در بسيارى از زمينه ها تاچريسم را احيا كرد.
كامرون و جورج اوسبورن، وزير خزانه دارى در دولت سايه، استدلال كرده اند كه هر دو وارثان بلر هستند. برخى از اعضاى كابينه سايه بريتانيا بدون هيچگونه ناشيگرى يا شيطنتى مى گويندكه در دوره دوم كارگر (دوران براون) بلرى شده اند. آنان بيش از آنكه عاملان تغيير باشند از رويكرد «گزينه هاى بيشتر» بيشتر حمايت مى كنند. البته ظاهراً دراين باره سرمايه گذارى عمومى اندكى خواهند داشت و پرونده اين مسئله را به عنوان حربه اى عليه دولت به كار مى برند. احياناً آنان همانند مرشدشان بلر همپيمانى با امريكا را در كانون سياست خارجى شان قرار مى دهند و اين همپيمانى به واسطه خصومت با اتحاديه اروپا عميق تر خواهد شد.
اما در اينجا عقده اى آشكار مى شود: بلريسم محبوب نبود. او هرگاه كه با حمايت مشتاقانه روبرت مرداك غول رسانه اى و ستون نويس هاى محافظه كار فرصتى براى آرامش مى يافت، محبوبيت خود و حزبش در نظرسنجى ها كاهش مى يافت. اين بدان دليل نبود كه او با تصميم دشوارى مواجه مى شد بلكه به علت آن بود كه «شانه به شانه» جورج بوش رئيس جمهور امريكا مى ايستاد و از سوى ديگر پايان تن آسايى دهه ۱۹۶۰ را اعلام مى كرد.
نظرسنجى هاى آن زمان حاكى از اين بود كه رأى دهندگان خواهان وداع با يادگارها و بازتاب هاى دهه ۱۹۸۰ بودند. اكنون همين رأى دهندگان انگليسى با رهبرانى مواجهند كه گويى مى خواهند با سحر وجادو تحول ساز شوند.
پايان بحران حزب كارگر در عين دشوارى، براى بازيگران سياسى يك امر آسانى است. ديويد ميليبند وزير خارجه انگليس نشان داده كه در صورت خالى شدن پست رهبرى حزب كارگر آماده پذيرفتن آن است. بلرى هاى افراطى در يك اقدام سياسى حساب شده سكوت اختيار كرده اند. ساير اعضاى كابينه نيز در ظاهر به گروه خود وفادارند اما در پشت صحنه رنج مى كشند و طرح هاى مبهمى براى خلاصى از بحران مى ريزند. اين يك نمايش جذاب است.
كامرون بنا به دلايل تاكتيكى و ايدئولوژيكى نماينده تغييرى نخواهد بود. او تابع بلر خواهد بود؛ بلر كه به تاچر اداى احترام مى كرد. اما براون مى توانست عامل تغيير باشد. براون در دوره دوم حاكميت حزب كارگر سخنرانى غرايى درباره محدوديت هاى بازار در مقابل ارائه خدمات عمومى داشت اما امروز به ندرت به آن واژه ها و گفته هايش اشاره مى كند. براون درك خاصى از اهداف سياسى به معناى گامى به جلو دارد. به گونه اى كه مدعى است كوشيده چالش هاى بازار جهانى را به فرصتى براى شكوفايى توانايى افراد مبدل كند. اما وى به دليل اشتباهات راهبردى اش كه بحث هاى زيادى درباره آنها شده، با بدشانسى هاى فراوان و رويگردانى رسانه ها و از دست رفتن مخاطبانش مواجه شده است.اما به يمن بحران اعتبارى، چالش بيش از گرماى جوى و بحران خدمات عمومى هنوز فضا براى خودنمايى يك سياستگذار دوران پسابلرى مهيا است كه كامرون را به قهرمان «وضعيت موجود تاريخ گذشته» تبديل كند. شكل دهى به اين برنامه و سياست مهمتر از بازى و بازيگردانى سياسى ما ه هاى آينده است. تغيير در رهبرى كارگر به خودى خود عامل انفصال از وضعيت اخير نخواهد بود. تغييرات پيچيده تر از آن است كه تصور مى شود.
نگاه
بازى راهبردى
اروپا و روسيه
371433.jpg
منبع: نشريه فرمت
روسيه بويژه پس از رياست جمهورى ديميترى مدودف مذاكرات حساسى را با طرف هاى اروپايى آغاز كرده است. به گونه اى كه در يك ماه اخير اغلب سران اروپا و غرب به ديدار رئيس جديد كرملين شتافته اند، به اين اميد كه نقل و انتقال قدرت در روسيه، تنش هاى دوران زمامدارى پوتين را در روابط اوراسيا پايان بخشد. فاز اول اين مذاكرات استراتژيك ميان اروپا و روسيه به مسئله اقتصاد و پروژه هاى انرژى اختصاص داشته است، اولويت اين مسئله از آن جهت است كه روسيه تأمين كننده اصلى انرژى قاره سبز است و در دوره پوتين، سران كرملين با تكيه بر اين اهرم فشار چند كشور اروپايى در آستانه فاجعه قطع گاز قرار دارند. ولفگانگ روتنشتورفر، از جمله بلند پايگان اقتصادى اتحاديه اروپا است كه در چند مرحله از مذاكرات حساس اين اتحاديه با روسيه حضور داشته است كه مجله اتريشى فرمت چشم انداز مناسبات اروپا و روسيه را با او به بحث گذاشته است.
* اروپايى ها هنوز از روسيه تصوير يك امپراتور انرژى را دارند. اين تصوير واقع بينانه است
تمامى اين ادعاها مبنى بر اينكه روس ها در مورد گاز تنها به سياست نگاه مى كنند، پايه اى محكم ندارد. آنها بزرگ ترين ذخاير گاز دنيا را در اختيار دارند و هر كس كه اين شرايط را داشته باشد، سعى خواهد نمود تا حداكثر استفاده را از آن نمايد. چنان كه ما امسال چهلمين سال ارسال گاز روسيه به اتريش را جشن مى گيريم و همچنين اين قرارداد را براى ۲۰ سال آينده تمديد كرده ايم.
اروپا و اتريش بخش عمده نياز انرژى خود را از روس ها تأمين مى كند. با اين نياز هر كس همراه با روسيه نباشد، نظير اوكراين، دچار مشكل نخواهد شد
روس ها طى ۴۰ سال گذشته قابل اعتماد بوده اند و براى ۲۰ سال آينده نيز به همين گونه خواهند بود. از طرفى همه چيز در جهان سياست نسبى است. چه آلترناتيو قابل اعتمادترى غير از جريان گاز روس ها وجود دارد اگر كسانى ديگر مدعى جايگزينى روس ها در تأمين انرژى اروپا هستند مثل ارسال كنندگان خاورميانه و درياى خزر، بايد نخست جلب اعتماد خود به عنوان ارسال كنندگان باثبات كاركرده و آن را كسب كنند.
در اين رابطه شما در حال ايجاد يك آلترناتيو براى گاز روس ها هستيد. خط لوله نوباكو، از محيط اطراف درياى خزر (آذربايجان، آسياى مركزى، قفقاز، خاورميانه) خواهد گذشت و دومين خط لوله تأمين كننده گاز اتحاديه اروپا را ايجاد مى كند. اين خط لوله از خاك روسيه عبور نمى كند، بلكه از تركيه مى گذرد. اين يكى از پروژه هاى اولويت دار اتحاديه اروپا است. شما به عنوان مردان اقتصادى دنيا در اين رابطه نقشى هدايت كننده داريد.
ما در مقابل در ورودى روسيه قرار داريم و از اين رو روس ها تأمين كننده برتر و چيره هستند. ما بايد در اين بازى بزرگ و گسترده نفت و گاز، يك كنسرسيوم قدرتمند از كشورهاى اروپاى مركزى ايجاد كنيم تا على رغم اين كه با روس ها به راحتى به تجارت بپردازد، ولى وابسته به آنها نباشد. لازمه اين امر اين است كه اين كنسرسيوم قدرتمند و بزرگ باشد و بتواند از منابع انرژى اضافى بهره بردارى كند. اين منابع مى توانند تقريباً تنها از درياى خزر و خاورميانه سرچشمه بگيرند (پروژه نوباكو). البته اين امر يك آلترناتيو كامل براى گاز روسيه نيست، بلكه تنها مى تواند بخشى از رشد نياز ما را بپوشاند.
ادامه دارد


|   شناسنامه   |   آرشيو   |