|
نام هاى جغرافيايى؛ بازگوكننده هويت تاريخى ملت ها
|
|
|
مسير دو علم سياست و جغرافيا در قياس گسترده اى با هم تلاقى دارند و در محل تلاقى اين دو دانش پراهميت است كه دانش جديد «جغرافياى سياسى» پا به عرصه وجود گذارده است تا امكان مطالعه روابط انسان با محيط سياسى را فراهم سازد و تأثير تصميم سياسى انسان بر چهره جغرافيا در رابطه با شكل گيرى پديده هايى چون «كشور»، «ملت»، «حكومت»، «مرز» و غيره مطالعه شود آن گونه كه بتواند به شيوه يا دانش «كشوردارى» يارى رساند. در پهنه همين دانش است كه موضوع نام هاى جغرافيايى در چارچوب تعاريف و به منظور شكل دادن به هويت فرهنگى - سياسى مطرح مى شود. همين جنبه ويژه بررسى است كه بسترى را آماده مى سازد تا اميال سياسى در راستاى هويت سازى براى اماكن جغرافيايى متوجه اهميت نقش نام هاى جغرافيايى در مكانيزم تعيين هويت اماكن شود و گاه مى كوشد اين نقش را در راستاى اهداف ويژه خود جهت تعيين هويت سياسى دخل و تصرف دهد. در اينجا است كه علم فداى اميال سياسى شده و تلاش مى شود جغرافيا دگرگونه وانمود شده و تاريخ وارونه نوشته شود تا صاحب آن اميال، سياست هويت مكانى موردنظر خود را شكل دهد. صاحبان انديشه اتفاق دارند كه ساختن «هويت» فردى يا ملى اغلب از راه مقايسه «خود» با «ديگران» حاصل آيد، ولى گاه پيش مى آيد كه اين شكل دادن به هويت خودى از راه شكستن هويت ديگرى از راه وارونه كردن حقايق تاريخى و دگرگونه جلوه دادن حقايق جغرافيايى صورت مى گيرد. در اينجا است كه جغرافياى سياسى هوشيار شده و براى حفظ اصول علم و نظام علمى - اخلاقى گرداننده عالم سياست، با تكيه بر يك سلسله مطالعات علمى در جغرافياى تاريخى اماكن موردنظر، در برابر اين گونه تلاش ها قد علم مى كند چون او مى داند كه اين گونه تلاش ها تا چه اندازه مى تواند بى بندوبارى را در عالم علم رواج دهد و به سلامت روابط واحدهاى جغرافيايى در عالم سياست لطمه زند، جدل هاى بى حاصل ميان مردمان را رونق دهد و صلح و آرامش را برهم زند و حتى به جنگ و خونريزى انجامد. جغرافيادان سياسى مى داند كه نام هاى جغرافيايى به دلايل سياسى و نژادى و مذهبى درست نشده اند كه در خدمت به اميال ياد شده دگرگون شوند. او مى داند كه نام هاى جغرافيايى از هسته اوليه اى پديدار مى آيند كه ريشه در بستر فرهنگى و شيوه تعاريف جغرافيايى و اماكن جغرافيايى در هر محل و مكانى دارد. اشكال اوليه اين نام ها به مرور زمان تطور يافته و عصاره اصلى آن در كوره زمان گداخته مى شود و به صورت آلياژ پايدارى در مى آيد كه على الاصول نمى تواند و نبايد براساس هوا و هوس سياسى افراد و يا حتى اقوام دگرگون شوند. درحالى كه يك عرف سياسى - تاريخى، دگرگون كردن نام هاى راه ها، روستاها و نواحى كوچك جغرافيايى در شهرها به دلايل سياسى، نژادى و يا دينى را تقريباً به حالتى عادى درآورده است، ملل برخوردار از دموكراسى كه به دلايل قانونمندى در تلاش براى حفظ اسامى كهن هستند تا هويت تاريخى خود را حفظ و حراست كرده باشند، تغيير نام هاى جغرافيايى را حتى اگر در سطح اندك باشد، تقبيح مى كنند چون اين نام ها بازگوينده هويت تاريخى اماكن و ملل هستند.
|