گفت و گو با «محمد مددى» چندان هم آسان نبود، چه آن كه او اصرار داشت مصاحبه به زمانى موكول شود كه بخشى از برنامه هايش در منطقه آزاد كيش به اجرا رسيده باشد، اما صحبت ها و برنامه هاى مديرى كه شايعه آمدنش از سازمان تأمين اجتماعى به سازمان منطقه آزاد كيش ماه ها بر سر زبان ها بود و در نهايت هم با پذيرفته شدن شروطش، اين پست را پذيرفت، حتى در روز سوم ورودش به كيش مى توانست شنيدنى باشد. مشروح اين گفت و گو كه حدود يك ماه قبل در حاشيه نمايشگاه بين المللى فرش در جزيره زيباى كيش انجام شد، از نظر گرامى تان مى گذرد.
آقاى مددى چند روز است فعاليت تان را در سمت مديرعاملى منطقه آزاد كيش رسماً آغاز كرده ايد
سه روز است. (يك ماه قبل)/
اين سه روز با تجربه شما در سازمان تأمين اجتماعى چه تفاوتى داشت
به هر حال هر كدام يك تجربه جديد است اما كليات يكى است: مديريت. مديريت هم كليد دارد، كليدش هم ثابت است. در هر جا كه باشد، فرقى نمى كند.
يعنى همان كليدى كه در تأمين اجتماعى قفل ها را باز كرد، قفل هاى منطقه آزاد كيش را هم باز مى كند
ان شاالله باز خواهد كرد. من نمى دانم شما قفل را به چه تعبير مى كنيد، اميدوارم منظورتان اين بوده باشد كه آنجا قفل باز شده است.
بله. خب.
بله، ان شاالله
مى شود چند تا از قفل هاى موجود در منطقه آزاد كيش را نام ببريد
ما در دنيا مناطق آزاد زيادى داريم ولى فكر مى كنم سه تا از اين مناطق، بسيار شاخص شده اند. اگر وضعيت اين سه منطقه آزاد يعنى هنگ كنگ، سنگاپور و منطقه آزاد حاشيه خليج فارس را مرور كنيم، مى بينيم هر كدام از اينها مأموريت مشخصى داشتند و اراده اى براى ايجادشان وجود داشته است. به عنوان مثال هنگ كنگ در اختيار انگليس ولى جزو سرزمين چين بوده است. وقتى چينى ها اين منطقه را از انگليس پس گرفتند مصادف شد با زمانى كه دولت كمونيستى چين تصميم گرفت توسعه اقتصادى را با جديت دنبال كند تا بتواند از اين رهگذر يك ميليارد و ۳۰۰ ميليون جمعيت اش را اداره كند. براى توسعه اقتصادى، چاره اى جز دعوت از سرمايه گذاران خارجى پيش روى تصميم گيران چينى نبود، اما هر چه تلاش كردند كسى حاضر به سرمايه گذارى نشد. از همين رو منطقه آزاد هنگ كنگ با تسهيلات ويژه براى سرمايه گذاران ايجاد شد و سرمايه گذاران به آنجا دعوت شدند. سرمايه گذاران با حضور در هنگ كنگ، در واقع سرزمين اصلى را آزمايش كردند و به تدريج وارد سرزمين اصلى شدند. به همين دليل هم هست كه در سال گذشته GDP چين به مبلغ ۳۲۰۰ ميليارد دلار رسيد كه رقم بسيار چشمگير و قابل قبولى است يا در هنگ كنگ مى بينيد كه شاخص هاى اقتصادى، رفاه و درآمد سرانه مردم رقم بسيار بالايى است. در سنگاپور هم همينطور بود.
در منطقه خودمان، در يك منطقه پرجمعيت، منطقه آزادى در حاشيه خليج فارس ايجاد مى شود و شاهد هستيد كه در مدت بسيار كوتاهى چه توسعه اى پيدا مى كند.وقتى اين سه منطقه آزاد را با هم مقايسه مى كنيم به اين نتيجه مى رسيم كه يك اراده اى پشت ايجاد اين مناطق بوده است. بنابراين ما انتظار داريم كه اين اراده در مورد مناطق آزاد كشورمان از جمله كيش هم وجود داشته باشد.
اين اراده تا الان وجود داشته يا نه
حرفش زده شده اما چيزى مشاهده نمى شود.نكته ديگر اين كه قوانين بايد بسيار سهل و آسان باشند. تصميم گيرى ها هم بايد بسيار سريع و آنى باشد تا سرمايه گذار براى حضور انگيزه داشته باشد. براساس اين مؤلفه ها بايد شرايط و محيط را آماده كنيم. اين كليات مطلب است.
يعنى ما بايد اينجا يك نظام ادارى فاقد بوروكراسى آزاردهنده داشته باشيم. شايد الان ۷-6 ميليون جمعيت ايرانى در خارج از كشور زندگى مى كنند. اغلب اينها متمول بوده و سرمايه هم دارند، به كشورشان هم علاقه مند هستند، دوست دارند بيايند در كشورشان سرمايه گذارى كنند. اما وقتى وارد سرزمين اصلى مى شوند به دليل بوروكراسى شديد و به دليل اين كه به نظم جاهاى ديگر عادت كرده اند، اينجا كه مى آيند، پس مى خورند و فرار مى كنند.اما در مورد منطقه آزاد كيش قبل از انقلاب براى كيش رسالت تعيين كرده بودند و قرار بود اينجا به محلى براى خوشگذرانى طبقه اى خاص تبديل شود. طراحى محيطى اينجا هم بر همين اساس صورت گرفته بود، مجرى اين طرح هم فرانسوى ها بودند. خب طبيعى بود با پيروزى انقلاب اسلامى، اين رسالت براى اينجا جايگاهى نداشت، بعد از انقلاب تصميم گرفتند اينجا را به دروازه صادرات كشور تبديل كنند. تا همين الان هم ذهنيتى كه در مورد كيش وجود دارد، دروازه اى براى صادرات بوده است.
اما اين اتفاق نيفتاد.
بله، عملاً ديديم اينجا نه تنها دروازه صادرات نشد بلكه به محلى براى واردات تبديل شد؛ بخصوص واردات كالاهاى لوكس و مصرفى. بنابراين اين منطقه به جاى اين كه براى ما يك منفعت ملى داشته باشد، يك حسرت ملى هم براى قشر عظيمى از جامعه به وجود آورد.
رويكرد شما در توسعه اين منطقه بر چه مبنايى خواهد بود
من معتقدم هر نوع برنامه و رسالتى كه مى خواهيم براى اينجا طراحى كنيم بايد حول محور مزيت هاى طبيعى منطقه صورت بگيرد. يك زمانى صادرات از جاهاى ديگر امكان پذير نبود، گفتند از اينجا انجام شود. يك زمانى براى واردات محدوديت داشتيم بويژه در دهه ۶۰ و ،۷۰ واردات از اينجا انجام مى شد اما الآن كه اين محدوديت ها برطرف شده و صادرات و واردات از بسيارى نقاط كشور امكان پذير است، لزومى ندارد صادرات يا واردات محور فعاليت منطقه آزاد كيش باشد. نبايد براى اينجا برنامه ريزى مقطعى انجام دهيم كه با سر آمدن آن موضوع يا تحقق آن هدف مقطعى، سرمايه گذارى هايى كه در منطقه انجام شده، سرگردان بماند.
يعنى شما معتقديد تا امروز برنامه ريزى و نگاه به مناطق آزاد كشور از جمله كيش، نه يك نگاه بلندمدت بلكه يك نگاه مقطعى بوده است.
من نمى خواهم به اين شدتى كه شما گفتيد بگويم. البته من در اينجا يك برنامه مدونى كه نشان دهد اين منطقه قرار است به كجا برسد را نديدم.
البته يك طرح جامع اگر اشتباه نكنم سال ،۸۴ ۸۵ براى كيش تصويب شد.
بله، اين طرح كه در سال ۸۴ تصويب و سال ۸۶ ابلاغ شد، بيشتر در برگيرنده طراحى محيطى اينجاست كه به نظرم اين هم بايد مورد بازنگرى قرار بگيرد. اهداف و مأموريت هايى كه در اين طرح پيش بينى شده، هنوز به برنامه تبديل نشده است. به هر حال من فكر مى كنم هر برنامه اى كه قرار است اينجا پياده شود بايد حول محور مزيت هاى ثابت، پايدار و هميشگى اينجا باشد.
يعنى شما قصد داريد برنامه جديدى براى كيش تدوين كنيد
ما ايده پردازى كرده ايم. بايد اين ايده را به برنامه تبديل كنيم.
اين ايده در راستاى رسالت هاى قبلى منطقه است يا رسالت جديدى برايش تعريف كرده يا خواهيد كرد
در راستاى رسالت هاى قبلى منطقه هم هست. در اينجا لازم مى بينم تأكيد كنم كه قطعاً مديريت و برنامه ريزى هاى جديد چيزى از سرمايه گذارى هاى قبلى كه در منطقه صورت گرفته را از بين نمى برد و مغاير آنها نخواهد بود، تمام سرمايه گذارى هاى موجود به كار گرفته مى شود و ضرورت افزايش آنها هم دنبال خواهد شد.
روشن تر توضيح دهيد.
هركدام از مناطق آزاد كشور مزيت هاى خاص خود را دارند. يكى در يك منطقه جمعيتى قرار مى گيرد و تصميم مى گيرند كالاهاى موردنياز وارد اين منطقه شده و از آنجا توزيع شود. خب اين احتياج دارد كه در آنجا بندرگاه هايى احداث شود، انبار ايجاد شود، شركت هاى حمل ونقل در آنجا حضور پيدا كنند، ضرورت پيدا مى كند حمل ونقل هوايى توسعه پيدا كند.
اين كار باعث تردد يبشتر مسافر مى شود، تجارت رونق مى گيرد، در اين رفت وآمد جمعيت، انواع و اقسام كسب و كارها شكل مى گيرد بنابراين ضرورت ها ايجاب مى كند كه زيرساخت ها براساس مأموريت تعريف شده توسعه يافته و تكميل شوند. اين مسأله در هر كشورى تعاريفى دارد و ما هم اينجا براساس مزيت هاى منطقه خودمان برنامه ريزى مى كنيم.
مزيت هاى منطقه كيش كه قرار است محور برنامه ريزى قرار بگيرند، كدام است
يكى آب و هوا و ساحل ويژه مرجانى كه منجر شده يك ساحل بى نظير و آبى به زلالى اشك چشم داشته باشيم كه در دنيا كم نظير است. اين محيط مرجانى هوايى را در اينجا به وجود آورده كه نسبت به همه مناطق جهان بيشترين درصد اكسيژن را در خود دارد.
بعلاوه اين منطقه به پشتوانه تخصص ها و صنايعى كه در ايران فعال است اين امكان را دارد كه برنامه ريزى هاى متعددى برايش صورت بگيرد. همچنين قرار گرفتن در يك نقطه جمعيتى كه اين هم مى تواند يك مزيت باشد.
مزيت ديگر اين كه ما در يك منطقه نفت خيز هستيم و كشورمان هم يكى از بزرگ ترين توليدكنندگان و فروشندگان نفت جهان است.اينها مى تواند مبنايى براى برنامه ريزى هاى آينده باشد.
بر اين اساس ما مى توانيم در رشته هاى مختلف گردشگرى وارد شويم و «توريسم سلامت» را در اين منطقه فعال كنيم و به دنبال آن پزشكان بسيار خوبى كه در داخل و خارج از كشور داريم به اينجا آمده و با نام خودشان در اينجا فعال شوند.«توريسم آموزشى» هم زمينه رشد بسيار خوبى دارد. شما مى دانيد كه در كشورمان تعدادى از جوانانى كه به دليل محدوديت ظرفيت از طريق كنكور در دانشگاه ها پذيرفته نمى شوند، براى ادامه تحصيل به كشورهاى ديگر مى روند. الان در كيش شرايطى فراهم شده كه دانشگاه هاى داخلى و خارجى مى توانند شعبه داير كنند. اين مزاياى بسيار زيادى هم براى دانشجويان ايرانى و هم براى كشورهاى اطراف ايجاد مى كند.
هيچ محدوديتى براى براى فعاليت دانشگاه ها در اينجا وجود ندارد
خير، اما از نظر استانداردها و كيفيت آموزشى بايد از سطح معمول بالاتر باشند، يعنى فقط دانشگاه هاى با رتبه علمى بالا را اينجا مى پذيريم. مثلاً دانشگاه صنعتى شريف اينجا شعبه بين المللى خود را داير كرده است، شعبه بين المللى پرديس دانشگاه تهران هم در كيش فعاليت دارد، دانشگاه علوم پزشكى شيراز و علوم پزشكى تهران الان در اينجا فعال هستند. مى خواهيم اينجا به عنوان يك مركز آموزش عالى، سطح علمى بالايى داشته باشد. در طراحى هاى موجود پيش بينى كرد ه ايم كه يك شهرك دانشگاهى راه اندازى شود.توريسم آموزشى فقط براى دانشجويان ايرانى نيست. الان تعداد زيادى از دانشجويان شاغل به تحصيل در جزيره كيش، ايرانيانى هستند كه قبلاً در خارج از كشور تحصيل مى كردند و بعد از فعال شدن دانشگاه ها در كيش به كشور بازگشته و در اينجا مشغول به تحصيل شده اند. سطح علمى دانشجويان اينجا هم بسيار بالا است.برنامه ديگرمان، توسعه توريسم ورزشى است. آب و هواى خوب اينجا شرايطى را فراهم مى كند كه تيم هاى ورزشى كشورهاى مختلف دنيا بتوانند اينجا اردو برگزار كنند.توريسم سياحتى هم در اينجا زمينه توسعه و رشد خوبى دارد. در اينجا لازم است به نكته بسيار مهم و قابل توجهى اشاره كنم. عده اى تصور مى كنند اگر توريست براى سياحت مى آيد، نياز به عبور از خط قرمزهاى شرعى و قانونى ما دارد، در صورتى كه واقعاً اين طور نيست و اين نوع نگاه به توريست، اهانت به ساحت انسانيت است. نكته ديگر اين كه ما بايد طراحى محيطى مان را به گونه اى انجام دهيم كه خانواده ها بتوانند در امنيت كامل و با حفظ فرهنگ اسلامى در تمام ابعاد، در اينجا حضور پيدا كنند. آلان در هيچ كجاى دنيا مكانى براى خانواده مسلمان توريست وجود ندارد كه از ويژگى هاى محيطى يك جامعه اسلامى بهره مند باشد.
اگر به كشورهاى حاشيه خليج فارس، هنگ كنگ يا ديگر نقاط توريستى جهان برويد، ناچاريد بسيارى از ازدحامات و محيط هايى كه با اعتقادات شما سازگار نيست را پيش رويتان داشته باشيد، به هم ريختگى يا خيلى موارد ديگر كه از نظر يك خانواده مسلمان قابل پذيرش نيست. بنابراين هيچ يك از نقاط توريستى جهان براى حضور يك خانواده متدين و مقيد كه قصد سياحت و گردشگرى دارد، فراهم نيست؛ باز هم تأكيد مى كنم كه منظورم يك خانواده مقيد است، اعم از مسلمان، مسيحى يا حتى بى دين كه به برخى چارچوب ها مقيد است. عرصه جهانى براى استفاده و لذت بردن اين قشر عظيم از جمعيت انسانى در جهان تنگ است.
خيلى ها مى گويند اگر مى خواهيد توريست جذب كنيد بايد بسيارى از ناهنجارى هاى مورد نظر برخى از آنها را هم مهيا كنيد، مشابه آنچه كه كشورهاى ديگر هم كرده اند. اما من مى گويم دليلى ندارد هر كارى كه كشورهاى ديگر براى كسب درآمد انجام داده اند را ما هم عيناً انجام دهيم.ما مى توانيم مخاطب بسيار زيادى داشته باشيم، خانواده مسلمان، زن مسلمان مالزيايى، عرب، اندونزيايى، پاكستانى يا هندى دوست دارد از مزاياى طبيعت استفاده كند، از آب دريا استفاده كند، اما به دليل اختلاط زن و مرد در سراسر دنيا نمى تواند از اين امكان بهره مند شود. ما مى توانيم مخاطب مان را انتخاب كنيم، كسى كه دنبال ديسكو و كازينوست برود كشورهايى كه تا الان مى رفته.
ما مى خواهيم اينجا شرايطى براى توريسم سياحتى فراهم آوريم و محيط را به گونه اى طراحى كنيم كه افراد مقيد بتوانند در يك محيط امن از موهبت هاى الهى لذت ببرند. اين شاخصه اصلى در توسعه توريسم در جزيره زيباى كيش است.
اين مستلزم آن است كه شما يكسرى تفريحاتى كه تاكنون براى افرد قابليت استفاده نداشت را براى خانواده هاى مسلمان و مقيد استانداردسازى كنيد.
قطعاً همين طور است. طراحى محيطى در اين زمينه بسيار مهم است. اين شدنى است و اساس كار آتى ما در طراحى محيطى كيش همين سياست خواهد بود.
برخى از اين برنامه ها پيش از اينهم در منطقه آزاد كيش در حال پيگيرى بود.
بله، اما كامل نبوده است. من ابتداى عرايضم گفتم كه هيچ كدام از سرمايه گذارى هايى كه تاكنون در منطقه صورت گرفته ازبين نخواهد رفت و بهبود هم مى يابد. ولى طراحى محيطى را قطعاً بسيار مناسب تر خواهيم كرد. ما در آينده نزديك از كارشناسان و صاحبنظران طراحى شهرى دعوت مى كنيم. فضاى منطقه كيش را متناسب با سياست هاى كشورى كه طلايه دار حكومت اسلامى در جهان است، باز طراحى كنند. به هر حال حكومت ما اسلامى است و حكومتى است كه از ۱۴۰۰ سال پيش تاكنون تمام ائمه و شهدا و صديقين و صالحين براى به ثمر رسيدن آن زجر كشيدند، زندان رفتند، شهيد شدند تا حاصل همه اينها انقلاب اسلامى ما شد. ما و انديشمندان اسلامى بايد اين توانايى را داشته باشند كه يك طراحى محيطى خوب براى كيش به عنوان يك مدينه فاضله داشته باشند.
با چنين كارى، كيش مى تواند محلى براى جذب سرمايه گذار و محلى امن براى خانواده ها شود. اين منطقه زيبا به واقع لبخند خليج فارس است و مى تواند بهشت خانواده ها شود.
فكر نمى كنيد سرمايه گذار به جذابيت هايى فراتر از اينها نياز داشته باشد
سرمايه گذار امكان سنجى مى كند. كسى كه اينجا سرمايه گذارى مى كند مثلاً هتل مى سازد يا يك فروشگاه، برايش تفاوتى ندارد چه كسى قرار است در اين هتل اقامت كرده يا از فروشگاه خريد كند، مسلمان است يا غير مسلمان ، مسيحى است يا يهودى، سياه است يا سفيد، با چادر مى آيد يا بدون چادر، سرمايه گذار پولش را مى خواهد.
وقتى من به سرمايه گذار مى گويم ما از يك جمعيت ۱/۵ ميليارد نفرى مسلمان سالانه دو ميليون نفر را جذب مى كنيم، قطعاً سرمايه گذار جذب مى شود.
همانطور كه خودتان هم اشاره كرديد هنگ كنگ يا سنگاپور و يا دوبى شايد نيمى از سياست هايشان به حوزه جذب توريست و گردشگرى معطوف باشد اما در كنارش بحث توجه به تجارت را هم مدنظر قرار داده اند براى اين بخش از ماجرا چه برنامه اى داريد
سرمايه گذار به تسهيلات نگاه مى كند، در اين منطقه معافيت ۱۵ ساله مالياتى وجود دارد. بعد از ۱۵ سال ممكن است بازهم تمديد شود كه يكبار هم تمديد شد. ورود بدون ويزا براى خارجى ها هم امكان خوبى است ورود كالا و ماشين آلات بدون عوارض گمركى است، عوارض گمركى براى واردات كالاهاى مصرفى بسيار اندك است. صادرات آسان است، بويژه صادرات بومى.
يعنى مناطق آزاد از جمله كيش در بستر مقررات موجود توانايى تبديل شدن به دوبى يا سنگاپور را دارند
ما نمى خواهيم به دوبى تبديل شويم. ما مى خواهيم به منطقه اى خاص خودمان تبديل شويم.
من سؤالم را اصلاح مى كنم. فكر مى كنيد در بستر مقررات موجود مى توانيد در جذب سرمايه گذارى با دوبى رقابت كنيد
يك سرى ايرانيان خارج از كشور هستند كه دوست دارند به ايران آمده و در اينجا سرمايه گذارى كنند. براى جذب اين ها بايد زمينه سازى كنيم. يك گروه هم سرمايه گذاران خارجى هستند كه بايد زمينه اى فراهم كنيم كه سودشان را در اينجا بيشينه ببينند. سرمايه گذار هر كجا ببيند سرمايه و سودش بر مى گردد، جذب مى شود. طبيعى است كه شرايط اين كار بايد فراهم شود. يكى از اهدافى كه ما در مديريت جديد كيش دنبال مى كنيم، رفع مشكلات سرمايه گذارانى است كه مى خواهند اينجا سرمايه گذارى كنند. سازمان منطقه آزاد كيش در خدمت اين سرمايه گذاران است تا هرگونه نياز آنها را در حد مقدورات تأمين كند.
اراده قوى براى تقويت، قوانين سهل و آسان و تصميم گيرى سريع، در مديريت منطقه آزاد كيش اين سه مؤلفه را در اختيار داريد
به آن شكل كه بايد نه؛ ولى با تلاش بايد اينها را كسب كنيم.
در كدام زمينه كار بيشترى لازم است
يك ذهنيتى الآن در جمعيت كشورمان وجود دارد كه بايد تلاش كنيم زدوده شود و آن اين كه اينجا جاى هر كس نيست، اينجا جاى آدم هاى مقيد نيست. حالا اين كه اينجا در گذشته چه بوده، كارى نداريم، اما مى خواهم بگويم الآن شرايط محيطى اينجا بهتر از تهران است.از نظر تقيد، امنيت و خيلى موارد ديگر. اينجا خانه ها ديوار ندارند، سرقت معنا ندارد، نزاع خيابانى وجود ندارد، اگر كسى دعوا كند، از منطقه اخراج مى شود. اينجا فساد علنى وجود ندارد. تصوراتى كه در ذهن برخى ايجاد شده، ممكن است ناشى از ساختارشكنى هايى باشد كه در يك دوره اى در اينجا انجام مى شده است، اما الآن وجود ندارد.مواردى هم كه گفتيد قابل دسترس است، غير ممكن نيست.
در مورد كدام ها بيشتر گير داريد
ما اينجا با دو رويكرد بايد كار را پيش ببريم. يكى رويكرد موقت و كوتاه مدت است كه عمدتاً بايد براى تسهيل در تصميم گيرى ها و گرفتن مصوباتى كه نياز داريم، تلاش كنيم. مقررات مورد نياز مناطق آزاد عمدتاً توسط هيأت دولت به تصويب مى رسد و ما درخواست كرده ايم طبق اصل ۱۲۷ و ۱۳۸ قانون اساسى، اختيارات هيأت دولت به هيأت كوچكترى از وزرا تفويض شود تا نيازمندى هاى مصوباتى ما را تأمين كنند.
اين درخواست را كى مطرح كرديد
قبل از ورودم به اينجا.
با خود رئيس جمهور آيا اين جزو شروط شما براى پذيرش اين پست بود
بله، همين طور است.
در اين هيأت كدام وزرا عضو خواهند بود
ما پيشنهاد كرده ايم با حضور سه تن از وزرا باشد.
رويكرد دائم هم اين است كه سر فرصت معين، يك بازنگرى روى قانون مناطق آزاد انجام شود تا اين سهولت را بيشتر پشتيبانى كند. اين البته نياز به كار دارد و ما پيشنهاد بازنگرى را ارائه داده ايم.
سرمايه گذاران كى مى توانند دستاوردهاى حضور شما در كيش را ببينند
من تازه سه روز است آمده ام، كمى تأمل كنيد، ان شاء الله مى بينيد.
البته اين طور كه شما گفتيد، قفل هاى مناطق آزاد زياد شد.
اما اينجا اصلاً قفل ندارد. همه قفل ها باز است.
پس كليد مديريت شما به چه درد مى خورد
با آن قفل هاى قانونى را باز مى كنيم.