|
گفت وگو با «اميرهادى كامكار» دارنده مدال طلاى المپياد شيمى كشورى
|
|
|
|
|
|
خاطرات شيرين
|
|
|
|
زمزمه
|
|
|
|
رژيم
|
|
|
|
جرقه
|
|
|
|
|
گفت وگو با «اميرهادى كامكار» دارنده مدال طلاى المپياد شيمى كشورى
حل مسائل سخت را دوست دارم
|
|
|
مريم مصطفوى
برگردن خيلى از دانش آموزان مدال مى آويزند اما خيلى پيش از آن، اين طلا را آنها خود بر پيشانى خود نصب كرده اند.«اميرهادى كامكار» هم از اين قضيه استثنا نيست. از كودكى دوست داشته با مسئله اى سخت روبه رو شود تا كارزارش را آغاز كند و آن قدر بر سر اين مسئله كنكاش مى كند تا حل شود.هر چند كه در المپياد جهانى ۸۶ درست روز قبل از امتحان هنگام واليبال پايش شكست و به اصطلاح بد آورد اما باز هم دوست دارد در المپيادى جهانى شركت كند تا دوباره به فرآيند «حل مسئله» وارد شود. او يك المپيادى است. او سال اول داروسازى را در دانشگاه تهران مى گذراند.
* بدون كنكور وارد دانشگاه شديد بله! * يعنى بين المپياد و كنكور يكى را انتخاب كرديد بله! البته بدم نمى آمد كنكور بدهم! ولى المپياد باعث مى شود آدم فكرش باز شود. وقتى قرار است ۱۸۰ دقيقه روى يك مسئله فكر كنى به زمينه اطلاعات گسترده اى نياز دارى و به فكرى كه بتواند از پس مسائل سخت بربيايد. ولى خب! كنكور حفظى تر است و جنبه حل مسئله اش كمتر. * يعنى يك المپيادى نياز به دروس دبيرستان ندارد سال پيش دانشگاهى سر كلاس نمى رويم ولى خب! دائم در حال مطالعه هستيم و اطلاعات و قدرت فكرمان از سطح دبيرستان بالاتر مى رود، ما در سال پيش دانشگاهى فقط امتحان مى دهيم و وقتى با رتبه هاى اول تا سوم كنكور مقايسه كنيد مى بينيد سطح دانشجويان المپيادى از نظر علمى بالاتر است؛ با اين كه يك سال هم در كلاس مدرسه شركت نكرده اند. به نظرم مى ارزد چون سيستم فكر كردن را در المپياد ياد مى گيريم. * كدام مدرسه مى رفتيد و چند نفر از بچه هاى تيم جهانى از مدرسه شما بودند از دبيرستان ما، فقط من بودم ولى در تيم شيمى چهار نفره، دو نفر از علامه حلى و يك نفر از فرزانگان كرج بود. * بين شما و دبيرستان هاى ديگر عضو تيم، رقابت هم بود نه! * معلمان شيمى چقدر در كشش شما به سمت المپياد مؤثر بودند تأثير نسبى داشتند؛ من خودم خيلى علاقه مند بودم. قبل از المپياد، خانواده ام مخالف بودند چون مى گفتند تابستانى را كه بايد براى كنكور آماده شوى از دست مى دهى و اگر در المپياد هم رتبه نياورى، آن را هم از دست داده اى اما معلم زيست شناسى ما با مدال نقره كشورى و يكى ديگر از معلمين با مدال هاى طلاى كشورى و نقره جهانى در اين تصميم گيرى مؤثر بودند. * چرا بين المپياد فيزيك (كه دوست داشتيد) و شيمى، شيمى را انتخاب كرديد شيمى در كنكور براى رشته تجربى ضريب سه دارد اما فيزيك ضريب دو و من فكر كردم اگر حتى در المپياد رتبه نياورم براى موفقيت در كنكورم مفيدتر است. * چند درصد احتمال مى داديد طلا نگيريد چون قبلاً در المپياد آزمايشى بسيج شركت كرده بودم و البته در اين امتحان بهترين بچه ها شركت مى كنند (از نظر علمى) و من در آن جا رتبه اول بودم خب خيلى احتمال اين كه طلا بگيرم زياد بود. بيشتر از ۹۰ درصد. * اگر برخلاف انتظار رتبه نمى آورديد چه كار مى كرديد اولش خيلى ناراحت مى شدم. كاش بوديد مى ديديد كه بچه ها وقتى مى ديدند رتبه نياورده اند چه عكس العمل هايى نشان مى دادند. بعضى ها گريه مى كردند. * واقعاً پسرها بله، بياييد ببينيد چه گريه اى مى كنند. * درباره خودتان نگفتيد. وقتى خيلى ناراحت باشم، تنهايى را ترجيح مى دهم. * شخصيت تان بيشتر برونگراست يا درونگرا آدم آرامى نيستم. * ورزشكار چطور نه زياد، فقط شطرنج را دوست دارم. * درست است كه آدم يا در علم پيشرفت مى كند يا هنر يا ورزش نه! درست نيست. تك بعدى بودن آدم درست نيست اما آدم ممكن است اگر بخواهد رشته اى را حرفه اى دنبال كند در بقيه رشته ها موفق نشود. * اگر داروسازى نمى خوانديد، دوست داشتيد چه كاره شويد فيزيك را خيلى دوست داشتم. الان هم شيمى- فيزيك را دوست دارم. * مسئله اى كه در حال حاضر مى خواهيد حل كنيد چيست ببينيد اساتيد بيوشيمى روى مسائل ترموديناميك آن خيلى كار نمى كنند، يعنى بحث انرژى در بيوشيمى. بيشتر بيوشيمى را از ديد پزشكى تدريس مى كنند. من مسائل ترموديناميك بيوشيمى يعنى شاخه شيمى- فيزيك را در رشته شيمى دوست دارم حل كنم. در ادامه داروسازى هم دوست دارم به فرمول هاى تازه اى از داروها برسم. * يك المپيادى بايد پولدار باشد (مى خندد) خيلى ها دانشگاه را رها مى كنند و در كار تجارت مى افتند. * اگر مدرسه دولتى مى رفتيد هم رتبه مى آورديد نمى دانم! فقط مى گويم مدرسه در كار من مؤثر نبوده است.
|
|
|
|
|
۲جنس و ۸ تفاوت
|
|
|
پوريا كبيرى دخترها و پسرها از همان كودكى تفاوت هاى خود را بروز مى دهند. اين تفاوت ها مربوط به رفتارها و علايق آنها مى شود. * ناراحتى: پسرها موقع عصبانى شدن پرخاشگرى مى كنند، آنها شروع به لگد زدن، ضربه زدن و فرياد زدن كرده و با اين رفتارها مخالفت خود را نشان مى دهند. دخترها در اين مواقع قهر و گريه كرده يا با كلمات و جملات، اعتراض شان را بيان مى كنند. * استقلال: دخترها زودتر از پسرها استقلال و بى نيازى شان را نسبت به ديگران نشان مى دهند و كارهاى شخصى شان را زودتر انجام مى دهند ولى پسرها تنبل تر بوده و وابسته تر هستند. * ماجراجويى: پسرها ماجراجوتر هستند به همين علت در انجام كارها با ريسك بالاترى اقدام مى كنند ولى دخترها محتاط تر هستند. * همكارى: براى شركت در كارهاى گروهى، دخترها سريع تر وارد ميدان مى شوند. آنها به سرعت خود را با محيط اطراف و اطرافيان خود مطابقت مى دهند و شروع به همكارى مى كنند. * بازى: پسرها بازى هاى پرجست وخيز و پرزد و خورد را دوست دارند. آنها دوست دارند بازى هايى را انتخاب كنند كه مربوط به خارج از خانه باشد ولى دخترها بازى هاى آرام و بى سر و صدا را بيشتر دوست دارند. * لباس: دخترها لباس هاى صورتى و زرد و قرمز را بيشتر دوست دارند ولى پسرها علاقه شان به رنگ هاى آبى و سرمه اى و سبز معطوف است. * ذات: ذات دخترها و پسرها با هم تفاوت دارد و به همين علت است كه در برخورد با رويدادها به صورت متفاوتى عمل مى كنند. حتى در دوران باردارى هم ترشح هورمون ها متفاوت است و وقتى مادرى فرزند پسر باردار است ترشح هورمون تستسترون بيشتر است. * تربيت: واكنش هاى تربيتى والدين در برابر فرزندان دختر و پسر با هم فرق دارد. حتى هدايايى كه موقع تولد يا مناسبت هاى ويژه توسط والدين خريده مى شود، نشانگر بحث جنسيتى آنان است.
|
|
|
|
|
خاطرات شيرين
لبيك
|
|
|
آناهيتا خيرگويان
مولود موحدى - ۳۵ ساله - كارمند لباس هاى سفيد احرام را برتن كرديم، لابى هتل ميزبان مهمان هاى او بود. همه يكرنگ، همه يك دل شده بودند، همه به سوى مركز عشق مى رفتيم. همه به سوى خانه دل ها مى رفتيم، با كاروان عشق همراه شديم. لبيك اللهم لبيك،لبيك لا شريك لك لبيك،انّ عند الحمد و النعمت لك والملك... يك بار نه، هزاران بار اين سرود را، يك دل و يك زبان تكرار كرديم. دلهره و دلشوره رفتن به مهمانى خانه معشوق يك لحظه ما را به خود رها نمى كرد، آيا پذيرفته خواهيم شد آيا او پذيراى ما خواهد بود چه سوغاتى براى معشوق ببرم تا قبول كند، كم كم به خانه اش نزديك شديم، دست در دست هم داديم تا خوشحالى دل هايمان را با معشوق تقسيم كنيم. خدايا! سلام! بالاخره به خانه ات رسيديم، چه خانه اى، چه ضيافتى، چه شكوهى، هفت دور گشتن دورخانه ات كم است، چقدر بگردم تا دلم راضى شود، دل من از ديدن تو هيچ وقت سير نخواهد شد، در آن خانه باشكوه انگارى همه هستند و هيچ كس نيست جز تو، جز تو و من، آرزوهايم، خواسته هايم، خواسته هاى ديگران از تو، معبود من، باز من را به خانه ات دعوت كن، باز من را به درگاهت بپذير، خدايا همه آنهايى را كه دوستت دارند و دوست دارند به اين خانه زيبا، كنار چشمه آب شفادهنده ات بيايند بپذير.چه زيباست از تو گفتن از تو شنيدن، هر چقدر گويم كم است.
|
|
|
|
|
زمزمه
كاش فراموشكار نبودم
مونا كربلايى
خدايا! از خودم گله دارم دعاهايم، نيازهايم، همه چيز خيلى زود از خاطرم مى روند نمى دانم چرا يادم نمى ماند آنچه امروز در دستم است، دعاى ديروزم بود. چرا از خاطرم مى رود زندگى ام دائم در حال تغيير است و اگر داشته هايم را شكر نكنم ممكن است فردا در دستم نباشند. پروردگارم! تو يارى ام كن اينقدر فراموشكار نباشم و به چشم برهم زدنى زبان به گلايه نداشتن ها نگشايم و كمى شاكرتر باشم.
|
|
|
|
|
رژيم
كنترل قندخون
|
|
|
سارا صولتى
كاهش قندخون موجب لرز، ضعف جسمانى، غش، سردرد و عدم تمركز مى شود. بهترين روش براى تشخيص آن آزمايش خون است زيرا علائم بالا مى تواند ناشى از ابتلا به بيمارى هاى ديگر مانند اضطراب نيز باشد. * علت پيدايش بيمارى ميزان قند موجود در خون افراد با مصرف موادغذايى شيرين افزايش مى يابد و با ترشح هورمون انسولين از غدد پانكراس، سلول ها گلوكز را از خون جذب مى كنند. در افرادى كه به اين بيمارى مبتلا مى شوند ميزان ترشح انسولين زياد بوده و اين امر باعث جذب سريع گلوكز توسط سلول ها و در نتيجه افت شديد ميزان قندخون مى شود. * درمان مصرف موادغذايى غنى از كربوهيدرات ها و موادغذايى با فيبر بالا باعث جذب كمتر قندخون توسط سلول ها مى شود بنابراين مصرف آنها توصيه مى شود. همچنين قند فروكتوز موجود در ميوه ها بهترين جايگزين گلوكز است زيرا براى جذب فروكتوز نيازى به ترشح هورمون انسولين نيست. پرهيز از مصرف شيرينى جات، نوشابه هاى گازدار و آب ميوه هاى صنعتى در پيشگيرى از اين بيمارى بسيار مفيد است.افزايش تعداد وعده هاى غذايى به تثبيت ميزان قندخون و جلوگيرى از كاهش شديد آن كمك مى كند. * يك رژيم ساده صبحانه: يك فنجان سوپ جو يك قطعه نان گندم يك عدد ميوه ميان وعده: يك قطعه نان گندم ۱۰۰ گرم هويج و كرفس ناهار: سالاد (با سبزيجاتى مانند كلم، هويج، كاهو) برنج و يا ماكارونى، لوبيا، يك قطعه نان گندم، يك عدد ميوه ميان وعده:يك عدد ميوه شام: سيب زمينى پخته شده سبزيجات پخته شده مانند اسفناج و ذرت / ميوه
|
|
|
|
|
جرقه
تاريخ انگشت نگارى
زينب سادات محسنى
ارتباط بين اشخاص و آثار انگشتان آنها در قرن ۱۹ مورد توجه قرار گرفت، در آن زمان با استفاده از برخى پودرها، اين اثرات را واضح تر مى كردند. آغاز انگشت نگارى مدرن به سال ۱۸۸۰ برمى گردد، هنگامى كه يك مجله علمى انگليسى، گفته «هنرى فولدز» و «ويليام جيمز» را مبنى بر اين كه اثر انگشت هر فرد منحصر به فرد است، به چاپ رساند. مشاهدات آنها توسط يك دانشمند انگليسى به نام «سرفرانسيس گالتون» به تأييد رسيد. او اولين سيستم را براى اثرات انگشت با دسته بندى آنها به الگوهايى از نظر خميدگى، حلقه و پيچ طراحى كرد. سيستم گالتون بعدها توسط يك مأمور عالى رتبه پليس به نام «سرادوارد.آر.هنرى» تكميل شد. سيستم انگشت نگارى گالتون - هنرى در ژوئن سال ۱۹۰۰ منتشر و در سال ۱۹۰۱ رسماً به اداره پليس معرفى شد. اين روش تا امروزه، پركاربردترين روش انگشت نگارى به شمار مى رود.
|
|
|
|