پروانه توكلى
از ۲۸ ارديبهشت تا ۹ خرداد ماه شاهد برپايى نمايشگاه بزرگ نقاشى انجمن نقاشان ايران در خانه هنرمندان بوديم. در اين نمايشگاه كه به منظور عرضه و فروش آغاز به كار كرد، آثارى از پرويز كلانترى، على اسفنديارى، هانيبال الخاص، بابك اطمينانى، مهدى حسينى، حسين خسروجردى، كورش شيشه گران، محمد معمارزاده، فريده لاشايى، بهرام دبيرى، ايرج زند، مانى پتگر، حسين محجوبى و... شركت داشتند. آثار ياد شده در نگارخانه مميز، ميرميران، انتظامى و نامى اين مركز هنرى به روى ديوارها رفت و دست اندركاران و فعالان آن علاوه بر آن كه به چشمگير بودن استقبال هنرمندان و اهالى هنر از چنين حركت هايى اشاره دارند، تنوع آثار، حضور گروه هاى جوانتر و نيز تأمين نسبى خواسته ها و انگيزه هاى انجمن را از ديگر نكات مثبت آن بر مى شمارند.
آنچه در پى مى آيد، گزارش مختصرى از ارزيابى تعدادى از هنرمندان در خصوص لزوم به گردش افتادن چرخه اقتصاد هنر در كشور و اثربخشى گردهمايى هاى هنرمندان در رفع نابسامانى هاى متعدد عرصه تجسمى است كه مى خوانيد.
درحالى كه از راهروهاى نسبتاً باريك خانه هنرمندان به نگارخانه ها نزديك مى شوى، به هر طرف كه سر مى چرخانى، در محاصره تابلوهاى نقاشى هستى؛ تابلوهايى كوچك و بزرگ در ابعاد مختلف از نام آشنايان نقاشى و ديگر هنرمندانى كه در انواع و اقسام سبك ها و شيوه هاى نو خلق شده اند. برپايى اين نمايشگاه كه در حقيقت جزو آخرين عملكردهاى هيأت مديره در حال تغيير انجمن نقاشان است و با استقبال خوبى از سوى گروهى از مسئولان، مردم و خريداران آثار هنرى همراه شده است، در جاى خود نشانگر پديد آمدن اتفاق نظرهايى قابل توجه در ساختار جامعه هنرهاى تجسمى است كه شكلى از اتحاد عمل و وحدت رويه هنرمندان در بهبود وضعيت فعلى اين عرصه را به نمايش گذاشته است. «منيژه صحى» نايب رئيس انجمن هنرمندان نقاش ايران در اين باره توضيح مى دهد: «از ۲۸ ارديبهشت اين نمايشگاه در پنج گالرى خانه هنرمندان برپا شد كه حاوى ۱۸۰ اثر هنرمندان عضو انجمن است.» او در ادامه مى گويد: «دوره سوم هيأت مديره انجمن رو به پايان است و انجمن تصميم گرفت اين نمايشگاه بزرگ را برگزار كند كه در آن غير از نمايش آثار براى فروش آنها نيز اقدام شده. آذرماه سال گذشته نيز چنين نمايشگاهى در گالرى هنرهاى زيباى سعدآباد برگزار شد و ۷۰۰ اثر روى ديوارها رفت.» صحى مى افزايد: «يكى از خواسته هاى مهم اين نمايشگاه تأمين بودجه اى براى تهيه ساختمان انجمن نقاشان بود كه خوشبختانه تا به حال هم از بازديدكنندگان و هم از ميزان فروش راضى هستيم.»
نايب رئيس انجمن نقاشان در پاسخ به سؤالى در خصوص كيفيت هنرى نمايشگاه مى گويد: «اكثر پيشكسوتان معتقد بودند كه نمايشگاه خوب است و از كيفيت بالايى برخوردار است. ما خوشحاليم كه بيشتر اعضا خواستند در اين حركت مؤثر باشند.»
موضوع فعاليت مستمر در فروش آثار هنرى در مراكز دولتى و غيردولتى معتبر ضمن بالا بردن ميزان ارزش آنها در داخل نوعى اقتصاد درمانى را براى جامعه هنرى به دنبال خواهد داشت. «بابك اطمينانى» در اين باره از جدى گرفتن توليد و عرضه هنرى به عنوان شغل و منبع درآمدى براى جوانان و هنرمندان سخن به ميان مى آورد: «مسئله مهمتر اين نمايشگاه ايجاد مكانى براى فروش است و مانند بازارى كه دارد كارش را انجام مى دهد عمل مى كند. اين در حالى است كه جنبه هاى هنرى آن در وهله دوم توجه قرار مى گيرد اين موضوع از آن جهت كه موقعيت مالى انجمن را تغيير داده داراى اهميت بوده و البته دستاورد ديگرش به خودباورى رسيدن اعضا و جوانان هنرمند است و تا حدودى دستيابى به اين خواسته كه از طريق نقاشى هم مى توان زندگى كرد. به همين خاطر من اين را واقعاً مثبت مى بينم.» اين نقاش معاصر در پاسخ به اين سؤال كه چه پيشنهادى براى مؤثرتر برپا شدن چنين نمايشگاهى داريد، اينگونه مى گويد: «اين نمايشگاه ها مى توانند در صورت بيشتر شدن متقاضى هر فصل برگزار شوند. البته من در هر حال حساب آنها را از نمايشگاه هايى كه آثار هنرمندان در نوعى فضاى حرفه اى ديده مى شود و نمايشگر نگاه هنرى و جنبه هاى هنرى كارهاست، جدا مى كنم.» اطمينانى درباره مبادله كالا در بخش هنر با بخش هاى ديگر به مواردى نظر دارد و آنها را اينگونه مطرح مى كند: «در ايران از شأن والاى هنر و هنرمند زياد گفته مى شود، ولى هنر و هنرمند اين جايگاه والا را به دست نياورده و آن را درك نكرده است. آنچه كه از نمايشگاه اخير در اين باره مى توان گفت آن است كه در نحوه برخورد هنگام رد و بدل شدن كالاى هنرى دقت شود چراكه غير از خدشه دار شدن روحيه حساس هنرمند، بايد گفت كه هنر و هنرمند آبروى تاريخى يك ملت را مى خرند و هم ايجاد مى كنند و در درازمدت نام يك كشور را زنده نگه مى دارند. درخارج از ايران هنرمندان با افتخار سرشان را بالا مى گيرند و اين نتيجه برخوردى است كه از طرف صاحبان پول و قدرت با آنها مى شود. در حالى كه در ايران هنر در بين خانواده ها هنوز نه براى كسى آب مى شود و نه نان»!
«حسين خسروجردى»، نقاش معاصر، نيز در گفته هايش به چگونگى فعال شدن اقتصاد هنر از جنبه هاى مختلف اشاره مى كند: «خريد كالاى هنرى به معناى توسعه فرهنگ و اقتصاد هنرى است. در حالى كه اقتصاد هنر يا اصولاً اقتصاد فرهنگى ما بسيار ضعيف است. در حقيقت اقتصادى براى توسعه فرهنگ وجود ندارد و باور مطلق اين است كه بودجه هاى فرهنگى نسبت به بودجه هاى ديگر در سطح پايين ترى قرار دارد.»
اين هنرمند معاصر كه با نگرانى از اوضاع هنر در داخل ايران حرف مى زند، هنر بين المللى را نيازمند ويژگى ها و مختصات هنر ايران قلمداد مى كند و معتقد است كه تنها روزنه اى كه مى تواند چرخه اقتصاد هنر را فعال كند برپايى نمايشگاه هاى فروش در داخل كشور است: «من از قول بسيارى از هنرمندان و خريداران مى گويم كه امروز كسى كه كار را مى فروشد، برنده نيست، برنده واقعى خريدار است. چون چرخ اقتصاد هنر بين المللى را گردش اقتصاد هنر ايران فعال مى كند و جاى اين كالاى فرهنگى و اين نگرش كه شاخصه فرهنگ معاصر ايران است، در جامعه فرهنگ سازى جهانى خالى است و چيزى كه هنرمندان ايرانى به آن اشاره دارند مى تواند خلأهاى فرهنگى را در هنر معاصر جهان پر كند.» خسروجردى با گوشزدكردن عواقب بى تفاوتى ها نسبت به هنرهاى تجسمى و ترسيم دورنمايى از آينده اى كه شايد چندان خوشايند نباشد، مى گويد: «اگر عرصه داخلى نگاهش را به اين موضوع منعطف نكند، به آن معنى است كه ما داريم تأسف بارترين دوره را رقم مى زنيم. البته ما از اين كه دولت كنار بيشتر ارزش آفرينى هاى هنرى مى ايستد و از آنها حمايت مى كند، خوشحاليم و ناراحت نيستيم ولى خواسته مان اين است كه آثار هنرى بيشتر در و ديوارهاى عمومى را پر كند تا خصوصى! چرا كه براى توسعه زيرساخت هاى كشور بايد نمونه هاى بارز در فضاهايى قرار بگيرند كه بتوانند براى نيازهاى فرهنگى در زندگى روزمره جايى باز كنند». او مى افزايد: «خريدارانى كه ما به آنها با احترام نگاه مى كنيم توسعه دهنده هاى اصلى نيستند، آنها با لطفى كه در حق مملكت مى كنند و اعتنا دارند،
|
|
|
مى توانند شعاع كمى را ايجاد كنند و اين كافى نيست. من بارها اشاره كرده ام كه تحولات جدى ابتدا از هنرهاى تجسمى شروع مى شود، ولى در ايران نگاه مديريت فرهنگى به امور فرهنگ با توجه به آنكه پتانسيل بسيار بالايى دارد، خيلى جدى نيست. تا جايى كه ممكن است در تاريخ فرهنگ معاصر جهان كم كارى ثبت شود و اين براى اعتبار فرهنگى نظام جمهورى اسلامى خوشايند نيست و در صورت دير جنبيدن اين مقطع تاريخى را به عنوان دوره بى تفاوتى نسبت به فرهنگ و هنرهاى معاصر جديد بايد به تاريخ سپرد.»
با جمع بستن همه اميدها و خوشحالى ها كنار نگرانى ها و هشدارها، شايد به برآيند مطلوبى در شيوه نگاه كردن به وجوه مختلف جامعه تجسمى دست يابيم، برآيندى كه با وجود ضعف ها به قوت ها نيز نظر دارد و با ناديده نگرفتن قوت ها به جبران نقص ها مى انديشد.