|
گفت وگوى اينترنتى «ايران» با دكتر «هيو كاسفيلد» فوق تخصص روانپزشكى كودك در استراليا
|
|
|
|
|
|
اشاره
|
|
|
|
جرقه
|
|
|
|
تازه ها
|
|
|
|
زمزمه
|
|
|
|
ايده
|
|
|
|
خاطرات قديمى ها
|
|
|
|
دستپخت
|
|
|
|
|
گفت وگوى اينترنتى «ايران» با دكتر «هيو كاسفيلد» فوق تخصص روانپزشكى كودك در استراليا
تصوير عشق در قاب كودكى
|
|
|
مونا كربلايى پرورش احساس عشق و محبت در كودكان و هدايت آنها به سوى مبدل شدن به انسانى كه نيازهاى عاطفى خود و ديگران را به درستى بشناسد، جزو خطيرترين وظايف والدين است. در كانون خانواده است كه يك كودك مى آموزد چگونه دوست بدارد و اگر اين آموزش به شكل صحيح صورت بگيرد، آمار مجرمانى كه به علت برخوردار نشدن از محبت در خردسالى، دچار اختلالات حاد روانى شده و دست به جرم و جنايت مى زنند، در جوامع كاهش چشمگيرى پيدا مى كند. بر همين اساس، گفت وگوى مستقيمى با دكتر «هيو كاسفيلد» فوق تخصص روانپزشكى كودك در استراليا صورت گرفت تا بار ديگر اهميت آموزش ابراز صحيح احساسات به كودك، به خانواده ها يادآورى شود.
از ديد شما عشق براى يك كودك به چه معناست در حقيقت معنا، شدت و درصد بلوغ عشق ارتباط مستقيم با سن فرد و جايگاه اجتماعى او دارد. براى يك نوزاد و يك كودك خردسال، عشق به شكل لبخند والدين و اداى واكنش در برابر حركات و حمايت آنهاست. يك كودك در سنين مدرسه، عشق را به صورت انتخاب يك فرد به عنوان دوست صميمى و شريك كردن او در علايق خود نشان مى دهد. در سنين نوجوانى اين احساس با انتخاب يك چهره معروف فرهنگى يا ورزشى به عنوان قهرمان و شبيه سازى حركات او بروز مى يابد. يك جوان عشق را به صورت انتخاب فردى با ويژگى هاى خاص براى ازدواج و همراهى با وى به عنوان شريك زندگى ابراز مى كند و براى يك فرد متأهل كه در ميانسالى به سر مى برد، عشق به معناى تقسيم احساسات، نه تنها با همسر، بلكه با فرزندان و حمايت از آنها و برآورده كردن نيازهاى زندگى شان است. به همين خاطر همواره بايد در تعريف عشق، سن فرد و نيازهاى او را نيز در نظر گرفت. حس دوست داشتن و دوست داشته شدن، چگونه از والدين به كودكان منتقل مى شود در جريان يك زندگى خانوادگى، به علت تماس دائم كودك با والدين، وى شروع به شبيه سازى رفتار آنها مى كند. اگر وى در خانواده اى قرار داشته باشد كه اعضاى آن براى يكديگر احترام قائلند و محبتشان به يكديگر را به راحتى ابراز مى كنند، كودك مى آموزد كه بدون ترس احساسات خود را به شكل مثبت بروز دهد و آنها را مخفى نكند. اما خانواده هاى پرتنش كه در آنها زوجين نسبت به يكديگر و احساساتشان بى تفاوت و حتى گاهى خشن برخورد مى كنند، كودك نمى تواند درك صحيحى از عشق داشته باشد. وى در چنين خانواده اى مى آموزد تا احساسات خود را بيان نكند و در آينده زمانى كه وارد اجتماع شد، به دنبال عشق مى گردد تا نياز به دوست داشتن و دوست داشته شدن را در اين خانواده بزرگتر تجربه كند. اما بايد به ياد داشت چنين افرادى اغلب توانايى تشخيص عشق صحيح و سالم را نداشته و درگير موقعيت هاى نادرست مى شوند. چگونه مى توان عشق را به شكل صحيح به كودك آموخت به يقين مى توانم بگويم اولين قدم آموزش عشق به كودك، آموزش اعتماد به نفس و احترام به خود است. اگر كودك، خود را به شكل صحيح دوست نداشته باشد و شخصيت وابسته اى نيز كسب كند، هرگز نمى تواند عشق را از سوى ديگران پذيرا باشد و در مقابل آن ابراز كند. والدين بايد قادر باشند به كودك خود بياموزند كه هر فرد به عنوان يك انسان شخصيت مستقل و ممتازى دارد و لايق دوست داشته شدن است. دومين قدم آشنا كردن با حقوق فردى و نيازهاى شخصى اش است. كودكى كه درك درستى از نيازها و حقوق خود ندارد، قادر نيست راه حلى براى برآورده كردن آنها بيابد. پس به اطرافيان وابسته مى شود و در آينده نيز نمى تواند بين عشق و وابستگى تفاوتى قائل شود. گام بعدى در آموزش عشق به كودك سيراب كردن نيازهاى عاطفى و توجه داشتن به اوست. اين قدم اگر درست برداشته شود فردى سالم، عارى از هر گونه كمبود عاطفى از خانه وارد جامعه مى شود اما اگر اين دوست داشتن و توجه، بيش از حد و به شكل نادرست ابراز شود، فرد مبدل به شخصيتى مى شود كه از همه انتظار توجه دائمى دارد و براساس آموخته هاى زمان كودكى، نيازى به ابراز احساسات در خود نمى بيند زيرا والدين اين جريان احساسى را براى او روشن نكرده و جايگاه هر شخص در روابط متقابل را به او آموزش نداده اند. گام آخر در آموزش عشق به كودك، از نظر شما كدام است ابراز احساس كودكان را جدى بگيريد. از محبت آنها قدردانى كنيد و نشان دهيد چقدر از اين احساس وى خرسند هستيد. كودكى كه از سنين خردسالى شاهد بازخورد مثبت عاطفى از سوى اطرافيان خود است، چنين ديدى را نيز در زمان بزرگسالى و بلوغ از ياد نمى برد و قادر خواهد بود تا در اطراف خود عشق سالم را از احساسات نادرست تشخيص دهد. مهمترين اثر تربيت عاطفى كودكان همين است! لطفاً درخصوص تأثير اين نوع تربيت فرزند در جامعه نيز توضيح دهيد زمانى كه شخص در خانواده خود محبت كردن را به عنوان ركن اساسى رفتار با سايرين آموخت، قطعاً در جامعه در هر موقعيتى كه قرار بگيرد، رفتارى غير از اين نيز با اطرافيان خود نخواهد داشت. در نتيجه در محيطى كه چنين فردى مشغول فعاليت باشد، تنش، برخوردهاى خشن و پايمال كردن حقوق شخصى افراد تا حد زيادى كاهش مى يابد. حال تصور كنيد ۵۰ درصد افراد اجتماع چنين رويه اى در زندگى خود داشته باشند، آيا جرم و خلاف در چنين اجتماعى مى تواند دوام داشته باشد پس به راحتى مى توان نتيجه گرفت آموزش عشق به يك كودك خردسال، به مراتب تأثيرى فراتر از محيط كوچك خانواده دارد. اگر به آينده اجتماع خود علاقه مند هستيم، در تربيت فرزندانمان اهمال نورزيم!
|
|
|
|
|
سرنوشت دختران افغان
|
|
|
مريم بهريان دختران كوچك افغان، زمانيكه چشمان زيبايشان براى اولين بار به جهان هستى گشوده مى شود، نمى دانند چه سرنوشتى در انتظار آنها است. دخترك با چشمانى همرنگ روسرى كه بر سر دارد، ملتمسانه به مادر نگاه مى كند ولى جرأت اعتراض ندارد. زيرا مى داند چترى نيست كه او را حمايت كند و بايد به سرنوشتى كه براى او مقدر شده است، به اجبار تن دردهد. صنم دختر كوچك سه ساله اى كه حتى شمردن هم بلد نيست با تعجب به لباس سفيدى كه بر تن دارد مى نگرد. دستان كوچكش سنگينى دستان ديگرى را حس مى كند. در اين خاله بازى اجبارى ، عمه صنم، دختر كوچك برادرش را به خانه مى برد تا او را در آينده اى نه چندان دور به عقد پسرش دربياورد. در شمال افغانستان دختران كوچك ۹ ساله به ازاى اندكى غذا و پول به عقد مردان مسن درمى آيند. يكى از زنان افغان به نام فوزيه كوفى اعتراف مى كند هلهله ها و كلكله ها شادى مراسم عروسى نيست، بلكه تنها موسيقى متن خريد و فروش دخترك ها است. ازدواج دختر بچه ۱۰ ساله افغانى در ازاى يك كيسه گندم و دو عدد گاو با مردى ۳۰ ساله در روستاى بدخشان صورت گرفت. جنگ ها و فقر بيش از حد مردم افغانستان، به ويژه «روستاى بدخشان» باعث شده است والدين، شوهر دادن دخترهايشان را تنها راه حل مشكلات بدانند. اكثر دختران بدخشان فرزندان خود را در ۱۵ سالگى به دنيا مى آورند و درصد مرگ و ميرهاى هنگام زايمان هر روز افزايش پيدا مى كند. بى بى، نام دختر زيباى چهارده ساله ديگرى است كه ظاهراً شجاع تر از ديگران است، او به امامزاده اى در دهكده شمال افغانستان پناه مى برد تا جان خود را نجات دهد. پدرش او را به مرگ تهديد كرده بود. پدر بى بى مقدمات ازدواج او را با مردى شصت ساله در ازاى گرفتن هفت هزار دلار فراهم كرده بود كه بى بى با كمك برادرش نعيم فرار مى كند. پدر بى بى از پليس تقاضاى كمك مى كند، تا او را پيدا كرده و وادار به ازدواج كند. مادر بى بى هم كه سال ها قبل به زور به عقد همسرش در آمده با اين كه احساس دخترش را مى داند ولى چاره اى جز حمايت كردن از شوهر ندارد. ۶۰ تا ۸۰ درصد از ازدواج ها، برخلاف قوانين حقوق زنان در افغانستان، به صورت اجبارى برگزار مى شود. در بسيارى از شهرها زنان مانند املاك شخصى پدران و شوهرانشان به حساب مى آيند. طلاق در ميان خانواده هاى افغانى شوم است. زنان مى دانند زندگى سياه ترى بعد از طلاق ،انتظار آنها را مى كشد. در صورت طلاق ، زنان هيچ سهمى از اموال شوهر نمى برند. همچنين تلاش براى به دست آوردن حضانت فرزند بى نتيجه است. چندى پيش زن ۲۴ ساله افغانى كه چهره اش در زير چادر مخفى شده بود، در دادگاه كابل درخواست طلاق كرده بود. قاضى دلايل دادخواست او را براى طلاق كافى ندانست و حكم به ادامه زندگى با مردى كه ۱۰ سال او را كتك مى زد، داد. كاسه صبر زن جوان زمانى لبريز شده بود كه شوهرش او را ساعت ها با يك تكه چوب كتك زده بود، چون اين زن پس از چند روز گرسنگى ، تكه اى گوشت از آشپزخانه مادر شوهر بدون اجازه برداشته و مى خواست خود و كودكانش را از مرگ نجات دهد. با توجه به آمار بى شمار ازدواج هاى اجبارى، مرگ و ميرهاى هنگام زايمان و خودكشى ها و خودسوزى هاى دختران جوان ، سرنوشت دختران همسايه چه خواهد شد
|
|
|
|
|
اشاره
كودكان چاق
|
|
|
حميده كريمى كودكانى كه از اضافه وزن رنج مى برند بيشتر از همسالان خود در معرض بيمارى قرار دارند. اين كودكان اغلب در ميان همسالان خود طرد شده و با برخوردهاى سرد روبه رو مى شوند. يك نظرسنجى از كودكان چاق نشان داد آنان: * پنج برابر بيشتر در معرض ابتلا به بيمارى افسردگى قرار مى گيرند. * چهار برابر بيشتر از ديگران احساس تنهايى مى كنند. *سه برابر بيشتر از ديگران درباره آينده خود نگرانند. *دو برابر بيشتر به خود مى گويند به اندازه كافى باهوش نيستند. گاهى كودكان چاق، خود را كودن تصور مى كنند چون نسبت به ديگران زمان بيشترى را صرف كارهاى روزمره مى كنند. آنها آنقدر درباره محل زندگى شان حس بدى دارند كه هنگام انجام مسئوليت هايشان تمركز كافى نداشته و پشت ديوار تنهايى مانده اند. يكى از اين كودكان مى گويد: «چاقى من باعث شد هميشه فكر كنم از ديگران عقب ترم چون كمتر كسى حاضر مى شد با من همبازى باشد، خيلى وقت ها به خوبى مى توانستم ديوارى را كه بالا مى رفت و مرا از ديگران جدا مى ساخت ببينم.» براى از بين بردن اين احساس هاى منفى به چيزى بالاتر از كم كردن وزن نياز داريم. * پنج راه حل بپرسيد كه روزش چگونه بوده است: اگر او درباره خودش چيزى نمى گويد از او درباره كودكان ديگر بپرسيد. از كودكتان بخواهيد درباره دوستانش حرف بزند. اطمينان بدهيد كه توانمند است: كوچكترين توانايى ها و استعدادهاى كودكتان را به او يادآورى كنيد. سعى كنيد صادقانه تحسين كنيد: با تحسين كردن ويژگى هاى مثبت كودكتان، حس اعتماد به نفس را در او افزايش دهيد. در فعاليت هايش سهيم باشيد: گردش به همراه خانواده و بازى هاى گروهى از روش هايى هستند كه بدون ايجاد استرس در كودك زمينه هاى شادى و نشاط او را فراهم مى كند. دوستى ها را تقويت كنيد: كودكتان را تشويق كنيد دوست خود را براى انجام يك فعاليت گروهى به خانه دعوت كند.
|
|
|
|
|
جرقه
تاريخ چسبناك
مرتضى پناهى باستانشناسان در اكتشافات خود آثارى مربوط به چهارهزار سال قبل از ميلاد يافته اند كه كوزه هاى سفالى با چسب هايى از جنس شيره درختان چسبانده شده بودند. در يونان قديم، چسب هايى براى استفاده در نجارى وجود داشته كه مواد تشكيل دهنده آنها عبارت بودند از: سفيده تخم مرغ، خون، استخوان، شير، پنير، سبزيجات و غلات. اما رومى ها ازقير و موم به عنوان چسب استفاده مى كرده اند. در حدود سال ۱۷۵۰ نخستين اختراع چسب در بريتانيا به ثبت رسيد. اين چسب از ماهى تهيه شده بود. به سرعت اختراعات ديگرى در اين زمينه با استفاده از كائوچوى طبيعى، استخوان حيوانات، ماهى، نشاسته، پروتئين شير و... به ثبت رسيدند. چسب هاى فوق العاده قوى، در اصل ماده اى به نام «كيانواكريليك» هستند كه توسط «دكتر هنرى كوور» كشف شدند.چسب هاى حرارتى را پاول كپ (به دليل ناكارآمدى چسب هاى برپايه آب، در شرايط آب و هوايى مربوط) در حدود سال ۱۹۴۰ كشف كرد.
|
|
|
|
|
تازه ها
سالخوردگى شيرين
|
|
|
غزل شگرف سالخوردگى تجربه اى است كه بسيارى از ما را نگران مى كند. به مرور كه سن افراد بالا مى رود، با تغييرات متعددى مواجه مى شوند، براى مثال جسمى ضعيف، استرس هاى بيشتر و بيمارى هاى جدى ترى پيدا مى كنند، فرزندان والدين را ترك مى كنند و عزيزان به مرور از دنيا مى روند و فرد مجبور به ترك كار مورد علاقه اش مى شود. كنار آمدن با اين همه تغيير كار آسانى نيست، اما امكان پذير است. نكات كليدى در پذيرش پديده «بازنشستگى و سالخوردگى» شامل انتخاب شيوه زندگى صحيح، توانايى پذيرش افراد، استحكام روابط فرديمان و تصميم در اميدوار ماندن به زندگى مى شود. به همين جهت، مهم است كه با دقت از اتفاقاتى كه در سالخوردگى رخ مى دهد باخبر شده و نحوه كنار آمدن با آنها را بياموزيم. * راهكارهايى براى كنار آمدن با اين دوره به مرور كه پير مى شويم بدن ما به طور طبيعى تغيير مى كند، ضعيف تر مى شويم، قوه بينايى و شنوايى رو به افول مى رود و به راحتى از عهده مسائل برنمى آييم. واقعيت را بپذيريد. نپذيرفتن تغييرات دوره سالمندى، تنها باعث از بين رفتن لذت زندگى براى شما و اطرافيانتان مى شود. به جاى اين سعى كنيد از عينك، سمعك و يا ساير وسايلى كه باعث مى شود زندگى راحت ترى داشته باشيد استفاده كنيد. به طور منظم به پزشك خانوادگى تان مراجعه كنيد. او مى تواند سر منشأ مشكلات جسمانى را به موقع شناسايى كند و اگر نياز به دارودرمانى داشته باشيد نيز به شما اطلاع مى دهد. از كاه كوه نسازيد. هر انسان سالم و طبيعى، با طول عمر معمولى بالاخره به دوره سالمندى مى رسد و با تغييرات متعدد آن مواجه مى شود. خوشحال باشيد كه پس از طى ساير دوره هاى زندگى، اين مرحله را نيز تجربه مى كنيد. فراموش نكنيد هر انسانى تا آخرين لحظه زندگى اش روى اين سياره، مانند باقى انسان ها حق حيات دارد، پس لذت زندگى كردن را از خود دريغ نكنيد.
|
|
|
|
|
زمزمه
شروع يك روز تازه
فرهاد راد باز هم صبح شد پروردگارا! از اين كه يك بار ديگر مرا لايق حيات دانستى سپاسگزارم. از اينكه فرصت يك شروع مجدد را به من اعطا كردى متشكرم. از تو مى خواهم به من درك و درايتى بيش از پيش ببخشى تا امروز اشتباهات ديروز را تكرار نكنم. فرصت هايى را كه در اختيارم قرار مى دهى، از دست ندهم و از ياد نبرم كه شايد فقط براى امروز، بتوانم عزيزانم را دوست بدارم.
|
|
|
|
|
ايده
دختردارى به شيوه امروزى
|
|
|
فريده احمدى شما فكر مى كنيد بهترين دختر دنيا را داريد. او به سرعت بزرگ مى شود. فكر مى كنيد كه او را به خوبى مى شناسيد ؛ اما تنها يك دقيقه بعد مى بينيد كه او يك انسان كاملاً متفاوت است. زمان هايى را اختصاص دهيد تا شما و او با يكديگر تنها باشيد. زيرا او براى هميشه كودك باقى نمى ماند، بنابراين تا وارد دوره نوجوانى نشده شروع كنيد. * گام اول:زمان هايى را در طول هفته مشخص كنيد و آن را تنها به دخترتان اختصاص دهيد. با او به پياده روى برويد. * گام دوم: در اين زمان سعى كنيد بفهميد اكنون چه چيزى براى او در اولويت اول قرار دارد. رنگ غذا، دوست، بازى ها و اسباب بازى مورد علاقه او چيست دوست دارد وقت خود را چگونه بگذراند سپس سعى كنيد تا كارى را بكنيد كه او دوست دارد زيرا با اين كار به او مى فهمانيد كه چقدر او را دوست داريد. * گام سوم: او را براى كلاس و يا فعاليتى كه دوست دارد ثبت نام كنيد. با او كاردستى مورد علاقه اش را درست كنيد. در كنار او بودن وهمكارى و صحبت كردن راجع به اين موارد به هر دو شما كمك مى كند تا رابطه بسيار خوب و نزديكى با يكديگر داشته باشيد. * گام چهارم: در پايان روزى كه با هم بوده ايد نامه اى به او بنويسيد و بگوييد او چگونه شما را غافلگير كرده و چقدر تحت تأثير حرف ها و رفتارش قرار گرفته و چيزهايى از او ياد گرفته ايد و چرا او را دوست داريد اين نامه ها را در يك پوشه و يا جعبه مخصوص نگهدارى كنيد و بعد ها پس از گذشت زمان به او بدهيدو ببينيد چقدر خوشحال مى شود؛حتى اگر روز بدى را پشت سر گذاشته باشد. * گام پنجم: صحبت كردن و خواندن كتاب هنگام خواب، اين كار براى او ارزشمند خواهد بود و باعث نزديكى بيشتر شما و دخترتان مى شود.
|
|
|
|
|
خاطرات قديمى ها
ماجراى كفش هاى سرگردان
زهرا ضربتى حميده خوش اقبال، ۷۲ ساله : يادم مى آيد تازه ازدواج كرده بودم، حدوداً ۲۰ روزى مى شد. يك روز پدر شوهرم به من گفت براى مسافرت به مشهد مقدس عازم است. او از من خواست تا با او بروم.من هم قبول كردم. وقتى به مشهد رسيديم پدر شوهرم گنبد طلاى امام رضا (ع) را نشان داد و گفت كفش هايت را در بياور. من هم كه در اين مدت درگير رسم و رسوم ازدواج بودم، در ذهن خودم به تصور اين كه اين هم نوعى از رسوم خانواده شوهرم است ،كفشم را در آوردم. وقتى خواستيم از ماشين پياده شويم از پدر شوهرم اجازه گرفتم كه كفش هايم را بپوشم اما او گفت بايد قسمتى از مهريه ام را ببخشم و بعد مى توانم كفش هايم را بپوشم! من هم پس از درگيرى زياد ۱۰۰ تومان از مهريه ام را بخشيدم! خلاصه وقتى خواستيم پياده شويم، راننده گفت پدر شوهرت با تو شوخى مى كند و من هم با خنده پدر شوهرم متوجه شدم كه نيم ساعت از طرف او سركار بوده ام . اين شيرين ترين خاطره اى بود كه در تمام زندگى ام داشته ام.
|
|
|
|
|
دستپخت
ناهار سرد، براى روزهاى گرم
ماهرخ جواهرى * مواد لازم براى هشت نفر: يك بسته ماكارونى شكل دار نصف فنجان روغن زيتون يك چهارم فنجان سركه يك حبه سير پوست گرفته نصف فنجان بادام زمينى يك قاشق مرباخورى نمك يك عدد فلفل دلمه خرد شده چهار عدد گوجه فرنگى متوسط يك فنجان لوبيا سفيد پخته شده * طرز تهيه: در يك قابلمه مناسب آب ريخته و آن را روى گاز قرار دهيد. پس از به جوش آمدن آب ماكارونى (پاستا) را به آن اضافه كرده و صبر مى كنيد تا كاملاً نرم شود. سپس ماكارونى را در آبكش ريخته و آب سرد روى آن مى ريزيد تا به هم نچسبند. در مخلوط كن يا غذاساز روغن زيتون، سركه، سير و بادام زمينى را ريخته و آنها را تا جايى مخلوط مى كنيد كه يكدست شوند. سپس به ميزان دلخواه به آن نمك و فلفل اضافه كنيد. گوجه فرنگى ها را خرد كرده و با لوبيا سفيد پخته شده كه كاملاً آب آن گرفته شده است، مخلوط كنيد و سپس به ماكارونى شكلى (پاستا) اضافه كنيد. اين غذا را براى نيم ساعت در خارج از يخچال و دماى اتاق قرار داده و سپس آن را ميل كنيد.
|
|
|
|