دوشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۸۷ - ۱۲ جمادى الثانى ۱۴۲۹
Mon, Jun 16, 2008
سياست
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
سياست
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اجتماعى
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
فرهنگ و پايدارى
قاب عكس۱
خانواده
ماجرا
ديپلماتيك
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
دانش
اوقات شرعى
يادداشت
يادداشت
تهديدات نرم
ابزار هژمونيك امريكا
الگوى رفتارى ايالات متحده آمريكا در ارتباط با ساير كشورها، همواره از منظر دخالت در امور داخلى آنها و تنظيم رفتار بازيگران سياسى اين كشورها، در راستاى منافع خود قابل مطالعه است. براساس چنين وضعيتى، مقامات آمريكايى تلاش دارند تا شرايط مبتنى بر تسلط را در سياست بين المللى فراهم آورند و در اين روند، چالش هاى ناشى از سلطه طلبى استراتژيك به عنوان اصلى ترين تهديد امنيتى محسوب مى شود. بسيارى از جدال هاى منطقه اى و بين المللى ايران و آمريكا را بايد ناشى از واكنش جمهورى اسلامى ايران نسبت به فرآيندهاى سلطه جويانه و هژمونيك آمريكا در سياست بين الملل دانست. بر اين مبنا، آنان از هرگونه ابزار اقتصادى، نظامى و سياسى خصوصاً اعمال تهديدات نرم به صورت الگوى تقابل استراتژيك براى تحقق اهداف هژمونيك استفاده مى كنند . آمريكايى ها چنين الگويى را از طريق اعمال و به كارگيرى مؤلفه هاى قدرت نرم همچون استفاده از سازمان ها و نهادهاى بين المللى جهت محدوديت سازى فزاينده، اعمال جنگ روانى - رسانه اى در حوزه هاى مختلف نظير شبكه هاى تلويزيونى و اينترنت و استفاده از بازيگران غيردولتى (بنيادهاى آموزشى و تحقيقاتى) جهت ترويج سكولاريسم، فرهنگ آمريكايى و نهايتاً ايجاد نافرمانى مدنى بهره مى گيرند.
در طرح ريزى دفاعى و استراتژيك ايران، الگوهاى رفتارى آمريكا به عنوان تهديدات امنيت ملى محسوب مى شود. از زمانى كه آمريكا به عنوان يكى از قدرت هاى بزرگ در نظام بين المللى ايفاى نقش نمود، نقش ملى مداخله گر، هژمونيك و امنيت گرا را در ارتباط با كشورهاى پيرامونى ايفا نمود. يكى از شاخص هاى قدرت ملى كشورها را مى توان ميزان تأثيرگذارى و مداخله گرايى در حوزه منطقه اى و بين المللى دانست. ايالات متحده از الگوهاى يادشده در برخورد با كشورهاى خاورميانه و همچنين ايران استفاده نموده است.
بنابراين، هرگونه پيروى آمريكا يا ساير قدرت هاى بزرگ از چنين الگوهايى را در سياست خارجى خود، مى توان به عنوان نشانه اى از تهديدات امنيتى ملى تلقى نمود. به دنبال تداوم تضادهاى سياسى ايران و آمريكا در دوران بعد از انقلاب اسلامى، مقامات آمريكايى به اين اعتقاد رسيدند كه موج جديد سياسى ايران مى تواند فضاى ژئوپلتيكى خاورميانه را تحت تأثير قرار دهد. براساس چنين ادراكى، تضادهاى نهفته انديشه انقلاب عليه ايران را افزايش داد. شواهد نشان مى دهد كه حوزه تهديدات امنيتى به گونه اى مرحله اى در حال گسترش مى باشد. در اولين مرحله، تهديدات آمريكا ماهيت اجتماعى داشت. اين روند، طى سال هاى ۷۸ - ۱۹۵۳ تداوم يافت. در سال هاى ۷۹ - ۱۹۷۸ تهديدات آمريكا ماهيت سياسى پيدا نمود. از سال ،۱۹۸۰ شكل جديدى از تهديد ظهور يافت كه ماهيت امنيتى داشته است. طراحى كودتاى نوژه، حمايت از گروه هاى مسلح در حوزه هاى پيرامونى جغرافياى سياسى ايران و در نهايت سازماندهى كشورهاى عرب محافظه كار در حمايت از عراق براى تهاجم نظامى به ايران را بايد در زمره تهديدات امنيتى آمريكا عليه ايران تلقى نمود. به موازات محدوديت هاى سياسى - امنيتى، شكل جديدى از تهديدات، نظير تهديدات نرم در قالب جنگ روانى، تخريب سازنده و تهديدات اقتصادى در چارچوب تحريم صنعتى و تكنولوژيك ايران ايجاد شد. تكامل يافته ترين شكل تهديدات سياسى - امنيتى آمريكا ماهيت ايدئولوژيك و استراتژيك پيدا كرده است. از زمانى كه رقابت هاى دو قطبى پايان پذيرفت، آمريكايى ها در راستاى «سياست تقابل دوگانه» عمل نموده و به اين ترتيب، تضادهاى امنيتى و سياسى ايران و آمريكا در فضاى ايدئولوژيك ظاهر گرديده است. نشانه هاى چنين تضادهايى متنوع و فراگير مى باشند. اين روند، طى سال هاى ۹۸ - ۱۹۹۳ در قالب تهديدات كم شدت و همچنين از سال ۱۹۹۸ به بعد كه گروه هاى نومحافظه كار آمريكايى از جايگاه و مطلوبيت بيشترى برخوردار شدند، با اشكال تهديدات تصاعديابنده امنيتى - استراتژيك منعكس گرديده است. چنين روندى، مخاطرات و تهديدات امنيتى فراگيرى را براى ساختار دفاعى و امنيتى ايران به وجود مى آورد. گسترش نيروهاى نظامى آمريكا در خليج فارس و ساير تهديداتى كه در حوزه تهديدات نرم قرار دارد را مى توان در زمره تهديدات امنيتى - استراتژيك آمريكا دانست. چنين تهديداتى مى تواند بر ميزان آرامش اجتماعى و امنيت ملى ايران تأثيرگذار باشد. تمامى اسناد دفاعى و امنيتى آمريكا بيانگر آن است كه آنان تلاش دارند تا حوزه هاى نفوذ خود را به حوزه هاى سرزمينى كشورهاى خاورميانه از جمله جمهورى اسلامى ايران گسترش دهند. به اين ترتيب هرگونه تحرك نظامى آمريكا مى تواند براساس ادراك امنيتى آن كشور نسبت به ايران سازماندهى شود. ادراك نخبگان سياسى آمريكا نسبت به ايران نيز نشانه هايى از تهديد را به نمايش مى گذارد. استراتژى امنيتى و دفاعى آمريكا براى مقابله با كشورهايى همانند ايران بر مبناى رهيافت هاى مقابله جويانه سازماندهى گرديده است. در اين ارتباط مى توان نشانه هايى از الگوى رفتار ستيزش از جمله «تغيير رژيم» را مورد ملاحظه قرار داد. آمريكايى ها چنين الگويى را از طريق ابزارهاى نظامى، اقدامات امنيتى، به كارگيرى قدرت نرم، ديپلماسى عمومى، محدوديت هاى بين المللى و حتى تحريم هاى اقتصادى به كار گرفته اند. از واقعيات شرايط امروز آن است كه اعمال قدرت سخت، ضمن آن كه مقاومت هاى زيادى را ايجاد مى كند، هزينه هاى فراوانى را نيز به دنبال دارد. بنابراين رسيدن به هدف با استفاده از قدرت نرم (ديپلماسى عمومى، تاكتيك هاى جنگ روانى و اعمال فشار از طريق سازمان هاى بين المللى) در دستور كار دولت ها قرار داشته و از اولويت خاصى برخوردار است. از اين رو مطابق آنچه گفته شد، اولويت آمريكا در مواجهه با كشورهايى نظير ايران، استفاده از قدرت نرم واعمال تهديدات نرم خواهد بود.
الگوى تقابل استراتژيكى امريكا
عليه ايران
371892.jpg
سهراب انعامى علمدارى ‎/ بخش نخست
جمهورى اسلامى ايران در هماوردى با امريكا تاكنون در دو سطح كلان مورد تهديد قرار گرفته است. سال هاى اوليه تأسيس انقلاب اسلامى و در مرحله شكل گيرى ساختار نظام سياسى، ايران اسلامى شاهد تهديدات سخت نظام امپرياليستى بود، حمله نظامى طبس، كودتاى نوژه و تحميل جنگ ۸ ساله عراق عليه ايران را مى توان از جمله اقدامات امريكا در حوزه تهديدات سخت دشمن برشمرد. از دهه دوم انقلاب و پس از شكل گيرى ساختار و نهادهاى سياسى كشور و به دنبال نااميدى دشمن از براندازى نظام جمهورى اسلامى، ملت ايران شاهد به كارگيرى تهديدات نرم و تلاش براى استحاله نظام بودند كه در اين رهگذر، اقداماتى همچون ايجاد جنگ روانى، نفوذ در بدنه تصميم گير نظام از طريق سرپل هاى شناخته شده و مرتبط با دشمن، استحاله فرهنگى و... را مى توان نام برد. با توجه به حوزه فعاليت دشمن در سال هاى اخير درخصوص تهديدات نرم، مقاله حاضر كه حاصل تلاش مركز پژوهش و اسناد رياست جمهورى است و مى تواند فضاى ذهنى خوانندگان را نسبت به اقدامات راهبردى دشمن در اين حوزه به درستى ترسيم كند، انتخاب گرديده است. اميد كه با شناخت راهبردها و برنامه هاى دشمنان بتوانيم نظام جمهورى اسلامى را از هرگونه مخاطرات احتمالى مصون داريم.
قدرت، كليدى ترين مؤلفه تعيين كننده مناسبات و جايگاه كشورها در عرصه روابط بين الملل مى باشد. البته مراد قدرت همه جانبه است كه شامل ابعاد سخت افزارى و نرم افزارى مى باشد. واقعيت هاى جهانى مبين آن است كه اغلب كشورها درصددند قدرت سخت را به قدرت نرم، زور را به قانون و قدرت را به اقتدار مشروع تبديل نمايند. بنابراين مشخص است كه حركت به سوى بعد نرم افزارى قدرت در دستور كار بيشتر كشورها قرار دارد. واقعيت هاى كنونى نشان دهنده آن است كه تأكيد صرف بر قدرت سخت، موفقيت پايدارى را دربرنداشته و نخواهد داشت. به اعتقاد بسيارى از انديشمندان، قوى ترين كشورها همواره قوى ترين باقى نخواهند ماند مگر آن كه قدرت خود را به حق تبديل نمايند. قدرت نرم، قدرت هدايت كردن، جذب كردن و سرمشق بودن است. قدرت نرم يعنى توانايى يك كشور براى جذب ساير كشورها با ايده ها، ارزش ها و ايدئولوژى خود يا توانايى يك كشور براى واداشتن ساير كشورها به اين كه آنها نيز مانند او بينديشند.
اين قدرت ارتباط تنگاتنگى با «قدرت هاى بى شكل» نظير فرهنگ، ايدئولوژى و... دارد. جهانشمولى فرهنگى يك كشور و توانايى اش براى تعيين هنجارها، قواعد و رژيم ها (به مثابه عناصر تنظيم كننده رفتار بين المللى آن كشور)، از منابع كليدى قدرت آن كشور به شمار مى آيد. قدرت نرم، ظاهرى آرام و مخملى و باطنى استوار و آهنى دارد. به بيان ديگر، هر چند قدرت نرم بنا به برخى تقسيم بندى ها در زمره قدرت هاى نامحسوس جاى مى گيرد ولى از آنجا كه هدف اصلى آن، جذب قلوب و اذهان است بنابراين داراى آثار و تأثيرگذارى بسيار عميق تر از قدرت سخت مى باشد؛ چرا كه نگاه، ارزش ها، فهم ديگران، تعريف خود و... طرف مقابل (مردم خودى يا ملت‎/ دولت ديگر) سر و كار دارد. قدرت نرم به مثابه گزينه نخست دولتمردان در پرداختن به امور مختلف بين المللى، مى تواند به كشور جهت امكان پذير شدن استراتژى ملى، هدايت اشتياق ملى، شكل گيرى اراده واحد و تقويت قدرت فرهنگى كمك كند كه نتيجه آن توسعه قدرت ملى فراگير، بهبود وضعيت بين المللى و افزايش نفوذ بين المللى آن كشور است.
«قدرت نرم» واژه اى است كه در نظريه روابط بين الملل به منظور توصيف قابليت يك مجموعه سياسى نظير دولت براى نفوذ غيرمستقيم بر رفتار يا علايق ساير مجموعه هاى سياسى از طريق ابزارهاى فرهنگى يا ايدئولوژيكى به كار مى رود و تئوريسين قدرت نرم، «جوزف ناى» محقق آمريكايى است. ناى قدرت نرم را به عنوان بخش مهمى از منابع قدرت ملى آمريكا تلقى مى كند و بر ضرورت بهره گيرى از آن در سياست خارجى آمريكا اصرار دارد. او نظريه خود را در اين زمينه در سال ۱۹۹۰ در كتابى با عنوان «ماهيت متغير قدرت آمريكا» مطرح كرد و در آثار متعدد بعدى به تفصيل بيشترى آن را مورد پردازش قرار داد. استراتژى معطوف به قدرت سخت به لحاظ آرمانى در راستاى پيشبرد منافع ملى بر «مداخله نظامى»، «ديپلماسى قهرى» و «تحريم هاى اقتصادى» تمركز كرده اند كه به اتخاذ سياست هاى تقابلى با كشورهاى همسايه منجر مى شوند. در مقابل، استراتژى هاى معطوف به قدرت نرم در راستاى نيل به راه حل هاى مشترك بر ارزش هاى سياسى مشترك، ابزارهاى مسالمت آميز جهت مديريت مناقشات و همكارى اقتصادى تأكيد دارند.
مطابق تعاريف و از اين منظر، قدرت نرم متفاوت از نفوذ است. نفوذ مى تواند بر قدرت سخت، تهديد يا پاداش مبتنى باشد و قدرت نرم بيش از آن كه ترغيب يا توانايى به حركت درآوردن مردم از طريق بحث و استدلال باشد، توانايى جذب كردن است كه اغب به رضايت منجر مى شود. بنابراين، براساس معيارهاى رفتارى، قدرت نرم قدرت جذب كردن است و منابع آن نيز مقوله هايى هستند كه چنين جاذبه هايى را ايجاد مى كنند.
ويژگى هاى قدرت نرم
قدرت نرم نيز همانند ساير مقولات داراى ويژگى هايى است كه به برخى از مهمترين آنها اشاره مى شود:
۱ـ سنتى است. قدرت نرم هر كشورى برآمده از يك دوره تاريخى طولانى مدت است. شيوه تفكر مردم، ايدئولوژى، سنت فرهنگى، رسوم قومى، سيستم اجتماعى، رژيم اقتصادى، شيوه زندگى و ... نتايج انباشتى روند تكاملى جوامع بشرى مى باشند. در اين فرآيند، هر عنصر قدرت معمولاً تحت تأثير سنت فرهنگى بوده و اين درحالى است كه هر فرهنگ در مسير خاصى توسعه مى يابد. قدرت نرم در اين چرخه توسعه مى يابد. لذا مشخص است كه قدرت نرم به لحاظ ماهيت تا حد قابل توجهى سنتى است.
۲ـ قابليت روزآمدشدن دارد. قدرت نرم كه يك قدرت غيرقابل لمس است تنها زمانى كه همسو با جريان اصلى زمانه باشد توسعه خواهد يافت؛ به خصوص در جامعه مدرن، قدرت رابطه نزديكى با پيشرفت فناورانه و عملى جامعه اطلاعاتى و اقتصاد دانش پايه دارد. قدرت نرم با مطرح شدن ابزار و شيوه هاى گوناگون در جامعه بين المللى و ظهور فناورى اطلاعات و رسانه هاى جمعى به يك ابزار پرنفوذ و پويا تبديل شده است. بنابراين جوهره قدرت نرم به گونه اى است كه قابليت انطباق با شرايط و ساز و كارهاى نوين را داشته و به واسطه استفاده از فناورى هاى جديد مى تواند ضريب دستيابى به اهداف را افزايش دهد.
۳ ـ گسترده مى باشد. قدرت نرم توانايى زيادى براى رقابت و گسترش دارد. با وقوع انقلاب اطلاعاتى و پيوند خوردن قدرت نرم با آن، اين قدرت محدوديت هاى ناشى از مرزهاى جغرافيايى، قوميت ها، زمان و فضا را پشت سر گذاشته و لذا داراى دامنه اثرگذارى بسيار گسترده اى شده است. از سوى ديگر در جامعه بين الملل، زمانى كه طيفى از قدرت هاى نرم با يكديگر تعامل مى يابند، رقابت اجتناب ناپذير بوده و اختلاف و منازعه ايجاد مى شود كه برآيند آن پيشرفت و بهبود قدرت هاى نرم است. اين قدرت هاى نرم بعد از تعامل با يكديگر به يك هويت جمعى تبديل مى شوند.
۴ـ قابل تغيير هستند. قدرت نرم يك موجوديت ايستا نبوده بلكه يك فرآيندپوياست. قدرت نرم يك سيستم تغييرپذير بزرگ است كه شكل گيرى و تغيير آن به حركت ديالكتيكى عناصر گوناگون آن بستگى دارد. استراتژى ملى، اخلاق ملى، قدرت ديپلماتيك، قدرت آموزشى و فرهنگى، كيفيت حكومت برخلاف مليت به زمان كوتاه ترى جهت صورت بندى و توسعه نياز دارد. بنابراين عدم قطعيت و تغييرپذيرى آنها بيشتر است.
۵ـ وابسته است. از ويژگى هاى اساسى قدرت نرم وابستگى آن به قدرت سخت است. از اين رو كشورها براى رسيدن به يك قدرت ملى فراگير بايد هم زمان كه در جهت افزايش توان مادى خود اقدام مى نمايند، درراستاى ارتقاى سطح قدرت نرم خود نيز فعاليت كنند؛ چرا كه اگر نسبت به كسب قدرت نرم بى توجهى يا صرفنظر شود، حفظ توسعه پايدار با اتكا صرف به قدرت سخت بسيار دشوار خواهد بود.
ادامه دارد
شرم از ملت فلسطين
371895.jpg
چندى قبل نخست وزير استراليا در اظهاراتى، از شكايت رژيم اسرائيل از آقاى احمدى نژاد خبر داد. وى مدعى شد كه احمدى نژاد اسرائيل را به نابودى تهديد كرده و دولتش در حال رايزنى حقوقى براى تنظيم شكايت عليه وى است.
جناب كوين پيش از پيروز شدن در انتخابات ماه نوامبر، به جامعه صهيونيست هاى استراليا وعده داده بود در صورت پيروزى در انتخابات، به اقدامات قانونى عليه آقاى احمدى نژاد در دادگاه لاهه دست مى زندو بدين منظور همزمان با شصتمين سالگرد تأسيس اسرائيل، گفت: دولت استراليا به دليل اظهارات ضداسرائيلى احمدى نژاد در حال بررسى راهكارهاى قانونى براى كشاندن وى به دادگاه بين المللى لاهه است.
اين اظهارات در حالى بيان مى شود كه جهان هر روز شاهد جنايات اين رژيم غاصب است و دولتمردانى چون كوين با ناديده گرفتن جنايت هاى اسرائيل عليه مردم مظلوم فلسطين اظهارات آقاى احمدى نژاد را محكوم مى كنند . اين در حالى است كه سران اين رژيم در گوشه و كنار دنيا از به رسميت نشناختن تل آويو توسط تمام كشورهاى جهان شكايت دارند.
سؤال اينجاست آيا تهديد به نابودى يك رژيم غاصب كه به هيچ يك از معاهدات و پيمان هاى بين المللى پايبند نيست و با گستاخى تمام بسيارى از آن ها را زير پا مى گذارد خطرناك تر است يا رژيمى كه با شعار از نيل تا فرات پا به عرصه وجود گذاشت و در عمر ناميمون ۶۰ ساله خود فجايع انسانى فراوانى را خلق كرده تا جايى كه وحشيگرى هاى صهيونيسم از ديد خاخام هاى يهودى امريكا نيز پنهان نيست به گونه اى كه آنان نيز صهيونيسم را جنبشى ظالم و متجاوز مى خوانند و معتقدند: تحركات اسرائيل با نص صريح تورات در تناقض است و درگيرى هاى منطقه خاورميانه با نابودى و محو اسرائيل ظرف يك شبانه روز آرام مى شود.(۱)
اسرائيل طى سال هاى ۱۹۴۷ تا ۱۹۴۹ ميلادى با مصادره كامل زمين ها و مزارع و ساختمان هاى فلسطين بيش از ۷۵۰ هزار نفر از مردم اين سرزمين را آواره كرده است و صندوق يهود نيز ۳۰۰ هزار هكتار از زمين هاى فلسطينى را مصادره كرده و در اختيار اداره تعاونى هاى زراعى يهود «كيبوتس ها» گذاشته بود.(۲) و سياست آواره كردن ملت فلسطين هنوز هم ادامه دارد و تاكنون بيش از ۵ ميليون نفر از فلسطينيان در خارج از فلسطين آواره اند و حدود ۳ميليون نفر در داخل سرزمين هاى اشغالى از مناطق بومى خود به بخش هاى ديگر رانده شده اند.
در سال ۲۰۰۷ امريكا مبلغ ۶‎/۸ ميليون دلار در روز به اسرائيلى ها پرداخت كرده است. ۱۰۷۵۶ فلسطينى توسط اسرائيل به اسارت درآمده و ۱۸۱۴۷ خانه فلسطينى توسط اسرائيل با خاك يكسان شده است و ۴۰ درصد فلسطينى ها بيكار شده اند.(۳)
برخى از جنايات رژيم صهيونيستى كه در سال هاى پس از ۱۹۴۸ به هدف نسل كشى فلسطينيان صورت گرفت، به اين شرح است:(۴)
كشتار قبيه
قبيه در ۲۲ كيلومترى شرق قدس واقع شده و ۲ كيلومتر از خط آتش بس فاصله دارد، تعداد ساكنان اين روستا در روز كشتار ۲۰۰ نفر بود.
يگان هاى ويژه ارتش رژيم صهيونيستى با حدود ۶۰۰ نظامى، شبانگاه ،۱۹۵۳‎/۱۰‎/۱۴ با محاصره اين روستا، تمامى خانه هاى آن را هدف گلوله باران و آتشبار قرار مى دهند، اين كشتار بيش از ۳۲ ساعت به طول مى انجامد كه در نتيجه آن ۶۵ منزل، مسجد و مدرسه روستا تخريب و۶۷ فلسطينى شهيد و صدها نفر ديگر مجروح مى شوند.
كشتار كفر قاسم
روستاى كفر قاسم در اراضى اشغالى سال ۱۹۴۸ و در بخش جنوبى استان طولكرم واقع شده است، در تاريخ ۱۹۵۶‎/۱۰‎/۲۹ در آستانه جنگ سوئز، نظاميان صهيونيستى پس از جمع آورى كارگران اين روستا از مزارع كشاورزى، همه آنان را به دار آويختند كه در نتيجه آن ۴۹ فلسطينى از جمله ۱۴ زن و سه دختر
۱۴ - ۱۲ ساله و ۱۱ كودك ۱۶-۱۲ ساله به شهادت رسيدند.
كشتار خونين در صبرا و شتيلا
صبرا و شتيلا اسم دو اردوگاه از ۱۲ اردوگاه آوارگان فلسطينى در لبنان است كه در تاريخ ۱۶و۱۹۸۲‎/۹‎/۱۸ يكى از وحشيانه ترين جنايت هاى رژيم صهيونيستى عليه ملت فلسطين در اين منطقه اتفاق مى افتد، مزدوران لبنانى با نظارت آريل شارون وزير جنگ وقت رژيم صهيونيستى ورفائيل ايتان رئيس وقت ستاد مشترك ارتش اين رژيم، با حمله به صبرا و شتيلا، ۳۵۰۰ فلسطينى از جمله زنان و كودكان را به شهادت رساندند، البته آمار شهداى اين كشتار متفاوت است و برخى منابع فلسطينى آمار شهداى اين روز را ۱۲ هزار نفر ثبت كرده اند.
كشتارمسجدالاقصى
اين كشتار كه با هدف و برنامه خاصى از سوى مقام هاى صهيونيستى صورت گرفته، در تاريخ ۸ اكتبر سال ۱۹۹۰ اتفاق افتاد، بدين ترتيب كه نيروهاى ارتش رژيم صهيونيستى و نيروهاى گارد مرزى با همكارى گروهك هاى مسلح صهيونيستى، شهر قدس و حرم قدس شريف را به محاصره درآوردند و پس از آن كه صهيونيست هاى افراطى با هدف گذاردن سنگ بناى معبد سوم وارد صحن مسجدالاقصى شدند، فلسطينيان با گروهك امناى جبل الهيكل درگير شده و پس از آن نيروهاى ارتش و گارد مرزى رژيم صهيونيستى با يورش به طرف آن ها، فلسطينيان را هدف گلوله قرار دادند و در نتيجه ۲۱ فلسطينى به شهادت رسيدند.
كشتار حرم ابراهيمى
اين كشتاردر‎/۲۵ ۱۹۹۴‎/۲ از جايى آغاز شد كه باروخ گلدشتاين و گروهى از شهرك نشينان صهيونيست كريات اربع در وقت نماز صبح وارد مسجدالاقصى شدند. گلدشتاين در پشت يكى از ستون هاى مسجد ايستاد و منتظر شد تا نمازگزاران سجده كنند. پس از آن به سوى نمازگزاران كه در حال سجده بودند آتش گشود. عده اى نيز به او تجهيزات و فشنگ مى رساندند. گلوله ها و تركش هاى نارنجك باعث جراحت بيش از ۳۵۰ نفر از آن ها شد.
در هنگام اجراى اين كشتار، نظاميان اسرائيلى درهاى مسجد را بستند و از فرار نمازگزاران جلوگيرى كردند. همچنين به هيچ كس اجازه نمى دادند تا براى نجات مجروحين به داخل حرم برود. در همين زمان عده اى نيز در خارج از مسجد وعده ديگرى در حين تشييع جنازه شهدا كشته شدند.
در اين كشتار ۵۰ نفر به شهادت رسيدند كه ۲۹ نفر از آن ها جزو نمازگزاران حرم بودند.
كشتار عيون قاره
يكى از نظاميان رژيم صهيونيستى در تاريخ ،۱۹۸۹‎/۵‎/۲۰ در روستاى عيون قاره در نزديكى تل آويو، گروهى از كارگران فلسطينى را هدف گلوله قرار داد و ۷ نفر از آنان را به شهادت رساند.
كشتاراردوگاه جنين
ارتش اشغالگر رژيم صهيونيستى در ۲۹ مارس ۲۰۰۲ حمله نظامى گسترده اى را به مناطق فلسطين نشين آغاز و در خلال آن تعدادى از شهرها و روستاها و اردوگاه هاى فلسطينى را اشغال كرد. بعد از دو هفته از محاصره اردوگاه جنين و شروع جنگ شديد بين نيروهاى مقاومت فلسطين و نيروهاى اشغالگر به رياست شائول موفاز اين نيروها با تانك هاى خود وارد اين اردوگاه شدند و با تهاجم گسترده پس از اين كه مهمات نيروهاى مقاومت تمام شد توانستند اردگاه جنين را تسخير كنند. سپس بسيارى از جوانان اردوگاه را اعدام و اغلب خانه هاى فلسطينيان را تخريب كردند. تعداد شهدا بيش از ۲۰۰ نفر ثبت شده است و هنوز تعداد شهدايى كه در گورهاى دسته جمعى مدفون شده اند مشخص نيست.
اكنون سؤال اين است با اين ليست بلند از جنايت هايى كه رژيم صهيونيستى انجام داده است، افكار عمومى قضاوت كنند آيا جنايتكاران اين رژيم بايد در يك دادگاه صالحه بين المللى محاكمه شوند يا كسانى كه به دفاع از ملت مظلوم فلسطين، خواهان به رسميت شناخته شدن اين ملت و بازگشت ميليون ها آواره فلسطينى به سرزمين مادرى شان مى باشند. قطعاً كسانى مانند نخست وزير استراليا كه مدعى حقوق بشر هستند بايد از اظهارات و رفتار خود نسبت به كشور و دولتى كه مدافع حقوق ملت هاى مظلوم است، شرم نمايند.
پى نوشت ها:
۱. محو اسرائيل هديه خاخام ها به تولد رژيم صهيونيستى، سايت خدمت، ۲۴ ارديبهشت ۱۳۸۷
۲. خبرگزارى قدس
۳. مركز امور زنان و خانواده به نقل از www.Ifamericamsknew.org
۴. شش دهه تروريسم دولتى، ۲۵ ارديبهشت ،۱۳۸۷ شبكه خبر


|   شناسنامه   |   آرشيو   |