|
الگوى تقابل استراتژيكى امريكا عليه ايران
|
|
|
سهراب انعامى علمدارى / بخش نخست جمهورى اسلامى ايران در هماوردى با امريكا تاكنون در دو سطح كلان مورد تهديد قرار گرفته است. سال هاى اوليه تأسيس انقلاب اسلامى و در مرحله شكل گيرى ساختار نظام سياسى، ايران اسلامى شاهد تهديدات سخت نظام امپرياليستى بود، حمله نظامى طبس، كودتاى نوژه و تحميل جنگ ۸ ساله عراق عليه ايران را مى توان از جمله اقدامات امريكا در حوزه تهديدات سخت دشمن برشمرد. از دهه دوم انقلاب و پس از شكل گيرى ساختار و نهادهاى سياسى كشور و به دنبال نااميدى دشمن از براندازى نظام جمهورى اسلامى، ملت ايران شاهد به كارگيرى تهديدات نرم و تلاش براى استحاله نظام بودند كه در اين رهگذر، اقداماتى همچون ايجاد جنگ روانى، نفوذ در بدنه تصميم گير نظام از طريق سرپل هاى شناخته شده و مرتبط با دشمن، استحاله فرهنگى و... را مى توان نام برد. با توجه به حوزه فعاليت دشمن در سال هاى اخير درخصوص تهديدات نرم، مقاله حاضر كه حاصل تلاش مركز پژوهش و اسناد رياست جمهورى است و مى تواند فضاى ذهنى خوانندگان را نسبت به اقدامات راهبردى دشمن در اين حوزه به درستى ترسيم كند، انتخاب گرديده است. اميد كه با شناخت راهبردها و برنامه هاى دشمنان بتوانيم نظام جمهورى اسلامى را از هرگونه مخاطرات احتمالى مصون داريم. قدرت، كليدى ترين مؤلفه تعيين كننده مناسبات و جايگاه كشورها در عرصه روابط بين الملل مى باشد. البته مراد قدرت همه جانبه است كه شامل ابعاد سخت افزارى و نرم افزارى مى باشد. واقعيت هاى جهانى مبين آن است كه اغلب كشورها درصددند قدرت سخت را به قدرت نرم، زور را به قانون و قدرت را به اقتدار مشروع تبديل نمايند. بنابراين مشخص است كه حركت به سوى بعد نرم افزارى قدرت در دستور كار بيشتر كشورها قرار دارد. واقعيت هاى كنونى نشان دهنده آن است كه تأكيد صرف بر قدرت سخت، موفقيت پايدارى را دربرنداشته و نخواهد داشت. به اعتقاد بسيارى از انديشمندان، قوى ترين كشورها همواره قوى ترين باقى نخواهند ماند مگر آن كه قدرت خود را به حق تبديل نمايند. قدرت نرم، قدرت هدايت كردن، جذب كردن و سرمشق بودن است. قدرت نرم يعنى توانايى يك كشور براى جذب ساير كشورها با ايده ها، ارزش ها و ايدئولوژى خود يا توانايى يك كشور براى واداشتن ساير كشورها به اين كه آنها نيز مانند او بينديشند. اين قدرت ارتباط تنگاتنگى با «قدرت هاى بى شكل» نظير فرهنگ، ايدئولوژى و... دارد. جهانشمولى فرهنگى يك كشور و توانايى اش براى تعيين هنجارها، قواعد و رژيم ها (به مثابه عناصر تنظيم كننده رفتار بين المللى آن كشور)، از منابع كليدى قدرت آن كشور به شمار مى آيد. قدرت نرم، ظاهرى آرام و مخملى و باطنى استوار و آهنى دارد. به بيان ديگر، هر چند قدرت نرم بنا به برخى تقسيم بندى ها در زمره قدرت هاى نامحسوس جاى مى گيرد ولى از آنجا كه هدف اصلى آن، جذب قلوب و اذهان است بنابراين داراى آثار و تأثيرگذارى بسيار عميق تر از قدرت سخت مى باشد؛ چرا كه نگاه، ارزش ها، فهم ديگران، تعريف خود و... طرف مقابل (مردم خودى يا ملت/ دولت ديگر) سر و كار دارد. قدرت نرم به مثابه گزينه نخست دولتمردان در پرداختن به امور مختلف بين المللى، مى تواند به كشور جهت امكان پذير شدن استراتژى ملى، هدايت اشتياق ملى، شكل گيرى اراده واحد و تقويت قدرت فرهنگى كمك كند كه نتيجه آن توسعه قدرت ملى فراگير، بهبود وضعيت بين المللى و افزايش نفوذ بين المللى آن كشور است. «قدرت نرم» واژه اى است كه در نظريه روابط بين الملل به منظور توصيف قابليت يك مجموعه سياسى نظير دولت براى نفوذ غيرمستقيم بر رفتار يا علايق ساير مجموعه هاى سياسى از طريق ابزارهاى فرهنگى يا ايدئولوژيكى به كار مى رود و تئوريسين قدرت نرم، «جوزف ناى» محقق آمريكايى است. ناى قدرت نرم را به عنوان بخش مهمى از منابع قدرت ملى آمريكا تلقى مى كند و بر ضرورت بهره گيرى از آن در سياست خارجى آمريكا اصرار دارد. او نظريه خود را در اين زمينه در سال ۱۹۹۰ در كتابى با عنوان «ماهيت متغير قدرت آمريكا» مطرح كرد و در آثار متعدد بعدى به تفصيل بيشترى آن را مورد پردازش قرار داد. استراتژى معطوف به قدرت سخت به لحاظ آرمانى در راستاى پيشبرد منافع ملى بر «مداخله نظامى»، «ديپلماسى قهرى» و «تحريم هاى اقتصادى» تمركز كرده اند كه به اتخاذ سياست هاى تقابلى با كشورهاى همسايه منجر مى شوند. در مقابل، استراتژى هاى معطوف به قدرت نرم در راستاى نيل به راه حل هاى مشترك بر ارزش هاى سياسى مشترك، ابزارهاى مسالمت آميز جهت مديريت مناقشات و همكارى اقتصادى تأكيد دارند. مطابق تعاريف و از اين منظر، قدرت نرم متفاوت از نفوذ است. نفوذ مى تواند بر قدرت سخت، تهديد يا پاداش مبتنى باشد و قدرت نرم بيش از آن كه ترغيب يا توانايى به حركت درآوردن مردم از طريق بحث و استدلال باشد، توانايى جذب كردن است كه اغب به رضايت منجر مى شود. بنابراين، براساس معيارهاى رفتارى، قدرت نرم قدرت جذب كردن است و منابع آن نيز مقوله هايى هستند كه چنين جاذبه هايى را ايجاد مى كنند. ويژگى هاى قدرت نرم قدرت نرم نيز همانند ساير مقولات داراى ويژگى هايى است كه به برخى از مهمترين آنها اشاره مى شود: ۱ـ سنتى است. قدرت نرم هر كشورى برآمده از يك دوره تاريخى طولانى مدت است. شيوه تفكر مردم، ايدئولوژى، سنت فرهنگى، رسوم قومى، سيستم اجتماعى، رژيم اقتصادى، شيوه زندگى و ... نتايج انباشتى روند تكاملى جوامع بشرى مى باشند. در اين فرآيند، هر عنصر قدرت معمولاً تحت تأثير سنت فرهنگى بوده و اين درحالى است كه هر فرهنگ در مسير خاصى توسعه مى يابد. قدرت نرم در اين چرخه توسعه مى يابد. لذا مشخص است كه قدرت نرم به لحاظ ماهيت تا حد قابل توجهى سنتى است. ۲ـ قابليت روزآمدشدن دارد. قدرت نرم كه يك قدرت غيرقابل لمس است تنها زمانى كه همسو با جريان اصلى زمانه باشد توسعه خواهد يافت؛ به خصوص در جامعه مدرن، قدرت رابطه نزديكى با پيشرفت فناورانه و عملى جامعه اطلاعاتى و اقتصاد دانش پايه دارد. قدرت نرم با مطرح شدن ابزار و شيوه هاى گوناگون در جامعه بين المللى و ظهور فناورى اطلاعات و رسانه هاى جمعى به يك ابزار پرنفوذ و پويا تبديل شده است. بنابراين جوهره قدرت نرم به گونه اى است كه قابليت انطباق با شرايط و ساز و كارهاى نوين را داشته و به واسطه استفاده از فناورى هاى جديد مى تواند ضريب دستيابى به اهداف را افزايش دهد. ۳ ـ گسترده مى باشد. قدرت نرم توانايى زيادى براى رقابت و گسترش دارد. با وقوع انقلاب اطلاعاتى و پيوند خوردن قدرت نرم با آن، اين قدرت محدوديت هاى ناشى از مرزهاى جغرافيايى، قوميت ها، زمان و فضا را پشت سر گذاشته و لذا داراى دامنه اثرگذارى بسيار گسترده اى شده است. از سوى ديگر در جامعه بين الملل، زمانى كه طيفى از قدرت هاى نرم با يكديگر تعامل مى يابند، رقابت اجتناب ناپذير بوده و اختلاف و منازعه ايجاد مى شود كه برآيند آن پيشرفت و بهبود قدرت هاى نرم است. اين قدرت هاى نرم بعد از تعامل با يكديگر به يك هويت جمعى تبديل مى شوند. ۴ـ قابل تغيير هستند. قدرت نرم يك موجوديت ايستا نبوده بلكه يك فرآيندپوياست. قدرت نرم يك سيستم تغييرپذير بزرگ است كه شكل گيرى و تغيير آن به حركت ديالكتيكى عناصر گوناگون آن بستگى دارد. استراتژى ملى، اخلاق ملى، قدرت ديپلماتيك، قدرت آموزشى و فرهنگى، كيفيت حكومت برخلاف مليت به زمان كوتاه ترى جهت صورت بندى و توسعه نياز دارد. بنابراين عدم قطعيت و تغييرپذيرى آنها بيشتر است. ۵ـ وابسته است. از ويژگى هاى اساسى قدرت نرم وابستگى آن به قدرت سخت است. از اين رو كشورها براى رسيدن به يك قدرت ملى فراگير بايد هم زمان كه در جهت افزايش توان مادى خود اقدام مى نمايند، درراستاى ارتقاى سطح قدرت نرم خود نيز فعاليت كنند؛ چرا كه اگر نسبت به كسب قدرت نرم بى توجهى يا صرفنظر شود، حفظ توسعه پايدار با اتكا صرف به قدرت سخت بسيار دشوار خواهد بود. ادامه دارد
|