|
|
|
كاردستى
|
|
|
|
|
|
از آسمان چه خبر - ۳
|
|
|
|
|
مثل يك قاچ هندوانه شيرين
|
|
|
نيما ناصرى تابستان، براى هر كس، هر بو و مزه اى داشته باشد، براى من حكم يك هندوانه شيرين را دارد. تابستان سال گذشته، وقتى هورا كشيدنم براى شروع تعطيلات تمام شد و دو - سه روز حسابى خوردم و خوابيدم، فكر كردم حالا چه كار كنم راستش بعد از دو - سه روز حوصله ام سر رفته بود. پدر و مادرم هر دو كارمندند و من اغلب توى خانه تنها بودم. كلاس شنا و زبان ثبت نام كرده بودم اما اين دو تا كلاس فقط چند ساعت از وقت من را پر مى كرد. دوستم حميد ولى برنامه بهترى داشت؛ او پيش پدرش كار مى كرد. از روزى كه فهميدم حميد پيش پدرش در كارگاهشان كار مى كند، جفت پايم را كردم توى يك كفش كه من هم مى خواهم همه تابستان را كار كنم. مادرم مخالفت مى كرد اما پدرم انگار كه دلش راضى بود. يك روز هم شنيدم كه به مادرم مى گفت اين طورى هم با جامعه آشنا مى شود و از رفتار با مردم چيزهايى دستگيرش مى شود و هم فوت و فن كارى را ياد مى گيرد. خلاصه آنقدر اصرار كردم كه بالاخره پدر و مادرم قبول كردند در مغازه عكاسى دوست پدرم مشغول به كار شوم. آنقدر ذوق زده بودم كه شب قبل از روز اول كار، خوابم نمى برد. كار در عكاسى برايم جالب بود و از اين حرفه خوشم آمده بود. يك ماه بعد، وقتى اولين حقوقم را گرفتم، پدرم درباره پس انداز حرف زد و مادرم درباره آينده نگرى، من به همه چيز فكر مى كردم؛ از انواع خوراكى گرفته تا انواع كامپيوتر و حتى ماشين و خانه ! ولى براى اين همه، بايد پولم را پس انداز مى كردم! روز بعد، نزديك در كه رسيدم ديدم پدربزرگ و مادربزرگ و خاله، دم درخانه نشسته اند. از شهرستان آمده بودند مهمانى ولى چون به ما اطلاع نداده بودند، كسى توى خانه نمانده بود كه از آنان استقبال كند. از ديدنشان خيلى خوشحال شدم. مادربزرگ گفت چقدر دلم يك هندوانه خنك مى خواهد. هندوانه نداشتيم. دست روى جيبم گذاشتم، قسمتى از حقوقم آنجا بود. پريدم سر كوچه و با آن يك هندوانه درشت خريدم. هندوانه، سرخ و شيرين از آب درآمد. مى خورديم و مادربزرگ مدام دعا مى كرد. شب، مادر به همه گفت هندوانه به خاطر اين آنقدر شيرين و خوشمزه بود كه نيما آن را با اولين حقوقش خريده است. آن هندوانه واقعاً شيرين و خوشمزه بود، اما شيرين تر از آن لحظه خوشحالى مادربزرگ بود وقتى داشت هندوانه اى را كه با دسترنج خودم خريده بودم قاچ مى زد.
|
|
|
|
|
كاردستى
كلاه سرخپوستى
|
|
|
رامك اسدى
وسايل لازم پرهاى رنگى بزرگ و كوچك، مهره هاى رنگى، نخ، مقوا، خمير كاغذى(روزنامه + آب+ كمى چسب كاغذ ديوارى+يك قاشق چسب چوب) بادكنك، كاسه كوچك، رنگ سفيد پلاستيك، رنگ اكريليك (به رنگ دلخواه) ، اسفنج، قيچى، مداد، نوارچسب كاغذى، پالت رنگ، كش باريك طرز ساخت نوار پهنى از مقوا ببريد. دو سر آن را كمى پهن تر ببريد تا وقتى نخ از آن رد مى شود سريع پاره نشود. با ته قلم مو در دو طرف نوار كاغذى سوراخ ايجاد كنيد و از داخل آن نخ يا كش رد كنيد. يك طرف مقوا رابا خمير كاغذ بپوشانيد و قسمت بالايى لبه را چين بدهيد. روى قسمت هاى پهن تر خمير كاغذ بيشترى بچسبانيد و باخمير باريكه هايى به شكل زيگزاگ درست كنيد و در امتداد مقوا بچسبانيد تا در پايه تزئينات قرار گيرد.بادكنكى به اندازه سرتان باد كنيد و باچسب نوارى به كاسه كوچك بچسبانيد و مقواى پوشيده از خمير را دور آن گره بزنيد و ۴۸ ساعت صبر كنيد تا خشك شود.با رنگ سفيد روى مقوا را بپوشانيد و پس از خشك شدن با رنگ آكريليك و مهره هاى رنگى آنرا تزئين كنيد. پرهاى رنگى را داخل سوراخ مقوا قرار دهيد و با چسب نوارى كاغذى به كلاه سرخپوستى تان بچسبانيد.چند رشته نخ رنگى را كه انتهاى آن مهره آويزان كرده ايد از كلاهتان آويزان كنيد.
|
|
|
|
|
خجالت كشيدن، گاهى بد نيست!
|
|
|
غزاله مرعشى
«آخه خجالت مى كشم!» شايد شما هم بارها و بارها، زمانى كه مى خواهيد دليل بياوريد كه چرا در موقعيت خاص احساس راحتى نمى كنيد و نمى توانيد كار به خصوصى را در حضور ديگران انجام دهيد، اين جمله را گفته باشيد. شايد بعضى وقت ها به خاطر خجالت كشيدن بى مورد سرزنش شويد و خودتان از خجالت كشيدنتان خجالت بكشيد! ولى بايد بدانيد كه شما تنها بچه خجالتى روى زمين نيستيد، بلكه بچه ها و حتى بزرگسالان زيادى هستند كه صفت خجالتى بودن را با خودشان يدك مى كشند. * خجالت چيست خجالت كشيدن به اين معنا است كه شما زمانى كه در كنار افراد ديگر حضور داريد، كمى دچار استرس شويد يا احساس ترس كنيد. تقريباً همه افراد بعضى وقت ها خجالت مى كشند. اگر شما هم به عنوان يك شاگرد جديد از وسط سال تحصيلى به مدرسه ديگرى برويد يا عمه بزرگتان كه چندان هم با او رفت و آمد نداريد بخواهد شما را بغل كند و ببوسد، معلوم است كه كمى خجالت مى كشيد. خجالت كشيدن ناآگاهانه است. هيچ كس نمى تواند آن را پيش بينى كند و مثلاً به خودش بگويد: «فكر مى كنم امروز حسابى خجالت بكشم!» شما در يك موقعيت و شرايط خاص، ناگهان اين احساس را پيدا مى كنيد. خجالت كشيدن لزوماً بد نيست. زمان روبه رو شدن با افراد و موقعيت هاى جديد، بسيار طبيعى است كه در ابتدا كمى خجالت بكشيد. حتى گاهى اوقات كمى خجالتى بودن مى تواند به نفعتان تمام شود! بچه هاى خجالتى معمولاً با غريبه ها حرف نمى زنند، بنابراين توصيه هميشگى پدرومادرها در اين زمينه خود به خود عملى مى شود! * چرا خجالت مى كشيم بعضى از افراد به طور كل خجالتى تر و حساس تر از ديگران هستند و اين از ويژگى هاى شخصيتى آنها است. بسيارى از بچه ها فقط زمان كوتاهى خجالت مى كشند و بعد از اين كه به موقعيت و شرايط جديد آشنا شدند و خودشان را با آن تطبيق دادند، ديگر از خجالت خبرى نيست. مثلاً روز اولى كه مى خواهيد با سرويس به مدرسه برويد، طبيعى است كه كمى خجالت بكشيد، اما چند روز بعد ممكن است حتى چند دوست صميمى هم در سرويس پيدا كنيد. * خجالت تا چه حد بعضى ها آنقدر خجالتى هستند كه حتى كارهاى ساده و روزمره شان را به سختى انجام مى دهند. مثلاً به رستوران نمى روند چون موقع سفارش دادن غذا يا پرداخت صورت حساب خجالت مى كشند! بعضى از افراد خجالتى هنگام ملاقات با افراد جديد آن قدر دچار استرس مى شوند كه ترجيح مى دهند كمتر از خانه بيرون بيايند. مشاورها و روانشناسان مى توانند به اين افراد كمك كنند تا كمتر خجالت بكشند و در روابط اجتماعى اعتماد به نفس بيشترى داشته باشند. اگر خجالت كشيدن موجب مى شود كه نتوانيد كارهاى روزمره تان را به خوبى انجام دهيد بايد با پدر و مادر، معلم يا مشاور مدرسه در اين باره صحبت كنيد. حتى صحبت كردن با يك فرد ديگر درباره خجالت كشيدن موجب مى شود يك قدم از خجالتى بودن دور و به اعتماد به نفس داشتن نزديك شويد.
|
|
|
|
|
از آسمان چه خبر - ۳
اين هفته «ماه» را دريابيد!
محمد مهاجر از آسمان چه خبر يك را كه يادتان هست تولد ماه نو... گفتيم كه يك يا حداكثر دو روز بعد از گذشتن ماه از بين زمين و خورشيد، اصطلاحاً هلال ماه نو متولد و ماه قمرى جديدى آغاز مى شود. اما اين را هم گفتيم كه هلال ماه جمادى الثانى امسال يك خصوصيت منحصر به فرد دارد و آن اينكه هلال اين ماه در لحظه تولد نسبت به هلال هاى معمول ديگر به زمين نزديك تر است. اما چرا ماه يك بار در لحظه تولد به زمين نزديك و بار ديگر دورتر است اين پديده از آنجا ناشى مى شود كه مدار ماه به دور زمين مانند مدار همه سيارات و دنباله دارها به دور خورشيد، نه يك مدار دايره اى كه يك مدار بيضى شكل است و ماه در طول حدود ۲۹ روزى كه به دور زمين مى چرخد، گاه به زمين نزديك و بعضى مواقع از آن دورتر است. اما اين چه ربطى به آسمان اين هفته دارد فردا شب از زمان غروب خورشيد تا لحظه طلوع آفتاب در صبح پنجشنبه، فرصت داريد تا هر موقع كه دلتان خواست به آسمان نگاه كنيد و به راحتى قرص كامل ماه را در آن بيابيد. اما نكته جالب اينجاست كه چون هلال ماه دو هفته پيش در نزديك ترين فاصله به زمين متولد شده بود، ماه بدر فردا شب در دورترين فاصله از زمين قرار خواهد داشت. به همين علت قرص ماهى كه فردا شب آسمان ما را روشن مى كند اندكى كوچك تر از قرص ماه تمام در مواقع ديگر است. هيچ مى دانستيد كه قرص ماه تمام در ماه هاى مختلف مى تواند كوچك و بزرگ شود جالب است! نه اما ظاهراً ماه در طول اين هفته خبرسازترين جرم آسمانى است. پنجشنبه شب اگر ماه را در آسمان پيدا كنيد، يك جرم نورانى ديگر را نيز به راحتى در سمت چپ ماه خواهيد يافت: مشترى، بزرگترين سياه منظومه شمسى. از اين سياره جذاب و پرنور در آينده خبرهاى جالبى برايتان خواهيم داشت اما فعلاً از ماه بشنويد كه در شامگاه پنجشنبه و در طول اين شب تا سحرگاه جمعه ۳۱ خرداد، هر ساعت كه مى گذرد به مشترى نزديك و نزديك تر مى شود. ولى درست هنگامى كه اين دو جرم به نزديكى هم رسيده اند، با طلوع خورشيد همه چيز محو مى شود و شما براى پيگيرى اين روند چاره اى نداريد جز اينكه تا شب بعدى صبر كنيد. شب هنگام و همزمان با غروب خورشيد اگر نيم نگاهى به آسمان بيندازيد، مشاهده خواهيد كرد كه ماه در طول روز هم بيكار ننشسته و در اين مدت از مشترى عبور كرده است. به طورى كه شما در غروب جمعه مشترى را بالا و سمت راست ماه خواهيد يافت در حالى كه در شب گذشته بالا و سمت چپ ماه بود. حركت ماه و سيارات در پهنه آسمان يكى از جذاب ترين و زيباترين پديده هاى آسمان است. اگر ماه و مشترى به هم نزديك نمى شدند يا مريخ در طول اين شب ها به سمت قلب الاسد نمى رفت و يا اينكه زحل در آسمان تغيير مكان نمى داد، آسمان براى ما اينقدر جذاب نبود و هر شب ستاره هايى خاص و معين همزمان با غروب خورشيد در آسمان ظاهر مى شدند و به سمت افق غربى حركت مى كردند تا اينكه سپيده دم سر بزند و همه چيز محو شود و شب بعد و شب هاى بعد نيز به همين ترتيب. يكى از مهمترين و تأثيرگذارترين پديده هاى آسمانى، حركت و جابه جايى هاى خورشيد است. در اين مورد هفته آينده مطالب جذابى را برايتان خواهيم داشت، اما عجالتاً باخبر باشيد كه شنبه آينده طولانى ترين روز سال در نيمكره شمالى زمين است. تابستان تان مبارك!
|
|
|
|