شنبه ۱ تير ۱۳۸۷ - ۱۷ جمادى الثانى ۱۴۲۹
Sat, Jun 21, 2008
فرهنگ وانديشه
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصاد
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
دانشگاه
خانواده
ماجرا
ديپلماتيك
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اوقات شرعى
اجتماعى
اجتماعى۱
اجتماعى۲
گفت و گو با دن آيدى فيلسوف تكنولوژى
كتاب انديشه
گفت و گو با دن آيدى فيلسوف تكنولوژى
ادراك از طريق تكنولوژى
372996.jpg
دن آيدى را علاقه مندان ايرانى فلسفه تكنولوژى با شرحش بر مقاله مشهور هايدگر با عنوان «پرسش از ماهيت تكنولوژى» مى شناسند. آيدى يكى از پيشگامان فلسفه تكنولوژى در حوزه انگلوساكسون است و آثار متعددى را از دهه۱۹۷۰ تاكنون در اين زمينه منتشر كرده است. متن زير بخشى از مصاحبه اى است كه در سال۲۰۰۳ با وى انجام شده است.
قصد دارم از سؤال عمومى شروع كنم. شما رابطه ميان تكنولوژى و فلسفه را به طور كلى چگونه مى بينيد به نظر شما چرا تكنولوژى امروزه به يك موضوع فلسفى تبديل شده است
اين سؤال بسيار خوبى است. مى دانم كه فلسفه تكنولوژى بسيار دير به شاخه هاى فلسفه پيوست. من فكر مى كنم كه اين تأخير به واسطه اين تلقى قديمى است كه فلسفه بايد به امور نظرى و انتزاعى و كلى بپردازد. تكنولوژى امرى كاملاً مادى، انضمامى و جزئى است. اگرچه بحث از تكنولوژى در آثار قديمى تر حتى در آثار افلاطون به طور ضمنى مطرح شده است، اما تكنولوژى به خودى خود تا پيش از دوره معاصر هيچ گاه يك موضوع فلسفى به شمار نرفته بود. در قرن نوزدهم ماركس و برخى ديگر از نوهگليان به توليد و تكنولوژى علاقه مند شدند. من معتقدم كه اين توجه پاسخى به اهميت و توان تكنولوژى بود كه در دوره انقلاب صنعتى خود را به خوبى نشان مى داد.
اما فلسفه تكنولوژى آنچنان كه امروزه آن را به عنوان يك شاخه مجزا مى شناسيم، پديده اى مربوط به قرن بيستم است. اين حوزه بين دو جنگ جهانى شكل گرفت. جنگ جهانى اول اولين جنگى بود كه در آن از تكنولوژى در مقياس صنعتى استفاده مى شد، اسلحه هاى خودكار، تانك و هواپيما اولين بار در اين جنگ به طور گسترده به كار گرفته شدند.تأثير تكنولوژى در جنگ جهانى دوم به مراتب بيشتر ديده شد. اين امر باعث شد كه تكنولوژى بهتر مورد توجه قرار بگيرد. فيلسوفانى مانند نيكلاى بردبايف، اورتگاى گاست، هايدگر و ياسپرس نقش مهمى در شكل گيرى رويكرد فلسفى به تكنولوژى داشتند.
شما به هايدگر اشاره كرديد. به نظر مى رسد كه افكار او در مورد تكنولوژى را به سختى بتوان از پروژه او در فلسفه و افكارش در حوزه هنرى، شاعرى و وجود جدا كرد. در حالى كه در دهه هاى اخير شما و ديگر فلاسفه به تكنولوژى به عنوان يك امر مستقل مى پردازيد. اين رويكرد با رويكرد هايدگر متفاوت است.
نكته اى كه شما به آن اشاره كرديد، اخيراً توسط چندتن از فيلسوفان تكنولوژى هلندى در كتابى به نام «از ماشين بخار تا شهر الكترونيكى: فلسفه تكنولوژى در جهان جديد» مورد بررسى دقيق قرار گرفته است. مقصود از جهان جديد در اين كتاب ايالات متحده است. نويسندگان در اين كتاب نشان داده اند كه آثار فلسفه تكنولوژى در امريكا با آثار فلاسفه اروپايى در اين مورد متفاوت است؛ متفكران امريكايى رويكردى بيشتر تجربى دارند و بيشتر به تبعات عملگرايانه وانضمامى تكنولوژى مى پردازند. من با تحليل آنها موافقم. البته من فكر نمى كنم كه ما نسبت به اين تفاوت خودآگاه بوده باشيم، اما ما به نوعى به رويكرد بيش از حد انتزاعى استعلايى و حتى بدبينانه اسلاف اروپايى خويش واكنش نشان مى داده ايم. نكته جالب ديگرى هم در مورد فلسفه تكنولوژى در نيمه دوم قرن بيستم وجود دارد. اين شاخه برخلاف شاخه هايى مانند فمنيسم و ساختارشكنى كه به سرعت گسترش پيدا كردند و به مباحثات زيادى منجر شدند، توسعه بسيار آرامى داشته است. اين موضوع را به راحتى مى توان از مقايسه تعداد كتابهايى كه در اين حوزه ها منتشر شده است، تشخيص داد.
اجازه دهيد كه پرسش جزئى ترى در مورد آثار اوليه تان بپرسم. ايده شما در مورد «ادراك از طريق تكنولوژى» يكى از مهمترين ايده هاى فلسفه معاصر تكنولوژى است. چگونه به فلسفه تكنولوژى علاقه مند شديد و چگونه شد كه كتاب «تكنيك و پراكسيس» را نگاشتيد
اين كتاب در ۱۹۷۹ منتشر شد، اما من از اوايل دهه۷۰ كار روى اين حوزه را آغاز كرده بودم. من در سال۱۹۶۹ به دانشگاه ايلى نويز جنوبى رفتم و پروژه اى را با عنوان «فلسفه كار» شروع كردم. من خصوصاً به موضوع ابزار در آزمايش علاقه مند بودم. من به اين موضوع فكر مى كردم كه علم چگونه معرفت خاص خود را شكل مى دهد و البته در علم مدرن، ابزار آزمايش اهميت خاصى دارند. به همين دليل من به ادراكاتى كه از طريق ابزار شكل مى گيرند، علاقه مند شدم. البته من با پشتوانه اى پديدارشناسانه به اين موضوع پرداختم. در سال۱۹۷۲ بود كه اولين مقالات كتاب تكنيك و پراكسيس نوشته شد.
اولين كتابهايى كه در آنها به فلسفه تكنولوژى پرداختم، «شنيدن و صدا» (۱۹۷۶) و «پديدارشناسى تجربى» (۱۹۷۷) بود. واكنش هايى كه به كتابها نشان داده شد و همين طور گفت وگوهايى كه در كنفرانس ها داشتم، مشكلات كار را به من نشان داد. من سعى كرده بودم توضيح دهم كه چگونه هوسرل، هايدگر و مرلوپونتى جا افتادن تكنولوژى در زيست جهان را پيش بينى كرده اند. اما بسيارى از انديشمندان اروپايى با ايده من مشكل داشتند. آنها هنوز به نوعى فكر مى كردند كه من آن را نسخه ذهن گرايى پديدارشناسى مى نامم. از آنجا كه من ذهن گرايى را رد مى كردم، نوعى احساس نااميدى نسبت به اروپايى ها داشتم. در مقابل از انديشمندان انگلوساكسون هم نااميد بودم. به اين دليل كه فلسفه تحليلى در انگليس و آمريكا غلبه داشت و فلاسفه تحليلى نسبت به هرگونه بحث هاى انضمامى حتى اگر در مورد موضوع ادراك باشد، نوعى پيشداورى منفى دارند. تا وقتى كه با افرادى مانند هكينگ، لاتور و گاليسون آشنا نشده بودم، احساس مى كردم كه بسيار تنها هستم. آنها هم هر يك به روش خود به تكنولوژى فكر مى كردند. بويژه كتاب لاتور وولگار «زندگى آزمايشگاهى» در سال۱۹۷۹ يعنى همان سال انتشار تكنيك و پراكسيس منتشر شد. كداميك از ما اول بود، نمى دانم اما ما بسيار شبيه هم فكر مى كرديم.
شما آينده فلسفه تكنولوژى را چگونه مى بينيد به نظر مى رسد كه رويكرد عملگرايانه در فلسفه تكنولوژى معاصر داراى قدرت زيادى است
قطعاً، من تصور مى كنم كه فلسفه تكنولوژى در سالهاى آينده خصلت بين رشته اى خود را بيشتر نشان خواهد داد. اين حوزه نمى تواند به صورت يك حوزه فلسفى محض توسعه پيدا كند. ما بايد با حوزه هايى مانند جامعه شناسى علم، مطالعات علم و دست كم برخى گرايش ها در فلسفه علم ارتباط برقرار كنيم. علاوه بر اين من تمايل دارم كه فلسفه تكنولوژى خصلت تجربى و عملگرايانه بيشترى داشته باشد، اگرچه اين تمايل ممكن است به سليقه من مرتبط باشد، اما احساس مى كنم كه فلسفه تكنولوژى به اين رويكرد نيازمند است.
منبع:www. Filosofi. Net
كتاب انديشه
منزلت عقل در هندسه
معرفت دينى
373053.jpg
* آيت الله جوادى آملى
* مركز نشر اسراء
سالهاست كه نزاع علم كه محصول عقل است و دين كه رهاورد وحى است، اذهان بسيارى را به خود مشغول داشته است. اين نزاع محصول تصورى ناصواب از نسبت علم و دين و بر اين انديشه استوار است كه علم در مقابل دين است و آنچه را دين مى گويد، علم مى تواند نفى كند.
ثمره تلخ تقابل پندارى و جداانگارى دو حوزه علم و دين، تأكيد بر سهم علم در هدايت و مديريت زندگى بشر و كنار نهادن سهم دين در اين عرصه است ، زيرا پيشرفت و شكوفايى علوم جاى ترديد و انكار ندارد و فربهى علم به معناى به حاشيه رانده شدن و انزواى هرچه بيشتر دين از عرصه زندگى بشر تفسير شده است.در كتاب حاضر، آيت الله جوادى آملى ضمن تبيين جايگاه و منزلت عقل در هندسه معرفت دينى به حل اين تعارض خيالى و رفع توهم جدايى و تقابل علم و دين مى پردازند و اثبات مى كنند كه عقل در برابر نقل است نه در برابر دين و خارج از قلمرو معرفت دينى.
عقل و نقل هر دو پرده دار حريم معرفت دينى اند و هيچ يك از ديگرى پرده درى نمى كنند.بى شك ثمره اين بحث ارائه تصويرى معقول از مقوله «اسلامى شدن علوم » خواهد بود. چرا كه علم وقتى اسلامى مى شودكه عقل مانند نقل، حجت دينى باشد. اگر عقل حجت دينى است و حكم دين را مى رساند، پس محصولات عقلى به معناى وسيع آن كه شامل علوم طبيعى، انسانى، رياضى و فلسفه مى شود، مطالب دينى را مى رسانند، نه آن كه بيگانه و متمايز از دين باشند.ثمره ديگر اين مبنا برچيده شدن بساط مكتب تفكيك خواهد بود. مكتبى كه بر لزوم جداسازى فلسفه الهى و عرفان ناب از كتاب و سنت (علوم نقلى) تأكيد دارد.
بخش نخست اين كتاب عهده دار دفاع از نظريه اى است كه عقل را در برابر نقل مى داند، نه در برابر دين. بررسى تفصيلى پيامدهاى اين تحليل و نگرش، بخش دوم كتاب را تشكيل مى دهد.
در واقع اين نوشتار ، مجموعه مباحثى است كه آيت الله جوادى آملى طى دو دهه اخير در همايش ها و جلسات ويژه در جمع اساتيد حوزه و دانشگاه تحت عنوان «منزلت عقل درهندسه معرفت دينى» ارائه كرده بودند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |